As-Sa'diAn‑Nahl · 16:101–124

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

An-Nahl 16:101–124

16:101–102Page 278

وَإِذَا بَدَّلۡنَآ ءَايَةٗ مَّكَانَ ءَايَةٖ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مُفۡتَرِۭۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ ١٠١

And when We substitute a verse in place of a verse - and Allāh is most knowing of what He sends down - they say, "You, [O Muḥammad], are but an inventor [of lies]." But most of them do not know.

قُلۡ نَزَّلَهُۥ رُوحُ ٱلۡقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِٱلۡحَقِّ لِيُثَبِّتَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ ١٠٢

Say, [O Muḥammad], "The Pure Spirit [i.e., Gabriel] has brought it down from your Lord in truth to make firm those who believe and as guidance and good tidings to the Muslims."

وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ و چون آيه اي را به جاي آيه اي ديگر جايگزين کنيم و خداوند خود بهتر مي داند که چه چيز را نازل مي کند مي گويند: «تو بر خدا دروغ مي بندي» بلکه بيشترشان نمي دانند. قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ بگو:«روح القدس آن را به حق از سوي پروردگارت نازل کرده است تا مومنان را ثابت قدم گرداند و هدايت و بشارتي باشد براي مسلمانان».

(101) خداوند متعال بیان می‌کند کسانی که قرآن را تکذیب می‌کنند، از چیزی پیروی می‌نمایند که گمان می‌کنند دلیلی است برای [صحت ادعای] آنان، و حال آنکه خداوند متعال ‌که حاکم و حکیم و قانون گذار است و بر اساس حکمت و رحمتش حکمی را جایگزین حکمی دیگر می‌نماید. پس تکذیب کنندگان وقتی این را می‌بینند، از پیامبر و آنچه آورده است، خرده می‌گیرند و (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُفۡتَرِۢ﴾) می‌گویند: «تو بر خدا دروغ می‌بندی.» خداوند متعال می‌فرماید: (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمی‌دانند. پس آنها نادان هستند، و پروردگار خود و شریعت او را نمی‌شناسند. و مشخص است خرده گرفتن جاهلی که بدون علم و دانش صورت می‌گیرد، اعتباری ندارد؛ زیرا نقد کردن چیزی، مستلزم آن است که آدمی بدان چیز علم کافی داشته باشد؛ یعنی باید شخص چیزی را به خوبی بداند، آنگاه از آن عیب بگیرد یا به ستایش آن بپردازد. بنابراین خداوند حکمت آن را بیان نمود و فرمود:

(102) (﴿قُلۡ نَزَّلَهُۥ رُوحُ ٱلۡقُدُسِ مِن رَّبِّكَ﴾) بگو: قرآن را جبرئیل مقدس -که از هر عیب و خیانت و آفتی پاک است- از سوی پروردگارت نازل کرده است (﴿بِٱلۡحَقِّ﴾) یعنی نازل شدن آن از جانب خدا، به حق است و قرآن مشتمل بر اخبار، اوامر و نواهی حق است، و هیچ کس راهی برای انتقاد صحیح در آن ندارد؛ چون وقتی بداند که قرآن حق است، خواهد دانست که آنچه با قرآن معارض و مخالف باشد، باطل است. (﴿لِيُثَبِّتَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) تا مؤمنان را، هنگام نزول آیات قرآن بر آنها، ثابت قدم گرداند. پس همواره حق به تدریج به دل‌هایشان می‌رسد تا ایمانشان از کوه‌های محکم، استوارتر ‌شود. نیز آنها می‌دانند که قرآن حق است، و هرگاه خداوند حکمی از احکام را مشروع نماید، سپس آن را منسوخ کند، مؤمنان می‌دانند که خداوند به جای آن، حکمی دیگر مانند آن یا بهتر از آن‌را جایگزین می‌نماید. و می‌دانند که منسوخ شدن آن، با حکمت الهی و اقتضای عقل تناسب دارد. (﴿وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و هدایت و بشارتی برای مسلمانان است؛ یعنی آنها را به حقایق اشیا راهنمایی می‌کند، و برای آنها حق را از باطل، و هدایت را از گمراهی، مشخص می‌نماید، و به آنان مژده می‌دهد که پاداش نیکی دارند، و همواره در آن باقی می‌مانند. بنابراین نزول تدریجی قرآن، مایۀ هدایت و بشارت بیشتر آنها می‌گردد؛ و اگر قرآن یک دفعه برآنان نازل می‌شد، فکر آنها پراکنده می‌شد؛ بلکه ابتدا خداوند حکم و بشارتی را نازل می‌کند، سپس چون آن را فهمیدند و درک نمودند و منظور آن را دانستند و از آن سیراب شدند، مجدداً حکمی دیگر را نازل می‌نماید و این روند را ادامه می‌دهد. بنابراین اصحاب به‌وسیلۀ قرآن به جایگاه والایی رسیدند، و اخلاق و سرشت آنها تغییر کرد، و از فضایل و مکارم شایسته‌ای برخوردار شدند، به گونه‌ای که از گذشتگان و آیندگان گوی سبقت را ربودند. و برای کسانی که بعد از اصحاب می‌آیند، برتر و بهتر این است که خود را با علوم قرآن تربیت نمایند، و با اخلاق آن خوی بگیرند، و در تاریکی‌های گمراهی و جهالت به وسیلۀ نور آن راهشان را روشن نمایند، و در همۀ حالت‌ها قرآن را پیشوای خود قرار دهند و با این کار امور دینی و دنیوی خود را سامان بخشند.

16:103–105Page 279

وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّهُمۡ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُۥ بَشَرٞۗ لِّسَانُ ٱلَّذِي يُلۡحِدُونَ إِلَيۡهِ أَعۡجَمِيّٞ وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيّٞ مُّبِينٌ ١٠٣

And We certainly know that they say, "It is only a human being who teaches him [i.e., the Prophet (ﷺ)]." The tongue of the one they refer to is foreign,1 and this [recitation, i.e., Qur’ān] is [in] a clear Arabic language.

إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ لَا يَهۡدِيهِمُ ٱللَّهُ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ ١٠٤

Indeed, those who do not believe in the verses of Allāh - Allāh will not guide them, and for them is a painful punishment.

إِنَّمَا يَفۡتَرِي ٱلۡكَذِبَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ ١٠٥

They only invent falsehood who do not believe in the verses of Allāh, and it is those who are the liars.

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَـذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ و به راستي مي دانيم که آنان مي گويند: «جز اين نيست که انساني اين قرآن را به او مي آموزد». زبان کسي که به او نسبت مي دهند گنگ و غير عربي است و اين قرآن به زبان عربي روشن است. إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بي گمان کساني که به آيات خدا ايمان نمي آورند خداوند آنان را هدايت نمي کند و عذاب دردناکي دارند. إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأُوْلـئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ فقط آنان دروغ مي بندند که به آيات خدا ايمان ندارند و ايشانند که دروغگويانند.

(103) خداوند متعال از گفتۀ مشرکانی خبر می‌دهد که پیامبر را تکذیب می‌کردند و اینکه، (﴿أَنَّهُمۡ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُۥ بَشَرٞ﴾) آنها می‌گویند: «قرآنی که پیامبر آورده است، انسانی به‌او می‌آموزد.» اما انسانی که مد نظر آنان است عجمی زبان وغیر عرب است، (﴿وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيّٞ مُّبِينٌ﴾) و این قرآن، به زبان روشن عربی است. آیا این امکان دارد؟ آیا چنین سخنی صادق است؟ اما دروغگو، دروغ می‌گوید و به دروغش فکر نمی‌کند که نتیجه‌اش به کجا می رسد. بنابراین سخن او دارای تناقض و فساد می‌گردد؛ و این تضاد و فساد، باعث می‌شود تا سخنش رد شود.

(104) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) بدون شک کسانی که به آیات خدا -که به صراحت بر حق روشن دلالت می‌نمایند- ایمان نمی‌آورند و آن را رد ‌کرده و نمی‌پذیرند، (﴿لَا يَهۡدِيهِمُ ٱللَّه﴾) خداوند آنها را هدایت نمی‌کند؛ چرا که هدایت پیش آنها آمد، اما آن را نپذیرفتند. پس به سزا و کیفرِ نپذیرفتنِ هدایت، از آن محروم شدند و خداوند خوارشان گردانید. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و در آخرت عذاب دردناکی پیش رو دارند.

(105) (﴿إِنَّمَا يَفۡتَرِي ٱلۡكَذِبَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) همانا دروغ بستن، کار کسانی است که به آیات خدا ایمان ندارند؛ مانند کسانی که پس از اینکه نشانه‌های روشن پیش آنها آمد، با پیامبر خدا مخالفت ورزیدند. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ﴾) در حقیقت خود ایشان‌اند که دروغگویند، و دروغگویی در آنها منحصر است، و آنها بیش از دیگران سزاوارند که دروغگو نامیده شوند. اما محمد صلی الله علیه وسلم، که به آیات خدا ایمان دارد و در برابر پروردگارش فروتن می‌باشد، محال است که بر خدا دروغ ببندد، و به دروغ چیزهایی را به او نسبت دهد که خداوند نگفته است. دشمنانش او را به دروغگویی ـ‌که صفت خودشان است‌ـ متهم کردند، اما خداوند خوارشان نمود و رسوایشان کرد. و ستایش از آنِ خداست.

16:106–109Page 279

مَن كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ إِلَّا مَنۡ أُكۡرِهَ وَقَلۡبُهُۥ مُطۡمَئِنُّۢ بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَٰكِن مَّن شَرَحَ بِٱلۡكُفۡرِ صَدۡرٗا فَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ ١٠٦

Whoever disbelieves in [i.e., denies] Allāh after his belief...1 except for one who is forced [to renounce his religion] while his heart is secure in faith. But those who [willingly] open their breasts to disbelief, upon them is wrath from Allāh, and for them is a great punishment;

ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ ١٠٧

That is because they preferred the worldly life over the Hereafter and that Allāh does not guide the disbelieving people.

أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَسَمۡعِهِمۡ وَأَبۡصَٰرِهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ ١٠٨

Those are the ones over whose hearts and hearing and vision Allāh has sealed, and it is those who are the heedless.

لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ١٠٩

Assuredly, it is they, in the Hereafter, who will be the losers.

مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هر کس که پس از ايمان آوردنش به خدا کفر ورزد (به عذاب دردناکي گرفتار خواهد شد) مگر کسي که وادار به اظهار کفر شود و در همان حال د لش به ايمان مطمئن باشد، ولي کساني که براي پذيرش کفر سينه بگشايند خشم خداوند بر آنان است و عذاب بزرگي دارند. ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ اين بدان خاطر است که آنان زندگاني دنيا را بر آخرت ترجيح دادند و خداوند گروه کافران را هدايت نمي کند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ايشان کساني اند که خداوند بر دلها و گوش ها و چشمانشان مهر نهاده است و اينان بي خبرانند. لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ بدون شک آنان در آخرت همان زيان کارانند.

(106 - 108) خداوند از زشتی حالت کسی خبر می‌دهد که (﴿كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ﴾) پس از ایمان آوردنش، کافر شود. چنین کسی پس از اینکه بینا شده، کور گشته؛ و بعد از اینکه هدایت شده، به گمراهی بازگشته و سینه‌اش را برای پذیرش مجدد کفر گشوده و به آن راضی و مطمئن شده است. خداوند می‌فرماید: چنین کسانی به خشم شدیدی از سوی پروردگار مهربان گرفتار می‌شوند. خداوند هرگاه به خشم بیاید، هیچ چیزی در برابر خشم او توان مقاومت را ندارد، و همه چیز بر چنین کسانی خشمگین می‌شود. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و ایشان عذاب بزرگ و مستمرّی در پیش روی دارند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواۡ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) این بدان خاطر است که آنان، زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و به طمع متاع دنیا، و به سبب علاقه نداشتن به آخرت، به عقب برگشتند. پس وقتی که کفر را بر ایمان ترجیح دادند، خداوند آنها را از هدایت محروم نمود؛ چون کفر، تبدیل به صفت و حالت همیشگی آنها شد. بنابراین خداوند بر دل‌هایشان مهر نهاد، به‌گونه‌ای که هیچ خیری به دل‌هایشان وارد نمی‌شد؛ وبر گوش و چشمانشان مهر نهاد، به نحوی که نمی‌توانستند چیزی را بشنوند یا ببینند که به آنها فایده برساند. پس غفلت و خواری، آنها را در بر گرفت و از رحمت خدا ـ که هر چیز‌ی را در گسترۀ خود جای داده است ـ محروم شدند. چون رحمت الهی به نزد آنها آمد، ولی آن را نپذیرفتند.

(109) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) بدون شک آنان در آخرت، همان زیانکاران‌اند، که خود و اموال و خانوادۀ خود و نعمت پایدار و همیشگی را از دست می‌دهند، و به عذاب دردناک گرفتار می‌شوند. به خلاف کسانی است که مجبور به اظهار کفر می‌شوند -اما دل‌هایشان سرشار از ایمان است و به ایمان علاقه دارند- برای چنین افرادی که به‌ناچار اظهار کفر می‌کنند، اشکالی ندارد و بر آنها گناهی نیست؛ و درصورتی که مجبور شوند، می‌توانند کلمۀ کفر را بر زبان بیاورند. و این دلالت می‌نماید کسی که از روی اجبار زنش را طلاق می‌دهد یا برده‌اش را آزاد می‌کند، یا مجبور به خریدن یا فروختن چیزی می‌شود، و یا سایر عقدها و معاملاتی که به زور و اجبار می‌بندد، اعتباری ندارد و هیچ حکم شرعی بر آن مترتب نمی‌شود؛ چون اگر انسان از روی اکراه و اجبار کلمۀ کفر را بر زبان بیاورد مورد مؤاخذه قرار نگیرد، در دیگر موارد به طریق اولی مؤاخذه نمی‌شود.

16:110–111Page 279

ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَٰهَدُواْ وَصَبَرُوٓاْ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعۡدِهَا لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ ١١٠

Then, indeed your Lord, to those who emigrated after they had been compelled [to say words of disbelief] and thereafter fought [for the cause of Allāh] and were patient - indeed, your Lord, after that, is Forgiving and Merciful

۞ يَوۡمَ تَأۡتِي كُلُّ نَفۡسٖ تُجَٰدِلُ عَن نَّفۡسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ ١١١

On the Day when every soul will come disputing [i.e., pleading] for itself, and every soul will be fully compensated for what it did, and they will not be wronged [i.e., treated unjustly].

ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ سپس پروردگارت نسبت به کساني که پس از آن که شنکنجه شدند هجرت کردند، سپس به جهاد پرداختند و شکيبايي ورزيدند آمرزندۀ مهربان است. يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ به ياد آر روزي را که هر شخصي جدال کنان به دفاع از خود مي پردازد و به هر کسي پاداش آنچه کرده است به تمام و کمال داده مي شود و ايشان ستم نمي بينند.

(110) پروردگارت نسبت به بندگان مخلص خویش که آنهارا با لطف و احسان خود پرورانده است، آمرزندۀ مهربان است؛ کسانی که در راه او هجرت نموده، و سرزمین و اموالشان را برای طلب رضای خدا رها کرده، و بر دینش مورد شکنجه قرار گرفته‌اند تا به کفر بازگردند، اما همچنان بر ایمان و یقین، استوار و ثابت قدم بوده؛ و با دشمنان خدا، با زبان و دست خویش جهاد نموده تا آنان را وارد دین خدا نمایند؛ و بر این عبادت‌ها که برای بیشتر مردم سخت و دشوارند، شکیبایی نمودند، بی‌گمان خداوند برای چنین کسانی، آمرزنده و مهربان است. و این بزرگ‌ترین سببی است که به وسیلۀ آن می‌توان به بزرگ‌ترین و بهترین بخشش دست یازید، و آن مغفرت و آمرزش الهی است که تمام گناهان کوچک و بزرگ را در بر می‌گیرد. و از هر چیز ناگواری، در امان می‌مانند؛ و به وسیلۀ رحمت الهی، حالات آنها و امور دینی و دنیایی‌شان سامان می‌یابد، و در روز قیامت از رحمت خداوند بهره‌مند می‌شوند.

(111) (﴿يَوۡمَ تَأۡتِي كُلُّ نَفۡسٖ تُجَٰدِلُ عَن نَّفۡسِهَا﴾) روزی [خواهد آمد] که هر شخصی از خود به دفاع برمی‌خیزد، و هر یک به نجات خودش می‌اندیشد، و هیچ چیزی جز خودش برای او مهم نیست. در چنین روزی، بنده محتاج ذره‌ای از نیکی خواهد بود، (﴿وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ﴾) و به هرکسی پاداش آنچه از خیر و شر انجام داده است، به تمام و کمال داده می‌شود. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ایشان ستم نمی‌بینند. پس به گناهان و بدی‌هایشان افزوده نشده، و نیز از نیکی‌هایشان کاسته نمی‌شود. ﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾ پس امروز بر هیچ کس ستمی نمی‌شود، و جز آنچه که می‌کردید، پاداش نمی‌بینید.

16:112–113Page 280

وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا قَرۡيَةٗ كَانَتۡ ءَامِنَةٗ مُّطۡمَئِنَّةٗ يَأۡتِيهَا رِزۡقُهَا رَغَدٗا مِّن كُلِّ مَكَانٖ فَكَفَرَتۡ بِأَنۡعُمِ ٱللَّهِ فَأَذَٰقَهَا ٱللَّهُ لِبَاسَ ٱلۡجُوعِ وَٱلۡخَوۡفِ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ ١١٢

And Allāh presents an example: a city [i.e., Makkah] which was safe and secure, its provision coming to it in abundance from every location, but it denied the favors of Allāh. So Allāh made it taste the envelopment of hunger and fear for what they had been doing.

وَلَقَدۡ جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مِّنۡهُمۡ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَهُمۡ ظَٰلِمُونَ ١١٣

And there had certainly come to them a Messenger from among themselves, but they denied him; so punishment overtook them while they were wrongdoers.

وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ خداوند (مردمان ) شهري را مثال مي زند که ايمن و آسوده بودند و از هر طرف روزيشان به گونۀ فراوان به سويشان سرازير مي شد، اما کفران نعمت خدا کردند و خداوند به خاطر کاري که انجام دادند لباس گرسنگي و هراس را به تن آنان کرد و طعم گرسنگي را بديشان چشانيد. وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ و به راستي پيامبري از خودشان به سوي آنان آمد و او را دروغگو انگاشتند و آنگاه در حالي که ستمکار بودند عذاب ايشان را فرا گرفت.

(112 - 113) این شهر، مکۀ معظمه بود که در امن و امان به سر می‌برد؛ هیچ کس درآن مورد حمله قرار نمی‌گرفت، و جاهلان به آن احترام می‌گذاشتند تا جایی که اگر کسی قاتل پدر و برادرش را در مکه می‌دید -علی رغم اینکه شدت غیرت و تعصّب جاهلانه‌ای که در وی بود- به او حمله‌ور نمی‌شد. پس آنها در مکه، از امنیت کامل و روزی فراوان بر خوردار بودند، طوری که چنین امنیت و روزی فراوان، در جایی دیگر یافت نمی‌شد. مکه شهری بود که کشتزار و درختی در آن وجود نداشت، اما خداوند روزی را، از هر طرف به سوی ساکنانش سرازیر نمود. پس پیامبری، از خود اهل مکه، پیش آنان آمد که به امانتداری و راستگویی او واقف بودند. سپس آنها را به سوی بهترین کارها فرا خواند و از کارهای بد بازداشت، اما آنها او را تکذیب کردند و نعمت خدا را ناسپاسی نمودند. بنابراین خداوند آنها را، به عکس آنچه که درآن به سر می‌بردند، گرفتار نمود؛ و آنها را، دچار ناامنی و هراس و فقر و تنگدستی کرد، و این به خاطر عملکرد و ناسپاسی و کفر آنها بود:﴿وَ ما ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان بر خود ستم می‌کردند.

16:114–118Page 280

فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَٱشۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ ١١٤

Then eat of what Allāh has provided for you [which is] lawful and good. And be grateful for the favor of Allāh, if it is [indeed] Him that you worship.

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦۖ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ١١٥

He has only forbidden to you dead animals,1 blood, the flesh of swine, and that which has been dedicated to other than Allāh. But whoever is forced [by necessity], neither desiring [it] nor transgressing [its limit] - then indeed, Allāh is Forgiving and Merciful.

وَلَا تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ لِّتَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ ١١٦

And do not say about what your tongues assert of untruth, "This is lawful and this is unlawful," to invent falsehood about Allāh. Indeed, those who invent falsehood about Allāh will not succeed.

مَتَٰعٞ قَلِيلٞ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ ١١٧

[It is but] a brief enjoyment, and they will have a painful punishment.

وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا مَا قَصَصۡنَا عَلَيۡكَ مِن قَبۡلُۖ وَمَا ظَلَمۡنَٰهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ ١١٨

And to those who are Jews We have prohibited that which We related to you before.1 And We did not wrong them [thereby], but they were wronging themselves.

فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ و از روزي حلال و پاکيزه اي بخوريد که خداوند به شما داده است. و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد اگر او را مي پرستيد. إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام نموده است، ولي کسي که مجبور شود، در صورتي که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وي ايرادي نيست ) همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ و براي آنچه که زبانتان به دروغ بيان مي کند مي گوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ ببنديد، همانا کساني که بر خدا دروغ مي بندد رستگار نمي گردند. مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کالاي اندکي است و عذابي دردناک دارند. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ و ما بر يهوديان چيزهايي را حرام کرديم که قبلاً براي تو حکايت نموديم، و ما به آنان ستم نکرديم بلکه خودشان به خويشتن ستم مي کردند.

(114) خداوند بندگانش را دستور می‌دهد تا از چهارپایان و دانه‌ها و میوه‌ها و چیز‌های دیگری که به آنها داده است، بخورند، (﴿حَلَٰلٗا طَيِّبٗا﴾) در حالی که این روزی‌ها، دارای این دو صفت‌اند: حلال و پاکیزه؛ یعنی حرام نبوده، و آن را به زور از دیگران نگرفته باشند. پس، از آنچه که خداوند برایتان آفریده است، بدون اسراف وتجاوز استفاده کنید، (﴿وَٱشۡكُرُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) و شکرِ نعمت خدا را به جای آورید؛ و با اعتراف به نعمت‌هایش و با به‌کارگیری آنها در مسیر طاعت خدا، شکر آن را به جای آورید. (﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾) اگر عبادت و پرستش را خالصانه و فقط برای او انجام می‌دهید، پس سپاس او را به جای آورید، و نعمت‌هایش را فراموش نکنید.

(115) (﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ﴾) خداوند تنها چیزهای مضر را بر شما حرام نموده است تا شما را از آن دور بدارد. این اشیای مضر مانند: (﴿ٱلۡمَيۡتَةَ﴾) مردار. و آن شامل هر چیزی است که به صورت غیرشرعی ذبح شده باشد. اما در این میان، ملخ و ماهی مستثنی هستند. (﴿وَٱلدَّمَ﴾) و خون جاری، اما آنچه در رگ‌ها و گوشت باقی می‌ماند، زیانی ندارد. (﴿وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ﴾) و گوشت خوک به خاطر آلودگی اش حرام است، و این شامل گوشت و چربی و تمام اجزای آن می‌باشد. (﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ﴾) و هرآنچه که به هنگام ذبح، نام غیر خدا بر آن برده شده باشد، مانند حیوانی که برای بت‌ها و قبرها و امثال آن ذبح می‌شود؛ زیرا هدف از این ذبیحه، شرک ورزیدن است. (﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) پس هرکس مجبور گردد تا از چیزی از این موارد حرام بخورد؛ به این صورت که مجبور شود یا بترسد که اگر نخورد، هلاک گردد، بر او ایرادی نیست، (﴿غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ﴾) اما به شرطی که علاقه‌مند نبوده و متجاوز نباشد؛ یعنی به شرطی که خوردن حرام را، در حالتی که مجبور نیست، قصد نکند و از حلال به حرام تجاوز ننماید؛ یا اینکه از اندازۀ نیاز، بیشتر نخورد. اینها چیزهایی هستند که خداوند حرام نموده است.

(116) (﴿وَلَا تَقُولُواۡ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ﴾) و با نسبت دادن دروغ به خداوند، ازجانب خود چیزی‌را حرام یا حلال نکنید. (﴿لِّتَفۡتَرُواۡ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) تا بر خدا دروغ ببندید؛ بدون شک کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، نه در دنیا رستگار می‌شوند و نه در آخرت، و حتماً خداوند آنها را رسوا خواهد کرد،

(117) گر چه در دنیا بهره‌مند شوند؛ زیرا دنیا، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالایی اندک است و سرنوشت و سرانجامِ آنها، به سوی جهنم است، (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان عذاب دردناکی دارند.

(118) پس خداوند جز چیزهای آلوده را بر ما حرام نکرده است، و این فضل اوست تا از هر آلودگی مصون بمانیم. خداوند به سبب کفر و ستم یهودیان، چیزهای پاکی را که برایشان حلال بود، بر آنان حرام نمود، آن‌گونه که در سورۀ انعام آمده است:﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾ و هر [حیوان] ناخن‌داری را بر یهودیان حرام کردیم؛ و از گاو وگوسفند، پیه‌ها و چربی‌های آنها را بر آنان حرام نمودیم، مگر پیه‌ها و چربی‌هایی که بر پشت آنها قرار دارد، یا پیه‌ای که با آنچه در داخل شکم است، مخلوط شده است. بدینسان نظر به سرکشی آنان، مجازاتشان کردیم و بی‌گمان ما راستگوییم.

16:119Page 281

ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ ٱلسُّوٓءَ بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ وَأَصۡلَحُوٓاْ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعۡدِهَا لَغَفُورٞ رَّحِيمٌ ١١٩

Then, indeed your Lord, to those who have done wrong out of ignorance and then repent after that and correct themselves - indeed, your Lord, thereafter, is Forgiving and Merciful.

ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ سپس پروردگارت نسبت به کساني که از روي ناداني کارهاي بد انجام دهند و بعد از آن توبه نمايند و به اصلاح بپردازند بس آمرزنده و مهربان است.

(119) در اینجا خداوند بندگانش را به توبه کردن تشویق می‌نماید، و آنها را به بازگشت به سوی خود فرا می‌خواند. پس خداوند خبر داده است که هرکس از روی نادانی، کار بدی انجام بدهد؛ و نداند عواقب آن چیست ـ گر چه قصداً آن گناه را مرتکب شده باشد ـ حتماً به هنگام ارتکاب گناه، از آگاهی او نسبت به زشتی و عواقب گناه کاسته می‌شود. پس وقتی که توبه کند و به درستکاری و اصلاح بپردازد؛ گناه را ترک نماید و از آن پشیمان شده و اعمالش را اصلاح کند، خداوند او را می‌آمرزد، و بر او رحم می‌نماید و توبه‌اش را می‌پذیرد و او را به حالت اولی‌اش یا به حالتی بهتر از آن برمی‌گرداند.

16:120–123Page 281

إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ قَانِتٗا لِّلَّهِ حَنِيفٗا وَلَمۡ يَكُ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ١٢٠

Indeed, Abraham was a [comprehensive] leader,1 devoutly obedient to Allāh, inclining toward truth, and he was not of those who associate others with Allāh.

شَاكِرٗا لِّأَنۡعُمِهِۚ ٱجۡتَبَىٰهُ وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ١٢١

[He was] grateful for His favors. He [i.e., Allāh] chose him and guided him to a straight path.

وَءَاتَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ١٢٢

And We gave him good in this world, and indeed, in the Hereafter he will be among the righteous.

ثُمَّ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ أَنِ ٱتَّبِعۡ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ١٢٣

Then We revealed to you, [O Muḥammad], to follow the religion of Abraham, inclining toward truth; and he was not of those who associate with Allāh.

إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ به راستي ابراهيم پيشوايي مطيع و علاقه مند به توحيد بود و از مشرکان نبود. شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ سپاسگزار نعمتهاي وي (= خدا) بود، او را برگزيد و به راه راست هدايتش کرد. وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و در دنيا به اندکي داديم و در آخرت هم از زمرۀ شايستگاه خواهد بود. ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ سپس به سوي تو وحي کرديم که از آيين ابراهيم حق گرا پيروي کن (زيرا) وي از مشکرکان نبود.

(120) خداوند متعال از آنچه به ابراهیم ارزانی نموده، و از فضایل و مناقب عالی و کاملی که به وی اختصاص داده بود، خبر داده و می‌فرماید: (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ﴾) به راستی ابراهیم، پیشوایی بود که همۀ خصلت‌های خوب را داشت و هدایتگر بود. (﴿قَانِتٗا لِّلَّهِ﴾) مطیع، و بر طاعت پروردگارش مداوم بود، و دین و عبادت را خالصانه برای خدا انجام می‌داد، (﴿حَنِيفٗا﴾) از سر محبت و توبه و بندگی، روی آورنده به خدا بود و از غیر او رویگردان بود. (﴿وَلَمۡ يَكُ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و در گفتار و کردار و تمام حالاتش از مشرکان بیزار بود؛ چون ابراهیم، امام و پیشوای موحّدان و یکتا پرستان است.

(121) (﴿شَاكِرٗا لِّأَنۡعُمِهِ﴾) او سپاسگزار نعمت‌های خدا بود؛ یعنی خداوند در دنیا به او خوبی و نیکی داده، و نعمت‌های ظاهری و باطنی به وی بخشیده بود، و او شکر آن را به جای آورد. پس در نتیجۀ برخورداری از این عادت‌های زیبا و عالی (﴿ٱجۡتَبَىٰهُ﴾) پروردگارش او را برگزید و دوست و خلیل خود قرار داد؛ و ایشان را از برگزیدگان خلق خود، و از منتخبان و از بهترین بندگان مقربش گرداند. (﴿وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و او را در علم و عمل به راه راست هدایت نمود، پس او حق را شناخت و بر هرچیزی ترجیح داد.

(122) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ﴾) و در دنیا با او نیکی کردیم. روزیِ زیاد و همسر زیبا و فرزندان صالح و شایسته و اخلاق پسندیده ازجملۀ نیکی‌هایی بود که به او دادیم. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و بی‌گمان در آخرت هم از زمرۀ صالحان خواهد بود؛ کسانی که دارای مقام‌های عالی، و مقرب خداوند متعال هستند.

(123) و از بزرگ‌ترین فضیلت‌های ابراهیم، این است که خداوند به کامل‌ترین انسان و سرور انسانیت [حضرت محمد صلی الله علیه وسلم] وحی نمود که از آیین ابراهیم پیروی نماید، و او و امتش، ایشان را پیشوای خود قرار دهند.

16:124Page 281

إِنَّمَا جُعِلَ ٱلسَّبۡتُ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِۚ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ ١٢٤

The sabbath was only appointed for those who differed over it. And indeed, your Lord will judge between them on the Day of Resurrection concerning that over which they used to differ.

إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (گراميداشت ) روز شنبه بر کساني واجب گرديد که دربارۀ آن اختلاف ورزيدند، و بي گمان پروردگارت روز قيامت ميان آن دربارۀ آنچه در آن اختلاف مي ورزيدند داوري خواهد کرد.

(124) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿إِنَّمَا جُعِلَ ٱلسَّبۡتُ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواۡ فِيهِ﴾) بزرگداشت شنبه، بر کسانی واجب گشت که دربارۀ آن اختلاف ورزیدند، آنگاه که در مورد جمعه گمراه شدند. و آنها یهودیان بودند. پس اختلاف ورزیدن آنان سبب شد تا بزرگداشت روز شنبه بر آنها واجب شود، وگرنه در حقیقت روز جمعه برتر و با فضیلت‌تر است، و جمعه روزی است که خداوند این امت را به بزرگداشت آن رهنمون کرده است. (﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) و بی‌گمان پروردگارت روز قیامت میان آنان دربارۀ آنچه در آن اختلاف ورزیدند داوری خواهد کرد. و اهل حق را از اهل باطل، نیز آنان که سزاوار پاداش اند و آنهایی که سزاوار عذاب هستند از یکدیگر جدا می‌نماید.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском