Ar-Rum 30:32
The Romans · Juz 21 · Page 407
مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۭ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ ٣٢
[Or] of those who have divided their religion and become sects, every faction rejoicing in what it has.1
1 translator’s note
- Of beliefs, opinions, customs, etc. ↩
Tafsir · in Persian
As-Sa'di
Medium · Clear and to the point: what to take from each passage.
Change
Commentary on 30:30–32
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ روي خود را با حق گرايي تمام به سوي دين بگردان، با همان سرشتي که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. آفرينش خداوند دگرگوني نمي پذيرد. اين است دين و آيين محکم و استوار ولي بيشتر مردم نمي دانند. مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ به سوي خدا برگرديد و از او پروا بداريد و نماز را بر پا داريد و از زمرۀ مشرکان نباشيد. مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ از کساني که دينشان را بخش بخش کرده و به دسته ها و گروه هاي گوناگوني تقسيم شدند. هر گروهي به آنچه که نزد خود دارند خرسندند.
(30) خداوند دستور میدهد که همۀ کارها مخلصانه برای او انجام گیرد، و دینش برپا داشته شود. پس میفرماید: (﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ﴾) و روی خود را خالصانه متوجه دین حقیقیِ خدا که همان اسلام و ایمان و احسان است، بکن؛ و با قلب و اراده و بدنت برای برپا داشتن آیینهای ظاهری دین مانند نماز و زکات و روزه و حج و امثال آن بپاخیز، و به برپا داشتن آن روی بیاور. همچنین با قلب و اراده و بدن خود آیینهای باطنی دین مانند محبت و بیم و امید و انابت را انجام بده. و احسان در آیینهای ظاهری و باطنی این است که خدا را چنان بپرستی که انگار او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، وی تو را میبیند. و خداوند به صورت ویژه گرداندن روی را بیان نمود؛ چون متوجه شدن روی، به دنبال متوجه شدن قلب است، و تلاش بدنی نتیجۀ این دو امر است. بنابراین فرمود: (﴿حَنِيفٗا﴾) یعنی در حالی که به خدای روی آورده، و از غیر او روی برتافتهای. و امری که ما تو را به آن فرمان دادهایم، (﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا﴾) سرشت الهی است که مردمان را بر آن سرشته است، و خوبی این امر را در عقل آنها نهاده، و زشتی غیر آن را در خرد و سرشت آنها گنجانده است.گرایش و میل داشتن به همۀ آیینهای ظاهری و باطنی خداوند، چیزی است که خداوند در دل مردم قرار داده است. دوست داشتن حق و برگزیدن آن، چیزی است که خداوند آن را در دلهای مردم قرار داده، و این حقیقت فطرت است. و هر کس که از این اصل بیرون رود، به خاطر عارضهای است که بر فطرت او عارض گشته، و آن را فاسد کرده است. همانگونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(کُلُّ مَولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَۀ فَأبوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ أوْ یُنَصِّرَانِهِ أوْ یُمَجِّسَانِهِ): «هر فرزندی بر فطرت [دین اسلام] به دنیا میآید، پس پدر و مادرش او را یهودی میکنند یا او را نصرانی میگردانند یا او را مجوسی مینمایند.» (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ﴾) هیچ کس نمیتواند آفرینش خداوند را تغییر داده، و آن را بر خلاف صورتگری خداوند بگرداند. (﴿ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾) آنچه تو را به آن فرمان دادیم، راه راستی است که انسان را به خدا و به بهشت میرساند؛ پس هرکس با حقگرایی تمام و مخلصانه روی به دین خدا نماید، راه راست را به سوی تمام آیینها و احکام دین در پیش گرفته است. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم، دین استوار و محکم را نمیشناسند؛ و اگر هم بشناسند، آن را در پیش نمیگیرند.
(31) (﴿مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) این است تفسیر «رو نمودنِ خالصانه به آیین خدا”؛زیرا انابت حقیقی، انابت قلب و فراهم آمدن انگیزههای تحصیل خشنودی خداست. و این مستلزم آن است که بدن به مقتضای آنچه در قلب هست، عمل نماید؛ و این شامل عبادتهای ظاهری و باطنی است. و این جز با ترک گناهان ظاهری و باطنی به اتمام نمیرسد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و از او پروا بدارید، که شامل انجام دادن چیزی است که بدان امر شده است. همچنانکه شامل ترک کردن چیزی است که از آن نهی به عمل آمده است. و از میان چیزهایی که بدان فرمان داده شده است، نماز را به طور ویژه بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ چون برپا داشتن نماز، آدمی را به توبه و تقوا فرا میخواند، همانگونه که خداوند متعال در سورۀ عنکبوت میفرماید:﴿ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾ و نماز را بر پای دار، بیگمان نماز [آدمی را] از زشتیها و کارهای ناشایست باز میدارد. و این گونه نماز انسان را در مسیر پرهیزگاری کمک میکند. سپس فرمود:﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾ و ذکر خداوند بزرگتر است. در اینجا بر انابت تشویق شده است. و از میان منهیات، مهمترین و اساس آن را بیان کرد که در صورت ارتکاب آن، هیچ عملی پذیرفته نمیشود، و آن شرک است. پس فرمود: (﴿وَلَا تَكُونُواۡ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از زمرۀ مشرکان مباشید، چون شریک قرار دادن برای خدا، با انابت و توبه که روح آن اخلاص کامل است، متضاد میباشد.
(32) سپس حالت مشرکین را بیان کرد و آن را تقبیح نمود، و فرمود: (﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواۡ دِينَهُمۡ﴾) کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کردند با اینکه دین یک مجموعۀ غیر قابل تفکیک است. و دین؛ یعنی اینکه عبادت خالصانه برای خداوند یگانه انجام شود، اما اینها آن را بخش بخش کردند؛ برخی خورشید و ماه را پرستش کردند، و برخی اولیا و صالحان را پرستیدند، و برخی یهودی و برخی نصرانی شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانُواۡ شِيَعٗا﴾) و هر فرقهای به گروه و حزبی تبدیل شد که برای یاری کردن باطل خود تعصب میورزید، و دیگران را طرد مینمود، و با آنها مبارزه میکرد. (﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾) هر گروهی به سبب اینکه دانشی مخالف با دانشهای پیامبران دارند، شادمان هستند؛ و پیش خود چنین حکم میکنند که آنها بر حق بوده، و دیگران بر باطل میباشند. ضمناً در اینجا مسلمانها از تفرقه و گروه گروه شدن برحذر داشته شدهاند؛ زیرا یکی از آثار نامطلوب تفرّق این است که هر گروهی برای باطلی که بر آن قرار دارد، متعصّب میشود که در این صورت آنها در متفرق شدن با مشرکین مشابه خواهند بود؛ زیرا دین یکی است و پیامبر یکی است و خدا یکی است و در بیشتر امور دینی علما و ائمه با هم اجماع و اتفاق دارند؛ و خداوند برادریِ ایمانی را بسیار محکم و کاملاً برقرار داشته است. پس چرا همۀ اینها لغو شود؛ و مسلمانان به خاطر مسایل فرعی که در آن اختلاف دارند، دسته دسته شوند؛ و یکدیگر را به خاطر آن، گمراه قلمداد کنند؛ و به خاطر این مسائل خود را از یکدیگر جدا و متمایز سازند؟! این بزرگترین دستبرد شیطان، و بزرگترین هدف او است که مسلمانها به آن نزدیک شدهاند! و آیا تلاش برای متحد کردن و وحدت کلمۀ مسلمین و دور کردن تفرقهای که بر اساس این اصل باطل پدید آمده، برترین جهاد در راه خدا و برترین کاری نیست که انسان را به خدا نزدیک مینماید؟! وقتی خداوند دستور داد تا به سوی او انابت و رجوع شود ـ انابتی که بدان امر شده، انابتی اختیاری است که انسان در حالت سختی و رفاه و فراخی و تنگدستی به خدا روی میآورد ـ انابت اضطراری را نیز بیان کرد که انسان به هنگام گرفتار شدن به سختیها و مشکلات به ناچار به خداوند روی میآورد، و چون سختی و بلا از او دور شود، پناه آوردن به خدا را پشت سر میاندازد، که چنین انابتی فایدهای ندارد. پس فرمود:
Page 407
30:25
وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن تَقُومَ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ بِأَمۡرِهِۦۚ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمۡ دَعۡوَةٗ مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ إِذَآ أَنتُمۡ تَخۡرُجُونَ ٢٥
And of His signs is that the heaven and earth stand [i.e., remain] by His command. Then when He calls you with a [single] call from the earth, immediately you will come forth.
30:26
وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ ٢٦
And to Him belongs whoever is in the heavens and earth. All are to Him devoutly obedient.
30:27
وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِۚ وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٢٧
And it is He who begins creation; then He repeats it, and that is [even] easier for Him. To Him belongs the highest description [i.e., attribute] in the heavens and earth. And He is the Exalted in Might, the Wise.
30:28
ضَرَبَ لَكُم مَّثَلٗا مِّنۡ أَنفُسِكُمۡۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ فَأَنتُمۡ فِيهِ سَوَآءٞ تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ ٢٨
He presents to you an example from yourselves. Do you have among those whom your right hands possess [i.e., slaves] any partners in what We have provided for you so that you are equal therein [and] would fear them as your fear of one another [within a partnership]?1 Thus do We detail the verses for a people who use reason.
1 translator’s note
- See footnote to 16:71. ↩
30:29
بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٢٩
But those who wrong follow their [own] desires without knowledge. Then who can guide one whom Allāh has sent astray? And for them there are no helpers.
30:30
فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ ٣٠
So direct your face [i.e., self] toward the religion, inclining to truth. [Adhere to] the fiṭrah1 of Allāh upon which He has created [all] people. No change should there be in the creation of Allāh.2 That is the correct religion, but most of the people do not know.
2 translator’s notes
The natural inborn inclination of man to worship his Creator prior to the corruption of his nature by external influences. Thus, Islāmic monotheism is described as the religion of fiṭrah - that of the inherent nature of mankind.
[1146] i.e., let people remain true to their fiṭrah within the religion of Islām.
↩- ↩
30:31
۞ مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ وَٱتَّقُوهُ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٣١
[Adhere to it], turning in repentance to Him, and fear Him and establish prayer and do not be of those who associate others with Allāh
30:32
مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۭ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ ٣٢
[Or] of those who have divided their religion and become sects, every faction rejoicing in what it has.1
1 translator’s note
- Of beliefs, opinions, customs, etc. ↩