Al-A'raf 7:120
The Heights · Juz 9 · Page 164
وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ١٢٠
And the magicians fell down in prostration [to Allāh].
Tafsir · in Persian
As-Sa'di
Medium · Clear and to the point: what to take from each passage.
Change
Commentary on 7:103–171
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُواْ بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ؛ بعد از آنها موسي را با آياتمان بر فرعون و قومش مبعوث داشتيم به خلافش برخاستند اينک بنگر که عاقبت مفسدان چگونه بوده است. وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ؛ موسي گفت : اي فرعون ، من پيامبري از جانب پروردگار عالميانم. حَقِيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ؛ شايسته است که در باره خدا جز به راستي سخن نگويم من همراه با، معجزه اي از جانب پروردگارتان آمده ام بني اسرائيل را با من بفرست. قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ؛ گفت : اگر راست مي گويي و معجزه اي به همراه داري ، آن را بياور. فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ؛ عصايش را انداخت ، اژدهايي راستين شد. وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ؛ و دستش را بيرون آورد ، در نظر آنان که مي ديدند سفيد و درخشان بود. قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ؛ مهتران قوم فرعون گفتند : اين جادوگري است دانا. يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ؛ مي خواهد شما را، از سرزمينتان بيرون کند ، چه مي فرماييد ? قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَآئِنِ حَاشِرِينَ؛ گفتند : او و برادرش را نگه دار و کسان به شهرها بفرست. يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ؛ تا همه جادوگران دانا را نزد تو بياورند. وَجَاء السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالْواْ إِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ؛ جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند : اگر غلبه يابيم ، ما را پاداشي هست ? قَالَ نَعَمْ وَإَنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ؛ گفت : آري ، و شما از مقربان خواهيد بود. قَالُواْ يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ؛ گفتند : اي موسي ، آيا نخست تو مي افکني ، يا ما بيفکنيم ? قَالَ أَلْقُوْاْ فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ؛ گفت :، شما بيفکنيد چون افکندند ، ديدگان مردم را جادو کردند و آنان را ترسانيدند و جادويي عظيم آوردند. وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ؛ و به موسي وحي کرديم که عصاي خود را بيفکن به ناگاه ديدند که همه جادوهايشان را مي بلعد. فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ پس حق به ثبوت رسيد و کارهاي آنان باطل شد. فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ؛ در همان جا مغلوب شدند ، و خوار و زبون بازگشتند. وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ؛ جادوگران به سجده وادار شدند. قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ؛ گفتند : به پروردگار جهانيان ايمان آورديم . رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ؛ پروردگار موسي و، هارون. قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَـذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ فرعون گفت : آيا پيش از آنکه من به شما رخصت دهم به او ايمان آورديد? اين حيله اي است که در باره اين شهر انديشيده ايد تا مردمش را بيرون کنيد به زودي خواهيد دانست. لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ؛ دستها و پايهايتان را به خلاف يکديگر خواهم بريد و همگيتان را بر دار خواهم کرد. قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ؛ گفتند : ما به نزد پروردگارمان باز مي گرديم. وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ؛ خشم بر ما نمي گيري ، جز آنکه چون نشانه هاي پروردگارمان بر ما آشکار، شد به آنها ايمان آورديم اي پروردگار ما ، بر ما شکيبايي ببار و ما را مسلمان بميران. وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَونَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءهُمْ وَنَسْتَحْيِـي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ ؛ مهتران قوم فرعون گفتند : آيا موسي و قومش را مي گذاري تا در زمين فسادکنند و تو و خدايانت را ترک گويد ? گفت : پسرانشان را خواهم کشت و زنانشان را زنده خواهم گذاشت ما بالاتر از ايشانيم و بر آنها غلبه مي يابيم. قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛ موسي به قومش گفت : از خدا مدد جوييد و صبر پيشه سازيد که اين زمين ، ازآن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به ميراث مي دهد و سرانجام نيک از آن پرهيزگاران است. قَالُواْ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِينَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ؛ گفتند : پيش از آنکه تو بيايي در رنج بوديم و پس از آنکه آمدي باز در رنجيم گفت : اميد است که پروردگارتان دشمنتان را هلاک کند و شما را در روي زمين جانشين او گرداند آنگاه بنگرد که چه مي کنيد. وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّن الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ؛ قوم فرعون را به قحطو نقصان محصول مبتلا کرديم ، شايد پند گيرند. فَإِذَا جَاءتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَـذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ؛ چون نيکيي نصيبشان مي شد مي گفتند : حق ماست و چون بديي به آنها مي ، رسيد ، موسي و همراهانش را بدشگون مي دانستند آگاه باشيد ، آن نيک و بد که به ايشان رسد از خداست ، ولي بيشترينشان نمي دانند. وَقَالُواْ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِن آيَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ؛ و گفتند:« هر اندازه براي ما معجزه بياوري تا ما را با آن جادو کني به تو ايمان نمي آوريم.» فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلاَتٍ فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ؛ ما نيز بر آنها نشانه هايي آشکار و گوناگون چون طوفان و ملخ و شپش و، قورباغه و خون فرستاديم باز سرکشي کردند ، که مردمي مجرم بودند. وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُواْ يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ لَئِن كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَآئِيلَ ؛ و چون عذاب بر آنها فرود آمد ، گفتند : اي موسي ، بدان عهدي که خدا را با تو هست او را بخوان ، که اگر اين عذاب از ما دور کني به تو ايمان مي آوريم و بني اسرائيل را با تو مي فرستيم. فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ؛ چون تا آن زمان که قرار نهاده بودند عذاب را از آنها دور کرديم ، پيمان خود را شکستند. فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ؛ پس ، از ايشان انتقام گرفتيم و در دريا غرقشان کرديم زيرا آيات ما را، دروغ مي انگاشتند و از آنها غفلت مي ورزيدند. وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَآئِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ ؛ و به آن مردمي که به ناتواني افتاده بودند ، شرق و غرب آن سرزمين را که برکت داده بوديم به ميراث داديم ، و وعده نيکويي که پروردگار تو به بني اسرائيل داده بود بدان سبب که شکيبايي ورزيده بودند ، به کمال رسيد و هر چه را فرعون و قومش مي ساختند و کاخهايي را که بر مي افراشتند ويران کرديم. وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَآئِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَـهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ؛ و بني اسرائيل را از دريا گذرانيديم بر قومي گذشتند که به پرستش ، بتهاي خود دل بسته بودند گفتند : اي موسي ، همان طور که آنها را خداياني است براي ما هم خدايي بساز گفت : شما مردمي بي خرد هستيد. إِنَّ هَـؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ آنچه اينان در آنند ، نابود شونده و کاري که مي کنند باطل است. قَالَ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَـهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ؛ گفت : آيا جز الله ، برايتان خدايي بجويم ، و حال آنکه اوست که شما رابر جهانيان برتري بخشيد ? وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَونَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ؛ و شما را از آل فرعون رهانيديم به عذابهاي سختتان مي آزردند ،، پسرانتان را مي کشتند و زنانتان را زنده مي گذاشتند و در اين از جانب پروردگارتان آزمايشي بزرگ بود. وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ؛ سي شب با موسي وعده نهاديم و ده شب ديگر بر آن افزوديم تا وعده ، پروردگارش چهل شب کامل شد و موسي به برادرش هارون گفت : بر قوم من جانشين من باش و راه صلاح پيش گير و به طريق مفسدان مرو. وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ؛ چون موسي به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، گفت : اي پروردگار من ، بنماي ، تا در تو نظر کنم گفت : هرگز مرا نخواهي ديد به آن کوه بنگر ، اگر بر جاي خود قرار يافت ، تو نيز مرا خواهي ديد چون پروردگارش بر کوه تجلي کرد ، کوه را خرد کرد و موسي بيهوش بيفتاد چون به هوش آمد گفت : تو منزهي ، به تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم. قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِي وَبِكَلاَمِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ؛ گفت : اي موسي ، من تو را به پيامهايم و سخن گفتنم از ميان مردم ، برگزيدم ، پس آنچه را به تو داده ام فرا گير و از سپاسگزاران باش. وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ ؛ براي او در آن الواح هر گونه اندرز و تفصيل هر چيز را نوشتيم پس گفتيم : آن را به نيرومندي بگير ، و قومت را بفرماي تا به بهترين آن عمل کنند ، به زودي جايگاه نافرمانان را به شما نشان دهم. سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ ؛ آن کساني را که به ناحق در زمين سرکشي مي کنند ، زودا که از آيات ، خويش رويگردان سازم ، چنان که هر آيتي را که ببينند ايمان نياورند و اگر طريق هدايت ببينند از آن نروند و اگر طريق گمراهي ببينند از آن بروند زيرااينان آيات را دروغ انگاشتند و از آن غفلت ورزيدند. وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ و اعمال آنان که آيات ما و ديدار قيامت را دروغ انگاشتند ، ناچيز شد، آيا جز در مقابل کردارشان کيفر خواهند ديد ? وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ يُكَلِّمُهُمْ وَلاَ يَهْدِيهِمْ سَبِيلاً اتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَالِمِينَ ؛ قوم موسي بعد از او از زيورهايشان تنديس گوساله اي ساختند که بانگ مي کرد آيا نمي بينند که آن گوساله با آنها سخن نمي گويد و ايشان را به هيچ راهي هدايت نمي کند ? آن را به خدايي گرفتند و بر خود ستم کردند. وَلَمَّا سُقِطَ فَي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ؛ و چون از آن کار پشيمان شدند و ديدند که در گمراهي افتاده اند ، گفتند :اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نيامرزد ، در زمره زيان کردگان خواهيم بود. وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ؛ چون موسي خشمگين و اندوهناک نزد قوم خود بازگشت ، گفت : در غيبت من چه ، بد جانشيناني بوديد چرا بر فرمان پروردگار خود پيشي گرفتيد ? و الواح را بر زمين افکند ، و سر برادرش را گرفت و به سوي خود کشيد هارون گفت : اي پسر مادرم ، اين قوم مرا زبون يافتند و نزديک بود که مرا بکشند، مرا دشمنکام مکن و در شما ستمکاران مياور. قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ؛ گفت : اي پروردگار من ، مرا و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت ، خويش داخل کن که تو مهربان ترين مهرباناني. إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ؛ آنان که گوساله را برگزيدند به زودي به غضب پروردگارشان گرفتار خواهندشد و در زندگاني اينجهاني به خواري خواهند افتاد دروغگويان را اينچنين کيفر مي دهيم. وَالَّذِينَ عَمِلُواْ السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَآمَنُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ آنان که مرتکب کارهاي بد شدند ، آنگاه توبه کردند و ايمان آوردند ، بدانند که پروردگار تو پس از توبه ، آمرزنده و مهربان است. وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ؛ چون خشم موسي فرو نشست ، الواح را برگرفت و در نوشته هاي آن ،، براي آنهايي که از پروردگارشان بيمناکند ، هدايت و رحمت بود. وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِي مَن تَشَاء أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ ؛ موسي براي وعده گاه ما از ميان قومش هفتاد مرد را برگزيد چون زلزله آنها را فرو گرفت ، گفت : اي پروردگار من ، اگر مي خواستي ايشان را و مرا پيش از اين هلاک مي کردي آيا به خاطر اعمالي که بيخردان ما انجام داده اند ما را به هلاکت مي رساني ? و اين جز امتحان تو نيست هر کس رابخواهي بدان گمراه مي کني و هر کس را بخواهي هدايت تو ياور ما هستي ،ما را بيامرز و بر ما ببخشاي که تو بهترين آمرزندگاني. وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَـذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَـا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَـاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ؛ براي ما در دنيا و آخرت نيکي بنويس ما به سوي تو راه يافته ايم گفت :، عذاب خود را به هر کس که بخواهم مي رسانم و رحمت من همه چيز را در بر مي گيرد آن را براي کساني که پرهيزگاري مي کنند و زکات مي دهند وبه آيات ما ايمان مي آورند مقرر خواهم داشت. الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ آنان که از اين رسول ، اين پيامبر امي که نامش را در تورات و انجيل ، خود نوشته مي يابند ، پيروي مي کنند آن که به نيکي فرمانشان مي دهد و از ناشايست بازشان مي دارد و چيزهاي پاکيزه را بر آنها حلال مي کند و چيزهاي ناپاک را حرام و بار گرانشان را از دوششان بر مي دارد و بند و زنجيرشان را مي گشايد پس کساني که به او ايمان آوردند و حرمتش را نگاه داشتند وياريش کردند و از آن کتاب که بر او نازل کرده ايم پيروي کردند ، رستگارانند. قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِـي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ؛ بگو : اي مردم ، من فرستاده خدا بر همه شما هستم آن خدايي که ، فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست و هيچ خدايي جز او نيست زنده مي کند ومي ميراند پس به خدا و رسول او ، آن پيامبر امي که به خدا و کلمات اوايمان دارد ، ايمان بياوريد و از او پيروي کنيد ، باشد که هدايت شويد. وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ؛ گروهي از قوم موسي هستند که مردم را به حق راه مي نمايند و به عدالت رفتار مي کنند. وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ بني اسرائيل را به دوازده سبطتقسيم کرديم و چون قوم موسي از او آب ، خواستند به او وحي کرديم که عصايت را بر سنگ بزن از آن سنگ دوازده چشمه روان شد و هر گروه آبشخور خويش را بشناخت و ابر را سايبانشان ساختيم و برايشان من و سلوي نازل کرديم بخوريد از اين چيزهاي پاکيزه که بر شما روزي داده ايم و آنان به ما ستم نکردند بلکه به خودشان ستم مي کردند. وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَـذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ؛ و به آنان گفته شد که در اين قريه سکونت کنيد و هر جا هر چه خواهيد بخوريد و بگوييد که گناهان ما را بريز و سجده کنان از دروازه داخل شويد ، تاگناهانتان را بيامرزيم به پاداش نيکوکاران خواهيم افزود. فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ؛ از ميان آنان ، آن گروه که بر خود ستم کرده بودند سخني را که به آنها، گفته شده بود ديگر کردند پس به کيفر ستمي که مي کردند برايشان از آسمان عذاب فرستاديم. واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ؛ در باره آن قريه نزديک به دريا از ايشان بپرس آنگاه که در روز شنبه سنت مي شکستند زيرا در روزي که شنبه مي کردند ماهيان آشکار بر روي آب مي آمدند و روزي که شنبه نمي کردند نمي آمدند اينان را که مردمي نافرمان بودند اينچنين مي آزموديم. وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ و آنگاه که گروهي از ايشان گفتند : چرا قومي را پند مي دهيد که خدا، هلاکشان خواهد کرد و به عذابي دردناک مبتلا خواهد ساخت ? گفتند : تا ما را نزد پروردگارتان عذري باشد و باشد که پرهيزگار شوند. فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ؛ چون اندرزي را که به آنها داده شده بود فراموش کردند ، آنان را که از بدي پرهيز مي کردند نجات داديم و گنهکاران را به سبب گناهشان به عذابي سخت فرو گرفتيم. فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ؛ و چون از ترک چيزي که از آن منعشان کرده بودند سرپيچي کردند ، گفتيم ، :بوزينگاني مطرود شويد. وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ و پروردگار تو اعلام کرد که کسي را بر آنان بگمارد که تا به روز قيامت به عذابي ناگوار معذبشان گرداند هر آينه پروردگار تو زود عقوبت مي کندو نيز آمرزنده و مهربان است. وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ آنان را گروه گروه در زمين تقسيم کرديم ، بعضي نيکوکار و بعضي جز آن وبه نيکيها و بديها آزموديم ، شايد بازگردند. فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَـذَا الأدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مُّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لاَّ يِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ بعد از اينان گروهي به جايشان نشستند و وارث آن کتاب شدند که به ، متاع دنيوي دل بستند و گفتند که به زودي آمرزيده مي شويم و اگر همانند آن باز هم متاعي بيابند برگيرند آيا از ايشان پيمان نگرفته اند که در باره خدا جز به راستي سخن نگويند ، حال آنکه آنچه در آن کتاب آمده بود خوانده بودند ? سراي آخرت براي کساني که مي پرهيزند بهتر است آيا تعقل نمي کنيد ? وَالَّذِينَ يُمَسَّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ؛ آنان که به کتاب خدا تمسک مي جويند و نماز مي گزارند بدانند که پاداش نيکوکاران را تباه نمي سازيم. وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّواْ أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ و کوه را برفراز سرشان چون سايباني نگه داشتيم و مي پنداشتند که اکنون ، بر سرشان خواهد افتاد کتابي را که به شما داده ايم با نيرومندي بگيريد وهر چه را که در آن آمده است به ياد داريد ، باشد که پرهيزگار شويد.
Page 164
7:105
حَقِيقٌ عَلَىٰٓ أَن لَّآ أَقُولَ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّۚ قَدۡ جِئۡتُكُم بِبَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ فَأَرۡسِلۡ مَعِيَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ١٠٥
[Who is] obligated not to say about Allāh except the truth. I have come to you with clear evidence from your Lord, so send with me the Children of Israel."1
1 translator’s note
- i.e., free them from oppression and allow them to emigrate. ↩
7:106
قَالَ إِن كُنتَ جِئۡتَ بِـَٔايَةٖ فَأۡتِ بِهَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ١٠٦
[Pharaoh] said, "If you have come with a sign, then bring it forth, if you should be of the truthful."
7:107
فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ ١٠٧
So he [i.e., Moses] threw his staff, and suddenly it was a serpent, manifest.1
1 translator’s note
- i.e., genuine and not imagined, as a miracle from Allāh. ↩
7:108
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ١٠٨
And he drew out his hand; thereupon it was white [with radiance] for the observers.
7:109
قَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِ فِرۡعَوۡنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٞ ١٠٩
Said the eminent among the people of Pharaoh, "Indeed, this is a learned magician
7:110
يُرِيدُ أَن يُخۡرِجَكُم مِّنۡ أَرۡضِكُمۡۖ فَمَاذَا تَأۡمُرُونَ ١١٠
Who wants to expel you from your land [through magic], so what do you instruct?"
7:111
قَالُوٓاْ أَرۡجِهۡ وَأَخَاهُ وَأَرۡسِلۡ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ١١١
They said,1 "Postpone [the matter of] him and his brother and send among the cities gatherers
1 translator’s note
- After mutual consultation and agreement. ↩
7:112
يَأۡتُوكَ بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٖ ١١٢
Who will bring you every learned magician."
7:113
وَجَآءَ ٱلسَّحَرَةُ فِرۡعَوۡنَ قَالُوٓاْ إِنَّ لَنَا لَأَجۡرًا إِن كُنَّا نَحۡنُ ٱلۡغَٰلِبِينَ ١١٣
And the magicians came to Pharaoh. They said, "Indeed for us is a reward if we are the predominant."
7:114
قَالَ نَعَمۡ وَإِنَّكُمۡ لَمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ ١١٤
He said, "Yes, and, [moreover], you will be among those made near [to me]."
7:115
قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ نَحۡنُ ٱلۡمُلۡقِينَ ١١٥
They said, "O Moses, either you throw [your staff], or we will be the ones to throw [first]."
7:116
قَالَ أَلۡقُواْۖ فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ سَحَرُوٓاْ أَعۡيُنَ ٱلنَّاسِ وَٱسۡتَرۡهَبُوهُمۡ وَجَآءُو بِسِحۡرٍ عَظِيمٖ ١١٦
He said, "Throw," and when they threw, they bewitched the eyes of the people and struck terror into them, and they presented a great [feat of] magic.1
1 translator’s note
- Their staffs and ropes appeared as writhing snakes. ↩
7:117
۞ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ ١١٧
And We inspired to Moses, "Throw your staff," and at once it devoured what they were falsifying.
7:118
فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١١٨
So the truth was established, and abolished was what they were doing.
7:119
فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ ١١٩
And they [i.e., Pharaoh and his people] were overcome right there and became debased.
7:120
وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ١٢٠
And the magicians fell down in prostration [to Allāh].