Аз-Зумар 39:3
Толпы · Джуз 23 · Страница 458
أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ ٣
Воистину, чистая вера может быть посвящена одному Аллаху. А те, которые взяли себе вместо Него других покровителей и помощников, говорят: «Мы поклоняемся им только для того, чтобы они приблизили нас к Аллаху как можно ближе». Аллах рассудит их в том, в чем они расходились во мнениях. Воистину, Аллах не ведет прямым путем тех, кто лжет и не верует.
Тафсир · на персидском
Ас-Саади
Средний · Ясно и по существу: что взять для себя.
Изменить
Комментарий к аятам 39:1–3
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ؛ نازل شدن اين کتاب از جانب خداي پيروزمند حکيم است. إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ؛ ما اين کتاب را به ، راستي بر تو نازل کرديم پس خدا را بپرست و دين خود براي او خالص گردان. أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ ؛ آگاه باش که دين خالص از آن خداست و آنان که سواي او ديگري را به خدايي ، گرفتند ، گفتند : اينان را از آن رو مي پرستيم تا وسيله نزديکي ما به خداي يکتا شوند و خدا در آنچه اختلاف مي کنند ميانشان حکم خواهد کرد خدا آن را که دروغگو و ناسپاس باشد هدايت نمي کند.
مکي است و 75 آيه دارد.
(1) خداوند متعال از عظمت قرآن، و از شکوه کسی که از آن سخن گفته و از سوی او نازل شده، خبر داده و میفرماید: قرآن از جانب خداوند توانمند و با حکمت نازل شده است؛ کسی که الوهیت و عبادت برای او، جزو صفات ایشان میباشد. و این به خاطر عظمت و کمال و توانایی اوست که بر همۀ مخلوقات چیره است، و هر چیزی در برابر او حقیر و ضعیف است. و در آفرینش و فرمانش دارای حکمت و فرزانگی است. پس قرآن از جانب خدایی نازل شده که صفتش چنین است، و سخن گفتن صفت او است؛ و صفت تابع موصوف است. پس همانطور که خداوند از هر جهت کامل است و همتایی ندارد، قرآنش نیز چنین است، و برای وصف قرآن همین کافی است، و بر مقام والای آن دلالت مینماید. امّا با این وجود، بیشتر کمال آن را روشن کرد آن هم به سب دو چیز: اول: به سبب کسی که قرآن را بر او نازل کرده است، و او محمّد صلی الله علیه وسلم است؛ شریفترین مخلوقات. پس قرآن نیز شریفترین کتاب است. دوم: به سبب چیزی که سبب نزول قرآن است، و آن حق میباشد. پس نازل شدن قرآن هم به سبب حقی است که هیچ شکّی در آن نیست ـ تا مردم را از تاریکیها بیرون آورد وبه سوی نور رهنمون شود ـ و هم در اخبار راستینی که داده و در احکام عادلانهای که با خود دارد در بر گیرندۀ حق است. بنابراین تمام مطالب علمی که قرآن بر آن دلالت مینماید، بالاترین انواع حق است؛ و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست.
(2) و از آنجا که قرآن از سوی حق نازل شده و مشتمل بر حق است و برای هدایت خلق بر شریفترین مردم نازل شده است، نعمت بسیار بزرگی است و باید شکر آن را به جای آورد؛ و شکر آن، همان خالص گرداندن عبادت و بندگی برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ﴾) پس همۀ دین و عبادت خود را از قبیل: شرائع ظاهری و باطنی، اسلام، ایمان و احسان را برای خدا خالص بگردان؛ یعنی اینها را فقط برای خدا انجام ده، و هدف تو از آن فقط جلب رضایت خدا باشد.
(3) (﴿أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُ﴾) این فراز از آیه تاکیدی بر موضوع اخلاص برای خدا است که پیشتر بدان امر نمود. و بیانگر آن است که همانگونه که هر کمالی متعلق به خدا است، نیز دین خالصِ پاک از تمامی آلودگیها از آن اوست؛ زیرا دین خالص آن دینی است که او به عنوان دین خویش برگزیده، و آن را برای آفریدههای برگزیدهاش را برگزیده است. و آنان را بدان امر نموده است، چرا که متضمن عبادت کردن بندگان برای خداست از حیث محبت وی و ترس از او و امید به او. نیز متضمن آن است که به سوی او برگردند و او را پرستش نمایند و برای بهدست آوردن نیازهایشان به او پناه ببرند. و این، چنین عبادتی است که دلها را پاکیزه میگرداند. امّا شرک ورزیدن در هر عبادتی، قلب را آلوده میگرداند؛ و خداوند از داشتن هر شریک و هر نوع شراکتی پاک است. شرک ورزیدن، دل و روح آدمی را در دنیا و آخرت به تباهی میکشاند، و مایۀ نهایت شقاوت و بدبختی است، بنابراین وقتی به توحید و اخلاص فرمان داد، از شرک ورزیدن به خدا نهی کرد؛ و کسی را که به او شرک میورزد مذمّت نمود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾) و کسانی که به جای خدا، دوستان و یاورانی برگرفتهاند که با پرستش آنها و به فریاد خواندنشان با آنها دوستی مینمایند و عذر خودرا چنین بیان میکنند و میگویند: (﴿لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ﴾) ما آنان را پرستش نمیکنیم مگر برای آنکه نیازهای ما را به خدا برسانند، و پیش خدا برای ما شفاعت کنند؛ وگرنه ما میدانیم که اینها نمیآفرینند و روزی نمیدهند، و هیچ چیزی در اختیارشان نیست. پس اینها یگانهپرستی و اخلاصی را که خداوند به آن دستور داده است ترک نموده و بر انجام بزرگترین کار حرام که شرک است جرأت کردهاند؛ و کسی را که همتا و همانندی ندارد و پادشاه بزرگ است، با پادشاهان دنیا مقایسه کرده و با عقلهای فاسد خود چنین گمان بردهاند که ـ همانگونه که نمیتوان به پادشاهان رسید بدون واسطهگری و سفارش و خواهش افراد والا مقام و وزرایی که نیاز و خواستههای ملّت را به پادشاهان میرسانند و نسبت به ایشان ترحمشان برانگیخته و زمینۀ برآورده شدن آن نیاز و خواستهها را فراهم میکنند ـ خداوند متعال نیز چنین است. و این قیاس از فاسدترین قیاسهاست؛ چراکه متضمن مساوات میان خالق و مخلوق است، با این که از دیدگاه عقل و نقل و فطرت، فرق بزرگی بین خالق و مخلوق وجود دارد. پادشاهان بدان جهت نیاز دارند تا افرادی میان آنها و رعیتشان واسطه قرار گیرند چون آنها احوال رعیت را نمیدانند. بنابراین به کسی نیاز دارند که آنان را از احوالشان باخبر نماید. و شاید رحمت و مهربانی در دلشان نسبت به کسی که نیازمند است نباشد، بنابراین به کسی احتیاج دارند که آنان را وادار نماید تا بر آنها رحم کنند. و به سفارش کنندگان و وزیران نیاز دارند و از آنها میترسند، بنابراین نیاز کسانی را که وزیران برایشان وساطت میکنند برآورده میسازند تا این گونه رعایت وزیران را کرده باشند. و نیز پادشاهان، فقیر و مستمند هستند؛ و گاهی به خاطر فقر از برآورده کردن نیاز سر باز میزنند. اما پروردگار متعال خدایی است که علم و آگاهی او ظاهر و باطنِ امور را در بر گرفته است، و به کسی نیاز ندارد که او را از احوال رعیّتها و بندگانش باخبر کند. و او تعالی مهربانترین مهربانان است، و بخشندهترین بخشایندگان است، و به هیچ کسی از بندگانش نیاز ندارد تا نسبت به بندگانش مهربانش کنند، بلکه خداوند از خود بندگان و از پدران و مادرانشان برایشان مهربانتر است؛ و اوست که آنها را تشویق مینماید و آنها را به سوی اسبابی فرا میخواند که به وسیلۀ آن، رحمت الهی را به دست آورند. او چیزهایی از منافع و مصالح آنها را میخواهد که خودشان هم برای خود نمیخواهند. و خداوند دارای توانگری مطلق و کامل است و اگر همۀ مخلوقات از اول تا آخر در یک میدان جمع شوند و از او بخواهند و او به هرکس هر آنچه را که خواسته و آرزو نموده است بدهد؛ هیچ چیزی از توانگریاش کم نخواهد شد، و هیچ چیزی را از آنچه او دارد کم نمیکنند، مگر به اندازهای که سوزنی در دریا فرو برده شود و اندازهای از آب دریا را با خود بالا آوَرَد. و همۀ شفاعتکنندگان از او میترسند، و هیچ کسی از آنها جز با اجازۀ او شفاعت نخواهد کرد. و تمام شفاعتها در دست اوست. پس با این تفاوتها، جهالت مشرکین نسبت به خدا و بیخردی بزرگشان و شدّت جرأت آنها بر وی معلوم میشود. و نیز حکمت اینکه خداوند شرک را نمیبخشد معلوم میگردد، چون شرک عیبجویی خداوند را در بر دارد. بنابراین میان دو گروه یگانه پرست و مشرک داوری کرده، و در ضمن مشرکان را تهدید نموده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) بیگمان، خداوند میان ایشان دربارۀ آنچه که در آن اختلاف میورزند داوری خواهد کرد. و دانسته شد که حکم و داوری خداوند این است که مؤمنان مخلص را در باغهای بهشت جای دهد؛ و هرکس که برای خدا شریک قایل شود، بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش را آتش دوزخ قرار دهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ﴾) بیگمان، خداوند توفیق هدایت شدن به راه راست را به کسی نمیدهد که دروغگو و کفر پیشه و ناسپاس است، و مواعظ و آیات نزد او میآیند امّا دروغگویی و ناسپاسی از او دور نمیشود؛ و خداوند نشانهها را به او نشان میدهد، امّا آنها را انکار میکند و به آنها کفر میورزد و دروغ میگوید. پس چنین کسی چگونه هدایت میشود درحالی که دروازۀ هدایت را به روی خود بسته است؟! و به سزای کارهایی که میکند، خداوند بر دلش مهر مینهد پس او ایمان نخواهد آورد.
Страница 458
38:84
قَالَ فَٱلۡحَقُّ وَٱلۡحَقَّ أَقُولُ ٨٤
Аллах сказал: «Вот истина! Я говорю только истину.
38:85
لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ أَجۡمَعِينَ ٨٥
Я непременно заполню Геенну тобою и всеми, кто последует за тобою».
38:86
قُلۡ مَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُتَكَلِّفِينَ ٨٦
Скажи: «Я не прошу у вас за это никакого вознаграждения и не обременяю себя измышлениями.
38:87
إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ ٨٧
Это - не что иное, как Напоминание для миров.
38:88
وَلَتَعۡلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعۡدَ حِينِۭ ٨٨
А вы непременно узнаете весть о нем через определенное время».
سورة الزمر
Аз-Зумар
Толпы · мекканская · 75 аятов
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
39:1
تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ ١
Писание ниспослано от Аллаха Могущественного, Мудрого.
39:2
إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ ٢
Мы ниспослали тебе Писание с истиной. Поклоняйся же Аллаху, очищая перед Ним веру.
39:3
أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ ٣
Воистину, чистая вера может быть посвящена одному Аллаху. А те, которые взяли себе вместо Него других покровителей и помощников, говорят: «Мы поклоняемся им только для того, чтобы они приблизили нас к Аллаху как можно ближе». Аллах рассудит их в том, в чем они расходились во мнениях. Воистину, Аллах не ведет прямым путем тех, кто лжет и не верует.
39:4
لَّوۡ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدٗا لَّٱصۡطَفَىٰ مِمَّا يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ سُبۡحَٰنَهُۥۖ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ ٤
Если бы Аллах захотел иметь детей, то Он избрал бы из Своих творений того, кого бы пожелал. Пречист Он! Он - Аллах, Единственный, Всемогущий.
39:5
خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۖ يُكَوِّرُ ٱلَّيۡلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيۡلِۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمًّىۗ أَلَا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ ٥
Он сотворил небеса и землю ради истины. Он обвивает ночью день и обвивает днем ночь. Он подчинил солнце и луну. Все они движутся к назначенному сроку. Воистину, Он - Могущественный, Всепрощающий.