As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Ali 'Imran 3:156–168
3:156–158Page 70
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ إِذَا ضَرَبُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ كَانُواْ غُزّٗى لَّوۡ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجۡعَلَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ حَسۡرَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡۗ وَٱللَّهُ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ ١٥٦
O you who have believed, do not be like those who disbelieved and said about their brothers when they traveled through the land or went out to fight, "If they had been with us, they would not have died or have been killed," so Allāh makes that [misconception] a regret within their hearts. And it is Allāh who gives life and causes death, and Allāh is Seeing of what you do.
وَلَئِن قُتِلۡتُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوۡ مُتُّمۡ لَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَحۡمَةٌ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ ١٥٧
And if you are killed in the cause of Allāh or die - then forgiveness from Allāh and mercy are better than whatever they accumulate [in this world].
وَلَئِن مُّتُّمۡ أَوۡ قُتِلۡتُمۡ لَإِلَى ٱللَّهِ تُحۡشَرُونَ ١٥٨
And whether you die or are killed, unto Allāh you will be gathered.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، همانند آن کافران مباشيد که در باره ، برادران خود که به سفر يا به جنگ رفته بودند ، مي گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمي مردند يا کشته نمي شدند خدا اين پندار را چون حسرتي در دل آنها نهاد و خداست که زنده مي کند و مي ميراند و اوست که اعمال شما رامي بيند. وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ، اگر در راه خدا کشته شويد يا بميريد ، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در اين جهان گرد مي آوريد بهتر است. وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى الله تُحْشَرُونَ ، و اگر بميريد يا کشته شويد هر آينه در پيشگاه خداوند محشور مي شويد.
(156) خداوند بندگان مؤمن خود را بر حذر میدارد از اینکه همانند کافران و منافقان باشند؛ آنانی که به پروردگار و تقدیر و قضای الهی ایمان ندارند. همچنین بندگان مؤمن خویش را از تشابه با کافران در هر چیزی نهی میکند، و در این مورد خاص نیز مؤمنان را برحذر میدارد که همچون کافران نباشند و برادران دینی یا نسبی خود را (﴿إِذَا ضَرَبُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) هنگامی که برای تجارت سفر کنند، (﴿أَوۡ كَانُواۡ غُزّٗى﴾) یا اینکه به جنگ وجهاد بروند، سپس کشته شوند، یا بمیرند، سرزنش نکنند و همچون منافقان به مخالفت با قضا و تقدیر الهی بر نخواسته و نگویند: (﴿لَّوۡكَانُواۡ عِندَنَا مَا مَاتُواۡ وَمَا قُتِلُواۡ﴾) اگر آنها پیش ما بودند، کشته نشده و نمیمردند. و این دروغی است که بر زبان میآوردند؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾ بگو: اگر در خانههایتان [هم] بودید، آنانی که تقدیر شده بود کشته شوند، به محل کشته شدن خود بیرون میآمدند. اما این تکذیب، جز اینکه خداوند سخن و عقیدۀ آنان را حسرتی در دلهایشان قرار دهد، و مصیبت و رنج آنها را بیشتر گرداند، سود دیگری برای آنان نداشت. و اما مؤمنان میدانند که این کارها با تقدیر الهی انجام میشود، پس ایمان میآورند و تسلیم میشوند و خداوند دلهایشان را هدایت و استوار میگرداند، و به سبب داشتن چنین عقیدهای، مصیبت پیش آمده را برای آنها آسان میگرداند. خداوند در رد سخن آنها فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) تنها خداوند است که زنده میکند و میمیراند، پس دوری و پرهیز و احتیاط، انسان را از چیزی که خداوند مقدر نموده است، نجات نمیدهد. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه انجام میدهید، بینا است، و شما را به سبب کارهایتان و به سبب تکذیب تقدیر الهی، مجازات خواهد کرد.
(157) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
(158) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
3:159Page 71
فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ ١٥٩
So by mercy from Allāh, [O Muḥammad], you were lenient with them. And if you had been rude [in speech] and harsh in heart, they would have disbanded from about you. So pardon them and ask forgiveness for them and consult them in the matter. And when you have decided, then rely upon Allāh. Indeed, Allāh loves those who rely [upon Him].
فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ ، به سبب رحمت خداست که تو با آنها اينچنين خوشخوي و مهربان هستي اگرتند خو و سخت دل مي بودي از گرد تو پراکنده مي شدند پس بر آنها ببخشاي و برايشان آمرزش بخواه و در کارها با ايشان مشورت کن و چون قصد کاري کني بر خداي توکل کن ، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
(159) یعنی به سبب رحمتی که خداوند نسبت به تو و یارانت دارد، برتو احسان کرد که با آنها نرم و مهربان باشی، و با اخلاق نیکو و خوب با آنان برخورد نمایی، تا پیرامون تو جمع شوند، و تو را دوست داشته، و از دستوراتت پیروی کنند. (﴿وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا﴾) و اگر درشتخو و بداخلاق، (﴿غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ﴾) و سنگدل بودی(﴿لَٱنفَضُّواۡ مِنۡ حَوۡلِكَ﴾) از اطراف تو متفرق میشدند؛ زیرا هرکس درشتخو و سنگدل باشد، کسی پیرامون وی نمیماند. پس اخلاق خوبِ رهبر، مردم را به سوی دین خدا جذب مینماید، و آنها را به دین خدا علاقهمند میسازد. در ضمن دارندۀ اخلاق خوب، مورد ستایش قرار میگیرد و پاداش خالص به او میرسد. و اخلاق بد رهبر دینی، مردم را از دین گریزان میکند و دین را نزد آنها منفور و زشت مینمایاند. در ضمن دارندۀ اخلاق بد، مورد نکوهش قرار گرفته و کیفر خاصی به او میرسد؛ زیرا وقتی خداوند به پیامبر معصوم چنین میفرماید، پس حالت دیگران چگونه خواهد بود؟! آیا از واجبترین واجبات، و مهمترین امور، این نیست که به اخلاق خوب پیامبر اقتدا کنیم؟ و با مردم آنگونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم با نرمی و خوش اخلاقی رفتار میکرد، رفتار نماییم، تا با این کار از دستور خدا فرمان برده باشیم، و نیز بندگان خدا را به سوی دین خدا جذب کنیم؟! سپس خداوند متعال به او دستور داد که از تقصیرات آنان در حق وی در گذرد، و برای تقصیراتی که آنان در حق خدا دارند، برایشان استغفار کند و با اینکار، عفو و احسان را با هم جمع نماید. (﴿فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ﴾) پس، از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش کن. (﴿وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡر﴾) و در کارهایی که نیاز به رایزنی و مشورت و تلقیح فکر و نظر دارد، با آنها مشورت کن؛ زیرا رایزنی و مشورت، فواید و مصلحتهای دینی و دنیوی بیشماری در بر دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره میشود: 1- مشورت از عبادتهایی است که بهوسیلۀ آن بنده به خدا نزدیک میگردد. 2- مشورت باعث تسکین خاطر شده، و اندوهی را که هنگام پیش آمدن مصیبت در دلها قرار میگیرد، دور مینماید؛ زیرا کسی که سرپرستی و کار مردم را در دست دارد، هرگاه اهل رأی و نظر را جمع کند، و در مورد حادثه و واقعهای با آنها به مشورت و رایزنی بپردازد، مردم او را دوست داشته و به وی اطمینان خواهند کرد، و میدانند که او حاکم و سرپرست خودکامه و مستبدی نیست، بلکه به منافع کلّی و فراگیر میاندیشد. پس آن وقت مردم آخرین توان و تلاش خود را برای پیروی کردن از او بهکار میگیرند، چون میدانند این حاکم برای مصلحت و منافع عموم مردم تلاش میکند. به خلاف کسی که چنین نیست، مردم او را دوست نداشته و از وی اطاعت نخواهند کرد، و اگر از وی فرمان برند به طور کامل از او فرمان نخواهند برد. 3- مشورت و رایزنی باعث رشد و بالندگی افکار میگردد؛ زیرا وقتی که افکار و اندیشهها در امری بهکار روند، رشد کرده و به شکوفایی میرسند. 4- از طریق مشورت و رایزنی، رأی و نظر درست و صحیح حاصل میشود، و کسی که مشورت میکند، کمتر در کارش دچار اشتباه میگردد، و اگر چنانچه اشتباه کند یا به هدفش دست نیابد، قابل ملامت و سرزنش نخواهد بود. پس وقتی خدا به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡر﴾) با آنان رایزنی و مشورت کن، در حالی که عقل و دانش پیامبر از همۀ مردم کاملتر و بیشتر است، و رأی او، بهترین آراء است، پس دیگران چگونه باید باشند؟! سپس خداوند متعال فرمود: (﴿فَإِذَا عَزَمۡتَ﴾) و هرگاه بعد از مشورت و رایزنی در کاری که نیاز به مشورت دارد، تصمیم به انجام آن گرفتی،(﴿فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ﴾) بر قدرت الهی اعتماد و توکل کن، نه بر توانایی و حرکت و قدرت خود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ﴾) همانا خداوند کسانی را که بر او توکل مینمایند و به وی پناه میبرند، دوست دارد.
3:160Page 71
إِن يَنصُرۡكُمُ ٱللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمۡۖ وَإِن يَخۡذُلۡكُمۡ فَمَن ذَا ٱلَّذِي يَنصُرُكُم مِّنۢ بَعۡدِهِۦۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ١٦٠
If Allāh should aid you, no one can overcome you; but if He should forsake you, who is there that can aid you after Him? And upon Allāh let the believers rely.
إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ ، اگر خدا شما را ياري کند ، هيچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد و اگر، شمارا خوار دارد ، چه کسي از آن پس ياريتان خواهد کرد ? پس مؤمنان بايد که بر خداي توکل کنند.
(160) یعنی چنانچه خداوند با یاری و کمک خویش، شما را کمک نماید، (﴿فَلَا غَالِبَ لَكُمۡ﴾) اگر تمام مردمِ روی زمین با تمام لشکر و اسلحههای خود جمع شوند، بر شما چیره نخواهند شد؛ زیرا هیچ چیزی بر خداوند چیره نمیشود، و او بر بندگان چیره است و پیشانی آنها را گرفته است. پس هیچ جنبنده ای حرکت نمیکند، مگر به فرمان خدا؛ و هیچ جنبنده ای ساکن نمیشود، مگر به اذن و فرمان خدا. (﴿وَإِن يَخۡذُلۡكُمۡ﴾) و اگر شما را خوار گرداند، و شما را به حال خودتان رها کند، (﴿فَمَن ذَا ٱلَّذِي يَنصُرُكُم مِّنۢ بَعۡدِهِۦ﴾) پس کیست که پس از او، شما را یاری دهد؟ و به ناچار آنگاه خوار میشوید، و شکست میخورید، گرچه تمام مردم شما را یاری دهند و کمک نمایند. درضمن خداوند متعال دستور میدهد که از وی کمک بطلبند، و بر او توکل کنند، نه بر قدرت خویش. بنابراین فرمود: (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) معمول بر عامل مقدم شده که مفید حصر است؛ یعنی فقط برخدا توکل کنید نه بر کسی دیگر؛ زیرا تنها او یاور و مددکار است، پس توکل و تکیه کردن بر خدا عین توحید و یکتا پرستی است، و مقصود با آن حاصل خواهد شد. و توکل بر غیر خدا شرک است و سودی نمیبخشد، بلکه زیان آور میباشد. در این آیه دستور داده شده که تنها به خدا توکل نمود. و توکل بنده برحسب ایمان اوست و هر اندازه ایمانش قوی باشد به همان اندازه بیشتر بر خدا توکل میکند.
3:161Page 71
وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّۚ وَمَن يَغۡلُلۡ يَأۡتِ بِمَا غَلَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ ١٦١
It is not [attributable] to any prophet that he would act unfaithfully [in regard to war booty]. And whoever betrays, [taking unlawfully], will come with what he took on the Day of Resurrection. Then will every soul be [fully] compensated for what it earned, and they will not be wronged.
وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ، هيچ پيامبري را شايسته نيست که خيانت کند و هر که به چيزي خيانت کند، آن را در روز قيامت با خود آورد سپس جزاي عمل هر کس به تمامي داده خواهد شد و بر کسي ستمي نرود.
(161)«غلول» یعنی خیانت در غنیمت و پنهان کردن چیزی از آن [وخیانت در هر چیزی که در اختیار انسان است]، و اجماع بر این است که، خیانت در غنیمت و در آنچه که در اختیار انسان قرار دارد، حرام و از گناهان کبیره میباشد. همانطور که این آیه و دیگر نصوص، بر آن دلالت مینماید. پس خداوند متعال خبر داد که برای هیچ پیامبری شایسته و سزاوار نیست در مالِ غنیمت، خیانت کند؛ زیرا خیانت در غنیمت، همان طور که دانستید از بزرگترین گناهان و بدترین عیوب است. و خداوند پیامبرانش را، از آن و هر آنچه که آنان را آلوده و معیوب و متهم کند، مصون و محفوظ نموده و آنان را از نظر اخلاق، برترین افراد جهان و پاکترین و خوبترین آنها قرار داده و آنان را از هرگونه عیب، پاک گردانیده است. و آنان را، فرودگاه رسالت خویش، و معدن فرزانگی و حکمت الهی، قرار داده است:﴿ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥ﴾ خداوند بهتر میداند که رسالت خویش را در کجا قرار بدهد. پس اگر بنده فقط یکی از آنها را بشناسد، یقین حاصل میکند که آنان از هر عیب و کار زشتی، پاک و مبرّا هستند. و نیازی نیست که بر پوچ بودن سخنانی که دشمنان پیامبران در مورد آنان گفتهاند، دلیل اقامه کنیم؛ زیرا هرکس که پیامبر بودنِ آنها را بپذیرد، همۀ آنچه که اهل باطل دربارۀ آنان میگویند، دفع میشود. بنابراین کلمهای را به کار برد که مفهومش چنین است: سرزدن چنین کاری از پیامبران، غیر ممکن و محال است. پس فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ﴾) یعنی کسانی که خداوند آنها را برای پیامبری و رسالت برگزیده است، امکان ندارد خیانت کنند. سپس کسی را که در مال غنیمت خیانت میکند، مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَمَن يَغۡلُلۡ يَأۡتِ بِمَا غَلَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) و کسی که در مالِ غنیمت، خیانت کند، روز قیامت آنچه را که در آن خیانت کرده است، میآورد در حالی که آن را بر دوش خود حمل میکند، خواه چیزی که در آن خیانت کرده است، حیوان باشد، یا کالا یا چیزی دیگر. و به سبب آن، در روز قیامت، عذاب داده میشود. (﴿ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) سپس هر خیانتکار و دیگران، پاداش و سزایشان را، به اندازۀ عملشان و به طور کامل دریافت میکنند. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) یعنی چیزی بر گناهانشان افزوده نمیگردد، و چیزی از حسناتشان کاسته نمیشود، پس بنگر به نیکویی «احتراز» در این آیۀ کریمه! پس از آنکه سزای خیانت کننده در مال غنیمت را، بیان کرد و فرمود: در روز قیامت آنچه را که به خیانت برده است، با خود میآورد، بیان کرد که سزای او بهطور کامل داده میشود، و اگر فقط میفرمود:«فقط سزای خیانت کننده در مالِ غنیمت، به طور کامل به او داده میشود»، این شک و گمان به ذهن خطور میکرد که کسان دیگری که متصدی دیگر اموال و داراییها هستند، شاید سزا یا پاداششان به طور کامل داده نشود. بنابراین برای دفع این وهم و گمان، کلمهای آورد که شامل خیانت در مالِ غنیمت، و دیگر گناهان باشد و همه را به طور عام و فراگیر، در بر گیرد.
3:162–163Page 71
أَفَمَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِ كَمَنۢ بَآءَ بِسَخَطٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ١٦٢
So is one who pursues the pleasure of Allāh like one who brings upon himself the anger of Allāh and whose refuge is Hell? And wretched is the destination.
هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ ١٦٣
They are [varying] degrees in the sight of Allāh, and Allāh is Seeing of whatever they do.
أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ، آيا آن کس که به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند کسي است که موجب خشم او مي شود و مکان او جهنم ، آن سرانجام بد است ? هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ، اين دو گروه را نزد خدا درجاتي است گوناگون و او به کارهايشان آگاه است .
(162 - 163) پروردگار متعال خبر میدهد کسی که هدفش خشنودی خداست و کارهایی را انجام میدهد که خشنودی وی را درپی دارد، هرگز مانند کسی نیست که مرتکب گناه میشود و پروردگارش را خشمگین میکند، و نزد خدا و بندگان او، برابر نخواهند بود:﴿أَفَمَن كَانَ مُؤۡمِنٗا كَمَن كَانَ فَاسِقٗاۚ لَّا يَسۡتَوُۥنَ﴾ آیا کسی که مؤمن است، مانند کسی است که فاسق میباشد؟ نه، برابر نیستند. بنابراین فرمود: (﴿هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) یعنی هر یک از آنها در نزد پروردگار، دارای مقام و جایگاه متفاوتی هستند، و بر حسب تفاوت اعمالشان مقام و مرتبۀ آنها نیز متفاوت است. پس کسانی که به دنبال خشنودی خدا هستند، برای رسیدن به مقامهای بلند و جایگاههای والا و کاخهای عالی بهشت، تلاش مینمایند، و خداوند به اندازه اعمالشان، از بخشش و کرم خویش به آنان میبخشد، و کسانی که نارضایتی و خشم خدا را بر میانگیزند، به نازلترین و پایین ترین جایگاههای جهنم، سقوط میکنند، و خداوند کارهایشان را میبیند و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پنهان نمیماند، بلکه خداوند آن را دانسته، و در لوح محفوظ ثبت نموده، و فرشتگان بزرگوار و امانتدار خویش را موظف کرده است تا آن را بنویسند، و ثبت و ضبط نمایند. بنابراین فرمود: (﴿هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) یعنی هر یک از آنها در نزد پروردگار، دارای مقام و جایگاه متفاوتی هستند، و بر حسب تفاوت اعمالشان مقام و مرتبۀ آنها نیز متفاوت است. پس کسانی که به دنبال خشنودی خدا هستند، برای رسیدن به مقامهای بلند و جایگاههای والا و کاخهای عالی بهشت، تلاش مینمایند، و خداوند به اندازه اعمالشان، از بخشش و کرم خویش به آنان میبخشد، و کسانی که نارضایتی و خشم خدا را بر میانگیزند، به نازلترین و پایین ترین جایگاههای جهنم، سقوط میکنند، و خداوند کارهایشان را میبیند و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پنهان نمیماند، بلکه خداوند آن را دانسته، و در لوح محفوظ ثبت نموده، و فرشتگان بزرگوار و امانتدار خویش را موظف کرده است تا آن را بنویسند، و ثبت و ضبط نمایند.
3:164Page 71
لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ ١٦٤
Certainly did Allāh confer [great] favor upon the believers when He sent among them a Messenger from themselves, reciting to them His verses and purifying them and teaching them the Book [i.e., the Qur’ān] and wisdom,1 although they had been before in manifest error.
لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ ، خدا بر مؤمنان انعام فرمود ، آنگاه که از خودشان به ميان خودشان ، پيامبري مبعوث کرد تا آياتش را بر آنها بخواند و پاکشان سازد و کتاب و حکمتشان بياموزد ، هر چند از آن پيش در گمراهي آشکاري بودند.
(164) منّتی که خداوند در این آیه بر بندگانش مینهد، بزرگترین نعمتها و اساس همۀ برکات است؛ زیرا پروردگار با فرستادن پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم، آنها را از گمراهی نجات داد، و از هلاکت مصون داشت. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ﴾) همانا خداوند بر مؤمنان منت نهاد، چون پیامبری را از خودشان در میان آنان مبعوث کرد، که نسب و حال و زبان او را میدانستند، و از قوم و قبیلۀ آنها بود، و نسبت به آنها مهربان و خیرخواه بود. (﴿يَتۡلُواۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ﴾) آیات خدا را بر آنها میخواند، و کلمات و معانی آن را به آنها میآموخت. (﴿وَيُزَكِّيهِمۡ﴾) و آنان را، از شرک وگناه و فرومایگی و سایر زشتیهای اخلاقی، پاک میگرداند. (﴿وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) منظور از کتاب یا جنس کتاب میباشد که قرآن است، پس در این صورت (﴿يَتۡلُواۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ﴾) منظور از آیات، نشانههای هستی است. و یا منظور از کتاب، نوشتن است ، پس خداوند با آموختن کتاب و نوشتن که علوم بهوسیلۀ نوشتن آموخته میشود، بر آنها منت نهاد. (﴿وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾) یعنی سنت، که مانند قرآن است. یا به معنی گذاشتن هر چیزی در جایگاهش و شناختن اسرار شریعت میباشد. پس پیامیر هم احکام را، و هم آنچه را که بهوسیلۀ آن احکام اجرا میشود، و نیز آنچه را که بهوسیلۀ آن فواید و نتایج احکام بهدست میآید، به آنها میآموخت. پس آنها به سبب برخورداری از این ویژگیهای بزرگ، از تمام مردم برترند و در مقام علمای ربانی قرار میگیرند. (﴿وَإِن كَانُواۡ مِن قَبۡلُ﴾) هرچند که قبل از بعثت این پیامبر،(﴿لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾) در گمراهی آشکاری به سر میبردند، و راهی که آنها را به پروردگارشان میرساند، و آنچه را که آنان را پاکیزه و پاک میگرداند، نمیشناختند، بلکه هر آنچه را که جهالت و نادانی برای آنان زیبا جلوه میداد، انجام میدادند، گرچه این کار، با عقل تمام جهانیان درست در نمیآمد و با آن مخالف بود.
3:165–168Page 71
أَوَلَمَّآ أَصَٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٞ قَدۡ أَصَبۡتُم مِّثۡلَيۡهَا قُلۡتُمۡ أَنَّىٰ هَٰذَاۖ قُلۡ هُوَ مِنۡ عِندِ أَنفُسِكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ١٦٥
Why [is it that] when a [single] disaster struck you [on the day of Uḥud], although you had struck [the enemy in the battle of Badr] with one twice as great, you said, "From where is this?" Say, "It is from yourselves [i.e., due to your sin]." Indeed, Allāh is over all things competent.
وَمَآ أَصَٰبَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِ فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ١٦٦
And what struck you on the day the two armies met [at Uḥud] was by permission of Allāh that He might make evident the [true] believers
وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ نَافَقُواْۚ وَقِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاْ قَٰتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوِ ٱدۡفَعُواْۖ قَالُواْ لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡۗ هُمۡ لِلۡكُفۡرِ يَوۡمَئِذٍ أَقۡرَبُ مِنۡهُمۡ لِلۡإِيمَٰنِۚ يَقُولُونَ بِأَفۡوَٰهِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡۚ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يَكۡتُمُونَ ١٦٧
And that He might make evident those who are hypocrites. For it was said to them, "Come, fight in the way of Allāh or [at least] defend." They said, "If we had known [there would be] battle, we would have followed you." They were nearer to disbelief that day than to faith, saying with their mouths what was not in their hearts. And Allāh is most knowing of what they conceal -
ٱلَّذِينَ قَالُواْ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواْ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواْۗ قُلۡ فَٱدۡرَءُواْ عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ١٦٨
Those who said about their brothers while sitting [at home], "If they had obeyed us, they would not have been killed." Say, "Then prevent death from yourselves, if you should be truthful."
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، و آيا هنگامي که آسيبي به شما رسيد که شما خود دو چند آن رسانده بوديد ،گفتيد : اين آسيب از کجا رسيد ? بگو : از جانب خودتان هر آينه خدا بر هر چيزي تواناست. وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنچه در روز برخورد آن دو گروه به شما رسيد ، به اذن خدا بود ، تا، مؤمنان را بشناسد . وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ ، و آنان را نيز که نفاق ورزيدند ، بشناسد به آنها گفته مي شد : بياييددر راه خدا کارزار کنيد يا به دفاع پردازيد مي گفتند : اگر يقين داشتيم که جنگي در مي گيرد ، با شما مي آمديم آنان به کفر نزديکترند تا به ايمان به زبان چيزهايي مي گويند که به دل اعتقاد ندارند و خدا به آنچه دردل نهفته مي دارند آگاهتر است. الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، به آنان که از جنگ باز ايستادند و در باره برادران خود گفتند که اگر، سخن ما را شنيده بودند کشته نمي شدند ، بگو : اگر راست مي گوييد مرگ را از خود برانيد.
(165) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خود را، که در جنگ أحد به آن مصیبت گرفتار شدند و حدود هفتاد نفر از آنان کشته شد، دلجویی داده و میفرماید: (﴿قَدۡ أَصَبۡتُم﴾) شما به مشرکان ضربه زدید، (﴿مِّثۡلَيۡهَا﴾) و دو برابر آنها را شکست دادید، شما هفتاد نفر از بزرگانشان را در جنگ بدر کشتید و هفتاد نفر را به اسارت گرفتید، پس باید مسئله برایتان آسان باشد، و مصیبت بر شما سبک گردد، با اینکه شما و مشرکین یکسان نیستید؛ زیرا کشته شدگان شما در بهشت هستند، و کشته شدگان آنها در جهنم. (﴿قُلۡتُمۡ أَنَّىٰ هَٰذَا﴾) یعنی گفتید: از کجا این مصیبت به ما رسید، و ما [چگونه] شکست خوردیم؟ (﴿قُلۡ هُوَ مِنۡ عِندِ أَنفُسِكُمۡ﴾) بگو: آن از جانب خودتان است، و ناشی از کشمکش و اختلاف و نافرمانی شماست. و این اختلاف و کشمکش، زمانی در میانتان بروز کرد که خداوند آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد. پس خودتان را سرزنش و ملامت کنید، و از اسباب هلاکت دوری جویید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هر چیزی توانا است. پس، از گمان بد نسبت به خدا بپرهیزید؛ زیرا او بر یاریکردنتان، توانا است. اما در آزمودن و گرفتار کردنتان به مصیبت، حکمت بزرگی دارد:﴿ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاۡ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖ﴾ و اگر خدا میخواست از آنها انتقام میگرفت، ولی [میخواهد] برخی از شما را بهوسیلۀ برخی دیگر بیازماید.
(166 - 167) سپس خبر داد، آنچه از شکست و کشته شدن در روز رویارویی دو گروه [مسلمین و مشرکین] در احد به آنها رسید، به فرمان و قضا و تقدیر الهی بوده است، و تقدیر و فرمان الهی را، چیزی نمیتواند برگرداند و حتماً باید به وقوع بپیوندد. و امر تقدیری وقتی پیش آمد، جز تسلیم شدن در برابر آن چارهای نیست. و خداوند این کار را به خاطر حکمت و منافع بزرگی مقدر کرد، تا مؤمن از منافق متمایز گردد. تا مؤمن از منافق متمایز گردد. منافقانی که وقتی به جنگ دستور داده شدند (﴿وَقِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاۡ قَٰتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و به آنها گفته شد: در راه خدا، و برای دفاع و حمایت از دین خدا، و طلب خشنودی او بجنگید، (﴿أَوِ ٱدۡفَعُواۡ﴾) و اگر به خاطر خدا به دفاع برنمیخیزید، حداقل برای دفاع از حرمت خویش و شهرتان دفاع کنید، امتناع ورزیدند و عذر آوردند و (﴿قَالُواۡ لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) گفتند: اگر ما میدانستیم که بین شما و آنها جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم، در حالی که دروغ میگفتند؛ چرا که همه به یقین میدانستند این مشرکان به خاطر شکستی که از مؤمنان متحمل شده بودند، به شدت نسبت به آنها خشمگین بوده، و قلبی سرشار از خشم ونفرت نسبت به آنان داشتند. و آنها اموال خود را صرف کردند، و آنچه از مردان جنگی و اسلحه که در توان داشتند جمع نموده، و با لشکری بزرگ بر مؤمنان هجوم آوردند. پس کسانی که اینگونه باشند، چگونه میتوان تصور کرد بین آنها و مؤمنان، جنگی روی نخواهد داد؟ به ویژه آنکه مسلمین از مدینه بیرون آمده و در مقابل آنان ظاهر شده بودند. این غیر ممکن است. اما منافقان گمان بردند که با این عذر، میتوانند مؤمنان را فریب دهند، و بهانۀ آنها پذیرفته میشود. خداوند متعال فرمود: (﴿هُمۡ لِلۡكُفۡرِ يَوۡمَئِذٍ﴾) آنان در آن حالت که همراه با مؤمنان برای جنگ بیرون نرفتند، (﴿أَقۡرَبُ مِنۡهُمۡ لِلۡإِيمَٰنِۚ يَقُولُونَ بِأَفۡوَٰهِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ زیرا با زبان چیزهایی میگویند که در دلهایشان نیست. و این ویژگی منافقین است که با سخن وعمل خود چیزی را نشان میدهند، اما ضد آن را در دلهای خود پنهان میدارند. آنان میگفتند: (﴿لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) اگر ما میدانستیم که جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم. یک قاعدۀ کلی که از این آیه استنباط میشود این است که «به هنگام مواجه شدن با دو فساد، آنچه سبکتر و شرّش کمتر است، انجام داده میشود، تا فساد بزرگتر دفع گردد؛ و چنانچه نتوان مصلحت بزرگی را انجام داد، باید مصلحت کوچکتر و کمتر را انجام داد.» چرا که منافقان دستور داده شدند تا در راه دین بجنگند ، پس اگر برای دین نیز نجنگند، باید برای دفاع از فرزندان و خانوادهها و وطن خود بجنگند. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يَكۡتُمُونَ﴾) و خداوند به آنچه پنهان میکنند، داناتر است. پس خداوند آن را برای بندگان مؤمن خویش آشکار نموده، و منافقان را برآن مجازات مینماید.
(168) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ قَالُواۡ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواۡ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواۡ﴾) منافقان هم به جهاد نرفتند، و هم اعتراض نموده و تقدیر و قضای الهی را تکذیب کردند، و به برادرانشان گفتند: اگر آنها از ما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند. خداوند در رد آنها فرمود: (﴿قُلۡ فَٱدۡرَءُواۡ﴾) بگو: پس دور نمایید و دفع کنید، (﴿عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرگ را از خود، اگر راست میگویید که اگر آنها از شما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند، چرا که نمیتوانند مرگ را از خود دور کنند. و این آیات، دلیلی است بر اینکه گاهی در مؤمن، عادت کفر آمیز وجود دارد و گاهی عادت ایمانی، و گاهی نیز یکی از این دو خصلتها در وی، قویتر است.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences