As-Sa'di · Tafsir · in Persian
غافر
Ghafir
The Forgiver · Meccan · 85 ayahs
40:1–3Page 467
حمٓ ١
Ḥā, Meem.1
تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ ٢
The revelation of the Book [i.e., the Qur’ān] is from Allāh, the Exalted in Might, the Knowing,
غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ ذِي ٱلطَّوۡلِۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ ٣
The forgiver of sin, acceptor of repentance, severe in punishment, owner of abundance. There is no deity except Him; to Him is the destination.
حم؛ حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ نزول اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند داناست . غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ؛ آمرزنده گناه ، پذيرنده توبه ، سخت عقوبت ، بخشنده هيچ خدايي جز اونيست ، بازگشت همه به سوي اوست.
مکي و 85 آيه است.
(1 - 3) خداوند متعال از کتاب بزرگش خبر میدهد و میفرماید: این کتاب از سوی او نازل شده است؛ خداوندی که معبود راستین است، چون دارای کمال میباشد و در کارهایش تنهاست. (﴿ٱلۡعَزِيزِ﴾) توانمند است، و با تواناییاش بر هر مخلوقی چیره و غالب است. (﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾) و به همه چیز آگاه و داناست. (3) (﴿غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ﴾) آمرزندۀ گناه گناهکاران است. (﴿وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ﴾) و توبۀ توبه کنندگان را میپذیرد. (﴿شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ﴾) هر کس که جرأت به انجام گناه نماید و از آن توبه نکند، او را سخت کیفر میدهد. (﴿ذِي ٱلطَّوۡلِ﴾) صاحب فضل و احسانِ فراگیر است. خداوند از کمال خود چیزهایی را بیان کرد، و این ایجاب میکند تا تنها او معبود باشد، معبودی که اعمال و طاعتها فقط برای او انجام شود. پس فرمود: (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِير﴾) هیچ معبود به حقّی جز او نیست. بازگشت به سوی اوست. وجه مناسبت ذکر نزول قرآن از جانب خداوندی که به این صفتها متصف میباشد، این است که این اوصاف مستلزم همۀ معانیی است که قرآن در بر دارد. پس به درستی که قرآن یا از اسماء و صفات و افعال خدا خبر میدهد، که این همان اسماء و افعال و صفات خداست؛ و یا از مسایل پوشیده و مخفی گذشته و آینده خبر میدهد، که این جزو یاد دادنِ خداوندِ دانا برای بندگانش است؛ و یا از نعمتهای بزرگ و برکات چشمگیر و فرمانهایی خبر میدهد که انسان را به آن نعمتها میرساند، که (﴿ذِي ٱلطَّوۡلِ﴾) بر این مفهوم دلالت میکند؛ و یا از عذابهای سخت خدا و گناهانی که باعث کیفرهای سخت الهی میشوند سخن میگوید، و (﴿شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ﴾) بر این مطلب دلالت مینماید؛ و یا گناهکاران را به توبه و بازگشت و طلب آمرزش فرا میخواند که (﴿غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ﴾) بر آن دلالت مینماید؛ و یا از این خبر میدهد که خداوند تنها معبود به حق است، و بر این مطلب دلایل عقلی و نقلی اقامه میکند، و [مردم را] بر آن تشویق مینماید؛ و از عبادت غیر خداوند نهی مینماید، و دلایل عقلی و نقلی بر فساد آن اقامه میکند و مردمان را از آن برحذر میدارد، که (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾) بر آن دلالت دارد؛ و یا از فرمان عادلانۀ جزایی خدا، و پاداش نیکوکاران، و کیفر گناهکاران را خبر میدهد که این قول خداوند متعال ((إِلَيْهِ الْمَصِيرُ)) بر آن دلالت دارد و عبارت از تمامی خواستههای والایی است که قرآن بر آن دلالت دارد.
40:4–6Page 467
مَا يُجَٰدِلُ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَا يَغۡرُرۡكَ تَقَلُّبُهُمۡ فِي ٱلۡبِلَٰدِ ٤
No one disputes concerning the signs of Allāh except those who disbelieve, so be not deceived by their [uninhibited] movement throughout the land.
كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۖ وَهَمَّتۡ كُلُّ أُمَّةِۭ بِرَسُولِهِمۡ لِيَأۡخُذُوهُۖ وَجَٰدَلُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّ فَأَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ ٥
The people of Noah denied before them and the [disbelieving] factions after them, and every nation intended [a plot] for their messenger to seize him, and they disputed by [using] falsehood to [attempt to] invalidate thereby the truth. So I seized them, and how [terrible] was My penalty.
وَكَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ ٦
And thus has the word [i.e., decree] of your Lord come into effect upon those who disbelieved that they are companions of the Fire.
مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ؛ جز کافران در آيات خدا جدال نمي کنند پس جولانشان در شهرها تو را نفريبد. كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ؛ پيش از ايشان قوم نوح و گروههايي که بعد از ايشان بودند پيامبرشان را، تکذيب کردند و هر امتي آهنگ آن کرد که پيامبرش را دستگير کند ، و به باطل به ستيزه برخاست تا حق را از ميان بردارد اما من آنها را به عقوبت فرو گرفتم و عقوبت من چه سخت بود. وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ؛ بدين سان حکم پروردگار تو بر کافران محقق شد که اهل جهنمند.
(4) خداوند تبارک و تعالی خبر میدهد که (﴿مَا يُجَٰدِلُ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) هیچ کس جز کافران در مقابل آیات خدا به ستیز نمیایستند. منظور از مجادله در اینجا، رد نمودن آیات خدا و مقابله کردن با آن به وسیله باطل است. پس این، کار کافران میباشد. اما مؤمنان در مقابل حق تسلیم میشوند تا به وسیلۀ آن باطل را در هم بشکنند. و نباید انسان به حالت دنیوی کسی فریب بخورد که خداوند به او در دنیا نعمت بخشیده است، و گمان برد که این دلیلی است بر اینکه خدا او را دوست دارد و او بر حق است. بنابراین فرمود: (﴿فَلَا يَغۡرُرۡكَ تَقَلُّبُهُمۡ فِي ٱلۡبِلَٰدِ﴾) آمد و رفت آنها در شهرها برای انجام دادن انواع تجارتها تو را گول نزند، بلکه بر بنده لازم است که مردم را با معیار حق بسنجد، و به حقایق شرعی بنگرد، و به وسیلۀ آن مردم را بسنجد؛ و مردم را معیار حق نداند، همچنان که کسی که علم و عقل ندارد چنین میکند.
(5) سپس کسی را که با آیات خدا به مجادله میپردازد تا آن را باطل کند، تهدید کرد. همانطور که امّتهای پیشین از قبیل: قوم نوح و عاد و گروههایی که پس از آنان آمدند نیز چنین کردند؛ آنهایی که علیه حق بسیج شدند تا آن را باطل کنند، و بر باطل گرد آمدند تا آن را یاری نمایند. (﴿وَهَمَّتۡ كُلُّ أُمَّةِۢ بِرَسُولِهِمۡ لِيَأۡخُذُوهُ﴾) و تحزّب، آنها را به جایی کشاند که هر امّتی آهنگ پیامبر خود را کرد تا او را به قتل برساند؛ پیامبرانی که رهبران اهل خیر بودند، و حق با آنها بود؛ حقّی که هیچ شکّی در آن نبود. آنها خواستند پیامبران را به قتل برسانند، و این سختترین چیزی بود که در حق پیامبران روا میداشتند. پس آیا بعد از این تجاوز و گمراهی و بدبختی جز عذاب بزرگ چیزی دیگر را انتظار میکشند! عذابی که از آن هرگز خارج نمیشوند؟! بنابراین در مورد کیفر دنیوی و اخروی آنها فرمود: (﴿فَأَخَذۡتُهُمۡ﴾) به سبب تکذیب و تحزّبشان آنها را گرفتار ساختم. (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ﴾) پس کیفر و عذاب من چگونه بود؟! آری! سختترین و بدترین کیفر بود، و آن فقط یک صدای مرگبار یا سنگهایی بود که از آسمان بر آنها میبارید، و یا خداوند زمین را دستور داد که آنها را فرو ببرد و بگیرد، و یا به دریا فرمان داد که غرقشان کند و ناگهان از پای در آمدند.
(6) (﴿وَكَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و همانگونه که فرمان و حکم پروردگارت بر کافرانِ امتهای پیشین مبنی بر دوزخی بودن آنان تحقق یافت؛ به همان شیوه فرمان و حکم الهی مبنی بر گمراه شدن کسانی از قومت که کفر ورزیدند، تحقق یافت؛ فرمان و حکمی که دوزخی بودن آنان از آن نشأت گرفته است، بنابراین فرمود: (﴿أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ﴾) یعنی زیرا ایشان دوزخیاناند.
40:7–9Page 467
ٱلَّذِينَ يَحۡمِلُونَ ٱلۡعَرۡشَ وَمَنۡ حَوۡلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْۖ رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَٱتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ ٧
Those [angels] who carry the Throne and those around it exalt [Allāh] with praise of their Lord and believe in Him and ask forgiveness for those who have believed, [saying], "Our Lord, You have encompassed all things in mercy and knowledge, so forgive those who have repented and followed Your way and protect them from the punishment of Hellfire.
رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٨
Our Lord, and admit them to gardens of perpetual residence which You have promised them and whoever was righteous among their forefathers, their spouses and their offspring. Indeed, it is You who is the Exalted in Might, the Wise.
وَقِهِمُ ٱلسَّيِّـَٔاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّيِّـَٔاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ٩
And protect them from the evil consequences [of their deeds]. And he whom You protect from evil consequences that Day - You will have given him mercy. And that is the great attainment."
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ؛ آنان که عرش را حمل مي کنند و آنان که بر گرد آن هستند به ستايش پروردگارشان تسبيح مي گويند و به او ايمان آورده اند و از او براي مؤمنان آمرزش مي خواهند : اي پروردگار ما ، رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است پس آنان را که توبه کرده اند و به راه تو آمده اند بيامرز و از عذاب جهنم نگه دار. رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ و اي پروردگار ما ، آنان را و هر که صالح باشد از پدران و همسران و، فرزندانشان به بهشتهاي جاويداني که به آنها وعده داده اي داخل کن ، که تو پيروزمند و حکيمي. وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ؛ آنان را از عقوبات حفظ کن ، که هر که را در آن روز از عقوبات حفظ کني بر او رحمت آورده اي و آن کاميابي بزرگي است.
(7) خداوند متعال از کمال لطف خویش نسبت به بندگان مؤمنش، و از اسبابی که برای سعادت آنها فراهم آورده و از توان آنها خارج است، خبر میدهد، مانند طلب آمرزش کردن فرشتگان مقرب برای آنها، و اینکه آنان آنچه را که صلاح دین و آخرتشان در آن است، برایشان از خدا میخواهند. در ضمن از شرافت حاملان عرش و آنهایی که پیرامون آن هستند، و از نزدیک بودنشان به پروردگارشان، و از کثرت عبادت آنها، و خیرخواهیشان برای بندگان خدا ـ چون آنها میدانند که خداوند این امور را دوست دارد ـ خبر میدهد. پس فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَحۡمِلُونَ ٱلۡعَرۡشَ﴾) آنان که عرش خداوند را حمل میکنند. عرش سقف همۀ آفریدهها، و بزرگترین و گستردهترین و زیباترین مخلوقات است، و از همه به خداوند نزدیکتر است، و آسمانها و زمین و کرسی را فرا گرفته است. و خداوند این فرشتگان را به حمل عرش برگماشته است، و شکّی نیست که آنها از بزرگترین و قویترین فرشتگان میباشند. و انتخاب آنها از سوی خدا برای حمل عرش، و مقدّم نمودن آنها در ذکر، و نزدیک بودنشان از خدا بر این دلالت مینماید که آنها برترین فرشتگان -علیهم السلام- هستند. خداوند متعال فرمود:﴿وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ﴾ و در آن روز، هشت فرشته عرش پروردگارت را بالای خود حمل میکنند. (﴿وَمَنۡ حَوۡلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾) و فرشتگان مقرّبی که پیرامون عرش هستند، به ستایش پروردگارشان مشغولاند. در اینجا آنها به علّت کثرت بندگی کردن خدا، به ویژه حمد و تسبیحشان مورد ستایش قرار گرفتهاند. و سایر عبادتها، در تسبیح و ستایش خداوند داخل هستند؛ چون تسبیح؛ یعنی منزّه دانستن خدا، و اینکه بنده این عبادت را برای کسی دیگر انجام نمیدهد. ذکر «سُبحَانَ اللهِ وَبِحَمدِهِ» در این داخل است و از جملۀ آن عبادتهاست. (﴿وَيُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و به او ایمان دارند، و برای مؤمنان آمرزش میخواهند. و این از جمله فواید ایمان و فضیلتهای زیاد آن است که فرشتگان که به خداوند ایمان دارند و گناهی مرتکب نمیشوند، برای مؤمنان طلب آمرزش مینمایند. پس مؤمن به سبب ایمانش از چنین فضیلت بزرگی برخوردار میگردد. و از آنجا که آمرزش لوازمی دارد که جز با آن کامل نمیگردد ـ غیر از آنچه که به بسیاری از اذهان خطور میکند مبنی بر اینکه طلب آمرزش نتیجهاش فقط بخشوده شدن گناهان استـ خداوند نحوۀ آمرزش خواستن را بیان کرد که جز با آن کامل نمیگردد. پس فرمود: (﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا﴾) پروردگارا! دانش و مهربانی تو همه چیز را فرا گرفته، و هیچ چیزی بر تو پوشیده نمیماند، و به اندازۀ ذرّهای، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن در آسمانها و زمین از نگاه تو پنهان نمیماند، و رحمت تو همه چیز را فرا گرفته است. پس جهان بالا و پایین از رحمت الهی لبریز گشته، و رحمت الهی آنها را فرا گرفته است، و به سبب رحمت او بندگان به اینجا رسیدهاند. (﴿فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواۡ وَٱتَّبَعُواۡ سَبِيلَكَ﴾) پس کسانی را که از شرک و گناهان توبه کردهاند؛ و با پیروی از پیامبران و در پیش گرفتن راه توحید و اطاعت، از تو تبعیّت کردهاند؛ بیامرز. (﴿وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ﴾) و آنان را از عذاب و از اسباب عذاب مصون بدار.
(8) (﴿رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾) پروردگارا! و آنان را به باغهای همیشه ماندگار بهشتی داخل گردان که بر زبان پیامبرانت به آنها وعده دادهای، نیز پدران و همسران و فرزندان و دوستانشان را که با ایمان و انجام دادن کارهای شایسته سامان یافتهاند، به این بهشت داخل گردان. (﴿إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) بیگمان تو بر همه چیز چیره و غالب هستی، پس با عزّت و قدرت خویش، گناهانشان را میآمرزی و ناگواریها را از آنان دور مینمایی، و آنها را به هر خیر و خوبی میرسانی. و دارای حکمت هستی و هر چیزی را در جایش قرار میدهی. پس پروردگارا! ما از تو چیزی نمیخواهیم که حکمت تو خلاف آن را اقتضا مینماید، بلکه از جملۀ حکمت تو که بر زبان پیامبرانت از آن خبر دادهای و فضل تو آن را اقتضا نموده، آمرزش مؤمنان است.
(9) (﴿وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِ﴾) و آنها را از اعمال بد و سزای آن محافظت فرما؛ زیرا کارهای زشت، صاحبش را زشت میگرداند. (﴿وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥ﴾) و هرکس را در روز قیامت از بدیها نگه داری، همانا بر او رحم نمودهای؛ چون رحمت تو همواره شامل حال بندگان است، و گناهان و بدیهای بندگان مانع از رحمت تو نمیشود. پس هرکس را از بدیها حفظ کنی، در حقیقت او را بر انجام نیکی و پاداش آن توفیق دادهای. (﴿وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) و این است کامیابی بزرگ؛ یعنی برطرف شدن ناگواری به وسیلۀ مصون ماندن از بدیها، و به دست آوردن امور دوست داشتنی به وسیلۀ به دست آوردن رحمت خدا، کامیابی بزرگی است که هیچ کامیابی همانند آن نیست، و رقابت کنندگان، در چیزی بهتر از آن نمیتوانند به رقابت بپردازند. این دعای فرشتگان متضمّن کمال شناخت آنها نسبت به پروردگارشان است؛ و آنها با اسماء حسنی به خدا متوسّل میشوند، اسمایی که خداوند دوست دارد بندگان با توسّل به آن دعا کنند، و نیز دوست دارد در تمامی دعاهایشان اسمی از اسماء الله به کار ببرند که با درخواستی که از خداوند دارند متناسب باشد. پس وقتی که آنها از خداوند خواستند تا رحمت را بر آنها نازل گرداند، و آنچه را که نفس انسانی اقتضا نماید از آنان دور کند، انسانی که خداوند نقص آن را میداند و همواره مایل به ارتکاب گناهان است. و امثال این مبادی و اسبابی که علم الهی بر آن محیط است. از این رو آنها به نام «الرحیم» و «العلیم» متوسّل میشوند. و دعای فرشتگان، کمال ادب آنان نسبت به خداوند متعال است؛ زیرا به ربوبیت عام و خاص الهی نسبت به خودشان اعتراف میکنند، و اینکه آنها هیچ اختیاری ندارند، و اینکه دعای آنان و درخواستشان از پروردگار، درخواست فردی است که از هر جهت نیازمند و محتاج است، و چیزی را بر پروردگارش تحمیل نمینماید، بلکه فقط از سر فضل و کرم و احسان او چیزی را از وی میطلبند. همچنین دعای فرشتگان متضمن آن است که آنان کاملاً با پروردگارشان موافق هستند؛ اعمالی را دوست دارند که مورد پسند پروردگارشان است، و آن عبادتهایی است که انجام دادهاند، و همانند کسانی تلاش کردهاند که خدا را دوست دارند و آنها مؤمنانی هستند که خداوند آنان را از میان بندگانش دوست دارد. پس خداوند از دیگر انسانهای مکلّف ـ به جز مؤمنانشان ـ نفرت دارد، و فرشتگان چون مؤمنان را دوست دارند، برای آنها نزد خدا دعا کرده، و برای بهبود یافتن احوالشان میکوشند؛ چراکه دعا برای شخص، روشنترین دلیل بر محبت آن فرد از سوی دعاگو است؛ چون او جز برای کسی که دوستش دارد دعا نمیکند. توضیح و شرح دعای فرشتگان که خداوند بعد از (﴿وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) بیان کرده است، کیفیت تدبّر در کتاب خدا را در بر دارد، که تدبّر فقط به معنی مشغول شدن به واژهها نیست، بلکه باید به معنی آنها فکر کرد، و وقتی آدمی آن را به طور درست فهمید، با عقل خویش به آن مسئله بنگرد، و به راههایی که انسان را به آن میرساند و آنچه که جز با آن مطلوب کامل نمیگردد فکر کند، و یقین داشته باشد که این مفهوم منظور الهی است، همانطور که در معنی کلمه یقین دارد که همین مراد خداست. و آنچه باعث میشود تا او یقین پیدا کند که این مفهوم مورد نظر خدا است دو چیز است: یکی اینکه او بداند و یقین داشته باشد که این مفهوم از توابع معنی است، و معنی کلمه بر آن متوقّف میباشد. دوم بداند که خداوند بر همه چیز آگاه است، و بندهاش را فرمان داده تا در کتابش تدبّر نماید و بیندیشد. و یقین داشته باشد که خداوند آنچه را از این معانی برمیآید میداند، و خداوند خبر داده که کتابش هدایت و نور و بیانگر هر چیزی است، و شیواترین کلام و روشنترین آن است. پس، از این طریق، بنده به دانش بزرگ و خیر فراوانی ـ به همان اندازه که خداوند به او توفیق میدهد ـ دست مییابد. و در این تفسیر مسایل زیادی از این نوع وجود دارد که خداوند به ما ارزانی نموده است. و در برخی از آیات، مأخذ تفسیر برای کسی که درست نمیاندیشد نامعلوم و پنهان بهنظر میآید که از خداوند میخواهیم از خزانههای رحمت خویش درهایی به روی ما بگشاید تا سبب اصلاح احوال ما و مسلمانها شود. پس ما راهی جز این نداریم که دست به دامان کرم و فضل او شویم و به احسان او توسل جوییم، احسانی که ما همواره و در همۀ لحظات در آن غوطهور هستیم. و از او میخواهیم که به لطف خویش ما را از شرّ نفسهایمان نجات بدهد؛ شرّی که مانعی است بر سر راه رسیدن به رحمت الهی. بیگمان او بزرگوار و بخشنده است، و اسباب و مسبّبات را ارزانی مینماید. و آیه این مطلب را نیز در بر دارد که همنشین از قبیل: همسر و فرزند و دوست به سبب همنشینیاش [با سعادتمندان] خوشبخت میگردد، و صرفِ ارتباط او سبب بهرهمند شدن از خیری میگردد که خارج از عمل و سبب عمل اوست. همانطور که فرشتگان برای مؤمنان دعا میکنند و برای پدران و همسران و فرزندان درستکارشان دعا مینمایند. و گفته میشود که همنشینی صِرف با اهل سعادت برای برخورداری از خیر کافی نیست، بلکه فرد باید خود دارای صلاح و خیر باشد، به دلیل اینکه میفرماید (﴿وَمَن صَلَحَ﴾) [پدران و همسران و فرزندانی که صالح بودند]. بنابراین بهرهمند شدن این همنشینان از خیر، نتیجۀ عملِ خودشان است. والله اعلم.
40:10–12Page 468
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُنَادَوۡنَ لَمَقۡتُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ مِن مَّقۡتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ إِذۡ تُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلۡإِيمَٰنِ فَتَكۡفُرُونَ ١٠
Indeed, those who disbelieve will be addressed, "The hatred of Allāh for you was [even] greater than your hatred of yourselves [this Day in Hell] when you were invited to faith, but you disbelieved [i.e., refused]."
قَالُواْ رَبَّنَآ أَمَتَّنَا ٱثۡنَتَيۡنِ وَأَحۡيَيۡتَنَا ٱثۡنَتَيۡنِ فَٱعۡتَرَفۡنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلۡ إِلَىٰ خُرُوجٖ مِّن سَبِيلٖ ١١
They will say, "Our Lord, You made us lifeless twice and gave us life twice, and we have confessed our sins. So is there to an exit any way?"
ذَٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِيَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُۥ كَفَرۡتُمۡ وَإِن يُشۡرَكۡ بِهِۦ تُؤۡمِنُواْۚ فَٱلۡحُكۡمُ لِلَّهِ ٱلۡعَلِيِّ ٱلۡكَبِيرِ ١٢
[They will be told], "That is because, when Allāh was called upon alone, you disbelieved; but if others were associated with Him, you believed. So the judgement is with Allāh, the Most High, the Grand."
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ؛ کافران را ندا مي دهند که دشمني خدا با شما از دشمني شما با خودتان ،، آنگاه که به ايمانتان فرا مي خواندند و راه کفر پيش مي گرفتيد ، بزرگ تراست. قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ؛ مي گويند : اي پروردگار ما ، ما را دوبار ميرانيدي و دوبار زنده ساختي وما به گناهانمان اعتراف کرده ايم آيا بيرون شدن را راهي هست ? ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ؛ اين عذاب بدان سبب است که چون خدا را به يکتايي مي خواندند شما انکارمي کرديد ، و اگر براي او شريکي قرار مي دادند شما به آن شريک ايمان مي آورديد پس ، فرمان ، فرمان خداي بلند مرتبه بزرگ است.
(10) خداوند متعال از خواری و رسواییای که به کافران میرسد و از اینکه بازگشت به دنیا و بیرون رفتن از جهنّم را میطلبند ـ و این غیر ممکن است ـ و از سرزنش کردن آنها خبر میدهد و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) بیگمان کسانی که کفر ورزیدهاند. کفر را بهطور مطلق بیان نمود تا همۀ انواع کفر را شامل شود، ازقبیل: کفر ورزیدن به خدا یا به کتابها و یا به پیامبرانش یا به روز قیامت. کافران وقتی وارد جهنّم میشوند و اقرار میکنند که آنها به خاطر گناهانی که مرتکب شدهاند سزاوار عذاب جهنّم هستند، در این وقت به شدت از خود نفرت دارند، و بر خویشتن خشمگین هستند. پس در این هنگام صدا زده میشوند و به آنها گفته میشود: (﴿لَمَقۡتُ ٱللَّهِ﴾) خدا بیش از اینکه خودتان بر خویشتن خشمگین هستید، بر شما خشمگین است. (﴿إِذۡ تُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلۡإِيمَٰنِ فَتَكۡفُرُونَ﴾) چرا که پیامبران و پیروانشان شما را به ایمان فرا خواندند و دلایل را برایتان اقامه نمودند و در پرتو آن حق روشن گردید، اما شما کفر ورزیدید و علاقهای به ایمان نشان ندادید؛ ایمانی که خداوند شما را برای آن آفریده است. و از رحمت گستردۀ الهی بیرون رفتید، و خداوند بر شما خشم گرفت. (﴿أَكۡبَرُ مِن مَّقۡتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾) پس خشم خداوند، از خشم و دشمنی خودتان با خویشتن، بزرگتر و بیشتر است؛ یعنی همواره بر شما خشمگین است، و خداوند بزرگوار از شما ناخشنود است. پس امروز غضب و عذاب خدا شما را فرا گرفته است، حال آنکه مؤمنان به خشنودی خداوند و پاداش الهی دست یافتهاند.
(11) آنان آرزوی بازگشت به دنیا را میکنند، (﴿قَالُواۡ رَبَّنَآ أَمَتَّنَا ٱثۡنَتَيۡنِ﴾) و میگویند: پروردگارا! دوبار ما را میراندی. منظورشان مرگ اول و بین دو دمیدن صور است. یا منظورشان از مردن اول عدم و نیستی است که قبل از به دنیا آمدن در آن قرار داشتند، سپس خداوند آنها را پدید آورد و باز آنها را میمیراند. (﴿وَأَحۡيَيۡتَنَا ٱثۡنَتَيۡنِ﴾) و دو بار ما را زنده گرداندی؛ یکی زندگی دنیا و دیگری زندگی آخرت. (﴿فَٱعۡتَرَفۡنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلۡ إِلَىٰ خُرُوجٖ مِّن سَبِيلٖ﴾) به گناهان خود اعتراف کردهایم، پس آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟ یعنی حسرت میخورند و این را میگویند، اما فایدهای ندارد و آنها به خاطر فراهم نکردن اسباب نجات، سرزنش میشوند
(12) و به آنها گفته میشود: (﴿ذَٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِيَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُۥ﴾) این کیفر به آن خاطر است که چون وقتی به توحید خدا و اخلاص عمل برای او دعوت میشدید و از شرک ورزیدن به او نهی میشدید، (﴿كَفَرۡتُمۡ﴾) کفر میورزیدید و متنفر میماندید، (﴿وَإِن يُشۡرَكۡ بِهِۦ تُؤۡمِنُواۡ﴾) و آنچه شما را در این جایگاه قرار داده، آن است که ایمان را نمیپذیرفتید و کفر را باور میداشتید، و به شر و تباهی دنیا و آخرت راضی وخشنود میشدید، و آنچه را که مایۀ خیر و صلاح دنیا و آخرت است ناپسند میدانستید، و آنچه را که سبب شقاوت و ذلت و خشم بود ترجیح میدادید، و به آنچه که سبب رستگاری و کامیابی و موفقیّت بود تمایلی نشان نمیدادید. ﴿ وَإِن يَرَوۡاۡ سَبِيلَ ٱلرُّشۡدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗا وَإِن يَرَوۡاۡ سَبِيلَ ٱلۡغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗا﴾ و اگر راه هدایت را ببینند، آن را به عنوان راه انتخاب نمیکنند؛ و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را به عنوان راه بر میگیرند. (﴿فَٱلۡحُكۡمُ لِلَّهِ ٱلۡعَلِيِّ﴾) پس اینک داوری از آن خداوند والا و بزرگ است؛ خداوندی که از همه جهت دارای علوّ و بلندی مطلق است؛ ذات او بلند و جایگاه او بلند است، و قدرتش نیز بسیار میباشد. و از علوّ قدر و جایگاه او، کمال عدالت اوست؛ و او هر چیزی را در جایگاه خودش قرار میدهد، و پرهیزگاران و فاسدان را برابر قرار نمیدهد. (﴿ٱلۡكَبِيرِ﴾) بزرگ است؛ خدایی که در نامها و صفات و افعالش دارای کبریا و عظمت میباشد، و از هر آفت و عیب و نقصی پاک و مبرّا است. پس وقتی که حکم از آن خداست، و حکم به همیشه ماندنِ شما کرده است، حکم او تغییر و تبدیل نمییابد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences