As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Baqarah 2:215–221
2:215Page 33
يَسۡـَٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَۖ قُلۡ مَآ أَنفَقۡتُم مِّنۡ خَيۡرٖ فَلِلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِۗ وَمَا تَفۡعَلُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٞ ٢١٥
They ask you, [O Muḥammad], what they should spend. Say, "Whatever you spend of good is [to be] for parents and relatives and orphans and the needy and the traveler. And whatever you do of good - indeed, Allāh is Knowing of it."
يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ، از تو مي پرسند:« چه چيزي را انفاق کنيد: و به چه کسي بدهند؟ بگو: « مالي را که انفاق مي کنيد براي پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است، و هرگونه نيکي که انجام دهيد خداوند به آن داناست.»
(215) در رابطه با انفاق از تو سؤال میکنند. و این شامل پرسیدن از نوع انفاق است، و کسانی که انفاق به آنها تعلق میگیرد. خداوند در پاسخ فرمود: (﴿قُلۡ مَآ أَنفَقۡتُم مِّنۡ خَيۡرٖ﴾) بگو: مال کم یا زیادی را که انفاق میکنید، قبل از هرکس باید به کسانی داده شود که حق بیشتری بر گردن شما دارند؛ و آنها پدر و مادر هستند که نیکی کردن به آنها واجب و نافرمانی آنها حرام است. و بزرگترین نیکی به آنان، نفقه دادن به آنها، و بزرگترین نافرمانی، انفاق نکردن به آنهاست. بنابراین نفقه دادن به پدر و مادر، بر فرزندی که توانگر است، واجب میباشد. بعد از پدر و مادر، در میان خویشاوندان، آنان که نزدیکترند برحسب نزدیکی و نیازمندیشان باید مورد تفقّد قرار گیرند. پس انفاق بر خویشاوند صدقه و صلۀ رحم است. (﴿وَٱلۡيَتَٰمَىٰ﴾) و آنها کودکانی هستند که کسی را ندارند برای آنها کار کند، پس آنها نیازمند و محتاجاند، چون خودشان نمیتوانند کارهایشان را انجام دهند، و کسی را نیز ندارند که برای آنها کار کند. بنابراین خداوند بندگانش را سفارش نموده تا به آنها رسیدگی نمایند، چون خداوند نسبت به یتیمان، لطیف و مهربان است. (﴿وَٱلۡمَسَٰكِينِ﴾) و آنها نیازمندان هستند؛ کسانی که نیازمندی، آنها را خانه نشین و زمینگیر نموده است. پس باید بر آنها انفاق شود تا نیازشان برطرف گردد. (﴿وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ﴾) و مسافری که در شهر دیگری گیر کرده، و به مال و منال و دارایی خود دسترسی ندارد، پس باید به او کمک شود تا به مقصد خود برسد. بعد از آنکه خداوند این گروهها را به دلیل شدت نیازشان ذکر نمود، و سفارش کرد که باید آنها را مورد تفقد قرار داد، به طور عموم فرمود: (﴿وَمَا تَفۡعَلُواۡ مِنۡ خَيۡرٍ﴾) هر کار خیری، از قبیل: صدقه دادن به اینها و به دیگران و یا هرطاعت و عباداتی که انجام دهید، (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٞ﴾) همانا خداوند به آن داناست، و شما را بر آن پاداش میدهد، و آن را برایتان نگاه میدارد، و هر یک را برحسب نیّت و اخلاص خود، و بر اساس زیاد و کمی نفقه، و شدت نیاز و بزرگی فایدۀ آن، پاداش میدهد.
2:216Page 34
كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ وَهُوَ كُرۡهٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡـٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّواْ شَيۡـٔٗا وَهُوَ شَرّٞ لَّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ ٢١٦
Battle has been enjoined upon you while it is hateful to you. But perhaps you hate a thing and it is good for you; and perhaps you love a thing and it is bad for you. And Allāh knows, while you know not.
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ،پيکار بر شما فرض شده است و آن برايتان ناگوار است، و بسا شما چيزي را نمي پسنديد در حالي که به نفع شماست، و بسا چيزي را دوست مي داريد و آن به زيانتان است، و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.
(216) در این آیه بیان شده است که جنگ در راه خدا فرض میباشد. و فرض بودن پیکار، پس از آن بیان شده است که مؤمنان از جنگیدن بر حذرداشته شده بودند؛ زیرا ضعیف بودند و توانایی آن را نداشتند. وقتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت نمود، و مسلمانان زیاد و قوی گشتند، خداوند متعال به آنها دستور داد که بجنگند، و خبر داد که جنگ برای انسان ناگوار است؛ چون در آن خستگی و سختی است، و انواع وحشت و ترس به انسان دست داده، و در معرض تلف شدن قرار میگیرد. با وجود این، جنگ در راه خدا خیر محض است؛ چون پاداش بزرگی دارد، و آدمی بهوسیلۀ آن از عذاب دردناک نجات یافته، و بر دشمنان پیروز شده و به غنیمت دست مییابد، و فواید فراوان دیگری را نیز بهدست میآورد. (﴿وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّواۡ شَيۡٔٗا وَهُوَ شَرّٞ لَّكُمۡۚ ﴾) وچه بسا چیزهایی را دوست داشته باشید، از قبیل: نشستن و نرفتن به جهاد که آسایش و راحتی را در پی دارد، اما این کار شر و زیان است، چون رسوایی، و تسلط دشمنان بر اسلام و خانواده، و ذلت و حقارت، و از دست دادن مزد بزرگ خدا، و قرار گرفتن در معرض عذاب را در پی دارد. این آیه عام بوده، و بیانگر یک قاعدۀ کلی است، و آن عبارت است از اینکه همۀ کارهای خیری که انسان به خاطر مشقت و زحمتی که به همراه دارند از آنها متنفر است، برای وی خیر و برکت میباشد. و کارهای شری که نفس به دلیل آسان بودن و لذتی که دارند، به آنها رغبت میورزد، بدون شک زیان و شر هستند. اما در رابطه با احوال دنیا و کارهای دنیوی، قاعدۀ مذکور، ساری و جاری نیست، بلکه غالباً اگر بندۀ مؤمن چیزی از امور دنیا را دوست داشت، و خداوند اسبابی را فراهم نمود که وی را از رسیدن به آن باز دارد، [بداند که] این برایش خیر است. پس بهتر است که شکر خداوند را به جا آورد، و اعتقاد داشته باشد، خیر در کاری است که پیش آمده است، چون او میداند که خداوند نسبت به بنده از خودش مهربانتر است، و از خودبنده بهتر میتواند منفعت او را تأمین کند، و خداوند نفع بنده و مصلحت او را ازخود بنده بهتر میداند. همانطور که فرموده است: (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و خداوند میداند و شما نمیدانید، پس شایسته است با تقدیرات خداوند همگام شوید، خواه تقدیر خداوندی، شما را شاد کند، یا ناراحت.
2:217Page 34
يَسۡـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ قِتَالٖ فِيهِۖ قُلۡ قِتَالٞ فِيهِ كَبِيرٞۚ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفۡرُۢ بِهِۦ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَإِخۡرَاجُ أَهۡلِهِۦ مِنۡهُ أَكۡبَرُ عِندَ ٱللَّهِۚ وَٱلۡفِتۡنَةُ أَكۡبَرُ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۗ وَلَا يَزَالُونَ يُقَٰتِلُونَكُمۡ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمۡ عَن دِينِكُمۡ إِنِ ٱسۡتَطَٰعُواْۚ وَمَن يَرۡتَدِدۡ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتۡ وَهُوَ كَافِرٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٢١٧
They ask you about the sacred month1 - about fighting therein. Say, "Fighting therein is great [sin], but averting [people] from the way of Allāh and disbelief in Him and [preventing access to] al-Masjid al-Ḥarām and the expulsion of its people therefrom are greater [evil] in the sight of Allāh. And fitnah2 is greater than killing." And they will continue to fight you until they turn you back from your religion if they are able. And whoever of you reverts from his religion [to disbelief] and dies while he is a disbeliever - for those, their deeds have become worthless in this world and the Hereafter, and those are the companions of the Fire; they will abide therein eternally.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ، ترا از جنگيدن در ماه حرام مي پرسند، بگو:« جنگ در ماه حرام گناه بزرگي است اما بازداشتن از راه خدا و از مسجدالحرام، و بيرون راندن اهل مسجدالحرام از آن، و کفر ورزيدن به خدا، از جنگ در ماه حرام نزد خدا گناه بزرگتري است، و فتنه شرک و شکنجه کردن مسلمانان از کشتن بدتر و بزرگتر است» ، و آنان همواره با شما خواهند جنگيد تا اگر نتوانستند شما را از دينتان برگردانند، و هرکس از شما که از دينش برگردد و در حال کفر بميرد، پس اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و ايشان اهل دوزخ اند و در آن براي هميشه خواهند ماند.
(217)«پیکار با دشمنان» که در آیۀ قبل آمده بود، ماههای حرام و دیگر ماهها را دربر میگرفت، بنابراین خداوند جنگ را در ماههای حرام استثنا نمود، و فرمود: (﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ﴾) جمهور براین باورند که حرام بودن جنگ در ماههای حرام، با دستور به «جنگ کردن با مشرکان هرجا که یافت شدند» نسخ شده است. و بعضی از مفسرین گفتهاند: حرام بودن جنگ در ماههای حرام منسوخ نشده است، چون مطلق بر مقید حمل میشود، و این آیه مقید کنندۀ امر عامی است که بهطور مطلق به کشتن و جنگ با مشرکان دستور داده است، و اینکه یکی از مزیتهای ماههای حرام ـ بلکه بزرگترین مزیت آن ـ تحریم جنگ در آن میباشد. و حرمت جنگ در این ماهها در مورد جنگ تهاجمی است، و اما جنگ تدافعی در ماههای حرام جایز است، همان طور که در سرزمین حرم جایز است. سبب نزول این آیه، ماجرایی بود که برای سریۀ عبد الله بن جحش پیش آمد، آنها عمروبن حضرمی را کشتند، و اموالش را گرفتند. این واقعه آن طور که گفته شده، در ماه رجب روی داد، به همین خاطر مشرکین به عیبجویی از مسلمین پرداختند و گفتند: آنها در ماههای حرام میجنگند. و آنها در این عیبجویی ستمکار بودند، چون زشتیهایی در وجود آنان بود که از آنچه به سبب آن از مسلمین عیبجویی میکردند، بزرگتر بود. خداوند متعال در این رابطه فرمود: (﴿وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و بازداشتن مشرکین کسی را که میخواهد به خدا و پیامبرش ایمان بیاورد، و شکنجه کردنش، و تلاش مشرکین برای بازگرداندن او از دینش، و کفری که در ماه حرام و سرزمین حرام از آنها سر میزند، بزرگترین گناه و زشتترین عمل است. پس مسلم است که این کارهای زشت، چنانچه در ماه حرام و سرزمین حرام انجام شوند، زشتی آن چندین برابر خواهد بود. (﴿وَإِخۡرَاجُ أَهۡلِهِۦ﴾) و اخراج اهل مسجدالحرام. و اهل آن، پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحابش میباشند؛ چون آنها از مشرکین به مسجدالحرام شایستهترند. و در حقیقت آباد کنندۀ آن، پیامبر و یارانش هستند، اما مشرکین آنها را (﴿مِنۡهُ﴾) از آن بیرون کردند، و به آنها اجازۀ رسیدن به مسجدالحرام را ندادند، در صورتی که مقیم مکه و بادیه نشین و کسانی که از راه دور میآیند، در رابطه با کعبه از حقوقی مساوی برخوردارند. پس هر یک از این کارها (﴿أَكۡبَرُ مِنَ ٱلۡقَتۡلِ﴾) از کشتارِ در ماه حرام بزرگتر است. اما آنان همۀ این کارها را در ماه حرام انجام دادند. پس معلوم شد که آنها در عیبجویی از مسلمین به خطا رفته، و فاسق و ستمکارند. سپس خداوند متعال خبرداد که آنها همواره با مؤمنان خواهند جنگید، و هدفشان گرفتن اموال مومنان و کشتن آنها نیست، بلکه میخواهند مؤمنان را از دینشان بازدارند و آنها را به کفر و کافری بر گردانند تا از یاران آتش باشند. پس مشرکین تمام قدرت و توان خود را در این راه خرج میکنند، اما خداوند جز این نمیپذیرد که نورش را کامل گرداند، گر چه کافران نپسندند. و این صفت همۀ کافران است، آنها همواره با دیگران میجنگند تا آنان را از دینشان بازگردانند. به ویژه اهل کتاب، از قبیل: یهود ونصاری، که جمعیتهایی را تأسیس نموده و دعوتگرانی را پخش کرده، و پزشکانی را به این سو و آن سو فرستاده، و مدارسی را ساختهاند تا ملتها را به سوی آیین خود جذب کنند، و آنان را در دینشان دچار شک و شبهه کنند. و از خداوندی که اسلام را بر مؤمنین ارزانی داشته و به عنوان آیینی ارزشمند برگزیده، و برای آنها کامل گردانیده است، میطلبیم که با استوار نمودنشان بر دین اسلام، نعمت خود را به بهترین صورت بر آنها کامل بگرداند. و از بارگاه اقدسش میطلبیم هرکس را که میخواهد نور او را خاموش کند، ذلیل و خوار کند، و مکر آنها را به خودشان برگرداند، و دینش را نصرت نماید، و کلمۀ خود را بلند گرداند. این آیه بر کفار معاصر نیز صدق میکند، چنانچه بر کفار گذشته نیز صدق کرده است، که میفرماید:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ لِيَصُدُّواۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيۡهِمۡ حَسۡرَةٗ ثُمَّ يُغۡلَبُونَۗ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحۡشَرُونَ﴾ بیگمان، کسانی که کفر ورزیدند، مالهای خود را برای اینکه [مردم را] از راه خدا باز دارند، خرج میکنند، سپس برای آنها مایۀ حسرت خواهد بود؛ و پس از آن مغلوب میشوند. و کسانی که کفر ورزیدند، به سوی جهنم حشر میشوند. سپس خداوند متعال خبر داد که هر کس از اسلام برگردد و کفر را برگزیند، و در حال کفر بمیرد، (﴿ فَأُوۡلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ﴾) ایشان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه میشود. چون شرط پذیرفتهشدن اعمال که اسلام است، در آنان وجود ندارد. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) مفهوم آیه دلالت مینماید که هر کس مرتد شود، سپس به اسلام بازگردد، اعمالی را که قبل از مرتد شدن انجام داده است، به او باز گردانده میشود. همچنین کسی که از گناه توبه کند، اعمال گذشتهاش به او باز گردانده میشود.
2:218Page 34
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ يَرۡجُونَ رَحۡمَتَ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٢١٨
Indeed, those who have believed and those who have emigrated and fought in the cause of Allāh - those expect the mercy of Allāh. And Allāh is Forgiving and Merciful.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ، همانا کساني که ايمان آوردند و آناني که در راه خدا جهاد کردند وهجرت نمودند ايشان اميد رحمت الهي را دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
(218) این سه کار، رمز سعادت و محور بندگی است، و زیان و فایدۀ انسان با آن مشخص میگردد. اما ایمان، از فضیلت آن مپرس! چرا که اهل سعادت را از اهل شقاوت، و اهل بهشت را از اهل جهنم جدا میکند! ایمان؛ چیزی است که هرگاه بنده از آن برخوردار باشد، اعمال خیرش پذیرفته میشود؛ و اگر آن را از دست بدهد، هیچ فدیه و فرض و نفلی از او قبول نخواهد شد. و اما هجرت؛ یعنی جدا شدن، و ترکِ چیزِ دوست داشتنی و محبوب بهخاطر خشنودی و رضای خداوند متعال. پس هجرت کننده، وطن و اموال و خانواده و دوستانش را برای نزدیکی جستن به خدا و برای یاری دادن دینش، ترک میکند. و اما جهاد؛ یعنی مبارزه با دشمنان، و یاری کردن دین خدا، و ریشهکن کردن آیین شیطان؛ جهاد قُلّۀ اعمال صالح است، و پاداش آن بهترین پاداش. جهاد برزگترین عامل برای توسعۀ دایرۀ اسلام، و رسوایی و سرشکستگی بت پرستها، و بزرگترین سبب برای تأمین امنیت جانی و مالی مسلمانان است. بنابراین هرکس این سه کار را انجام دهد ـ با اینکه سخت و دشوارند ـ دیگر چیزها را بهتر انجام میدهد و به نحو احسن کامل میگرداند. پس اینها سزاوارند که به رحمت خدا امیدوار باشند، چون آنها اسباب رحمت خدا را فراهم کردهاند. و این بیانگر آن است که تنها زمانی باید به عفو و کرم الهی امید داشته باشیم که اسباب سعادت و خوشبختی را فراهم نماییم. و اما امیدی که با تنبلی و فراهم نکردن اسباب سعادت همراه است، ناتوانی و آرزوی باطل و غرور است و بر ضعف اراده و نقص عقلِ صاحبش دلالت مینماید. مانند کسی که امید داشتن فرزندی را دارد، بدون اینکه ازدواج کند. و مانند کسی که امید دارد گندم داشته باشد، بدون اینکه بذری بکارد و مزرعهای را آبیاری کند. و (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يَرۡجُونَ رَحۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) اشاره به این است که بنده هر اندازه اعمال صالح انجام دهد، نباید به آن اعتماد کند، بلکه باید به رحمت پروردگارش امید داشته باشد، و این که خداوند اعمال او را بپذیرد، و گناهانش را بیامرزد و عیبهایش را بپوشاند. به همین جهت فرمود: (﴿وَٱللَّهُ غَفُورٞ﴾) و خدا نسبت به کسی که توبۀ واقعی کند، آمرزنده است.(﴿رَّحِيم﴾) و رحمت او همه چیز را فرا گرفته، و بخشش و احسانش، هر موجود زندهای را در برگرفته است. و این بیانگر آن است که هرکس این کارها را انجام دهد مغفرت الهی را در مییابد؛ زیرا «نیکیها، بدیها را از بین میبرند»، و او رحمت خداوند را بهدست میآورد. و چون به آمرزش الهی دست یابد، عقوبتهای دنیا و آخرت که آثار طبیعی گناهان هستند، از او دور میشوند؛ گناهانی که آثار آنها از بین رفته و بخشوده شدهاند. و چون رحمت الهی شامل حال او شود، خیر و برکت دنیا و آخرت را به دست میآورد. خداوند اعمال سه گانۀ «ایمان، هجرت و جهاد» را از سرِ رحمت خویش به آنها نسبت داده است؛ چراکه اگر توفیق خداوندی نبود، نمیتوانستند این اعمال را انجام دهند؛ و اگر احسان الهی نبود، این اعمال را کامل نمیگرداند، و آن را از آنها نمیپذیرفت. پس در همۀ حال، ستایش و برتری از آن اوست؛ زیرا هم سبب و هم مسبَّب را برای ما فراهم کرده است.
2:219Page 34
۞ يَسۡـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ قُلۡ فِيهِمَآ إِثۡمٞ كَبِيرٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثۡمُهُمَآ أَكۡبَرُ مِن نَّفۡعِهِمَاۗ وَيَسۡـَٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَۖ قُلِ ٱلۡعَفۡوَۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَتَفَكَّرُونَ ٢١٩
They ask you about wine1 and gambling. Say, "In them is great sin and [yet, some] benefit for people. But their sin is greater than their benefit." And they ask you what they should spend. Say, "The excess [beyond needs]." Thus Allāh makes clear to you the verses [of revelation] that you might give thought
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ، ترا از شراب و قمار مي پرسند، بگو:« در اين دو، گناهي بزرگ است، و براي مردم منافعي هم دارند، و گناهشان از نفعشان بيشتر است» . و ترا مي پرسند که چه چيزي را انفاق کنند؟ بگو:« افزون بر نياز را انفاق کنيد». اين چنين خداوند آيات را براي شما بيان مي کند تا بيانديشيد.
(219) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ﴾) ای پیامبر! مؤمنان تو را از احکام شراب و قمار میپرسند. شراب و قمار در دوران جاهلیت و در ابتدای اسلام رواج داشت، اما آنها در آن اشکال میدیدند به همین دلیل مؤمنان از حکم شراب و قمار پرسیدند، پس خداوند پیامبرش را دستور داد که منافع و زیانهای آن را برایشان بیان کند، تا مقدمهای برای تحریم قطعی آن باشد. پس خداوند خبر داد که گناهِ شراب و قمار و زیانی که از این کارها ناشی میشود، از قبیل: از دست دادن عقل، و مال، و بازماندن از ذکر خدا و نماز، و ایجاد دشمنی و کینه، از فایدهای که آنها به گمان خود از آن میبرند، از قبیل: به دست آوردن مال از راه تجارت شراب، و به دست آوردن مال بهوسیله قمار، و لذت بردن به هنگام انجام این دو کار، بیشتر و بزرگتر است. و این آیه آنان را از آن دو بازداشت؛ زیرا فرد عاقل آنچه را که مصلحت و منفعتش رجحان داشته باشد، ترجیح میدهد، و از آنچه که زیانش مرجّح باشد، پرهیز میکند. ولی از آنجا که مسلمانان به شراب و قمار انس گرفته بودند، و ترک قطعی آن در مرحلۀ اول، مشکل بود، خداوند متعال این آیه را به عنوان مقدمۀ تحریم بیان کرد، و طی چند مرحله آن را بهطور قطعی تحریم کرد و فرمود:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! بیگمان شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه، پلید و از عمل شیطان هستند. پس، از آنها بپرهیزید، باشد که رستگار شوید. ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَن يُوقِعَ بَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ فِي ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِ وَيَصُدَّكُمۡ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِۖ فَهَلۡ أَنتُم مُّنتَهُونَ﴾ همانا شیطان میخواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. پس آیا شما دست بر میدارید؟ و این ناشی از لطف و مهربانی و حکمت خداوند است. به همین جهت وقتی این آیه نازل شد، حضرت عمر جل جلاله فرمود:«دست برداشتیم، دست برداشتیم.» اما شراب؛ هر مست کنندهای است که عقل را میپوشاند، و فرق نمیکند از چه نوعی باشد. و اما قمار؛ مسابقهای میباشد که طرف بازنده باید عوضی بپردازد، از قبیل: نرد و شطرنج و هر نوع مسابقۀ قولی و فعلی. اما مسابقۀ اسب سواری و شترسواری و تیراندازی جایز است، چون اینکارها انسان را در امر جهاد کمک مینماید، بنابراین شریعت اسلام انجام این مسابقات را جایز شمرده است. (﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ﴾) و این سوالی است در رابطه با مقدار اموالی که باید انفاق کنند، پس خداوند کار را بر آنها آسان نمود، و آنها را دستور داد آنچه از اموالشان را که به آن نیازی ندارند، انفاق کنند، و این بستگی به میزان توانایی افراد دارد. پس توانگر و فقیر و متوسط هر یک میتواند آنچه را که از نیازش افزونتر است، انفاق کند، گرچه نصف یک دانۀ خرما باشد. بنابراین به پیامبرش صلی الله علیه وسلم دستور داد که اموال ما زاد بر مصرف و صدقههای مردم را بگیرد، و آنها را به انجام آنچه بر آنان دشوار است، مکلف ننماید؛ زیرا خداوند به آنچه ما را به آن دستور میدهد، نیازی ندارد، و نمیخواهد ما را به انجام امور سخت و طاقت فرسا مکلف سازد، بلکه ما را به چیزی دستور داده است که سعادت و خوشبختی ما در برداشته، و انجام آن برای ما آسان است، و برای ما و برادرانمان سودمند است. پس خداوند شایستۀ کاملترین ستایش است. پس از آنکه خداوند این مطلب را به صورت کامل بیان داشت، و بندگان را بر اسرار شریعت آگاه نمود، فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) اینچنین خداوند نشانههای دال بر حق و حقیقت، و علم مفید، و جدا کنندۀ حق از باطل را برای شما بیان میکند. (﴿لَعَلَّكُمۡ تَتَفَكَّرُونَ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ﴾) باشد که اندیشهها و افکار خود را در اسرار شریعت او بهکار بگیرید، و بدانید که منافع دنیا و آخرت در دستورهای اوست. و نیز تا در دنیا و پایان یافتن سریع آن اندیشه کنید، و آن را نپذیرید؛ و در آخرت و بقای آن، و اینکه آخرت خانۀ سزا و پاداش است و باید آن را آباد کنید، بیندیشید.
2:220Page 35
فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۗ وَيَسۡـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡيَتَٰمَىٰۖ قُلۡ إِصۡلَاحٞ لَّهُمۡ خَيۡرٞۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ ٱلۡمُفۡسِدَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ ٢٢٠
To this world and the Hereafter. And they ask you about orphans. Say, "Improvement for them is best. And if you mix your affairs with theirs - they are your brothers. And Allāh knows the corrupter from the amender. And if Allāh had willed, He could have put you in difficulty. Indeed, Allāh is Exalted in Might and Wise."
فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ، اين چنين خداوند نشانه ها را براي شما بيان مي کند تا در دنيا و آخرت بيانديشيد و ترا از يتيمان مي پرسند،بگو: اصلاح براي آنها بهتر است، و اگر با آنان همزيستي کنيد پس برادرانتان هستند، و خداوند فساد کار را از اصلاحگر باز مي شناسد، و اگر خداوند مي خواست، بر شما سخت مي گرفت، همانا خداوند عزيز و حکيم است.
(220) هنگامی که آیۀ: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَأۡكُلُونَ أَمۡوَٰلَ ٱلۡيَتَٰمَىٰ ظُلۡمًا إِنَّمَا يَأۡكُلُونَ فِي بُطُونِهِمۡ نَارٗاۖ وَسَيَصۡلَوۡنَ سَعِيرٗا﴾ ـ همانا کسانی که از روی ستم اموال یتیمان را میخورند، آتش جهنم را در شکم خود فرو میبرند، و به زودی وارد جهنم خواهند شد. ـ نازل شد، این موضوع بر مسلمین دشوار آمد و خوراک خود را از خوراک یتیمان جدا کردند، از ترس اینکه مبادا غذای آنها را بخورند، هرچند که به این امر عادت کرده بودند، و معمولاً در آن با ایتام مشارکت مینمودند. پس در این رابطه از پیامبر صلی الله علیه وسلم سؤال کردند. خداوند آنها را خبر داد که منظور اصلاح اموال یتیمان، و حفظ و صیانت آن، و تجارت کردن با آن است، و جایز است با آنها در غذا خوردن یا چیزی دیگر اختلاط کنید، به شرطی که یتیم زیان نبیند، چون آنها برادران شما هستند، و برادر با برادرش همزیستی و مخالطت میکند. و اصل در این باره، نیت و عمل است؛ پس هرکس با نیّتی پاک به اصلاح حال یتیم بپردازد، و طمعی در خوردن مال او نداشته باشد، ایرادی ندارد؛ و چنانچه با نیت اصلاح با آنان اختلاط نماید، و بدون اینکه قصد و تعمدی در کار باشد، چیزی از اموال آنان نزد وی بماند، و یا آن را بخورد، باز هم اشکالی بر او وارد نمیشود. و هرکس قصدش از همزیستی و اختلاط با یتیم دستیابی به مال او باشد، مرتکب گناه شده است؛ چرا که وسایل، حکم اهداف را دارند. و این آیه دلیلی است بر جایز بودن همزیستی و اختلاط در خوردنیها و نوشیدنیها و معاملهها و غیره؛ و این رخصت و اجازه، لطف و احسانی است از جانب خدای متعال و گشادگی است برای مؤمنان، (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡ﴾) و اگر خدا میخواست در این کار بر شما سخت بگیرد و به شما اجازۀ اختلاط و همزیستی را ندهد، شما دچار مشکل میشدید و کار بر شما دشوار میآمد و گناهکار میشدید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ﴾) همانا خداوند دارای قدرت کامل است، و بر هرچیزی غالب است. اما با وجود این (﴿حَكِيمٞ﴾) با حکمت است، و هیچ کاری را جز بر اساس حکمت کامل و عنایت تام انجام نمیدهد. پس قدرت خداوند با حکمت او منافی نیست، و نباید گفت: او هرچه را بخواهد انجام میدهد، چه با حکمت موافق باشد چه مخالف، بلکه کارها و احکام او تابع حکمت است؛ پس او چیزی را بیهوده نمیآفریند، بلکه حتماً آفرینش آن حکمتی دارد، چه ما آن حکمت را بدانیم یا از آن سر در نیاوریم. همچنین چیزی را بر بندگانش واجب نکرده است که خالی از حکمت باشد. پس او فرمان نمیدهد مگر به چیزی که صد در صد برای بندگان مصلحت و منفعت است، یا نفع آن از ضررش بیشتر است. و نهی نمیکند مگر از چیزی که کاملاً فساد است یا فساد آن بیشتر است؛ چرا که حکمت و رحمت او، کامل و بدون عیب و نقص است.
2:221Page 35
وَلَا تَنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكَٰتِ حَتَّىٰ يُؤۡمِنَّۚ وَلَأَمَةٞ مُّؤۡمِنَةٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكَةٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡۗ وَلَا تُنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤۡمِنُواْۚ وَلَعَبۡدٞ مُّؤۡمِنٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَكُمۡۗ أُوْلَٰٓئِكَ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِۖ وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ وَٱلۡمَغۡفِرَةِ بِإِذۡنِهِۦۖ وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ ٢٢١
And do not marry polytheistic women until they believe.1 And a believing slave woman is better than a polytheist, even though she might please you. And do not marry polytheistic men [to your women] until they believe. And a believing slave is better than a polytheist, even though he might please you. Those invite [you] to the Fire, but Allāh invites to Paradise and to forgiveness, by His permission. And He makes clear His verses [i.e., ordinances] to the people that perhaps they may remember.
وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَـئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ، و با زنان مشرک ازدواج نکنيد مگر اينکه ايمان بياورند. قطعا کنيز مومن از زن آزاد و مشرک بهتر است گرچه شما را به تعجب آورد و به مردان مشرک زن ندهيد مگر اينکه ايمان بياورند، و قطعا برده مومن بهتر از مرد آزاد و مشرک است، گرچه شما را به سوي تعجب آورد. ايشان به جهنم فرا مي خوانند، و خداوند با فرمان خود شما را به سوي بهشت و مغفرت فرا مي خواند و آياتش را براي مردم بيان مي کند تا متذکر شوند.
(221) (﴿وَلَا تَنكِحُواۡ﴾) و با زنان مشرک مادامی که بر شرک خود هستند، ازدواج نکنید، (﴿حَتَّىٰ يُؤۡمِنَّ﴾) چون زن مؤمن هر چند ناچیز و حقیر باشد، از زن مشرک بهتراست، هر چند که زن مشرک زیبا باشد؛ و این یک قاعدۀ کلی و عام در مورد همۀ زنان مشرک است، و این امر کلی را آیۀ سورۀ مائده که ازدواج با زنان اهل کتاب را مباح قرار میدهد، تخصیص کرده است، آنجا که خداوند متعال فرموده است:﴿وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ﴾ و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن اهل کتاب. (﴿وَلَا تُنكِحُواۡ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤۡمِنُواۡ﴾) و این یک حکم کلّی است و در آن تخصیص و استثنایی نیست. سپس خداوند حکمتِ حرام بودن ازدواج مرد و زن مسلمان را با کسی که در دین با آنها موافق نیست؛ بیان نمود و فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ﴾) آنها در گفتار و کردار و حالات خود [مردم را] به جهنم فرا میخوانند، پس همزیستی و مخالطت با آنها خطرناک است، و آن خطر دنیوی نیست بلکه بدبختی و شقاوت همیشگی است. از علت و سببی که آیه برای حرمت ازدواج با مشرک بیان کرده است، فهمیده میشود که همزیستی با هر مشرک و بدعتگذاری حرام است؛ زیرا ازآنجا که ازدواج با او جایز نیست ـ با اینکه در ازدواج منافع و مصلحتهای زیادی وجود دارد ـ همزیستی صرف نیز به طریق اولی جایز نیست، به خصوص همزیستی و اختلاطی که در آن مشرک در رتبۀ بالاتری قرار گیرد، مانند اینکه مسلمان برای مشرک خدمتگزاری کند. و (﴿وَلَا تُنكِحُواۡ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) دلیلی است بر اینکه ولیّ و سرپرست، نظرش در نکاح اعتبار دارد. (﴿وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ وَٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) و خداوند بندگانش را برای بهدست آوردن بهشت و آمرزش خویش که یکی از آثارش دور شدن عقوبتهاست، فرامیخواند، و آن به این صورت است که خداوند بندگانش را فرا میخواند تا اسباب بهشت و مغفرت را، از قبیل: توبۀ حقیقی، و علم مفید، و عمل شایسته کسب کنند. (﴿وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ﴾) احکامش را برای مردم بیان میکند، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾) زیرا بیان احکام باعث میشود تا مردم آنچه را که فراموش کردهاند، به یاد آورند، و آنچه را که نمیدانند، بدانند. و اگر تا کنون از فرمان خدا سرپیچی کردهاند، دیگر فرمان ببرند.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences