As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Kahf 18:29–44
18:29–31Page 297
وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡۚ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلظَّٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمۡ سُرَادِقُهَاۚ وَإِن يَسۡتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا ٢٩
And say, "The truth is from your Lord, so whoever wills - let him believe; and whoever wills - let him disbelieve." Indeed, We have prepared for the wrongdoers a fire whose walls will surround them. And if they call for relief, they will be relieved with water like murky oil, which scalds [their] faces. Wretched is the drink, and evil is the resting place.
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ مَنۡ أَحۡسَنَ عَمَلًا ٣٠
Indeed, those who have believed and done righteous deeds - indeed, We will not allow to be lost the reward of any who did well in deeds.
أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَيَلۡبَسُونَ ثِيَابًا خُضۡرٗا مِّن سُندُسٖ وَإِسۡتَبۡرَقٖ مُّتَّكِـِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِۚ نِعۡمَ ٱلثَّوَابُ وَحَسُنَتۡ مُرۡتَفَقٗا ٣١
Those will have gardens of perpetual residence; beneath them rivers will flow. They will be adorned therein with bracelets of gold and will wear green garments of fine silk and brocade, reclining therein on adorned couches. Excellent is the reward, and good is the resting place.
وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا و بگو: «حق از سوي پروردگارتان است، پس هر کس که مي خواهدف ايمان بياورد و هر کس که مي خواهد، کافر شود همانا ما براي ستمگران اتشي را آماده کرده ايم که سرا پرده هايش آنان را فرا مي گيرد. و اگر کمک بخواهد با ابي همچون مس گذاخته شده به فريادشان رسند، که چهره ها را بريان مي کند. چه بد نوشيدني و چه بد جايگاهي است. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا بدون شک کساني ک هايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند، ما پاداش کساني را هدر نمي دهيم که کار نيکو کرده اند. أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا آنان کساني اند که بهشت جاويدان از ان ايشان است، بهشتي که در زير آن جويبارها روان است، در آن جا با دستبندهاي زرين آراسته مي شوند و لباسهاي ابريشم سبز و نازک و ضخيم مي پوشند، در حالي که بر تخت ها تکيه زده اند، چه پاداش خوبي است و چه آرامگاه زيبايي است.
(29) ای محمد! به مردم بگو: «حق همان چیزی است که از سوی پروردگارتان آمده است.» یعنی هدایت از گمراهی مشخص شده، و صفات اهل سعادت و صفات اهل شقاوت را توسط پیامبرش بیان داشته، و هیچ شک و شبههای در کار نمانده، و همه چیز روشن و آشکار شده است، (﴿فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾) پس هرکس که میخواهد، ایمان بیاورد؛ و هرکس که میخواهد، کافر شود. یعنی جز در پیش گرفتن یکی از این دو راه ـ بر حسب توفیق یافتن یا عدم توفیق بنده ـ باقی نمانده است، و خداوند به وی اختیار داده که ایمان بیاورد یا کافر شود. و میتواند کار خوب یا بد انجام بدهد. پس هرکس که ایمان بیاورد، به راه راست توفیق یافته است؛ و هرکس کافر شود، حجت بر او اقامه شده، و او بر ایمان آوردن مورد اجبار و اکراه قرار نمیگیرد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّ﴾ هیچ اجباری در دین نیست، به راستی که هدایت از گمراهی مشخص شده است. و در فرمودۀ خداوند: (﴿فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾) «پس هرکس که خواست، ایمان بیاورد؛ و هرکس که خواست، کافر شود» اجازۀ هر دو کار صادر نشده است؛ بلکه این، تهدید و وعیدی است برای کسی که بعد از آنکه بیانات کافی دریافت کرد، کفر را انتخاب نماید. نیز این آیه بیانگر آن نیست که جنگِ با کافران تعطیل و ترک شود. سپس خداوند سرانجام هر دو گروه را بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلظَّٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمۡ سُرَادِقُهَا﴾) ما به سبب کفر و فسق و گناه ستمگران، برای آنان آتشی را آماده کردهایم که سرا پردههایشان آنان را فرامیگیرد؛ یعنی آتش آنان را احاطه مینماید، به گونهای که هیچ راه گریز و نجاتی نمییابند، و آتش سوزان به آنان میرسد. (﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ﴾) و اگر کمک بخواهند و آب طلب کنند تا تشنگی شدیدی را که به آنها دست داده است خاموش کنند، (﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ﴾) با آبی که از شدت داغ بودنش همچون مس گداخته، و دُردِ ته نشین و آلودۀ روغن است، به فریادشان میرسند، (﴿يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾) [آب داغی] که چهرهها را بریان میکند. پس وای به حال شکم و رودهها. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿يُصۡهَرُ بِهِۦ مَا فِي بُطُونِهِمۡ وَٱلۡجُلُودُ وَلَهُم مَّقَٰمِعُ مِنۡ حَدِيدٖ﴾ آنچه در شکمهایشان است، با پوست [بدنشان] گداخته میشود، و برای آنان چکشهایی آهنین است که با آن زده میشوند. (﴿بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ﴾) بد نوشابهایست که میخواهند با آن، تشنگی خود را رفع کنند؛ چرا که عذابشان را بیشتر و شدیدتر میگرداند. (﴿وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾) و آتش جهنم بد جایگاهی است. و این مذمتِ حالت آتش است که آتش، بد جایگاهی است برای کسانی که در آن آرام میگیرند، البته درآن آرامشی نیست، بلکه سراپا عذاب سخت است، و لحظهای از آن کاسته نمیشود، و آنها همیشه در آن میمانند، و از هر خوبی ناامید میگردند، و خداوند مهربان آنها را در داخلِ عذاب فراموش مینماید، همانطور که در دنیا او را فراموش کرده بودند.
(30) سپس گروه دوم را بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) قطعاً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ یعنی هم به خدا و فرشتگان و کتابها و و پیامبران و روز قیامت و تقدیر خیر و شر خدا ایمان آوردهاند، و هم کارهای شایسته، از قبیل: واجبات و مستحبات را انجام دادهاند، (﴿إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ مَنۡ أَحۡسَنَ عَمَلًا﴾) بیگمان ما، پاداش کسانی را هدر نمیدهیم که کار نیکو کردهاند، و نیکوکاری؛ یعنی اینکه هدفِ بنده از کاری که انجام میدهد، رضای خداوند باشد؛ و در انجام دادن آن کار، از شریعت خدا پیروی کند. پس چنین عملی را هرکس انجام دهد، خداوند آن را ضایع نمیکند، وکوچکترین چیزی را از آن هدر نمیدهد، بلکه چنین عملی را برای صاحبش محفوظ نگاه میدارد؛ و پاداش وی را، به طور کامل و برحسب عمل وفضیلت ونیکو انجام دادن آن میدهد. و خداوند پاداش آنها را بیان نموده و میفرماید:
(31) کسانی که ایمان آورده وعمل صالح انجام دادهاند، بهشت و باغهای پردرختش از آن ایشان است که جویبارهای آن فراوان است، و از زیر درختان زیبا و کاخهای بلند آن رواناند. و زیور آنها در بهشت، طلاست؛ و لباسشان، ابریشم سبز نازک و لطیف، و ابریشم ضخیم است، و آنان در آنجا بر تختها ومبلمانها تکیه میزنند؛ وآن، تختهایی است که آراسته شده، وبا پارچههای زیبا تزیین شدهاند. و تکیه زدن آنها بر تختها، بر این دلالت مینماید که آنها در کمال راحتی و آسایش به سر میبرند، و رنج و خستگی از آنان دور میشود، و غلامان برای آوردن آنچه دوست دارند، میکوشند، و اقامت جاودانه در این بهشت، نعمتی است که آنها از آن برخوردارند. پس این سرای بزرگ (﴿نِعۡمَ ٱلثَّوَابُ﴾) پاداش بسیار خوبی است برای کسانی که کارهای نیک انجام دادهاند، (﴿وَحَسُنَتۡ مُرۡتَفَقٗا﴾) و آرامگاه خوبی است که در آن اقامت میگزینند؛ و از نعمتهایی که در آن هست، از هر آنچه که دلشان بخواهد، و چشمها از دیدن آن لذت ببرند، و از شادی و سرور دائم و لذتهای پی در پی و نعمتهای فراوان بهرهمند میشوند. و چه منزل و آرامگاهی بهتر از سرایی است که پایینترین ساکنانش در چنان پادشاهی و نعمت و برکتی قرار دارند، که قصرها و باغهایش گستردهتر از مسافت دو هزار سال است، بهگونهای که هیچ نعمتی را بالاتر ازآنچه آنان از آن برخوردارند، نمیبینند؛ به همۀ آرزوها و خواستههایشان دست یافته، و بیش از خواستههایشان به آنان بخشیده شده است، به گونهای که حتی آرزوی برخورداری از این نعمات را در خیال خود نیز نمیپرورانند. با وجود این، نعمتهایی که از آن برخوردار هستند همیشگی است و همواره به اوصاف و زیبایی آن افزوده میشود. پس، از خداوند مهربان میخواهیم ما را به سبب بدی و تقصیر و گناهانی که داریم، از خیر و برکتی که نزد اوست، محروم نکند. این آیۀ کریمه و امثال آن دلالت مینمایند که زیور آلات در بهشت، هم برای مردان است وهم برای زنان. همانطور که در احادیث صحیح آمده است، چون خداوند به طور مطلق فرموده است: (﴿يُحَلَّوۡنَ﴾) با زیور آراسته میشوند. و نیز ابریشم و امثال آن هم برای مردان است و هم برای زنان.
18:32–33Page 297
۞ وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلٗا رَّجُلَيۡنِ جَعَلۡنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيۡنِ مِنۡ أَعۡنَٰبٖ وَحَفَفۡنَٰهُمَا بِنَخۡلٖ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمَا زَرۡعٗا ٣٢
And present to them an example of two men: We granted to one of them two gardens of grapevines, and We bordered them with palm trees and placed between them [fields of] crops.
كِلۡتَا ٱلۡجَنَّتَيۡنِ ءَاتَتۡ أُكُلَهَا وَلَمۡ تَظۡلِم مِّنۡهُ شَيۡـٔٗاۚ وَفَجَّرۡنَا خِلَٰلَهُمَا نَهَرٗا ٣٣
Each of the two gardens produced its fruit and did not fall short thereof in anything. And We caused to gush forth within them a river.
وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا و آن دو شخص را براي آنان مثل بزن که به يکي از آنها دوباغ انگور داديم و گرداگرد باغها را با درختان خرما پوشانديم، و ميان باغها را کشتزاري قرار داديم. كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا هر دو باغ، ميوه هايش را [به موقع] مي داد، و چيزي از صاحبش فروگذار نمي کرد و ما در ميان آنها جويباري روان ساخته بوديم.
(32) خداوند متعال به پیامبرش میفرماید که برای مردم مَثَل این دو مرد را بیان کند؛ یکی سپاسگزار نعمتهای خدا بود، و دیگری کفران نعمت میکرد. نیز گفتهها و کارهایی را که هریک انجام میدادند، برای مردم بیان کرده؛ و عذابی را که در دنیا و آخرت بدان گرفتار میشوند، بازگو نماید. و پاداش آن یکی را نیز که نیکوکار بود، برای مردم بازگوی، تا از حالت آن دو نفر درس عبرت بگیرند. شناختن اسم این دو نفر و اینکه در چه زمانی بودهاند و در چه جایی میزیستهاند فایدهای برای ما ندارد. بلکه هدف، از کلیّات داستان این دو مرد به دست میآید، و چنانچه درصدد بررسی اموری غیر از این باشیم، خود را به تکلّف انداختهایم. یکی از این دو نفر که شکر نعمتهای خدا را به جای نمیآورد، خداوند به او دو باغ زیبای انگور داده بود.(﴿وَحَفَفۡنَٰهُمَا بِنَخۡلٖ﴾) و گرداگرد باغهایش را با درختان خرما احاطه کرده بودیم. یعنی در این باغها هر نوع میوهای وجود داشت، به ویژه بهترین درختان؛ یعنی درخت انگور و خرما در آن وجود داشت، درختان انگور در وسط باغها بود، و درختان خرما در گرداگرد باغ قرار داشت و این چشم انداز زیبایی به باغ داده، و به زیبایی آن افزوده بود. و درختان انگور و درختان خرما در معرض تابش خورشید و باد بودند، و این امر در رسیدن میوهها اثر به سزایی دارد، و با وجود این، میان درختان کشتزاری قرار داده بودیم،
(33) و چیزی کم نداشتند جز اینکه بگویند: میوههای این دو باغ چگونه است؟ و آیا آبی که این باغها را کفایت نماید، وجود دارد؟ خداوند متعال خبر میدهد که هریک از آن دو باغ، میوه و ثمر خود را دو برابر به بار میآورد، (﴿وَلَمۡ تَظۡلِم مِّنۡهُ شَيۡٔٗا﴾) و از میوه و ثمر آن باغها چیزی کم نبود. با وجود این، جویبارهای بزرگ در کنارههای باغها روان بود.
18:34–36Page 297
وَكَانَ لَهُۥ ثَمَرٞ فَقَالَ لِصَٰحِبِهِۦ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَنَا۠ أَكۡثَرُ مِنكَ مَالٗا وَأَعَزُّ نَفَرٗا ٣٤
And he had fruit, so he said to his companion while he was conversing with him, "I am greater than you in wealth and mightier in [numbers of] men."
وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِۦٓ أَبَدٗا ٣٥
And he entered his garden while he was unjust to himself.1 He said, "I do not think that this will perish - ever.
وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهَا مُنقَلَبٗا ٣٦
And I do not think the Hour will occur. And even if I should be brought back to my Lord, I will surely find better than this as a return."
وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا و او ميوه هاي [فراواني] داشت، پس به دوست خود در حالي که با وي گفتگو مي کرد، گفت:«من از تو ثروتمندتر و از لحاظ نفرات از تو نيرومندترم». وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا و در حالي که بر خويشتن ستمگر بود به باغش درآمد و گفت:«گمان نمي کنم که اين [باغ] هيچگاه نابود شود». وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا و گمان نمي کنم که قيامت بر پا شود . و اگر [هم] به سوي پروردگارم برگردانده شوم، بي گمان سرانجام بهتر و جايگاه خوبتري خواهم يافت.
(34) (﴿وَكَانَ لَهُۥ ثَمَرٞ﴾) و آن شخص دارای فرآوردههای فراوانی بود؛ یعنی هر دو باغش به طور کامل میوه داده، و کوچکترین آفت و کمبودی به آنها نرسیده بود، پس این نهایت زیبایی دنیای کشاورزی است. بنابراین آن مرد مغرور شد و به خود بالید و فخر فروشی کرد و آخرت خود را فراموش نمود.
(34) صاحب آن دو باغ، مغرورانه و با فخرفروشی درحالی که با دوست مؤمن خود گفتگو میکرد، گفت: (﴿أَنَا۠ أَكۡثَرُ مِنكَ مَالٗا وَأَعَزُّ نَفَرٗا﴾) من از تو ثروتمندتر هستم، و از لحاظ نفرات از تو نیرومندترم. او به فراوان بودن مال و قدرت بردگان و خدمتگزاران و خویشاوندانش افتخار کرد، و این ناشی از جهالت او بود. وگرنه چگونه میتوان به چیزی افتخار نمود که از وجود انسان خارج است، و هیچ فضیلت ذاتی ندارد، و از هر صفت معنوی تهی است؟! و این به مانند آن است که کودکی به آرزوها و خیالات خود که حقیقتی ندارند، ببالد و افتخار نماید.
(35 - 36) سپس او به فخر فروشی بر دوست خود بسنده نکرد، و براساس جهالت و گمان خود حکم نمود، و وقتی که وارد باغش شد، گفت: (﴿مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِۦٓ أَبَدٗا﴾) گمان نمیکنم که هرگز این باغها نابود شده و از بین بروند. پس او به این دنیا مطمئن و راضی شد، و رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را انکار کرد، و گفت: (﴿وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهَا مُنقَلَبٗا﴾) و گمان نمیکنم که قیامت برپا شود؛ و اگر به فرض اینکه قیامتی برپا شده و من به سوی پروردگارم برگردانده شوم، مسلماً سرانجام بهتری خواهم یافت؛ یعنی چیزی بهتر از این دو باغ را به من خواهد داد. و این از دو حال خالی نیست؛ یا اینکه او حقیقت را میدانست و این سخنش را در قالب تمسخر میگفت، پس این سخن کفری است که بر کفر او میافزاید. و یا حقیقتاً چنین گمان میکرد، در این صورت او نادانترین فرد به شمار رفته و بیعقل ترین مردم است؛ زیرا اگر کسی در دنیا صاحب ثروت و دارایی باشد، آیا در آخرت هم به او ثروت و دارایی داده میشود؟! آری! غالباً خداوند بهرۀ دوستان و برگزیدگانش را در دنیا کم میدهد، و دنیا را بر دشمنان خود میگستراند، اما در آخرت بهرهای ندارند. و ظاهراً چنین به نظر میرسد که صاحب باغ واقعیت امر را میدانسته، اما این سخن را از روی غرور و تمسخر میگفته است، به دلیل اینکه خداوند فرموده است: (﴿وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ﴾) و در حالی که بر خویشتن ستمگر بود، وارد باغش شد. پس اثبات اینکه ستمگرانه وارد باغش شده و چنین سخنانی را گفته است، بر سرکشی و عناد او دلالت میکند.
18:37–38Page 298
قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرۡتَ بِٱلَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلٗا ٣٧
His companion said to him while he was conversing with him, "Have you disbelieved in He who created you from dust and then from a sperm-drop and then proportioned you [as] a man?
لَّٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا ٣٨
But as for me, He is Allāh, my Lord, and I do not associate with my Lord anyone.
قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا دوستش در حالي که با او گفتگو مي کرد به وي گفت: «آيا منکر کسي شده اي که تو را از خاک و سپس از نطفه اي آفريده و بعداٌ تو را مرد کاملي کرده است». لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا ولي من [مي گويم] او [خدا] پروردگار من است و کسي را با پروردگارم شريک نمي سازد.
(37) دوست مؤمنش او را نصیحت کرد و آفرینش نخستیناش را به او تذکر داد و گفت: آیا منکر کسی میشوی که تو را از خاک و سپس از نطفهای آفریده، و آنگاه تو را مرد کاملی گردانده است؟ پس اوست که تو را پدید آورده و به تو زندگی و عمر بخشیده، ونعمتهایش را پی در پی به تو ارزانی داشته و از حالتی به حالتی دیگر درآورده تا اینکه تو را کامل نموده و همۀ اعضا و جوارح حسی و عقلی تو را کامل گردانده، و نعمتهای دنیا را برایت میسر و فراهم نموده است. تو دنیا را با قدرت و توان خود به دست نیاوردهای، بلکه به فضل خداوند از نعمتها برخوردار گشتهای. پس چگونه به خداوندی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفریده، سپس تو را مرد کاملی گردانده است، کفر میورزی، و کفران نعمت کرده و گمان میبری که تو را پس از مرگ زنده نمیکند، و اگر زنده کند، بهتر از باغت به تو میدهد! پس سزاوار نیست که چنین بگویی.
(38) بنابراین وقتی که دوست مؤمنش دید که او بر کفر وطغیانش اصرار میورزد، او نیز از وضعیت خودش خبر داد، و شکر پروردگارش را به جای آورد، و اعلام کرد که به هنگام قرار گرفتن در مسیر شبهات، نیز همواره بر دین خود باقی میماند، و گفت: (﴿لَّٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا﴾) ولی من میگویم: خداوند، پروردگارم است، وکسی را با پروردگارم شریک نمیسازم. پس به ربوبیت پروردگار و یگانگی او و التزام به طاعت وعبادتش، و اینکه هیچ یک از مخلوقاتش را شریک خدا نمیسازد، اقرار نمود. سپس خبر داد که گرچه از نظر مال و فرزند از دیگران کمتر هستم، اما خداوند نعمت ایمان و اسلام را به من ارزانی نموده و به درستی که این نعمت، نعمت حقیقی است؛ و او را گوشزد کرد که غیر از ایمان واسلام، دیگر داراییها در معرض نابودی قرار گرفته و باعث عذاب الهی میشوند، پس گفت:
18:39–44Page 298
وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِۚ إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالٗا وَوَلَدٗا ٣٩
And why did you, when you entered your garden, not say, 'What Allāh willed [has occurred]; there is no power except in Allāh'? Although you see me less than you in wealth and children,
فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدٗا زَلَقًا ٤٠
It may be that my Lord will give me [something] better than your garden and will send upon it a [disastrous] penalty from the sky, and it will become a smooth, dusty ground,
أَوۡ يُصۡبِحَ مَآؤُهَا غَوۡرٗا فَلَن تَسۡتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبٗا ٤١
Or its water will become sunken [into the earth], so you would never be able to seek it."
وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ فَأَصۡبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيۡهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُشۡرِكۡ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا ٤٢
And his fruits were encompassed [by ruin], so he began to turn his hands about [in dismay] over what he had spent on it, while it had collapsed upon its trellises, and said, "Oh, I wish I had not associated with my Lord anyone."1
وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٞ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا ٤٣
And there was for him no company to aid him other than Allāh, nor could he defend himself.
هُنَالِكَ ٱلۡوَلَٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّۚ هُوَ خَيۡرٞ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ عُقۡبٗا ٤٤
There1 the authority is [completely] for Allāh, the Truth. He is best in reward and best in outcome.
وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَدًا چرا وقتي که وارد باغت شدي، نگفتي:«ماشاءالله» هيچ قوت و قدرتي جز از ناحيۀ خدا نيست، اگر مرا در مال و فرزند کمتر از خود مي بيني». فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاء فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا «اميدوارم که پروردگارم بهتر از باغت به من بدهد و بر آن عذابي از آسمان بفرستد و [اين باغ] به سرزمين لخت همواري تبديل شود». أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا «يا اينکه آب اين باغ فرو رود و هرگز نتواني آن را بازجويي». وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا و ميوه هايش را [آفت آسماني] فرا گرفت، پس براي هزينه هايي که صرف آن کرده بود دست تحسر و تأسف به هم ماليد، در حالي که بالغ بر داربستها و چوب بندها فرو ريخته بود، و مي گفت:«اي کاش کسي را با پروردگارم شريک نمي کردم» وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا و گروهي را جز خدا نداشت که او را ياري دهند، و خودش هم توانايي دفع بلا را نداشت. هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَخَيْرٌ عُقْبًا در آن مقام [و در آن حال معلوم شد که] ياري و کمک از آن معبود راستين است. او بهترين پاداش را دارد و در جزا دادن بهترين است .
(39) (﴿إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالٗا وَوَلَدٗا﴾) گرچه به وسیلۀ کثرت مال و فرزندت برمن افتخار میکنی، و من را از لحاظ مال و فرزند از خودت کمتر میبینی؛ اما بدان که آنچه نزد خداوند است بهتر و ماندگارتر است؛ و خیر و برکتی که از ناحیۀ خداوند به آن امیدوارم، از تمام دنیایی که مردمان در آن به رقابت میپردازند، برایم بهتر است.
(40) (﴿فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) و امیدوارم که پروردگارم بهتر از باغت به من بدهد، و بر باغ تو که به خاطر آن سرکشی نمودهای، عذابی در قالب بارانی سیل آسا و سایر آفات بفرستد، (﴿فَتُصۡبِحَ صَعِيدٗا زَلَقًا﴾) و این باغ به وسیلۀ آن عذاب، به سطحی لغزنده -که درختان آن از بیخ درآمده و میوههایش تلف شده و کشتزارش فرورفته و ازبین رفته است- تبدیل شود.
(41) (﴿أَوۡ يُصۡبِحَ مَآؤُهَا غَوۡرٗا﴾) یا اینکه آبِ این باغ که شکوفایی و فرآوردههایش به وسیلۀ این آب به دست آمده است، به اعماق زمین فرو رود، (﴿فَلَن تَسۡتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبٗا﴾) و دیگر هرگز نتوانی به آن دسترسی پیدا کرده، و با کلنگ و دیگر وسیلهها آن را بیرون آوری. و علت اینکه مرد مؤمن برای نابودی باغ او دعا کرد، این بود که او به خاطر پروردگارش خشمگین شده بود؛ زیرا باغ، دوستش را مغرور و سرکش نموده، و به آن دل بسته بود. [بنابراین مؤمن برای نابودی آن دعا کرد] تا شاید دوستش برگردد، و به عقل بیاید، و در کارش تجدید نظر کند.
(42) خداوند دعای مؤمن را پذیرفت، (﴿وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ﴾) و عذاب الهی، محصولات و میوههای باغ را فراگرفت و هیچ چیزی از آن باقی نماند، و درختان و میوهها و کشتزارهای باغ تلف شد؛ و صاحب آن، سخت پشیمان و به شدت متأسف گردید. (﴿فَأَصۡبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيۡهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا﴾) بهگونهای که صاحب باغ، بر هزینههایی که صرف آن کرده بود، دست تحسّر به هم میمالید؛ چراکه باغ نابود و ویران شد. صاحب باغ نیز از اینکه برای خدا شریک قرار داده بود، و همچنین از شرارت و بدکاری خود، پشیمان شد. بنابراین گفت: (﴿يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُشۡرِكۡ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا﴾) ای کاش کسی را شریک پروردگارم نمیکردم!
(43) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٞ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا﴾) وقتی که عذاب خداوند بر باغ او فرود آمد، آنچه که بدان افتخار میکرد، برایش کاری نکرد؛ چرا که میگفت:﴿أَنَا۠ أَكۡثَرُ مِنكَ مَالٗا وَأَعَزُّ نَفَرٗا﴾ من ازتو ثروتمندتر و از لحاظ نفرات نیرومندترم. پس مال و نفرات او، در زمانی که به شدت به آنها نیاز داشت، نتوانست چیزی از عذاب الهی را از او دور نماید؛ و خودش نیز نتوانست خویشتن را کمک، و بلا را دفع کند؛ و چگونه میتواند عذاب و بلا را از خود دفع نماید؟! و چگونه میتواند بر تقدیر و قضای الهی چیره شود؟! تقدیری که اگر تمام اهل آسمان و زمین جمع شوند تا کوچکترین چیزی از آن را دور نمایند، نخواهند توانست. و بعید نیست که خداوند، صاحب باغ را به لطف و عنایت خود دریافته باشد، بهگونهای که به سوی خدا بازگشته و به عقل آمده و از طغیان و سرکشیاش دست کشیده باشد؛ زیرا از اینکه برای خدا شریک قرار داده بود، اظهار ندامت کرد؛ و خداوند چیزی که باعث غرور و سرکشیاش شده بود، از دستش گرفت، و او را در دنیا مجازات کرد. و هرگاه خداوند نسبت به بندهای ارادۀ خیر داشته باشد، وی را در دنیا عذاب میدهد. و فضل و کرم الهی، در خیالات و عقلها نمیگنجد؛ و جز ستمگرِ نادان، کسی آن را انکار نمیکند.
(44) (﴿هُنَالِكَ ٱلۡوَلَٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّۚ هُوَ خَيۡرٞ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ عُقۡبٗا﴾) در این وضعیت که خداوند کسانی را عقوبت کرد که دنیا را بر آخرت ترجیح دادهاند؛ و کسانی را که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده و شکر خدا را به جای آورده و دیگران را به ایمان و عمل صالح دعوت کردهاند، مورد بزرگداشت قرار داد؛ روشن گردید که یاری و کمک، فقط از آنِ معبود راستین است. پس هرکس مؤمن و پرهیزگار باشد، خداوند سرپرست اوست، و او را با انواع خوبیها مورد تکریم قرار داده، و بدیها و بلاها را از او دور مینماید. و هرکس به او ایمان نیاورد و وی را دوست نداشته باشد، دین و دنیایش را از دست داده است. پس پاداش خداوند، در دنیا و آخرت بهترین پاداش است. و این داستان بزرگ، درس عبرتی است برای کسی که خداوند نعمتهای دنیوی به او داده؛ اما این نعمتها، وی را از خداوند و از روز قیامت غافل و مغرور کرده، و از فرمان خدا سرپیچی مینماید. او باید بداند که سرانجام، این نعمتها از بین میروند و نابود میشوند؛ و او گر چه مدت اندکی از آنها بهره مند شود، اما مدتی طولانی از آن محروم خواهد بود. این داستان به ما میآموزد که هرگاه چیزی از مال یا فرزند مورد پسند واقع شد، و باعث اعجاب آدمی گردید؛ باید آن را از خداوند بداند، و این نعمتها را به کسی نسبت دهد که به وی ارزانی نموده است. و باید بگوید:«ما شاء الله لا قوۀ إلا بالله» این چیزی است که خدا خواسته است، هیچ قدرت و قوتی جز از ناحیۀ خدا نیست. تا اینگونه شکر نعمت خدای را به جای آورده باشد، و همواره نعمتهایش تداوم یابد؛ زیرا خداوند متعال میفرماید:﴿وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ﴾ چرا وقتی که وارد باغ شدی، نگفتی:«ما شاء الله، هیچ قوت و قدرتی جز از ناحیۀ خدا نیست.» نیز این داستان ما را راهنمایی میکند که اگر کسی فاقد لذت و شهوتهای دنیا بود، باید با به یاد آوردن خوبیهایی که نزد خداوند است، خویشتن را دلداری بدهد؛ زیرا فرموده است:﴿إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالٗا وَوَلَدٗا فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ﴾ هرچند که از نظر مال و فرزند از شما کمترم، اما امیدوارم که پروردگارم، بهتر از باغت را به من بدهد. و این داستان به ما میآموزد که مال و فرزند چنانچه انسان را در مسیر طاعت و عبادت خدا کمک نکنند، هیچ خیر و فایدهای ندارند، همانگونه که خداوند متعال میفرماید:﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ إِلَّا مَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا﴾ و اموال و فرزندانتان شما را به ما نزدیک نمیکند مگر کسی که ایمان آورده باشد و کار شایسته بکند. در این واقعه به این مطلب نیز اشاره شده است که دعاکردن برای از بین رفتن مالِ کسی که سبب سرکشی و کفر و بدبختیاش شده، درست است، به ویژه اگر او به سبب آن مال، خودش را از مؤمنان بهتر و برتر بداند و بر آنها فخر فروشی نماید. مطلب دیگر اینکه دوستی و یاوری خداوند، و عدم کمک و یاوری او، در آن روز مشخص میشود که روز سزا و جزا است، و نیکوکاران پاداش خود را مییابند. پس فرمود: (﴿هُنَالِكَ ٱلۡوَلَٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّۚ هُوَ خَيۡرٞ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ عُقۡبٗا ﴾) در آن مقام و در آن حال معلوم شد که یاری و کمک، از آنِ معبود راستین است؛ او بهترین پاداش و بهترین سرانجام را فراهم میسازد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences