As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Baqarah 2:240–245
2:240Page 39
وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا وَصِيَّةٗ لِّأَزۡوَٰجِهِم مَّتَٰعًا إِلَى ٱلۡحَوۡلِ غَيۡرَ إِخۡرَاجٖۚ فَإِنۡ خَرَجۡنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِي مَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعۡرُوفٖۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ ٢٤٠
And those who are taken in death among you and leave wives behind - for their wives is a bequest: maintenance for one year without turning [them] out. But if they leave [of their own accord], then there is no blame upon you for what they do with themselves in an acceptable way.1 And Allāh is Exalted in Might and Wise.
وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ، و کساني از شما که مي ميرند و زناني را بر جاي مي گذارند بايد براي همسران خود سفارش کنند که وارثان شوهر آنها را تا يکسال بهره مند سازند و آنها را از خانه بيرون نکنند، و اگر خودشان بيرون رفتند پس در آنچه آنها به گونه شايسته درباره خود انجام مي دهند گناهي بر شما نيست، و خداوند عزيز و حکيم است.
(240) یعنی مردانی که همسر دارند باید قبل از مرگ خویش برای همسران خود سفارش کنند که (وارثان شوهر) آنها را تا یک سال بهرهمند سازند و از خانه بیرون نکنند و اگر خودشان بيرون رفتند پس در آنچه آنها به گونه شايسته درباره خود انجام میدهند بر شما اولیاء گناهی نيست؛ یعنی اگر خودشان خارج شوند و خود را آرایش نمایند و از عطر و زیورآلات و غیره استفاده کنند بر شما گناهی نیست. بسیاری از مفسرین بر این باورند که این آیۀ کریمه، به وسیلۀ آیهای که قبل از آن آمده است، منسوخ شده است. و آن فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَعَشۡرٗا﴾. پیشتر مقرر بود که زن باید یک سال کامل انتظار بکشد، سپس یک سال منسوخ شد و تبدیل به چهار ماه و ده روز گردید. البته در اینجا این سؤال مطرح میشود که چرا آیۀ نسخ کننده، قبل از آیۀ منسوخ شده قرار دارد؟ که در پاسخ گفتهاند: آن آیه، در محل مقدم است نه در نزول؛ زیرا شرط ناسخ آن است که بعد از منسوخ نازل شده باشد. و این قول دلیلی ندارد؛ زیرا هر کس در این دو آیه تأمل کند، در مییابد که قول آخر در مورد این آیه درست است، و آیۀ اول در مورد واجب بودن انتظار کشیدن در مدت چهار ماه و ده روز است، که زن به صورت وجوب و قطعی، باید این مدت را در عده بگذراند. اما در این آیه، وارثان مرده سفارش شدهاند که زن را یک سال کامل پیش خود نگاه دارند، تا روحیۀ پژمرده شده و قلب شکستهاش، بهبود یابد و با این کار نسبت به مردهشان نیکویی کرده باشند. بنابراین فرمود: (﴿وَصِيَّةٗ لِّأَزۡوَٰجِهِم﴾) سفارشی است از جانب خدا به اهل میت، تا به همسر مرده، نیکی نمایند و او را بهرهمند سازند و از خانه بیرون نکنند، پس اگر زن علاقه داشته باشد، میماند، و اگر دوست داشته باشد، بیرون میرود، و بر او گناهی نیست. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنۡ خَرَجۡنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِي مَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ﴾) و اگر بیرون رفتند، [به خاطر] آنچه آنان با خود میکنند، از قبیل آرایش، و لباس پوشیدن، بر شما گناهی نیست، اما به شرطی که این آرایش به صورت پسندیدهای باشد، و زن از حدود دین و دایرۀ ارزشها خارج نشود. و پروردگار آیه را با ذکر دو اسم بزرگ از اسماء زیبای خود به پایان رساند، که بر کمال عزت و قدرت، و کمال حکمت وی دلالت مینمایند، چون این احکام از سرچشمۀ قدرت و حکمت الهی صادر شده، و بر کمال حکمت او دلالت مینمایند؛ چرا که خداوند این احکام را در جایگاه شایستۀ آن قرار داده است.
2:241–242Page 39
وَلِلۡمُطَلَّقَٰتِ مَتَٰعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُتَّقِينَ ٢٤١
And for divorced women is a provision according to what is acceptable - a duty upon the righteous.
كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ ٢٤٢
Thus does Allāh make clear to you His verses [i.e., laws] that you might use reason.
وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ، و براي زنان طلاق داده شده هديه اي شايسته است، و اين حقي است بر مردان پرهيزگار. كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ، اين چنين خداوند آياتش را براي شما بيان مي کند تا بيانديشيد.
(241 -242)[در آیۀ گذشته بیان کرد زنی که به سبب مرگ شوهرش، جدا شده است، باید او را با هدیهای بهرهمند سازند] اینجا نیز ذکر کرد هر زنی که قبل از نزدیکی طلاق داده شود، بر شوهرش لازم است که بهگونهای شایسته و بر حسب تواناییاش او را بهرهمند سازد، تا اینکه جبران تکدر خاطر زن شده و برخی از حقوقش ادا شود و این حقی است که مردان پرهیزگار انجام میدهند؛ چنین کاری مستحب و از عادتهای پرهیزگاران است. پس اگر مهریهای برای زن تعیین نشده بود، و شوهر او را قبل از آمیزش طلاق داد، پیشتر گذشت که بر شوهر لازم است، برحسب توانگری خود به او هدیهای بدهد. و اگر برای زن مهریهای تعیین شده بود، نصف مهریه را به او بپردازد، و اگر با زن آمیزش شده بود، هدیه دادن نزد جمهور علما، مستحب است، و بعضی از علما این را با استناد به (﴿حَقًّا عَلَى ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) واجب دانستهاند. و اصل در «حق» آن است که واجب است، به ویژه آنکه آن را به پرهیزگاران نسبت داده، و پرهیزگاری نیز واجب است. پس از آنکه خداوند متعال، این احکام بزرگ را که مشتمل بر حکمت و رمحت است، بیان نمود؛ بخاطر ذکر این احکام بر بندگان خود منت نهاده و فرمود:((كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ)) یعنی خداوند اینگونه حدود، حلال و حرام و احکامی را که به سود شماست برایتان بیان میکند، تا اینکه در آن بیندیشید و مقصود و هدف آن را بفهمید؛ زیرا هر کس آن را بفهمد، باید بدان عمل نماید؛ سپس خداوند متعال فرمود:
2:243Page 39
۞ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَهُمۡ أُلُوفٌ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ فَقَالَ لَهُمُ ٱللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحۡيَٰهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ ٢٤٣
Have you not considered those who left their homes in many thousands, fearing death? Allāh said to them, "Die"; then He restored them to life. And Allāh is the possessor of bounty for the people, but most of the people do not show gratitude.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ، آيا داستان کساني را نشنيده اي که از بيم مرگ از خانه هايشان بيرون آمدند، و آنان هزاران نفر بودند پس خداوند به آنها گفت:« بميريد» مردند سپس آنها را زنده کرد، همانا خداوند بر مردم کرم و بخشايش دارد اما بيشتر مردم سپاسگزاري نمي کنند.
(243) آیا این داستان عجیب را که برای گذشتگان شما پیش آمد، نشنیدهای؟ آنگاه که «وبا» سرزمین آنها را فرا گرفت، و آنان با اینکه هزاران نفر بودند، برای اینکه از دست مرگ فرار کنند، از سرزمین خود بیرون رفتند. اما فرار، آنان را نجات نداد، و نتوانست چیزی را که از وقوع آن میترسیدند، از آنها دور نماید. و خداوند برخلاف مقصودشان، با آنها برخورد کرد و همه را هلاک گرداند. سپس بر آنان منت گذارد، و آنگونه که بسیاری از مفسران گفتهاند خداوند آنها را به سبب دعای یکی از پیامبران، و یا به سببی دیگر، زنده گرداند. آری! خداوند آنها را به سبب فضل و احسان خود، زنده گردانید، و او همواره بر مردم احسان و فضل دارد. و آنها میبایست شکر نعمتهای الهی را به جا آورند، و به آن اعتراف کرده، و آن نعمتها را در راه خشنودی خداوند، صرف نمایند، اما بیشترشان در انجام فریضۀ شکرگزاری، کوتاهی ورزیدند. در این داستان، عبرتی بس بزرگ نهفته است مبنی بر اینکه، خداوند بر هر چیزی تواناست، و نشانۀ آشکاری است بر صحت رستاخیز. این داستان نزد بنیاسرائیل و کسانی که با آنها ارتباط داشتند، معروف و به صورت متواتر نقل شده بود، و چون این موضوع نزد مخاطبان ثابت و مقرر بود، خداوند آن را در قالب و اسلوب «امر» بیان نمود.
2:244–245Page 39
وَقَٰتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ٢٤٤
And fight in the cause of Allāh and know that Allāh is Hearing and Knowing.
مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥٓ أَضۡعَافٗا كَثِيرَةٗۚ وَٱللَّهُ يَقۡبِضُ وَيَبۡصُۜطُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ ٢٤٥
Who is it that would loan Allāh a goodly loan so He may multiply it for him many times over? And it is Allāh who withholds and grants abundance, and to Him you will be returned.
وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم، و در راه خدا پيکار کنيد و بدانيد که خداوند شنوا و داناست. مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ، کيست که به خداوند قرضي نيکو دهد و خدا آنرا براي او چندين برابر کند؟ و خداوند است که در معيشت بندگان تنگي و گشايش پديد مي آورد و به سوي او باز مي گردد.
(244 - 245) و احتمال دارد کسانی که از ترس دشمنان و برخورد با آنها، از سرزمین خودشان بیرون رفتند، همان بنیاسرائیل باشند. مؤید این مطلب آن است که خداوند پس از ذکر این داستان، به پیکار دستور داده، و از بنیاسرائیل خبر داده است که آنها سرزمین و فرزندانشان را ترک کردند. به هرحال این داستان، تشویقی است برای جهاد و برحذرداشتن مسلمانان از ترک آن، و اینکه این امر، مرگ را از آدمی دور نمیکند:﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾ بگو: «اگر شما در خانههایتان هم بودید، کسانی که مردن بر آنها مقرر گشته، قطعاً به جایی که محل مردن آنهاست، بیرون میرفتند». خداوند به مؤمنان دستور داده است، تا با مال و جان، در راه او جهاد کنند، چون جهاد بر پا داشته نمیشود، مگر با این دو چیز. و این آیه، مسلمانان را تحریک میکند تا در جهاد اخلاص داشته باشند، و برای این بجنگد که کلمۀ خدا بلند گردد؛ زیرا خدا (﴿سَمِيعٌ﴾) است و سخنها را گرچه پنهانی باشند، میشنود، و (﴿عَلِيمٞ﴾) است و نیّتهای خوب و بدی را که در دلهاست، میداند. و اگر مجاهد به یقین بداند که خداوند شنوایِ داناست، و کسانی که در این راه دشواریها را تحمل میکنند زیر نظر خدا هستند، و حتماً خداوند آنها را با یاری و لطف خویش کمک مینماید، جهاد بر او آسان میگردد. در این تشویق زیبا و ظریف در خصوص انفاق کردن، فکر کنید، و اینکه کسی که در راه خدا انفاق نماید، خداوندِ فرمانروای همۀ هستی و خداوند بخشایشگر را، قرض داده است، و خداوند به او وعده داده است که پاداش او را چندین برابر نماید! همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتۡ سَبۡعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنۢبُلَةٖ مِّاۡئَةُ حَبَّةٖۗ وَٱللَّهُ يُضَٰعِفُ لِمَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ﴾ مثال کسانی که مالهایشان را در راه خدا انفاق میکنند، مانند دانهایست که هفت خوشه برویاند، و در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خداوند برای کسی که بخواهد [آن را] چندین برابر مینماید، و خداوند گشایشگر و داناست. و از آنجا که بزرگترین مانعِ انفاق در راه خدا، ترس از فقر و تنگدستی است، خداوند خبر داد که ثروت و فقر در دست خدا است، و خداوند روزیِ هرکس را که بخواهد، میبندد و روزیِ هرکس را که بخواهد، میگشاید. پس، ترس از فقر، نباید مانع انفاق شود، وآدمی نباید گمان برد اموالی را که انفاق نموده، ضایع گردانده است، بلکه بازگشت همۀ بندگان به سوی خداست، و انفاقکنندگان و عملکنندگان مزدشان را نزد خداوند مییابند؛ امری که بسیار بدان نیازمندند، و خداوند به آنها پاداشی میدهد که قابل تعبیر نیست. و منظور از «قرض نیکو» آن است که صفتهای نیکو را در برداشته باشد، از قبیل: نیت درست، گذشت و ایثار، دادنِ آن به نیازمندان واقعی و اینکه نباید انفاق کننده به خاطر انفاق، منّت و آزاری را روا بدارد، و نباید کاری انجام دهد که نفقه را باطل گرداند، یا پاداش آن را کم کند.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences