As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Ali 'Imran 3:93–112
3:93–94Page 62
۞ كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلّٗا لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسۡرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ مِن قَبۡلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوۡرَىٰةُۚ قُلۡ فَأۡتُواْ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٩٣
All food was lawful to the Children of Israel except what Israel [i.e., Jacob] had made unlawful to himself before the Torah was revealed. Say, [O Muḥammad], "So bring the Torah and recite it, if you should be truthful."
فَمَنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ٩٤
And whoever invents about Allāh untruth after that - then those are [truly] the wrongdoers.
كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ، همه طعامها بر بني اسرائيل حلال بود ، مگر آنها که پيش از نزول تورات ،اسرائيل بر خود حرام کرده بود بگو : اگر راست مي گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد. فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، از آن پس هر که بر خدا دروغ بندد از ستمکاران است.
(93 - 94) از جمله ایراداتی که یهودیان نسبت به رسالت عیسی و محمد صلی الله علیه وسلم مطرح میکردند، این بود که گمان میبردند نسخ، چیز باطلی است، و ممکن نیست پیامبری دستوری بیاورد که با دستور پیامبر قبلی مخالف باشد. خداوند آنها را از طریق مطرح کردن موضوعی که خود به آن آگاهی داشتند، تکذیب کرد؛ زیرا آنها اعتراف میکردند که همۀ غذاها ـ قبل از نازل شدن تورات ـ برای بنیاسرائیل حلال بود، به جز چیزهای اندکی که یعقوب ـ علیه السلام ـ به خاطر بیماریاش بر خود حرام کرده بود. وانگهی در تورات امور حرام شدۀ بسیاری وجود دارد که نسخ شدهاند؛ امور حرام شدهای که در گذشته حلال بودهاند. پس اگر این مطلب را انکار میکنند، به آنها بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر گمان میبرید نسخی وجود ندارد و حرام کردن و حلال کردنی در میان نیست، پس تورات را بیاورید و بخوانید اگر راست میگویید. و این قویترین دلیل است، و آن عبارت است از اینکه چیزی به عنوان دلیل برای کسی آورده شود که خود بدان معترف است و آن را انکار نمیکند. پس چنانچه آن انسان، حق را گردن نهاد و تسلیم آن شد حرفی نیست، و اگر از تسلیم شدن در برابر آن امتناع ورزد، و پس از آنکه حق برایش روشن شد نقدی از آن به عمل نیاورد، دروغ و افترا و ستم و بطلان راهی که بر آن قرار دارد، روشن میشود. و یهودیان چنین بودند. (﴿قُلۡ صَدَقَ ٱللَّهُ﴾) بگو: «خداوند در همۀ آنچه که گفته است، راست فرموده، و سخن چه کسی از سخن خـداوند راستتر است؟!».خداوند در این آیات، دلایلی بر صـحت و درسـتی رسـالت محمد صلی الله علیه وسلم و دعوت او، و باطل بودن ادعای منحرفان و کسانی از اهل کتاب که پیامبر خدا را تکذیب کردند، و دعوتش را رد نمودند، ارائه کرده است. پس خداوند در این مورد راست گفته است، و بندگانش را با ارائه دلایل و حجتهایی که کوهها در برابر آن از هم میپاشند، و متفکران در برابر آن سر خم میکنند، قانع کرده است. پس هیچ راهی نمانده است جز اینکه همۀ مردم از آیین ابراهیم که آیین توحید و یگانه دانستن خداست، تبعیت کنند و تمام فرستادگان الهی و همۀ کتابهایی را که خدا نازل کرده است، تصدیق نمایند، و از ادیان باطل و منحرف روی بگردانند؛ زیرا ابراهیم از هر آن چیزی که با توحید مخالف بود، رویگردان بود، و از شرک و مشرکین بیزاری میجست.
3:95Page 62
قُلۡ صَدَقَ ٱللَّهُۗ فَٱتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٩٥
Say, "Allāh has told the truth. So follow the religion of Abraham, inclining toward truth; and he was not of the polytheists."1
قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ، بگو : خدا راست ، مي گويد آيين حنيف ابراهيم را پيروي کنيد و او از مشرکان نبود.
(95) از جمله ایراداتی که یهودیان نسبت به رسالت عیسی و محمد صلی الله علیه وسلم مطرح میکردند، این بود که گمان میبردند نسخ، چیز باطلی است، و ممکن نیست پیامبری دستوری بیاورد که با دستور پیامبر قبلی مخالف باشد. خداوند آنها را از طریق مطرح کردن موضوعی که خود به آن آگاهی داشتند، تکذیب کرد؛ زیرا آنها اعتراف میکردند که همۀ غذاها ـ قبل از نازل شدن تورات ـ برای بنیاسرائیل حلال بود، به جز چیزهای اندکی که یعقوب ـ علیه السلام ـ به خاطر بیماریاش بر خود حرام کرده بود. وانگهی در تورات امور حرام شدۀ بسیاری وجود دارد که نسخ شدهاند؛ امور حرام شدهای که در گذشته حلال بودهاند. پس اگر این مطلب را انکار میکنند، به آنها بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر گمان میبرید نسخی وجود ندارد و حرام کردن و حلال کردنی در میان نیست، پس تورات را بیاورید و بخوانید اگر راست میگویید. و این قویترین دلیل است، و آن عبارت است از اینکه چیزی به عنوان دلیل برای کسی آورده شود که خود بدان معترف است و آن را انکار نمیکند. پس چنانچه آن انسان، حق را گردن نهاد و تسلیم آن شد حرفی نیست، و اگر از تسلیم شدن در برابر آن امتناع ورزد، و پس از آنکه حق برایش روشن شد نقدی از آن به عمل نیاورد، دروغ و افترا و ستم و بطلان راهی که بر آن قرار دارد، روشن میشود. و یهودیان چنین بودند. (﴿قُلۡ صَدَقَ ٱللَّهُ﴾) بگو: «خداوند در همۀ آنچه که گفته است، راست فرموده، و سخن چه کسی از سخن خـداوند راستتر است؟!».خداوند در این آیات، دلایلی بر صـحت و درسـتی رسـالت محمد صلی الله علیه وسلم و دعوت او، و باطل بودن ادعای منحرفان و کسانی از اهل کتاب که پیامبر خدا را تکذیب کردند، و دعوتش را رد نمودند، ارائه کرده است. پس خداوند در این مورد راست گفته است، و بندگانش را با ارائه دلایل و حجتهایی که کوهها در برابر آن از هم میپاشند، و متفکران در برابر آن سر خم میکنند، قانع کرده است. پس هیچ راهی نمانده است جز اینکه همۀ مردم از آیین ابراهیم که آیین توحید و یگانه دانستن خداست، تبعیت کنند و تمام فرستادگان الهی و همۀ کتابهایی را که خدا نازل کرده است، تصدیق نمایند، و از ادیان باطل و منحرف روی بگردانند؛ زیرا ابراهیم از هر آن چیزی که با توحید مخالف بود، رویگردان بود، و از شرک و مشرکین بیزاری میجست.
3:96–97Page 62
إِنَّ أَوَّلَ بَيۡتٖ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكٗا وَهُدٗى لِّلۡعَٰلَمِينَ ٩٦
Indeed, the first House [of worship] established for mankind was that at Bakkah [i.e., Makkah] - blessed and a guidance for the worlds.
فِيهِ ءَايَٰتُۢ بَيِّنَٰتٞ مَّقَامُ إِبۡرَٰهِيمَۖ وَمَن دَخَلَهُۥ كَانَ ءَامِنٗاۗ وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗاۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٩٧
In it are clear signs [such as] the standing place of Abraham. And whoever enters it [i.e., the Ḥaram] shall be safe. And [due] to Allāh from the people is a pilgrimage to the House - for whoever is able to find thereto a way. But whoever disbelieves [i.e., refuses] - then indeed, Allāh is free from need of the worlds.1
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ، نخستين خانه اي که براي مردم بنا شده همان است که در مکه است خانه اي که جهانيان را سبب برکت و هدايت است. فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ، در آنجاست آيات روشن و مقام ابراهيم و هر که بدان داخل شود ايمن است ، براي خدا ، حج آن خانه بر کساني که قدرت رفتن به آن را داشته باشندواجب است و هر که راه کفر پيش گيرد ، بداند که خدا از جهانيان بي نياز است.
(96 - 97) پروردگار متعال از عظمت خانهاش خبر داده و میفرماید: کعبه، نخستین خانهایست که خداوند جهت عبادت و ذکر خود در زمین بنا نهاده، و در آن انواع برکتها و هدایتها قرار داده است، خانهای که منافع و مصالح گوناگونی برای جهانیان در بردارد، و در آن بخشش فراوان الهی و نشانههای روشنی است، و یادآور مقام ابراهیم خلیل و اعمالی است که او در حج انجام داده است. خانۀ کعبه همچنین یادآور خاطرات سرور و رهبر پیامبران محمد صلی الله علیه وسلم است. این خانه، حرمِ امن الهی است که هرکس وارد آن شود، خداوند برایش مقدر میگرداند که در امنیت و آسایش باشد، و از نظر شرع و دین نیز مؤمن به حساب آید. و چون خانۀ کعبه از فضایل و برکات فراوانی برخوردار است که بهطور خلاصه ذکر گردید، خداوند حج، و زیارت آن را بر کسانی که توانایی رفتن به آنجا را دارند، واجب گردانیده است. توانایی آن است که آدمی برای رسیدن به آن دیار وسیلۀ سواریِ مناسبی داشته باشد، و بتواند توشۀ راه را تهیه نماید. بنابراین [جملۀ (﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾)] همۀ وسایل سواری جدید و آنچه در آینده پدید خواهد آمد را، در بر میگیرد. و این از معجزات قرآن است که احکام آن برای هر زمان و مکانی تناسب دارد، و مسلّماً بدون احکام قرآن رسیدن به نیکی و درستیِ کامل ممکن نیست. پس هرکس به این فریضۀ ارجمند [حج] یقین پیدا کرد و آن را انجام داد، از مؤمنان هدایت یافته است، و هرکس به آن کفر بورزد، و حج خانۀ خدا را انجام ندهد، از دین خارج میباشد. و هرکس کفر بورزد، همانا خداوند از جهانیان بینیاز است.
3:98–99Page 62
قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَكۡفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعۡمَلُونَ ٩٨
Say, "O People of the Scripture, why do you disbelieve in the verses of Allāh while Allāh is Witness over what you do?"
قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ تَبۡغُونَهَا عِوَجٗا وَأَنتُمۡ شُهَدَآءُۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ ٩٩
Say, "O People of the Scripture, why do you avert from the way of Allāh those who believe, seeking to make it [seem] deviant, while you are witnesses [to the truth]? And Allāh is not unaware of what you do."
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ ، بگو : اي اهل کتاب ، چرا آيات خدا را انکار مي کنيد ? خدا ناظر بر اعمال شماست. قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ، بگو : اي اهل کتاب ، به چه سبب آنها را که ايمان آورده اند از راه خدا باز مي داريد و مي خواهيد که به راه کج روند و شما خود به زشتي کار خويش آگاهيد و خدا نيز از آنچه مي کنيد غافل نيست.
(98 - 99) در آیات گذشته، خداوند متعال بر اهل کتاب دلایل اقامه کرد، هرچند که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را مانند فرزندانشان میشناختند. و در این آیات، مخالفان را به سبب کفر ورزیدنشان به آیات خدا، و بازداشتن مردم از راه وی، سرزنش و توبیخ نموده است؛ چون تودۀ اهل کتاب پیرو علمایشان هستند، و خداوند حالات آنها را میداند، و آنان را بر این عمل مجازات خواهد نمود. پس از آنکه خداوند متعال دلایل را بر اهل کتاب اقامه کرد، و آنها را به سبب کفر و سرسختیشان توبیخ و سرزنش نمود، بندگان مؤمن را بر حذر داشت که فریب آنان را نخورند، و برای آنها بیان نمود که این دسته از اهل کتاب، به شدت در پی آنند که به شما زیان برسانند، و شما را پس از ایمان آوردنتان، به سوی کفر بگردانند. اما شما ای گروه مؤمنان! ـ الحمد لله ـ خدواند پس از آنکه نعمت دین را به شما ارزانی نمود، و نشانهها و محاسن و مناقب و فضائل آن را مشاهده کردید، پیامبری را در میانتان مبعوث کرد که شما را به تمام آنچه به نفعتان است، راهنمایی کرد، و در سایۀ رحمت خدا به ریسمان الهی -که همان دینش است- چنگ زدید. پس [اکنون بعد از برخورداری از این همه عنایت خدا] محال است کافران بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ زیرا دینی که بر این اصول و پایههای ثابت و استوار و انوار درخشان بنا نهاده شده است دلها به سوی آن پر میکشند، و از آن دل نمیکَنَند، و بندگان را به بهترین اهداف و آرمانها میرساند. (﴿وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ﴾) و هرکس بر خداوند توکل کند و به او پناه ببرد، (﴿فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) همانا به راه راست هدایت یافته است. در این آیه، انسانها تشویق شدهاند که به [دین] خدا جنگ بزنند، و اینکه دین خدا تنها راهی است که آدمی را به امنیت و آرامش و هدایت میرساند.
3:100–101Page 62
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ يَرُدُّوكُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡ كَٰفِرِينَ ١٠٠
O you who have believed, if you obey a party of those who were given the Scripture, they would turn you back, after your belief, [to being] unbelievers.
وَكَيۡفَ تَكۡفُرُونَ وَأَنتُمۡ تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمۡ رَسُولُهُۥۗ وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ١٠١
And how could you disbelieve while to you are being recited the verses of Allāh and among you is His Messenger? And whoever holds firmly to Allāh1 has [indeed] been guided to a straight path.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر از گروهي از اهل کتاب اطاعت کنيد ،شما را از ايمانتان به کفر باز مي گردانند. وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ، چگونه کافر مي شويد در حالي که آيات خدا را بر شما مي خوانند ، و، رسول او در ميان شماست و هر که به خدا تمسک جويد به راه راست هدايت شده است.
(100 - 101) در آیات گذشته، خداوند متعال بر اهل کتاب دلایل اقامه کرد، هرچند که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را مانند فرزندانشان میشناختند. و در این آیات، مخالفان را به سبب کفر ورزیدنشان به آیات خدا، و بازداشتن مردم از راه وی، سرزنش و توبیخ نموده است؛ چون تودۀ اهل کتاب پیرو علمایشان هستند، و خداوند حالات آنها را میداند، و آنان را بر این عمل مجازات خواهد نمود. پس از آنکه خداوند متعال دلایل را بر اهل کتاب اقامه کرد، و آنها را به سبب کفر و سرسختیشان توبیخ و سرزنش نمود، بندگان مؤمن را بر حذر داشت که فریب آنان را نخورند، و برای آنها بیان نمود که این دسته از اهل کتاب، به شدت در پی آنند که به شما زیان برسانند، و شما را پس از ایمان آوردنتان، به سوی کفر بگردانند. اما شما ای گروه مؤمنان! ـ الحمد لله ـ خدواند پس از آنکه نعمت دین را به شما ارزانی نمود، و نشانهها و محاسن و مناقب و فضائل آن را مشاهده کردید، پیامبری را در میانتان مبعوث کرد که شما را به تمام آنچه به نفعتان است، راهنمایی کرد، و در سایۀ رحمت خدا به ریسمان الهی -که همان دینش است- چنگ زدید. پس [اکنون بعد از برخورداری از این همه عنایت خدا] محال است کافران بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ زیرا دینی که بر این اصول و پایههای ثابت و استوار و انوار درخشان بنا نهاده شده است دلها به سوی آن پر میکشند، و از آن دل نمیکَنَند، و بندگان را به بهترین اهداف و آرمانها میرساند. (﴿وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ﴾) و هرکس بر خداوند توکل کند و به او پناه ببرد، (﴿فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) همانا به راه راست هدایت یافته است. در این آیه، انسانها تشویق شدهاند که به [دین] خدا جنگ بزنند، و اینکه دین خدا تنها راهی است که آدمی را به امنیت و آرامش و هدایت میرساند.
3:102–105Page 63
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ ١٠٢
O you who have believed, fear Allāh as He should be feared and do not die except as Muslims [in submission to Him].
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوَٰنٗا وَكُنتُمۡ عَلَىٰ شَفَا حُفۡرَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنۡهَاۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ ١٠٣
And hold firmly to the rope1 of Allāh all together and do not become divided. And remember the favor of Allāh upon you - when you were enemies and He brought your hearts together and you became, by His favor, brothers. And you were on the edge of a pit of the Fire, and He saved you from it. Thus does Allāh make clear to you His verses that you may be guided.
وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٞ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ١٠٤
And let there be [arising] from you a nation inviting to [all that is] good, enjoining what is right and forbidding what is wrong,1 and those will be the successful.
وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَٱخۡتَلَفُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ ١٠٥
And do not be like the ones who became divided and differed after the clear proofs had come to them. And those will have a great punishment
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، آنچنان که شايسته ترس از خداست از او بترسيد و جز در مسلماني نميريد. وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ، همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراکنده مشويد و از نعمتي که خدا بر، شما ارزاني داشته است ياد کنيد : آن هنگام که دشمن يکديگر بوديد و او دلهايتان را به هم مهربان ساخت و به لطف او برادر شديد و بر لبه پرتگاهي از آتش بوديد ، خدا شما را از آن برهانيد خدا آيات خود را براي شما اينچنين بيان مي کند ، شايد هدايت يابيد. وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، بايد که از ميان شما گروهي باشند که به خير دعوت کنند و امر به معروف و نهي از منکر کنند اينان رستگارانند. وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ، همانند آن کسان مباشيد که پس از آنکه آيات روشن خدا بر آنها آشکار شد،، پراکنده گشتند و با يکديگر اختلاف ورزيدند ، البته براي اينان عذابي بزرگ خواهد بود.
(102 - 105) خداوند در این آیات بندگان مؤمنش را برانگیخته است تا شکر نعمتهای او را به جای آورند، و به طور شایسته از او بترسند، و از وی اطاعت کنند، و نافرمانیاش را ترک کرده و مخلصانه عمل کنند، و دین خود را بر پای دارند، و به ریسمانی که خداوند به سوی آنها فروهشته است، چنگ بزنند، و خداوند این ریسمان را رابط بین خود و بندگانش قرار داده؛ و آن ریسمان، دین و کتاب خداست. همچنین پروردگار جل جلاله، در این آیات، مسلمانان را تشویق میکند که بر دین او اجتماع کنند و از تفرق و پراکندگی بپرهیزند و تا آخرین لحظات زندگی این روند را ادامه دهند. سپس آنان را یاد آور میشود که قبل از مسلمان شدن، دشمنان سرسخت یکدیگر بودند و در تشتّت و چند دستگی بهسر میبردند، اما خداوند به برکت اسلام، آنها را در کنار هم جمع نمود، و بین آنان انس و الفت ایجاد کرد، به گونهای که تبدیل به برادران صمیمی یکدیگر شدند. این در حالی بود که قبلاً بر لبۀ پرتگاه و دهانۀ آتشی بزرگ قرار داشتند، اما خداوند آنان را نجات داد و به راه سعادت و خوشبختی راهنمون شد. (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ﴾) این چنین خداوند آیات خود را برای شما تبیین میکند تا شاید راه یابید، به گونهای که شکر نعمات وی را به جای آورید و به ریسمان وی چنگ زنید. سپس پروردگار مؤمنان را دستور میدهد که این حالات را به حد کمال برسانند، و به آنان دستور داده است که قویترین اسباب و بهترین ملزومات را فراهم کنند، که به وسیلۀ آن، بتوانند دین خدا را برپا دارند، به نحوی که گروهی از آنان، حتماً باید این کفایت و شایستگی را در خویش، بهوجود بیاورند. (﴿يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ﴾) خیر و نیکی، همانا دین و اصول و فروع آن، و احکام مربوط به آن است. (﴿وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) و امر به معروف کنند، و معروف؛ هر آن چیزی است که خوبی آن از نظر شرع و عقل شناخته شده است، (﴿وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و از منکر باز دارند، و آن همان است که زشتی آن، از نظر شرع و عقل دانسته شده است، (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و ایشاناند که به تمام خواستههای خود دست یافته و از هر امر ناگواری، نجات مییابند. و اهل علم و تعلیم و متصدیان وعظ و تبلیغ، و مسئولینی که مردم را به خواندن نماز و پرداختن زکات، و انجام قوانین دین واداشته و آنها را از منکرات باز میدارند، مشمول این حکم میگردند. پس هرکس مردم را به صورت عام و یا خاص، به کار خیر فرا بخواند، و کسی یا عدهای را نصیحت کند، مشمول حکم این آیۀ کریمه میباشد. سپس خداوند آنها را از در پیش گرفتن راه تفرقه و تشتت، بر حذر داشت، راه کسانی که دین و نشانههای روشن پیش آنها آمد، که میبایست آن را گردن نهند و متحد شوند، اما متفرق شدند، و اختلاف کردند، و به گروههای مختلفی تقسیم شدند، و این کار از روی نادانی نبود، بلکه عدهای از روی آگاهی و تعمّد، بر عدهای دیگر تجاوز کردند. بنابر این فرمود: (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و برای آنان عذاب بزرگی است.
3:106–107Page 63
يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱسۡوَدَّتۡ وُجُوهُهُمۡ أَكَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ ١٠٦
On the Day [some] faces will turn white and [some] faces will turn black. As for those whose faces turn black, [to them it will be said], "Did you disbelieve [i.e., reject faith] after your belief? Then taste the punishment for what you used to reject."
وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱبۡيَضَّتۡ وُجُوهُهُمۡ فَفِي رَحۡمَةِ ٱللَّهِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ١٠٧
But as for those whose faces turn white, [they will be] within the mercy of Allāh. They will abide therein eternally.
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكْفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ، آن روز که گروهي سپيد روي و گروهي سيه روي شوند به آنان که سيه روي شده اند مي گويند : آيا شما پس از ايمان آوردنتان کافر شديد به سبب کافرشدنتان بچشيد عذاب خدا را. وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ، اما آنان که سپيد روي شده اند ، همواره غرق در رحمت پروردگار باشند.
(106 - 107) سپس به زمان فرا رسیدن این عذاب بزرگ، اشاره کرده و میفرماید: (﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ...﴾) خداوند از تفاوت درجۀ سعادت و شقاوت مردم، در روز قیامت خبر داده و میفرماید چهرۀ سعادتمندان سفید میگردد، آنانی که به خدا ایمان آورده و پیامبرانش را تصدیق کردند و از فرمان خدا اطاعت نموده و از آنچه پروردگار نهی کرده بود، پرهیز میکنند. و خداوند متعال آنها را به بهشت وارد میکند و انواع نعمتها را بر آنان سرازیر میگرداند و برای همیشه در آن خواهند بود. و چهرۀ اهل شقاوت سیاه میگردد، همان کسانی که پیامبرش را تکذیب کردند و از فرمان او سرپیچی نمودند، و در دین خود به چندین گروه تقسیم شدند. آنان مورد سرزنش قرار گرفته و به آنها گفته میشود: (﴿أَكَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡ﴾) آیا کفر را بر ایمان ترجیح دادید؟! (﴿فَذُوقُواۡ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ﴾) پس بچشید عذاب را، به سبب کفر ورزیدنتان.
3:108–109Page 63
تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتۡلُوهَا عَلَيۡكَ بِٱلۡحَقِّۗ وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلۡمٗا لِّلۡعَٰلَمِينَ ١٠٨
These are the verses of Allāh. We recite them to you, [O Muḥammad], in truth; and Allāh wants no injustice to the worlds [i.e., His creatures].
وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ ١٠٩
To Allāh belongs whatever is in the heavens and whatever is on the earth. And to Allāh will [all] matters be returned.
تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ ، اينها آيات خداست که به حق بر تو فرو مي خوانيم و خدا به مردم جهان ستم روا نمي دارد. وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ ، از آن خداست هر چه در آسمانها و زمين است و کارها بدو باز مي گردد.
(108) خداوند سبحان خویشتن را بر آن میستاید که آیاتش را برای پیامبر تبیین کرده، و بهوسیلۀ آن حق را از باطل جدا مینماید، و دوستان خدا را از دشمنان او مشخص میگرداند، و برای دوستان خود، پاداش نیک آماده نموده و برای دشمنانش، عذابی شدید تدارک دیده است، که این، مقتضای فضل و دادگری و حکمت خداست. او به بندگانش ستم نکرده، و از ثواب اعمالشان نکاسته است، و کسی را بدون گناه و یا به خاطر گناه کسی دیگر، عذاب نمیدهد.
(109) وقتی خداوند بیان کرد که فرمان و قانونگذاری، از آن اوست، نیز بیان فرمود که فرمانروایی کامل و تصرف و پادشاهی، از آن اوست، بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) پس نیکوکاران را، در مقابل نیکیشان پاداش میدهد و بدکاران را، به سبب نافرمانیشان مجازات میکند. خداوند احکام سهگانهاش را در بسیاری جاها با هم مطرح میکند تا برای بندگانش بیان کند که او فرمانروای مطلق است، پس احکام تقدیری و شرعی و احکام جزائی، از آن اوست، و دیگر آفریدگان، مغلوب و محکوماند و قدرت و توانایی و اختیاری ندارند. پس او در دنیا و آخرت، میان بندگانش حکم و داوری مینماید.
3:110–111Page 64
كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَتُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِۗ وَلَوۡ ءَامَنَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۚ مِّنۡهُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ١١٠
You are the best nation produced [as an example] for mankind. You enjoin what is right and forbid what is wrong and believe in Allāh. If only the People of the Scripture had believed, it would have been better for them. Among them are believers, but most of them are defiantly disobedient.
لَن يَضُرُّوكُمۡ إِلَّآ أَذٗىۖ وَإِن يُقَٰتِلُوكُمۡ يُوَلُّوكُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ ١١١
They will not harm you except for [some] annoyance. And if they fight you, they will show you their backs [i.e., retreat]; then they will not be aided.
كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ، شما بهترين امتي هستيد از ميان مردم پديد آمده ، که امر به معروف و نهي از منکر مي کنيد و به خدا ايمان داريد اگر اهل کتاب نيز ايمان بياورند برايشان بهتر است بعضي از ايشان مؤمنند ولي بيشترين تبهکارانند. لَن يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الأَدُبَارَ ثُمَّ لاَ يُنصَرُونَ، به شما جز اندک آزار ، ديگر آسيبي نرسانند اگر کارزار کنند پشت کنندو، به هزيمت روند و پيروز نگردند.
(110 - 111) این، بیان اسباب برتری امت اسلام است؛ چرا که امت اسلام با این اسباب از دیگر امتها متمایز بوده و از سایر امتها بالاترند، و آنها از نظر خیرخواهی و دعوت مردم به سوی خیر و نیکی، و تعلیم و راهنمایی، و امر به معروف و نهی از منکر، بهترین مردماناند و برای رسیدن دیگران به حد کمال، و تحقق منافع آنان، بسیار تلاش میکنند، و به خدا ایمان دارند و مسئولیتی را که این عقیده و باور بر آنان واجب میگرداند به نحو احسن انجام میدهند. و اگر اهل کتاب مانند شما ایمان میآوردند، هدایت میشدند و برای آنها بهتر خواهد بود، اما جز تعداد اندکی از اهل کتاب، ایمان نیاورده و بیشتر آنان فاسقاند؛ چرا که از طاعت خدا و پیامبرش بیرون رفته، و با مؤمنان مبارزه میکنند، و تمام توان خود را برای زیان رساندن به مؤمنان بهکار میگیرند، اما آنها نمیتوانند به مومنان زیانی برسانند، جز اینکه مقداری آنها را با زبان اذیت کنند. و اگر با مؤمنان بجنگند، به آنها پشت کرده و فرار میکنند، سپس یاری نمیشوند و پیروز نمیگردند. و آنچه که خدا از آن خبر داده بود، پیش آمد و آنها وقتی با مسلمین جنگیدند، به آنها پشت کرده وگریختند و خداوند مسلمین را بر آنها پیروز گردانید.
3:112Page 64
ضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلذِّلَّةُ أَيۡنَ مَا ثُقِفُوٓاْ إِلَّا بِحَبۡلٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَحَبۡلٖ مِّنَ ٱلنَّاسِ وَبَآءُو بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَسۡكَنَةُۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ يَكۡفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقۡتُلُونَ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ ١١٢
They have been put under humiliation [by Allāh] wherever they are overtaken, except for a rope [i.e., covenant] from Allāh and a rope [i.e., treaty] from the people [i.e., the Muslims].1 And they have drawn upon themselves anger from Allāh and have been put under destitution. That is because they disbelieved in [i.e., rejected] the verses of Allāh and killed the prophets without right. That is because they disobeyed and [habitually] transgressed.
ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلاَّ بِحَبْلٍ مِّنْ اللّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ، هر جا که باشند مهر خواري بر آنها زده شده است ، مگر آنکه در امان خداو در امان مردم باشند و سزاوار خشم خدا شده اند و مهر بدبختي بر آنها نهاده اند ، زيرا به آيات خدا کافر شدند و پيامبران را به ناحق کشتند واين بدان سبب بود که عصيان ورزيدند و تجاوز کردند.
(112) در اینجا خداوند از حالت یهودیان خبر میدهد که مُهر ذلت بر آنان زده شده است، و هر کجا که باشند، هراس دارند و میترسند و هیچ چیزی امنیت آنها را تأمین نمیکند، مگر اینکه به پیمانها و معاهداتی که با دیگران منعقد میکنند، پایبند باشند و در برابر احکام اسلام، سر خم کنند، و جزیه بپردازند. (﴿وَحَبۡلٖ مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) یعنی امنیت آنها تأمین نمیشود مگر وقتی که تحت سرپرستی و نظارت دیگران باشند، همانطور که در گذشتههای دور و نزدیک حالشان اینگونه بوده است. و آنان در این سالهای اخیر، که توانستهاند به طور موقت حکومتی را در فلسطین ایجاد کنند، در سایۀ کمک قدرتهای بزرگ و تمهیداتی بوده که آنها برایشان فراهم کردهاند؛ چرا که آنها بودند راه را برای یهودیان هموار کردند. (﴿وَبَآءُو بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) و خداوند بر آنها خشم گرفته و آنان را با ذلت و بینوایی و بدبختی مجازات نموده است، و سبب آن، این است که آنها به آیات خدا کفر ورزیدند، و پیامبران را به ناحق کشتند؛ یعنی آنها پیامبران را، از روی جهل و نادانی نمیکشتند، بلکه از روی سرکشی و عناد، به قتل آنان مبادرت میورزیدند. (﴿بِمَا عَصَواۡ وَّكَانُواۡ يَعۡتَدُونَ﴾) این سزای شدید و گوناگونی که دامان آنان را میگیرد، به خاطر سرکشی و تجاوزشان میباشد، پس خداوند به آنها ستم نکرده، و آنها را بدون گناه مجازات ننموده است، بلکه آنچه خداوند بر سر آنها آورده، به خاطر سرکشی و دشمنی و کفر و تکذیب پیامبران و جنایتهای فجیعشان بوده است.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences