As-Sa'diAn‑Nur · 24:27–34

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

An-Nur 24:27–34

24:27–29Page 352

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ ٢٧

O you who have believed, do not enter houses other than your own houses until you ascertain welcome and greet1 their inhabitants. That is best for you; perhaps you will be reminded [i.e., advised].

فَإِن لَّمۡ تَجِدُواْ فِيهَآ أَحَدٗا فَلَا تَدۡخُلُوهَا حَتَّىٰ يُؤۡذَنَ لَكُمۡۖ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ٱرۡجِعُواْ فَٱرۡجِعُواْۖ هُوَ أَزۡكَىٰ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ ٢٨

And if you do not find anyone therein, do not enter them until permission has been given you. And if it is said to you, "Go back,"1 then go back; it is purer for you. And Allāh is Knowing of what you do.

لَّيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ مَسۡكُونَةٖ فِيهَا مَتَٰعٞ لَّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا تَكۡتُمُونَ ٢٩

There is no blame upon you for entering houses not inhabited in which there is convenience1 for you. And Allāh knows what you reveal and what you conceal.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ اي مؤمنان! وارد خانه‌هايي غير از خانه‌هاي خود مشويد مگر آنكه اجازه بگيريد، و بر اهل آن سلام گوييد، اين كار براي شما بهتر است، تا شايد پند پذيريد و يادآور شويد. فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ پس اگر در آنجا كسي را نيافتيد، وارد آنجا نشويد، تا اينكه به شما اجازه داده شود. و اگر به شما گفته شود: برگرديد، پس برگرديد كه برايتان سزاوارتر است. و خداوند به آنچه مي‌كنيد داناست. لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ بر شما گناهي نيست كه به خانه‌هاي غيرمسكوني وارد شويد كه در آنجا كالايي داريد، و خداوند مي‌داند آنچه را آشكار مي‌كنيد و آنچه را پنهان مي‌داريد.

(27) خداوند باری‌تعالی بندگان مؤمن خویش را راهنمایی می‌نماید تا بدون اجازه وارد خانه‌های دیگران نشوند؛ چون بدون اجازه وارد شدن به خانۀ دیگران، دارای چند فساد و تباهی است. از آن جمله یکی این است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:«اجازه گرفتن، به خاطر فرو نگاه‌داشتنِ چشم قرار داده شده است.» پس به سببِ اخلال در اجازه گرفتن و بی‌توجهی به آن، عورت‌های داخل خانه‌ها هویدا می‌گردد؛ زیرا خانه، پرده و لباس انسان است، مانند لباسی که عورت انسان را می‌پوشاند. و دیگر اینکه بدون اجازه وارد شدن، باعث می‌شود تا افرادی که در داخل خانه‌ها هستند، به فردی که وارد می‌شود، مشکوک شوند و او را به کارِ بد از قبیل: دزدی و غیره متهم کنند؛ زیرا وارد شدنِ پنهانی، بر شر و بدی دلالت می‌نماید. و خداوند مؤمنان را از داخل شدن به خانۀ دیگران منع کرده است، مگر اینکه اجازه بگیرند. (﴿حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواۡ﴾) تا اجازه بگیرید. «استئذان» را «استئناس» نامید؛ چون با اجازه گرفتن، انس و الفت حاصل می‌شود؛ و در صورت عدم اجازه گرفتن، وحشت به وجود می‌آید. (﴿وَتُسَلِّمُواۡ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَا﴾) و بر اهل آن سلام کنید. و کیفیتِ آن، همان است که درحدیث آمده است:«السلام علیکم، آیا وارد شوم؟» (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) این اجازه گرفتن (﴿خَيۡرٞ لَّكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) برای شما بهتر است، شاید یادآور شوید. چون اجازه گرفتن، منافع و مصالح زیادی را در بر دارد و یکی از فضایلِ اخلاقیِ واجب می‌باشد. پس اگر صاحب‌خانه اجازه داد، اجازه گیرنده می‌تواند وارد شود.

(28) (﴿فَإِن لَّمۡ تَجِدُواۡ فِيهَآ أَحَدٗا فَلَا تَدۡخُلُوهَا حَتَّىٰ يُؤۡذَنَ لَكُمۡۖ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ٱرۡجِعُواۡ فَٱرۡجِعُواۡ﴾) و اگر در خانه‌ها کسی را نیافتید، پس وارد آنها نشوید تا به شما اجازه داده شود. و اگر به شما اجازه داده نشد، و گفتند:«برگردید»، پس برگردید؛ یعنی از برگشتن، امتناع نورزید و خشمگین نشوید؛ چون صاحب خانه، شما را از رسیدن به حقِ واجبتان منع نکرده است، بلکه صاحب‌خانه احسان می‌نماید. و اگر بخواهد اجازه می‌دهد، و اگر هم نخواهد اجازه نمی‌دهد. پس در صورت عدم اجازه، نباید حالتِ نفرت و تکبر به شما دست بدهد. (﴿فَٱرۡجِعُواۡۖ هُوَ أَزۡكَىٰ لَكُمۡ﴾) این کار، یعنی برگشتن، بیشتر مایۀ پاک‌شدن شما از بدی‌ها و رشدتان به وسیلۀ نیکی‌ها می‌گردد. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ﴾) و خداوند به آنچه می‌کنید، آگاه است. پس هر فردی را، طبق عملش ـ‌کم باشد یا زیاد، خوب باشد یا بدـ سزا و جزا می‌دهد. این حکم در مورد خانه‌های مسکونی است، خواه انسان در آنجا اثاثیه و کالایی داشته باشد یا نه؛ و نیز در مورد خانه‌هایی است که مسکونی نیستند، و انسان در آنجا کالایی ندارد. و اما خانه‌های غیرمسکونی که کسی در آن نیست، و کالای انسان درآن قرار دارد، و آدمی نیازمندِ آن است که وارد آن شود، و کسی در آن نیست که بتوان از او اجازه گرفت، مانند خانۀ اجاره‌ای و غیره؛

(29) در چنین جاهایی (﴿لَّيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ﴾) بر شما گناهی نیست که بدون اجازه وارد آن شوید. این دلالت می‌نماید که وارد شدنِ بدون اجازه در دیگر خانه‌ها -که پیش‌تر ذکرشان به میان آمد- حرام و گناه می‌باشد. (﴿أَن تَدۡخُلُواۡ بُيُوتًا غَيۡرَ مَسۡكُونَةٖ فِيهَا مَتَٰعٞ لَّكُمۡ﴾) و این از احتراز و استثناهای شگفت‌انگیز قرآن می‌باشد، چون وقتی فرمود: (﴿لَا تَدۡخُلُواۡ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ﴾)بدون اجازه وارد خانه‌های دیگران نشوید، عام است و شامل هر خانه‌ای می‌شود که به خودِ انسان متعلق نباشد؛ و خداوند خانه‌ای را که مالِ او نیست، اما کالایش در آن قرار دارد، و در آن کسی ساکن نیست، استثنا کرد و فرمود: بدون اجازه وارد شدن به چنین خانه‌هایی، گناه نیست. (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا تَكۡتُمُونَ﴾) و خداوند می‌داند آنچه را که آشکار می‌کنید و آنچه را که پنهان می‌دارید؛ یعنی خداوند، احوالِ آشکار و پنهان، و منافعِ شما را می‌داند. بنابراین آن دسته از احکام شرعی را که به آن نیاز دارید، برایتان بیان کرد.

24:30Page 353

قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ ٣٠

Tell the believing men to reduce [some] of their vision1 and guard their private parts.2 That is purer for them. Indeed, Allāh is [fully] Aware of what they do.

قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ به مردان مؤمن بگو: «چشمان خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گيرند، و پاكدامني ورزند، اين برايشان پاكيزه‌تر است، بي‌گمان خداوند از آنچه انجام مي‌دهند آگاه است.

(30) مؤمنان را راهنمایی کن و به آنان که ایمان دارند؛ ایمانی که آنها را از انجام آنچه خللی به اعتقاد و باورشان وارد می‌نماید، بگو: (﴿يَغُضُّواۡ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ﴾) چشم‌هایشان را از نگاه به عورت‌ها، و زنان بیگانه، و نوجوانانی «امرد» که نگاه کردن به آنها باعث فتنه می‌گردد، و نگاه کردن به زینت و زخارف دنیا که باعث فتنه می‌شود و انسان را به چیزی مبتلا می‌نماید که ممنوع است، فرو گیرند. (﴿وَيَحۡفَظُواۡ فُرُوجَهُمۡ﴾) و شرمگاه‌های خویشتن را از آمیزش جنسی حرام با زنان، و یا همجنس بازی مصون بدارند، و از دست زدن به شرمگاه و نگاه کردن به آن دوری نموده، و پاکدامنی ورزند. (﴿ذَٰلِكَ﴾) [آن] حفاظت چشمان و شرمگاه‌ها، (﴿أَزۡكَىٰ لَهُمۡ﴾) برایشان سزاوارتر است و باعث رشد اعمالشان می‌گردد؛ زیرا هرکس شرمگاه و چشمان خود را از حرام حفظ نماید، از پلیدی‌هایی که بدکاران و اهل معاصی بدان آلوده می‌شوند، محفوظ می‌ماند؛ و اعمالش به سبب ترکِ امورِ حرامی که نفس به آن طمع دارد و آدمی را به انجام آن فرا می‌خواند، رشد می‌کند. پس هر کس چیزی را به خاطر خداوند ترک کند، خداوند در عوض به او چیز بهتری می‌دهد؛ و هرکس چشمان خود را فرو بگیرد، خداوند به او بینش و روشنایی می‌دهد؛ زیرا هرگاه بنده، شرمگاه و نگاهش را از حرام و مقدمات آن حفظ نماید ـ‌علی‌رغم اینکه انگیزه‌های شهوت در وجود او باشدـ بر دیگر اعضا و جوارحش کنترل کامل‌تر و بهتری خواهد داشت. بنابراین خداوند کنترلِ شرمگاه را «حفظ» نامیده است. پس هرچیزی که قرار است محفوظ نگاه داشته شود؛ اگر حفظ کننده‌اش در مراقبت و نگاهداری آن نکوشد؛ و از اسبابی که باعث حفظ آن می‌گردد، بهره نگیرد؛ آن چیز محفوظ باقی نمی‌ماند. همچنین چشم و شرمگاه، اگر بنده در حفاظت و کنترل آنها نکوشد، او را دچار مصیبت و مشکلاتی خواهند کرد. و بنگر چگونه خداوند متعال به طور مطلق دستور داده است شرمگاه حفظ شود؛ چرا که در هیچ حالتی، استفاده از آن در راه حرام جایز نیست. اما در مورد چشم فرمود: (﴿يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ﴾) و چشمان خود را فرو بگیرند، و کلمۀ (﴿مِنۡ﴾) را به‌کار برد که بر تبعیض دلالت می‌نماید؛ زیرا در بعضی اوقات اگر نیاز باشد نگاه کردن جایز است، مانند نگاه کردن شاهد و کارگر و خواستگار و امثال آن. سپس خداوند بندگان را یادآور شد که به یاد داشته باشند خداوند به اعمال و کارهایشان آگاه است، تا در نزدیک نشدن به چیزهای حرام بکوشند.

24:31Page 353

وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَاۖ وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّۖ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِۖ وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣١

And tell the believing women to reduce [some] of their vision1 and guard their private parts and not expose their adornment2 except that which [necessarily] appears thereof3 and to wrap [a portion of] their headcovers over their chests and not expose their adornment [i.e., beauty] except to their husbands, their fathers, their husbands' fathers, their sons, their husbands' sons, their brothers, their brothers' sons, their sisters' sons, their women, that which their right hands possess [i.e., slaves], or those male attendants having no physical desire,4 or children who are not yet aware of the private aspects of women. And let them not stamp their feet to make known what they conceal of their adornment. And turn to Allāh in repentance, all of you, O believers, that you might succeed.

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وبه زناني مؤمن بگو: «چشمان خود را [از نامحرمان] فرو بگيرند، و پاكدامني كنند و از زينت خود مگر آنچه از آن كه آشكار است. آشكار نكنند، و بايد روسريهايشان را بر گريبانهايشان فرو گذارند ، و زينت خود را آشكار است آشكار نسازند مگر براي شوهرانشان، پدارنشان، پدران شوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرنشان، پسران خواهرانشان، زنان [همكيش] خودشان، بردگانشان، مردان بي‌رغبت [به زنان] كه پيرو شمايند، و كودكاني كه بر شرمگاه زنان اطلاع نيافته‌اند. و نبايد با پاهايشان [زمين] را بكوبند تا آنچه از زينتشان كه پنهان مي‌دارند آشكار شود. اي مومنان! همگي به سوي خدا برگرديد تا رستگار شويد.

(31) وقتی مردان مؤمن را به حفظ چشم از نگاه به نامحرمان، و حفظ شرمگاه دستور داد؛ زنان مؤمن را نیز به این دستور داد و فرمود: (﴿وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ﴾) و به زنان مؤمن [نیز] بگو: چشمان خود را از نگاه شهوت آمیز به نامحرمان و شرمگاه‌ها و مردان فرو بگیرند. (﴿وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنّ﴾) و شرمگاه‌های خود را از آمیزش و لمس شدن و اینکه در معرض نگاه دیگران قرار گیرد، حفظ نمایند.(﴿وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ﴾) و زینت خود را ازقبیل لباس‌های زیبا و زیورآلاتشان آشکار نکنند. و همۀ بدن زینت می‌باشد، و ازآنجا که لباس‌های آشکار و ظاهر به‌ناچار دیده می‌شود، فرمود: (﴿إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَا﴾) مگر آنچه که از آن آشکار است؛ یعنی لباس‌های آشکار که معمولاً زنان آن را می‌پوشند، در صورتی که باعث فتنه نشود. (﴿وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ﴾) و باید روسری‌هایشان را بر گریبان‌هایشان فرو گذارند تا کاملاً پوشیده شوند. و این دلالت می‌نماید زینتی که آشکار کردن آن حرام است، شاملِ تمام بدن می‌شود، چنانکه بیان نمودیم. سپس نهی از آشکار نمودن زینت را تکرار کرد تا موارد ذیل را از آن استثنا نماید، (﴿إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ﴾) مگر برای شوهرانشان، (﴿أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ﴾) یا برای پدرانشان یا پدران شوهرانشان، که شامل پدر و پدربزرگ و پدرِ پدربزرگ می‌گردد. (﴿أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ﴾) یا برادرانشان یا پسران برادرانشان، خواه برادران تنی باشند یا برادران ناتنی. (﴿أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ﴾) یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیش خودشان؛ یعنی برای زنان به طور مطلق جایز است که به یکدیگر نگاه کنند. و احتمال دارد منظور از اضافه کردن زنان به آنان که فرمود:«زنانشان» جنسیت باشد. یعنی زنان مسلمان که از جنس خودشان هستند، پس این دلیلی است برای کسی که می‌گوید جایز نیست زنِ ذمی به زن مسلمان نگاه کند. (﴿أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ﴾) و یا بردگانشان. پس برده‌ای که ششدانگ متعلق به زن است، می‌تواند بانوی خودش را نگاه کند. اما اگر از ملکیت او خارج شد، یا بخشی از مالکیت را از دست داد، نگاه کردنش جایز نیست. (﴿أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوۡلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ﴾) یا مردانی که پیرو شمایند، و وابسته به شما هستند، و نیاز جنسی درآنها نیست، مانند افراد ابله و دیوانه که چیزی نمی‌دانند، و مانند فردی که ناتوانی جنسی دارد، و در شرمگاه و قلب او شهوتی وجود ندارد، نگاه کردن چنین کسانی به زنان اشکالی ندارد. (﴿أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواۡ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ﴾) یا کودکانی که هنوز بر عورت زنان آگاهی پیدا نکرده‌اند؛ یعنی کودکانی که به حد تمییز و تشخیص نرسیده‌اند. پس نگاه کردن چنین کودکانی به زنان بیگانه جایز است، وخداوند علت جایز بودن آن را چنین بیان کرده است که آنها از عورت زنان آگاهی ندارند و هنوز شهوت در آنها به وجود نیامده است. و این دلالت می‌نماید که زن باید در برابر کودکی که به حد تشخیص و تمییز رسیده است، حجاب را رعایت نماید و خود را بپوشاند، چون از عورت زنان آگاهی دارد. (﴿وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ﴾) و پای خود را به هنگام راه رفتن به زمین نزنند تا زینتی که پنهانش می‌دارند، آشکار شود؛ یعنی با پای خود نباید زمین را بکوبند تا زیورآلات پاهایشان از قبیل خلخال به صدا درآید، و جلب توجه کند؛ و به سبب آن، زینتش آشکار شود؛ و در نتیجه وسیله‌ای برای فتنه گردد. و از این موضوع و امثال آن، قاعدۀ سد ذرائع به‌دست می‌آید؛ و اینکه اگر چیزی ذاتاً جایز باشد، ولی به حرام منتهی ‌شود؛ مانند کوبیدن پا به زمین که در اصل یک کار جایز می‌باشد، اما از آنجا که وسیله‌ای برای پی ‌بردن به زینت زن می‌گردد، از آن منع شده است. وقتی خداوند به این دستورات نیکو و توصیه‌های خوب فرمان داد، و اینکه حتماً در این موارد از مؤمن کوتاهی سر می‌زند، فرمان داد تا توبه بنمایند. پس فرمود: (﴿وَتُوبُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) ای مؤمنان! همگی به سوی خدا برگردید؛ چراکه ایمانِ مؤمن، او را فرا می‌خواند تا به سوی خدا برگردد. سپس رستگاری را منوط به توبه نمود و فرمود: (﴿لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾) تا رستگار شوید. پس برای رسیدن به رستگاری، راهی جز توبه وجود ندارد. و توبه؛ یعنی اینکه آدمی از همۀ چیزهای ظاهری و باطنی که خداوند دوست ندارد، دست بکشد. و این دلالت می‌نماید که هر مؤمنی نیازمند توبه می‌باشد، چون خداوند همۀ مؤمنان را خطاب نموده است. و در اینجا تشویق شده است که توبه باید خالصانه برای خدا باشد. پس فرمود: (﴿وَتُوبُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ﴾) و به سوی خدا برگردید و توبه کنید؛ یعنی هدفتان از توبه، غیر از رضای خداوند چیزی دیگر از قبیل: سالم ماندن از آفت‌های دنیوی یا ریا و شهرت و امثال آن نباشد.

24:32–33Page 354

وَأَنكِحُواْ ٱلۡأَيَٰمَىٰ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰلِحِينَ مِنۡ عِبَادِكُمۡ وَإِمَآئِكُمۡۚ إِن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغۡنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ ٣٢

And marry the unmarried among you and the righteous among your male slaves and female slaves. If they should be poor, Allāh will enrich them from His bounty, and Allāh is all-Encompassing and Knowing.

وَلۡيَسۡتَعۡفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱلَّذِينَ يَبۡتَغُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِمَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَكَاتِبُوهُمۡ إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗاۖ وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡۚ وَلَا تُكۡرِهُواْ فَتَيَٰتِكُمۡ عَلَى ٱلۡبِغَآءِ إِنۡ أَرَدۡنَ تَحَصُّنٗا لِّتَبۡتَغُواْ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَمَن يُكۡرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعۡدِ إِكۡرَٰهِهِنَّ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٣٣

But let them who find not [the means for] marriage abstain [from sexual relations] until Allāh enriches them from His bounty. And those who seek a contract [for eventual emancipation] from among whom your right hands possess1 - then make a contract with them if you know there is within them goodness and give them from the wealth of Allāh which He has given you. And do not compel your slave girls to prostitution, if they desire chastity, to seek [thereby] the temporary interests of worldly life. And if someone should compel them, then indeed, Allāh is [to them], after their compulsion, Forgiving and Merciful.

وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ و مردان و زنان بي‌همسر و بردگان و كنيزان خود را كه سزاوار [ازدواج هستند] به همسري [ديگران] در آوريد، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خويش دارا و بي‌نياز مي‌گرداند و خداوند داراي خير فراوان، و آگاه است. وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ و آنان كه امكان ازدواج ندارند بايد پاكدامني پيشه كنند، تا آنكه خداوند آنان را از فضل خويش توانگر مي‌سازد. و كساني از بردگانتان كه خواستار قرار داد «كتابت» براي آزاد شدن هستند، اگر خيري در ايشان سراغ داريد با آنان قرار داد ببنديد، و از مال خداوند كه به شما ارزاني داشته است به آنان بدهيد، و همچنين كنيزان خود را وادار به زنا نكنيد اگر آنان خواستند عفيف و پاكدامن باشند، و از اين رهگذر خواهان مال و دارايي زودگذر دنيا باشيد. و هر كس آنان را وادار سازد خداوند پس از وادار كردنشان [نسبت به آنها] آمرزگار و مهربان است.

(32) خداوند متعال اولیا و اربابان را فرمان می‌دهد تا مردان و زنان مجردی را که زیر دست آنها هستند، به عقد ازدواج دیگران در آورند. پس بر خویشاوند و سرپرست یتیم واجب است تا کسانی را که مخارجشان بر عهدۀ اوست و نیاز به ازدواج دارند، شوهر بدهد؛ و چون دستور داده شده‌اند تا زیردستان خود را به عقد ازدواج دیگران در آورند، به طریق اولی باید خودشان اقدام به ازدواج نمایند. (﴿وَٱلصَّٰلِحِينَ مِنۡ عِبَادِكُمۡ وَإِمَآئِكُمۡ﴾) و کنیزان و غلامان صالح خود را به همسری [دیگران] درآورید. احتمال دارد که منظور از «صالحین»، صلاح و شایستگی دینی باشد. و همانا سیدِ بردگان و کنیزان شایسته و صالح ـ و آن کسانی هستند که زناکار و فاجر نباشند ـ موظف است که این برده یا کنیز صالح را، به پاداش صلاح و شایستگی‌اش، به نکاح کسی در بیاورد. و دیگران را، در رابطه با ازدواج با وی، ترغیب نماید. چون ازدواج با کنیز یا برده‌ای که به سبب زنا دچار فساد شده است، ممنوع می‌باشد. پس این آیه، آنچه را که در آغاز سوره بیان شد- مبنی بر اینکه ازدواج با زن و یا مرد زناکار حرام است مگر اینکه توبه نماید- تأیید می‌کند. و پاکدامنی و صلاح در مورد بردگان و کنیزان به طور ویژه بیان شده است؛ چون معمولاً عمل زشت، بیشتر در میان کنیزان و بردگان وجود دارد. و احتمال دارد که منظور از صالحین، این باشد که کنیزان و بردگان شایستگی ازدواج و صلاحیت آن را داشته، و به ازدواج نیازمند باشند. این مفهوم را، این اصل کلی تایید می‌نماید که «سید» قبل از آنکه کنیز یا برده نیازی به ازدواج داشته باشد، موظف به شوهر دادن یا زن گرفتن برای وی نیست. البته مدّ نظر قرار دادنِ هردو معنی هم بعید نیست. والله اعلم (﴿إِن يَكُونُواۡ فُقَرَآءَ﴾) اگر فقیر باشند؛ یعنی اگر همسران و ازدواج کنندگان تنگدست و فقیر باشند، (﴿يُغۡنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) خداوند آنان را از فضل خویش دارا و بی‌نیاز می‌نماید. پس اگر گمان می‌برید که چنانچه ازدواج نمایید، به علت مخارجِ تشکیل خانواده تنگدست می‌شوید و از عهدۀ آن بر نمی‌آیید، [بدانید که خداوند شما را یاری می‌دهد، و هرگز این گمان] شما را از مهیا کردن شرایط ازدواج آنها باز ندارد. و این، تشویق برای ازدواج می‌باشد، و وعده ایست به فردی که در صدد آن می‌باشد، و اینکه خداوند او را بعد ‌از فقر و تنگدستی، توانگر و دارا خواهد کرد. (﴿وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ﴾) و خداوند دارای خیر فراوان و فضل بزرگ است، و می‌داند چه کسی شایستۀ برخورداری از فضل دینی و دنیوی خداست، یا سزاوار یکی از آن دو می‌باشد. پس به هرکس آنچه را که صلاح می‌داند و حکمتش اقتضا می‌نماید، می‌بخشد.

(33) (﴿وَلۡيَسۡتَعۡفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) و آنان که امکانات ازدواج را ندارند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند آنان را از فضل خویش توانگر کند. این، حکم کسی است که توانایی ازدواج‌را ندارد؛ یعنی حکم او، این است که از آنچه حرام است، دست بکشد؛ و کاری بکند که او را از حرام دور بدارد، و با وسوسه‌های قلبی‌اش که او را به ورطۀ ارتکاب حرام می‌کشاند، مبارزه نماید. نیز همان کاری را بکند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:«ای گروه جوانان! هرکس از شما توانایی ازدواج را دارد، ازدواج نماید. و هر کس توانایی ازدواج را ندارد، باید روزه بگیرد؛ چراکه روزه برای او باز دارنده، و سپری در برابر گناه است.» (﴿ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا﴾) و کسانی که به‌خاطر اینکه فقیر و تنگدست هستند، نمی‌توانند ازدواج بکنند؛ یا چون اولیا و اربابانشان فقیر و نادار هستند، ازدواج برایشان میسّر نمی‌باشد، و یا اینکه از ازدواج آنها امتناع می‌ورزند، باید راه عفت و پاکدامنی را در پیش بگیرند. و این تفسیر، بهتر از تفسیر کسی است که در آیه، مضافی منصوب که کلمۀ «مَهر» است، مقدر می‌نماید؛ و «مضاف الیه» را که کلمۀ «نکاح» است، جانشین آن می‌سازد، که در آن صورت تقدیر آیه این گونه خواهد بود:«الَّذینَ لا یجِدُ‌ونَ مَهرَ نِکاحٍ» آنان که قادر به پرداخت مهریه نیستند؛ زیرا در این تقدیر دو اشکال وجود دارد: یکی اینکه: در کلام، حذف صورت می‌گیرد؛ و اصل، عدم حذف می‌باشد. دوم اینکه: معنی منحصر به کسی می‌گردد که دو حالت دارد؛ یا توانگر است و یا تنگدست. پس بردگان و کنیزان و کسانی که باید ولی و سرپرستشان، آنها را زن یا شوهر بدهند، خارج شده و آیه شامل آنها نمی‌گردد. (﴿حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) تا آنکه خداوند آنان‌را از فضل خویش توانگر کند. به کسی که پاکدامنی پیشه نماید، وعده داده شده که به زودی خداوند او را توانگر خواهد کرد، و کارش را آسان خواهد نمود. و به او دستور داده شده تا منتظر فرج و حل مشکل باشد، تا وضعیتی که دارد بر او دشوارتر نیاید. (﴿وَٱلَّذِينَ يَبۡتَغُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِمَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَكَاتِبُوهُمۡ إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗا﴾) و کسانی از بردگانتان که خواستار آزادی خود با عقد قرار دادشدند، با ایشان عقد قرار داد ببندید، اگر خیر‌ی را در ایشان سراغ دیدید؛ یعنی هر کس از بردگان و کنیزانتان که از شما طلب کتابت نمود، و خواست خودش را بازخرید نماید، خواستۀ او را بپذیرید، و با او عقد قرار داد ببندید، و بازخریدش نمایید، (﴿إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗا﴾) اگر در کسانی که خواستار بازخرید خود هستند، توانایی کسب و کار و صلاحیت دینی را سراغ دیدید. چون بازخرید و عقد قرار داد دو منفعت دارد: یکی منفعت آزادی، و دیگری مبلغی که در مقابل آزادی پرداخت ‌شده؛ و برده آن را می‌پردازد تا خویشتن‌را از بردگی آزاد نماید. و چه بسا در مدت عقد قرار داد، تلاش نماید و بتواند مال و سرمایه‌ای را برای اربابش جمع کند که در دوران بردگی قادر به جمع آوری و به دست آوردن آن نباشد. پس آقا و ارباب، در اینکه برده‌اش خود را بازخرید نماید، متضرر نمی‌شود. ضمناً برده نیز به فایدۀ بزرگی دست می‌یازد. بنابراین فرمان خداوند مبنی بر عقد کتابت -به صورتی که از آن سخن رفت- فرمان و دستوری لازم و واجب می‌باشد. و این یک امر ظاهر می‌باشد. یا حداقل از این فرمان الهی، معنی «استحباب» را درک می‌کنیم، [و اینکه مستحب است با «عبد» قرار داد نوشته شود تا بر طبق آن خود را آزاد کند] و خداوند دستور داده است اربابانشان، آنها را در عقد کتابت، یاری دهند، چون به آن نیاز دارند؛ زیرا آنان مالی ندارند. پس فرمود: (﴿وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) و از مال خداوند که به شما ارزانی داشته است، به آنان بدهید. آقای برده در این امر داخل است، و باید چیزی از آنچه که در قرارداد ثبت شده است، به وی بدهد، یا بخشی از آن را کم نماید. نیز خداوند مردم را فرمان می‌دهد تا به آنها کمک نمایند؛ بنابراین برای بردگانی که از طریق عقد کتابت خود را بازخرید می‌نمایند، بهره‌ای از زکات قرار داده، و مردم را تشویق نموده است که به آنها کمک کنند، که می‌فرماید: (﴿مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) از مال خداوند که به شما ارزانی داشته است، به آنان بدهید؛ یعنی همان‌طور که مال از آنِ خداست و آنچه در دست شماست بخششی از جانب خداوند است، پس شما هم با بندگان خدا نیکی نمایید، همان گونه که خداوند با شما نیکی و احسان کرده است. مفهوم آیۀ کریمه این است که برده وقتی کتابت را طلب نکند، آقایش موظف نیست با او عقد کتابت ببندد. و اگر آقا خیری را در او سراغ نداشت، و می‌دانست که توانایی کسب و کار را ندارد، و به سبب آن باری برگردن مردم می‌شود و ضایع می‌گردد، یا ترس آن را داشت که اگر این برده آزاد شود دچار فساد می‌گردد، پس نباید به چنین برده‌ای اجازه داده شود خود را بازخرید نماید. و آقا موظف به بستن عقد کتابت با وی نیست، بلکه از چنین کاری نهی شده است. (﴿وَلَا تُكۡرِهُواۡ فَتَيَٰتِكُمۡ عَلَى ٱلۡبِغَآءِ﴾) و کنیزانتان را وادار به زنا نکنید، (﴿إِنۡ أَرَدۡنَ تَحَصُّنٗا﴾) اگر خواستند پاکدامن باشند؛ چون فقط زمانی «وادار کردن» قابل تصور است که آنان خواهان پاکدامنی نباشند. و اگر کنیز نخواهد پاکدامن باشد، قطعاً زناکار خواهد بود، و بر آقایش واجب است او را از زناکاری باز بدارد. و بدین جهت خداوند از وادار کردنِ کنیز به زنا نهی کرده است که در جاهلیت این کاررا می‌کردند؛ و سید و آقا، کنیزش را به زنا وادار می‌نمود تا پول و مزد این کار را بگیرد؛ یعنی هرچه کنیز به‌دست می‌آورد، مال ارباب می‌شد. بنابراین فرمود: (﴿لِّتَبۡتَغُواۡ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) تا بهرۀ زندگانی دنیا را به دست آورید؛ یعنی شایسته نیست که کنیزانتان از شما بهتر و پاکدامن‌تر باشند، و شما به‌خاطر برخورداری از کالای زندگی دنیا -که کالایی اندک است و از بین می‌رود- آنها را وادار به زنا نمایید. پس به دست آوردن پاکی و جوانمردی ـ ‌قطع نظر از پاداش آخرت و سزای آن ‌ـ از به دست آوردن کالای اندک دنیا که فرومایگی و ناجوانمردی را بهرۀ شما می‌نماید، برایتان بهتر است. سپس کسانی را که کنیزان را به زنا وادار می‌کنند، فرا خوانده تا توبه نمایند، و فرمود: (﴿وَمَن يُكۡرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعۡدِ إِكۡرَٰهِهِنَّ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس آنان را بر این کار وادار بنماید، خداوند پس از وادار کردنشان [نسبت به آنها] آمرزگار و مهربان است؛ یعنی چنین کسی باید توبه نماید، و به سوی خداوند بازگردد، و از گناهی که از وی سرزده است، دست بکشد. و وقتی چنین کرد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد، و بر او رحم می‌نماید؛ همان‌طور که او با نجات دادن خویشتن از عذاب الهی، به خودش رحم نمود، و به کنیزش نیز رحم نمود، و او را به انجام آنچه به وی زیان می‌رساند، وادار نکرد.

24:34Page 354

وَلَقَدۡ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ ءَايَٰتٖ مُّبَيِّنَٰتٖ وَمَثَلٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُمۡ وَمَوۡعِظَةٗ لِّلۡمُتَّقِينَ ٣٤

And We have certainly sent down to you distinct verses1 and examples from those who passed on before you and an admonition for those who fear Allāh.

وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ و به راستي كه آياتي روشن و مثلي از [حال] كساني كه پيش از شما به سر برده‌اند، و پندي براي پرهيزگاران به سوي شما نازل كرده‌ايم.

(34) این، تعظیم و بیان مقام والا و اهمیت آیاتی است که خداوند بربندگان خویش عرضه کرده است، تا قدر آن را بدانند، و حق آن را ادا نمایند. پس فرمود: (﴿وَلَقَدۡ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ ءَايَٰتٖ مُّبَيِّنَٰتٖ﴾) و به‌راستی آیاتی به ‌سوی شما نازل کرده‌ایم که بر اصول و فروعی که به آن نیاز دارید، دلالت می‌نمایند، طوری که هیچ اشکال و شبهه‌ای در آن باقی نمی‌ماند. (﴿وَمَثَلٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلِكُمۡ﴾) و نیز سرگذشت و اخبار پیشینیان صالح و ناصالح، و چگونگی اعمالشان، و آنچه برایشان اتفاق افتاده است را برایتان فروفرستاده و بیان نموده‌ایم تا ازآن عبرت آموزید؛ و اینکه هر کس کارهایی همانند کارهای آنان انجام بدهد، به مجازات و سزایی گرفتار خواهد شد که آنان بدان گرفتار شدند. (﴿وَمَوۡعِظَةٗ لِّلۡمُتَّقِينَ﴾) و پندی برای پرهیزگاران فرو فرستادیم؛ موعظه‌ای که شامل وعده و وعید و تشویق و ترساندن است، و پرهیزگاران از آن پند می‌گیرند؛ بنابراین از آنچه خداوند نمی‌پسندد، دست می‌کشند؛ و به کارهایی روی می‌آورند که خداوند دوست می‌دارد.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском