As-Sa'diAli 'Imran · 3:144–155

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Ali 'Imran 3:144–155

3:144–145Page 68

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُۚ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡۚ وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡـٔٗاۚ وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ ١٤٤

Muḥammad is not but a messenger. [Other] messengers have passed on before him. So if he was to die or be killed, would you turn back on your heels [to unbelief]? And he who turns back on his heels will never harm Allāh at all; but Allāh will reward the grateful.

وَمَا كَانَ لِنَفۡسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ كِتَٰبٗا مُّؤَجَّلٗاۗ وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلۡأٓخِرَةِ نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَاۚ وَسَنَجۡزِي ٱلشَّٰكِرِينَ ١٤٥

And it is not [possible] for one to die except by permission of Allāh at a decree determined. And whoever desires the reward of this world - We will give him thereof; and whoever desires the reward of the Hereafter - We will give him thereof. And We will reward the grateful.

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ ، جز اين نيست که محمد پيامبري است که پيش از او پيامبراني ديگر بوده ، اند آيا اگر بميرد يا کشته شود ، شما به آيين پيشين خود باز مي گرديد ،هر کس که بازگردد هيچ زياني به خدا نخواهد رسانيد خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلاً وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ، هيچ کس جز به فرمان خدا نمي ميرد مدت مکتوب است هر کس خواهان ثواب اينجهاني باشد به او مي دهيم و هر کس خواهان ثواب آنهاني باشد به او مي دهيم و شاکران را پاداش خواهيم داد.

(144) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ﴾) نیست محمد صلی الله علیه وسلم، مگر پیغمبری که پیغمبرانی [دیگر] پیش از او بوده و رفته‌اند؛ یعنی پیامبر تازه‌ای نیست، بلکه از نوع همان پیامبرانی است که پیش از او بوده، و موظف به رساندن پیام پروردگار و اجرای دستورات او بوده‌اند. و آنان برای همیشه زنده نیستند، و برای امتثال فرمان خدا و عمل به دستورات وی، زنده بودن آنها شرط نیست، بلکه بر امت‌ها واجب است که در هر وقت وهرحال، پروردگارشان را بپرستند. (﴿أَفَإِيۡن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ﴾) پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، آنچه را که او پیش شما آورده است، از قبیل: ایمان یا جهاد و یا دیگر دستورات را ترک کرده و به عقب برمی‌گردید؟! خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗا﴾) و هرکس به عقب برگردد، هیچ ضرری به خدا نمی‌رساند؛ بلکه به خودش زیان می‌رساند، چرا که خداوند از آنها بی‌نیاز است، و دینش را پایدار می‌نماید، و بندگان مؤمن خویش را، قدرت و عزت می‌بخشد. پس از آنکه خداوند آنهایی را که به عقب برگشتند، سرزنش نمود، کسانی را مورد ستایش قرار داد که در کنار پیامبر پا برجا ماندند، و پایداری نمودند، و فرمان پروردگار را اطاعت کردند، و فرمود: (﴿وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) و سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. و شکر و سپاسگزاری انجام نمی‌پذیرد، مگر اینکه انسان در هر حال خداوند را بندگی نماید. در این آیۀ کریمه، خداوند بندگانش را راهنمایی می‌نماید که نباید از دست دادن رئیس و رهبر، ایمانشان یا بعضی از لوازمات آن را متزلزل کند، هرچند آن رئیس و رهبر، بزرگ باشد؛ چرا که در هرامری از امور دین، گروهی کفایت و شایستگی آن را دارند که ریاست و راهنمایی دیگران را به عهده بگیرند، و هرگاه یکی از آنان ازمیان رفت، کسی دیگر در جای او قرار بگیرد. و باید تودۀ مؤمنان بر حسب توانایی که دارند هدفشان، اقامۀ دین خدا و دفاع از آن وجهاد در راه آن باشد، و نباید به خاطر فرماندۀ خود بجنگند، به گونه‌ای که اگر فرمانده از بین رفت، آنها هم از عمل به وظایف خویش باز بمانند؛ زیرا در این صورت کارهایشان سامان نمی‌یابد. و نیز این آیه بزرگ‌ترین دلیل بر فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه و یارانش است که پس از پیامبر صلی الله علیه وسلم، با مرتدین جنگیدند، و آنان سرور شکرگزاران‌اند.

(145) سپس خداوند متعال خبر می‌دهد که همۀ مردم زندگی‌شان به اَجل‌هایشان وابسته است، و در زمان فرا رسیدن مرگ، به فرمان خدا و تقدیر و قضای الهی می‌میرند، پس هرکس که مقدر شده باشد بمیرد، می‌میرد، گرچه سببی در کار نباشد، و هر کس که خداوند بخواهد زنده بماند، اگر همۀ اسباب مرگ، او را فرا گیرند، قبل از رسیدن اجلش، زیانی به او نمی‌رسد؛ زیرا خداوند زنده ماندن او را، برای مدت معینی مقدر نموده است:﴿فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ﴾ چون اجل آنها فرا رسد، یک لحظه پس و پیش نمی‌افتند. سپس خداوند متعال خبر داد که او پاداش دنیا و آخرت را به هر کس که بخواهد می‌بخشد، و فرمود: (﴿وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلۡأٓخِرَةِ نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا﴾) و هرکس که پاداش این دنیا را بخواهد، به او از آن می‌دهیم، و هرکس پاداش آن دنیا را بخواهد، از آن به او می‌دهیم. خداوند متعال می‌فرماید:﴿كُلّٗا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّكَۚ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا﴾ از عطاء و فضل پروردگارت به هر دو دسته از مؤمنان و کافران می‌دهیم، و عطاء و فضل پروردگارت هیچ گاه بر هیچ کس ممنوع نبوده است. نگاه کن و بیندیش چگونه برخی را بر برخی دیگر تفضیل می‌دهیم، همانا درجه و فضل آخرت از هر چیز بزرگ‌تر و بالاتر است. (﴿وَسَنَجۡزِي ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) و پاداش آنها را بیان نکرد، تا بر زیادی و بزرگی آن دلالت نماید، و دانسته شود که پاداش به اندازۀ شکر و سپاس است؛ اگر شکر کم باشد پاداش هم کم بوده، و اگر زیاد و خوب باشد، پاداش هم زیاد خواهد بود.

3:146–148Page 68

وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ فَمَا وَهَنُواْ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا ٱسۡتَكَانُواْۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ ١٤٦

And how many a prophet [fought in battle and] with him fought many religious scholars. But they never lost assurance due to what afflicted them in the cause of Allāh, nor did they weaken or submit. And Allāh loves the steadfast.

وَمَا كَانَ قَوۡلَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ ١٤٧

And their words were not but that they said, "Our Lord, forgive us our sins and the excess [committed] in our affairs and plant firmly our feet and give us victory over the disbelieving people."

فَـَٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا وَحُسۡنَ ثَوَابِ ٱلۡأٓخِرَةِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ١٤٨

So Allāh gave them the reward of this world and the good reward of the Hereafter. And Allāh loves the doers of good.

وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ، چه بسا پيامبراني که خدادوستان بسيار همراه آنان به جنگ رفتند و در، راه خدا ، هر چه به آنها رسيد ، سستي نکردند و ناتوان نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شکيبايان را دوست دارد. وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ، سخنشان جز اين نبود که مي گفتند : اي پروردگار ما ، گناهان ما را و زياده رويهاي ما را در کارها بيامرز و ما را ثابت قدم گردان و در برابر کافران ياري کن. فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، خدا پاداش اينجهاني و پاداش نيک آنجهاني را به ايشان ارزاني داشت و او نيکوکاران را دوست دارد.

(146) خداوند در این آیات، مؤمنان را دلجویی می‌دهد، و مردم را بر می‌انگیزد تا به آنها اقتدا نموده و مانند آنان عمل نمایند. و بیان می‌نماید که این روند در گذشته‌های دور نیز بوده، و همواره سنت الهی بر آن جاری بوده است: (﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ﴾) و چه بسیار پیامبرانی بوده‌اند که (﴿قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ﴾) گروه‌های زیادی از پیروانشان که انبیا آنان را بر ایمان و عمل صالح تربیت کرده بودند، همراه آنان پیکار کردند و زخمی گشتند و کشته شدند. (﴿فَمَا وَهَنُواۡ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواۡ وَمَا ٱسۡتَكَانُواۡ﴾) و دل‌هایشان ضعیف نشد و بدن‌هایشان سست نگردید و در برابر دشمن ذلیل نشدند و کرنش نکردند، بلکه پایداری نموده، و با شجاعت و روحیۀ بالایی جنگیدند. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) و خداوند بردباران و شکیبایان را دوست دارد.

(147) سپس سخن و یاری خواستن آنها را، از پروردگارشان بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا كَانَ قَوۡلَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ﴾) پس سخن آنها در این مواقع سخت و دشوار، جز این نبود که گفتند: (﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا﴾) پروردگارا! گناهان و اسراف ما را بیامرز. اسراف، یعنی گذشتن از حد، زیاده‌روی کردن و پا گذاشتن در حریم حرام. و آنان می‌دانستند که گناه و اسراف، بزرگ‌ترین عامل شکست و بدبختی است، و دوری کردن از این دو، از عوامل پیروزی است. پس، از پروردگارشان خواستند تا گناه و زیاده‌روی آنها را بیامرزد. سپس آنها به بردباری و تلاشی که مبذول داشته بودند، اعتماد نکردند، بلکه بر خدا توکل نمودند، و از او خواستند که گام‌هایشان را در هنگام برخورد با دشمن، ثابت و استوار نماید، و آنان را بر دشمنان پیروز گرداند. پس آنها صبر نموده و توبه و استغفار کردند و از پروردگارشان یاری خواستند. به همین جهت، خداوند آنها را یاری ‌کرد، و فرجام نیک را در دنیا و آخرت نصیب آنان گردانید.

(148) بنابراین فرمود: (﴿فَ‍َٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا ﴾) و خداوند پاداش دنیا، از قبیل: پیروزی و به دست آوردن غنیمت را به آنها داد، (﴿وَحُسۡنَ ثَوَابِ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و بهترین پاداشِ آخرت را به آنان داد. و آن به دست آوردن خشنودی پروردگار و نعمت پایدار بهشت است که از همۀ رنج‌ها و ناراحتی‌ها به دور است. و این بدان سبب است که آنها اعمال نیک انجام دادند، و خداوند بهترین پاداش‌را به آنها داد، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) وخداوند نیکوکاران را که در عبادت خدا احسان می‌کنند، و با بندگان خدا به نیکی رفتار می‌نمایند، دوست می‌دارد. و از جملۀ احسان و نیکوکاری، این است که در هنگام جهاد با دشمنان، مؤمنان در این عصر و زمانه نیز همانند این مؤمنان رفتار کنند.

3:149–151Page 69

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تُطِيعُواْ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ فَتَنقَلِبُواْ خَٰسِرِينَ ١٤٩

O you who have believed, if you obey those who disbelieve, they will turn you back on your heels, and you will [then] become losers.

بَلِ ٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلنَّٰصِرِينَ ١٥٠

But Allāh is your protector, and He is the best of helpers.

سَنُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلرُّعۡبَ بِمَآ أَشۡرَكُواْ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗاۖ وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِينَ ١٥١

We will cast terror into the hearts of those who disbelieve for what they have associated with Allāh of which He had not sent down [any] authority.1 And their refuge will be the Fire, and wretched is the residence of the wrongdoers.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِينَ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر از کافران پيروي کنيد ، شما را به ، آيين پيشين بر مي گردانند ، پس زيانديده باز مي گرديد. بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ، نه ، ياري کننده شما خداوند است که بهترين ياري کنندگان است. سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ ، در دل کافران هراسي خواهيم افکند زيرا چيزي را که از آسمان براي آن ، حجتي نفرستاده است ، شريک خدا گرفتند جاي آنان جهنم است که براي ستمکاران مکان بدي است.

(149) در اینجا خداوند مؤمنان را از اینکه از کافران و منافقان و مشرکان اطاعت نمایند، نهی کرده است؛ زیرا اگر مؤمنان از آنها اطاعت نمایند، کافران آنان را به کفر که سرانجام آن ناکامی و زیان است، باز می‌گردانند.

(150) سپس خداوند خبر داد که یاور و مددکار مؤمنان است، و به آنها مژده داد که با مهربانی و لطف خویش، کارهای آنها را سامان می‌بخشد و آنها را از انواع آفت‌ها و بدی‌ها محافظت می‌کند.

(151) ضمناً در این آیه، مؤمنان تشویق شده‌اند، تا فقط خدا را یاور و مددکار خویش بدانند، و هیچ کس دیگر را یاور و پشتیبان خود نگیرند. از جمله یاوری و مددکاری خداوند برای مؤمنان، این است که او در دل دشـمنانشان رعب و وحشـت می‌اندازد، و آنها را از رسیدن به بسیاری از اهدافشان باز می‌دارد. و خداوند چنین کرد، آنگاه که مشرکین از جنگ احد بازگشتند و با یکدیگر مشورت کردند و گفتند: چگونه برگردیم، درحالی که افرادی از آنها را کشته و آنان را شکست داده‌ایم اما هنوز آنها را به طور کلی ریشه کن نکرده و از پای در نیاورده‌ایم؟ پس از مشورت، خواستند به این کار اقدام کنند، ولی خداوند در دل‌هایشان ترس بزرگی انداخت و آنان ناکام برگشتند. و شکی نیست که این از بزرگ‌ترین پیروزی‌ها است؛ زیرا پیش‌تر گذشت که خداوند مومنان‌را به دو گونه یاری می‌نماید؛ یا گروهی از کافران را از بین می‌برد، یا آنها را سرکوب می‌نماید و ناکام بر می‌گردند. و این از بخش دوم به‌حساب می‌آید. سپس سببی را که موجب ترس و وحشت کافران می‌گردد، بیان نمود، و فرمود: (﴿بِمَآ أَشۡرَكُواۡ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا﴾) آن به سبب همتایان و بت‌هایی است که با خدا شریک گرفته‌اند، کاری که بر حسب خواست و آرزوهای باطلشان انجام داده‌اند، بدون اینکه دلیل و حجتی داشته باشند، و از یاوری خداوند محروم می‌مانند. به همین جهت، مشرک از مؤمن می‌ترسد و تکیه‌گاه محکمی ندارد، و هنگام رویارویی با سختی و مشکلات، پناهگاهی نخواهد داشت، و حالت او در دنیا چنین است. اما در آخرت حالتشان سخت‌تر و بدتر است، بنابراین فرمود: (﴿وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و مکان و محلی که آنها در آن جای می‌گیرند، آتش است که راهی برای بیرون رفتن از آن ندارند، و به سبب ستم و عداوتی که در آن فرو رفته بودند، به آتشی در می‌آیند که برای همیشه در آن می‌مانند. (﴿وَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و جایگاه ستمکاران، چه بد جایگاهی است!

3:152Page 69

وَلَقَدۡ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥٓ إِذۡ تَحُسُّونَهُم بِإِذۡنِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلۡتُمۡ وَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ وَعَصَيۡتُم مِّنۢ بَعۡدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَۚ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنۡيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَۚ ثُمَّ صَرَفَكُمۡ عَنۡهُمۡ لِيَبۡتَلِيَكُمۡۖ وَلَقَدۡ عَفَا عَنكُمۡۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ١٥٢

And Allāh had certainly fulfilled His promise to you when you were killing them [i.e., the enemy] by His permission until [the time] when you lost courage and fell to disputing about the order [given by the Prophet (ﷺ)] and disobeyed after He had shown you that which you love.1 Among you are some who desire this world, and among you are some who desire the Hereafter. Then He turned you back from them [defeated] that He might test you. And He has already forgiven you, and Allāh is the possessor of bounty for the believers.

وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ، خدا به وعده اي که با شما نهاده بود وفا کرد ، آنگاه که به اذن او، دشمن را مي کشتيد و چون غنيمتي را که هواي آن را در سر داشتيد به شما نشان داد ، سستي کرديد و در آن امر به منازعه پرداختيد و عصيان ورزيديد بعضي خواستار دنيا شديد و بعضي خواستار آخرت سپس تا شما را به بلايي مبتلا کند به هزيمت واداشت اينک شما را ببخشود که او را به مؤمنان بخشايشي است.

(152) (﴿وَلَقَدۡ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥٓ﴾) و خداوند وعدۀ پیروزی را که به شما داده بود، به آن وفا نمود، و شما را بر کافران پیروز و مسلط گرداند، و به کشتن آنها مبادرت نمودید، اما در پایان، خود سبب شکست خویش گردیدید و کمکی برای دشمنان خود شدید. پس وقتی سست و ناتوان گشتید، (﴿وَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ﴾) و در امر [جنگ] کشمکش کردید و دستور و فرمان خدا را که به ائتلاف و هماهنگی دستور می‌دهد ترک کرده، و اختلاف نمودید؛ یکی می‌گفت: در جای خودمان که پیامبر ما را در آن قرار داده است، می‌مانیم، و یکی می‌گفت: جای ما دیگر اینجا نیست، دشمن شکست خورده و خطری باقی نمانده است. پس شما از پیامبر اطاعت نکردید، و دستورش را ترک گفتید، (﴿مِّنۢ بَعۡدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ﴾) پس از اینکه خداوند آنچه را دوست داشتید، که عبارت از شکست دشمنانتان بود، به شما نشان داد؛ زیرا وظیفۀ کسی که خداوند او را به اهداف و آرزوهایش نایل گردانده، از وظیفۀ دیگران بزرگ‌تر و بیشتر است، پس وظیفۀ شما، به ویژه در این حالت و در همۀ احوال، فرمان بردن از دستور خدا و پیامبرش است. (﴿مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنۡيَا﴾) دسته‌ای از شما دنیا را می‌خواستند، که سبب به وجود آمدن آن فاجعۀ دردناک گردید. (﴿وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) و دسته‌ای از شما خواستار آخرت بودند، و آنها کسانی بودند که دستور پیامبر را اجرا کرده، و در جایی که پیامبر دستور داده بود، ماندند. (﴿ثُمَّ صَرَفَكُمۡ عَنۡهُمۡ﴾) و پس از اینکه این کارها از شما سرزد، خداوند چهره‌هایتان را از آنها بازگرداند و نوبت به دشمنان رسید ‌تا خداوند شمارا بیازماید، و امتحانتان کند، و مؤمن از کافر، و فرمانبردار از سرپیچی کننده مشخص گردد. و تا به‌وسیلۀ این مصیبت، خداوند از اشتباهی که از شما سرزده بود، در گذرد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ عَفَا عَنكُمۡۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و خداوند از شما صرف نظر کرد، و دارای بخشش بزرگی بر مؤمنان است؛ چرا که اسلام را به آنها ارزانی داشت و آنها را به آیین و احکام خویش هدایت کرد، و بدی‌های آنان را عفو نمود و به خاطر مصیبت‌هایی که به آنها رسید، به آنان پاداش داد. و از جمله منت‌های خداوند بر مؤمنان، این است که هیچ خیر و مصیبتی بر آنان وارد نمی‌شود، مگر اینکه به خیر و نفع آنها خواهد بود. اگر خوشی به آنان دست دهد، خدا را بر آن شکر نموده، پس پاداش شگرگزاران را به آنان می‌دهد، و اگر ناخوشی به آنها دست دهد، صبر می‌کنند، و خداوند پاداش صبرکنندگان را به آنها می‌دهد.

3:153–154Page 69

۞ إِذۡ تُصۡعِدُونَ وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ فَأَثَٰبَكُمۡ غَمَّۢا بِغَمّٖ لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡۗ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ١٥٣

[Remember] when you [fled and] climbed [the mountain] without looking aside at anyone while the Messenger was calling you from behind. So Allāh repaid you with distress upon distress so you would not grieve for that which had escaped you [of victory and spoils of war] or [for] that which had befallen you [of injury and death]. And Allāh is [fully] Aware of what you do.

ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنۢ بَعۡدِ ٱلۡغَمِّ أَمَنَةٗ نُّعَاسٗا يَغۡشَىٰ طَآئِفَةٗ مِّنكُمۡۖ وَطَآئِفَةٞ قَدۡ أَهَمَّتۡهُمۡ أَنفُسُهُمۡ يَظُنُّونَ بِٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ ظَنَّ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِۖ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ مِن شَيۡءٖۗ قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَمۡرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِۗ يُخۡفُونَ فِيٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبۡدُونَ لَكَۖ يَقُولُونَ لَوۡ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٞ مَّا قُتِلۡنَا هَٰهُنَاۗ قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡۖ وَلِيَبۡتَلِيَ ٱللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمۡ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ١٥٤

Then after distress, He sent down upon you security [in the form of] drowsiness, overcoming a faction of you, while another faction worried about themselves, thinking of Allāh other than the truth - the thought of ignorance, saying, "Is there anything for us [to have done] in this matter?" Say, "Indeed, the matter belongs completely to Allāh." They conceal within themselves what they will not reveal to you. They say, "If there was anything we could have done in the matter, we [i.e., some of us] would not have been killed right here." Say, "Even if you had been inside your houses, those decreed to be killed would have come out to their death beds." [It was] so that Allāh might test what is in your breasts and purify what is in your hearts. And Allāh is Knowing of that within the breasts.

إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ، آنگاه که مي گريختيد و به کس نمي نگريستيد و پيامبر شما را از پشت سرفرا مي خواند پس به پاداش ، غمي بر غم شما افزود اکنون اندوه آنچه را که از دست داده ايد ، يا رنجي را که به شما رسيده است ، مخوريد خدا به هر کاري که مي کنيد آگاه است. ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ، آنگاه ، پس از آن اندوه ، خدا به شما ايمني ارزاني داشت ، چنان که ، گروهي را خواب آرام فرو گرفت اما گروهي ديگر که چون مردم عصر جاهلي به خدا گماني باطل داشتند ، هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مي گفتند : آياهرگز کار به دست ما خواهد افتاد ? بگو : همه کارها به دست خداست آنان در دل خود چيزي را پنهان مي دارند که نمي خواهند براي تو آشکارش سازند مي گويند : اگر ما را اختياري بود اينجا کشته نمي شديم بگو : اگر در خانه هاي خود هم مي بوديد ، کساني که کشته شدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بيرون مي رفتند خدا آنچه را که در سينه داريد مي آزمايد و دلهايتان را پاک مي گرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.

(153) خداوند حالت آنها را، به هنگام شکست خوردنشان درجنگ، بیان می‌دارد و آنان را به خاطر آن، مورد عتاب قرار می‌دهد. پس فرمود: (﴿إِذۡ تُصۡعِدُونَ﴾) هنگامی که در حال گریختن بودید، (﴿وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ﴾) و هیچ یک از شما به دیگری توجهی نمی‌کرد، و هر یک از شما، جز به فرار و نجات خود نمی‌اندیشید. درحالی که خطر بزرگی بر شما نبود؛ زیرا شما نزدیک‌ترین مردم به دشمنان و در خط مقدم جنگ نبودید، (﴿وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ﴾) و پیامبر از پشت سر، شما را صدا می‌زد که «ای بندگان خدا! به سوی من بیایید»، و شما به او توجه نکردید، و به سوی او برنگشتید. پس فرار، خود موجب سرزنش است، و صدا زدن پیامبر و اینکه می‌بایست او را بر خود مقدم دارید، اما به او پاسخ ندادید و به طرف وی نرفتید، سبب سرزنش بزرگ‌تری است. (﴿فَأَثَٰبَكُمۡ﴾) پس شما را در مقابل کارتان مجازات کرد، (﴿غَمَّۢا بِغَمّٖ﴾)یعنی غمی بر غمتان افزود، غمی به سبب از دست دادن پیروزی و غنیمت، و غمی به سبب شکست خوردنتان، و غمی دیگر که همۀ غم‌ها را از یاد شما برد، و آن این بود که خبر کشته شدن محمد صلی الله علیه وسلم را، شنیدید. اما خداوند به سبب لطف و مهربانی و عنایتی که نسبت به بندگان خویش دارد، همۀ این چیزها را مایۀ خیر بندگان مؤمن خود گردانید، پس فرمود: (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ﴾) تا بر آنچه که از دست داده اید، از قبیل: پیروزی، غمگین نگردید. (﴿وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾)و به خاطر کشته و زخمی شدن، و شکستی که به آن دچار شدید، محزون نگردید، و آن زمانی بود که برایتان محقق شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم کشته نشده است. پس همۀ این مصیبت‌ها برایتان آسان گردید، و از زنده بودن پیامیر صلی الله علیه وسلم که تسلی بخش هر مصیبت و مشکلی بود، شادمان شدید. خداوند در مشکلات و مصیبت‌ها اسرار و حکمت‌های عجیبی قرار داده است. و همۀ این امور از روی دانش و کمال آگاهی خداوند نسبت به کارها و ظاهر و باطن شما، انجام می‌شود، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.

(154) و احتمال دارد که معنی (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾) این باشد که خداوند این غم و مصیبت را، برای شما پیش آورد تا پا برجا و استوار بمانید و به هنگام مشکلات، بردباری و صبر را تمرین کنید، و تحمل دشواریها برایتان آسان شود. (﴿ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنۢ بَعۡدِ ٱلۡغَمِّ﴾) و پس از غمی که به شما رسیده بود، (﴿أَمَنَةٗ نُّعَاسٗا يَغۡشَىٰ طَآئِفَةٗ مِّنكُمۡ﴾) آرامشی را بر شما نازل کرد، به‌گونه‌ای که خواب سبکی، گروهی از شما را فرا گرفت. و شکی نیست که این، رحمت خدا و احسان او نسبت به آنها بود، و باعث تثبیت دل‌هایشان، و اطمینان بیشتر آنان گردید؛ زیرا کسی که می‌ترسد، خواب و چرت، او را فرا نمی‌گیرد، چون او در دل ترس دارد، پس وقتی ترس از دل او دور شد، می‌تواند بخوابد و چرت بزند. و گروهی که خداوند به‌وسیلۀ خواب سبک بر آنها انعام نمود، مؤمنان بودند؛ کسانی که جز اقامۀ دین خدا و به‌دست آوردن خشنودی پروردگار و پیامبرش و مصلحت برادران مسلمانشان، هدف دیگری نداشتند. و اما گروه دیگر کسانی بودند که (﴿قَدۡ أَهَمَّتۡهُمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) فقط به فکر خودشان بودند، و به خاطر اینکه منافق بودند یا به سبب اینکه ایمانشان ضعیف بود، به فکر کسی دیگر نبودند، بنابراین چرت و خواب سبک که دیگران را فرا گرفته بود، به آنها نرسید (﴿يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ مِن شَيۡءٖ﴾) این استفهام انکاری است. پس معنی آن چنین است: ما از پیروزی بهره‌ای نداریم. پس نسبت به پروردگار و آیین و پیامبرش، گمان بد بردند، و تصور کردند که خداوند پیامبر را یاری نمی‌دهد، و این شکست، کار وی را فیصله می‌دهد، و دین خدا را به کلی نابود می‌سازد. خداوند متعال در جواب آنان فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَمۡرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ﴾) «امر» شامل امر تقدیری و امر شرعی می‌شود. پس هر چیزی، حسب قضا و تقدیر الهی انجام می‌شود. و سرانجام خداوند، پیروزی را نصیب دوستان خود، و کسانی که از او اطاعت می‌کنند، می‌گرداند، گر چه برای آنها مشکلاتی پیش بیاید. (﴿يُخۡفُونَ فِيٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبۡدُونَ لَكَ﴾) منافقان در دل خود چیزهایی را پنهان می‌دارند که آن را برای تو آشکار نمی‌کنند؛ سپس خداوند چیزی را که آنها پنهان می‌داشتند، بیان کرد و فرمود: (﴿يَقُولُونَ لَوۡ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٞ﴾) می‌گویند: اگر با ما در این امر رایزنی و مشورتی می‌شد، (﴿مَّا قُتِلۡنَا هَٰهُنَا﴾) در اینجا کشته نمی‌شدیم. و این انکار و اعتراضی است از جانب آنها، که به مثابۀ تکذیب تقدیر الهی و تخطئه کردن رأی پیامبر صلی الله علیه وسلم و رأی یارانش می‌باشد؛ چراکه آنان پیامبر و یارانش را ساده لوح می‌انگاشتند و خود را بهتر و شایسته‌تر می‌دانستند. خداوند آنها را چنین جواب داد: (﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ﴾) بگو: اگر در خانه‌هایتان [هم] بودید ـ که کشته شدن در خانه بعید به نظر می‌رسدـ(﴿لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾)آنهایی که کشته شدن بر آنها مقدر شده بود، به محل کشته شدن خود، بیرون می‌آمدند، پس اسباب ـ هرچند بزرگ باشند ـ زمانی می‌توانند به انسان سودی برسانند که قضا و تقدیر الهی با آن مخالف نباشد. پس هرگاه تقدیر با اسباب مخالفت ورزد، اسباب هیچ سودی نمی‌رسانند؛ زیرا آنچه را خداوند در رابطه با مرگ و زندگی در لوح محفوظ نوشته است، باید اجرا شود. (﴿وَلِيَبۡتَلِيَ ٱللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمۡ﴾) و تا خداوند آنچه را از نفاق یا ضعف ایمان در سینه‌هایتان دارید، بیازماید. (﴿وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمۡ﴾) و تا دل‌هایتان را، از وسوسه‌های شیطان و صفت‌های ناپسندی که در آن اثر گذاشته است، خالص و پاک گرداند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و خداوند به آنچه در سینه‌هاست، آگاه است؛ یعنی آنچه را که سینه‌ها پنهان کرده اند، می‌داند. پس علم و حکمت او اقتضا می‌نماید اسبابی را مقدر کند که امور پنهان سینه‌ها، و رازها را به‌وسیلۀ آن آشکار نماید.

3:155Page 70

إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَلَّوۡاْ مِنكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِ إِنَّمَا ٱسۡتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِبَعۡضِ مَا كَسَبُواْۖ وَلَقَدۡ عَفَا ٱللَّهُ عَنۡهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٞ ١٥٥

Indeed, those of you who turned back on the day the two armies met [at Uḥud] - it was Satan who caused them to slip because of some [blame] they had earned. But Allāh has already forgiven them. Indeed, Allāh is Forgiving and Forbearing.

إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ، از ميان شما آنان که در روز مقابله آن دو گروه بگريختند ، به سبب پاره اي از اعمالشان شيطان آنها را به خطا افکنده بود اينک خداوند عفوشان کرد که او آمرزنده و بردبار است.

(155) خداوند متعال از حالت کسانی که در جنگ أحد شکست خوردند، و از آنچه که باعث فرارشان شد، خبر داده و می‌فرماید: شیطان آنان را فریب داد، و به ‌سبب ارتکاب برخی از گناهان، بر آنان مسلط گردید. پس آنها بودند که وسوسه‌های شیطانی را در دل‌های خود جای دادند، و با ارتکاب گناه، به شیطان قدرت فعالیت دادند؛ زیرا گناهان محل ورود شیطان هستند، پس اگر آنان به اطاعت پروردگارشان چنگ می‌زدند، شیطان بر آنها تسلط و قدرتی نمی‌داشت. خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٌ﴾ همانا تو بر بندگانم، قدرت و حاکمیتی نداری. سپس خداوند خبر داد که پس از اینکه مرتکب کارهای زشت شدند، آنها را عفو نمود، و اگر آنها را مؤاخذه می‌کرد،‌ می‌بایست آنان را از پای در آورده و ریشه کن ‌سازد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ ﴾) بدون شک خداوند گناهکاران را می‌آمرزد و به آنها توفیق می‌دهد که توبه کنند و آمرزش بطلبند، و مشکلاتی را که برایشان پیش می‌آورد،‌ کفارۀ گناهانشان می‌گرداند.(﴿حَلِيمٞ﴾) و خداوند بردباراست، و در عذاب دادن کسی که از فرمانش سرپیچی می‌کند، شتاب نمی‌ورزد، بلکه به او فرصت می‌دهد، و وی را به بازگشت به سوی خود و روی آوردن به او، فرا می‌خواند، سپس اگر توبه کند و برگردد، توبه‌اش را می‌پذیرد، و خداوند او را به مقامی می‌رساند که گویا اصلاً گناهی انجام نداده، و عیبی از او سر نزده است. پس خداوند را، بر نیکی و احسانش، سپاسگزاریم.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском