As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Yunus 10:68–74
10:68–70Page 216
قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۖ هُوَ ٱلۡغَنِيُّۖ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ إِنۡ عِندَكُم مِّن سُلۡطَٰنِۭ بِهَٰذَآۚ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ ٦٨
They1 have said, "Allāh has taken a son." Exalted is He; He is the [one] Free of need. To Him belongs whatever is in the heavens and whatever is in the earth. You have no authority2 for this [claim]. Do you say about Allāh that which you do not know?
قُلۡ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ ٦٩
Say, "Indeed, those who invent falsehood about Allāh will not succeed."
مَتَٰعٞ فِي ٱلدُّنۡيَا ثُمَّ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ ٱلۡعَذَابَ ٱلشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكۡفُرُونَ ٧٠
[For them is brief] enjoyment in this world; then to Us is their return; then We will make them taste the severe punishment because they used to disbelieve.
قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ گفتند: «خداوند فرزندي برگرفته است» او پاک (و منزه) است او بي نياز است. آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، هيچ دليلي بر اين (ادعا) نداريد، آيا به خداوند چيزي نسبت مي دهيد که نمي دانيد! قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ بگو:«به راستي آيا که بر خدا دروغ مي ببندند رستگار نمي شوند». مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ بهره اي ازاين دنيا است، سپس بازگشت شان به سوي ماست، و آن گاه ما عذاب سخت را به سبب کفري که مي ورزيدند به آنان مي چشانيم.
(68) خداوند متعال از تهمتی که مشرکان به پروردگار جهانیان میزنند، خبر داده و میفرماید: (﴿قَالُواۡ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا﴾) گفتند: خداوند فرزندی بر گرفته است. پس خداوند خویشتن را از چنین چیزی منزّه قرار داده و میفرماید: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) پاک و منزه است ازآنچه ستمگران میگویند. و او فراتر از آن کمبودهایی است که به وی نسبت میدهند. سپس خداوند بر این امر چندین دلیل آورد. دلیل اول: (﴿هُوَ ٱلۡغَنِيُّ﴾) بینیازی فقط منحصر در اوست، و از هرجهت و به هر صورت و از هر نظر بینیاز است. پس او که بینیاز است، چرا برای خود فرزندی میگیرد؟ آیا به خاطر نیازی که به فرزند دارد، این کار را میکند؟ این با بینیازی او متضاد است؛ زیرا هیچ کس فرزندی بر نمیگیرد، مگر اینکه به آن نیاز داشته باشد. دلیل دوم: (﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست. و این یک قاعدۀ جامع و فراگیر است، و هیچ موجودی از اهل آسمانها و زمین از آن بیرون نمیرود، و همه مخلوق و بندگان خدا هستند. و مشخص است که این صفتِ کلی و فراگیر، منافیِ آن است که برای او فرزندی باشد؛ زیرا فرزند از جنس پدرش است، و مخلوق و مملوک نخواهد بود. پس مالکیت او بر آسمانها و زمین با فرزند داشتن متضاد است. دلیل سوم: (﴿إِنۡ عِندَكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢ بِهَٰذَآ﴾) آیا دلیلی دارید که خدا فرزندی داشته باشد؟ و اگر آنان دلیلی داشتند، آن را آشکار میکردند. و هنگامی که خداوند آنها را به مبارزه طلبید و آنها از آوردن دلیل ناتوان شدند، بطلان گفتههایشان آشکار شد، و معلوم گشت که سخنی بدون علم و آگاهی است. بنابراین فرمود: (﴿أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) آیا چیزی را به خداوند نسبت میدهید که نمیدانید؟ زیرا این از بزرگترین کارهای حرام است.
(69 - 70) (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) بگو: بهراستی آنان که بر خدا دروغ میبندند، به خواستههایشان دست نمییابند، و هدفشان حاصل نمیگردد، بلکه آنها در دنیا از کفر و دروغ خود بهره مند میشوند ، سپس به سوی خدا منتقل شده و به سوی او باز میگردند. و آنگاه عذاب سخت را به سبب کفری که میورزیدند، به آنان میچشاند. ﴿ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنان ستم نکرده است، بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم میکنند.
10:71–73Page 217
۞ وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ نُوحٍ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ فَأَجۡمِعُوٓاْ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاْ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ ٧١
And recite to them the news of Noah, when he said to his people, "O my people, if my residence and my reminding of the signs of Allāh has become burdensome upon you - then I have relied upon Allāh. So resolve upon your plan and [call upon] your associates. Then let not your plan be obscure to you.1 Then carry it out upon me and do not give me respite.
فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَمَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ ٧٢
And if you turn away [from my advice] - then no payment have I asked of you. My reward is only from Allāh, and I have been commanded to be of the Muslims [i.e., those who submit to Allāh]."
فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ وَجَعَلۡنَٰهُمۡ خَلَٰٓئِفَ وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَاۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ ٧٣
And they denied him, so We saved him and those with him in the ship and made them successors, and We drowned those who denied Our signs. Then see how was the end of those who were warned.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ و سرگذشت نوح را بر آنان بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: «اي قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم به آيات خدا بر شما گران مي آيد، پس بر خدا توکل نموده ام. تصميم قاطع بگيريد و انبازان خود را حاضر کنيد سپس کارتان نبايد بر خودتان پوشيده باشد. سپس آنچه را که مي خواهيد در حق من انجام دهيد، درغ نکنيد و مرا مهلت ندهيد. فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ و اگر (از دعوت من ) روي گردانديد (به من زياني نمي رسانيد) و از شما پاداشي نخواسته بودم، مزد و پاداش من جز بر خدا نيست، و فرمان داده شده ام که از تسليم شدگان باشم. فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ پس او را تکذيب کردند و او و کساني را که با وي در کشتي بودند نجات داديم، و آنان را جانشين گردانيديم، و کساني را که ايات ما را تکذيب کردند غرق نموديم. پس بنگر که سرانجام بيم داده شدگان چگونه شد؟
(71) خداوند متعال به پیامبرش میفرماید: (﴿وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ نُوحٍ﴾) و سرگذشت نوح را برای قوم خود بخوان، آنگاه که قومش را مدتی طولانی دعوت کرد و نهصد و پنجاه سال در میان آنها ماند و آنان را به سوی خدا فراخواند، اما دعوت او جز سرکشی چیزی به آنان نیفزود. و آنها از نوح خسته و رنجیده شدند، در حالی که او ـ علیه الصلاة والسلام ـ سست و بیزار نگشته و از دعوت کردنِ آنها خسته نشده بود. پس به آنان گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) ای قوم من! اگر ماندن من نزد شما، و یادآوری آنچه که به نفع شماست با آیات و دلایل روشن بر شما دشوار آمده است، و میخواهید به من آزار برسانید، یا حق را رد کنید، (﴿فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) پس به منظور دور شدنِ هر شر و آزاری که میخواهید به من و دعوت من برسانید، به خدا تکیه میکنم و بر او توکل مینمایم؛ چرا که ابزار و سلاح دفاعی من همین است. و شما هر سپاه و تجهیزاتی را که میتوانید، آماده کنید، (﴿فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ﴾) و تصمیم قاطع بگیرید، به صورتی که هیچ یک از شما باز نماند. و از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نورزید، (﴿وَشُرَكَآءَكُمۡ﴾) و انبازانی را که با خدا شریک میگیرید؛ آنهایی که میپرستید و به جای خدا که پروردگار جهانیان است دوست میدارید، حاضر کنید. (﴿ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ﴾) آنگاه کارتان نباید بر شما پوشیده و مشتبه باشد، بلکه باید ظاهر و آشکار باشد. (﴿ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ﴾) سپس هر عقوبت و بدرفتاری که در توانتان هست، با من انجام دهید. (﴿وَلَا تُنظِرُونِ﴾) و مهلت یک لحظه به من ندهید. پس این دلیلی قاطع و نشانۀ بزرگی است بر صحت رسالت او. چون او تنها بود، و قبیله و لشکریانی نداشت که وی را حمایت کنند و پناه دهند. درحالی که او دین آنها را فاسد قلمداد کرده، و از خدایانشان عیب و ایراد گرفته بود. و خشم و دشمنی آنها نسبت به نوح بسیار بسیار شدید بود، و آنها دارای قدرت و فرمانروایی نیز بودند، اما به آنها میگوید: شما و معبودانتان جمع شوید و هر کس را که میتوانید بیاورید و به هر اندازه که میتوانید نقشه بکشید و توطئه کنید، آنگاه اگر میتوانید به من ضربه بزنید و دریغ نکنید. اما آنها نتوانستند کاری بکنند. پس دانسته شد که به حقیقت او راستگوست و آنها در تهدیدهایی که میکنند، دروغ میگویند. بنابراین گفت:
(72) (﴿فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ﴾) پس اگر از آنچه که شما را به آن فرا میخوانم روی بگردانید، این عمل شما دلیل و برهانی ندارد، چون روشن است که به حق روی نمیآورید، بلکه از حقی که دلایل زیادی بر صحت آن وجود دارد، روی میگردانید؛ و به باطلی که دلایل بسیاری بر فاسد بودن آن وجود دارد، روی میآورید. با وجود این (﴿فَمَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٍ﴾) در مقابل اینکه شما را دعوت میکنم و در برابر اینکه دعوت مرا بپذیرید، از شما پاداشی نخواستهام، تا مبادا بگویید: او آمده است تا مالهای ما را از دست ما بگیرد و آنگاه به خاطر این، از پذیرفتن دعوت امتناع بورزید. (﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ﴾) مزد و پاداش را جز از خدا نمیخواهم. (﴿وَ﴾) و نیز شما را به کاری دستور ندادهام که خودم به ضد آن عمل کنم، بلکه (﴿وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) فرمان داده شدهام تا از تسلیم شدگان باشم. پس من اولین کسی هستم که به اسلام درمیآیم، و اولین انجام دهندۀ چیزی هستم که شما را به آن فرمان میدهم.
(73) (﴿فَكَذَّبُوهُ﴾) پس نوح آنان را شب و روز و به صورت پنهان و آشکار فراخواند، اما دعوت و فراخوانی او جز گریز و فرار بر آنان نیفزود، و تکذیبش کردند، (﴿فَنَجَّيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ﴾) و او و کسانی را که با وی در آن کشتی بودند -که به وی دستور دادیم زیر نظر ما آن را بسازد- نجات دادیم و به او گفتیم: هر گاه تنور پر شد، ﴿ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ وَمَنۡ ءَامَنَ﴾ در آن کشتی از هر حیوانی یک جفت سوار کن، و خانوادهات را نیز سوار کن، مگر کسی که از پیش بر [هلاکت] آنها سخن رفته بود. و کسانی را که ایمان آوردهاند نیز سوار کن. و او چنین کرد. پس خداوند به آسمان دستور داد تا آب فراوانی بباراند، و زمین چشمههایی را جوشاند و آب آسمان و زمین در جایی به هم رسیدند که خداوند مقدر کرده بود. ﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾ و او را بر [کشتی] تختهدار و میخ آجین سوار کردیم. ﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾که زیر نظر ما حرکت میکرد. (﴿وَجَعَلۡنَٰهُمۡ خَلَٰٓئِفَ﴾) و آنان را بعد از هلاک ساختنِ تکذیبکنندگان، در زمین جایگزین گردانیدیم. سپس خداوند در نسل نوح برکت انداخت، و تنها نسل و فرزندان او را باقیگذاشت، و آنها را در مناطق مختلف زمین پخش کرد. (﴿وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، بعد از تبیین حق و اقامۀ دلیل غرق نمودیم. (﴿فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ﴾) پس بنگر که سرانجام بیمدادهشدگان چه شد؟ سرانجامِ آنها، هلاکتِ خوارکننده و لعنت و نفرینِ پی در پی در میان تمامی نسلهایی گشت که پس از آنها میآیند. به گونهای که چیزی جز سرزنش و نکوهش و عیب و طعنه در مورد آنان نمیشنوی. پس این تکذیبکنندگان باید بپرهیزند از اینکه به رسوایی و هلاکتی گرفتار شوند که اقوام تکذیبکننده به آن گرفتار شدند.
10:74Page 217
ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ فَجَآءُوهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِۦ مِن قَبۡلُۚ كَذَٰلِكَ نَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلۡمُعۡتَدِينَ ٧٤
Then We sent after him messengers to their peoples, and they came to them with clear proofs. But they were not to believe in that which they had denied before.1 Thus We seal over the hearts of the transgressors.
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَآؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِينَ آنگاه پس از او پيامبراني را به سوي قومشان فرستاديم، آنان برايشان دلايل روشن اوردند، اما ايشان هرگز بر آن نبودند به آنچه که پيش از اين تکذيب نموده بودند، ايمان بياورند. بدينسان دلهاي متجاوزان را مهر مي زنيم.
(74) (﴿ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ﴾) پس از نوح ـ علیه السلام ـ پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم که آنها را تکذیب کردند. پیامبران آنها را به هدایت فرا میخواندند و آنها را از عوامل نابودی و هلاکت برحذر میداشتند. (﴿فَجَآءُوهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) و برایشان دلایل روشن آوردند. هر پیامبری دعوتش را با دلایل روشنی ارائه میداد. (﴿فَمَا كَانُواۡ لِيُؤۡمِنُواۡ بِمَا كَذَّبُواۡ بِهِۦ مِن قَبۡلُ﴾) اما ایشان هرگز بر آن نبودند که به آنچه پیش از این تکذیب کرده بودند، ایمان بیاورند؛ یعنی وقتی که پیامبر پیش آنها آمد و آنها او را تکذیب کردند، خداوند آنها را مجازات کرد و به کیفر آن، بردلهایشان مهر زد و بعد از آنکه توانایی ایمان آوردن را داشتند، میان آنها و ایمان آوردن حایل قرار داد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾ و دلها و چشمهایشان را دگرگون میکنیم آن گونه که اولین بار به آن ایمان نیاوردند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ نَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾) بدینسان بر دلهای متجاوزان مُهر میزنیم، پس هیچ خیری وارد آن نمیشود. و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنان خودشان، با نپذیرفتن حق و تکذیب پیامبران بر خویشتن ستم کردند.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences