As-Sa'di · Tafsir · in Persian
An-Nur 24:60–64
24:60Page 358
وَٱلۡقَوَٰعِدُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ ٱلَّٰتِي لَا يَرۡجُونَ نِكَاحٗا فَلَيۡسَ عَلَيۡهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعۡنَ ثِيَابَهُنَّ غَيۡرَ مُتَبَرِّجَٰتِۭ بِزِينَةٖۖ وَأَن يَسۡتَعۡفِفۡنَ خَيۡرٞ لَّهُنَّۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ٦٠
And women of post-menstrual age who have no desire for marriage - there is no blame upon them for putting aside their outer garments [but] not displaying adornment. But to modestly refrain [from that] is better for them. And Allāh is Hearing and Knowing.
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ و بر زنان از كار افتادهاي كه اميد ازدواج ندارند گناهي نيست كه لباسهايشان را فرونهند در حالي كه زينتي آشكار نكنند، و چنانچه پاكدامني ورزند برايشان بهتر است، و خداوند شنواي داناست. وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء و زنان از كار افتادهاي كه به سن و سال نازايي رسيده و ميل زناشويي و جاذبة جنسي را كاملاً از دست دادهاند، اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا آناني كه ميل ازدواج ندارند، و كسي نيز ميل ازدواج ندارند، و كسي نيز ميل ازدواج با آنها را ندارند، چون زنان پير و سالخوردهاي هستند كه نه خودشان ميل جنسيدارند و نه ديگران با اين ديد به آنان نگاه ميكنند، يا قيافة زشتي دارند كه كسي با ديدن آنها تحريك نميشود. فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ [اينان] اگر لباسهاي خود را از قبيل روسري كه خداوند به زنان دستور داده است آن را بپوشند وليضربن بخمرهن علي جيوبهن [و بايد روسريهايشان را بر گريبانهايشان فرو گذارند] بيرون بياورند گناهي بر آنان نيست.
(60) (﴿وَٱلۡقَوَٰعِدُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ﴾) و زنان از کار افتادهای که به سن و سال نازایی رسیده، و میل زناشویی و جاذبۀ جنسی را کاملاً از دست دادهاند، (﴿ٱلَّٰتِي لَا يَرۡجُونَ نِكَاحٗا﴾) آنانی که میلِ ازدواج ندارند، و کسی نیز میل ازدواج با آنها را ندارد، چون زنان پیر و سالخوردهای هستند که نه خودشان میلِ جنسی دارند، و نه دیگران با این دید به آنان نگاه میکنند، یا قیافۀ زشتی دارند که کسی با دیدن آنها تحریک نمیشود. (﴿فَلَيۡسَ عَلَيۡهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعۡنَ ثِيَابَهُنَّ﴾) [اینان] اگر لباسهای خود را از قبیل: روسری که خداوند به زنان دستور داده است آن را بپوشند: ﴿وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ﴾[و باید روسریهایشان را بر گریبانهایشان فرو گذارند] بیرون بیاورند، گناهی بر آنان نیست. چنین زنانی میتوانند چهرههایشان را ظاهر نمایند، چون خطری برای ابتلای آنان و دیگران به فتنه وجود ندارد. و از آنجا که بیان شد: چنانچه لباسهایشان را فرو نهند، گناهی بر آنان نیست؛ گمان آن میرود که پیرزن میتواند هر کاری را انجام دهد، برای دفع این توهم فرمود: (﴿غَيۡرَ مُتَبَرِّجَٰتِۢ بِزِينَةٖ﴾) در صورتی که زینتی آشکار نکنند، مانند اینکه خویشتن را با پوشیدن لباسهای زیبا بیارایند ـ گر چه روی خود را بپوشانند ـ و یا پایکوبی کنند، تا آنچه از زینتشان که پنهان میدارند، آشکار شود. زیرا صِرفِ خودآرایی زن با پوشیدن لباس ـ هرچند که محجبه هم باشد، و صورت خود را نیز بپوشاند، و از آن دسته از زنان نیز نباشد که دیگران نسبت به او تمایل از خود نشان دهند ـ سبب فتنه خواهد شد، و مرد را دچار حرج و وسوسههای شیطانی میگرداند. (﴿وَأَن يَسۡتَعۡفِفۡنَ خَيۡرٞ لَّهُنَّ﴾) و اگر پاکدامنی ورزند، برایشان بهتر است. استعفاف؛ یعنی عفت پیشه کردن، و انجام دادن اموری که به پاکدامنی میانجامد، از قبیل: ازدواج، و دوری از چیزهایی که از آن بیم گناه میرود.(﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ﴾) و خداوند شنوا است، و همۀ صداها را میشنود؛ و آگاه است، و همۀ نیتها و مقاصد را میداند. پس زنان باید از هرگفتار و نیت فاسدی پرهیز کنند؛ و بدانند که خداوند آنها را به خاطر گفتارها و نیتهای فاسدشان، مجازات خواهد کرد.
24:61Page 358
لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَن تَأۡكُلُواْ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ أَوۡ صَدِيقِكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗاۚ فَإِذَا دَخَلۡتُم بُيُوتٗا فَسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَكَةٗ طَيِّبَةٗۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ ٦١
There is not upon the blind [any] constraint nor upon the lame constraint nor upon the ill constraint nor upon yourselves when you eat from your [own] houses or the houses of your fathers or the houses of your mothers or the houses of your brothers or the houses of your sisters or the houses of your father's brothers or the houses of your father's sisters or the houses of your mother's brothers or the houses of your mother's sisters or [from houses] whose keys you possess or [from the house] of your friend. There is no blame upon you whether you eat together or separately. But when you enter houses, give greetings of peace1 upon each other - a greeting from Allāh, blessed and good. Thus does Allāh make clear to you the verses [of ordinance] that you may understand.
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون بر كور گناهي نيست، و بر لنگ [هم] گناهي نيست بر بيمار [نيز] بر خودتان گناهي نيست، كه از خانههاي فرزندان خود، يا خانههاي پدران، مادران، برداران، خواهران،عموها، عمهها، داييها و خالههاي خود و يا آن [خانههايي] كه كليدشان را در اختيار داريد، يا خانههاي دوستانتان غذا بخوريد. همچنين بر شما گناهي نيست كه به طور دستهجمعي و يا جداگانه خوراك تناول نمائيد. پس چون به خانهها در آييد بر خويش به درودي مبارك و پاكيزه كه رسمي است الهي سلام گوييد. خداوند بدينسان آيات [خود] را برايتان روشن ميسازد تا خرد ورزيد.
(61) خداوند متعال از منت و احسان خویش بر بندگانش خبر میدهد، و بیان میدارد که دین را برای آنان دشوار و مشکل نکرده است، بلکه آن را بینهایت ساده و آسان نموده است. پس فرمود: (﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ﴾) بر کور و لنگ و بیمار گناهی نیست امور واجبی را ترک کنند که انجام آن، جز برای افراد بینا، و افرادی که پاهایشان سالم است، و افرادی که مریض نیستند، ممکن نمیباشد، مانند جهاد در راه خدا و امثال آن که بر لنگ و کور و بیمار واجب نیست. و خداوند متعال به خاطر این مفهوم کلی که بیان نمودیم، سخن را در این مورد به طور مطلق و بدون قید بیان کرد. اما (﴿وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ ﴾) ـ همچنین بر شما گناهی نیست ـ را به (﴿أَن تَأۡكُلُواۡ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ﴾) ـ که از خانههای فرزندانتان غذا بخورید ـ مقید نمود، و این مطابق با حدیث صحیحی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:«أنْتَ وَمَالُک لِأبِیک» تو و مالت از آنِ پدرت میباشید. «إنَّ أطیبَ مَا أکلتُم مِن کسبِکم وَإنَّ أولَادَکم مِن کسبِکم» بیگمان، بهترین چیزی که میخورید، همان است که حاصل دسترنج خودتان میباشد، و فرزندانتان درآمد شما میباشند. و منظور از (﴿مِنۢ بُيُوتِكُمۡ﴾) خانۀ انسان نیست؛ چون چنین مفهومی، بیان یک امر بدیهی، و تحصیل حاصل است که کلام الهی منزه و بهدور از اینگونه امور است، و چون در اینجا، گناه نبودن چیزهایی بیان شده است که گمان آن میرود گناه میباشند. اما خانۀ شخصی انسان، کوچکترینِ گمانی نمیرود که خوردن از آن گناه باشد. (﴿أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ﴾) و نیز بر شما گناهی نیست که از خانههای پدران، مادران، برادران، خواهران، عموها، عمهها، دائیها و خالههای خود بخورید. و اینها معروف و شناخته شده هستند. (﴿أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ﴾) و یا از خانههایی بخورید که کلیدهای آن را در اختیار دارید؛ یعنی خانههایی که شما به نمایندگی و وکالت از صاحبانشان در آن تصرف مینمایید، یا به عنوانِ سرپرستِ آن تعیین شدهاید. اما تفسیر (﴿مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ﴾) به مملوک درست نیست. به دو دلیل: یکی اینکه: در مورد مملوک گفته نمیشود (﴿مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ﴾) بلکه گفته میشود: «ملکتموه» یا «ملکت أیمانکم»، چون آنها مالکِ تمام آن هستند، نه اینکه فقط کلید آن را در اختیار داشته باشند. دوم اینکه: خانۀ بردهها، چیزی جدا از خانۀ انسان نیست؛ زیرا برده و تمام داراییاش، از آنِ آقا و صاحب وی میباشد. پس نیازی به بیان این نکته نیست که خوردن از خانۀ او، گناه نمیباشد. (﴿أَوۡ صَدِيقِكُمۡ﴾) و نیز بر شما گناه نیست که از خانههای دوستانتان غذا بخورید. و خوردنِ بدون اجازه از این خانهها، گناه نیست. و حکمت آن از سیاقِ آیه معلوم است؛ زیرا طبق عادت و عرف، و بهخاطر خویشاوندی و یا دوستی، آدمی اجازه دارد از خانۀ نامبردگان بخورد. و اگر اتفاق افتاد که یکی از اینها اجازه نداد که از خانۀ وی غذا خورده شود و بخل ورزید، نباید آن غذا خورده شود؛ و چنانچه خورده شود، حرام است؛ چراکه حکمت مقتضی آن است، و معنای آیه نیز بیانگر همین مطلب است. (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواۡ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗا﴾) همچنین بر شما گناهی نیست که بهطور دستهجمعی و یا جداگانه خوراک تناول نمایید. و جایز است که اهل یک خانه، همه با هم غذا بخورند؛ یا اینکه هریک، به تنهایی غذا بخورد؛ و این، نفی گناه است، نه نفی فضیلت تا مردم در تنگنا قرار نگیرند؛ وگرنه بهتر آن است که همه، به طور دستهجمعی غذا بخورند. در (﴿فَإِذَا دَخَلۡتُم بُيُوتٗا﴾) کلمۀ (﴿بُيُوتٗا﴾) نکره و در سیاق شرط است که هم شامل خانۀ انسان، و هم خانۀ دیگران میشود. پس وقتی وارد میشود، باید سلام بگوید ، خواه کسی در خانه باشد یا نباشد. بنابراین فرمود: وقتی انسان وارد خانه میشود، (﴿فَسَلِّمُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ﴾) به یکدیگر سلام کنید، چون مسلمین از بس که با همدیگر محبت و دوستی دارند، گویا یک جسم و جان هستند. پس هرگاه انسان وارد خانهای شد، باید سلام بگوید، و در این راستا خانهها فرق نمیکنند. و در مورد اجازه گرفتن، پیشتر گذشت که احکام آن دارای تفصیل است. سپس خداوند این سلام را ستود و فرمود: (﴿تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَكَةٗ طَيِّبَةٗ﴾) سلام شما به هنگام ورود به خانهها که میگویید: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» یا میگویید: «السلام علیکم و رحمة الله» یا میگویید: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین»، (﴿تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ﴾) سلام پر برکتی است که خداوند آن را از سوی خود برایتان مشروع نموده است. (﴿مُبَٰرَكَةٗ﴾) [سلامِ] با برکت و پاک است، چون دوری از کمبود، و حصول رحمت و برکت و رشد و افزونی را دربر دارد. (﴿طَيِّبَةٗ﴾) پاک است. چون از کلمههای پاکیزه و محبوب در نزد خدا تشکیل یافته است، و باعث شادمانی فرد شده و محبت و دوستی را به بار میآورد. پس از آنکه این احکام بزرگ را برای ما بیان کرد، فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بدینگونه خداوند آیاتش را که دربرگیرندۀ احکام شرعی خداوند است، برایتان روشن میسازد. (﴿لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) تا خرد ورزید، و آن را بفهمید، و با دلهایتان آن را دریابید، و از خردمندان باشید؛ چون شناخت احکام شرعی خداوند به صورت درست، بر عقل و خرد انسان میافزاید، و هوش و عقل آدمی را رشد میدهد؛ زیرا مفاهیم این احکام، و آداب آن، بزرگترین مفاهیم و آداب هستند. و پاداش از نوع عمل است، و اگر انسان در آیات او بیندیشد، آیاتی که خداوند او را به اندیشیدن در آن فرا خوانده است، به پاسِ این کار، به خرد و عقل او میافزاید. و این آیات، مبنای یک قاعدۀ کلی هستند، و آن این است که:«عرف و عادت، کلمات را تخصیص میدهند، همانطور که یک لفظ، لفظ دیگر را تخصیص مینماید.» مثلاً اصل بر این است که انسان از خوردنِ خوراکِ دیگران منع شده است؛ اما خداوند، خوردن از خانههای افراد مذکور را جایز قرار داده است، چون عرف و عادت بر همین است. پس هرگاه استفاده از چیزی یا تصرّف نمودن در آن، منوط به اجازه گرفتن از صاحبِ آن باشد، و صاحبش به طور شفاهی یا بر اساس عرف بدان اجازه داد، میتوان از آن استفاده کرد و یا در آن تصرف نمود. نیز بیانگر آن است که برای پدر جایز است از مالِ فرزندش بردارد، و آن را در ملکیت خویش قرار دهد، به صورتی که زیانی بر فرزند وارد نشود؛ چون خداوند خانۀ فرزند را خانۀ آدمی قرار داده است. و این آیه بیانگر آن است کسی که در خانۀ انسان تصرف مینماید، ازقبیل: همسر و خواهر و امثال اینها، برایشان جایز است که از مالِ وی بخورند؛ و به سائل و گدا، از آن خوراک بدهند. و دلیلی است بر اینکه مشارکت در خوراک جایز است، خواه به طور دسته جمعی یا جداگانه غذا بخورند، گرچه در این رهگذر، بعضی بیشتر بخورند.
24:62–64Page 359
إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَإِذَا كَانُواْ مَعَهُۥ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ جَامِعٖ لَّمۡ يَذۡهَبُواْ حَتَّىٰ يَسۡتَـٔۡذِنُوهُۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَـٔۡذِنُونَكَ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ فَإِذَا ٱسۡتَـٔۡذَنُوكَ لِبَعۡضِ شَأۡنِهِمۡ فَأۡذَن لِّمَن شِئۡتَ مِنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمُ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٦٢
The believers are only those who believe in Allāh and His Messenger and, when they are [meeting] with him for a matter of common interest, do not depart until they have asked his permission. Indeed, those who ask your permission, [O Muḥammad] - those are the ones who believe in Allāh and His Messenger. So when they ask your permission due to something of their affairs, then give permission to whom you will among them and ask forgiveness for them of Allāh. Indeed, Allāh is Forgiving and Merciful.
لَّا تَجۡعَلُواْ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗاۚ قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗاۚ فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ ٦٣
Do not make [your] calling of the Messenger among yourselves as the call of one of you to another. Already Allāh knows those of you who slip away, concealed by others. So let those beware who dissent from his [i.e., the Prophet's] order,1 lest fitnah2 strike them or a painful punishment.
أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ قَدۡ يَعۡلَمُ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ وَيَوۡمَ يُرۡجَعُونَ إِلَيۡهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُۢ ٦٤
Unquestionably, to Allāh belongs whatever is in the heavens and earth. Already He knows that upon which you [stand]1 and [knows] the Day2 when they will be returned to Him and He will inform them of what they have done. And Allāh is Knowing of all things.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ مؤمنان واقعي تنها كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند، و چون در كار مهمي با او باشند بدون اجازه [وي] به جاي نميروند، بيگمان آنان كه از تو اجازه ميخواهند، اينان كسانياند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس هرگاه از تو براي انجام بعضي از كارهاي خود اجازه خواستند به هر كس از آنان كه ميخواهيد اجازه بده، و از خداوند برايشان آمرزش بخواه. بيگمان خداوند آمرزگار مهربان است. لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فراخواندن پيامبر را در ميان خويش همچون فراخواند همديگر بشمار نياوريد، بدون شك خداوند كساني از شما كه پنهاني بيرون ميروند، ميشناسد. پس آنانكه با فرمانش مخالفت ميكند بايد از اين بترسد كه بلاي به آنان برسد يا اينكه عذاب دردناكي دچارشان شود. أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هان! بيشك آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداوند است، او آگاه است از آنچه شما بر آن هستيد، و روزي كه به سوي او بازگردانده ميشوند آنان را به آنچه كردهاند آگاه ميسازد، و خداوند به همه چيز دانا است.
(62) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خویش را راهنمایی میکند که هرگاه در کار مهمی همراه پیامبر باشند؛ یعنی کاری که نیاز به همدستی و همکاری داشته باشد، مانند جهاد و مشاوره و امثال آن، از کارهایی که مؤمنان در آن مشارکت میجویند، باید همه جمع شده و متفرق نشوند. پس کسی که واقعاً به خدا و پیامبرش ایمان دارد، در چنین مواقعی، برای انجام کاری معمولی به جایی نمیرود، و به نزد خانوادهاش برنمیگردد، و از جمع جدا نمیشود، مگر اینکه از پیامبر، و بعد از پیامبر از جانشین وی اجازه بگیرد. پس خداوند متعال فرموده است، بدون اجازه از نزد پیامبر نباید رفت. و آنها را براین کارشان و رعایت ادب در محضر پیامبر صلی الله علیه وسلم و ولی امر ستوده است: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَٔۡذِنُونَكَ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) بیگمان آنانکه از تو اجازه میگیرند، اینان کسانیاند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. ولی چنانچه اجازه گرفتند، آیا به آنان اجازه میدهد یا نه؟ خداوند متعال برای اجازه دادن به آنان، دو شرط را بیان کرده است: یکی اینکه بیرون رفتنِ آنها برای انجام کاری از کارهایشان باشد. اما کسی که بدون عذر اجازه میگیرد، به او اجازه داده نمیشود. دوم اینکه: مصلحتی ایجاب نماید که به وی اجازه داده شود. بدون اینکه اجازه دادن به او، زیانی را متوجه اجازه دهنده بکند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِذَا ٱسۡتَٔۡذَنُوكَ لِبَعۡضِ شَأۡنِهِمۡ فَأۡذَن لِّمَن شِئۡتَ مِنۡهُمۡ﴾) پس هر گاه از تو برای انجام بعضی از کارهای خود اجازه خواستند، به هر کس از آنان که میخواهی اجازه بده. پس هرگاه یکی از آنان اجازه خواست، و با توجه به این دو شرط به او اجازه داد، خداوند پیامبرش را دستور میدهد تا برای او آمرزش بخواهد، چون ممکن است او در اجازه خواستن مقصر باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمُ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و از خداوند برایشان آمرزش بخواه، بیگمان خداوند آمرزگار مهربان است؛ گناهان آنها را میآمرزد، و بر آنان رحم میکند، چرا که اجازه خواستن را ـ در صورت داشتن عذر ـ برای آنان جایز قرار داده است.
(63) (﴿لَّا تَجۡعَلُواۡ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗا﴾) فراخوانده شدنِ شما از سوی پیامبر، و فرا خواندن پیامبر را در میان خویش، همچون فراخواندنِ همدیگر به شمار نیاورید. پس هر گاه شما را فراخواند، باید او را اجابت نمایید، حتی اجابت پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالتِ نماز نیز واجب است. پذیرفتن سخن، و عمل کردن بهحرف هیچ کسی جز پیامبر صلی الله علیه وسلم واجب نیست، چون او معصوم است، و به ما امر شده است از وی اطاعت کنیم:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱسۡتَجِيبُواۡ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمۡ لِمَا يُحۡيِيكُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! اجابت کنید [دعوت] خدا و رسول خدا را، هر گاه شما را فرا خواند به سوی آنچه که شما را زنده میدارد. همچنین صدا زدن پیامبر صلی الله علیه وسلم را، همچون صدا زدن افراد معمولی بهشمار نیاورید، پس وقتی که او را صدا میزنید، نگویید:«ای محمد»، و نگویید:«ای محمد پسر عبد الله»، آن گونه که همدیگر را این طور فرا میخوانید، بلکه به خاطر احترام و شرافت و فضیلت او و تفاوتی که با دیگران دارد، باید گفت:«ای پیامبر خدا!» (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) خداوند کسانی را ستود که به او و پیامبرش ایمان آوردهاند، همانهایی که هر گاه در کار مهمی با ایشان باشند، [به جایی] نمیروند، مگر اینکه از ایشان اجازه بگیرند. سپس به تهدید کسی پرداخت که اینگونه عمل نکرده و بدون اجازه رفته است. پس چنین کسی گرچه به شیوهای مخفیانه، رفتنش را از شما پنهان داشته باشد. و مراد خدا نیز در این آیه (﴿يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) همین است، که در آن بیان میدارد آنان به هنگام در رفتنِ خود، طوری عمل میکنند که خویشتن را از چشمانِ شما پنهان دارند، اما خداوند میفرماید که ما به حالِ آنان آگاهیم؛ و آنان را بر این کارشان بهطور کامل مجازات خواهیم کرد. بنابراین به آنها هشدار داد و فرمود: (﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ﴾) پس آنان که با فرمان او مخالفت میکنند، و دستور خدا و پیامبر را ترک کرده، و به انجام کارهایشان میپردازند، و به خاطر کارهایشان، فرمان خدا و رسول را ترک میکنند، باید بر حذر باشند. پس اگر کسی بدون اینکه کاری داشته باشد، فرمان خدا و پیامبر را ترک گوید، حالش چطور خواهد بود؟! چنین افرادی باید بترسند، (﴿أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ﴾) از اینکه گرفتار شرک و شری شوند، (﴿أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) یا اینکه به عذابی دردناک دچار گردند.
(64) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) هان! بیشک آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداوند است؛ ملک او بوده، و بندۀ اویند، و با فرمان تقدیری و شرعی خودش در آنها تصرف مینماید. (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ﴾) او آگاه است از آنچه شما بر آن هستید؛ یعنی علم و آگاهی خداوند، بر خیر و شری که شما بر آن هستید، احاطه دارد، و همۀ کارهایتان را میداند، و قلم الهی بر آن رفته است، ونگهبانانی از فرشتگان که پیش خداوند مقرّب و محترم هستند، کارهایتان را مینویسند. (﴿وَيَوۡمَ يُرۡجَعُونَ إِلَيۡهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواۡ﴾) و روزی که به سوی او بازگردانده میشوند، آنان را به آنچه کردهاند، آگاه میسازد؛ یعنی آنها را، از همۀ کارهای کوچک و بزرگی که ازآنان سر زده است، آگاه میسـازد، و اعضای بدنشان را بر آنان گواه میگیرد، و کوچکترین ستمی بر آنها نمیشود، و کاملاً تحت فضل و عدل الهی قرار دارند. و هنگامی که خداوند علم خود را به اعمال آنان مقید گرداند، عام را بعد از خاص ذکر کرد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُ﴾) و خداوند به همه چیز داناست.
* * *
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences