As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Ash-Shu'ara 26:141–191
26:141–159Page 373
كَذَّبَتۡ ثَمُودُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٤١
Thamūd denied the messengers
إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ١٤٢
When their brother Ṣāliḥ said to them, "Will you not fear Allāh?
إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ ١٤٣
Indeed, I am to you a trustworthy messenger.
فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ١٤٤
So fear Allāh and obey me.
وَمَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٤٥
And I do not ask you for it any payment. My payment is only from the Lord of the worlds.
أَتُتۡرَكُونَ فِي مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ ١٤٦
Will you be left in what is here, secure [from death],
فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ ١٤٧
Within gardens and springs
وَزُرُوعٖ وَنَخۡلٖ طَلۡعُهَا هَضِيمٞ ١٤٨
And fields of crops and palm trees with softened fruit?
وَتَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتٗا فَٰرِهِينَ ١٤٩
And you carve out of the mountains, homes, with skill.
فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ١٥٠
So fear Allāh and obey me.
وَلَا تُطِيعُوٓاْ أَمۡرَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ ١٥١
And do not obey the order of the transgressors,
ٱلَّذِينَ يُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا يُصۡلِحُونَ ١٥٢
Who cause corruption in the land and do not amend."
قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلۡمُسَحَّرِينَ ١٥٣
They said, "You are only of those affected by magic.
مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا فَأۡتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ١٥٤
You are but a man like ourselves, so bring a sign, if you should be of the truthful."
قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٞ لَّهَا شِرۡبٞ وَلَكُمۡ شِرۡبُ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ ١٥٥
He said, "This is a she-camel.1 For her is a [time of] drink, and for you is a [time of] drink, [each] on a known day.
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٖ فَيَأۡخُذَكُمۡ عَذَابُ يَوۡمٍ عَظِيمٖ ١٥٦
And do not touch her with harm, lest you be seized by the punishment of a terrible day."
فَعَقَرُوهَا فَأَصۡبَحُواْ نَٰدِمِينَ ١٥٧
But they hamstrung her and so became regretful.
فَأَخَذَهُمُ ٱلۡعَذَابُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ ١٥٨
And the punishment seized them. Indeed in that is a sign, but most of them were not to be believers.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ١٥٩
And indeed, your Lord - He is the Exalted in Might, the Merciful.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ [قوم] ثمود نيز پيامبران را تكذيب كردند. إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ آنگاه كه برادرشان صالح بديشان گفت:«آيا پروا نميداريد؟». إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ بيگمان من برايتان پيامبري امين هستم. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ و بر آن [تبليغ] اجر و پاداشي از شما درخواست نميكنم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست. أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ آيا در آنچه اينجاست ايمن رها ميشويد؟ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ در ميان باغها و چشمهسارها؟ وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ و كشتزارها و نخلستانهايي كه ميوه و شكوفههايشان تر و تازه است؟ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ و ماهرانه در دل كوهها خانههايي ميتراشيد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد. وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ و از فرمان اسراف كنندگان اطاعت مكنيد. الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ آن كساني كه در زمين تباهي مينمايند و اصلاح نميكنند. قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ گفتند:«بيگمان تو از زمرة جادوشدگان هستي». مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ تو انساني همچون ما بيش نيستي، پس اگر از راستگوياني معجزهاي را به ما بنما. قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ گفت:«اين ماده شتري است كه يك نوبت آب خوردن او راست، و شما [نيز] نوبت روزي معين داريد». وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ و كمترين آزاري به آن نرسانيد، [در آن صورت] عذاب روزي بزرگ شما را فرا ميگيرد. فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ پس آن را پي كردند آنگاه پشيمان شدند. فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ سپس عذاب آنان را فرا گرفت. مسلماً در اين نشانهاي است. و [لي] بيشترشان مؤمن نبودند. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ و بيگمان پروردگارت توانا و مهربان است.
(141 - 144) ثمود آن قبیلۀ معروف که در سرزمین «حجر» زندگی میکردند، پیامبران را تکذیب نمودند. آنها صالح -علیه السلام- را که پیام آور توحید بود؛ توحیدی که همۀ پیامبران به آن دعوت دادهاند، تکذیب کردند. و با تکذیبِ صالح، همۀ پیامبران را تکذیب کردند. (﴿إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ﴾) هنگامی که برادرشان صالح -که از خودشان بود- با مهربانی و نرمی به آنها گفت:«آیا از خدا نمیترسید، و شرک و گناهان را رها نمیکنید؟» (﴿إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ﴾) من از جانب پروردگارتان به سوی شما فرستاده شدهام، و از آنجا که خداوند نسبت به شما لطف داشته، مرا به عنوان پیامبر به سویتان فرستاده است. پس رحمت الهی را بپذیرید، و به آن یقین و باور بدارید. و بدانید که من فرد امینی هستم، و شما امانتداری مرا میدانید، و این بر شما لازم میدارد که به من و آنچه آوردهام، ایمان بیاورید.
(145 - 152) (﴿وَمَآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ﴾) و در قبالِ تبلیغِ دعوت، مزد و پاداشی از شما درخواست نمیکنم، تا مبادا بگویید آنچه ما را از پیروی و اطاعت تو باز میدارد، این است که میخواهی اموال ما را بهدست آوری. (﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) اجر و پاداش را، جز از پروردگار جهانیان نمیخواهم. (﴿أَتُتۡرَكُونَ فِي مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ وَزُرُوعٖ وَنَخۡلٖ طَلۡعُهَا هَضِيمٞ﴾) آیا گمان میبرید که میان ناز و نعمت و خیرات فراوان، و در نهایت امنیت و آسایش رها میشوید تا از نعمتها لذت ببرید؟ (﴿أَتُتۡرَكُونَ فِي مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ وَزُرُوعٖ وَنَخۡلٖ طَلۡعُهَا هَضِيمٞ﴾) آیا گمان میبرید که میان ناز و نعمت و خیرات فراوان، و در نهایت امنیت و آسایش رها میشوید تا از نعمتها لذت ببرید؟ و همانگونه که حیوانات، از نعمتها استفاده کرده و رها شده، و به چیزی امر ونهی نمیشوند، همینطور شما هم رها میشوید تا از نعمتهای خدا در راستای نافرمانی او کمک گیرید؟! (﴿وَتَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتٗا فَٰرِهِينَ﴾) یعنی مهارت و سرمستی شما به حدی رسیده است که در دل کوههای سخت و محکم، برای خود خانهها درست میکنید. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ وَلَا تُطِيعُوٓاۡ أَمۡرَ ٱلۡمُسۡرِفِينَٱلَّذِينَ يُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا يُصۡلِحُ ونَ﴾) پس از خداوند بترسید، و از من اطاعت کنید، و از اسرافکارانی اطاعت ننمایید که از حد تجاوز کردهاند. کسانی که تباهی و فساد، تبدیل به ویژگی آنها شده است، و با انجام گناهان و دعوت کردن مردم بهسوی آن، در زمین فساد و تباهی انجام میدهند، و در اصلاح امور نمیکوشند، به زیانبارترین مرض و آفت مبتلا شدهاند. و در میان قوم ثمود، افرادی بودند که با پیامبرشان مخالفت میکردند، و وظیفهشان دعوت به گمراهی بود. پس صالح مردم را برحذر داشت که فریب آنها را نخورند. و شاید آنها کسانی بودند که خداوند دربارۀ آنان فرموده است:﴿وَكَانَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ تِسۡعَةُ رَهۡطٖ يُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا يُصۡلِحُونَ﴾ و در شهر، نه نفر بودند که در زمین فساد میکردند، و به اصلاح نمیپرداختند. این نهی و موعظه، فایدهای نداشت،
(153 - 154) پس آنها به صالح گفتند: (﴿إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلۡمُسَحَّرِينَ﴾) یعنی تو جادو شدهای، و هذیان و یاوه میگویی. (﴿مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) تو انسانی همچون ما بیش نیستی، پس چه برتری و فضیلتی داری که از ما بالاتر باشی، و ما را دعوت کنی، و از ما بخواهی تا از تو پیروی کنیم؟! (﴿فَأۡتِ بَِٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، معجزهای برای ما بیاور. آنها اینطور میگفتند، درحالی که اندیشیدن در وضعیت صالح و آنچه مردم را به سوی آن دعوت میکرد، بزرگترین نشانه و معجزه بود که بر صحت و درستی آنچه آورده بود، دلالت میکرد. اما آنها از آنجا که سنگدل بودند، خود معجزاتی را پیشنهاد کردند که هر کس آن را درخواست نماید، کامیاب نمیشود؛ چون خواستن آن، از روی سرکشی و مخالفت است؛ و هدف از آن، هدایت و راهیابی نیست.
(155 - 156) (﴿هَٰذِهِۦ نَاقَةٞ﴾) صالح گفت: این ماده شتری است که از صخرۀ سنگِ سرسختی بیرون آورده شده است ـ در این مورد از بسیاری از مفسرین پیروی نمودهایم و مانعی ندارد ـ که همۀ شما آن را مشاهده میکنید. (﴿لَّهَا شِرۡبٞ وَلَكُمۡ شِرۡبُ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ﴾) یک روز سهمِ آب، متعلق به آن است؛ و روز جداگانۀ دیگری سهمِ آب، متعلق به شماست؛ یعنی یک روز، این شتر آب چاه را مینوشد، و شما شیر آن را مینوشید؛ و روزِ دیگر، شما آب چاه را بنوشید. (﴿وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٖ﴾) و با پی زدن و کشتناش به آن گزندی نرسانید، (﴿فَيَأۡخُذَكُمۡ عَذَابُ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) که اگر چنین بکنید، عذابِ روزی بزرگ، شما را فرا خواهد گرفت. شتر از سنگ بیرون آمد، و روزی آب را شتر میخورد، و روزی آنها مینوشیدند. اما آنها ایمان نیاوردند، و به سرکشی خود ادامه دادند.
(157 - 159) (﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصۡبَحُواۡ نَٰدِمِينَ فَأَخَذَهُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) آنها شتر را پی زدند و کشتند، پس عذاب آنان را فرا گرفت، و آن صدای تندی بود که بر آنها فرو آمد، و همۀ آنان را نابود کرد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ﴾) بدون شک این، نشانهای بر راستگویی و صحتِ پیامِ پیامبران، و دلیلی بر بطلانِ گفتۀ مخالفان آنهاست. و بدون شك پروردگار تو چيره مهربان است
26:160–175Page 374
كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطٍ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٦٠
The people of Lot denied the messengers
إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ١٦١
When their brother Lot said to them, "Will you not fear Allāh?
إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ ١٦٢
Indeed, I am to you a trustworthy messenger.
فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ١٦٣
So fear Allāh and obey me.
وَمَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٦٤
And I do not ask you for it any payment. My payment is only from the Lord of the worlds.
أَتَأۡتُونَ ٱلذُّكۡرَانَ مِنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٦٥
Do you approach males among the worlds1
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٌ عَادُونَ ١٦٦
And leave what your Lord has created for you as mates? But you are a people transgressing."
قَالُواْ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُخۡرَجِينَ ١٦٧
They said, "If you do not desist, O Lot, you will surely be of those evicted."
قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلۡقَالِينَ ١٦٨
He said, "Indeed, I am, toward your deed, of those who detest [it].
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهۡلِي مِمَّا يَعۡمَلُونَ ١٦٩
My Lord, save me and my family from [the consequence of] what they do."
فَنَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ ١٧٠
So We saved him and his family, all,
إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ ١٧١
Except an old woman1 among those who remained behind.
ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ ١٧٢
Then We destroyed the others.
وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗاۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلۡمُنذَرِينَ ١٧٣
And We rained upon them a rain [of stones], and evil was the rain of those who were warned.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ ١٧٤
Indeed in that is a sign, but most of them were not to be believers.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ١٧٥
And indeed, your Lord - He is the Exalted in Might, the Merciful.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ قوم لوط پيامبران را دروغگو انگاشتند. إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ آنگه كه برادرشان لوط بديشان گفت:«آيا پروا نميداريد؟». إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ بيگمان من پيامبر اميني براي شما هستم. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ و در برابر آن [تبليغ] از شما پاداشي نميطلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست. أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ آيا از ميان جهانيان [از روي شهوت] به سراغ مردان ميرويد. وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ و همسراني را كه پروردگارتان براي شما آفريده است رها ميسازيد؟ بلكه اصلاًشما قومي هستيد كه از حد ميگذريد. قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ گفتند:«اي لوط! اگر دست برنداري بيگمان از بيرون راندگان خواهي بود». قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ [لوط] گفت: «من از دشمنان [اين] كارتان هستم». رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ «پروردگارا! مرا و خانوادهام را از آنچه ميكنند رهايي بخش». فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ پس او و خانوادهاش را همگي نجات داديم. إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ مگر پيرزني كه از بازماندگان [در آتش] بود. ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ سپس ديگران را نابود كرديم. وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ و بر سرشان باران بارانديم، و چه باران بدي بود [كه گروه] هشدار يافتگان را [فرو گرفت]. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ حقا كه در اين [ماجرا] نشانهايست، و بيشترشان مؤمن نبودند. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ و بيگمان پروردگار تو چيره و مهربان است.
(160 -167) لوط، به قوم خود همان سخنانی را گفت که دیگرِ پیامبران، به اقوامشان گفته بودند. و قوم او نیز همان پاسخی را دادند که اقوامِ پیشین دادند؛ زیرا دلهایشان در کفرورزی شبیه هم بود. بنابراین گفتههایشان نیز مانند یکدیگر بود. و قوم لوط، علی رغم شرک ورزیدنشان، به عملِ زشتی دست میزدند که پیش از آنها هیچ کسی از جهانیان به آن اقدام نکرده بود. آنها مردان را برای شهوترانی انتخاب نموده، و همسرانشان را که خداوند برای آنها آفریده بود، رها میکردند. و این کار را، از روی اسراف و تجاوز و سرکشی انجام میدادند. و لوط، همواره آنها را از کارشان نهی میکرد، تا اینکه به وی گفتند: (﴿لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُخۡرَجِينَ﴾) اگر از این سخنان خود دست نکشی، تو را از شهر و آبادی بیرون خواهیم کرد. وقتی لوط دید که آنها به کار خود ادامه میدهند، گفت: (﴿إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلۡقَالِينَ﴾) همانا من، از کارِ شما متنفر و بیزارم.
(168 - 175) لوط، به قوم خود همان سخنانی را گفت که دیگرِ پیامبران، به اقوامشان گفته بودند. و قوم او نیز همان پاسخی را دادند که اقوامِ پیشین دادند؛ زیرا دلهایشان در کفرورزی شبیه هم بود. بنابراین گفتههایشان نیز مانند یکدیگر بود. و قوم لوط، علی رغم شرک ورزیدنشان، به عملِ زشتی دست میزدند که پیش از آنها هیچ کسی از جهانیان به آن اقدام نکرده بود. آنها مردان را برای شهوترانی انتخاب نموده، و همسرانشان را که خداوند برای آنها آفریده بود، رها میکردند. و این کار را، از روی اسراف و تجاوز و سرکشی انجام میدادند. و لوط، همواره آنها را از کارشان نهی میکرد، تا اینکه به وی گفتند: (﴿لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُخۡرَجِينَ﴾) اگر از این سخنان خود دست نکشی، تو را از شهر و آبادی بیرون خواهیم کرد. وقتی لوط دید که آنها به کار خود ادامه میدهند، گفت: (﴿إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلۡقَالِينَ﴾) همانا من، از کارِ شما متنفر و بیزارم. (﴿رَبِّ نَجِّنِي وَأَهۡلِي مِمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) لوط گفت: خدایا، مرا و خانوادهام را، از عاقبتِ آنچه آنها میکنند، و از کیفرِ کارشان نجات بده. خداوند دعای لوط را پذیرفت. (﴿فَنَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ﴾) ما لوط و خانوادهاش را نجات دادیم، (﴿إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ﴾) به جز پیرزنی که در عذاب باقی ماند، و بدان گرفتار شد، و آن پیرزن، همسر لوط بود. (﴿ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗا﴾) سپس دیگران را نابود کردیم، و بر آنها بارانِ سنگ باراندیم، و چه باران بدی بود که بر سرِ این هشدار یافتگان بارید! و خداوند همۀ آنها را هلاک و نابود ساخت. ماجرای قوم لوط، درس عبرت و نشانۀ بزرگی برای هوشیاران است، ولی بیشتر آن قوم ایمان نیاوردند، و سزای عمل زشت خود را دیدند. و بدون شك پروردگار تو چيره مهربان است
26:176–191Page 374
كَذَّبَ أَصۡحَٰبُ لۡـَٔيۡكَةِ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٧٦
The companions of the thicket [i.e., the people of Madyan] denied the messengers
إِذۡ قَالَ لَهُمۡ شُعَيۡبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ١٧٧
When Shuʿayb said to them, "Will you not fear Allāh?
إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ ١٧٨
Indeed, I am to you a trustworthy messenger.
فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ١٧٩
So fear Allāh and obey me.
وَمَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٨٠
And I do not ask you for it any payment. My payment is only from the Lord of the worlds.
۞ أَوۡفُواْ ٱلۡكَيۡلَ وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُخۡسِرِينَ ١٨١
Give full measure and do not be of those who cause loss.
وَزِنُواْ بِٱلۡقِسۡطَاسِ ٱلۡمُسۡتَقِيمِ ١٨٢
And weigh with an even [i.e., honest] balance.
وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ ١٨٣
And do not deprive people of their due and do not commit abuse on earth, spreading corruption.
وَٱتَّقُواْ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلۡجِبِلَّةَ ٱلۡأَوَّلِينَ ١٨٤
And fear He who created you and the former creation."1
قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلۡمُسَحَّرِينَ ١٨٥
They said, "You are only of those affected by magic.
وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ ١٨٦
You are but a man like ourselves, and indeed, we think you are among the liars.
فَأَسۡقِطۡ عَلَيۡنَا كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ١٨٧
So cause to fall upon us fragments of the sky, if you should be of the truthful."
قَالَ رَبِّيٓ أَعۡلَمُ بِمَا تَعۡمَلُونَ ١٨٨
He said, "My Lord is most knowing of what you do."
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمۡ عَذَابُ يَوۡمِ ٱلظُّلَّةِۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٍ ١٨٩
And they denied him, so the punishment of the day of the black cloud seized them. Indeed, it was the punishment of a terrible day.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ ١٩٠
Indeed in that is a sign, but most of them were not to be believers.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ١٩١
And indeed, your Lord - He is the Exalted in Might, the Merciful.
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ «اصحاب ايكه» پيامبران را تكذيب كردند. إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ آنگاه كه شعيب به آنها گفت:«آيا پروا نميداريد». إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ به درستي كه من برايتان پيامبري امين هستم. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ و من در برابر دعوت خود هيچگونه پاداشي از شما نميطلبم، و پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست. أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ پيمانه را به تمام و كمال بپردازيد و از كم فروشان مباشيد. وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ و با ترازوي درست وزن كنيد. وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ و از ارزش اموال مردم نكاهيد، و در زمين تباهي مكنيد. وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ و بترسيد از خداوندي كه شما و نسلهاي گذشته را آفريده است. قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ گفتند:«تو قطعاً از جملة جادوشدگاني». وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ و تو جز بشري مانند ما نيستي، و به راستي تو را از دروغگويان ميپنداريم. فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ پس اگر از راستگوياني پارههايي از آسمان را بر ما فروريز. قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ [شعيب] گفت: «پروردگارم به آنچه ميكنيد داناتر است». فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ پس او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر آنان را فرو گرفت، كه آن عذاب روزي بزرگ بود. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ بيگمان در اين نشانهايست و بيشترشان مؤمن نبودند. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُو بيگمان پروردگار تو توانا و مهربان است.
(176 - 180) اصحاب «ایکه» یعنی صاحبان باغهای پر درخت. و آنها اهالی «مدین» بودند. آنان پیامبرشان شعیب را که پیام دیگر پیامبران را آورده بود، تکذیب کردند. آنگاه که شعیب به آنها گفت: آیا پروا نمیدارید؟ هان! از خدا بترسید، و آنچه را که موجب ناخشنودی خداوند است، از قبیل: کفر و گناهان، رها کنید. من برایتان پیامبر امینی هستم، و باید از خدا بترسید، و ازمن اطاعت کنید. و باید از خدا بترسید، و ازمن اطاعت کنید.
(181 - 184) آنها ضمن اینکه شرک میورزیدند، وزن و پیمانه را نیز کم میدادند. بنابراین شعیب به آنها گفت: (﴿أَوۡفُواۡ ٱلۡكَيۡلَ﴾) پیمانه را به تمام و کمال بدهید، (﴿وَلَا تَكُونُواۡ مِنَ ٱلۡمُخۡسِرِينَ﴾) و از زمرۀ کسانی مباشید که به مردم جنس کم میدهند، و از اموالشان میکاهند؛ و با کم دادن پیمانه و ترازو، اموالشان را از دست آنها میگیرند. (﴿وَزِنُواۡ بِٱلۡقِسۡطَاسِ ٱلۡمُسۡتَقِيمِ﴾) یعنی با ترازوی درست و برابر، وزن کنید؛ و به مردم کالاهایشان را کم ندهید (184) .(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلۡجِبِلَّةَ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و بترسید از خدایی که شما و آفریدگان نخستین را آفرید. پس همانطور که شما را آفریده است، نیز به تنهایی گذشتگان را آفریده، بدون اینکه در آفرینش آنان، کسی با او مشارکتی داشته باشد. پس فقط او را بپرستید. و چون با آفریدن و پدید آوردنتان، بر شما منّت گذارده، و نعمت داده است؛ سپاس و شکر او را به جای آورید.
(185 - 187) آنها با تکذیب و رد نمودن گفتهاش به او گفتند: (﴿إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلۡمُسَحَّرِينَ﴾) تو از زمرۀ جادو شدگان و دیوانگانی. پس تو هذیان و یاوه میگویی، و سخنِ فرد جادو شده و دیوانه را بر زبان میآوری، و معلوم است که چنین فردی، بر سخنش مؤاخذه نمیشود. (﴿وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) و تو جز انسانی مانند ما نیستی. پس هیچ فضیلت و برتری بر ما نداری که ویژۀ تو باشد؛ و به سببِ آن، از ما برتر باشی تا ما را به پیروی از خودت فرا بخوانی. و این، مانند گفتههای اقوام قبل و بعد از آنها بود؛ اقوامی که به وسیلۀ این شبهه، با پیامبران به مخالفت پرداختند؛ شبههای که تاکنون نیز آن را دست به دست کرده، و بر آن متفق هستند؛ چون بر کفرورزی متفق میباشند، و دلهایشان شبیه هم است. پیامبران در پاسخِ این شبهه گفتند:﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ ما جز انسانهایی همانند شما نیستیم، ولی خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد، منّت میگذارد. (﴿وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾) و به راستی، تو را از دروغگویان میپنداریم؛ و این، جسارت و ستمگری و سخنی دروغ بود که بر زبان آوردند، و آنها میدانستند که دروغ است. تمام پیامبران، اقوام خود را دعوت کردهاند، ولی با آنها مجادله نمودهاند، و خداوند بر دست هر یک از پیامبران، معجزاتی را آشکار کرده که آنها به سببِ آن، به صداقت و امانتداری پیامبران یقین حاصل کردهاند. به خصوص شعیب -علیه السلام- که سخنران پیامبران شمرده میشود، چون او بسیار نیک با قومش به گفتگو میپرداخت؛ و با بهترین شیوه با آنها مجادله میکرد. قومش به راستگویی او یقین داشتند، و میدانستند که آنچه او آورده است، حق و راست است، اما به دروغ گفتند: ما تو را دروغگو میپنداریم. (﴿فَأَسۡقِطۡ عَلَيۡنَا كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر تو راست میگویی، تکههایی از عذاب را بر ما بیفکن، که ما را ریشه کن و نابود کند، همانطور که اقوامِ سرکشِ دیگر چنین میگفتند:﴿وَإِذۡ قَالُواۡ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٖ﴾ و آنگاه که گفتند: «بار خدایا! اگر این، حق و از جانب تو است، از آسمان بر ما سنگ ببار، یا عذاب دردناکی را بر ما فرود بیاور. و یا آنها معجزاتی را پیشنهاد کردند که اگر چنین معجزاتی به وقوع میپیوست، به معنی تمام شدنِ خواستۀ درخواست کنندگانِ آن نبود.
(188) شعیب ـ علیه السلام ـ گفت: (﴿رَبِّيٓ أَعۡلَمُ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) پروردگارم به آنچه میکنید، داناتراست؛ یعنی نازل شدنِ عذاب، و به وقوع پیوستنِ معجزاتِ پیشنهادی از سوی شما را، بهتر میداند؛ و در اختیار من نیست که آن را بیاورم، و بر شما فرود بیاورم. وظیفۀ من، جز رساندن و اندرزگوییِ شما نیست، و این کار را کردهام؛ کسی که عذاب و معجزات را میآورد، پروردگار من است که اعمال و حالات شما را میداند، و شما را مجازات خواهد کرد.
(189 - 191) (﴿فَكَذَّبُوهُ﴾) آنها شعیب را تکذیب کردند؛ یعنی تکذیب و کفرورزی، تبدیل به خوی و عادتشان گردید، طوری که معجزات برایشان سودمند نبود؛ و چارهای نماند جز اینکه عذاب بر آنها فرود بیاید. (﴿فَأَخَذَهُمۡ عَذَابُ يَوۡمِ ٱلظُّلَّةِ﴾) پس، عذاب روزِ ابر، آنها را فرو گرفت. ابری بر آنها سایه گستراند، و آنان زیر سایۀ ابر جمع شدند، و از سایۀ ناگوارش، لذت میبردند. پس ناگهان خداوند، آنان را به وسیلۀ عذاب سوزاند، و نابود کرد، و زیرِ آن سایه خشکیدند، و از خانههایشان جدا شده، و وارد سرای بدبختی و عذاب شدند. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٍ﴾) همانا آن، عذابِ روزی بزرگ بود. و آنها بار دیگر به دنیا نخواهند آمد که از نو عمل کنند. و یک لحظه از عذابشان کاسته نشده، و فرصتی دیگر به آنان داده نمیشود. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ﴾) این ماجرا، نشانهایست بر راستگویی شعیب، و صحتِ آنچه که به سوی آن دعوت میکرد. ودلیلی است بر باطل بودنِ پاسخ قومش. (﴿وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) و با وجودِ دیدنِ معجزات و نشانهها، بیشترشان ایمان نیاوردند، چون خرد و هوشیاری نداشتند، و خیری در آنها نبود. ﴿وَمَآ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوۡ حَرَصۡتَ بِمُؤۡمِنِينَ﴾ و هر چند حریص باشی، بیشتر مردم ایمان نمیآورند. (﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و قطعاً پروردگارت تواناست، و هیچ کس نمیتواند او را دریابد، و او بر هر مخلوقی چیره است. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) مهربان است، و مهربانی و رحمت، صفت اوست، و همۀ خوبیهای دنیا و آخرت، از زمانی که جهان را آفریده است، از آثار رحمت او است. و از مظاهرِ قدرت او، این است که دشمنانش را بدانگاه که پیامبرانش را تکذیب کردند، هلاک و نابود ساخت؛ و دوستانش، و مؤمنانی را که همراه آنها بودند، نجات داد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences