As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Baqarah 2:203–214
2:203Page 32
۞ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ فِيٓ أَيَّامٖ مَّعۡدُودَٰتٖۚ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوۡمَيۡنِ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۖ لِمَنِ ٱتَّقَىٰۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ ٢٠٣
And remember Allāh during [specific] numbered days. Then whoever hastens [his departure] in two days - there is no sin upon him; and whoever delays [until the third] - there is no sin upon him - for him who fears Allāh. And fear Allāh and know that unto Him you will be gathered.
وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ، و ياد کنيد خدا را در روزهاي معيني ، پس هرکسي شتاب کند( و اعمال را) در دو روز انجام دهيد بر او گناهي نيست، و هرکس که تاخير کند بر او گناهي نيست، اين براي کسي است که پرهيزگاري کند و از خدا بترسد، و بدانيد که شما در پيشگاه او جمع مي شويد.
(203) خداوند متعال دستور میدهد بندگانش او را در روزهای معینی یاد کنند و آن ایام تشریق؛ یعنی سه روز بعد از عید است، چون این روزها دارای ویژگی و شرافت خاصی بوده و بقیۀ مناسک در این روزها انجام میشود؛ و مردم در این روزها میهمان خدا هستند. بنابراین روزه گرفتن در این روزها حرام است. پس «ذکر خدا» در این روزها، از آنچنان ویژگی برخوردار است که دیگر روزها فاقد آن میباشند. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(أيَّامُ التَّشْرِيقِ أيَّامُ أكْلٍ وَشُرْبٍ وَذِكْر الله)«روزهای تشریق، روزهای خوردن و نوشیدن و یاد خداست». یاد کردن خداوند به «رمی جمرات»، ذبح قربانی و ذکرِ پس از نمازهای فرض در دایرۀ «ذکر ایام تشریق» قرار میگیرد. بلکه بعضی از علما گفتهاند: تکبیر گفتن در آن روزها همانند ده روز «ذیالحجة» مستحب است و این قول به صحت نزدیک است. (﴿فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوۡمَيۡنِ﴾) پس کسی که در روز دوم قبل از غروب خورشید از «منی» بیرون آمد، (﴿فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِ وَمَن تَأَخَّرَ﴾) بر او گناهی نیست؛ و هر کس که تاخیر کرد و شب سوم را در «منی» گذراند و فردا رمی جمره کرد، (﴿فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِ﴾) بر او گناهی نیست؛ و این تخفیفی از جانب خدا بر بندگانش است، چرا که هردو کار را جایز قرار داده است. اما مشخص است که تاخیر بهتر است، چون عبادت بیشتری صورت میگیرد. و از آنجا که ممکن است از نفی گناه در امر مذکور، نفی گناه در غیر آن نیز فهمیده شود، ـ درحالی که گناه فقط بر کسی نیست که دو روز میماند و یا دیر میکند ـ نفی گناه را به (﴿لِمَنِ ٱتَّقَىٰ﴾) مقید کرد، یعنی برکسی گناهی نیست که در تمام کارهایش و به ویژه در احوال حج از خدا بترسد، پس هرکس که در تمام کارهایش از خدا بترسد، گناهی بر او نیست؛ و هرکس که در چیزی از خدا بترسد و در چیزی از وی نترسد، جزایش از نوع عملش خواهد بود. (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّه﴾) و با اطاعت از فرمانهای خدا و پرهیز از نافرمانیاش، از وی بترسید (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّكُمۡ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و بدانید که به سوی خداوند برمیگردید؛ و شما را برحسب اعمالتان مجازات مینماید. و هر کس که از او بترسد، پاداش تقوا را پیش او خواهد یافت، و هرکس که از وی نترسد، خداوند او را به شدت سزا میدهد. پس دانستنِ اینکه خداوند سزا و پاداش میدهد از بزرگترین انگیزههای پرهیزگاری و ترس از وی میباشد، بنابراین خداوند ما را تشویق نموده است که این نکته را به خوبی بدانیم.
2:204–206Page 32
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ ٢٠٤
And of the people is he whose speech pleases you in worldly life, and he calls Allāh to witness as to what is in his heart, yet he is the fiercest of opponents.
وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ ٢٠٥
And when he goes away, he strives throughout the land to cause corruption therein and destroy crops and animals. And Allāh does not like corruption.
وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِۚ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ ٢٠٦
And when it is said to him, "Fear Allāh," pride in the sin takes hold of him. Sufficient for him is Hellfire, and how wretched is the resting place.
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، و از ميان مردم کسي هست که سخن او در رابطه با زندگي دنيا ترا به شگفتي مي اندازد، و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه مي گيرد، و او سر سخت ترين دشمنان است. وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَاد، و چون قدرت يابد سعي مي کند که در زمين فساد و تباهي ورزد، و تلاش مي نمايد کشتزار و دام را نابود کند، و خداوند فساد را دوست ندارد. وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ، و چون به او گفته شود:« از خدا بترس»، غرور و تکبر او را فرا مي گيرد و به گناه وادارش مي کند، پس جهنم او را کافي است، و بد آرامگاهي است.
(204) پس از آنکه خداوند دستور داد بندگانش او را زیاد یاد کنند، و به ویژه در اوقات برتر و دارای فضیلت، از حالت کسی خبر داد که کار و سخنش با هم مخالفاند؛ زیرا سخن یا جایگاه انسان را بالا میبرد و یا آن را پایین میآورد. پس فرمود: (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) و سخنان گروهی از مردم تو را به شگفت وامیدارد، وقتی سخن میگویند، با نرمی و جذابیت صحبت میکنند و آدمی گمان میبرد که سخنانشان مفید است. و با گواه گرفتن خدا، گفتارشان را تاکید مینمایند، (﴿وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ﴾) بهگونهای که بگوید: همانا خداوند میداند که آنچه در دل دارم با آنچه که بر زبان میآورم موافق میباشد. اما در حقیقت دروغ میگویند، چون سخن و کارشان با هم مخالف است. پس اگر آنان راست میگفتند، میبایست قول و عملشان با هم مطابق باشد، مانند مؤمن که سخن و کردارش با یکدیگر موافق است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ﴾) یعنی هرگاه با آنان مجادله کنی، سختی و تعصب و دیگر صفات زشت را در آنان میبینی و اخلاق آنان مانند اخلاق مؤمنان نیست که آسانگیری و تسلیم شدن در برابر حق و چشم پوشی و گذشت، خصلت آنان است.
(205) (﴿وَإِذَا تَوَلَّىٰ﴾) کسی که در حضورت سخنش تو را به شگفتی میاندازد، وقتی از پیش تو میرود (﴿سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا﴾) تمام سعی و تلاش خود را بر آن مبذول میدارد که گناه و معاصی را انجام دهد؛ و این همان فساد در زمین است. (﴿وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَ﴾) و تلاش مینماید کشتزار و دام را نابود کند. پس به واسطۀ ارتکاب گناه و معاصی، کشتزار و میوهها و چهارپایان تلف شده و برکت آنها ناقص و کم میشود. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ﴾) و چون خداوند فساد را دوست ندارد، از بندهای که در زمین فساد میکند بینهایت متنفر است، گرچه آن بنده سخن خوبی را بر زبانش بیاورد. این آیه بیانگر آن است سخنانی که از زبان افراد بیرون میآید، دلیلی بر راستی، دروغ، نیکی یا فساد آنان نیست، تا زمانی که کرداری انجام دهند که آن سخنان را تصدیق نماید. نیز این آیه بیانگر آن است که باید حالات گواهان آزموده شود و اهل حق و دروغگویان با کارهای نیکشان آزموده شوند و حالاتشان سنجیده شود؛ و نباید با ظاهرسازی و چرب زبانی آنها، فریب خورد.
(206) سپس بیان کرد کسی که با انجام گناه و نافرمانی خدا در زمین فساد میکند، هرگاه به تقوا دستور داده شود، تکبر میورزد، (﴿أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِ﴾) پس هم گناه انجام میدهد و هم برخیرخواهان و نصیحتکنندگان تکبر میورزد. (﴿فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُ﴾) پس جهنم برای او بس است که سرای گناهکاران و متکبران است. (﴿وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾) و بد قرارگاه و جایگاهی است، عذاب آن همیشگی است، اندوهش به پایان نمیرسد، در آن یأس و ناامیدی برای همیشه بر انسان مستولی شده و عذاب آنها تخفیف داده نمیشود و امید پاداش ندارند؛ و این سزای جنایتهای آنهاست که در مقابلِ اعمالشان باید تحمل کنند. پناه به خداوند از حالت آنها.
2:207Page 32
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ ٢٠٧
And of the people is he who sells himself, seeking means to the approval of Allāh. And Allāh is Kind to [His] servants.
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد ، و دسته اي از مردم هستند که جان خود را در طلب رضاي خدا مي فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
(207) گروهی از مردم جان خود را در راه رضای خدا میفروشند؛ و آنان کسانی هستند که توفیق یافتهاند تا جان خویش را بهخاطر رضای خدا و به امید پاداش و ثواب او فدا نمایند. اینان جان را به ذاتی بخشیدند که بسیار غنی و وفا کننده است، و با بندگان خود بسیار رئوف و مهربان است. از جمله مهربانی و رحمت او این است که آنها را به انجام این جانبازی و جانفشانی توفیق داده و وعدۀ پاداش را به آنان داده و میفرماید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَ﴾«خداوند جان و مال مؤمنین را در برابر بهشت خریداری کرده است»(تا آخر آیه). در این آیه نیز خبر داده است که مؤمنان جان خود را فروخته و در راه او نثار کردهاند. همچنین در این آیه از لطف و مرحمت خویش خبر داده است؛ لطف و مرحمتی که موجب میشود آنچه را که طلب کردند به دست آورند و آنچه را بدان رغبت داشتند، مبذول نمایند و از دادن آن دریغ نکنند. دیگر مپرس از تکریم و احترامی که در نزد پروردگار بهدست میآورند!
2:208–209Page 32
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱدۡخُلُواْ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ ٢٠٨
O you who have believed, enter into Islām completely [and perfectly] and do not follow the footsteps of Satan. Indeed, he is to you a clear enemy.
فَإِن زَلَلۡتُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡكُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ٢٠٩
But if you slip [i.e., deviate] after clear proofs have come to you, then know that Allāh is Exalted in Might and Wise.
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينُ، اي کساني که ايمان آورده ايد! به طور کامل در اسلام داخل شويد، و از گامهاي شيطان پيروي نکنيد، همانا او براي شما دشمني آشکار است. فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ، پس اگر بعد از آنکه براي شما نشانه هاي آشکار آمد، دچار لغزش شديد، بدانيد که خداوند عزيز و حکيم است.
(208) این دستوری است از جانب پروردگار که در آن از مؤمنان میخواهد (﴿ٱدۡخُلُواۡ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ ﴾) کاملاً وارد دین اسلام شوند، به گونهای که همۀ اوامر آن را بهجا آورند و هیچ چیزی از آن را ترک ننمایند و هوی و هوس خویش را پروردگار و معبود قرار ندهند؛ به این صورت امری که شرع آن را واجب کرده است چنانچه با تمنّیات نفسانی آنان سازگار باشد، آن را امتثال نموده و اگر با آرزوهایشان سازگار نباشد، آن را ترک کنند؛ زیرا واجب است که هواهای نفس تابع و پیرو دستورات دین باشد. و باید به اندازۀ قدرت و توانایی خویش، اعمال خیر را انجام دهند و آنچه را که در توان ندارند، با نیت و قلب بدان بپردازند، تا از اجر و پاداش آن بینصیب نمانند. و از آنجا که داخل شدنِ کامل و همه جانبه در اسلام، جز با مخالفت با شیطان ممکن و قابل تصور نیست، فرمود: (﴿وَلَا تَتَّبِعُواۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) و با انجام گناه و نافرمانی خدا، از گامهای شیطان پیروی مکنید، (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) همانا او دشمن آشکار شماست. دشمنیاش آشکار است، و دشمنِ آشکار جز به بدی و زشتی و آنچه که به ضررتان است، به چیز دیگری فرمان نمیدهد.
(209) و چون حتماً از بنده اشتباه سر میزند و دچار لغزش میگردد، فرمود: (﴿فَإِن زَلَلۡتُم﴾) و اگر اشتباه کردید و مرتکب گناه شدید، (﴿مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡكُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ﴾) پس از اینکه نشانههای آشکار پیش شما آمد و یقین حاصل کردید، (﴿فَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾) پس بدانید که خداوند عزیز و حکیم است. و این وعید و هشدارِ سختی است که باعث میشود گناه و معاصی ترک شوند؛ زیرا خداوند عزیز و حکیم، هرگاه گناهکار از فرمانش سرپیچی کند، با قدرت خود بر او چیره میشود و به مقتضای حکمت خویش او را عذاب میدهد؛ چرا که از جمله حکمتِ او این است که گناهکاران وجنایتکاران را عذاب دهد.
2:210Page 32
هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن يَأۡتِيَهُمُ ٱللَّهُ فِي ظُلَلٖ مِّنَ ٱلۡغَمَامِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ ٢١٠
Do they await but that Allāh should come to them in covers of clouds and the angels [as well] and the matter is [then] decided? And to Allāh [all] matters are returned.
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الامُورُ، آيا انتظار آنان غير از اين است که خداوند و فرشتگان در سايبانهايي از ابر بيايند و کار قضاوت يکسره شود؟ و کارها به سوي خدا بازگردانده مي شوند.
(210) این هشدار و تهدید سختی است که دلها را تکان داده و برمیکند. خداوند متعال میفرماید: آیا کسانی که برای تباهی و فساد در زمین تلاش کرده و از گامهای شیطان پیروی میکنند و کسانی که دستورات خداوند را دور انداختهاند، انتظار روزی را نمیکشند که در آن انسانها طبق اعمالشان پاداش و سزا داده میشوند؟! روزی که سرشار از وحشت و سختی و هراسهایی است که دلهای ستمکاران را به شدّت مضطرب میکند و در آن روز فسادکنندگان سزای بد اعمالشان را مییابند. در آن روز، خداوند آسمان و زمین را درهم میپیچد و ستارگان فرو میریزند و خورشید و ماه به تاریکی میگرایند و فرشتگان مکرّم فرود آمده و مخلوقات را احاطه مینمایند و خداوند تبارک و تعالی نازل میشود، (﴿فِي ظُلَلٖ مِّنَ ٱلۡغَمَامِ﴾) در سایبانهایی از ابر، تا به عدل و انصاف میان بندگانش داوری نماید. و ترازوها گذاشته شده و پروندهها گشوده میشوند و چهرۀ نیکبختان و اهل سعادت سفید شده، و چهرۀ بدبختان سیاه میگردد؛ و اهل خیر از اهل شر جدا شده و هریک مطابق اعمالشان مجازات میشوند. پس در اینجاست که ستمگر از شدت حسرت و تأسف، انگشت خود را گاز میگیرد و حقیقت امر را در مییابد. این آیه و امثال آن مؤید صحت مذهب «اهل سنت و جماعت» است که صفات اختیاری از قبیل «استوا» و «نزول» و «آمدن خداوند» و دیگر صفاتی را که پروردگار خود را بدان متصف نموده است، یا پیامبر صلی الله علیه وسلم از آنها خبر داده است، برای او اثبات میکنند. پس اهل سنت این صفات را طبق معنی آن و آن گونه که شایستۀ بزرگی و عظمت اوست، برای خداوند اثبات مینمایند، بدون اینکه او را به چیزی تشبیه کنند، یا صفاتش را تحریف نمایند و یا آنها را تعطیل و بیمعنی گردانند. برخلاف «معطلة» از قبیل: «جهمیه» و «معتزله» و «اشعریه» و امثال آنها که این صفات را نفی میکنند، یا آنها را به نحوی تأویل و تفسیر میکنند که خداوند دلیلی برآن نازل نکرده است. آنها با این تاویلات عجیب و غریب خود، به خدا و پیامبرش معترض و متعرّض میشوند. آنها گمان میبرند که در این مورد، سخن آنها حقیقت دارد و مردمان در سایۀ آن هدایت میگردند. این گروه هیچ دلیلی نقلی بر صحت تاویلات خود ندارند، حتی دلیل عقلی هم ندارند. اما در مورد دلیل نقلی، آنها اعتراف کردهاند که ظاهر نصوصِ وارده در کتاب و سنت به صراحت بر صحت مذهب اهل سنت و جماعت دلالت مینماید و اعتراف میکنند که این نصوص برای اینکه بر صحت مذهب آنها دلالت نماید، باید از ظاهر خود خارج شده؛ چیزهایی به آنها افزوده گردد یا چیزهایی از آن کاسته شود، آنگاه بر صحت مذهب آنها دلالت خواهد کرد. و مسلم است کسی که ذرهای ایمان در قلب داشته باشد، این کار را نمیپسندد. و اما در مورد دلیل عقلی باید گفت: عقل به نفی این صفات رأی نمیدهد، بلکه حکم میکند که انجام دهندۀ کار کاملتر است از کسی که نمیتواند کاری را انجام دهد؛ و کارهای خداوند، چه آنهایی که به خودش تعلق دارد و چه آنهایی که به آفریدههایش، نهایت کمال است. و اگر آنها گمان برند که اثبات این صفات برای خداوند موجب تشبیه وی به آفریدههایش میگردد، به آنها گفته میشود: سخن گفتن دربارۀ صفات، تابع سخن گفتن از ذات است، پس همانطور که خداوند ذاتی دارد و دیگر ذاتها مانند آن نیستند، نیز صفاتی دارد که دیگر صفات مشابه آن نمیباشند. پس صفات خداوند تابع ذات الهیاند و صفات آفریدههایش تابع ذات آنها میباشد. پس اثبات صفات برای خداوند به هیچ وجه مقتضی تشبیه او نمیباشد. و به کسی که بعضی از صفات را ثابت مینماید و بعضی را نفی میکند، یا اسمها را ثابت و صفات را نفی میکند، گفته میشود: شما یا باید همه را ثابت کنید، همانگونه که خداوند همۀ صفات را برای خویش ثابت گردانیده و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز این صفات را برای خداوند ثابت نموده است، یا باید همه را نفی کنید و منکر پروردگار جهانیان گردید. اما اینکه بعضی را بپذیرید و بعضی را نفی کنید، این تناقض است، چون میان آنچه که ثابت نمودهاید و آنچه که نفی کردهاید، فرق گذاشتهاید، درحالیکه هیچ دلیلی براین کار وجود ندارد. و اگر بگویید: صفاتی را که برای خداوند ثابت کردهایم، مقتضی تشبیه نیست، اهل سنت در جواب میگویند: آنچه نیز که نفی کردهاید، مقتضی تشبیه نیست. اگر بگویید: با نفی بعضی از صفات، تشبیه را از خداوند نفی کردهایم، آنان که صفات را نفی میکنند نیز میگویند: ما معتقدیم، هر صفتی را که برای خدا ثابت کنید، مقتضی تشبیه است. پس هر جوابی را که به نفیکنندگان صفات بدهید، اهل سنت نیز در برابر آنچه که نفی کردهاید، همان جواب را به شما میدهند. خلاصۀ مطلب اینکه هرکس چیزی از آنچه کتاب و سنت اثبات مینمایند، نفی کند دچار تناقض گردیده و هیچ دلیل شرعی و عقلی بر صحت ادعای خود ندارد و با معقول و منقول مخالفت ورزیده است.
2:211Page 33
سَلۡ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ كَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُم مِّنۡ ءَايَةِۭ بَيِّنَةٖۗ وَمَن يُبَدِّلۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ ٢١١
Ask the Children of Israel how many a sign of evidence We have given them. And whoever exchanges the favor of Allāh [for disbelief] after it has come to him - then indeed, Allāh is severe in penalty.
سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ، از فرزندان اسرائيل بپرس که چه بسيار نشانه هاي روشن به آنها داديم. و هرکس که نعمت خدارا پس از آنکه پيش او آمد ، به کفران بدل کند، پس همانا خداوند سخت کيفر است.
(211) خداوند متعال میفرماید: (﴿سَلۡ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ كَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُم مِّنۡ ءَايَةِۢ بَيِّنَةٖ﴾) از بنیاسرائیل بپرس که چه نشانههای زیادی به آنان دادیم! نشانههایی که بر حق و راستگویی پیامبران دلالت کرده و آن را از نزدیک لمس نموده و با چشم مشاهده کردند، اما شکر این نعمتها را به جا نیاوردند، که میبایست شکر آن را بهجا آورند. آنها بدان کفر ورزیدند و نعمت خدا را ناسپاسی کردند و خود را در معرض عذاب وی قرار دادند و خداوند آنها را از پاداش خویش محروم گرداند. خداوند ناسپاسی را «تبدیلِ نعمت» نامید؛ زیرا هرکس که از نعمتی دینی یا دنیوی برخوردار شود و شکر آن را به جا نیاورد و وظیفۀ خودرا در برابر آن انجام ندهد، آن نعمت را از دست داده و به ناسپاسی و گناه مبدل میگرداند. پس کفران، جانشین نعمت میشود. و اما چنانچه کسی سپاس خداوند را به جا آوَرَد و حقِ نعمت را ادا کند، آن نعمت باقی مانده و ادامه پیدا میکند و خداوند آن را افزون میگرداند.
2:212Page 33
زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَيَسۡخَرُونَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۘ وَٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ وَٱللَّهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ ٢١٢
Beautified for those who disbelieve is the life of this world, and they ridicule those who believe. But those who fear Allāh are above them on the Day of Resurrection. And Allāh gives provision to whom He wills without account.
زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ، براي آناني که کفر ورزيده اند زندگي دنيا آراسته شده است، و مومنان را مسخره مي کنند. و کساني که تقوا پيشه کرده اند روز قيامت از آنها برترند، و خداوند کسي را که بخواهد بدون حساب روزي مي دهد.
(212) خداوند متعال خبر مي دهد کساني که به خدا و آيات او و پيامبرانش کفر ورزيدند و از شريعت او فرمان نبردند، زندگي دنيا براي آنها آراسته شده و در برابر ديدگان و دلشان مزين و زيبا جلوه داده شده است به گونه اي که به آن راضي و خشنود مي گردند، و به آن اطمينان پيدا مي کنند، و تمام همّ و غمّ آنان براي دنيا خواهد بود. پس به آن روي آورده و براي بدست آوردنش دست و پا مي زنند و آن را بزرگ مي پندارند ، و هرکس را نيز که در اين امر با آنان مشارکت نمايد بزرگوار و ارجمند جلوه مي دهند. و مومنان را تحقير نموده و آنها را مسخره کرده، و مي گويند: آيا اينانند که خداوند از ميان ما به آنها احسان کرده است؟ واين ناشي از ضعف عقل و کوري ديدگان آنان مي باشد، زيرا دنيا سراي آزمايش و بلاست، و در دنيا هم براي کافران و هم براي مومنان گرفتاريهايي پيش مي آيد، اما مومن چنانچه در دنيا به مشکل و امر ناگواري گرفتار آيد، صبر مي کند و اميد پاداش خداوند را دارد، و خداوند به سبب ايمان و صبرش مشکل او را آسان مي نمايد، و اين فقط براي مومن است. و آنچه مهم است برتري و فضيلتي است که در سراي جاودان و هميشگي آخرت به دست مي آيد. بنابراين خداوند متعال فرمود:« وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» پس پرهيزگاران در بالاترين مقام هستند، و از انواع نعمت و شادي ها و فضاهاي سبز و خرم بهره مند مي شوند. و کافران در پايين ترين طبقات جهنم جاي مي گيرند و با انواع عذاب و اهانت و بدبختي بي پايان شکنجه مي شوند. پس اين آيه دلجويي است براي مومنان و سرزنش است براي کافران. و از آن جا که رزق و روزي دنيوي و اخروي هرگز بدون تقدير و خواست خدا حاصل نمي شود، خداوند متعال فرمود:« وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ» پس روزي دنيا را هم مومن به دست مي آورد، و هم کافر، و اما روزي دلها از قبيل علم و ايمان، محبت خدا، ترس از خدا و اميد به او و امثال آن را خداوند جز به کساني که آنها را دوست دارد، نمي بخشد.
2:213Page 33
كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِۚ وَمَا ٱخۡتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۖ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ ٱلۡحَقِّ بِإِذۡنِهِۦۗ وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٍ ٢١٣
Mankind was [of] one religion [before their deviation]; then Allāh sent the prophets as bringers of good tidings and warners and sent down with them the Scripture in truth to judge between the people concerning that in which they differed. And none differed over it [i.e., the Scripture] except those who were given it - after the clear proofs came to them - out of jealous animosity among themselves. And Allāh guided those who believed to the truth concerning that over which they had differed, by His permission. And Allāh guides whom He wills to a straight path.
كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ، مردم در آغاز امتي يگانه بودند، پس خداوند پيامبرانِ مژده دهنده و بيم دهنده را فرستاد، و با آنها کتاب خود را به حق نازل کرد تا در ميان مردم در آنچه اختلاف کردند به حق داوري نمايد، و در آن اختلاف نورزيدند جز کساني که کتاب را داده شده بودند. و به دنبال دريافت نشانه هاي روشن، از روي ستمکاري و کينه توزي در آن اختلاف ورزيدند، پس خداوند به فرمان خويش مومنان را در آنچه اختلاف کردند به حق هدايت نمود، وخداوند هرکس را که بخواهد، به راه راست هدايت مي کند.
(213) مردم در طول ده قرن بعد از نوح علیه السلام بر هدایت بودند، اما هنگامیکه در دین اختلاف ورزیدند، گروهی از آنها کافر شدند و گروهی بر دین ماندند، و کشمکش بهوجود آمد، و خداوند پیامبران را فرستاد، تا اختلاف آنها را فیصله دهند، و برآنان حجت اقامه نمایند. و گفته میشود که مردم در کفر و گمراهی و اختلاف بهسر میبردند، و نور و ایمانی نداشتند، و خداوند با فرستادن پیامبران به سوی آنها بر آنان رحم نمود.(﴿مُبَشِّرِين﴾) پیامبرانی که مؤمنان و مطیعان را به نتیجۀ طاعات و عباداتشان که همانا برخورداری از روزی خدا، داشتن جسم و روحی سالم، زندگی پاکیزه، و بالاتر از همه خشنودی خداوند و سکونت در بهشت است، مژده میدهند. (﴿وَمُنذِرِينَ﴾) وکسی را که از فرمان خداوند سرپیچی کند، از نتیجۀ گناهش که همانا محروم شدن از رزق طیب، و ناتوانی و ذلت، و زندگی دشوار، و سختتر از همه از خشم خداوند و آتش جهنم، بر حذر میدارند. (﴿وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و آن خبرهای راستین و دستورات و فرامین عادلانه خداست. پس محتوای کتابهای الهی حق است و میان کسانی که در اصول و فروع اختلاف دارند، داوری مینمایند. و در هنگام اختلاف و تنازع، واجب است که اختلاف به خدا و پیامبر ارجاع شود. و چنانچه در کتاب و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم در این زمینه حکمی وجود نداشت، خداوند دستور نمیداد که اختلاف را به کتاب و سنت برگردانید. و چون نعمت بزرگ خود را در قالب فرستادن کتاب بر اهل کتاب بیان کرد، و این اقتضا مینماید که شکر این نعمت را بهجا آورند و بر آن اتفاق نمایند، خداوند متعال خبر داد که آنها بر یکدیگر تجاوز کردند، و در کتابی که میبایست بیش از همه بر آن اتفاق نمایند، اختلاف ورزیدند. و این اختلاف پس از آن حاصل شد که صحت کتاب را با نشانههای روشن و دلایل قاطع دریافتند و به آن یقین کردند، و آنها با این کار دچار گمراهی دور و درازی شدند. (﴿فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ﴾) پس خداوند کسانی را از این امت که ایمان آوردند، هدایت نمود، (﴿لِمَا ٱخۡتَلَفُواۡ فِيهِ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾) به آنچه که اهل کتاب در آن اختلاف کردند و در تشخیص حق از باطل به بیراهه رفتند، اما خداوند این امت را به حق رهنمون شد. (﴿بِإِذۡنِهِۦ﴾) خداوند به اذن خویش، و با آسان کردن امور آنان، و از سرِ مهربانی خویش، آنان را هدایت کرد. (﴿وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٍ﴾) و خداوند همۀ مردم را به راه راست فرا میخواند، و این ناشی از عدل وی بوده، و پروردگار میخواهد با این روش بر مردم حجت اقامه کند، تا نگویند:﴿مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِيرٖ وَلَا نَذِيرٖ﴾ هیچ مژده دهنده و بیم دهندهای نزد ما نیامده است. و خداوند به فضل و رحمت خویش هر کس از بندگانشرا که بخواهد، هدایت مینماید، و این همان عدل و حکمت خداوند تبارک و تعالی است.
2:214Page 33
أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُمۖ مَّسَّتۡهُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ ٢١٤
Or do you think that you will enter Paradise while such [trial] has not yet come to you as came to those who passed on before you? They were touched by poverty and hardship and were shaken until [even their] messenger and those who believed with him said, "When is the help of Allāh?" Unquestionably, the help of Allāh is near.
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ، آيا گمان برده ايد که وارد بهشت شويد حال آنکه هنوز آنچه بر سرگذشتگان آمد بر سر شما نيامده است؟ آنان دچار سختي و زيان شدند و پريشان گشتند تا آن جا که پيامبر و کساني که همراه او بودند، گفتند:« پس ياري خدا کي خواهد رسيد؟» بدانيد که نصرت الهي نزديک است.
(214) خداوند متعال خبر میدهد که بندگانش را به خوشی و ناخوشی و مشقت میآزماید، همانطور که نسلهای پیش از آنها را آزموده است. پس این سنت جاری خداوند است و تغییر نمیکند، و مجریان دین و شریعت الهی باید مورد آزمایش قرار گیرند. پس اگر بر حکم و فرمان خدا صبر نمایند؛ و به سختیهایی که در راه آنان قرار دارد؛ توجه نکنند؛ راستگویاناند و کمال سعادت و سروری را دریافتهاند. و هرکس فتنۀ مردم را چون عذاب الهی قرار دهد، و سختیها و مشکلات، او را از رسیدن به هدفش متوقف نماید، پس او در ادعای ایمان دروغ میگوید؛ زیرا ایمان، به آراستن و آرزو کردن و ادعای توخالی نیست، بلکه این اعمال است که آن را تصدیق یا تکذیب میکند. و بر امتهای پیشین چنین گذشته است: (﴿مَّسَّتۡهُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ﴾) فقر و بیماریهای جسمی آنها را فرا گرفت.(﴿وَزُلۡزِلُواۡ﴾) و با انواع ترس؛ از قبیل تهدید به قتل، تبعید، ضبط شدن اموالشان و کشته شدن دوستانشان، و انواع زیان مواجه شدند، و متزلزل گشتند. و با اینکه به نصرت و کمک الهی یقین داشتند، احساس کردند که نصرت خداوند به تأخیر افتاده، و انتظار داشتند خداوند هرچه زودتر به داد آنان برسد. اما به خاطر شدت و دشواری موقعیتی که در آن قرار گرفته بودند، (﴿يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِ﴾) پیامبر صلی الله علیه وسلم و کسانی که همراه او ایمان آورده بودند، میگفتند: یاری و نصرت خداوند کی میآید؟! و از آنجا که آسانی به دنبال سختی میآید، و نیز پایان شبِ سیه، سپید است، خداوند متعال فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ﴾) آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است. پس هر کس که طرفدار حق یا مجری آن باشد، مورد آزمایش قرار میگیرد. و معلوم است که چنین کسانی در سختترین شرایط بهسر میبرند، اما اگر صبر داشته و بر آن استقامت ورزند، رنج و مشکل آنان به بخشش و بهرهای الهی تبدیل میگردد، و سختیهایشان بهراحتی تبدیل شده، و به دنبال آن بر دشمنان پیروز میشوند، و تمامی زخمها و دل شکستگیهایشان شفا مییابد. خداوند متعال در همین رابطه در جایی دیگر از قرآن میفرماید:﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾ آیا گمان بردهاید که وارد بهشت شوید، و هنوز خداوند از میان شما کسانی را که جهاد کردهاند و صبر نمودهاند مشخص نکرده است؟! و در جایی دیگر میفرماید:﴿الٓمٓ١ أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتۡرَكُوٓاۡ أَن يَقُولُوٓاۡ ءَامَنَّا وَهُمۡ لَا يُفۡتَنُونَ٢ وَلَقَدۡ فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواۡ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾ ألف. لام. میم. آیا مردم گمان بردهاند که اگر بگویند: ایمان آوردهایم، رها میشوند، و آنها مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟! به راستی، کسانی را که پیش از آنها بودند، آزمودیم، پس باید خداوندکسانی را که راست گفتهاند و کسانی را که دروغ گفتهاند، مشخص کند. پس به هنگام امتحان، فرد یا مورد احترام قرار میگیرد و یا ذلیل میشود.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences