As-Sa'diHud · 11:1–17

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

هود

Hud

Hud · Meccan · 123 ayahs

11:1–4Page 221

الٓرۚ كِتَٰبٌ أُحۡكِمَتۡ ءَايَٰتُهُۥ ثُمَّ فُصِّلَتۡ مِن لَّدُنۡ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ١

Alif, Lām, Rā.1 [This is] a Book whose verses are perfected and then presented in detail from [one who is] Wise and Aware2

أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۚ إِنَّنِي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ وَبَشِيرٞ ٢

[Through a messenger, saying], "Do not worship except Allāh. Indeed, I am to you from Him a warner and a bringer of good tidings,"

وَأَنِ ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِ يُمَتِّعۡكُم مَّتَٰعًا حَسَنًا إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى وَيُؤۡتِ كُلَّ ذِي فَضۡلٖ فَضۡلَهُۥۖ وَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٖ كَبِيرٍ ٣

And [saying], "Seek forgiveness of your Lord and repent to Him, [and] He will let you enjoy a good provision for a specified term and give every doer of favor his favor [i.e., reward]. But if you turn away, then indeed, I fear for you the punishment of a great Day.

إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ ٤

To Allāh is your return, and He is over all things competent."

لَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ الف لا را. اين كتابي است كه آيات آن استوار و محكم گرديده، سپس از سوي خداوند حكيم و آگاه تشريح و تبيين شده است. أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ اينكه جز خدا را نپرستيد كه من از سوي او براي شما هشدار دهنده و مژده دهنده هستم. وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ و اينكه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد و به سوي او برگرديد و توبه كنيد تا شما را تا زماني معين به طرز نيكويي بهره مند سازد، و تا به هر صاحب فضلي فضل و احسانش را بدهد. و اگر روي بگردانيد من بر شما از عذاب روز بزرگي بيمناكمك إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بازگشتتان به سوي خداست و او بر همه چيزي تواناست.

(1) خداوند متعال می‌فرماید: این (﴿كِتَٰبٌ﴾) کتاب بزرگی است، (﴿أُحۡكِمَتۡ ءَايَٰتُهُۥ﴾) که آیات آن منظم و محکم و نیکو گردیده است؛ اخبارش راست است، و عادلانه امر و نهی می‌نماید، و کلمات آن، فصیح؛ و مبانی آن، زیباست. (﴿ثُمَّ فُصِّلَتۡ﴾) آنگاه آیاتش مشخص گردیده و به نحو احسن بیان شده است، (﴿مِن لَّدُنۡ حَكِيمٍ﴾) از جانب خداوند حکیم که هر چیزی را در جای آن قرار می‌دهد، و امر و نهی نمی‌کند. مگر به چیزی که حکمتش اقتضا ‌نماید. (﴿خَبِيرٍ﴾) خداوندی که به ظاهر و باطن آگاه است.

(2) پس، از آنجا که استوار گرداندن و شرح و بیان آن از جانب خداوند حکیم و آگاه است، از عظمت و مرتبه‌ای بلند و کمال و حکمت و رحمتی واسع برخوردار است. و پروردگار کتابش را نازل کرده است تا (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ﴾) دین را خالصانه و به طور کامل برای خدا اقامه کنید، و هیچ کس را با او شریک نگردانید. (﴿إِنَّنِي لَكُم مِّنۡهُ﴾) ای مردم! همانا من برای شما از سوی پروردگارتان (﴿نَذِيرٞ﴾) بیم‌دهندۀ کسانی هستم که بر ارتکاب گناهان جرأت می‌کنند، و از عذاب دنیا و آخرت برحذر می‌دارم.(﴿وَبَشِيرٞ﴾) و مژده دهندۀ فرمانبرداران هستم به پاداش دنیا و آخرت.

(3) (﴿وَأَنِ ٱسۡتَغۡفِرُواۡ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاۡ إِلَيۡهِ﴾) و به خاطر گناهانی که از شما سر زده است از پروردگارتان آمرزش بخواهید. پس در بقیۀ عمری که دارید به سوی او برگردید؛ و از آنچه خدا نمی‌پسندد، دست بردارید؛ و به سوی آنچه که دوست می‌دارد و می‌پسندد، روی آورید. سپس به پاداش تائبان اشاره کرد و فرمود: (﴿يُمَتِّعۡكُم مَّتَٰعًا حَسَنًا إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) تا وقت مردنتان، به طرز نیکویی از روزیِ خود به شما می‌بخشد و از آن بهره‌مند می‌شوید. (﴿وَيُؤۡتِ كُلَّ ذِي فَضۡلٖ فَضۡلَهُۥ﴾) و به هر صاحب فضلی از شما، پاداشی همسنگ فضل و احسانش را می‌دهد؛ پس آنچه را که دوست دارد، برایش حاصل می‌کند؛ و آنچه را که نمی‌پسندد، از وی دور می‌گرداند. (﴿وَإِن تَوَلَّوۡاۡ﴾) و اگر از آنچه شما را به سوی آن دعوت می‌کنم، روی بگردانید ـ که واقعاً این کار را کردید، و احتمالاً آن را تکذیب هم نمودیدـ (﴿فَإِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٖ كَبِيرٍ﴾) من بر شما از عذاب روز بزرگی بیمناکم؛ و آن، روز قیامت است که پیشینیان و پسینیان در آن گرد می‌آیند. پس بر اساس اعمال خیر و شرّی که انجام داده‌اند، پاداش خوب و بد را دریافت می‌دارند.

(4) (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) این دلیلی است بر زنده گرداندن مردگان؛ زیرا او بر هر کاری تواناست. و از جملۀ این امور، زنده کردن مرده‌هاست و خداوند از این خبر داده است، و او راستگوترین گویندگان است. و تحقق آن از نظر عقلی و نقلی، حتمی است.

11:5Page 221

أَلَآ إِنَّهُمۡ يَثۡنُونَ صُدُورَهُمۡ لِيَسۡتَخۡفُواْ مِنۡهُۚ أَلَا حِينَ يَسۡتَغۡشُونَ ثِيَابَهُمۡ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٥

Unquestionably, they [i.e., the disbelievers] turn away their breasts to hide themselves from him. Unquestionably, [even] when they cover themselves in their clothing, He [i.e., Allāh] knows what they conceal and what they declare. Indeed, He is Knowing of that within the breasts.

أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ هان! آنان سينه هايشان را كج مي كنند تا خويشتن را از خدا پنهان دارند. هان! آنان هنگامي كه خود را با جامعه هايشان مي پوشانند خداوند آنچه را كه پنهان مي دارند و آنچه را آشكار مي سازند مي داند، و او به راز دلها داناست.

(5) خداوند متعال از نادانی مشرکان و شدت گمراهی‌شان خبر می‌دهد که آنان (﴿يَثۡنُونَ صُدُورَهُمۡ﴾) سینه‌هایشان را کج می‌کنند، (﴿لِيَسۡتَخۡفُواۡ مِنۡهُ﴾) تا خود را از خدا پنهان دارند، و با چرخاندن سینه‌هایشان، حجابی در مقابل علم خدا ایجاد کنند و خداوند احوال آنان را نداند و قیافه‌هایشان را نبیند. خدا، با بیان اشتباه آنها و گمان پوچشان، می‌فرماید: (﴿أَلَا حِينَ يَسۡتَغۡشُونَ ثِيَابَهُمۡ﴾) هان! آنان هنگامی که با جامه‌هایشان خود را می‌پوشانند. خداوند در این حالت که یکی از مخفی‌ترین حالات است، از آنها آگاه است. بلکه خداوند، (﴿يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ﴾) گفته‌ها و کارهایی را که پنهان می‌دارند، (﴿وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) و گفته‌ها و کارهایی را که آشکار می‌کنند، می‌داند، و حتی پوشیده‌تر از این را نیز می‌داند، (﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) همانا خدا به اراده‌ها و وسوسه‌ها و افکاری که در دل‌هاست و نه در پنهان و نه در آشکار آن را بر زبان نیاورده‌اند، آگاه است. پس چگونه حالت شما بر او پوشیده می‌ماند آنگاه که سینه‌هایتان را کج می‌کنید تا خود را از او پنهان بدارید؟! احتمال دارد معنی آیه این باشد که خداوند از کسانی صحبت می‌کند که پیامبر را تکذیب کردند و از دعوتش غافل شدند، و از شدت رویگردانی‌شان وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم را می‌دیدند (﴿يَثۡنُونَ صُدُورَهُمۡ﴾) خود را خم می‌کردند، تا آنها را نبیند و دعوتش را به گوش آنان نرساند و آنان را به چیزی که به نفع آنان است، اندرز ندهد. پس آیا از این رویگردانی بالاتر چیزی هست؟!! سپس خداوند آنها را هشدار داد که او به همۀ حالاتشان آگاه است، و هیچ چیزی بر او پوشیده نمی‌ماند، و به زودی آنها را به خاطر کارهایشان مجازات خواهد کرد.

11:6Page 222

۞ وَمَا مِن دَآبَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ رِزۡقُهَا وَيَعۡلَمُ مُسۡتَقَرَّهَا وَمُسۡتَوۡدَعَهَاۚ كُلّٞ فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ ٦

And there is no creature on earth but that upon Allāh is its provision, and He knows its place of dwelling and place of storage.1 All is in a clear register.

وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ و هيچ جنبده اي در زمين نيست مگر اينکه روزي آن بر عهدۀ خداست، و قرارگاه و محل اياب و ذهابشان را مي داند. همۀ اينها در کتاب روشني ثبت است .

(6) هر چیزی که در زمین حرکت می‌کند از قبیل: انسان و حیوان، برّی باشد یا بحری، خداوند روزی همه را به عهده گرفته و به همه روزی می‌دهد. (﴿وَيَعۡلَمُ مُسۡتَقَرَّهَا وَمُسۡتَوۡدَعَهَا﴾) و قرارگاه این جنبندگان و محل زیست و جایی که در آن قرار می‌گیرند را می‌داند. و محل رفت و آمد آنها را که در حالت‌های مختلف به آن روی می‌آورند، می‌داند. (﴿كُلّٞ﴾) تفاصیل احوال آنها، (﴿فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾) در لوح محفوظ ـ که همۀ اتفاقاتی که پیش می‌آید و آنچه در آسمان‌ها و زمین اتفاق می‌افتد را در بر دارد ـ ثبت و ضبط شده است. و علم خداوند به همه اینها احاطه دارد، و قلمش آن را نگاشته است، و مشیّت او بر آن جاری گردیده است و روزی‌اش به همه می‌رسد. پس دل‌ها آرام گیرند به کفایت و شایستگی کسی که روزی آنها را به عهده گرفته است، و با علم و دانش خود ذات و صفات آنها را در بر گرفته است.

11:7–8Page 222

وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ وَكَانَ عَرۡشُهُۥ عَلَى ٱلۡمَآءِ لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗاۗ وَلَئِن قُلۡتَ إِنَّكُم مَّبۡعُوثُونَ مِنۢ بَعۡدِ ٱلۡمَوۡتِ لَيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ ٧

And it is He who created the heavens and the earth in six days - and His Throne had been upon water - that He might test you as to which of you is best in deed. But if you say, "Indeed, you are resurrected after death," those who disbelieve will surely say, "This is not but obvious magic."

وَلَئِنۡ أَخَّرۡنَا عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابَ إِلَىٰٓ أُمَّةٖ مَّعۡدُودَةٖ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحۡبِسُهُۥٓۗ أَلَا يَوۡمَ يَأۡتِيهِمۡ لَيۡسَ مَصۡرُوفًا عَنۡهُمۡ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ ٨

And if We hold back from them the punishment for a limited time, they will surely say,1 "What detains it?" Unquestionably, on the Day it comes to them, it will not be averted from them, and they will be enveloped by what they used to ridicule.

وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ و او خدايي است که اسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرشش بر آب بود، تا شما را بيازمايد که چه کسي کارهاي نيکوتر انجم مي دهد، و اگر بگويي شما پس از مرگ برانگيخته مي شويد، کافران مي گويند:«اين سخن جز جادوي آشکار نيست». وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ و اگر عذاب را تا مدت زمان محدودي به تأخير اندازيم، مي گويند:«چه چيزي آن را باز مي دارد؟ » آگاه باشيد روزي که عذاب به سراغ آنان بيايد از آنان بازداشته نمي شود، و چيزي را که مسخره مي کردند آنان را در بر مي گيرد.

(7) خداوند متعال خبر می‌دهد که او، (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفریده است، نخستینِ این ایام روز یکشنبه و آخرین آن روز جمعه است. (﴿وَ﴾) هنگامی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، (﴿كَانَ عَرۡشُهُۥ عَلَى ٱلۡمَآءِ﴾) عرشش بر روی آب و بر بالای آسمان هفتم بود. و بعد از اینکه آسمان‌ها و زمین را آفرید، بر عرش خود بلند و مرتفع گردید و کارها و احکام قدری و شرعی را طبق مشیّت خود تدبیر می‌کند. بنابراین فرمود: (﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾) تا شما را بیازماید که چه کسی کارهای نیکوتری انجام می‌دهد؛ یعنی خداوند ـ به خاطر پیروی شما از اوامر و نواهی وی ـ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفرید تا امتحان کند و ببیند کدام یک از شما عمل نیکوتری را انجام می‌دهد. فضیل بن عیاض ـ رحمة الله ـ گفته است:«یعنی تا شما را بیازماید که چه کسی عمل خالص‌تر و درست‌تر انجام می‌دهد.» گفته شد: ای ابا علی! عمل خالص و درست تر کدام است؟ گفت: «اگر عمل خالصانه انجام شود و درست نباشد، پذیرفته نمی‌شود، و اگر درست باشد و خالصانه انجام نشود، [باز] پذیرفته نمی‌شود، مگر اینکه خالصانه و درست باشد. عمل خالص این است که برای خدا انجام شود. و عمل درست؛ یعنی عملی که در انجام آن، از قرآن و سنت پیروی شود. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾ من جن‌ها و انسان‌ها را نیافریدم، مگر برای اینکه مرا پرستش نمایند.» و خداوند متعال فرموده است:﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ لِتَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ وَأَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عِلۡمَۢا﴾«الله» تعالی ذاتی است که هفت آسمان را آفرید و در زمین نیز مثل آن‌را آفرید، امر خود را میان آنها نازل می‌گرداند، تا بدانید که خداوند بر همه چیز توانا است، و علم او همه چیز را احاطه نموده است. پس خداوند متعال خلق‌را به خاطر عبادت خویش و شناختن ذات و اسما وصفت‌هایش آفریده است، و آنهارا به این دستور داده است. پس هرکس فرمان ببرد و آنچه را که به آن دستور داده شده است انجام دهد، از رستگاران است؛ و هر کس روی بگرداند، از زیانکاران می‌باشد، و حتماً خداوند آنها را در جهانی دیگر جمع خواهد کرد تا آنان را جزا و سزا بدهد. بنابراین خداوند به تکذیب سزا و جزا از سوی مشرکین پرداخت و فرمود: (﴿وَلَئِن قُلۡتَ إِنَّكُم مَّبۡعُوثُونَ مِنۢ بَعۡدِ ٱلۡمَوۡتِ لَيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و اگر از سوی من به ایشان بگویی، و آنها را از زنده شدن پس از مرگ خبر دهی، کافران تو را تصدیق نمی‌کنند، بلکه به شدت تو را تکذیب می‌نمایند، و از آنچه آورده‌ای، عیب ‌گرفته و می‌گویند: (﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) این چیزی جز جادوی آشکار نیست. آگاه باشید و بدانید که آن حقِ آشکار است.

(8) (﴿وَلَئِنۡ أَخَّرۡنَا عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابَ إِلَىٰٓ أُمَّةٖ مَّعۡدُودَةٖ﴾) و اگر عذاب را تا مدت زمانی مشخص از آنان به تأخیر بیندازیم، می‌گویند: چرا نیامده است، و چرا دیر می‌آید؟ و از روی نادانی و ستمگری‌شان می‌گویند: (﴿مَا يَحۡبِسُهُۥٓ﴾) چه چیزی آن را باز می‌دارد؟ و مفهوم سخنشان این است که آن را دروغ می‌انگارند، و آنها از اینکه عذاب زود نمی‌آید، بر دروغگو بودن پیامبر استدلال می‌کنند که از آمدن عذاب خبر می‌دهد. چه استدلال بی‌جایی است!! (﴿أَلَا يَوۡمَ يَأۡتِيهِمۡ لَيۡسَ مَصۡرُوفًا عَنۡهُم﴾) آگاه باشید! روزی که عذاب به سراغ آنان بیاید، از آنان باز داشته نمی‌شود، و نمی‌توانند در کار خویش بنگرند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و چیزی را که مسخره می‌کردند، آنان را احاطه ‌کرده و در بر می‌گیرد؛ یعنی عذابی که آن را مسخره می‌کردند و آن را ناچیز می‌انگاشتند تا جایی که قاطعانه به دروغگو بودن پیامبر حکم کردند، آنان را از هر سو فرا می‌گیرد.

11:9–11Page 222

وَلَئِنۡ أَذَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِنَّا رَحۡمَةٗ ثُمَّ نَزَعۡنَٰهَا مِنۡهُ إِنَّهُۥ لَيَـُٔوسٞ كَفُورٞ ٩

And if We give man a taste of mercy from Us and then We withdraw it from him, indeed, he is despairing and ungrateful.

وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ نَعۡمَآءَ بَعۡدَ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ ٱلسَّيِّـَٔاتُ عَنِّيٓۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٞ فَخُورٌ ١٠

But if We give him a taste of favor after hardship has touched him, he will surely say, "Bad times have left me." Indeed, he is exultant and boastful -

إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ ١١

Except for those who are patient and do righteous deeds; those will have forgiveness and great reward.

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ و اگر به انسان از سوي خدا رحمتي بچشانيم سپس آن را از او بستانيم بسي نااميد و ناسپاس گردد. وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ و اگر بعد از رنج و ناخوشي که به انسانها رسيده است خوشي و نعمت بدو برسانيم، مي گويد:«بديها و سختي ها از من دور شدند» و بسي شادمان شده و فخر فروشي مي کند إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَـئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ مگر کساني که شکيبايي ورزند و کارهاي شايسته انجام دهند، اينان آمرزش و پاداش بزرگي دارند.

(9 - 10) خداوند متعال از طبیعت انسان خبر می‌دهد که وی نادان و ستمکار است، و هر وقت رحمتی را از سوی خود به او بچشاند از قبیل: سلامتی، روزی، فرزندان و امثال آن، سپس آن نعمت‌ها را از او بگیرد، به ناامیدی و یأس تن می‌دهد، و امیدی به پاداش خدا نخواهد داشت و به ذهنش نمی‌آید که خداوند آن را باز خواهد گرداند یا بهتر از آن را باز به او خواهد داد. و هرگاه خداوند بعد از رنج و ناخوشی که به انسان می‌رسد، نعمت و رحمتی به وی عطا کند شادمان می‌شود و به خود می‌بالد و گمان می‌برد که آن خیر برای همیشه برایش باقی می‌ماند، و می‌گوید: (﴿ذَهَبَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتُ عَنِّيٓۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٞ فَخُورٌ﴾) بدی‌ها و سختی‌ها از من دور شدند، و او شادمان و خودستا است. یعنی به آنچه که طبق میل و دلخواهش به او داده شده است، شاد می‌گردد؛ و با نعمت‌هایی که خداوند به او عطا کرده است، بر بندگان خدا فخرفروشی می‌کند و این حالت، او را به خودپسندی و تکبر ورزیدن بر مردم و تحقیر آنان وادار می‌کند. و چه عیبی بزرگ‌تر از این وجود دارد؟! و این طبیعت انسان است، مگر کسانی که خداوند آنان را توفیق دهد و از این اخلاق زشت بیرون آوَرَد، و به ضدّ آن راهنمایی کند، و آنان کسانی هستند که به هنگام ناخوشی و رنج، بردباری کرده و ناامید نمی‌شوند؛ و هنگام راحتی و خوشی، به خود نبالیده و کارهای شایسته و واجب و مستحب را انجام می‌دهند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) با بخشوده شدن گناهانشان، هر امر نامطلوبی از آنها دور می‌گردد و به پاداش بزرگی می‌رسند و آن دست یابی به باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت است که هرچه انسان بخواهد و چشم‌ها از دیدن آن لذت ببرند، در آن موجود است.

(11) و هرگاه خداوند بعد از رنج و ناخوشی که به انسان می‌رسد، نعمت و رحمتی به وی عطا کند شادمان می‌شود و به خود می‌بالد و گمان می‌برد که آن خیر برای همیشه برایش باقی می‌ماند، و می‌گوید: (﴿ذَهَبَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتُ عَنِّيٓۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٞ فَخُورٌ﴾) بدی‌ها و سختی‌ها از من دور شدند، و او شادمان و خودستا است. یعنی به آنچه که طبق میل و دلخواهش به او داده شده است، شاد می‌گردد؛ و با نعمت‌هایی که خداوند به او عطا کرده است، بر بندگان خدا فخرفروشی می‌کند و این حالت، او را به خودپسندی و تکبر ورزیدن بر مردم و تحقیر آنان وادار می‌کند. و چه عیبی بزرگ‌تر از این وجود دارد؟! و این طبیعت انسان است، مگر کسانی که خداوند آنان را توفیق دهد و از این اخلاق زشت بیرون آوَرَد، و به ضدّ آن راهنمایی کند، و آنان کسانی هستند که به هنگام ناخوشی و رنج، بردباری کرده و ناامید نمی‌شوند؛ و هنگام راحتی و خوشی، به خود نبالیده و کارهای شایسته و واجب و مستحب را انجام می‌دهند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) با بخشوده شدن گناهانشان، هر امر نامطلوبی از آنها دور می‌گردد و به پاداش بزرگی می‌رسند و آن دست یابی به باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت است که هرچه انسان بخواهد و چشم‌ها از دیدن آن لذت ببرند، در آن موجود است.

11:12–14Page 222

فَلَعَلَّكَ تَارِكُۢ بَعۡضَ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ وَضَآئِقُۢ بِهِۦ صَدۡرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَكٌۚ إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٞۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٌ ١٢

Then would you possibly leave [out] some of what is revealed to you,1 or is your breast constrained by it because they say, "Why has there not been sent down to him a treasure or come with him an angel?" But you are only a warner. And Allāh is Disposer of all things.

أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ فَأۡتُواْ بِعَشۡرِ سُوَرٖ مِّثۡلِهِۦ مُفۡتَرَيَٰتٖ وَٱدۡعُواْ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ١٣

Or do they say, "He invented it"? Say, "Then bring ten sūrahs like it that have been invented and call upon [for assistance] whomever you can besides Allāh, if you should be truthful."

فَإِلَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكُمۡ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَآ أُنزِلَ بِعِلۡمِ ٱللَّهِ وَأَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَهَلۡ أَنتُم مُّسۡلِمُونَ ١٤

And if they do not respond to you - then know that it [i.e., the Qur’ān] was revealed with the knowledge of Allāh1 and that there is no deity except Him. Then,2 would you [not] be Muslims?

فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ مبادا برخي از چيزهايي را که به تو وحي مي شود رها کني و از اينکه مي گويند: «چرا گنجي بر او فرستاده نشده است يا چرا فرشته اي با او نيامده است» دلتنگ و ناراحت شوي، تو تنها بيم دهنده هستي و خداوند بر همه چيز مراقب و نگهبان است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ مي گويند:«آن را خودش ساخته است، و به دروغ به خدا نسبت مي دهد». بگو: «اگر راستگو هستيد ده سورۀ دروغين همانند آن را بياوريد و غير از خدا هر کس را که مي توانيد به ياري فراخوانيد. فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ پس اگر سخن شما را نپذيرفتند ، بدانيد که اين قرآن همراه با علم الهي نازل شده است و معبود به حقي جز او نيست، پس آيا شما فرمانبردار مي گرديد؟

(12) خداوند متعال با دلجویی دادن پیامبرش صلی الله علیه وسلم در مقابل تکذیب‌کنندگان می‌فرماید: (﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكُۢ بَعۡضَ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ وَضَآئِقُۢ بِهِۦ صَدۡرُكَ أَن يَقُولُواۡ﴾) یعنی شایسته نیست که گفتۀ آنان در تو اثر بگذارد؛ و از آنچه که بر آن هستی، باز بدارد؛ و آنگاه برخی از مطالبی را که به سوی تو وحی می‌شود، رها کنی؛ و به خاطر خیره‌سری آنان، دلتنگ گردی، که می‌گویند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَكٌ﴾) چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده، یا چرا فرشته‌ای با او نیامده است؟ زیرا این سخن ناشی از خیره‌سری و ستمگری و مخالفت و گمراهی و عدم شناخت آنان نسبت به حجت‌ها و دلایل است. پس به کارت ادامه بده؛ و این گفته‌های پوچ که جز فردی بی‌خرد آن را بر زبان نمی‌آورد، تو را باز ندارد؛ و دلت را تنگ و ناراحت نکند. آیا دلیلی ارائه داده‌اند که از حل آن درمانده باشی؟ یا در آنچه آورده‌ای، عیبی گرفته‌اند که عیب‌جویی آنها در آن اثر گذارد و ارزش آن را کم کند؟ پس دلتنگ نشو؛ زیرا حساب آنها بر گردن تو نیست، و با زور نمی‌توانی آنها را هدایت کنی. بلکه تو (﴿إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٞۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٌ﴾) تنها بیم دهنده هستی، و خداوند بر هر چیزی نگاهبان است و اعمالشان را ثبت و ضبط می‌نماید و آنها را طبق اعمالشان سزا و جزا می‌دهد.

(13) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) آیا مشرکان می‌گویند: محمد این قرآن را از پیش خود ساخته است؟ خداوند آنان را پاسخ داد و فرمود: (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِعَشۡرِ سُوَرٖ مِّثۡلِهِۦ مُفۡتَرَيَٰتٖ وَٱدۡعُواۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راستگو هستید ده سوره همانند آن را بیاورید وغیر از خدا هر کس را که می‌توانید به یاری فرا خوانید؛ یعنی اگر او قرآن را از خود ساخته است شما هم مانند وی فصاحت و بلاغت دارید، و دشمنان حقیقی او هستید و برای باطل کردن دعوتش هرچه را که دارید صرف می‌کنید، پس اگر راست می‌گویید، ده سوره همانند آن بیاورید.

(14) (﴿فَإِلَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكُمۡ﴾) پس اگر سخن شما را در این مورد نپذیرفتند، (﴿فَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَآ أُنزِلَ بِعِلۡمِ ٱللَّهِ﴾) بدانید که این قرآن از جانب خدا نازل شده است. چون برای اثبات اینکه از جانب خدا است، دلیل وجود دارد، و معارضی برای آن پیدا نشده است. (﴿وَأَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾) و بدانید که جز خدا، هیچ معبود برحقی که سزاوار الوهیت و پرستش باشد، وجود ندارد. (﴿فَهَلۡ أَنتُم مُّسۡلِمُونَ﴾) پس آیا شما تسلیم الوهیت خدا گشته و فرمانبردار بندگی او می‌شوید؟ و این آیات مبیّن آنند که برای دعوتگر راه خدا شایسته نیست اعتراضِ معترضین و انتقاد منتقدان و عیب جویان، او را از دعوت و فراخوانی به سوی دین باز دارد. به خصوص وقتی که اعتراض و انتقاد بی‌دلیل باشد، و معترض نتواند در آنچه که دعوتگر به سوی آن دعوت می‌کند، کاستی و نقصی بیاورد. و نباید دلتنگ شود، بلکه باید اطمینان خاطر داشته باشد و کارش را ادامه بدهد، و به آن روی آورد. و نیز لازم نیست پیشنهاداتی که پیشنهادکنندگان ـ بنا به دلایلی که برای خود دارند ـ مطرح می‌کنند، جواب داده شود. بلکه کافی است در پاسخ تمام این مسایل و خواسته‌ها، دلیلی را اقامه کرد که معارض و مخالفی نداشته باشد. و این آیات بیانگر آنند که قرآن در ذات خود معجزه است، و هیچ‌کس نمی‌تواند مانند آن را بیاورد، و نمی‌تواند ده سوره مانند آن را بیاورد، و حتی نمی‌تواند یک سوره مانند آن را بیاورد. چون خداوند دشمنان فصیح و بلیغ را به مبارزه طلبید اما با آن معارضه نکردند، چون می‌دانستند توانایی آن را ندارند. و در این آیات به این مطلب اشاره شده است که یکی از چیزهایی که باید نسبت به آن یقین داشت و نباید به گمانِ غالب بسنده کرد، قرآن و توحید است؛ زیرا فرموده است: (﴿فَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَآ أُنزِلَ بِعِلۡمِ ٱللَّهِ وَأَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾) پس بدانید که این قرآن همراه با علم خدا نازل شده است، و هیچ معبود راستینی جز او نیست.

11:15–16Page 223

مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ فِيهَا وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ ١٥

Whoever desires the life of this world and its adornments - We fully repay them for their deeds therein,1 and they therein will not be deprived.

أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَيۡسَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا ٱلنَّارُۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَٰطِلٞ مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٦

Those are the ones for whom there is not in the Hereafter but the Fire. And lost is what they did therein,1 and worthless is what they used to do.

مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ کساني که زندگاني دنيا و زينت آن را بخواهند اعمالشان را در اين جهان تمام و کمال به انها مي دهيم و آنها در آنجا کاستي نبينند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ايشان کساني اند که در آخرت جز آتش بهره اي ندارند و آنچه در دنيا کرده بودند ضايع و هدر مي رود، و کارهايشان پوچ و باطل است.

(15) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا﴾) هرکس که هدف نهایی‌اش زندگانی دنیا و زینت آن از قبیل: زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب‌های نشان‌دار و چهارپایان و کشتزارها باشد و تمام هم و غمش‌را در این چیزها منحصر نماید، و آخرت و دنیایِ باقی در تفکر او جایگاهی نداشته باشد، این فرد را جز کافر نمی‌توان نامید؛ زیرا اگر او مؤمن بود، ایمانش او را از این کار و از این طرز تفکر باز می‌داشت، بلکه ایمان او و آنچه که از اعمال [خیر] انجام داده است، نشانه‌ای است از نشانه‌های آخرت خواهی او. اما این بدبختان که گویا فقط برای این دنیا آفریده شده‌اند، (﴿نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ فِيهَا﴾) یعنی آن پاداش دنیایی که برای آنان در «لوح المحفوظ» رقم زده شده است، به آنان می‌دهیم، (﴿وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ﴾) و آنان در آنجا کاستی نبینند؛ یعنی از آنچه برایشان مقدر شده است، کم نمی‌شود ولی این نهایت و پایان نعمت‌ها است.

(16) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَيۡسَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا ٱلنَّارُ﴾) ایشان کسانی‌اند که در آخرت بهره‌ای جز آتش ندارند، و در آن جاودانه می‌مانند و یک لحظه عذاب از آنها دور نمی‌شود، و به راستی که از پاداش فراوان محروم گشته‌اند، (﴿وَحَبِطَ مَا صَنَعُواۡ فِيهَا﴾) و نقشه‌هایی که علیه حق و اهل حق می‌کشیدند، مضمحل و نابود گشته و کارهای خیری که انجام می‌دادندـ ‌و اساسی نداشت و براساس ایمان انجام نیافته بودـ پوچ گشته و به هدر می‌رود.

11:17Page 223

أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّهِۦ وَيَتۡلُوهُ شَاهِدٞ مِّنۡهُ وَمِن قَبۡلِهِۦ كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةًۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۚ وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ مِنَ ٱلۡأَحۡزَابِ فَٱلنَّارُ مَوۡعِدُهُۥۚ فَلَا تَكُ فِي مِرۡيَةٖ مِّنۡهُۚ إِنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ ١٧

So is one who [stands] upon a clear evidence from his Lord [like the aforementioned]? And a witness1 from Him follows it,2 and before it was the Scripture of Moses to lead and as mercy. Those [believers in the former revelations] believe in it [i.e., the Qur’ān]. But whoever disbelieves in it from the [various] factions - the Fire is his promised destination. So be not in doubt about it. Indeed, it is the truth from your Lord, but most of the people do not believe.

أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ آيا کسي که دليل و حجت روشني از سوي پروردگارش دارد، و گواهي از سوي خدا به دنبال آن مي آيد، و قبل از قرآن (هم) کتاب موسي پيشوا و رحمت بوده است (مانند کسي است که در تاريکي ها به سر مي برد)؟ اينان (که در پي کشف حقايقند) به آن ايمان مي آورند، و هر کس از گروهها به آن کفر بورزد ميعادگاه او آتش است. پس دربارۀ آن به خود شک و ترديدي راه مده، بي گمان آن (قرآن) حق است و از سوي پروردگارت آمده است ولي بيشتر مردم ايمان نمي آورند.

(17) خداوند متعال حالتِ پیامبرش محمد ـ‌صلی الله علیه وآله وسلم‌ـ را و حالتِ وارثان و جانشینان او را که به تبلیغ دینش و اقامۀ حجّت‌های آن می‌پردازند و به آن یقین دارند، بیان کر‌ده و اینکه کسی جز آنان دارای این صفت نیست، و اصولاً هیچ کس نمی‌تواند مانند آنان باشد، و می‌فرماید: (﴿أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّهِۦ﴾) آیا کسی که ـ‌به واسطۀ وحیی که خداوند آن را فرو فرستاده و مسایل مهم و دلایل آشکار را در آن بیان کرده است و او هم در نتیجه به آن یقین کرده باشدـ ‌دلیل و حجت روشنی از سوی پروردگارش داشته باشد، (﴿وَيَتۡلُوهُ شَاهِدٞ مِّنۡهُ﴾) و شاهدی از سوی خدا به دنبال آن بیاید ـ یعنی به دنبال این دلیل و برهان دلیل دیگری بیاید و آن دلیل فطرت و سرشت مستقیم و عقل درست است که بر صحت [آن] وحی گواهی می‌دهند ـ و با عقلِ خود، نیکویی و پاکی آن وحی را بداند، و از این رهگذر بر ایمانش بیفزاید، (﴿وَمِن قَبۡلِهِۦ﴾) و پیش از قرآن گواه سومی وجود دارد،(﴿كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ﴾) و آن، تورات -کتاب موسی- است که خداوند آن را (﴿إِمَامٗا وَرَحۡمَةً﴾) پیشوا و رحمتی برای مردم قرار داده و بر راست بودنِ قرآن گواهی می‌دهد، و با حقی که قرآن آورده، موافق و مطابق است. یعنی آیا کسی که چنین است، و شواهد ودلایل یقین‌آور نزد وی به وفور یافت می‌شود، مانند کسی است که در تاریکی‌ها و جهالت‌ها به سر می‌برد و نمی‌تواند از آن بیرون رود؟! به راستی نزد خداوند برابر نیستند، و نزد بندگان خدا نیز برابر نمی‌باشند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) اینان که دلایل یقین‌آور به وفور نزدشان یافت می‌شود، (﴿يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ﴾) به طور حقیقی به قرآن ایمان می‌آورند، و ایمانشان هر نوع خوبی و برکت را در دنیا وآخرت برای آنان به بار می‌آورد. (﴿وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ مِنَ ٱلۡأَحۡزَابِ﴾) و هر گروه از گروه‌های روی زمین که بر نپذیرفتنِ حق اتفاق نظر دارند، به قرآن کفر ورزد، (﴿فَٱلنَّارُ مَوۡعِدُهُۥ﴾) میعادگاهشان آتش است، و حتماً به آن وارد می‌شوند، (﴿فَلَا تَكُ فِي مِرۡيَةٖ مِّنۡهُ﴾) پس دربارۀ آن کوچک‌ترین شکی به خود راه مده، (﴿إِنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) بی‌گمان آن [= قرآن] حق می‌باشد، و از سوی پروردگارت آمده است، ولی بیشتر مردمان ایمان نمی‌آورند. یا به خاطر جهالت و گمراهی‌شان ایمان نمی‌آورند، یا از روی ستمگری و عناد و تجاوز؛ زیرا هرکس قصد و هدفش نیکو، و فهمش درست باشد، باید به آن ایمان بیاورد، چون دلایل و شواهد قاطعی وجود دارد که او را به ایمان آوردن فرا می‌خوانند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском