As-Sa'diAl‑Furqan · 25:34–60

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Al-Furqan 25:34–60

25:34Page 363

ٱلَّذِينَ يُحۡشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ أُوْلَٰٓئِكَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضَلُّ سَبِيلٗا ٣٤

The ones who are gathered on their faces to Hell - those are the worst in position and farthest astray in [their] way.

الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ سَبِيلًا كساني كه بر چهره‌هايشان به سوي دوزخ برده شده و در آن گرد آورده مي‌شوند آنان بدترين جايگاه و گمراهترين راه را دارند.

(34) خداوند متعال از حالت و سرانجامِ مشرکانی که خدا و پیامبرش را تکذیب کرده‌اند، خبر داده، و می‌فرماید: (﴿يُحۡشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ﴾) آنان در بدترین صورت و زشت‌ترین هیئت حشر می‌شوند؛ و فرشتگان عذاب، آنها را بر چهره‌هایشان می‌کشند و به جهنم می‌برند؛ جهنمی که هر نوع عذاب و سزا در آن وجود دارد، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ شَرّٞ مَّكَانٗا﴾) اینان که چنین وضعیتی دارند، در مقایسه با کسانی که به خدا ایمان آورده و پیامبرانش را تصدیق کرده‌اند، بدترین جایگاه را دارند، (﴿وَأَضَلُّ سَبِيلٗا﴾) و گمراه‌ترین راه را دارند. و این از باب «استعمال صیغۀ تفضیل» در موردی است که یک طرف به کلی فاقد آن چیز است، چرا که مؤمنان جایگاه خوبی دارند، و در دنیا آنها به راه راست هدایت شده، و در آخرت نیز، به باغ‌های بهشت رهنمود گشته‌اند.

25:35–40Page 363

وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلۡنَا مَعَهُۥٓ أَخَاهُ هَٰرُونَ وَزِيرٗا ٣٥

And We had certainly given Moses the Scripture and appointed with him his brother Aaron as an assistant.

فَقُلۡنَا ٱذۡهَبَآ إِلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَا فَدَمَّرۡنَٰهُمۡ تَدۡمِيرٗا ٣٦

And We said, "Go both of you to the people who have denied Our signs." Then We destroyed them with [complete] destruction.

وَقَوۡمَ نُوحٖ لَّمَّا كَذَّبُواْ ٱلرُّسُلَ أَغۡرَقۡنَٰهُمۡ وَجَعَلۡنَٰهُمۡ لِلنَّاسِ ءَايَةٗۖ وَأَعۡتَدۡنَا لِلظَّٰلِمِينَ عَذَابًا أَلِيمٗا ٣٧

And the people of Noah - when they denied the messengers,1 We drowned them, and We made them for mankind a sign. And We have prepared for the wrongdoers a painful punishment.

وَعَادٗا وَثَمُودَاْ وَأَصۡحَٰبَ ٱلرَّسِّ وَقُرُونَۢا بَيۡنَ ذَٰلِكَ كَثِيرٗا ٣٨

And [We destroyed] ʿAad and Thamūd and the companions of the well1 and many generations between them.

وَكُلّٗا ضَرَبۡنَا لَهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَۖ وَكُلّٗا تَبَّرۡنَا تَتۡبِيرٗا ٣٩

And for each We presented examples [as warnings], and each We destroyed with [total] destruction.

وَلَقَدۡ أَتَوۡاْ عَلَى ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلَّتِيٓ أُمۡطِرَتۡ مَطَرَ ٱلسَّوۡءِۚ أَفَلَمۡ يَكُونُواْ يَرَوۡنَهَاۚ بَلۡ كَانُواْ لَا يَرۡجُونَ نُشُورٗا ٤٠

And they have already come upon the town which was showered with a rain of evil [i.e., stones]. So have they not seen it? But they are not expecting resurrection.1

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا و به راستي كه به موسي كتاب [تورات] داديم، و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم. فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا آنگاه گفتيم:«به سوي قومي برويد كه آيات ما را دروغ انگاشته‌اند» پس ما ايشان را به شدت هلاك و نابود كرديم. وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا و قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم، و براي ستمگران عذابي دردناك فراهم ديده‌ايم. وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا و عاد و ثمود و اصحاب الرس و ملت‌ها و نسل‌هاي بسياري را كه در اين ميان بودند [هلاك ساختيم]. وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا و براي هر كدام مثلها زديم و ما جملگي ايشان را به سختي نابود كرديم. وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا و به راستي [كافران] از كنار شهري كه باران شر و بدبختي بر سر اهالي آنجا فرود آمده بود. گذشته‌اند، آيا آن را نمي‌ديدند؟ [چرا] بلكه اميدي به زنده شدن نداشتند.

(35 - 40) خداوند در اینجا به این داستان‌ها اشاره کرده، و آن را به صورت مفصل در آیاتی دیگر بیان نموده است تا مخاطبان را از ادامه دادن به تکذیب پیامبرشان برحذر دارد، که اگر باز نیایند، به عذابی گرفتار خواهند شد که این ملت‌ها بدان گرفتار شدند؛ ملت‌هایی که از آنها نزدیک بوده، و داستان‌هایشان را می‌دانند. و برخی از این کافران، آثار ملت‌های هلاک شده را آشکارا می‌بینند، مانند قوم صالح در حجر، و مانند قریه‌ای که باران بلا بر آن بارانده شد، و با سنگ‌هایی از جنس گل سنگباران شدند. و این کافران صبحگاهان و شامگاهان و در سفرهایشان از آنجا عبور می‌کنند. به ‌درستی که این ملت‌ها از آنها بدتر نبوده، و پیامبرانشان از پیامبر اینها بهتر نبوده است، ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾ آیا کافرانتان از ایشان بهترند، یا در کتاب‌های نازل شده، برائتِ شما نوشته شده است؟! آنچه که اینها را از ایمان آوردن ـ با وجود آیاتی که مشاهده ‌کردند ـ بازداشت، این بود که آنها به معاد، و زنده شدن پس از مرگ، باور و امیدی نداشتند. بنابراین امید به لقای پروردگارشان را ندارند، و از عذاب او نمی‌ترسند. پس به عناد و مخالفت خود ادامه دادند، وگرنه نشانه‌ها و آیاتی به نزد آنها آمده بود که هیچ شک و شبهه‌ای را باقی نمی‌گذاشت.

25:41–44Page 363

وَإِذَا رَأَوۡكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِي بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا ٤١

And when they see you, [O Muḥammad], they take you not except in ridicule, [saying], "Is this the one whom Allāh has sent as a messenger?

إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَاۚ وَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ حِينَ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ مَنۡ أَضَلُّ سَبِيلًا ٤٢

He almost would have misled us from our gods had we not been steadfast in [worship of] them." But they are going to know, when they see the punishment, who is farthest astray in [his] way.

أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا ٤٣

Have you seen the one who takes as his god his own desire? Then would you be responsible for him?

أَمۡ تَحۡسَبُ أَنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَسۡمَعُونَ أَوۡ يَعۡقِلُونَۚ إِنۡ هُمۡ إِلَّا كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ سَبِيلًا ٤٤

Or do you think that most of them hear or reason? They are not except like livestock.1 Rather, they are [even] more astray in [their] way.

وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا و هنگامي كه تو را مي‌بينند فقط به استهزا و تمسخرت مي‌گيرند [و مي‌گيرند:] آيا اين است كسي كه خداوند او. را به عنوان پيامبر فرستاده است؟! إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا به راستي نزديك بود كه ما را از [پرستش] معبودانمان- اگر بر آن شكيبايي نمي‌ورزيديم- گمراه كند، و چون عذاب را ببينند خواهند دانست كه چه كسي گمراه‌تر است. أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا آيا ديده‌اي كسي را كه هوي و هوس خود را معبود خود گرفته است؟ آيا تو وكيل او خواهي بود؟! أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا يا گمان مي‌بري كه بيشترشان مي‌شنوند يا مي‌فهمند؟ آنان مانند چهارپايان هستند، بلكه اينان گمراه‌ترند.

(41) (﴿وَإِذَا رَأَوۡكَ﴾) و کسانی که تو را تکذیب می‌کنند، و با آیات خدا مخالفت، و در زمین تکبر می‌ورزند، هنگامی که ای محمد صلی الله علیه وسلم تو را می‌بینند، شما را مسخره نموده، و به شما توهین می‌کنند، و به صورت تحقیر و توهین می‌گویند: (﴿أَهَٰذَا ٱلَّذِي بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا﴾) آیا این است که خداوند او را به عنوان پیامبر فرستاده است؟! یعنی شایسته نیست که خداوند چنین شخصی را به عنوان پیامبر بفرستد. و این، شدتِ ستمگری و عناد و وارونه کردنِ حقیقت از سوی آنان را نشان می‌دهد؛ زیرا از این سخن، چنان فهمیده می‌شود که پیامبرـ نعوذ بالله در نهایت حقارت و پستی قرار دارد، و چنانچه کسی دیگر پیامبر ‌بود، مناسب‌تر بود. ﴿وَقَالُواۡ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾ و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگی از این دو قریه نازل نشده است؟!» چنین سخنی، جز از نادان‌ترین و گمراه‌ترین مردم سر نمی‌زند، و کسی که این سخن را می‌گوید، کینه‌توزی و لجاجت شدیدی داشته، و خودش را به نادانی می‌زند، و هدفش این است که با طعنه زدن به حق، و عیب‌جویی از آن، و کسی که آن را آورده است، باطل خود را ترویج دهد. و گرنه هرکس در حالات محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم بیندیشد، او را مرد برجسته و عاقل می‌داند، و اینکه از نظر خرد و علم و هوشیاری و داشتنِ عادت‌های نیکو و پاکدامنی و شجاعت و... بر آنان مقدم است؛ و کسی که او را تحقیر می‌کند و ناسزا می‌گوید، دارای چنان بی‌خردی و جهالت و گمراهی و تناقض و ستم و تجاوزی است که در کسی دیگر وجود ندارد. و برای جهالت و گمراهی‌اش همین قدر کافی است که پیامبرِ بزرگوار و رادمرد و سخاوتمند را مورد عیب جویی قرار دهد.

(42) هدفِ مشرکان از توهین و استهزا به پیامبر، این بود که بر باطل خود پافشاری کنند، و انسان‌های ضعیف العقل را فریب دهند. بنابراین گفتند: (﴿إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) به راستی نزدیک بود ما را از پرستش معبودانمان گمراه کند، و به‌جای همۀ معبودانمان، یک معبود بپرستیم. (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمی‌ورزیدیم، ما را گمراه می‌نمود. و آنها ادّعا می‌کردند که توحید و یگانه پرستی، گمراهی است؛ و شرکی که آنها بر آن هستند، هدایت است. بنابراین یکدیگر را به شکیبایی و بردباری سفارش می‌کردند:﴿وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواۡ وَٱصۡبِرُواۡ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡ﴾ و سران و اشراف آنها به راه افتاده، و گفتند:«بروید و بر [پرستش] خدایان خود شکیبایی ورزید.» و در اینجا گفتند: (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمی‌ورزیدیم. صبر و شکیبایی در همه جا قابل ستایش است به جز درچنین جایی، زیرا چنین صبری اسباب و عوامل خشم الهی را فراهم می‌نماید، و هیزم وسوخت جهنم را بیشتر می‌کند. اما مؤمنان، همانطور که خدا در مورد آنها فرموده است:﴿وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلصَّبۡرِ﴾ یکدیگر را به حق و بردباری سفارش می‌کنند. و ازآنجا که آنها با این سخنان حکم می‌کردند که هدایت یافته‌اند و پیامبر گمراه است و روشن و ثابت است که چاره‌ای برای به راه آمدن آنها نیست، خداوند آنان را به آمدن عذاب تهدید کرد و خبر داد که آنها، (﴿حِينَ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ﴾) در آن وقت که عذاب را می‌بینند به صورت حقیقی و واقعی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضَلُّ سَبِيلًا﴾)چه کسی گمراه‌تر است. ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾ و روزی [خواهد آمد] که ستمکار دستهایش را گاز می‌گیرد و می‌گوید: «ای کاش! با پیامبر راهی برمی‌گرفتم».

(43) و آیا گمراهی و ضلالتی بیشتر از این وجود دارد که کسی هوای نفس و خواسته‌های نفسانی خود را معبود خویش قرار دهد، و هرچه نفسش بخواهد انجام ‌دهد؟! بنابراین فرمود: (﴿أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا از حالت کسی تعجب نمی‌کنی که هوای نفس خویش را معبود خود قرار داده؟! و نمی‌نگری که در چه گمراهیِ شدیدی قرار دارد؟! حال آن‌که خودش را در جایگاه والایی می‌بیند! (﴿أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا﴾) آیا تو وکیل او خواهی بود؟ یعنی تو بر او مسلط و چیره نیستی، بلکه فقط بیم دهنده هستی، و تو وظیفه‌ات را انجام داده‌ای، و حساب آنان با خداست.

(44) سپس خداوند متعال بر گمراهی بزرگِ آنها تاکید نمود، و فرمود: آنها عقل و گوش ندارند. و آنها را در گمراه بودن، به چهارپایان تشبیه کرد که جز صدا چیزی نمی‌شنوند. کر و لال و کور هستند، و باز نمی‌گردند. بلکه آنها از چهارپایان گمراه‌ترند؛ زیرا چهارپایان را چوپانشان هدایت می‌نماید، و چهارپایان راه را می‌یابند، و راه هلاکت و نابودی خود را می‌دانند، و از آن پرهیز می‌نمایند، و سرانجامِ سالم‌تر و نیکوتری از اینها خواهند داشت. پس روشن شد کسی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را به گمراهی متهم ‌نماید، خودش بیشتر سزاوار این صفت است، و هر حیوان زبان بسته‌ای از او راهیاب‌تر است.

25:45–46Page 364

أَلَمۡ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيۡفَ مَدَّ ٱلظِّلَّ وَلَوۡ شَآءَ لَجَعَلَهُۥ سَاكِنٗا ثُمَّ جَعَلۡنَا ٱلشَّمۡسَ عَلَيۡهِ دَلِيلٗا ٤٥

Have you not considered your Lord - how He extends the shadow, and if He willed, He could have made it stationary? Then We made the sun for it an indication.1

ثُمَّ قَبَضۡنَٰهُ إِلَيۡنَا قَبۡضٗا يَسِيرٗا ٤٦

Then We [retract and] hold it with Us for a brief grasp.1

أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا آيا در [كار] پروردگارت ننگريسته‌اي كه چگونه سايه را گسترانيده است؟ و اگر مي‌خواست آن را ساكن مي‌كرد، سپس خورشيد را دليل [گسترش] آن قرار داديم. ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا سپس آن را آهسته به سوي خود باز مي‌گيريم.

(45 - 46) آیا با چشم و بینش و بصیرتِ خود، کمال قدرت پروردگارت و گستردگیِ رحمت او را مشاهده نکرده‌ای، که چگونه سایه را بر بندگان گسترانده است؟ و این قبل از طلوع خورشید است، (﴿ثُمَّ جَعَلۡنَا ٱلشَّمۡسَ عَلَيۡهِ دَلِيلٗا﴾) سپس خورشید را دلیلِ گسترشِ سایه قرار دادیم. پس اگر خورشید نبود، سایه شناخته نمی‌شد؛ زیرا هر چیزی، با ضدش شناخته می‌شود. (﴿ثُمَّ قَبَضۡنَٰهُ إِلَيۡنَا قَبۡضٗا يَسِيرٗا﴾) سپس هر اندازه خورشید بلند شود، اندک اندک از سایه کاسته گردد، تا اینکه کاملاً از بین می‌رود. بنابراین به دنبال هم آمدن سایه و خورشید، به گونه‌ای که مردم آن را به صورت آشکار مشاهده می‌کنند، و آنچه که بر این امر مترتب می‌شود، از قبیل: دگرگونی شب و روز و در پیِ یکدیگر آمدنِ آنها، و پشت سرِ هم آمدنِ فصل‌ها و به دست آمدن مصالح فراوانی در این رهگذر، دال بر کمالِ قدرت و عظمتِ خداوند متعال و کمالِ رحمت او و توجه وی به بندگانش می‌باشد. و دلیلی است بر اینکه تنها او، معبود مورد ستایش و محبوبِ بزرگوار و دارای شکوه و عظمت می‌باشد.

25:47Page 364

وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِبَاسٗا وَٱلنَّوۡمَ سُبَاتٗا وَجَعَلَ ٱلنَّهَارَ نُشُورٗا ٤٧

And it is He who has made the night for you as clothing1 and sleep [a means for] rest and has made the day a resurrection.2

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا و اوست ذاتي كه شب را برايتان پوشش، و خواب را ماية آسايش گرداند، و روز را [هنگام] برخاستن قرار داد.از جمله رحمت و لطف خداوند نسبت به شما اين است كه شب را همچون پوششي برايتان قرار داده كه شما را مي‌پوشاند، تا در آن آرام گيريد و به خواب فرو رفته و بياسايد، و به هنگام خواب از حركت باز ايستيد. پس اگر شب نبود بندگان آرام نمي‌گرفتند، و به كارشان ادامه مي‌دادند و اين برايشان بسيار زيان‌آور بود. نيز اگر تاريكي ادامه مي‌يافت زندگي و مصالح آنها تعطيل مي‌شد، اما خداوند روز را زمان بيداري و برخاستن و جنبش قرارداد تا مردم در آن به تجارت و سفر در كارهايشان بپردازند و با اين كار منافع و مصالحشان تحقق يابد.

(47) از جمله رحمت و لطف خداوند نسبت به شما، این است که شب را همچون پوششی برایتان قرار داده که شما را می‌پوشاند، تا در آن آرام گیرید و به خواب فرو رفته و بیاسایید؛ و به هنگام خواب، از حرکت بازایستید. پس اگر شب نبود، بندگان آرام نمی‌گرفتند، و به کارشان ادامه می‌دادند، و این برایشان بسیار زیان آور بود. نیز اگر تاریکی ادامه می‌یافت، زندگی و مصالح آنها تعطیل می‌شد. اما خداوند روز را، زمان بیداری و برخاستن و جنبش قرار داد تا مردم در آن به تجارت و سفر و کارهایشان بپردازند، و با این کار منافع و مصالحشان تحقق ‌یابد.

25:48–50Page 364

وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦۚ وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ طَهُورٗا ٤٨

And it is He who sends the winds as good tidings before His mercy [i.e., rainfall], and We send down from the sky pure water

لِّنُحۡـِۧيَ بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗا وَنُسۡقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقۡنَآ أَنۡعَٰمٗا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرٗا ٤٩

That We may bring to life thereby a dead land and give it as drink to those We created of numerous livestock and men.

وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَٰهُ بَيۡنَهُمۡ لِيَذَّكَّرُواْ فَأَبَىٰٓ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورٗا ٥٠

And We have certainly distributed it among them that they might be reminded,1 but most of the people refuse except disbelief.

وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا و اوست ذاتي كه پيش از رحمتش [=باران] بادها را مژده‌آور فرستاد، و از آسماني آبي پاك نازل كرديم. لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا تا با آن [آب] سرزمين مرده‌اي را زنده گردانيم، و چهارپايان و مردمان بسياري را كه آفريده‌ايم بنوشانيم. وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا و به راستي آن [باران] را در ميانشان گوناگون نازل كرديم تا پند گيرند، و بيشتر مردمان جز سر ناسپاسي نداشتند.

(48 - 49) تنها اوست ذاتی که بر بندگانش رحم نموده، و روزی خویش را، فراوان به سوی آنها گسیل داشته است، و بادها را، پیش ‌از باران رحمتش، به عنوان مژده رسان‌هایِ پیش‌قراول می‌فرستد. و ابرها به وسیلۀ این بادها حرکت می‌کنند، و به هم می‌پیوندند، و به قطعه‌ها تبدیل می‌شوند. و بادها آن را بارور می‌کنند، و به حکم پروردگار، باران می‌بارد تا بندگان قبل از باریدنش خوشحال شوند، و برای آن آمادگی پیدا کنند، قبل از اینکه ناگهان آنها را غافل‌گیر کند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ طَهُورٗا﴾) و از آسمان، آبی پاک نازل کردیم، که از آلودگی و نجاست پاک بوده و دارای برکت است. از برکتِ آن، این است که خداوند به وسیلۀ آن، سرزمین مرده و خشکی را آباد و زنده می‌نماید، و آنگاه انواع درختان و گیاهان گوناگون -که مردم و چهارپایان از آن می‌خورند- در آن می‌روید. (﴿وَنُسۡقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقۡنَآ أَنۡعَٰمٗا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرٗا﴾) و آن آب را برای نوشیدن در اختیار شما و چهارپایانتان قرار داده‌ایم. آیا کسی که بادها را، مژده‌رسانِ رحمت خویش فرستاده، و کارهای متفاوتی را به آنها واگذار نموده، و ازآسمان، آبی پاک و مبارک فرو فرستاده تا با آن روزی بندگان و چهارپایانشان فراهم ‌شود، شایسته نیست که فقط او پرستش شود، و کسی را با او شریک قرار نداد؟!

(50) خداوند آیات و نشانه‌هایی آشکار را -که با چشم مشاهده می‌شوند- بیان کرد، و آن را به صورت‌های گوناگون برای بندگان ابراز داشت تا آن را بفهمند و سپاس آن را به جای آورند، و یاد کنند، و از آن پند پذیرند، با وجود این، (﴿فَأَبَىٰٓ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورٗا﴾) بیشتر مردمان -به خاطر فساد اخلاق و سرشت ناپاکشان- در برابر آن، جز کفر و ناسپاسی از خود نشان نمی‌دهند.

25:51–52Page 364

وَلَوۡ شِئۡنَا لَبَعَثۡنَا فِي كُلِّ قَرۡيَةٖ نَّذِيرٗا ٥١

And if We had willed, We could have sent into every city a warner.1

فَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَجَٰهِدۡهُم بِهِۦ جِهَادٗا كَبِيرٗا ٥٢

So do not obey the disbelievers, and strive against them with it [i.e., the Qur’ān] a great striving.

وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا و اگر مي‌خواستيم در هر شهر و آبادي بيم دهنده‌اي مي‌فرستاديم. فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا پس، از كافران فرمان مبر، و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز.

(51) خداوند متعال از نفوذ مشیّت و خواست خود خبر می‌دهد، و اینکه اگر او می‌خواست، در هر شهر و آبادی، بیم دهنده و پیامبری را می‌فرستاد تا اهالی آنجا را بیم دهد. خدا از انجام چنین چیزی ناتوان نیست، اما ای محمد! حکمت و رحمت او نسبت به تو و به بندگان اقتضا نمود تا تو را به عنوان پیامبر، به سوی سیاه و سرخ، عرب و عجم و انسان و جن بفرستد.

(52) (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و برای ترک کردن چیزی که بدان فرستاده شده‌ای، از کافران اطاعت مکن، بلکه تمام تلاش خود را، برای رساندنِ آن پیام مبذول دار، (﴿وَجَٰهِدۡهُم بِهِۦ جِهَادٗا كَبِيرٗا﴾) و با قرآن، با آنان به جهادی بزرگ بپرداز؛ یعنی در یاری کردن حق، و نابود کردن باطل، از هیچ کوششی دریغ نورز، و تمامی توانایی و کوشش خود را، برای یاری کردن حق، مبذول بدار. اگر تکذیب و گستاخی از آنها سر زد، پس تو تلاش خود را بکن؛ و آنچه را در توان داری، انجام بده؛ و از هدایت شدن آنها ناامید مشو؛ و به‌خاطر خواسته‌ها و امیال آنان، تبلیغ رسالت خدا را ترک مکن.

25:53Page 364

۞ وَهُوَ ٱلَّذِي مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞ وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا ٥٣

And it is He who has released [simultaneously] the two seas [i.e., bodies of water], one fresh and sweet and one salty and bitter, and He placed between them a barrier and prohibiting partition.

وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا و او ذاتي است كه دو دريا را در كنار هم روان ساخت؛ يكي شيرين و گوارا، و ديگري شور و تلخ است. و در ميان آن دو جايز و مانع استواري قرار داد.

(53) اوست که دو دریا را در کنار هم روان ساخت، بدون اینکه با هم برخورد ‌کنند. یکی شیرین و گوارا است؛ و آن رودهایی است که روی زمین روان‌اند، و دیگری دریای شور است. و خداوند هردو را به نفع و مصلحت بندگان قرار داده است. (﴿وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا﴾) و میان آن دو، حاجز و مانعی قرار داده که از مخلوط شدن یکی با دیگر جلوگیری می‌نماید؛ چون اگر مخلوط شوند، فایده‌ای که مورد نظر است، از بین خواهد رفت. (﴿وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا﴾) و مانعی محکم و استوار [میان آن دو قرار داده است].

25:54Page 364

وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ مِنَ ٱلۡمَآءِ بَشَرٗا فَجَعَلَهُۥ نَسَبٗا وَصِهۡرٗاۗ وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرٗا ٥٤

And it is He who has created from water [i.e., semen] a human being and made him [a relative by] lineage and marriage. And ever is your Lord competent [concerning creation].

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا و او ذاتي است كه از آب انساني را افريد، آنگاه آن را براي پيوند نسبي و سببي قرارداد، و پروردگارت تواناست.

(54) او خدای یگانه‌ای است که شریکی ندارد؛ ذاتی که انسان را از آبی بی‌ارزش آفرید، سپس از او نسل زیادی را منتشر کرد، و آنها را خویشاوند و فامیل قرار داد، و مادۀ همه، از این آب پست است. پس این بر کمالِ قدرت و توانایی خداوند دلالت می‌نماید. (﴿وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرٗا﴾) و پروردگارت تواناست. و پرستش او حق است، و عبادتِ غیر او باطل می‌باشد.

25:55Page 364

وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمۡ وَلَا يَضُرُّهُمۡۗ وَكَانَ ٱلۡكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرٗا ٥٥

But they worship rather than Allāh that which does not benefit them or harm them, and the disbeliever is ever, against his Lord, an assistant [to Satan].

وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيرًا و به غير از خداوند چيزي را مي‌پرستند كه به آنان سودي نمي‌بخشد، و زياني به آنان نمي‌رساند و كافر پيوسته در راه سركشي از پروردگارش [ديگران را] پشتيباني مي‌كند.

(55) (﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمۡ وَلَا يَضُرُّهُمۡ﴾) و آنها بت‌ها و مردگانی را عبادت می‌نمایند که سود و زیانی به آنان نمی‌رسانند؛ و این بت‌ها و مرده‌ها را، همتای خداوندی قرار می‌دهند که صاحب سود و زیان و منع و عطا است. و با اینکه می‌بایست از رهنمودهای پروردگارشان اطاعت کنند، و از دین او دفاع نمایند، اما آنها عکس قضیه را انجام ‌دادند. (﴿وَكَانَ ٱلۡكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرٗا﴾) پس باطل که بت‌ها و انبازها هستند، دشمن خدا می‌باشند، و کافر که به کمک و پشتیبانی آنها می‌شتابد، خودش نیز دشمن خدا قرار می‌گیرد، و به دشمنی و جنگ با او برمی‌خیزد. این در صورتی است که خداوند او را آفریده، و روزی داده، و نعمت‌های ظاهری و باطنی را بدو بخشیده است، و نمی‌تواند از قلمرو فرمانروایی و قدرت او بیرون رود. با این وصف، خداوند احسان و نیکی خویش را از او قطع ننموده است، اما او ـ به سبب نادانی‌اش ـ به این دشمنی و مبارزه ادامه می‌دهد.

25:56–60Page 365

وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا مُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا ٥٦

And We have not sent you, [O Muḥammad], except as a bringer of good tidings and a warner.

قُلۡ مَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا ٥٧

Say, "I do not ask of you for it any payment - only that whoever wills might take to his Lord a way."

وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا ٥٨

And rely upon the Ever-Living who does not die, and exalt [Allāh] with His praise. And sufficient is He to be, with the sins of His servants, [fully] Aware -

ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ ٱلرَّحۡمَٰنُ فَسۡـَٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا ٥٩

He who created the heavens and the earth and what is between them in six days and then established Himself above the Throne1 - the Most Merciful, so ask about Him one well informed [i.e., the Prophet (ﷺ)].

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواْۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَالُواْ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا۩ ٦٠

And when it is said to them, "Prostrate to the Most Merciful," they say, "And what is the Most Merciful? Should we prostrate to that which you order us?" And it increases them in aversion.

مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و تو را جز مژده‌رسان و بيم دهنده نفرستاده‌ايم. قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا بگو:«من در برابر [ابلاغ] اين [قرآن] هيچ مزدي از شما نمي‌طلبم، ولي [پاداش من اين است كه] هر كس بخواهد به سوي پروردگارش راهي را در پيش گيرد. وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا و بر خداوندي توكل كن كه هميشه زنده است و هرگز نمي‌ميرد، و با ستايش او را [به پاكي] يادكن. و همين كه او به گناهان آگاه مي‌باشد بس است. الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ذاتي كه آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز آفريده، سپس بر عرش بلند و مرتفع گرديد. او داراي رحمت فراوان است، پس از فرد آگاهي بپرس. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا و هنگامي كه به كافران گفته شود: «براي خداوند رحمان سجده كنيم» مي‌گويند: «رحمان كسيت؟ ايا ما براي چيزي سجده كنيم كه تو به ما دستور مي‌دهي؟ و اين امر بر گريز آنان افزود.

(56) خداوند متعال خبر می‌دهد که او پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است تا بر مردمان چیره و مسلط باشد، و او را فرشته‌ای قرار نداده است، و خزانه و گنجینه‌ها در دست او نیست؛ بلکه او را فرستاده تا به مردم مژده دهد؛ و کسانی را که از خداوند فرمان می‌برند، به پاداش هر دو جهان نوید دهد، (﴿وَنَذِيرٗا﴾) و او را فرستاده است تا بیم دهنده باشد؛ و هرکس را که از خدا نافرمانی ‌کند، به عذاب هر دو جهان بیم بدهد. و این مستلزم آن است که اوامر و نواهی خدا به طور روشن بیان ‌شوند.

(57) و تو ای محمد صلی الله علیه وسلم ! در مقابل رساندن قرآن و هدایت به آنها، پاداشی از آنان نخواه؛ تا این چیز، آنها را از پیروی کردن از تو باز ندارد، و در دادن آن دچار سختی نشوند. (﴿إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾) مگر کسی که ‌خواست در راه خشنودی پروردگارش نفقه‌ای ببخشد. پس اگرچه من شما را به آن تشویق می‌کنم، اما شما را برآن مجبور نمی‌سازم. و نیز پاداش من بر شما نیست، بلکه آنچه انفاق می‌کنید، به مصلحت خودتان بوده، و راهی است که برای رسیدن به پروردگارتان در پیش می‌گیرید.

(58) سپس پیامبر را دستور داد تا بر او توکل نماید، و از وی کمک بگیرد. پس فرمود: (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و بر خداوند زنده‌ای که دارای حیات کامل و مطلق است، و هرگز نمی‌میرد، توکل کن؛ و با ستایش، او را به پاکی یاد کن؛ یعنی او را بپرست، و در همۀ کارهایت بر او توکل نما. (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا﴾) و همین کافی است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است، و آن را می‌داند، و آنان را بر آن مجازات می‌نماید.

(59) پس بر تو واجب نیست که آنها را هدایت نمایی، و نیز ثبت و ضبط کارهایشان بر عهده تو نمی‌باشد. بلکه همۀ اینها به دست خداوند است، (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) خداوندی که آسمان‌ها و زمین ‌و آنچه را که در میان آنهاست، در شش روز آفرید، سپس بر بالای عرش خود استوا یافت؛ عرشی که سقف همۀ مخلوقات بوده، و از همۀ آفریده‌های الهی بلندتر و بزرگ‌تر و زیباتر است.(﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) خداوند مهربان بر عرش خود بلند و مرتفع گردید؛ عرشی که آسمان‌ها و زمین را دربر گرفته است. و رحمت خداوند هر چیزی را دربر گرفته است. پس او با داشتن گسترده‌ترین صفات، بر بزرگ‌ترین مخلوقات، بلند و مرتفع گردید. و با این آیه ثابت می‌شود که او مخلوقات را آفریده، و از درون و برون آنها آگاهی دارد. نیز مرتفع نمودن او بر عرش، و متفاوت بودنِ او از مخلوقاتش، و متصل نبودنش به آنان ثابت می‌گردد. (﴿فَسۡ‍َٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا﴾) پس در این باره از خداوند بپرس؛ چون اوست که اوصاف و عظمت و شکوه خویش را می‌داند، و شما را به آن خبر داده است، و از عظمت خویش، چیزهایی به شما نشان داده که شناخت او را برایتان آسان‌تر می‌سازد. پس عارفان او را شناخته، و در برابر عظمتش سر فرود آورده‌اند. و کافران از عبادت او سر باز زدند، و امتناع ورزیدند. بنابراین فرمود:

(60) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواۡۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَال﴾) و هنگامی که به آنها گفته ‌شود تنها برای خداوند رحمان سجده کنید؛ خداوندی که هر نعمتی را به شما ارزانی داشته، و همۀ بدبختی‌ها را از شما دور کرده است، (﴿قَالُواۡ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) از روی انکار و کفر می‌گویند: ما خداوند رحمان را نمی‌شناسیم. و ازجمله طعنه‌هایی که به پیامبر می‌زدند، این بود که می‌گفتند: او ما را از گرفتن معبودانی دیگر به همراه خدا باز می‌دارد؛ در حالی که خودش خدایی دیگر به همراه خدا به فریاد می‌خواند، و می‌گوید «یا رحمان» و امثال این. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿قُلِ ٱدۡعُواۡ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواۡ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواۡ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا رحمان را بخوانید، به هر نامی او را بخوانید، فرق نمی‌کند؛ چرا که او دارای نام‌های نیکوست. پس نام‌های خداوند زیادند، چون صفت‌های او زیادند، و کمال او متعدد است. پس هر یک از نام‌های او، بر صفت کمالی دلالت می‌نماید. (﴿أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا﴾) آیا به فرمان تو، برای کسی غیر از معبودان خود، سجده ‌کنیم؟ و این سخن آنها، مبتنی بر تکذیب پیامبر، و سر باز زدنشان از طاعت او بود. (﴿وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا﴾) و دعوتِ آنها به سجده بردن برای خداوند رحمان، بر گریز آنها ازحق، و شتافتن به سوی باطل، و بر کفر و بدبختی‌شان می‌افزود.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском