As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Ash-Shu'ara 26:10–68, continued
(29 - 33) وقتی موسی، با دلیل قاطعش، فرعون را ساکت کرد، و توانایی مقابله را از او سلب کرد، پس موسی را به قدرت و سلطنت خود تهدید کرد، و گفت: (﴿لَئِنِ ٱتَّخَذۡتَ إِلَٰهًا غَيۡرِي لَأَجۡعَلَنَّكَ مِنَ ٱلۡمَسۡجُونِينَ﴾) اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زمرۀ زندانیان خواهم گرداند. فرعون ـخداوند چهرهاش را زشت بگرداندـ ادعا کرد که امیدوار است موسی را منحرف گرداند، و موسی،غیر از فرعون، هیچ معبود دیگری را معبود خویش قرار ندهد. فرعون تنها به خاطر فریب دادن قومش، این سخن را گفت، وگرنه او خیلی خوب میدانست که موسی و پیروانش، از روی علم و بصیرت این راه را انتخاب کردهاند، و هرگز امکان ندارد که از اعتقادات خود دست بردارند. موسی به او گفت: (﴿أَوَلَوۡ جِئۡتُكَ بِشَيۡءٖ مُّبِينٖ﴾) آیا اگر من معجزۀ آشکاری به تو نشان دهم که بر صحت آنچه آوردهام دلالت کند، [باز هم مرا زندانی میکنی؟!](فرعون) گفت: اگر از زمره راستگويانی، آن را بنمای. موسی عصایش را انداخت، و بهناگاه تبدیل به اژدهایی آشکار شد که هر کس آن را میدید، خیال و گمانی در آن نمییافت. (﴿وَنَزَعَ يَدَهُۥ﴾) و دستش را از گریبانش بیرون آورد، (﴿فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ﴾) و ناگهان بینندگان، آن را سفید و روشن دیدند که دارای نوری بزرگ بود؛ و هرکس به آن نگاه میکرد، هیچ نقص و عیبی را در آن مشاهده نمیکرد.
(34 - 37) فرعون در قالبِ مخالفت با حق، و پیام آورِ حقیقت، به اشراف و بزرگان پیرامونش گفت: (﴿إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٞ يُرِيدُ أَن يُخۡرِجَكُم مِّنۡ أَرۡضِكُم بِسِحۡرِهِۦ﴾) این جادوگری بس آگاه و ماهر است که میخواهد با جادوی خود، شما را از سرزمینتان بیرون کند. فرعون میدانست که آنها کمعقل و بیخرد هستند، بنابراین آنان را فریب داد، و گفت: چیزی که موسی نشان میدهد، از نوع کارهایی است که جادوگران انجام میدهند؛ چون آنها این را به طور مسلّم میدانستند که جادوگران چیزهای عجیبی نشان میدهند که دیگر مردم توانایی آن را ندارند. و فرعون آنها را ترساند که هدف او از این جادو، این است که شما را از وطن خودتان بیرون کند، تا شما را آواره نماید، و از خانه و کاشانه و فرزندانتان دور کند، و بدین ترتیب در دشمنی و عداوت خود نسبت به شما، جدیّت نشان دهد. پس گفت: (﴿فَمَاذَا تَأۡمُرُونَ﴾) چه فرمان میدهید، و چکار کنم؟ گفتند: موسی و برادرش را مهلت بده، و به تمام شهرهای مصر افرادی را بفرست تا جادوگران را جمع آوری کنند؛ یعنی افرادی را به همۀ شهرهایی که محل دانش و مرکز جادو هستند، بفرست تا هر جادوگر زبر دست و ماهری را جمع آوری نموده، و به نزد تو بیاورند؛ زیرا با جادوگر، باید از طریق جادو مبارزه کرد.
(38 - 40) و این لطف الهی بود که خداوند خواست، بندگانش، باطل بودن آنچه فرعون نادان و گمراه، مردم را بدان فریب داده بود، مشاهده کنند. بنابراین آنها را واداشت تا جادوگران و ساحران ماهر را جمع آوری کنند، و درحضورِ او مجلس بزرگی منعقد شود، و در آنجا حق بر باطل چیره شده، و اهل دانش و فن، به صحت و درستی آنچه موسی آورده است، اقرار نمایند. پس فرعون به رأی و نظر آنها عمل کرد، و افرادی را برای گردآوری جادوگران به شهرها فرستاد، و او در این کار با جدیت عمل کرد. (﴿فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ﴾) آنگاه جادوگران در میعاد روزی معین، گردآوری شدند. در روزی که موسی به آنها وعده داده بود، وآن روز جشن بود، و آنها از کارهایشان دست کشیده، و بیکار بودند. جادوگران گرد آورده شدند. (﴿وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلۡ أَنتُم مُّجۡتَمِعُونَ﴾) یعنی از عموم مردم خواسته شد تا در روز موعود گرد آیند. (﴿لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُواۡ هُمُ ٱلۡغَٰلِبِينَ﴾) تا اگر جادوگران پیروز شدند، ما از آنان پیروی کنیم؛ یعنی به مردم گفتند: جمع شوید تا پیروزی جادوگران را بر موسی مشاهده کنید، و آنها در کار خود ماهرند. پس، از آنها پیروی میکنیم، و آنان را گرامی و بزرگ میداریم، و ارزش دانش سحر را درخواهیم یافت. پس اگر آنان بر حق بودند، میگفتند: تا ما، از آنهایی که در میان آنان اهل حق هستند، پیروی نماییم، و راه راست را بشناسیم. بنابراین رویارویی موسی و جادوگران و شکست ساحران برای آنها فایدهای نداشت جز اینکه حجت بر آنان اقامه گردید.
(41 - 42) (﴿فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ﴾) وقتی جادوگران آمدند، و به نزد فرعون رسیدند، به او گفتند: (﴿أَئِنَّ لَنَا لَأَجۡرًا إِن كُنَّا نَحۡنُ ٱلۡغَٰلِبِينَ﴾) اگر ما موسی را شکست دهیم و بر او چیره شویم، آیا پاداشی خواهیم داشت؟ (﴿قَالَ نَعَمۡ﴾) فرعون گفت: آری! شما مزد و پاداش خواهید داشت، (﴿وَإِنَّكُمۡ إِذٗا لَّمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) به علاوه، درصورت پیروزی براو، از مقربان دربارم خواهید بود. فرعون به آنان، وعدۀ پاداش و مقرب بودن را داد تا نشاط آنها بیشتر شود، و تمام توانایی خود را برای مخالفت و مبارزه با موسی به کار گیرند.
(43 - 45) وقتی در موعد مقرر، آنها و موسی و مردم مصر جمع شدند، موسی آنان را اندرز داد، و به آنان فرمود:﴿وَيۡلَكُمۡ لَا تَفۡتَرُواۡ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا فَيُسۡحِتَكُم بِعَذَابٖۖ وَقَدۡ خَابَ مَنِ ٱفۡتَرَىٰ﴾ وای بر شما! بر خداوند دروغ نبندید، که با عذابی [سخت] شما را نابود خواهد کرد. و هر کس به خدا دروغ نسبت دهد، ناکام است. پس آنها با یکدیگر به کشمکش و جرّوبحث پرداختند، سپس فرعون آنها را تشویق کرد، و خودشان نیز یکدیگر را تشویق کردند. موسی به جادوگران گفت: هر هنری که دارید عرضه کنید، و موسی آنها را مقید به افکندن چیز مخصوصی نکرد، چون یقین داشت چیزی که آنها برای مبارزه و مخالفت با حق آوردهاند، باطل و پوچ است.(﴿فَأَلۡقَوۡاۡ حِبَالَهُمۡ وَعِصِيَّهُمۡ﴾) جادوگران ریسمانها و عصاهایشان را به زمین انداختند، ناگهان به مارهایی تبدیل شدند که راه میرفتند، و آنها با این کار، چشمان مردم را جادو کردند. (﴿وَقَالُواۡ بِعِزَّةِ فِرۡعَوۡنَ إِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡغَٰلِبُونَ﴾) و گفتند: به یاری و کمک فرعون، ما چیره و پیروزیم. پس آنها از قدرتِ بندهای ضعیف و ناتوان که فقط طغیان کرده و لشکریانی در اختیار داشت، یاری جستند، و ابّهت و شکوه ظاهری فرعون، جادوگران را فریب داد، و آنها حقیقت امر را ندیدند، و یا اینکه سوگند خوردند و گفتند:«به عزّت فرعون سوگند! ما پیروزیم.» موسی عصای خود را انداخت که ناگهان تبدیل به اژدهای بزرگی گردید، و شروع به بلعیدن چیزهایی کرد که با دروغ سر هم میکردند. پس همۀ ریسمانها و چوب دستیهایی را که انداخته بودند، بلعید، چون همه دروغ و افترا و باطل بود، و باطل نمیتواند در برابر حق مقاومت کند. وقتی جادوگران این معجزۀ بزرگ را دیدند، یقین کردند که این جادو نیست، بلکه نشانهای از نشانههای الهی، و معجزهای است که از صداقت و راستگویی موسی و صحت آنچه آورده است، خبر میدهد.
(46 - 48) بنابراین جادوگران سجدهکنان بر زمین افتادند. و گفتند: (﴿ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) به پروردگار جهانیان ایمان آوردهایم؛ پروردگار موسی و هارون. پس باطل، در این صحنه نابود شد و شکست خورد؛ و سران باطل، نیز به باطل بودنش اعتراف کردند، و حق روشن و آشکار گردید تا جایی که بینندگان آن را با چشمان خود مشاهده کردند.
(49 - 51) اما فرعون جز سرکشی و گمراهی را نپذیرفت، و همچنان به عناد خود ادامه داد. بنابراین به جادوگران گفت: (﴿ءَامَنتُمۡ لَهُۥ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡ﴾) آیا پیشاز آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟ فرعون تعجب کرد، و قومش نیز از جرأتِ جادوگران در برابر فرعون، و اینکه بدون اجازۀ فرعون به موسی ایمان آوردند، تعجب کردند. پس گفت: (﴿إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَ﴾) بدون شک، او بزرگ و استادِ شماست که به شما جادو آموخته است. این را گفت، درحالی که جادوگران را گرد آورده بود، و اشراف و درباریانش به او پیشنهاد کرده بودند که جادوگران را از تمام شهرها گرد بیاورد. و میدانستند که جادوگران قبلاً موسی را ندیدهاند، و آنها جادوهایی ارائه دادند که بینندگان را شگفت زده کرد، اما با این وجود، این سخن را به دروغ در مورد آنها شایعه کرد، با اینکه خودشان میدانستند که این سخن، پوچ و بیمعناست. پس افرادی که دارای چنین عقلی هستند، بعید نیست به حقیقت آشکار و معجزاتِ روشن ایمان نیاورند، چون فرعون، هر چیزی را، به عنوانِ حقیقت و واقعیت به آنان معرفی کرد، و آنان هم آن را تصدیق میکردند. سپس فرعون جادوگران را تهدید کرد و گفت: (﴿لَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ﴾) حتماً دستها و پاهای شما را بر خلافِ جهتِ همدیگر [=دست راست و پای چپ و برعکس] قطع میگردانم، همانطور که با «مفسدِ در زمین» چنین میشود. (﴿وَلَأُصَلِّبَنَّكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و همۀ شما را به دار خواهم آویخت تا زجر و شکنجه بچشید، و خوار و ذلیل شوید. جادوگران وقتی شیرینی ایمان را دریافتند، و لذت آن را چشیدند، گفتند: (﴿لَا ضَيۡرَ﴾) از آنچه ما را به آن تهدید میکنی، باکی نداریم. (﴿إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ إِنَّا نَطۡمَعُ أَن يَغۡفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ﴾) ما به سوی پروردگارمان بازمیگردیم، و ما امیدواریم پروردگارمان گناهانی از قبیل: کفر و جادوگری و غیره را که مرتکب شدهایم، بیامرزد. (﴿أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) از آن رو که میان این لشکریان، نخستین ایمان آورندگان به موسی بودهایم. پس خداوند آنها را ثابت قدم گرداند، و به آنان صبر و بردباری ارزانی نمود. احتمال دارد فرعون تهدیدش را عملی کرده باشد، چون در آن وقت، فرعون قدرت وپادشاهی داشت. بنابراین احتمال میرود که آنچه را که آنها را به آن تهدید کرده بود، عملی کرده باشد. و احتمال دارد که خداوند فرعون را از انجام آن کار بازداشته باشد. سپس فرعون و قومش همچنان به کفر خود ادامه میدادند، و موسی معجزات آشکار را برای آنها میآورد، و هرگاه نشانهای به نزد آنها میآمد، و به شدت آنها را در تنگنا قرار میداد، با موسی وعده میکردند و پیمان میبستند که اگر خداوند این بلا را از آنها دور نماید، قطعاً به او ایمان خواهند آورد؛ و بنیاسرائیل را به همراه او خواهند فرستاد. پس خداوند عذاب را دور مینمود، سپس آنها باز عهد شکنی میکردند.
(52) وقتی موسی از ایمان آوردنِ آنها ناامید گردید، و آمدنِ عذاب بر آنها قطعی شد، و زمان آن فرا رسید که خداوند بنیاسرائیل را از اسارت و بندگی نجات دهد، و به آنها در زمین قدرت وثروت ببخشد، خداوند به موسی وحی کرد که (﴿أَنۡ أَسۡرِ بِعِبَادِيٓ﴾) در اولِ شب، بنی اسرائیل را کوچ بده تا آهسته به راهشان ادامه دهند، (﴿إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ﴾) و حتماً فرعون و لشکریانش شما را تعقیب خواهند کرد. و همانطور که خداوند خبر داد، اتفاق افتاد. آنها وقتی صبح کردند، دیدند که همۀ بنیاسرائیل شبانگاه به همراه موسی رفتهاند،
(53 - 56) (﴿فَأَرۡسَلَ فِرۡعَوۡنُ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ﴾) پس فرعون مأمورانی را به شهرها فرستاد تا مردم را جمع کنند، و بر بنیاسرائیل هجوم برند، و بلایی بر سرشان بیاورند. فرعون قومش را تشویق میکرد، و میگفت: (﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرۡذِمَةٞ قَلِيلُونَ﴾) این بنیاسرائیلیها، گروه اندک و ناچیزی هستند. (﴿وَإِنَّهُمۡ لَنَا لَغَآئِظُونَ﴾) و آنها ما را به خشم آوردهاند، و ما باید خشم خود را، در مورد این بردگان، که از نزد ما فرار کردهاند، به اجرا درآوریم. (﴿وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ﴾) یعنی همۀ ما باید از آنها برحذر باشیم؛ چرا که دشمن ما هستند، و نابودی آنها به نفع همۀ ما است. پس فرعون و لشکریانش بیرون آمدند، و از همه خواسته شد که شرکت کنند. و هیچ کس باز نماند، مگر افراد معذوری که توانایی نداشتند.
(57 - 59) خداوند متعال میفرماید: (﴿فَأَخۡرَجۡنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ﴾) و آنها را از باغهای خوب مصر، و چشمهساران و کشتزارهای آن که زمینهایشان را پوشانده، و شهرها و بیابانها را آباد کرده بود، بیرون کردیم. (﴿وَكُنُوزٖ وَمَقَامٖ كَرِيمٖ﴾) و آنها را از میان گنجها و کاخهای مجلل بیرون راندیم که بینندگان را شگفت زده میکرد، و هر کس را که به آن میاندیشید، فریب میداد؛ گنجها و جایگاههایی که مدت زمانی طولانی از آن بهرهمند شده، و با غرقِ در لذتها و شهوتها، عمری طولانی در کفر و فساد و تباهی و تکبر بر بندگان و سرگردانی سپری کرده بودند. (﴿كَذَٰلِكَۖ وَأَوۡرَثۡنَٰهَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) این چنین باغها و چشمهسارها و کشتزارها و جایگاه نیک را به بنی اسرائیل میراث دادیم. بنی اسرائیلی که فرعونیان آنها را بردگان خود قرار داده بودند، و آنها را در کارهای سخت و طاقت فرسا، به کار میگرفتند.پس پاک است خداوندی که فرمانروایی را به هرکس که بخواهد، میدهد؛ و از هرکس که بخواهد، میگیرد؛ و هر کس را که بخواهد، به سبب فرمانبرداریاش عزت میبخشد؛ و هرکس را که بخواهد، به سبب نافرمانیاش خوار میگرداند.
(60 - 62) قوم فرعون، به هنگام طلوع خورشید، به تعقیب قوم موسی پرداختند، درحالیکه خشمگین بودند، و با قدرت و توانایی به دنبال آنها راه افتادند. (﴿فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلۡجَمۡعَانِ﴾) وقتی که هر دو گروه یکدیگر را دیدند، (﴿قَالَ أَصۡحَٰبُ مُوسَىٰٓ﴾) یاران موسی به او شکایت بردند، و با اندوه به وی گفتند: (﴿إِنَّا لَمُدۡرَكُونَ﴾) بیگمان آنها به ما رسیده، و ما گرفتار میگردیم. موسی آنها را دلداری داد، و گفت: ثابت قدم باشید، و آنها را، از وعدۀ راستینِ پروردگارش آگاه کرد. پس گفت: (﴿كَلَّآ﴾) آنطور نیست که شما گفتید، و ما گرفتار نمیشویم، (﴿إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهۡدِينِ﴾) چرا که پروردگارم با من است، و به راهی که مایۀ نجات من و شماست، رهنمودم خواهد کرد.
(63 - 68) پس به موسی وحی کردیم که عصای خود را به دریا بزن، و او عصایش را به دریا زد، آنگاه دریا از هم شکافت، و دوازده راه در آن باز شد، و هر بخشی مانند کوه بزرگی بود. پس موسی و قومش از همین راهها وارد دریا شدند. و فرعون و قومش را به این مکان نزدیک کردیم؛ و آنها را در این راه که موسی و قومش از آن رفته بودند، وارد نمودیم. آنها همه از دریا عبور کردند و نجات یافتند، و هیچ کسی باز نماند. و از لشکریان فرعون هیچ کس نجات نیافت، بلکه همه غرق شدند. بیگمان ماجرای نجات مؤمنان، و غرق شدن کافران، نشانهای است بزرگ که بر راست بودن آنچه موسی آورده است، و بر بطلانِ باور و عقیدۀ فرعون و قومش دلالت میکند. (﴿وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) اما با وجود این نشانههای بزرگ که سبب ایمان میگردد، آنها ایمان نیاوردند؛ چرا که دلهایشان فاسد بود. (﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ﴾) و بیگمان پروردگارت توانا و قادر است، و با قدرت و تواناییاش، کافرانِ تکذیبکننده را هلاک و نابود ساخت؛ و با رحمتِ خویش، موسی و کسانی را که همراه او بودند، نجات داد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences