As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Baqarah 2:115–129
2:115Page 18
وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ ١١٥
And to Allāh belongs the east and the west. So wherever you [might] turn, there is the Face1 of Allāh. Indeed, Allāh is all-Encompassing and Knowing.
وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيم ، مشرق و مغرب از آن خدا است، پس به هر طرف که رو کنيد روي خدا آن جا است، همانا خداوند گشايشگر و دانا است.
(115) (﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُ﴾) و مشرق و مغرب از آن خدا است. خداوند به طور خاص این دو جهت را نام برده است؛ چون این دو مکان، محلّی برای تجلّی نشانههای بزرگ خداوندند که عبارت از طلوع و غروب خورشید میباشد. و هرکس که صاحب این دو جهت باشد، مالک تمام اطراف و جهات است. (﴿فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواۡ﴾) پس به هر جهتی که رو کنید، مادامی که روکردنتان به آن سو، به فرمان خدا باشد، یا از سر ناچاری و داشتن عذر باشد، مانند آنکه به شما دستور داد که به کعبه رو کنید پس از آنکه به شما دستور داده بود که در نمازهایتان رو به بیت المقدس بایستید، یا اگر در سفر بودید و خواستید بر پشت مرکب نماز سنت بخوانید، به شما امر شده است[مراد از این امر، امری نیست که برای وجوب است، بلکه مراد امری است که برای ندب باشد] بر سر همان مرکب، نماز بخوانید و قبلهی شما همان جهتی است که مرکب شما رو به سوی آن دارد. و یا اینکه چنانچه در جایی قرار گرفتید و ندانستید که جهت قبله کدام است، به شما دستور داده است که اجتهاد کنید، و جهتی را انتخاب نمایید و بر این اساس که این همان جهت کعبه است، بدان رو کنید. و اگر بعداً مشخص شد که تشخیص شما اشتباه بوده است، ایرادی ندارد. و یا چنانچه به دلیل مریضی یا هر مانع دیگری نتوانستید رو به سوی کعبه بایستید، در تمام این حالتها ـ که یا معذور هستید یا مامور ـ به هر جهتی رو کنید، آن جهت از گسترهی فرمانروایی خدا خارج نیست.(﴿فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ ﴾) پس روی خدا آنجا است، همانا خدا گشایشگر و دانا است. در این آیه، چهره برای خدا ثابت شده است، چهرهای که شایستۀ او است. و خداوند چهرهای دارد که هیچ چهرهای به آن نمیماند. و خداوند دارای فضل و صفاتی گسترده و عظیم است و به رازها و نیتها دانا است. پس به سبب گشایشگری و داناییاش، مسئلۀ روکردنتان را به سوی کعبه برایتان وسیع گرداند و آنچه را که به شما دستور داده است انجام دهید، از شما میپذیرد.
2:116–117Page 18
وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۖ بَل لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ ١١٦
They say, "Allāh has taken a son." Exalted is He!1 Rather, to Him belongs whatever is in the heavens and the earth. All are devoutly obedient to Him,
بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ١١٧
Originator of the heavens and the earth. When He decrees a matter, He only says to it, "Be," and it is.
وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ، و گفتند:« خداوند فرزندي را برگزيده است»، پاک است او بلکه آنچه در آسمان ها و زمين است از آن اوست، و همه فرمانبردار او هستند. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ، پديد آورنده آسمان ها و زمين است، وهرگاه فرمان چيزي را صادر کند به آن مي گويد:« باش»، پس مي شود.
(116) (﴿وَقَالُواۡ﴾) و یهود و نصارا و مشرکان گفتند: (﴿ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا﴾) خداوند فرزندی را برگزیده است. و آنها با این سخن چیزی را به خدا نسبت دادند که سزاوار بزرگی و عظمت او نیست. و آنها کار بینهایت بدی را مرتکب شدند و برخود ستم ورزیدند. و خداوند بر این کارشان شکیبا است و بر آنها بردبار است و از آنها گذشت میکند و به آنان روزی میدهد، با اینکه آنها در حق او کوتاهی کردند. (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) منزه و پاک است از هر آنچه مشرکان و ستمکاران او را بدان متصف میکنند، در حالی که شایستۀ عظمت او نیست، پس پاک است خداوند که از همۀ وجوه کامل است و نقصی در او راه نمییابد. خداوند ضمن اینکه سخنانشان را رد نمود، بر پاک و منزه بودن خویش از آنچه که ویرا بدان متصف میکردند، حجت و برهان اقامه کرده و میفرماید: (﴿بَل لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بلکه آنچه در آسمانها و زمین است، از آن او است؛ یعنی همه، ملک و بندۀ او هستند و همانند مالک در زیر دستان خود تصرف مینماید؛ و آنها در برابر او فرمانبردار و رام هستند. و مادامی که همۀ بندگان به او نیازمندند و او از آنها بینیاز است چگونه یکی از آنها میتواند فرزند او باشد؟ زیرا فرزند باید از جنس پدر باشد، چون او بخشی از آن است. و خداوند پادشاه غالب و پیروزمند است و شما زیردستان مغلوب؛ و او بینیاز است و شما نیازمند هستید. پس چگونه با این وصف خداوند فرزند دارد؟ و این باطلترین و یاوهترین سخن است. فرمانبرداری بر دو نوع است: فرمانبرداری عام؛ و آن فرمانبرداری همۀ مخلوقات و مطیع بودن همۀ آنها و پذیرش تدبیر آفریننده است. و اطاعت و فرمانبرداری خاص؛ و آن انجام عبادت است. نوع اول در این آیه آمده است؛ و نوع دوم در این فرمودۀ پروردگار آمده است:﴿وَقُومُواۡ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ﴾[البقرة: 238]«و خاضعانه برای خدا به طاعت بایستید».
(117) سپس فرمود: (﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) پدیدآورندۀ آسمانها و زمین است؛ و آنها را محکم و زیبا آفریده است بدون اینکه از قبل مانند و نمونهای داشته باشند. (﴿وَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥكُن فَيَكُونُ﴾)و هرگاه به امری فرمان دهد، به آن میگوید: بشو، پس میشود. و هیچ امری برای او سخت و ممتنع نیست واز فرمان او ابا نمیورزد.
2:118–119Page 18
وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ لَوۡلَا يُكَلِّمُنَا ٱللَّهُ أَوۡ تَأۡتِينَآ ءَايَةٞۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّثۡلَ قَوۡلِهِمۡۘ تَشَٰبَهَتۡ قُلُوبُهُمۡۗ قَدۡ بَيَّنَّا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يُوقِنُونَ ١١٨
Those who do not know say, "Why does Allāh not speak to us or there come to us a sign?" Thus spoke those before them like their words. Their hearts resemble each other. We have shown clearly the signs to a people who are certain [in faith].
إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗاۖ وَلَا تُسۡـَٔلُ عَنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَحِيمِ ١١٩
Indeed, We have sent you, [O Muḥammad], with the truth as a bringer of good tidings and a warner, and you will not be asked about the companions of Hellfire.
وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ، و کساني که نمي دانند، که « چرا خداوند با ما سخن نمي گويد يا آيه روشني براي ما نمي فرستد؟»، کساني که پيش از آنها بودند مانند سخن آنها گفتند، دل و درونشان همسان است. به راستي که آيات براي قومي روشن ساخته ايم که يقين دارند. إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ، همانا تو را به حق مژده دهنده و بيم دهنده فرستاده ايم، و درباره ياران جهنم از تو پرسشي نخواهد شد.
(118) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و نادانان اهل کتاب و دیگران گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمیگوید آن گونه که با پیامبران سخن گفته است؟(﴿أَوۡتَأۡتِينَآءَايَةٞ﴾) یا چرا معجزه و نشانهای برای ما نمیآید؟! آنان با عقل فاسد و آرای ناقص خود پیشنهاد میکردند که فلان معجزه صورت پذیرد و با این پیشنهادات بر آفریننده جرأت کردند و در مقابل پیامبران خداوند سرکشی نمودند. یکی از در خواستهای نامعقول آنان این بود که گفتند:﴿لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهۡرَةٗ﴾[البقرة: 55]«هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر اینکه خدا را آشکارا ببینیم»؛ ﴿يَسَۡٔلُكَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيۡهِمۡ كِتَٰبٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِۚ فَقَدۡ سَأَلُواۡ مُوسَىٰٓ أَكۡبَرَ مِن ذَٰلِكَ﴾[النساء: 153]«اهل کتاب از تو میخواهند تا بر آنها کتابی از آسمان نازل کنی. به راستی که از موسی درخواست بزرگتری کردند»؛ ﴿وَقَالُواۡ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾[الفرقان: 7-8] و گفتند: «این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟! چرا فرشتهای به سوی او فرستاده نشده است که همراه او بیمدهنده باشد؟ یا خزانهای به سوی او انداخته نشده است یا باغی ندارد که از آن بخورد؟»؛ ﴿وَقَالُواۡ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَلَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾[الإسراء: 9] و گفتند: «هرگز به تو ایمان نمیآوریم، مگر اینکه از زمین برای ما چشمهای بجوشانی». پس آنها با پیامبر اینگونه برخورد کرده و از سر عناد و لجاجت نشانهها و معجزات عجیب و غریبی میطلبیدند، نه نشانهها و معجزاتی که با آن راه یابند. و هدف آنها روشن شدن حق نبود؛ زیرا پیامبران به اندازهای که برای ایمان آوردن انسان کافی باشد، معجزات آوردند. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ بَيَّنَّا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾) «به راستی این نشانهها را روشن گرداندهایم برای قومی که یقین دارند». پس اهل یقین با نشانههای روشن و دلیلهای آشکار خداوند که به وسیله آن یقین حاصل میشود و شک و تردید دفع میگردد، آشنا هستند.
سپس خداوند متعال نشانهای کوتاه و مختصر را ذکر میکند که در بر گیرنده تمامی معجزات و نشانههای دال بر راستگویی پیامبر صلی الله علیه وسلم و راست بودن چیزی است که آورده است و میفرماید:
(119) (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا﴾) همانا تو را به حق مژدهدهنده و بیمدهنده فرستادهایم. پس این آیه مشتمل بر معجزاتی است که پیامبر آورده است. و به سه چیز باز میگردد: نخست: در مبعوث شدن و فرستاده شدن او. دوم: در سیره و رهنمودهای پیامبر. سوم: در شناخت و معرفت آنچه از قرآن و سنت بر جای گذاشته است. مورد اول و دوم از (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ﴾) استنباط میشود، و مورد سوم از (﴿بِٱلۡحَقِّ﴾). مورد اول که مبعوث شدن پیامبر میباشد این گونه است که مردم قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم در بتپرستی و آتشپرستی و صلیب پرستی بهسر میبردند و ادیان را تحریف میکردند و در تاریکی کفر دست و پا میزدند؛ و جز تعداد اندکی از اهل کتاب که قبل از بعثت منقرض شده بودند از این آفت در امان نماندند. از سویی نیز خداوند مخلوق خود را بیهوده نیافریده و آنها را بدون حساب و کتاب رها نکرده است، چون او حکیم و دانا و توانا و مهربان است. از جمله حکمت و مهربانی او نسبت به بندگانش این است که این پیامبر بزرگ را به سوی آنها فرستاده است، تا آنها را به پرستش خداوند یکتا که شریکی ندارد امر نماید. پس به محض رسالت یافتن پیامبر، فرد عاقل میداند که او راستگو میباشد و این نشانهای است بزرگ مبنی بر اینکه او پیامبر خدا میباشد. و اما در مورد دوم که عبارت از سیره وهدایت پیامبر است، هر کس پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل بشناسد و سیرۀ او را قبل از بعثت و پرورش یافتنش بر کاملترین خصلتها و خوبیها و اخلاق بزرگ و کریمانه بداند و حالات او را بررسی کند، خواهد دانست که اخلاق هیچ کسی جز اخلاق پیامبران ـ که انسانهایی کامل هستند ـ چنین نیست، چون خداوند صفات و ویژگیها را بزرگ ترین دلیل بر شناخت دارندگان آن و راستگویی و دروغگوییشان قرار داده است. و اما مورد سوم که شناخت شریعت بزرگ و قرآن کریمی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، مشتمل بر خبرهای راست و دستورهای نیکو و نهی از هر زشتی و دربر گیرندۀ معجزات روشن و آشکار است. پس همۀ معجزات در این سه مورد داخل میشوند. (﴿بَشِيرٗا﴾) مژده دهنده برای کسی که به منظور رسیدن به سعادت دنیا و آخرت از تو پیروی نماید. (﴿وَنَذِيرٗا﴾) و بیمدهنده برای کسی که از تو سرپیچی کرده و شقاوت و هلاکت را در دنیا و آخرت انتخاب کرده است. (﴿وَلَا تُسَۡٔلُ عَنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَحِيمِ﴾) و دربارۀ اهل جهنم از تو سؤال نمیشود. یعنی تو مسئول آنها نیستی، بلکه فقط رساندن پیام بر تو لازم است، و حساب گرفتن با ماست.
2:120Page 19
وَلَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۗ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ ٱلَّذِي جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ ١٢٠
And never will the Jews and the Christians approve of you until you follow their religion. Say, "Indeed, the guidance of Allāh is the [only] guidance." If you were to follow their desires after what has come to you of knowledge, you would have against Allāh no protector or helper.
وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ، و يه وديان و نصارا هرگز از تو خشنود نخواهند شد مگر اينکه از دينشان پيروي کني. بگو:« همانا هدايت خداوند هدايت حقيقي است». و اگر از خواسته ها و آرزوهايشان پيروي کني پس از اينکه علم و آگاهي يافته اي، هيچ سرپرست و ياوري از جانب خدا برايت نخواهد بود.
(120) خداوند خبر میدهد که یهودیان و نصارا از پیامبر راضی نمیشوند، مگر اینکه از دینشان پیروی نماید؛ چون آنها مردم را به دینی که دارند، دعوت میکنند و گمان میبرند که آن دینِ هدایت است، پس به آنها بگو: (﴿إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ﴾) تنها هدایت خداوند که با خود دارم، (﴿هُوَ ٱلۡهُدَىٰ﴾) هدایت حقیقی است. و اما آنچه شما بر آن هستید، آمال و آرزویی باطل است. (﴿وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ ٱلَّذِي جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ﴾) و اگر بعد از علمی که تو را حاصل شده است، از خواستهایشان پیروی کنی، از جانب خدا هیچ کارساز و یاوری نخواهی داشت. در این آیه به شدت از پیروی از خواستهای یهودیان و نصارا، و تشابه و همانند سازی با آنها در چیزی که مخصوص دین آنان است، نهی شده است. گرچه مخاطب این آیه پیامبر صلی الله علیه وسلم است، ولی امتش را نیز شامل میشود؛ زیرا در نصوص شرع قاعده بر این میباشد که کلی بودن مفهوم و معنی مدّ نظر است، نه یک مخاطب مخصوص، همانطور که عمومیت لفظ مدّ نظر است، نه خصوصیت سبب.
2:121–123Page 19
ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَتۡلُونَهُۥ حَقَّ تِلَاوَتِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ١٢١
Those to whom We have given the Book recite it with its true recital.1 They [are the ones who] believe in it. And whoever disbelieves in it - it is they who are the losers.
يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَنِّي فَضَّلۡتُكُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٢٢
O Children of Israel, remember My favor which I have bestowed upon you and that I preferred you over the worlds.
وَٱتَّقُواْ يَوۡمٗا لَّا تَجۡزِي نَفۡسٌ عَن نَّفۡسٖ شَيۡـٔٗا وَلَا يُقۡبَلُ مِنۡهَا عَدۡلٞ وَلَا تَنفَعُهَا شَفَٰعَةٞ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ ١٢٣
And fear a Day when no soul will suffice for another soul1 at all, and no compensation will be accepted from it, nor will any intercession benefit it, nor will they be aided.
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمن يَكْفُرْ بِهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ، از کساني که کتاب را به آنها داده ايم آن گونه که حق خواندنش است آن را مي خوانند، ايشان به آن ايمان مي آورند و هرکس به آن کفر ورزد آنان زيانکارانند. يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ، اي بني اسراييل! ياد کنيد نعمت مرا که به شما ارزاني داشتم و اينکه شما را بر جهانيان برتري دادم. وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ، و بترسيد از روزي که از دست کسي براي کسي کاري ساخته نيست و بدلي از آن پذيرفته نمي شود و شفاعت به او سودي نمي رساند، و نه آنها ياري خواهند شد.
(121) خداوند متعال خبر میدهد، کسانی که به آنها کتاب داده و به آنها احسان نموده است، آنان (﴿يَتۡلُونَهُۥحَقَّ تِلَاوَتِهِۦٓ﴾) آن گونه که شایسته است از آن پیروی میکنند. تلاوت؛ یعنی پیروی کردن. پس آنان حلال قرآن را حلال میدانند، و آنچه را قرآن حرام قرار داده است، حرام میدانند، و به «محکم» قرآن عمل میکنند و به «متشابه» آن ایمان دارند؛ اینها رستگارانِ اهل کتاب هستند؛ کسانی که نعمت خداوند را شناخته و سپاس آن را به جا آورده و به همه پیامبران ایمان آوردهاند و بین هیچ یک از آنان فرق نگذاشتهاند. پس ایشان مؤمنان حقیقی هستند، نه آن دسته که میگویند:﴿نُؤۡمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا وَيَكۡفُرُونَ بِمَا وَرَآءَهُۥ﴾ به آنچه بر ما نازل شده است، ایمان میآوریم و به غیر از آن، کفر میورزیم. بنابراین خداوند آنها را تهدید نموده و فرموده است: (﴿وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) و هر کس که به آن کفر ورزد، پس ایشان زیانکاراناند. و تفسیر آیۀ بعدی پیشتر ذکر شد.
(122 - 123) تفسیر این آیه پیشتر ذکر شد.
2:124–125Page 19
۞ وَإِذِ ٱبۡتَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِـۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَٰتٖ فَأَتَمَّهُنَّۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗاۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِيۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهۡدِي ٱلظَّٰلِمِينَ ١٢٤
And [mention, O Muḥammad], when Abraham was tried by his Lord with words [i.e., commands] and he fulfilled them. [Allāh] said, "Indeed, I will make you a leader for the people." [Abraham] said, "And of my descendants?" [Allāh] said, "My covenant does not include the wrongdoers."
وَإِذۡ جَعَلۡنَا ٱلۡبَيۡتَ مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ وَأَمۡنٗا وَٱتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِـۧمَ مُصَلّٗىۖ وَعَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِـۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ ١٢٥
And [mention] when We made the House [i.e., the Kaʿbah] a place of return for the people and [a place of] security. And take, [O believers], from the standing place of Abraham a place of prayer. And We charged Abraham and Ishmael, [saying], "Purify My House for those who perform ṭawāf1 and those who are staying [there] for worship and those who bow and prostrate [in prayer]."
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ، و هنگامي که ابراهيم را پروردگارش با کلماتي چند بياموزد و آن را به طور کامل انجام داد. خداوند فرمود:« تو را پيشواي مردم قرار مي دهم»، گفت:« و از دودمان من؟» ، فرمود:« پيمان من به ستمکاران نمي رسد». وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ، و باز ياد آوريد وقتي که خانه کعبه را بازگشتگاه و ماواي امني براي مردم قرار داديم. و از مقام ابراهيم نماز گاهي برگيريد و به ابراهيم و اسماعيل سفارش کرديم تا خانه مرا براي طواف کنندگان و معتکفين و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاکيزه گردانيد.
(124) (﴿وَإِذِ ٱبۡتَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِۧمَ رَبُّهُۥبِكَلِمَٰتٖ فَأَتَمَّهُنَّ﴾) خداوند از بنده و خلیلش ابراهیم علیه السلام که بر پیشوا بودن و بزرگی او اتفاق نظر است؛ و هر گروهی از اهل کتاب ادعای ابراهیمی بودن را میکند؛ و حتی مشرکان نیز ادعا میکنند که پیرو او هستند، خبر میدهد که او را با سخنانی چند بیازمود و امتحانش کرد؛ یعنی او را بهوسیلۀ نواهی و دستورهایی آزمایش نمود؛ زیرا عادت خداوند در آزمایش کردن بندگانش چنین است که آنها را به اوامر و نواهی میآزماید، تا دروغگو که به هنگام امتحان و آزمایش، نمیتواند ثابت قدم و استوار باشد، مشخص گردد؛ و از راستگو که مقامش همواره بالا میرود و ارزش او افزوده میشود و عملش پاکیزه میگردد، جدا شود. و بزرگترینِ راستگویان در این مقام، ابراهیم خلیل علیه السلام بود. ایشان از آزمایش خداوند سربلند بیرون آمد و فرامین پروردگارش را به تمام و کمال انجام داد. خداوندی که همیشه شکور و سپاسگذار است به پاس این کار، وی را ستایش کرد و فرمود: (﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗا﴾) همانا تو را پیشوای مردم میگردانم، بهگونهای که از تو پیروی کرده و به دنبال تو به سوی سعادت جاودانهشان حرکت میکنند. و همواره ستایش خواهی شد و برای شما پاداش بزرگ و فراوانی است و همه با دیدۀ احترام به تو مینگرند. و سوگند به خدا این بزرگترین مقامی است که در آن رقابتکنندگان به رقابت میپردازند؛ و بالاترین مقامی است که فعالیتکنندگان آستین را برای رسیدن به آن بالا میزنند؛ و کاملترین حالتی است که پیامبران اولوالعزم و پیروان راستگوی آنها که مردم را به سوی خدا دعوت میکنند، به آن دست یافتهاند. پس وقتی که ابراهیم به این مقام رفیع چشم طمع دوخت و آن را دریافت، از خداوند خواست آن را به دودمانش هم بدهد، تا مقام دودمانش نیز رفیع باشد. و این نیز از امامت و خیرخواهی و محبت او برای بندگان خدا است که دوست داشت در میان فرزندان او مرشدان و راهنمایان زیاد شوند. آفرین بر این همت بلند ابراهیم؛ و مبارکش باد این مقامات عالی! سپس خداوند مهربان به او پاسخ داد و او را از چیزی که مانع رسیدن به این مقام رفیع میشود، آگاه ساخت و فرمود: (﴿لَا يَنَالُ عَهۡدِي ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) امامت در دین به ستمکاران نمیرسد؛ یعنی کسی که بر خود ستم کرده و آن را زیان رسانده و ارزش آن را کاسته است؛ زیرا ستم با این مقام متضاد است، و فقط با صبر و یقین میتوان به این مقام دست یافت، در نتیجه دارندۀ این مقام، باید دارای ایمان و اعمال شایستۀ زیاد و اخلاقی زیبا و عادتهای درست و محبت کامل و ترس و توبه باشد. پس ستم کجا و این مقام کجا؟ و مفهوم آیه بیانگر آن است که هرکس ستمکار نباشد، میتواند این پیشوایی را کسب کند، به شرطی که اسباب آن را فراهم نماید.
(125) سپس خداوند متعال نمونهای جاودان را ذکر نمود که بر امامت ابراهیم دلالت میکند؛ و آن بیت الحرام است که خداوند، زیارت آن را رکنی از ارکان اسلام گردانیده و گناهان را با آن محو مینماید. در بیت الحرام آثاری از ابراهیمخلیل و دودمانش برجای مانده است که با آن امامت او دانسته میشود و یاد و خاطرۀ آنان همیشه در یادها باقی میماند. خداوند متعال در این زمینه میفرماید: (﴿وَإِذۡ جَعَلۡنَا ٱلۡبَيۡتَ مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ﴾) و چون خانۀ کعبه را بازگشتگاهی برای مردم قرار دادیم؛ یعنی محلی که مردم به سوی آن باز میگردند تا مـنافع دینی و دنیوی خود را حاصـل کنند، به سوی آن رفت و آمـد میکنند و از آن سیر نمیشوند. و خداونـد آن را (﴿وَأَمۡنٗا﴾) امـن گردانده است بهگونهای که هـر انسانی، حتی حیوانات وحشـی و جمادات و نباتات از قبیل درختان، در کنار آن احساس امنیت و آرامش میکنند. به همین جهت در دوران جاهلیت، مشرکان آن را به شدت احترام میکردند بهگونهای که اگر یکی از آنها قاتل پدرش را در حرم میدید، به او کاری نداشت. وقتی که اسلام آمد، به احترام و تعظیم کعبه افزوده شد. (﴿وَٱتَّخِذُواۡ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِۧمَ مُصَلّٗى﴾) احتمال دارد که منظور از این مقام، همان مقام معروف ابراهیم باشد که اکنون در مقابل دروازۀ کعبه قرار دارد. و احتمال دارد منظور از «مصلی قرار دادنِ آن»، دو رکعت نماز طواف باشد که مستحب است پشت مقام ابراهیم خوانده شود. و جمهور مفسرین بر همین باورند. و احتمال دارد که مقام، مفرد و مضاف باشد، پس آن وقت، همۀ مقامات ابراهیم را در حج شامل میشود و آن تمام مشاعر است از قبیل؛ طواف و سعی و وقوف در عرفه و مزدلفه و رمیجمرات و قربانی و دیگر افعال حج. پس در این صورت (﴿مُصَلّٗى﴾) یعنی عبادتگاهی؛ یعنی در شعائر حج، به ابراهیم اقتدا کنید، و شاید این معنی بهتر باشد؛ چون معنی اول را نیز در بردارد و لفظ کلمه نیز چنین احتمالی را جایز میداند. (﴿وَعَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيۡتِيَ﴾) و به ابراهیم و اسماعیل وحی نمودیم که خانۀ خدا را از شرک، کفر، معاصی و سایر پلیدیها و آلودگیها پاک بدارند، (﴿لِلطَّآئِفِينَ﴾) تا برای طوافکنندگان (﴿وَٱلۡعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ﴾) و معتکفین و نمازگزاران پاک شود. طواف را مقدم نمود چون به مسجدالحرام اختصاص دارد، سپس اعتکاف را ذکر کرد، چون یکی از شروط اعتکاف آن است که در مسجد صورت پذیرد، سپس نماز را ذکر کرد با اینکه نماز بهتر و برتر است. در اینکه خداوند متعال خانۀ کعبه را به خود نسبت داد فایدههایی نهفته است؛ از جمله: باعث میشود ابراهیم و اسماعیل به پاک کردن آن بیشتر توجه کنند، چون خانۀ خدا است، پس آنها نهایت تلاش و توان خود را برای پاک کردنش مبذول داشتند؛ موجب احترام و بزرگداشت آن میباشد، پس به صورت ضمنی بندگانش را به بزرگداشت و احترام کعبه دستور میدهد؛ همچنین باعث میشود قلوب بندگان به سوی آن جلب شود.
2:126Page 19
وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِـۧمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنٗا وَٱرۡزُقۡ أَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ مَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُم بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُۥ قَلِيلٗا ثُمَّ أَضۡطَرُّهُۥٓ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلنَّارِۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ١٢٦
And [mention] when Abraham said, "My Lord, make this a secure city and provide its people with fruits - whoever of them believes in Allāh and the Last Day." [Allāh] said, "And whoever disbelieves - I will grant him enjoyment for a little; then I will force him to the punishment of the Fire, and wretched is the destination."
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ، و چون ابراهيم گفت:« پروردگارا! اينجا را شهر امن بگردان و از اهلش هر آن کس که به خدا و روز اخرت ايمان آورد از ميوه ها به او روزي ببخش. خداوند فرمود: و هرکس که کفر ورزد او را مدت اندکي بهره مند مي گردانم سپس او را به عذاب آتش ناچار مي سازم و بد سرانجامي است.
(126) و هنگامیکه ابراهیم برای این خانه دعا کرد که خداوند آن را سرزمینی امن بگرداند و انواع میوهها را روزی ساکنان آن نماید؛ سپس ابراهیم علیه السلام این دعا را به مؤمنان مقید نمود، (﴿مَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُم﴾) تا در برابر خداوند ادب را رعایت کرده باشد؛ زیرا درخواست اول به صورت مطلق بود و جواب آن مقید به غیر از ستمکار شد. پس وقتی برای روزی آنها دعا کرد و آن را مقید به مؤمن نمود درحالیکه روزیِ خدا شامل مؤمن و کافر و گناهکار و مطیع میشود، خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَن كَفَرَ﴾) به همه روزی میدهم؛ مسلمان و کافر، اما مسلمان از روزی خدا، برای انجام دادن عبادت او کمک میگیرد، سپس به نعمتهای بهشت منتقل میگردد، اما کافر مدت کمی از دنیا بهرهمند میشود، (﴿ثُمَّ أَضۡطَرُّهُۥٓ﴾) سپس او را با اکراه به سوی آتش جهنم میبرم (﴿إِلَىٰ عَذَابِ ٱلنَّارِۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ﴾) به سوی عذاب آتش که بد سرانجامی است.
2:127–129Page 20
وَإِذۡ يَرۡفَعُ إِبۡرَٰهِـۧمُ ٱلۡقَوَاعِدَ مِنَ ٱلۡبَيۡتِ وَإِسۡمَٰعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلۡ مِنَّآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ ١٢٧
And [mention] when Abraham was raising the foundations of the House and [with him] Ishmael, [saying], "Our Lord, accept [this] from us. Indeed, You are the Hearing,1 the Knowing.2
رَبَّنَا وَٱجۡعَلۡنَا مُسۡلِمَيۡنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةٗ مُّسۡلِمَةٗ لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبۡ عَلَيۡنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ١٢٨
Our Lord, and make us Muslims [in submission] to You and from our descendants a Muslim nation [in submission] to You. And show us our rites [of worship] and accept our repentance. Indeed, You are the Accepting of Repentance, the Merciful.
رَبَّنَا وَٱبۡعَثۡ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَيُزَكِّيهِمۡۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ١٢٩
Our Lord, and send among them a messenger from themselves who will recite to them Your verses and teach them the Book and wisdom and purify them. Indeed, You are the Exalted in Might,1 the Wise."
وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم ، و به ياد آور هنگامي را که ابراهيم و اسماعيل پايه هاي خانه کعبه را بالا بردند و گفتند: پروردگارا! از ما بپذير، همانا تو شنوا و دانايي. رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيم ، پروردگارا! چنان کن که ما دو نفر فرمانبردار تو باشيم و از فرزندان ما ملتي فرمانبردار پديد آور و به ما طرز عبادتمان را نشان بده و توبه ما را بپذيرد، همانا تو توبه پذير و مهرباني. رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ ، پروردگارا! در ميان آنها پيامبري مبعوث فرما که آيات تو را براي آنان تلاوت کند و کتاب و حکمت را به آنها بياموزد و آنان را پاکيزه نمايد، بي گمان تو عزيز و حکيمي.
(127) و به یاد آور ابراهیم و اسماعیل را، در حالی که پایههای خانۀ کعبه را بالا برده و این کار بزرگ را انجام میدادند؛ و آنچنان در میان ترس و امید قرار داشتند که در حال انجام این کار از خداوند میخواستند عملشان را بپذیرد و نفع فراوانی را در آن قرار دهد.
(128) و برای خود و فرزندانشان، دعای مسلمان شدن و اسلام آوردن کردند؛ اسلامی که حقیقت آن فروتنی دل وانقیاد و فرمانبرداری آن برای پروردگار است؛ زیرا فرمانبری قلب، فرمانبرداری اعضا و جراح را دربر دارد. (﴿وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا﴾) و مناسکمان را به صورت عملی به ما بیاموز، تا بهتر آن را اجرا نماییم. احتمال دارد منظور از مناسک، همۀ اعمال حج باشد، همانطور که سیاق و مقام بر این امر دلالت مینماید. و احتمال دارد منظور از آن، فراتر از این و تمام دین و همۀ عبادتها باشد، همانطور که عموم لفظ بر این امر دلالت مینماید. زیرا «نسُک» به معنی عبادت و پرستش خدا میباشد، اما در اینجا بیشتر رنگ و بوی اعمالی را به خود گرفته است، که در حج انجام میشوند. پس حاصل دعای آنها، یافتن توفیق فراگیری علم مفید و انجام عمل شایسته است. و از آنجا که بنده - هرکه باشد- به ناچار کوتاهیهایی دارد و باید توبه کند، گفتند: (﴿وَتُبۡ عَلَيۡنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ﴾) و توبۀ ما را بپذیر، بیگمان شما توبهپذیر و مهربان هستی.
(129) (﴿رَبَّنَا وَٱبۡعَثۡ فِيهِمۡ﴾) پروردگارا! در میانِ فرزندان ما مبعوث بدار، (﴿رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ﴾) پیامبری از خودشان را، تا مقامشان بالا رود و فرمانبردار آن پیامبر باشند و او را به خوبی بشناسند. (﴿يَتۡلُواۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِكَ﴾) آیات شما را بر آنان بخواند و به آنان یاد دهد. (﴿وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾) و معانی کتاب و حکمت را به آنها بیاموزد. (﴿وَيُزَكِّيهِمۡ﴾) و با تربیت کردن آنها بر کارهای شایسته و دور کردنشان از اعمال ناشایست که جز با آن، نفس تزکیه نمیشود، آنها را پاکیزه بگرداند. (﴿إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ﴾) بیگمان تو بر هر چیزی غالب هستی. «عزیز» یعنی توانا و غالب و نیرومند بر هر چیزی. و هیچ چیزی نمیتواند در برابر قدرت و چیرگی او مانعی ایجاد کند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ ﴾) کسی که هر چیز را درجای حقیقیاش قرار میدهد. پس بر مبنای عزت و حکمت خویش، در میان آنها پیامبری را مبعوث فرما. خداوند دعای آن دو را پذیرفت؛ و این پیامبر بزرگوار را در میان آنان مبعوث گرداند، و او را مایۀ برخورداری فرزندان آن دو و سایر مخلوقات از رحمت و برکات الهی قرار داد. به همین خاطر پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«أنَا دَعوَةُ أبِي إبرَاهِيم»«من نتیجۀ دعای پدرم، ابراهیم هستم».
و از آنجا که خداوند ابراهیم را تا این اندازه مورد تکریم قرار داد و از صفات کامل او خبر داد، فرمود:
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences