As-Sa'diIbrahim · 14:32–52

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Ibrahim 14:32–52

14:32–34Page 259

ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزۡقٗا لَّكُمۡۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡفُلۡكَ لِتَجۡرِيَ فِي ٱلۡبَحۡرِ بِأَمۡرِهِۦۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡهَٰرَ ٣٢

It is Allāh who created the heavens and the earth and sent down rain from the sky and produced thereby some fruits as provision for you and subjected for you1 the ships to sail through the sea by His command and subjected for you the rivers.

وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ دَآئِبَيۡنِۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ ٣٣

And He subjected for you the sun and the moon, continuous [in orbit], and subjected for you the night and the day.

وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلۡتُمُوهُۚ وَإِن تَعُدُّواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآۗ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُومٞ كَفَّارٞ ٣٤

And He gave you from all you asked of Him.1 And if you should count the favor [i.e., blessings] of Allāh, you could not enumerate them. Indeed, mankind is [generally] most unjust and ungrateful.2

اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ خداوند ذاتي است که آسمانها و زمين را آفريد، و از آسمان آبي فرو فرستاد، و با آن ميوه هاي را پايدار کرد، و روزي شما گرداند، و کشتي را برايتان رام ساخت تا به حکم او در دريا روان شود، و رودخانه ها را براي شما مسخرنمود. وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ و خورشيدو ماه را که پيوسته روانند براي شما رام گردانيد و شب و روز را برايتان مسخر نمود. وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ و هر چه را از او خواستيد به شما داد، و اگر نعمت خدا را برشماريد نمي توانيد آنرا به شمار درآوريد، همانا انسان موجود ستمگر ناسپاسي است.

(32) خداوند متعال خبر می‌دهد تنها اوست که (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) آسمان‌ها و زمین را با گستردگی و بزرگی‌شان آفریده است. (﴿وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ﴾) و از آسمان آبی فرو فرستاده، و آن بارانی است که خداوند از ابرها فرو می‌فرستد. (﴿فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾) و با آن میوه‌های مختلفی را پدیدار نموده است، (﴿رِزۡقٗا لَّكُمۡ﴾) و آن را روزی شما و چهارپایانتان گردانده است. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡفُلۡكَ﴾) و کشتی‌ها را برایتان رام ساخته است. (﴿لِتَجۡرِيَ فِي ٱلۡبَحۡرِ بِأَمۡرِهِۦ﴾) تا به حکم او دردریا روان باشند. پس اوست که ساختن کشتی‌ها را برایتان ممکن نموده، و توانایی ساختن و نگهداری آن را در میان امواج دریا به شما داده است تا شما و کالاهایتان را به مقصدتان برسانند. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡهَٰرَ﴾) و جویبارها را در اختیار شما قرار داده است تا کشتزارها و درختانتان را آبیاری نمایند و از آن بنوشید.

(33) (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ دَآئِبَيۡنِ﴾) و خورشید و ماه را که پیوسته به چرخش خود ادامه می‌دهند و حرکتشان کند نمی‌شود، در جهت تأمین منافع و مصالح شما انسان‌ها از قبیل: حساب زمان و اوقات و مصالح جسم خودتان و حیوانات و کشتزارها و میوه‌هایتان برایتان رام نمود. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ﴾) و شب را برایتان مسخر نمود تا در آن آرام گیرید و استراحت نمایید. (﴿وَٱلنَّهَارَ﴾) و روز را برایتان مسخر نمود تا از روشنایی آن استفاده نموده و در آن فضل الهی را بجویید.

(34) (﴿وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلۡتُمُوهُ﴾) و هرآنچه را که آرزوی داشتنش نمودید و به آن نیاز داشتید، از قبیل: چهارپایان و وسایل و صنایع و غیره که با زبان «حال» یا با زبان «قال» از خدا طلب نمودید، به شما داد. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآ﴾) و اگر نعمت‌های خدا را برشمارید، نمی‌توانید آنها را به شمار درآورید، چه رسد به اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید. (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُومٞ كَفَّارٞ﴾) همانا انسان، موجود ستمگر ناسپاسی است؛ یعنی ستمگری، طبیعت انسان است و بر ارتکاب گناه جرأت می‌نماید و در به جای آوردن حقوق الهی کوتاهی می‌ورزد و شکر نعمت‌های الهی را نمی‌گذارد و به آن اعتراف نمی‌کند، مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و شکر نعمت‌هایش را به جای آورد و حقوق پروردگارش را ادا کند. در این آیات نعمت‌های زیادی که خداوند به بندگانش عطا نموده، به طور مجمل و مفصل بیان شده است؛ و خداوند با بیان آن، بندگان را به شکرگزاری و ذکر نعمت‌هایش فرا می‌خواند و بندگان را بر این کار تشویق و ترغیب می‌کند و آنها را وادار می‌نماید تا خداوند را در طول شب و روز فرا بخوانند. همان‌طور که در همۀ اوقات، آنها از نعمت‌های الهی برخوردارند و نعمت خداوندی آنها را در می‌یابد.

14:35–41Page 260

وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا ٱلۡبَلَدَ ءَامِنٗا وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ ٣٥

And [mention, O Muḥammad], when Abraham said, "My Lord, make this city [i.e., Makkah] secure and keep me and my sons away from worshipping idols.

رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِۖ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُۥ مِنِّيۖ وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٣٦

My Lord, indeed they have led astray many among the people. So whoever follows me - then he is of me;1 and whoever disobeys me - indeed, You are [yet] Forgiving and Merciful.

رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱجۡعَلۡ أَفۡـِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ ٣٧

Our Lord, I have settled some of my descendants in an uncultivated valley near Your sacred House, our Lord, that they may establish prayer. So make hearts among the people incline toward them and provide for them from the fruits that they might be grateful.

رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُۗ وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٣٨

Our Lord, indeed You know what we conceal and what we declare, and nothing is hidden from Allāh on the earth or in the heaven.

ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ ٣٩

Praise to Allāh, who has granted to me in old age Ishmael and Isaac. Indeed, my Lord is the Hearer of supplication.

رَبِّ ٱجۡعَلۡنِي مُقِيمَ ٱلصَّلَوٰةِ وَمِن ذُرِّيَّتِيۚ رَبَّنَا وَتَقَبَّلۡ دُعَآءِ ٤٠

My Lord, make me an establisher of prayer, and [many] from my descendants. Our Lord, and accept my supplication.

رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡحِسَابُ ٤١

Our Lord, forgive me and my parents and the believers the Day the account is established."

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد.

(35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند.

(36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید.

(37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است.

(38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود.

(39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود:

(40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

14:42–43Page 260

وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا عَمَّا يَعۡمَلُ ٱلظَّٰلِمُونَۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمۡ لِيَوۡمٖ تَشۡخَصُ فِيهِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ ٤٢

And never think that Allāh is unaware of what the wrongdoers do. He only delays them [i.e., their account] for a Day when eyes will stare [in horror].

مُهۡطِعِينَ مُقۡنِعِي رُءُوسِهِمۡ لَا يَرۡتَدُّ إِلَيۡهِمۡ طَرۡفُهُمۡۖ وَأَفۡـِٔدَتُهُمۡ هَوَآءٞ ٤٣

Racing ahead, their heads raised up, their glance does not come back to them,1 and their hearts are void.

وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ و خداوند را از آنچه که ستمکاران مي کنند بي خبر مي پندار. جز اين نيست که (کيفر) آنان را براي روزي که چشمان در آن خيره مي شوند به تاخير مي اندازد. مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء شتابانند و در حالي که سر برافراشته اند و چشم بر هم نمي زنند و محل دلهايشان تهي است (به سوي ندا دهنده مي روند).

(42) این، تهدید شدیدی است برای ستمگران، و دلجویی و تسلیتی است برای ستم‌دیدگان. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا﴾) گمان مبر که خداوند از کارهایی که ستمگران می‌کنند، بی‌خبر است. خداوند آنها را مهلت داده، و روزی فراوانی را به سوی آنان سرازیر نموده است، و در شهرها آرام و مطمئن به تفریح و گردش می‌پردازند. این دلیلی بر خوب بودن حالت آنها نیست؛ زیرا خداوند به ستمگران مهلت می‌دهد تا بیشتر گناه انجام دهند، اما وقتی که آنها را گرفت، دیگر رهایشان نمی‌کند:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این چنین است عذاب پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌ها را درحالی‌که ستمگر بودند، به عذاب خود گرفتار نمود، بی‌گمان مجازات او دردناک وسخت است. و ظلم در اینجا، شامل ظلم بنده در حق پروردگار، و نیز ظلم او در حق بندگان خدا می‌شود. (﴿إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمۡ لِيَوۡمٖ تَشۡخَصُ فِيهِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) [کیفر] آنان را، برای روزی که چشمان در آن خیره می‌شوند، به تأخیر می‌اندازد؛ روزی که چشمان از حرکت بازمانده، و از هراس و وحشت آن روز، پلک‌ها بر هم نهاده نمی‌شوند.

(43) (﴿مُهۡطِعِينَ﴾) یک راسـت به سـوی نـدا دهندۀ محشر می‌شتابند، و به منظور اجابتِ ندادهنده، آنگاه که آنان را برای حضور در بارگاه خداوند فرا می‌خواند، می‌شتابند و نمی‌توانند از حضور در آنجا امتناع ورزند، و پناهگاهی ندارند. (﴿ مُقۡنِعِي رُءُوسِهِمۡ﴾) سرهایشان را بالا گرفته، و دستانشان زیرِ زنخدانشان بسته شده است، بنابراین سرهایشان بالا است، (﴿لَا يَرۡتَدُّ إِلَيۡهِمۡ طَرۡفُهُمۡۖ وَأَفۡ‍ِٔدَتُهُمۡ هَوَآءٞ﴾) و چشمانشان فرو بسته نمی‌شود و محل دل‌هایشان تهی است. و ـ دل‌هایشان ـ به حلقوم رسیده، و آکنده از غم و ناراحتی و پریشانی است.

14:44–46Page 261

وَأَنذِرِ ٱلنَّاسَ يَوۡمَ يَأۡتِيهِمُ ٱلۡعَذَابُ فَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَآ أَخِّرۡنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ نُّجِبۡ دَعۡوَتَكَ وَنَتَّبِعِ ٱلرُّسُلَۗ أَوَلَمۡ تَكُونُوٓاْ أَقۡسَمۡتُم مِّن قَبۡلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٖ ٤٤

And, [O Muḥammad], warn the people of a Day when the punishment will come to them and those who did wrong will say, "Our Lord, delay us for a short term; we will answer Your call and follow the messengers." [But it will be said], "Had you not sworn, before, that for you there would be no cessation?1

وَسَكَنتُمۡ فِي مَسَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَتَبَيَّنَ لَكُمۡ كَيۡفَ فَعَلۡنَا بِهِمۡ وَضَرَبۡنَا لَكُمُ ٱلۡأَمۡثَالَ ٤٥

And you lived among the dwellings of those who wronged themselves, and it had become clear to you how We dealt with them. And We presented for you [many] examples."

وَقَدۡ مَكَرُواْ مَكۡرَهُمۡ وَعِندَ ٱللَّهِ مَكۡرُهُمۡ وَإِن كَانَ مَكۡرُهُمۡ لِتَزُولَ مِنۡهُ ٱلۡجِبَالُ ٤٦

And they had planned their plan, but with Allāh is [recorded] their plan, even if their plan had been [sufficient] to do away with the mountains.1

وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ و مردم را از روزي بترسان که عذاب به سراغشان مي آيد آنگاه که ستمکاران مي گويند: «پروردگارا! ما را تا مدتي مهلت بده تا دعوتت را بپذيريم و از پيامبران پيروي کنيم»(به آنان گفته مي شود): «مگر پيش از اين سوگند نخورديد که شما را زوالي نيست و از بين نمي رويد؟» وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ و در منازل کساني که برخودشان ستم کردند سکونت گزيديد، و برايتان روشن شد که با آنها چگونه رفتار کرديم، و مثالها برايتان زديم. وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ و بي گمان آنان دسيسه و مکرشان را به کار بردند، و مکرشان با خدا است، هر چند مکرشان چنان شديد بود که کوهها به سبب آن از جاي برکنده مي شد.

(44) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَأَنذِرِ ٱلنَّاسَ يَوۡمَ يَأۡتِيهِمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) و مردم را از روزی بترسان که عذاب به سراغشان می‌آید؛ یعنی آن حالات را برایشان بیان کن، و آنان را از اعمالی که موجب عذاب سخت و هولناک می‌شود، برحذر دار. (﴿فَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) آنگاه کسانی که با ارتکاب کفر و تکذیب و انواع گناه بر خود ستم کرده‌اند، پشیمان شده؛ و از خداوند می‌خواهند تا آنان را به دنیا باز گرداند، درحالی که چنین چیزی مقدور نیست. آنان می‌گویند: (﴿رَبَّنَآ أَخِّرۡنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ﴾) پروردگارا! ما را به دنیا برگردان، به درستی که ما [حقیقت و صداقت گفتار شما را] مشاهده کردیم. (﴿نُّجِبۡ دَعۡوَتَكَ﴾) تا دعوت تو را بپذیریم، چون خداوند به بهشت و خانۀ امن دعوت می‌کند، (﴿وَنَتَّبِعِ ٱلرُّسُلَ﴾) و از پیامبران پیروی کنیم. واینها همه به خاطر آرزوی رهایی از عذاب دردناک است؛ وگرنه آنها در وعده‌ای که می‌دهند، دروغ می‌گویند. ﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾ و اگر چنانچه به دنیا بازگردانده شوند، به آنچه از آن نهی شده‌اند، باز می‌گردند. بنابراین مورد سرزنش قرار می‌گیرند، و به آنها گفته می‌شود: (﴿أَوَ لَمۡ تَكُونُوٓاۡ أَقۡسَمۡتُم مِّن قَبۡلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٖ﴾) مگر پیش از این سوگند یاد نکرده بودید که شما را زوالی نیست و به جهان آخرت برده نمی‌شوید؟! اما اکنون برایتان روشن شده که سوگندتان بیهوده بوده و شکسته شده است، و دروغ گفته‌اید.

(45) (﴿وَسَكَنتُمۡ فِي مَسَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ وَتَبَيَّنَ لَكُمۡ كَيۡفَ فَعَلۡنَا بِهِمۡ﴾) و در منازل و سرزمین کسانی که برخودشان ستم کردند، سکونت گزیدید، و برایتان روشن شد که با آنان چگونه رفتار کردیم، و چگونه آنها را به انواع عذاب گرفتار ساختیم، آنگاه که آیات روشن الهی را تکذیب کردند، (﴿وَضَرَبۡنَا لَكُمُ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) و مثال‌های واضح را که کوچک‌ترین شک و تردیدی در دل باقی نمی‌گذارد، برایتان زدیم. این معجزات و نشانه‌ها در مورد آنان مفید واقع نشد، بلکه همچنان بر باطل خود ماندند تا اینکه به روزی رسیدند که در آن هیچ عذری پذیرفتنی نیست.

(46) (﴿وَقَدۡ مَكَرُواۡ مَكۡرَهُمۡ﴾) و کسانی که پیامبران را تکذیب کردند، مکر و نیرنگ نمودند؛ مکری که بر عملی کردن آن توانایی داشتند. (﴿وَعِندَ ٱللَّهِ مَكۡرُهُمۡ﴾) و آگاهی و قدرت خداوند، مکر و نیرنگ آنان را احاطه نموده و نیرنگ و مکرشان را به خودشان بازگرداند:﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ﴾ و مکر بد، جز دامان صاحبانش را نمی‌گیرد. (﴿وَإِن كَانَ مَكۡرُهُمۡ لِتَزُولَ مِنۡهُ ٱلۡجِبَالُ﴾) هرچند مکر و نیرنگ کافران، که پیامبران را تکذیب می‌کردند، چنان بزرگ بود که به سبب آن کوه‌های محکم از جای برکنده می‌شد؛ یعنی ﴿وَمَكَرُواۡ مَكۡرٗا كُبَّارٗا﴾ مکر و نیرنگ بسیار بزرگی نمودند، که میزان بزرگی آن، قابل برآورد نیست. اما خداوند نیرنگشان را به خودشان باز گرداند. و این شامل هر مخالفی است که با پیامبران مخالفت ورزد، و برای یاری کردن باطل و یا ابطال حق، مکر و نیرنگ نماید. خلاصۀ مطلب اینکه، مکرشان چیزی را از آنان دور نساخت وفایده‌ای به آنان نرسانید؛ و با مکرخود، کوچک‌ترین زیانی را به خداوند نرساندند، بلکه به خودشان زیان وارد نمودند.

14:47–52Page 261

فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ ٤٧

So never think that Allāh will fail in His promise to His messengers. Indeed, Allāh is Exalted in Might and Owner of Retribution.1

يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُۖ وَبَرَزُواْ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ ٤٨

[It will be] on the Day the earth will be replaced by another earth, and the heavens [as well], and they [i.e., all creatures] will come out before Allāh, the One, the Prevailing,

وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٖ مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ ٤٩

And you will see the criminals that Day bound together in irons,

سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ ٥٠

Their garments of liquid pitch and their faces covered by the Fire

لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ٥١

So that Allāh will recompense every soul for what it earned. Indeed, Allāh is swift in account.

هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِۦ وَلِيَعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٥٢

This [Qur’ān] is notification for the people that they may be warned thereby and that they may know that He is but one God and that those of understanding will be reminded.

فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ پس گمان مبر که خداوند وعده اي را که به پيامبرانش داده است خلاف مي کند، بي گمان خداوند چيره و انتقام گيرنده است. يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ در آن روزي که زمين و زمين ديگري و آسمانها به آسمانهاي ديگري تبديل شده و بندگان براي محاسبه ي خداوند يگانۀ قهار از قبرهايشان خارج مي شوند . وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ و گناهکاران را در آن روز مي بيني که با هم در زنجيره ها بسته شده اند سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ و لباسهايشان از «قطران» است و آتش چهره هايشان را مي پوشاند. لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ تا خداوند هر کس را مطابق آنچه که انجام داده است کيفر مي دهد، بي گمان خداوند حسابرس سريعي است. هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ اين (قرآن) ابلاغي است براي مردمان تا بدان بيم يابند و بدانند که فقط او معبود يگانه است و تا خردمندان پند و اندرز گيرند.

(47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓ﴾) پس گمان مبر که خداوند وعده‌ای را که به پیامبران داده است -مبنی بر اینکه آنها و پیروانشان را نجات می‌دهد و آنها را خوشبخت می‌نماید و دشمنانشان را در دنیا خوار می‌گرداند و در آخرت عذاب می‌دهد- خلاف می‌کند، بلکه حتماً این چیز به وقوع خواهد پیوست؛ زیرا خداوندِ صادق این وعده را داده، و این وعده بر زبان راستگوترین مخلوقاتش؛ یعنی پیامبران، اعلام شده است. و این عالی‌ترین و درست‌ترین خبر است، به ویژه که با حکمت الهی و قوانین خداوند و عقل‌های درست مطابق است.(﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ﴾) بدون شک هیچ چیز خداوند را ناتوان نمی‌کند؛ زیرا او چیره و انتقام گیرنده است.

(48) و خداوند هرگاه بخواهد از کسی انتقام بگیرد، بدون شک هیچ کسی نمی‌تواند از دست او در رود، یا او را ناتوان نماید؛ و آن در روز قیامت است، (﴿يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ﴾) روزی که زمین به زمین دیگری، و آسمان‌ها به آسمان‌های دیگری تبدیل می‌شوند؛ و دگرگونی در صفات و حالت زمین و آسمان‌ها پدید می‌آید، نه اینکه خود زمین و آسمان‌ها و ماهیت آنها به چیز دیگری تبدیل شود؛ زیرا در روز قیامت، زمین هموار و صاف گشته، و همانند چرم دباغ شده، پهن می‌شود، و کوه‌ها و بلندی‌هایی که روی آن قراردارد، برداشته شده، و زمین تبدیل به بیابان مسطح می‌گردد و هیچ فراز و نشیبی در آن وجود نخواهد داشت. و آسمان از شدتِ فجایع آن روز، همانند مس، ذوب می‌شود، سپس خداوند با دست راست خویش، آن را درهم می‌پیچد. (﴿وَبَرَزُواۡ﴾) و مردم از قبرهایشان بر می‌خیزند، و به سوی رستاخیز و حشر می‌روند، و در محلی جمع می شوند که هیچ چیز از آنها بر خداوند پنهان نمی‌ماند. (﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾) و مردم، جهت محاسبۀ خداوند یگانۀ قهار، از قبرهایشان خارج می‌شوند؛ خداوندی که در عظمت و اسما و صفات و کارهایش، یگانه و بی‌همتا است، و بر همۀ آفریده‌های جهان چیره است، و همه تحت تصرف و تدبیر او هستند. پس هیچ موجود زنده‌ای جز به اجازۀ او حرکت نمی‌کند.

(49) (﴿وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و کسانی را که جنایت کردن از ویژگی آنان بوده و زیاد گناه می‌کردند، در آن روز می‌بینی، (﴿مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ﴾) که با هم در غل و زنجیرها بسته شده‌اند؛ یعنی اهل هر معصیتی با زنجیرهای آتشین با هم بسته شده، و در بدترین و خوارترین حالت به سوی عذاب برده می‌شوند.

(50) (﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ﴾) لباس‌هایشان از «قطران» است، و این به خاطر شدت اشتعال و گرمی و بدبویی آن است. (﴿وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و چهره‌هایشان را که بهترین عضو بدنشان است، آتش فرو می‌پوشاند و آن را احاطه می‌نماید و از هر طرف آن را می‌سوزاند. و دیگر جاها را، به طریق اولی می‌سوزاند. پس خداوند بر آنان ستم نمی‌کند، بلکه این عذاب، کیفر و سزای اعمالی است که مرتکب شده‌اند. بنابراین خداوند متعال می‌فرماید:

(51) (﴿لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) تا خداوند هر کس را، مطابق آنچه از خیر و شر انجام داده است، با عدل و انصاف سزا و پاداش بدهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) بی‌گمان خداوند حسابرس سریعی است. همچنان‌که می‌فرماید:﴿ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ﴾ محاسبۀ مردمان نزدیک است، درحالی که آنان غافل و رویگـردان می‌باشند. و احتمال دارد که معـنی آیه چنـین باشـد: خـداونـد در محاسبۀ بندگانش، سریع و تند است؛ و در یک لحظه، آنان را مورد محاسبه قرار می‌دهد، همچنان‌که در یک لحظه، تدابیر زیادی را در مورد بندگانش اتخاذ می‌کند و انجام هیچ کاری او را از انجام کاری دیگر باز نمی‌دارد. و برای خداوند هیچ چیزی مشکل و سخت نیست.

(52) پس از آنکه خداوند متعال به‌طور مبسوط در رابطه با این قرآن سخن گفت، در مدح و ستایش آن فرمود: (﴿هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ﴾) این قرآن ابلاغی است برای مردم، و می‌توانند از آن، برای رسیدن به ‌بالاترین مقام وبهترین ارزش‌ها توشه بر ‌گیرند؛ زیرا اصول و فروع همۀ دانش‌هایی که ‌بندگان بدان نیازدارند، در آن موجود است. (﴿وَلِيُنذَرُواۡ بِهِۦ﴾) و تا بدان بیم یابند؛ چون آدمی در قرآن، از ارتکاب اعمال شر برحذر داشته شده؛ و عذابی را که خداوند برای بدکاران آماده نموده، بیان کرده است. (﴿وَلِيَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) و تا بدانند که فقط او [خداوند] معبود یگانه است. و در قرآن، دلایل و حجت‌های فراوانی بر الوهیت و یگانگی خداوند، به ‌صورت‌های گوناگون بیان شده است، تا جایی‌که ‌این قضیه بسیار قطعی و روشن است. (﴿وَلِيَذَّكَّرَ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و تا خردمندان و کسانی که دارای عقل‌های کامل هستند، پند و اندرز گیرند؛ و آنچه را که به سودشان می‌باشد، انجام دهند؛ و از آنچه که به زیانشان است، دوری نمایند. و هرگاه چنین کنند، اهل عقل و خرد و بینش می‌شوند؛ زیرا به سبب پیروی از قرآن، معارف و اندیشه‌هایشان رشد نموده و افکارشان روشن می‌گردد. و قرآن، آدمی را به والاترین اخلاق و بهترین اعمال فرا می‌خواند، و در این راستا، از قوی‌ترین و روشن‌ترین دلایل استفاده می‌کند. و هرگاه بنده در این مسیر بکوشد، همواره راه ترقی و صعود را خواهد پیمود. «وَالحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین».

* * *

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском