As-Sa'di · Tafsir · in Persian
الأعراف
Al-A'raf
The Heights · Meccan · 206 ayahs
7:1–7Page 151
الٓمٓصٓ ١
Alif, Lām, Meem, Ṣād.1
كِتَٰبٌ أُنزِلَ إِلَيۡكَ فَلَا يَكُن فِي صَدۡرِكَ حَرَجٞ مِّنۡهُ لِتُنذِرَ بِهِۦ وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ ٢
[This is] a Book revealed to you, [O Muḥammad] - so let there not be in your breast distress therefrom - that you may warn thereby and as a reminder to the believers.
ٱتَّبِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ وَلَا تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَۗ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ ٣
Follow, [O mankind], what has been revealed to you from your Lord and do not follow other than Him any allies. Little do you remember.
وَكَم مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا فَجَآءَهَا بَأۡسُنَا بَيَٰتًا أَوۡ هُمۡ قَآئِلُونَ ٤
And how many cities have We destroyed, and Our punishment came to them at night or while they were sleeping at noon.
فَمَا كَانَ دَعۡوَىٰهُمۡ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَآ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ ٥
And their declaration when Our punishment came to them was only that they said, "Indeed, we were wrongdoers!"
فَلَنَسۡـَٔلَنَّ ٱلَّذِينَ أُرۡسِلَ إِلَيۡهِمۡ وَلَنَسۡـَٔلَنَّ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ٦
Then We will surely question those to whom [a message] was sent, and We will surely question the messengers.
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيۡهِم بِعِلۡمٖۖ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ ٧
Then We will surely relate [their deeds] to them with knowledge, and We were not [at all] absent.
المص ؛ الف ، لام ، ميم ، صاد كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ؛ کتابي است که ، بر تو نازل شده ، در دل تو از آن ترديدي نباشد ، تا به آن بيم دهي و مؤمنان را پندي باشد. اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ؛ از آنچه از جانب پروردگارتان برايتان نازل شده است پيروي کنيد و سواي او ، از خدايان ديگر متابعت مکنيد شما چه اندک پند مي پذيريد. وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ؛ چه بسا قريه هايي که مردمش را به هلاکت رسانيديم ، و عذاب ما شب هنگام يا، آنگاه که به خواب نيمروزي فرو رفته بودند ، به آنان در رسيد. فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا إِلاَّ أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ؛ چون عذاب ما به آنان در رسيد سخنشان جز اين نبود که گفتند : ما ستمکاربوديم. فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ؛ البته از مردمي که برايشان پيامبراني فرستاده شده و نيز از پيامبراني که فرستاده شده اند سؤال خواهيم کرد. فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ؛ و از هر چه کرده اند با آگاهي تمام برايشان حکايت خواهيم کرد ، زيرا ما هرگز غايب نبوده ايم.
مکي و 206 آيه است.
(1 - 2) خداوند متعال در حالی که عظمت قرآن را برای پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم بیان میدارد، به او میفرماید: (﴿كِتَٰبٌ أُنزِلَ إِلَيۡكَ﴾) این قرآن، کتاب بزرگی است که به سوی تو فرستاده شده است و تمام آنچه را که بندگان بدان نیاز دارند، و همۀ مطالب الهی و اهداف شرعی را به طور استوار و مشروح در بر دارد. (﴿فَلَا يَكُن فِي صَدۡرِكَ حَرَجٞ مِّنۡهُ لِتُنذِرَ﴾) پس نباید از ناحیۀ آن در دل تو، هیچ تنگی و تردیدی باشد. بلکه باید بدانی که این کتاب از جانب خداوند با حکمت و ستوده نازل شده است، ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾ باطل از هیچ سمت و سو در آن راه نمییابد، از سوی خداوند فرزانه و ستوده فرو فرستاده شده است. و این قرآن، راستترین سخن است. پس باید در مورد آن سینهای گشاده داشته باشی، و خاطرت جمع باشد، و باید اوامر و نواهی آن را آشکارا ابلاغ کنی، و از هیچ سرزنش کننده و مخالفی نترسی. (﴿لِتُنذِرَ بِهِۦ﴾) تا بهوسیلۀ آن مردم را بیم داده، و آنان را پند دهی و حجّت بر مخالفان اقامه شود. (﴿وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و تا برای مؤمنان پند باشد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ و پند بده؛ زیرا پند دادن، مؤمنان را فایده میدهد. و مؤمنان بهوسیلۀ قرآن راه راست را یافته، و خوب و بدِ کارهای ظاهری و باطنی را شناخته، و راه را از چاه تشخیص داده، و با موانع راه آشنا میشوند.
(3) سپس خداوند متعال بندگانش را مورد خطاب قرار داد و توجه آنها را به این کتاب جلیل القدر جلب کرد و فرمود: (﴿ٱتَّبِعُواۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) از کتابی که برای شما نازل شده است، پیروی کنید. (﴿مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) و این کتاب از جانب پروردگارتان است، و تربیت خویش را از طریق این کتاب در مورد شما کامل میگرداند. پس این کتاب را بر شما نازل نمود؛ و اگر از آن پیروی کنید، تربیت شما کامل میگردد، و نعمت بر شما کامل میشود، و شما به بهترین کارها و بهترین اخلاق و والاترین آن رهنمود میشوید. (﴿وَلَا تَتَّبِعُواۡ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾) و از اولیا و معبودانی غیر از او پیروی نکنید؛ یعنی آنها را به دوستی نگیرید، و از هوی و هوسشان پیروی مکنید، و به خاطر آنان حق را ترک ننمایید. (﴿قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ﴾) بسیار کم پند میپذیرید؛ و اگر پند میگرفتید و صلاح کار را تشخیص میدادید، زیان و ضرر را بر نفع و سود، و دشمن را بر دوست ترجیح نمیدادید.
(4) سپس خداوند آنها را از عذابی برحذرداشت که دامن امتهایی را گرفت که پیامبران را تکذیب کردند. و آنان را برحذرداشت که نباید با آنها مشابهت داشته باشند. پس فرمود: (﴿وَكَم مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا فَجَآءَهَا بَأۡسُنَا﴾) چه بسیار [اهالی] آبادیهایی را هلاک نمودهایم، پس عذاب سخت ما آنها را، (﴿بَيَٰتًا أَوۡ هُمۡ قَآئِلُونَ﴾) شبانگاه یا به هنگام ظهر فرا گرفت؛ یعنی زمانی آنان را از میان برداشتیم، که آنها غافل و بیخبر بودند و هلاک شدن به دل آنها خطور نمیکرد. پس وقتی که عذاب خدا پیش آنها آمد، آن را از خودشان دور نکردند؛ و خدایانشان که به آنان دل بسته بودند، چیزی را از آنها دور نکرده؛ ونتوانستند ستم و گناهانی را که مرتکب شده بودند، انکار کنند.
(5) (﴿فَمَا كَانَ دَعۡوَىٰهُمۡ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَآ إِلَّآ أَن قَالُوٓاۡ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) پس سخن آنها، وقتی که عذاب ما پیش آنها آمد، جز این نبود که گفتند: همانا ما ستمگر بودهایم. همچنان که خداوند متعال فرموده است:﴿وَكَمۡ قَصَمۡنَا مِن قَرۡيَةٖ كَانَتۡ ظَالِمَةٗ وَأَنشَأۡنَا بَعۡدَهَا قَوۡمًا ءَاخَرِينَ فَلَمَّآ أَحَسُّواۡ بَأۡسَنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَرۡكُضُونَ لَا تَرۡكُضُواۡ وَٱرۡجِعُوٓاۡ إِلَىٰ مَآ أُتۡرِفۡتُمۡ فِيهِ وَمَسَٰكِنِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُسَۡٔلُونَ قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ فَمَا زَالَت تِّلۡكَ دَعۡوَىٰهُمۡ حَتَّىٰ جَعَلۡنَٰهُمۡ حَصِيدًا خَٰمِدِينَ﴾ و چه بسیار شهرها و آبادیها و ساکنانشان را که بر اثر کفر ورزیدن به آنچه پیامبران آورده بودند، و به سبب ستمی که در حق خود روا داشته بودند، هلاک و نابود ساختیم، و بعد از آنان قوم دیگری را بهوجود آوردیم. هنگامیکه آن ستمگران عذاب ما را دیدند، به سرعت از آبادیهایشان فرار کردند، در آن حال فرا خواندهشدند که فرار نکنید، و به سوی عیش و تنعمی برگردید که در آن قرار داشتید و به سوی خانههای مرتفع و محکم خود باز گردید، باشد که مورد پرسش قرار گیرید. گفتند:«ای وای بر ما»، واقعاً ما ستمکار بودیم. پیوسته این سخنشان بود تا اینکه آنان را درو شدۀ بیجان گرداندیم.
(6) (﴿فَلَنَسَۡٔلَنَّ ٱلَّذِينَ أُرۡسِلَ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس حتماً از امتهایی که پیامبران به سوی آنان فرستاده شدند، خواهیم پرسید که پیامبرانشان را چه پاسخ دادند؟ ﴿وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ فَيَقُولُ مَاذَآ أَجَبۡتُمُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾ و روزی که [خداوند] آنان را صدا میزند و میفرماید: پیامبران را چه جواب دادید؟ (﴿وَلَنَسَۡٔلَنَّ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾) و حتماً از پیامبران در مورد رساندن پیام پروردگارشان خواهیم پرسید، و از پاسخی که امتهایشان به آنان دادند میپرسیم.
(7) (﴿فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيۡهِم﴾) و همۀ کارهایی را که مردم کرده اند، آگاهانه برای آنان بیان میکنیم. (﴿بِعِلۡمٖ﴾) از روی آگاهی و علمی که خداوند متعال نسبت به اعمالشان دارد. (﴿وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ﴾) و ما در هیچ وقتی از اوقات غایب نبودهایم. همان طور که خداوند متعال فرموده است: (﴿أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ وَنَسُوهُ﴾) خداوند آن را شمرده و خود آن را فراموش کردهاند. و خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَقَدۡخَلَقۡنَا فَوۡقَكُمۡ سَبۡعَ طَرَآئِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ ٱلۡخَلۡقِ غَٰفِلِينَ﴾ و همانا بر بالای سر شما هفت آسمان را آفریدهایم و ما از خلق بیخبر نبودهایم.
7:8–9Page 151
وَٱلۡوَزۡنُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّۚ فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٨
And the weighing [of deeds] that Day will be the truth. So those whose scales are heavy - it is they who will be the successful.
وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِـَٔايَٰتِنَا يَظۡلِمُونَ ٩
And those whose scales are light - they are the ones who will lose themselves for what injustice they were doing toward Our verses.
وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ در آن روز ، وزن کردن به حق خواهد بود آنها که ترازويشان سنگين است ، رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَـئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ؛ آنان که ترازوي اعمالشان سبک گشته است کساني هستند که به آيات ما ايمان نياورده بودند و از اين رو به خود زيان رسانيده اند.
(8) سپس پاداش و جزا را بر طبق اعمال بیان کرد و فرمود: ((وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآياتِنَا يَظْلِمُونَ)) موازنه و سنجش اعمال در روز قیامت به دادگری و انصاف انجام میشود و به هیچ وجه در آن ظلم و ستمی وجود ندارد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) پس هرکس ترازوی اعمالش سنگین باشد، به این صورت که کفۀ نیکیهایش از بدیهایش سنگینتر شود.(﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) یعنی ایشان نجات یافتگانِ از ناگواریها و دست یافتگان به دوست داشتنیها هستند، و فایدۀ بزرگ و سعادت همیشگی را به دست میآورند.
(9) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که کفۀ بدیهایش سنگین تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُم﴾) ایشان کسانیاند که خویشتن را تباه کردهاند؛ زیرا نعمت جاودان را از دست دادهاند، و به عذاب دردناک گرفتار شدهاند، (﴿بِمَاكَانُواۡ بَِٔايَٰتِنَا يَظۡلِمُونَ﴾) بدان سبب که نسبت به آیات ما ستم روا میداشتند. پس آن چنانکه بر آنان واجب بود، در برابرش منقاد و تسلیم نشدند.
7:10Page 151
وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلۡنَا لَكُمۡ فِيهَا مَعَٰيِشَۗ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ ١٠
And We have certainly established you upon the earth and made for you therein ways of livelihood. Little are you grateful.
وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ؛ در زمين جايگاهتان داديم و راههاي معيشتتان را در آن قرار داديم و چه اندک سپاس مي گزاريد.
(10) خداوند متعال با بیان اینکه بندگانش را در زمین سکنی داد و اسباب معیشت آنان را فراهم ساخت، بر آنان منت مینهد و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و همانا زمین را برایتان آماده نمودیم، طوری که بتوانید در آن خانه بسازید، و آن را شخم بزنید و انواع استفادهها را از آن ببرید. (﴿وَجَعَلۡنَا لَكُمۡ فِيهَا مَعَٰيِشَ﴾) و در آن برایتان وسایل زندگی قرار دادیم، از قبیل: درختان و گیاهان و معادن زیر زمینی و انواع صنایع و تجارتها. اینها را خداوند برایتان فراهم نمود و اسباب آن را در اختیار شما قرار داد. (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) اما بسیار کم شکر خداوند را به جای میآورید که انواع نعمتها را به شما داده، و سختی و رنجها را از شما دور نموده است.
7:11–15Page 151
وَلَقَدۡ خَلَقۡنَٰكُمۡ ثُمَّ صَوَّرۡنَٰكُمۡ ثُمَّ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ لَمۡ يَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ ١١
And We have certainly created you, [O mankind], and given you [human] form. Then We said to the angels, "Prostrate to Adam"; so they prostrated, except for Iblees.1 He was not of those who prostrated.
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسۡجُدَ إِذۡ أَمَرۡتُكَۖ قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ ١٢
[Allāh] said, "What prevented you from prostrating when I commanded you?" [Satan] said, "I am better than him. You created me from fire and created him from clay [i.e., earth]."
قَالَ فَٱهۡبِطۡ مِنۡهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخۡرُجۡ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ ١٣
[Allāh] said, "Descend from it [i.e., Paradise], for it is not for you to be arrogant therein. So get out; indeed, you are of the debased."
قَالَ أَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ ١٤
[Satan] said, "Reprieve me until the Day they are resurrected."
قَالَ إِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ ١٥
[Allāh] said, "Indeed, you are of those reprieved."
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ؛ و شما را بيافريديم ، و صورت بخشيديم ، آنگاه به فرشتگان گفتيم : آدم را سجده کنيد همه ، جز ابليس ، سجده کردند و ابليس در شمار سجده کنندگان نبود. قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ؛ خدا گفت : وقتي تو را به سجده فرمان دادم ، چه چيز تو را از آن بازداشت ، ? گفت : من از او بهترم ، مرا از آتش آفريده اي و او را از گل. قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ؛ گفت : از اين مقام فرو شو تو را چه رسد که در آن گردنکشي کني ? بيرون رو که تو از خوار شدگاني. قَالَ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ گفت : مرا تا روز قيامت که زنده مي شوند مهلت ده. قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ؛ گفت : تو از مهلت يافتگاني.
(11) خداوند متعال انسانها را مخاطب قرار داده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَٰكُمۡ﴾) و همانا اصل و مادهای را که شما از آن پدید آمدید، آفریدیم. و آن آدم ـ علیه السلام ـ است، (﴿ثُمَّ صَوَّرۡنَٰكُمۡ﴾) سپس به صورتگری آدم پرداختیم و او را به بهترین وجه خلق کردیم. و خداوند آنچه را که مکمل صورت باطنی آدم بود، به وی آموخت، وآن عبارت از نام اشیا بود. سپس فرشتگان بزرگوار را دستور داد تا به منظور اکرام و احترام آدم، و برای اظهار فضیلت او، در مقابل وی سجده کنند. فرشتگان از دستور پروردگارشان فرمان برده و اطاعت نمودند، (﴿فَسَجَدُوٓاۡ﴾) پس همه سجده کردند، (﴿إِلَّآ إِبۡلِيسَ﴾) جز ابلیس که به خاطر اینکه خود را از او بزرگتر میدید و به خاطر خود پسندی، از سجده بردن امتناع ورزید.
(12) پس خداوند او را بر این کار سرزنش نمود و فرمود: (﴿قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسۡجُدَ﴾) چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده کنی برای کسی که من با دو دست خود آفریدهام؟! یعنی او را شرافت دادم، و با این فضیلت، او را برتری بخشیدم بهگونهای که کسی دیگر این فضیلت را ندارد. وتو از فرمانم سرپیچی نموده، و در مورد دستورم سهل انگاری کردی! (﴿قَالَ﴾) شیطان در حالی که با پروردگارش معارضه میکرد، گفت: (﴿أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ﴾) من از او بهتر هستم. سپس برای اثبات این ادعای باطل، دلیل آورد و گفت: (﴿خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ﴾) مرا از آتش آفریدهای و او را از خاک، و این اقتضا میکند که آنکه از آتش آفریده شده ازآنچه از خاک آفریده شده است، بهتر باشد؛ چون آتش بر بالای خاک قرار میگیرد. و این قیاس از چند جهت فاسد و باطل است: 1- این قیاس در مقابل دستور خدا -به سجده کردن- انجام شد؛ و قیاس وقتی که با نص معارض و مخالف باشد، قیاس باطلی است. چون منظور از قیاس این است حکمی که در مورد آن نصّی نیامده است، با اموری که در مورد آن نصّ وارد شده است، نزدیک شود و تابع آن قرار گیرد. اما قیاسی که با نصّ مخالفت کند، و معتبر دانسته شدن آن، منجر به لغو شدن نصی گردد، چنین قیاسی از زشتترین قیاسهاست. 2- شیطان گفت: (﴿أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ﴾) من از او بهتر هستم. وهمین گفته، برای نقص و کمبودِ ابلیس پلید کافی است؛ چون او، نقص و کمبود خود را، با خود پسندی و تکبر و سخن گفتن در مورد خدا ـ آن هم بدون علم و آگاهی ـ اثبات نمود. و چه کمبودی بزرگتر از این وجود دارد؟! 3- شیطان، در برتر قرار دادن آتش بر خاک، دروغ گفت؛ زیرا در مادۀ خاک، فروتنی و سکون و متانت وجود دارد، و برکتهای زمین از قبیل: درختان و انواع گیاهان گوناگون از خاک میرویند، اما آتش صفت سبکی و شتابزدگی و سوزندگی دارد. بنابراین وقتی که ابلیس از فرمان خدا سرپیچی کرد، از مقام والای خود به پایین ترین جایگاه سقوط نمود
(13) و خداوند به او فرمود: (﴿فَٱهۡبِطۡ مِنۡهَا﴾) از بهشت فرو شو، (﴿فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا﴾) تو حق نداری در آن تکبر کنی، چون بهشت سرای پاکان است و شایستۀ پلیدترین و بدترین خلق خدا نیست. (﴿فَٱخۡرُجۡ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ﴾) پس بیرون برو، تو از ذلیلشدگان و خوارشدگان هستی. و این، کیفر تکبر و خودپسندی او بود.
(14 - 15) بنابراین هنگامی که ابلیس، دشمنی با خدا و با آدم و فرزندانشان را اعلام کرد، از خداوند خواست که او را تا روز رستاخیز مهلت بدهد تا بتواند فرزندان آدم را هرچه بیشتر گمراه سازد. از آنجا که حکمت الهی اقتضا میکند بندگان را مورد آزمایش قرار دهد، و راستگو از دروغگو، و کسی که از خدا اطاعت میکند از کسی که از دشمن خدا تبعیت مینماید، مشخص گردد، خواستۀ او را پذیرفت و فرمود: (﴿ إِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ﴾) تو از مهلت یافتگانی.
7:16–17Page 152
قَالَ فَبِمَآ أَغۡوَيۡتَنِي لَأَقۡعُدَنَّ لَهُمۡ صِرَٰطَكَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ ١٦
[Satan] said, "Because You have put me in error, I will surely sit in wait for them [i.e., mankind] on Your straight path.
ثُمَّ لَأٓتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ وَعَنۡ أَيۡمَٰنِهِمۡ وَعَن شَمَآئِلِهِمۡۖ وَلَا تَجِدُ أَكۡثَرَهُمۡ شَٰكِرِينَ ١٧
Then I will come to them from before them and from behind them and on their right and on their left, and You will not find most of them grateful [to You]."
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ؛ گفت : حال که مرا نوميد ساخته اي ، من هم ايشان را از راه راست تو منحرف مي کنم. ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ؛ آنگاه از پيش و از پس و از چپ و از راست بر آنها مي تازم و بيشترينشان ، را ناسپاس خواهي يافت.
(16) شیطان وقتی از رحمت خدا ناامید شد، گفت: (﴿فَبِمَآ أَغۡوَيۡتَنِي لَأَقۡعُدَنَّ لَهُمۡ صِرَٰطَكَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾) به سبب اینکه مرا گمراه ساختی، بر سر راه راست تو به کمین مردم مینشینم؛ یعنی همواره بر سر راه راست تو خواهم بود، و نهایت تلاش خود را مبذول میدارم، تا مردم را از در پیش گرفتن راه تو باز دارم.
(17) (﴿ثُمَّ لَأٓتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ وَعَنۡ أَيۡمَٰنِهِمۡ وَعَن شَمَآئِلِهِمۡ﴾) سپس از همۀ جهات و اطراف بر آنها حملهور خواهم شد، و از هر راهی که بتوانم به پاره ای از اهدافم دست یابم، استفاده خواهم کرد. و از آنجا که شیطانِ خبیث میدانست که آنها ناتواناند، و غفلت بر بسیاری از آنها غالب است، و برای گمراه کردن آنها تصمیم قطعی داشت، گمان برد و گمانش راست درآمد، و گفت: (﴿وَلَا تَجِدُ أَكۡثَرَهُمۡ شَٰكِرِينَ﴾) و بیشتر آنها را سپاسگزار نخواهی یافت؛ زیرا به جای آوردن شکر یکی از نشانههای پیمودن راه راست است. و او میخواست آنان را از راه راست باز دارد، و شکر خدا را به جای نیاورند. خداوند متعال فرموده است:﴿ إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ همانا شیطان گروهش را فرا میخواند، تا از اهل دوزخ شوند. و خداوند ما را از آنچه که شیطان گفته، و بر انجام آن تصمیم قطعی گرفته است، آگاه کرد تا خود را برای مقابلۀ با دشمن آماده کنیم، و با شناخت راهی که شیطان از آن میآید و روزنههایی که از آن به انسان راه پیدا میکند، از وی پرهیز کنیم. پس خداوند با این کار بزرگترین منّت را بر ما نهاده، و بزرگترین نعمت را به ما داده است.
7:18Page 152
قَالَ ٱخۡرُجۡ مِنۡهَا مَذۡءُومٗا مَّدۡحُورٗاۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمۡ أَجۡمَعِينَ ١٨
[Allāh] said, "Depart from it [i.e., Paradise], reproached and expelled. Whoever follows you among them - I will surely fill Hell with you, all together."
قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ؛ گفت : از اينجا بيرون شو ، منفور مطرود از کساني که پيروي تو گزينندو از همه شما جهنم را خواهم انباشت.
(18) وقتی که شیطان چنین گفت، خداوند فرمود: (﴿ٱخۡرُجۡ مِنۡهَا﴾) با حقارت و ذلت ازاینجا بیرون برو، نه بااحترام واکرام، بلکه (﴿مَذۡءُومٗا﴾) ذلیل و خوار و نکوهیده، (﴿مَّدۡحُورٗا﴾) و طرد شده، و رانده شده از خدا. و از رحمت او و از هر خوبی بری شو.(﴿لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) بیگمان جهنم را از تو و از هرکس از آنان که از تو پیروی کند، پر میسازم. و این سوگند خداست که جهنم، جایگاه و سرای گناهکاران میباشد و آن را از شیاطین و انسانها و جنهایی که از او پیروی میکنند، پر میسازد.
7:19–23Page 152
وَيَٰٓـَٔادَمُ ٱسۡكُنۡ أَنتَ وَزَوۡجُكَ ٱلۡجَنَّةَ فَكُلَا مِنۡ حَيۡثُ شِئۡتُمَا وَلَا تَقۡرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ١٩
And "O Adam, dwell, you and your wife, in Paradise and eat from wherever you will but do not approach this tree, lest you be among the wrongdoers."
فَوَسۡوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيۡطَٰنُ لِيُبۡدِيَ لَهُمَا مَا وُۥرِيَ عَنۡهُمَا مِن سَوۡءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنۡ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيۡنِ أَوۡ تَكُونَا مِنَ ٱلۡخَٰلِدِينَ ٢٠
But Satan whispered to them to make apparent to them that which was concealed from them of their private parts. He said, "Your Lord did not forbid you this tree except that you become angels or become of the immortal."
وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ ٢١
And he swore [by Allāh] to them, "Indeed, I am to you from among the sincere advisors."
فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٖۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتۡ لَهُمَا سَوۡءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخۡصِفَانِ عَلَيۡهِمَا مِن وَرَقِ ٱلۡجَنَّةِۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمۡ أَنۡهَكُمَا عَن تِلۡكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لَكُمَا عَدُوّٞ مُّبِينٞ ٢٢
So he made them fall, through deception. And when they tasted of the tree, their private parts became apparent to them, and they began to fasten together over themselves from the leaves of Paradise. And their Lord called to them, "Did I not forbid you from that tree and tell you that Satan is to you a clear enemy?"
قَالَا رَبَّنَا ظَلَمۡنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمۡ تَغۡفِرۡ لَنَا وَتَرۡحَمۡنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٢٣
They said, "Our Lord, we have wronged ourselves, and if You do not forgive us and have mercy upon us, we will surely be among the losers."
وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ؛ اي آدم ، تو و همسرت در بهشت مکان گيريد از هر جا که خواهيد بخوريدولي به اين درخت نزديک مشويد که در شمار بر خويش ستم کنندگان خواهيد شد. فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ؛ پس شيطان آن دو را وسوسه کرد ، تا شرمگاهشان را که از آنها پوشيده ، بوددر نظرشان آشکار کند و گفت : پروردگارتان شما را از اين درخت منع کردتا مباد از فرشتگان يا جاويدانان شويد. وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ؛ و برايشان سوگند خورد که نيکخواه شمايم. فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ؛ و آن دو را بفريفت و به پستي افکند چون از آن درخت خوردند شرمگاههايشان آشکار شد و به پوشيدن خويش از برگهاي بهشت پرداختند پروردگارشان ندا داد : آيا شما را از آن درخت منع نکرده بودم و نگفته بودم که شيطان به آشکارا دشمن شماست ? قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ؛ گفتند : اي پروردگار ما ، به خود ستم کرديم و اگر ما را نيامرزي و بر، مارحمت نياوري از زيان ديدگان خواهيم بود.
(19) سپس خداوند آدم را از شر شیطان برحذرداشت و فرمود: (﴿وَيَٰٓـَٔادَمُ ٱسۡكُنۡ أَنتَ وَزَوۡجُكَ ٱلۡجَنَّةَ﴾) و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید؛ یعنی خداوند متعال آدم و همسرش -حوا- را که به وی ارزانی داده بود تا در کنار او آرامش یابد، دستور داد تا از هرکجای بهشت که میخواهند بخورند، و هرگونه که میخواهند، در بهشت بهرهمند شوند، اما خداوند برای آنها درختی را مشخص کرد و آنها را از خوردن آن نهی فرمود، و خداوند بهتر میداند که چه درختی بوده است، و در تعیین کردن آن برای ما فایدهای نیست. و خداوند خوردن آن درخت را بر آن دو حرام کرد، به دلیل اینکه فرمود: (﴿فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پس، از ستمکاران میشوید.
(20) آدم و حوا همواره از دستور خدا اطاعت میکردند تا اینکه شیطان به وسیلۀ فریب و مکرش در آنها نفوذ کرد، و وسوسهای در دل آنها ایجاد نمود و آنان را فریب داد و گفت: (﴿مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنۡ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيۡنِ﴾) پروردگارتان شما را از این درخت بازنداشته است، مگر به خاطر اینکه [مبادا] دو فرشته شوید؛ یعنی از جنس فرشتگان شوید. (﴿أَوۡ تَكُونَا مِنَ ٱلۡخَٰلِدِينَ﴾) یا اینکه [مبادا] از جاودانگان شوید. همان طور که در آیهای دیگر گفته است:﴿هَلۡ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلۡخُلۡدِ وَمُلۡكٖ لَّا يَبۡلَىٰ﴾ آیا تو را به درخت جاودانگی و سلطنت وملکی که تمام نمیشود، راهنمایی کنم؟
(21) و با گفتن این سخن، برای آدم و حوا سوگند خورد که، (﴿إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ﴾) من از زمرۀ خیرخواهان شما هستم که این سخنان را به شما گفتم. آدم و حوا با این چیزها فریب خوردند و در این حالت شهوت بر عقل غالب آمد.
(22) (﴿فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٖ﴾) و شیطان آنها را از مقام والایشان که دوری از گناهان بود، فرود آورد، و به وادی آلوده شدن به پلیدیهای گناه درانداخت. پس آن دو اقدام به خوردن میوۀ آن درخت کردند. (﴿فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتۡ لَهُمَا سَوۡءَٰتُهُمَا﴾) وقتی از [میوۀ] درخت چشیدند، عورتشان آشکار شد؛ یعنی عورت هر یک که پوشیده و پنهان بود، نمایان شد. پس لخت شدن درون از لباسِ پرهیزگاری، در لباسِ ظاهر اثر کرد و لباس بیرون و درون، بیرون آمد و عورتهایشان آشکار گردید و شرمنده شدند، و شروع به چسباندن برگهای درختان بهشت به شرمگاههایشان کردند، تا اینگونه خود را بپوشانند. (﴿وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ﴾) و در این حالت خداوند آنان را ندا داد و در قالب توبیخ و سرزنش فرمود: (﴿أَلَمۡ أَنۡهَكُمَا عَن تِلۡكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لَكُمَا عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) آیا شما را از خوردن این درخت بازنداشته بودم، و به شما نگفتم که شیطان برایتان دشمنی آشکار است؟ پس چرا آنچه را که از آن نهی شده بودید، مرتکب شدید و از دشمن خود اطاعت کردید؟!
(23) پس در این هنگام خداوند با توبه و پذیرفتن آن، بر آنان منّت نهاد، و آنان به گناهانشان اعتراف کردند و از خداوند عفو و بخشش را طلب نموده و گفتند: (﴿رَبَّنَا ظَلَمۡنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمۡ تَغۡفِرۡ لَنَا وَتَرۡحَمۡنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾) «پروردگارا! ما اسباب خسارت خویش را فراهم کردیم، پس اگر با محو کردن اثر گناه وعقوبت آن، و قبول توبه، و عفو سایر گناهان بر ما رحم نکنی قطعاً از زیانکاران خواهیم بود. پس خداوند گناهشان را بخشید، ﴿وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ ثُمَّ ٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَتَابَ عَلَيۡهِ وَهَدَىٰ﴾ و آدم از پروردگارش نافرمانی کرد و گمراه شد. سپس پروردگارش او را برگزید و توبهاش را پذیرفت و هدایت نمود. این در حالی است که ابلیس همچنان بر سرکشی خود ادامه داده و از گناهش دست نمیکشد. پس هر کس چون آدم به گناه اعتراف کند و از خداوند بخواهد که او را بیامرزد، و از گناهش پشیمان شود و از آن دست بکشد، پروردگارش او را برگزیده و هدایت مینماید. وهرکس مانند ابلیس باشد و هرگاه گناهی از او سر بزند آن را ادامه دهدـ همواره از خدا دورتر میشود.
7:24–26Page 153
قَالَ ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوّٞۖ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرّٞ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٖ ٢٤
[Allāh] said, "Descend, being to one another enemies. And for you on the earth is a place of settlement and enjoyment [i.e., provision] for a time."
قَالَ فِيهَا تَحۡيَوۡنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنۡهَا تُخۡرَجُونَ ٢٥
He said, "Therein you will live, and therein you will die, and from it you will be brought forth."
يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ قَدۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكُمۡ لِبَاسٗا يُوَٰرِي سَوۡءَٰتِكُمۡ وَرِيشٗاۖ وَلِبَاسُ ٱلتَّقۡوَىٰ ذَٰلِكَ خَيۡرٞۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ ٢٦
O children of Adam, We have bestowed upon you clothing to conceal your private parts and as adornment. But the clothing of righteousness - that is best. That is from the signs of Allāh that perhaps they will remember.
قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ؛ گفت : فرو شويد ، برخي دشمن برخي ديگر ، و تا روز قيامت زمين قرارگاه و جاي تمتع شما خواهد بود. قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ؛ گفت : در آنجا زندگي خواهيد کرد و در آنجا خواهيد مرد و از آن بيرونتان آورند. يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ؛ اي فرزندان آدم ، براي شما جامه اي فرستاديم تا شرمگاهتان را بپوشد و، نيز جامه زينت و جامه پرهيزگاري از هر جامه اي بهتر است و اين يکي ازآيات خداست ، باشد که پند گيرند.
(24 - 25) وقتی خداوند آدم و همسر و فرزندانشان را به زمین پایین آورد، آنها را از چگونگی اقامتشان در زمین خبر داد؛ و برایشان در زمین حیات و زندگی قرار داده است و به دنبال آن مرگ میآید، و این زندگی سرشار از امتحان و آزمایش است و آنان همواره در آن بهسر میبرند. و همواره پیامبران خود را برای آنان میفرستد و کتابهایش را بر آنان نازل میکند تا زمانیکه مرگشان فرا میرسد، پس در زمین دفن میشوند. سپس وقتی که مدت خود را در قبر کامل گرداندند، خداوند آنها را بر میانگیزد و از زمین به سوی سرایی که سرای حقیقی است، بیرون میکند.
(26) سپس با بیان اینکه دو نوع لباس را برای آنان فراهم نمود؛ لباس ضروری و لباس تجمل و آرایش. و نیز با بیان اینکه دیگر اشیا را از قبیل: غذا و آب و مرکب و نکاح و غیره را برایشان فراهم نمود، و اینکه نعمات لازم و ضروری را برای آنان فراهم کرد، و مکمل آنها را نیز فراهم نمود، بر آنان منت گذاشت؛ و برایشان بیان کرد که این نعمات ذاتاً هدف نیستند، بلکه خداوند آنها را آفریده است تا در راستای عبادت و طاعت او از آنها بهره گیرند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِبَاسُ ٱلتَّقۡوَىٰ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ﴾) و لباس پرهیزگاری از لباس ظاهری برتر است؛ زیرا لباس پرهیزگاری همواره همراه بنده خواهد بود، و کهنه نمیشود، و از بین نمیرود، و آن لباس زیبایی قلب و روح است. ولی لباس ظاهری فقط مدتی عورت را میپوشاند، و یا برای زیبایی انسان است و غیر از این فایدهای دیگر ندارد. نیز به فرض نبودن این لباس، عورت ظاهری انسان آشکار میشود که ظاهر شدن آن در صورت ناچاری و ضرورت زیانی ندارد. ولی اگر لباس پرهیزگاری وجود نداشته باشد، عورت درونی انسان نمایان میگردد و خوار و رسوا میشود. (﴿ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ﴾) آنچه از لباس که ذکر شد بهوسیلۀ آن چیزهایی را میآموزید که به شما فایده میدهد. و نیز مسایلی را که به شما زیان میرساند، متذکر میشوید، و از لباس ظاهری برای لباس باطنی کمک میگیرید.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences