As-Sa'di · Tafsir · in Persian
ابراهيم
Ibrahim
Abraham · Meccan · 52 ayahs
14:1–3Page 255
الٓرۚ كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَيۡكَ لِتُخۡرِجَ ٱلنَّاسَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ ١
Alif, Lām, Rā.1 [This is] a Book which We have revealed to you, [O Muḥammad], that you might bring mankind out of darknesses into the light by permission of their Lord - to the path of the Exalted in Might, the Praiseworthy -
ٱللَّهِ ٱلَّذِي لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَوَيۡلٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٖ شَدِيدٍ ٢
Allāh, to whom belongs whatever is in the heavens and whatever is on the earth. And woe [i.e., destruction] to the disbelievers from a severe punishment -
ٱلَّذِينَ يَسۡتَحِبُّونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبۡغُونَهَا عِوَجًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلِۭ بَعِيدٖ ٣
The ones who prefer the worldly life over the Hereafter and avert [people] from the way of Allāh, seeking to make it [seem] deviant. Those are in extreme error.
الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ الف. لام. را اين کتابي است که آن را بر تو فرو فرستاده ايم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريکي ها به سوي نور بيرون بياوري؛ به سوي راه خداوند پيروزمند ستوده. اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ خدايي که آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و اي بر کافران از عذاب سخت. الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَـئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ کساني که زندگي دنيا را بر زندگي آخرت ترجيح مي دهند و مردم را از راه خدا باز مي دارند و راه خدا را نادرست و کج نشان مي دهند، ايشان در گمراهي دور (درازا) ي هستند.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد که او کتابی بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم فرو فرستاده است تا مردم را از تاریکیهای جهالت و کفر و اخلاق زشت و انواع گناهان به سوی نور دانش و ایمان و اخلاق نیکو بیرون آورد. (﴿بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ﴾) به حکم پروردگارشان. یعنی آنچه را که خداوند دوست دارد، جز با اراده و یاری او نمیتوانند به دست بیاورند. و این، تحریک و تشویق بندگان است بر کمک گرفتن از پروردگارشان. پس نوری را که این کتاب آنها را به سوی آن راهنمایی مینماید، تفسیر نموده و میفرماید: (﴿إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) به سوی راه [خداوند] پیروزمند ستوده؛ یعنی به سوی راهی که انسان را به خدا و بهشت الهی میرساند، و مشتمل بر علم و آگاهی از حق و عمل کردن به آن است. ذکر کردنِ (﴿ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) بعد از بیان راهی که انسان را به خدا میرساند، به خاطر دو چیز است؛ یکی اشاره باشد به اینکه هرکس آن راه را درپیش گیرد، به واسطۀ قدرت الهی قوی و نیرومند میگردد، گرچه جز خداوند هیچ یاوری نداشته باشد؛ و در همۀ کارهایش، خوب و ستودنی است و سرانجام نیکو خواهد داشت. دیگر اینکه راه خدا، بزرگترین دلیل است بر اینکه خداوند صفتهای کمال و جلال را دارد، و کسی که این راه را برای بندگانش قرارداده است، در کارها و گفتارها و فرمانهایش نیرومند و ستوده میباشد، و او خداوند و معبودی است که با انواع عبادتها که هر کدام منزلی از منازل صراط مستقیم هستند، مورد پرستش قرار میگیرد. و همچنانکه مالک آسمانها و زمین است؛ اوست که میآفریند و روزی میدهد و امور زمین و آسمان را تدبیر مینماید، به همان شیوه مالک بندگان است و آنان را به انجام احکام دینی فرمان میدهد، چون آنها ملک او هستند و شایستۀ او نیست که بندگانش را بدون هدف رها نماید. پس از آنکه دلیل و برهان را بیان کرد، به سرنوشت کسانی پرداخت که از او فرمان نمیبرند، و فرمود: (﴿ وَوَيۡلٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٖ شَدِيدٍ ﴾)و وای بر کافران از عذاب سختی که پیش رو دارند! که اندازۀ آن قابل سنجش، و شدتِ آن قابل توصیف نیست. سپس آنان را اینگونه توصیف نمود:
(3) (﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَحِبُّونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) کسانی هستند که زندگی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح میدهند، بنابراین به زندگانی دنیا؛ دل بسته و به آن راضی شده و انس گرفته؛ و از جهان و سرای آخرت، غافل ماندهاند. (﴿وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و مردم را از راه خدا، که برای بندگانش قرار داده و در کتابهایش و بر زبان پیامبرانش آن را بیان کرده است، باز میدارند. پس ایشان به مخالفت و مبارزه با پروردگارشان برخاستهاند، (﴿وَيَبۡغُونَهَا عِوَجًا﴾) و میخواهند راه خدا را نادرست و کج بنمایانند، و میکوشند آن را زشت و ناپسند نشان دهند تا مردم را از آن گریزان و متنفر گردانند. اما خداوند، جز اینکه نور خویش را کامل کند، چیزی دیگر را نمیپذیرد هرچند برای کافران ناخشنود باشد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که صفتشان بیان شد، (﴿فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ﴾) در گمراهی دور و درازی هستند؛ چون خود گمراه شده، و دیگران را نیز گمراه نموده، و با خدا و پیامبرش مخالفت کردهاند. پس چه گمراهی بزرگتر و ژرفتر از این وجود دارد؟! ولی مؤمنان، برعکس اینها، به خدا و آیات او ایمان میآورند، و آخرت را بر زندگی دنیا ترجیح میدهند، و مردم را به اندازۀ توان خود به راه خدا دعوت میکنند، و آن را زیبا ارائه داده و مستحکم و مستقیم مینمایانند.
14:4Page 255
وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوۡمِهِۦ لِيُبَيِّنَ لَهُمۡۖ فَيُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٤
And We did not send any messenger except [speaking] in the language of his people to state clearly for them, and Allāh sends astray [thereby] whom He wills1 and guides whom He wills. And He is the Exalted in Might, the Wise.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ و هيچ پيامبري را نفرستاده ايم مگر به زبان قوم خودش تا (حقايق را به روشني ) براي آنان بيان کند، سپس خداوند هر کس را که بخواهد گمراه مي سازد و هر کس را که بخواهد هدايت مي کند و او پيروزمند فرزانه است.
(4) و این لطفِ خداوند نسبت به بندگانش است که هیچ پیامبری را نفرستاده است، (﴿إِلَّا بِلِسَانِ قَوۡمِهِۦ لِيُبَيِّنَ لَهُمۡ﴾) مگر اینکه به زبان قوم خودش سخن گفته است تا آنچه را که بدان نیاز دارند، برایشان بیان کند و بتوانند آنچه را که پیامبرشان آورده است، بیاموزند؛ زیرا اگر پیامبر به غیر از زبان آنان سخن میگفت، میبایست زبانی را که پیامبر بدان سخن میگفت، یاد بگیرند، و آنگاه سخنان او را میفهمیدند. پس وقتی پیامبر، آنچه را که مردم بدان دستور داده شدهاند و یا از آن نهی شدهاند، بیان کند، حجت و دلیل خدا برآنان اقامه میشود. (﴿فَيُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) سپس خداوند هرکس را که بخواهد، گمراه میسازد؛ همانهایی که هدایت را نپذیرفته و منقاد آن نشدهاند. و هرکس را که بخواهد، هدایت میکند؛ همان کسانی که رحمت خویش را به آنان اختصاص داده است. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او نیرومند و فرزانه است. ازجمله نیرومندی و قدرت او، این است که تنها او هدایت مینماید و گمراه میسازد؛ و دلها را به هر سو که بخواهد، میگرداند. و از جمله حکمت الهی، این است که هدایت نمودن و گمراه ساختن را درجایگاه مناسب آن قرار میدهد؛ یعنی هرکس که شایستگی هدایت یافتن را داشته باشد، هدایت میکند؛ و هرکس که شایستگی هدایت را نداشته باشد، گمراه میسازد. از این آیۀ کریمه استنباط میشود که آموزش و یادگیری علوم عربی که سبب روشن شدن مفهوم سخن خدا و پیامبر میشود، امری مطلوب و مورد پسند خداوند میباشد؛ زیرا آنچه خداوند بر پیامبرش نازل نموده است، جز به وسیلۀ این علوم درک نمیشود، مگر در شرایطی که مردم به این علم نیاز نداشته باشند و این وقتی است که عربی را تمرین کرده و از دوران کودکی با فراگیری این زبان آشنا شوند، و تبدیل به ملکۀ آنها گشته و به آن خوی بگیرند. پس در این هنگام، نیازی نیست که برای یادگیری آن وقت و زمانی را صرف کنند. و آنها صلاحیت خواهند داشت تا کلام خدا و پیامبرش را مستقیماً بفهمند، آن طور که اصحاب آن را فهم کردند.
14:5–8Page 255
وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بِـَٔايَٰتِنَآ أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ ٥
And We certainly sent Moses with Our signs, [saying], "Bring out your people from darknesses into the light and remind them of the days1 of Allāh." Indeed in that are signs for everyone patient and grateful.
وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ أَنجَىٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡۚ وَفِي ذَٰلِكُم بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ ٦
And [recall, O Children of Israel], when Moses said to his people, "Remember the favor of Allāh upon you when He saved you from the people of Pharaoh, who were afflicting you with the worst torment and were slaughtering your [newborn] sons and keeping your females alive. And in that was a great trial from your Lord.
وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡۖ وَلَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ ٧
And [remember] when your Lord proclaimed, 'If you are grateful, I will surely increase you [in favor]; but if you deny, indeed, My punishment is severe.'"
وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكۡفُرُوٓاْ أَنتُمۡ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ ٨
And Moses said, "If you should disbelieve, you and whoever is on the earth entirely - indeed, Allāh is Free of need and Praiseworthy."
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ و همانا موسي را با نشانه هاي خود فرستاديم (و به او گفتيم): که قوم خويش را از تاريکي ها به سوي نور بيرون آور و آنان را به نعمت ها و مصيبت هاي خدا در روزهاي الهي پند ده. بيگمان در اين براي هر شيکبايي سپاسگزاري عبرتها است. وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ و آنگاه که موسي به قومش گفت:«نعمت خدا را بر خويشتن به ياد آوريد آن زمان که شما را از فرعونيان نجات داد که بدترين عذاب را به شما مي رساندند، و پسرانتان را سر مي بريدند و زنانتان را زنده نگاه مي داشتند، و در اين امر آزمايش بزرگي از جانب پروردگارتان بود». وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ و آن گاه که پروردگارتان اعلام داشت که اگر سپاسگزاري کنيد (نعمت و برکات) شما را افزون کنم و اگر کفر بورزيد بي گمان عذاب من بسيار سخت است . وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ و موسي گفت: «اگر شما و تمامي کساني که در روي زمين زندگي مي کنند همگي کفر بورزيد، (بدانيد) که خداوند بي نياز و ستوده است»
(5) خداوند متعال خبر میدهد که موسی را با معجزه و نشانههای بزرگش فرستاد که بر راست بودن و صحت آنچه او آورده بود، دلالت مینمود؛ و او را به انجام دادن چیزی مأمور کرد که پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و سایر پیامبران را بدان فرمان داده بود: (﴿أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) که قوم خویش را از تاریکیها به سوی نور بیرون آور؛ یعنی از تاریکیهای جهالت و کفر و فروع آن، به سوی نور علم و ایمان و توابع آن. (﴿وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ﴾) و نعمت و احسانی که خداوند نسبت به آنان ارزانی داشته، و روزهای سختی که بر کافران سپری شده است را، به آنان یادآوری کن تا سپاسگزار نعمتهایش باشند، و از عذاب او بپرهیزند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ﴾) بیگمان در این روزهای الهی که بر بندگان سپری شده است، (﴿لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههاست؛ یعنی کسانی که در سختیها و تنگدستی و ناخوشی، شکیبایی میورزند؛ و در دوران برخورداری از خوشی و نعمت، شکرگزارند.
(6) همانا از طریق روزهای [خوش و ناخوشی که] خدا [بر آنان آورده بود] بر کمال قدرت و احسان فراگیر و کمال عدالت و حکمت خدا استدلال میشود.بنابراین موسی دستور پروردگارشرا اطاعت نمود، و نعمتهاییرا که خداوند به آنان داده بود، به آنان گوشزد کرد و گفت: (﴿ٱذۡكُرُواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ﴾) با دل و زبانتان نعمتهای خدارا بر خویشتن یاد کنید. (﴿إِذۡ أَنجَىٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) آنگاه که شمارا از فرعونیان نجات داد که بدترین و سختترین عذابرا به شما میرساندند، و آنرا اینگونه تفسیر نمود: (﴿ وَيُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡ﴾) و پسرانتانرا سر میبریدند و دخترانتانرا زنده نگاه داشته و آنهارا نمیکشتند. (﴿وَفِي ذَٰلِكُم﴾) و در این [امر که عبارت است از] نجات دادن شما از عذاب، (﴿بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ﴾) نعمت بزرگی است از جانب پروردگارتان. یا به عبارت دیگر این عـذابی که شـما از جانب فرعـون و گروهش بدان مبتلا شدید، آزمایش بزرگی از جانب خداوند بود تا روشن سازد که آیا پند میپذیرید یا نه؟
(7) موسی با تحریک و تشویق نمودن آنان بر سپاسگزاری نعمتهای خداوند، به آنان فرمود: (﴿وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ﴾) و به یاد آورید آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد و وعده داد که، (﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾) اگر سپاسگزاری کنید و شکر نعمتهایم را به جای آورید، نعمت خود را بر شما افزون میکنم و شما را از نعمتهای خویش بیشتر بهرهمند میسازم. (﴿لَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾) و اگر کفر بورزید، بیگمان عذاب من بسیار سخت است. و از جملۀ عذاب الهی، این است که نعمتی را که به آنها بخشیده است، از دست آنان بگیرد. و شکر نعمت؛ یعنی اینکه آدمی قلباً به نعمتهای خدا اعتراف کند، و خدا را به خاطر آن ستایش نماید، و آنها را در راه خشنودی خداوند متعال صرف کند. و کفر نعمت، برعکس این است.
(8) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكۡفُرُوٓاۡ أَنتُمۡ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾) و [به یاد آورید آنگاه که] موسی گفت: اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین بهسر میبرند همگی کفر بورزید، هرگز نمیتوانید کمترین زیانی را به خدا برسانید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾) زیرا خداوند بینیاز و ستوده است. پس انجام طاعت و عبادت، بر پادشاهی او نمیافزاید؛ و نافرمانی و عصیان، چیزی از سلطنت وی نمیکاهد. و او کاملاً بی نیاز است، و در ذات و اسما و صفات و کارهایش ستوده است، و تمام صفتهای خوب و کمال را داراست، و تمام نامهای نیک و کارهای زیبا از آن اوست.
14:9–12Page 256
أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاْ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُۚ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَرَدُّوٓاْ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَقَالُوٓاْ إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ ٩
Has there not reached you the news of those before you - the people of Noah and ʿAad and Thamūd and those after them? No one knows them [i.e., their number] but Allāh. Their messengers brought them clear proofs, but they returned their hands to their mouths1 and said, "Indeed, we disbelieve in that with which you have been sent, and indeed we are, about that to which you invite us, in disquieting doubt."
۞ قَالَتۡ رُسُلُهُمۡ أَفِي ٱللَّهِ شَكّٞ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يَدۡعُوكُمۡ لِيَغۡفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرَكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ قَالُوٓاْ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ ١٠
Their messengers said, "Can there be doubt about Allāh, Creator of the heavens and earth? He invites you that He may forgive you of your sins, and He delays you [i.e., your death] for a specified term." They said, "You are not but men like us who wish to avert us from what our fathers were worshipping. So bring us a clear authority [i.e., evidence]."
قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأۡتِيَكُم بِسُلۡطَٰنٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ١١
Their messengers said to them, "We are only men like you, but Allāh confers favor upon whom He wills of His servants. It has never been for us to bring you evidence except by permission of Allāh. And upon Allāh let the believers rely.
وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا سُبُلَنَاۚ وَلَنَصۡبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيۡتُمُونَاۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ ١٢
And why should we not rely upon Allāh while He has guided us to our [good] ways. And we will surely be patient against whatever harm you should cause us. And upon Allāh let those who would rely [indeed] rely."
أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ آيا خبر کساني که پيش از شما بودند (مانند ) قوم نوح، عاد، ثمود، و کسان ديگري که پس از ايشان آمدند (و) به جز خدا کسي از آنان خبر ندارد، به شما نرسيده است؟ پيامبرانشان با معجزات (فراوان) به نزد آنان آمدند آنگاه دستانشان را در دهان هايشان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان ماموريت يافته ايد باور نداريم و از آنچه ما را بدان فرا مي خوانيد سخت در شک هستيم». قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَـمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ پيامبرانشان گفتند:«آيا دربارۀ خداوند آفرينندۀ آسمانها و زمين شک و ترديدي وجود دارد؟ او شما را فرا مي خواند تا گناهانتان را ببخشايد و تا مدتي معين شما را مهلت دهد» .گفتد: شما جز انسانهايي همچون ما نيستيد، مي خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مي پرستيدند باز داريد، پس براي ما دليلي آشکار بياوريد. قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ پيامبرانشان به آنان گفتند:«ما جز بشري مثل شما نيستيم، ولي خدا بر هر يک از بندگانش که بخواهد منت مي نهد، و ما را نسزد که جز به اذن خدا براي شما حجتي بياوريم، و مومنان بايد تنها بر خدا توکل کنند». وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ و چرا بر خداوند توکل نکنيم، حال آنکه او ما را به راهمان رهنمود کرده است؟ و قطعاً بر آزاري که به ما مي رسانيد شکيبايي مي نماييم، و توکل کنندگان بايد فقط بر خدا توکل کنند.
(9) خداوند متعال بندگانشرا بیم میدهد، و به بیان عذابهایی میپردازد که برامتهای تکذیبکننده وارد کرده است، آنگاه که پیامبرانشان به نزد آنها آمدند، اما آنانرا تکذیب کردند، و خداوند در همین دنیا آنهارا به عذابی که مردم آنرا دیده و شنیدهاند، گرفتار نمود. پس فرمود: (﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاۡ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، مانند قوم نوح و ثمود و عاد که خداوند داستانشانرا در کتابش بیان نموده و آنرا شرح داده است، به شما نرسیده است؟! (﴿وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُ﴾) و کسان دیگری که پس از ایشان آمدند، و چون زیاد بودند سرگذشت آنان از میان رفته است، و کسی جز خدا آنرا نمیداند. پس اینان همه (﴿جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با دلایلی روشن که بر راستی آنچه آورده بودند دلالت مینمود، به نزدشان آمدند؛ و خداوند هیچ پیامبریرا نفرستاده مگر اینکه به او نشانهها و معجزاتی داده است که انسانها با مشاهدۀ چنان معجزاتی ایمان میآورند. پس هنگامی که پیامبرانشان با معجزات و دلایل روشن به نزدشان آمدند، فرمان نبردند، بلکه با خود بزرگ بینی آنرا رد نمودند. (﴿فَرَدُّوٓاۡ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) و دستانشان را در دهانهایشان نهادند؛ یعنی به آنچه که پیامبران آورده بودند، ایمان نیاوردند و لب به سخنی نگشودند که بر ایمانشان دلالت نماید. همچنانکه خداوند فرموده است:﴿يَجۡعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ﴾ انگشتان خود را از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، در گوشهایشان فرو میبرند. (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و به صراحت به پیامبران گفتند: (﴿إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ﴾) بدون شک ما به آنچه که بدان فرستاده شدهاید، باور نداریم؛ و از آنچه که ما را به آن فرا میخوانید، سخت در شک هستیم. اما آنها در این سخن، دروغ میگفتند و بر خود ستم کردند.
(10) بنابراین پیامبرانشان به آنان گفتند: (﴿أَفِي ٱللَّهِ شَكّٞ﴾) آیا در وجود خداوند شک و تردیدی هست؟! یعنی وجود خداوند آشکارترین و روشنترین موضوع است، پس هرکس در وجود خداوند -که آفرینندۀ آسمانها و زمین است- شک کند، (﴿فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوندی که هستیِ هر چیزی متکی به هستی اوست، چنین کسی به هیچ امر معروفی یقین ندارد، و حتی امور محسوس را نیز انکار میکند. بنابراین پیامبران با آنان، بر اساس سخن کسی سخن گفتهاند که در وجود خدا تردیدی نداشته و در آن شک نمیکند. (﴿يَدۡعُوكُمۡ﴾) خداوند شما را به سوی منافع و مصالح خودتان فرا میخواند، (﴿لِيَغۡفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرَكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) تا شما را به خاطر پذیرش دعوتش، با برخوردار نمودنتان از پاداش دنیا و آخرت مورد عنایت قرار دهد. پس خداوند شما را فرا نمیخواند تا به خاطر عبادتِ شما سودی به وی برسد، بلکه سود و نفع آن، به خود شما باز میگردد. ولی آنها پاسخ پیامبرانشان را همچون بیخردان دادند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) و گفتند: (﴿إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) شما هم انسانهایی مانند ما هستید، پس چگونه افتخار نبوت و پیامبری را دارید؟ (﴿تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا﴾) میخواهید ما را ازآنچه پدرانمان میپرستیدند، باز دارید. پس چگونه نظرات وخط مشی آنان را، بهخاطر نظر شما رها کنیم؟! و چگونه از شما فرمان ببریم، درحالی که شما انسانهایی همچون ما هستید؟! (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) پس برای ما دلیلی آشکار بیاورید. منظورشان دلیل و حجتی بود که آنها خودشان پیشنهاد میکردند، و گرنه قبلاً بیان شد که پیامبرانشان با معجزهها و دلایلی روشن نزد آنان آمدند.
(11) (﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ﴾) پیامبرانشان در جواب پیشنهاد و اعتراض آنان گفتند: (﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾) درست است که مانند شما انسان هستیم، (﴿وَلَٰكِنَّ﴾) اما انسان بودنِ ما نباید سبب شود حقی را که آوردهایم، نپذیرید؛ زیرا (﴿ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ﴾) خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد، منت مینهد؛ و خداوند با وحی و رسالت خویش، بر ما منت نهاده است و این فضل و احسان اوست و هیچ کس نمیتواند فضل الهی را محدود نماید و او را از این کار منع کند. و به آنچه آوردهایم، بنگرید؛ اگر حق بود، آن را بپذیرید؛ و اگر غیر از این بود، آن را نپذیرید. و انسان بودن ما را، دلیلی برای ردّ کردن آنچه آوردهایم، قرار ندهید. و در خصوص اینکه میگویید: (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) برای ما دلیلی آشکار بیاورید، باید بگوییم که این کار در دست ما نیست و ما اختیاری نداریم. (﴿وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأۡتِيَكُم بِسُلۡطَٰنٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و برای ما ممکن نیست که دلیلی برایتان بیاوریم مگر به اجازۀ خدا؛ پس اوست که اگر بخواهد، آن را برایتان میآورد؛ و اگر نخواهد، آن را نمیآورد، و او جز به مقتضای حکمت و رحمتش عمل نمیکند. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید به خدا توکل کنند و بس. پس در جلب منافع، و دفع آسیب و زیان، باید به او تکیه نمایند؛ خداوند کافی است و قدرت و احسان فراگیر دارد، پس مؤمنان بر خدا توکل میکنند، و گشایش امور خود را از وی میطلبند. و توکل مؤمنان، به مقدار ایمانی است که از آن برخوردارند.
(12) پس توکل واجب، و از لوازم ایمان و از عبادتهای بزرگی است که خداوند آن را دوست دارد، چون سایر عبادتها به آن وابستهاند. (﴿وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا﴾) و چه چیزی ما را باز میدارد که برخدا توکل کنیم، حال آنکه ما بر راه حق و هدایت هستیم؟! و هرکس که بر راه حق و هدایت باشد، این امر موجب توکل وی میشود، نیز اطلاع داشتن از اینکه «خداوند عهدهدار یاری رساندن و رزق دادن به شخص هدایت یافته میباشد»، موجب میگردد که آدمی توکل داشته باشد. برخلاف کسی که برحق و هدایت نباشد، پس خداوند ضامن هدایت او نیست. چراکه حال او با حال کسی که متوکل است، تناقض دارد. پیامبران در این سخن، به معجزۀ بزرگی اشاره مینمایند و قوم خود را متوجه آن میسازند، و آن این است که اغلب اقوام دارای قدرت و نیرو هستند، پس پیامبران آنها را به مبارزه میطلبند که ما بر خدا توکل نموده و خداوند توطئه و مکر شما را از ما دور مینماید، و یقین داریم که از ما حمایت میکند. و خداوند، پیامبران را از شر اقوامشان نجات داد، هرچند که اقوامشان نهایت کوشش خود را کردند تا پیامبران را از بین ببرند و نور حق را خاموش کنند. همانند سخن نوح که به قومش گفت:﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ﴾ ای قوم من! اگر ماندن من واندرز دادن من به آیات خدا، بر شما گران آمده است، [پس بدانید که] بر خداوند توکل نمودهام. بنابراین در کارتان با شریکانتان همدست شوید، و در کارتان تردید نداشته باشید، سپس هر اندازه برایتان امکان دارد در رساندن عقوبت و بدی به من دریغ نکنید، و یک ساعت از روز نیز به من مهلت ندهید. و سخن هود ـ علیه السلام ـ که گفت:﴿ إِنِّيٓ أُشۡهِدُ ٱللَّهَ وَٱشۡهَدُوٓاۡ أَنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ مِن دُونِهِۦۖ فَكِيدُونِي جَمِيعٗا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ﴾ من خدا را گواه میگیرم و شما [هم] گواه باشید که من از آنچه انباز خدا میکنید، بیزارم. پس همگی علیه من مکر ورزید، و مرا مهلت ندهید. (﴿وَلَنَصۡبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيۡتُمُونَا﴾) همچنان به دعوت و پند و موعظۀ شما ادامه خواهیم داد، و به اذیتی که از جانب شما به ما میرسد، عادت خواهیم کرد و با آن خواهیم ساخت، تا خداوند مارا مورد عنایت خویش قرار دهد، و شاید شمارا نیز هدایت نماید، و موعظۀ مستمر باعث هدایت شما شود. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ﴾) و توکلکنندگان باید فقط برخدا توکل نمایند؛ زیرا توکل بر خداوند کلید هر خیر و نیکی است. و بدان که توکل پیامبران علیهم الصلاة والسلامـ در بالاترین حد و مرتبه قرار دارد، و آن توکل برخدا در اقامۀ دین و یاری کردن آن و هدایتِ بندگانِ خدا و دورکردنِ گمراهی از آنان است، و این کاملترین نمونۀ توکل میباشد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences