As-Sa'diAr‑Rum · 30:25–42

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Ar-Rum 30:25–42

30:25–27Page 407

وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن تَقُومَ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ بِأَمۡرِهِۦۚ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمۡ دَعۡوَةٗ مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ إِذَآ أَنتُمۡ تَخۡرُجُونَ ٢٥

And of His signs is that the heaven and earth stand [i.e., remain] by His command. Then when He calls you with a [single] call from the earth, immediately you will come forth.

وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ ٢٦

And to Him belongs whoever is in the heavens and earth. All are to Him devoutly obedient.

وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِۚ وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٢٧

And it is He who begins creation; then He repeats it, and that is [even] easier for Him. To Him belongs the highest description [i.e., attribute] in the heavens and earth. And He is the Exalted in Might, the Wise.

وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُونَ و از نشانه هاي اوست که آسمان و زمين به فرمان او برپاست. سپس وقتي شما را از زمين با ندايي فرا مي خواند ناگهان شما برانگيخته مي شويد. وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ و هر آنچه در آسمان ها و زمين است از آن خداست و جملگي فرمانبردار او هستند. وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ و اوست که آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند، و آن برايش آسان تر است، و بالاترين مثل در آسمان ها و زمين از آن اوست و او تواناي با حکمت است.

(25) از نشانه‌های بزرگ خدا یکی این است که آسمان و زمین به فرمان او برقرار و پا برجا هستند، و تکان نمی‌خورند، و آسمان بر زمین نمی‌افتد. پس قدرت او آن قدر گسترده است که آسمان‌ها و زمین را نگاه داشته، و نمی‌گذارد که از مدار خود خارج شوند. و با همان قدرت بیکرانش، مردم را با صدایی از زمین فرا می‌خواند که ناگهان بیرون می‌آیند. ﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾ بدون شک، آفرینش آسمان‌ها و زمین از آفریدن مردم بزرگ‌تر است.

(26) (﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و همۀ آنچه که در آسمان‌ها و زمین است، آفریده و مملوک اویند؛ و در آنها تصرف می‌نماید، بدون اینکه رقیب و مخالفی داشته باشد، و بدون اینکه یاور و مددکاری داشته باشد. وجملگی در برابر شکوه و کمال او فروتن و فرمانبردار هستند.

(27) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾) و اوست که آفرینش را آغاز می‌کند، و سپس آن را باز می‌گرداند؛ و باز گرداندن و زنده نمودن مردم پس از مرگشان، برای او از آفرینش آغازین آنها آسان‌تر است. و این صرفاً برای پذیرش و فهم اذهان و عقل‌های ما است، [چراکه برای خدا آسان و آسان‌تری متصور نیست]. پس، از آنجا که آفرینش نخستین از آن خدا می‌باشد و شما به این حقیقت اعتراف می‌کنید، آفرینش دوباره را که آسان‌تر است به طریق اولی انجام می‌دهد. پس از آنکه خداوند متعال نشانه‌های بزرگی را بیان کرد که مایۀ عبرت پند آموزان است، و مؤمنان از آن پند می‌گیرند، و راه یافتگان با آن راهیاب می‌شوند، یک مطلب مهم را متذکر شد و فرمود: (﴿وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بالاترین وصف در آسمان‌ها و زمین از آن خداست، و آن برخورداری از تمام صفات کمال و انابت کامل و محبتی است که در دل‌های بندگان مخلص است، بندگانی که او را یاد می‌کنند و به عبادتش می‌پردازند. و مثل اعلی، وصف والای او و هر آنچه که بر آن مترتب ‌گردد، می‌باشد. بنابراین اهل علم در مورد خداوند قیاس اولی را به کار می‌گیرند و می‌گویند: هر صفت کمالی که در میان مخلوقات وجود دارد، خالق نیز به اتصاف به آن سزاوارتر است، به گونه‌ای که کسی با او در آن مشارکت ندارد؛ و هر نقص و کمبودی که مخلوق از آن پاک قرار داده ‌شود، آفریننده به طریق اولی از آن منزّه‌تر است. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او دارای توانایی کامل و حکمت گسترده است. پس او با توانایی‌اش آفریده‌ها را به وجود آورده است؛ و با حکمت خویش آفرینش هر چیزی را نیک و محکم نموده، و بهترین نظم را در آن مقرر داشته است.

30:28–29Page 407

ضَرَبَ لَكُم مَّثَلٗا مِّنۡ أَنفُسِكُمۡۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ فَأَنتُمۡ فِيهِ سَوَآءٞ تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ ٢٨

He presents to you an example from yourselves. Do you have among those whom your right hands possess [i.e., slaves] any partners in what We have provided for you so that you are equal therein [and] would fear them as your fear of one another [within a partnership]?1 Thus do We detail the verses for a people who use reason.

بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٢٩

But those who wrong follow their [own] desires without knowledge. Then who can guide one whom Allāh has sent astray? And for them there are no helpers.

ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ خداوند برايتان از حال خودتان مثلي مي زند، آيا بردگانتان در آنچه روزي شما نموده ايم شريکتان مي باشند بدانگونه که شما و ايشا ن هر دو در آن يکسان و برابر باشيد و همچنان که شما ]آزادگان[ از يکديگر مي ترسيد از بندگان هم بيمناک باشيد؟! اين گونه نشانه ها را براي گروهي که خرد مي ورزند به روشني بيان مي کنيم. بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ بلکه ستم کاران بي هيچ دانشي از خواسته هاي خود پيروي کردند، پس کسي را که خداوند گمراه کرده است چه کسي هدايت مي کند؟ و ايشان ياوراني ندارند.

(28) این مثالی است که خداوند برای بیان زشتی شرک زده است؛ مثالی که از اوضاع و احوال خود شما برگرفته شده است، و نیازی ندارد که به جایی دیگر برویم، و از آنجا مثالی نقل کنیم. (﴿هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ﴾) آیا بردگان‏تان در آنچه روزی شما نموده‌ایم، شریک شما می‌باشند؟! یعنی آیا یکی از بردگان و کنیزان‏تان در روزی‌تان شریک شماست، و با شما در آن برابر است؟! (﴿تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾) و آن‏چنان که از آزادگانی که شریک‏تان هستند، و ترس آن را دارید که سهم شما را مورد دستبرد قرار دهند، از بندگان هم بیمناک می‌باشید، و آنان را نیز همان گونه قرار می‌دهید؟! چنین نیست؛ زیرا هیچ یک از بردگان شما در آنچه خداوند به شما روزی داده است، شریک شما نمی‌باشند؛ این در حالی است که شما آنها را نیافریده‌اید، و به آنان روزی نمی‌دهید، و آنها نیز مانند شما تحت تصرف و اختیار خداوند می‌باشند. پس چگونه شما می‌پسندید که برای خداوند کسی از آفریده‌هایش را شریک، و آن را به منزلۀ او قرار دهید، و همانند خدا او را پرستش کنید، در حالی که شما نمی‌پسندید بردگانتان با شما برابر باشند؟ و این از شگفت‌انگیزترین چیزهاست، و بیش از همه چیز بر بی‌خردی کسی که برای خداوند شریکی قرار داده است، دلالت می‌نماید. نیز نشانۀ آن است که آنچه او با خدا شریک قرار داده، باطل و نابود شدنی است؛ و با خداوند برابر نمی‌باشد، و سزاوار کوچک‌ترین عبادتی نیست. (﴿كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) این گونه با توضیح نشانه‌ها و زدن مثال‌ها آن را به روشنی بیان می‌کنیم، (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) برای گروهی که حقایق را می‌فهمند و می‌شناسند. و اما کسی که نمی‌فهمد، هر چند که نشانه‌ها برای او به روشنی بیان شود، [متأسفانه] فاقد عقلی است که به وسیلۀ آن آنچه را که بیان شده است، درک نماید؛ و خردی نخواهد داشت که آنچه توضیح داده شده است، بفهمد. پس طرف سخن، خردمندان و ارباب اندیشه هستند، و با آنها سخن گفته می‌شود. از این مثال دانسته شد که هرکس چیزی را شریک خداوند قرار دهد، و آن را عبادت کند، و در کارهایش بر او توکل نماید، بر حق نیست. پس چه چیزی باعث شده است که اینها به انجام کار باطل اقدام نمایند؛ کاری که باطل بودنش روشن، و دلیل بطلان آن آشکار است؟ بنابراین آنچه اینها را به این کار وا داشته است، پیروی از هوی و هوس است.

(29) از این رو فرمود: (﴿بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) بلکه ستمکاران بی هیچ دانشی از خواسته‌های خود و هواهای ناقص نفسانی‌شان که دست به دامان شدن معبودهای باطل را بدون هیچ دلیلی برای آنان آراسته بود، تبعیت کردند؛ درحالی که فساد و باطل بودن آن، امری یقینی است؛ و عقل و فطرت، آن را نمی‌پذیرد. (﴿فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُ﴾) بنابراین از هدایت نشدن آنها تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را به سبب ظلم و ستمشان گمراه کرده است، و کسی را که خداوند گمراه نماید، راهی برای هدایت و راهیاب شدنش نیست؛ چون هیچ کس توان مخالفت با خداوند را ندارد، و کسی نمی‌تواند در پادشاهی او با وی به نزاع بپردازد. (﴿وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و آنها هیچ یاورانی ندارند که وقتی عذاب آنها را فرا گرفت، آنان را یاری نمایند.

30:30–32Page 407

فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ ٣٠

So direct your face [i.e., self] toward the religion, inclining to truth. [Adhere to] the fiṭrah1 of Allāh upon which He has created [all] people. No change should there be in the creation of Allāh.2 That is the correct religion, but most of the people do not know.

۞ مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ وَٱتَّقُوهُ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٣١

[Adhere to it], turning in repentance to Him, and fear Him and establish prayer and do not be of those who associate others with Allāh

مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۭ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ ٣٢

[Or] of those who have divided their religion and become sects, every faction rejoicing in what it has.1

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ روي خود را با حق گرايي تمام به سوي دين بگردان، با همان سرشتي که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. آفرينش خداوند دگرگوني نمي پذيرد. اين است دين و آيين محکم و استوار ولي بيشتر مردم نمي دانند. مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ به سوي خدا برگرديد و از او پروا بداريد و نماز را بر پا داريد و از زمرۀ مشرکان نباشيد. مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ از کساني که دينشان را بخش بخش کرده و به دسته ها و گروه هاي گوناگوني تقسيم شدند. هر گروهي به آنچه که نزد خود دارند خرسندند.

(30) خداوند دستور می‌دهد که همۀ کارها مخلصانه برای او انجام گیرد، و دینش برپا داشته شود. پس می‌فرماید: (﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ﴾) و روی خود را خالصانه متوجه دین حقیقیِ خدا که همان اسلام و ایمان و احسان است، بکن؛ و با قلب و اراده و بدنت برای برپا داشتن آیین‌های ظاهری دین مانند نماز و زکات و روزه و حج و امثال آن بپاخیز، و به برپا داشتن آن روی بیاور. همچنین با قلب و اراده و بدن خود آیین‌های باطنی دین مانند محبت و بیم و امید و انابت را انجام بده. و احسان در آیین‌های ظاهری و باطنی این است که خدا را چنان بپرستی که انگار او را می‌بینی؛ و اگر تو او را نمی‌بینی، وی تو را می‌بیند. و خداوند به صورت ویژه گرداندن روی را بیان نمود؛ چون متوجه شدن روی، به دنبال متوجه شدن قلب است، و تلاش بدنی نتیجۀ این دو امر است. بنابراین فرمود: (﴿حَنِيفٗا﴾) یعنی در حالی که به خدای روی آورده، و از غیر او روی برتافته‌ای. و امری که ما تو را به آن فرمان داده‌ایم، (﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا﴾) سرشت الهی است که مردمان را بر آن سرشته است، و خوبی این امر را در عقل آنها نهاده، و زشتی غیر آن را در خرد و سرشت آنها گنجانده است.گرایش و میل داشتن به همۀ آیین‌های ظاهری و باطنی خداوند، چیزی است که خداوند در دل مردم قرار داده است. دوست داشتن حق و برگزیدن آن، چیزی است که خداوند آن را در دل‌های مردم قرار داده، و این حقیقت فطرت است. و هر کس که از این اصل بیرون رود، به خاطر عارضه‌ای است که بر فطرت او عارض گشته، و آن را فاسد کرده است. همان‌گونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(کُلُّ مَولُود‌ٍ یُولَد‌ُ عَلَی الفِطرَۀ فَأبوَاهُ یُهَوِّد‌َانِهِ أوْ یُنَصِّرَانِهِ أوْ یُمَجِّسَانِهِ): «هر فرزندی بر فطرت [دین اسلام] به دنیا می‌آید، پس پدر و مادرش او را یهودی می‌کنند یا او را نصرانی می‌گردانند یا او را مجوسی می‌نمایند.» (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ﴾) هیچ کس نمی‌تواند آفرینش خداوند را تغییر داده، و آن را بر خلاف صورتگری خداوند بگرداند. (﴿ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾) آنچه تو را به آن فرمان دادیم، راه راستی است که انسان را به خدا و به بهشت می‌رساند؛ پس هرکس با حق‌گرایی تمام و مخلصانه روی به دین خدا نماید، راه راست را به سوی تمام آیین‌ها و احکام دین در پیش گرفته است. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم، دین استوار و محکم را نمی‌شناسند؛ و اگر هم بشناسند، آن را در پیش نمی‌گیرند.

(31) (﴿مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) این است تفسیر «رو نمودنِ خالصانه به آیین خدا”؛زیرا انابت حقیقی، انابت قلب و فراهم آمدن انگیزه‌های تحصیل خشنودی خداست. و این مستلزم آن است که بدن به مقتضای آنچه در قلب هست، عمل نماید؛ و این شامل عبادت‌های ظاهری و باطنی است. و این جز با ترک گناهان ظاهری و باطنی به اتمام نمی‌رسد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و از او پروا بدارید، که شامل انجام دادن چیزی است که بدان امر شده است. همچنان‌که شامل ترک کردن چیزی است که از آن نهی به عمل آمده است. و از میان چیزهایی که بدان فرمان داده شده است، نماز را به طور ویژه بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ چون برپا داشتن نماز، آدمی را به توبه و تقوا فرا می‌خواند، همان‌گونه که خداوند متعال در سورۀ عنکبوت می‌فرماید:﴿ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾ و نماز را بر پای دار، بی‌گمان نماز [آدمی را] از زشتی‌ها و کارهای ناشایست باز می‌دارد. و این گونه نماز انسان را در مسیر پرهیزگاری کمک می‌کند. سپس فرمود:﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾ و ذکر خداوند بزرگ‌تر است. در اینجا بر انابت تشویق شده است. و از میان منهیات، مهم‌ترین و اساس آن را بیان کرد که در صورت ارتکاب آن، هیچ عملی پذیرفته نمی‌شود، و آن شرک است. پس فرمود: (﴿وَلَا تَكُونُواۡ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از زمرۀ مشرکان مباشید، چون شریک قرار دادن برای خدا، با انابت و توبه که روح آن اخلاص کامل است، متضاد می‌باشد.

(32) سپس حالت مشرکین را بیان کرد و آن را تقبیح نمود، و فرمود: (﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواۡ دِينَهُمۡ﴾) کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کردند با اینکه دین یک مجموعۀ غیر قابل تفکیک است. و دین؛ یعنی اینکه عبادت خالصانه برای خداوند یگانه انجام شود، اما اینها آن را بخش بخش کردند؛ برخی خورشید و ماه را پرستش کردند، و برخی اولیا و صالحان را ‌پرستیدند، و برخی یهودی و برخی نصرانی شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانُواۡ شِيَعٗا﴾) و هر فرقه‌ای به گروه و حزبی تبدیل شد که برای یاری کردن باطل خود تعصب می‌ورزید، و دیگران را طرد می‌نمود، و با آنها مبارزه می‌کرد. (﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾) هر گروهی به سبب اینکه دانشی مخالف با دانش‌های پیامبران دارند، شادمان هستند؛ و پیش خود چنین حکم می‌کنند که آنها بر حق بوده، و دیگران بر باطل می‌باشند. ضمناً در اینجا مسلمان‌ها از تفرقه و گروه گروه شدن برحذر داشته شده‌اند؛ زیرا یکی از آثار نامطلوب تفرّق این است که هر گروهی برای باطلی که بر آن قرار دارد، متعصّب می‌شود که در این صورت آنها در متفرق شدن با مشرکین مشابه خواهند بود؛ زیرا دین یکی است و پیامبر یکی است و خدا یکی است و در بیشتر امور دینی علما و ائمه با هم اجماع و اتفاق دارند؛ و خداوند برادریِ ایمانی را بسیار محکم و کاملاً برقرار داشته است. پس چرا همۀ اینها لغو ‌شود؛ و مسلمانان به خاطر مسایل فرعی که در آن اختلاف دارند، دسته دسته ‌شوند؛ و یکدیگر را به خاطر آن، گمراه قلمداد کنند؛ و به خاطر این مسائل خود را از یکدیگر جدا و متمایز سازند؟! این بزرگ‌ترین دستبرد شیطان، و بزرگ‌ترین هدف او است که مسلمان‌ها به آن نزدیک شده‌اند! و آیا تلاش برای متحد کردن و وحدت کلمۀ مسلمین و دور کردن تفرقه‌ای که بر اساس این اصل باطل پدید آمده، برترین جهاد در راه خدا و برترین کاری نیست که انسان را به خدا نزدیک می‌نماید؟! وقتی خداوند دستور داد تا به سوی او انابت و رجوع شود ـ انابتی که بدان امر شده، انابتی اختیاری است که انسان در حالت سختی و رفاه و فراخی و تنگدستی به خدا روی می‌آورد ـ انابت اضطراری را نیز بیان کرد که انسان به هنگام گرفتار شدن به سختی‌ها و مشکلات به ناچار به خداوند روی می‌آورد، و چون سختی و بلا از او دور شود، پناه آوردن به خدا را پشت سر می‌اندازد، که چنین انابتی فایده‌ای ندارد. پس فرمود:

30:33–35Page 408

وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ دَعَوۡاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم بِرَبِّهِمۡ يُشۡرِكُونَ ٣٣

And when adversity touches the people, they call upon their Lord, turning in repentance to Him. Then when He lets them taste mercy from Him, at once a party of them associate others with their Lord,

لِيَكۡفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡۚ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ٣٤

So that they will deny what We have granted them.1 Then enjoy yourselves, for you are going to know.

أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواْ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ ٣٥

Or have We sent down to them an authority [i.e., a proof or scripture], and it speaks of what they have been associating with Him?

وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ و هر زمان به مردم زيان و بلايي برسد پروردگارشان را انابت کنان بخوانند سپس چون از سوي خود رحمتي به آنان بچشاند آنگاه گروهي از آنان به پروردگارشان شرک مي آورند. لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ تا سرانجام دربارۀ آنچه که به آنان بخشيديم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد اما خواهيد دانست. أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ آيا بر آنان دليلي نازل کرده ايم پس آن ]دليل[ به ]صحت[ آنچه به او شرک مي آورند سخن مي گويد؟

(33 - 34) (﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ﴾) و هرگاه به مردم بیماری برسد، یا بترسند که هلاک خواهند شد، (﴿دَعَوۡاۡ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) پروردگارشان را به فریاد می‌خوانند؛ و بدو پناهنده می‌گردند؛ و در آن حالت آنچه را که شریک خدا قرار می‌دادند، فراموش می‌کنند؛ چون می‌دانند کسی جز خداوند زیان و بلا را دور نمی‌کند. (﴿ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً﴾) سپس چون خداوند از جانب خود رحمتی به آنان بچشاند، و بیماری‌شان را شفا بخشد، و ترس آنها را به امنیت تبدیل نماید، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم﴾) آنگاه گروهی از آنان این حریم را می‌شکنند، و چیزهایی را شریک خداوند می‌سازند که نه آنها را سعادتمند می‌نمایند و نه آنها را بدبخت می‌گردانند، و نه فقیرشان می‌کنند و نه می‌توانند آنها را ثروتمند نمایند. و همۀ اینها کفر ورزیدن به نعمت‌هایی است که خداوند به آنان بخشیده است که خداوند آنها را نجات داد و از سختی رهانید و مشقت را از آنان دور نمود. پس می‌بایست در برابر این نعمت بزرگ، شکر خدا را به جای آورند؛ و همواره و در همۀ حالات، مخلصانه او را پرستش نمایند.

(35) (﴿أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواۡ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ﴾) آیا ما دلیل روشن و آشکاری برای آنان نازل کرده‌ایم که آن دلیل، به صحت آنچه به او شرک می‌آورند، سخن می‌گوید؛ و آنان را توصیه می‌نماید که بر شرک ورزیدن خود باقی بمانید، و به شک و تردید خود ادامه دهید؛ چون آنچه شما بر آن هستید حق، و آنچه پیامبران آنها را به سوی آن فرا می‌خوانند باطل می‌باشد؟! پس آیا چنین دلیلی دارند که باعث شود تا آنها به شدت به شرک خویش تمسک بجویند؟ [نه این چنین نیست] بلکه دلایل عقلی و کتاب‌های آسمانی و پیامبران بزرگوار و سروران انسانیت به شدت از شرک نهی کرده‌اند؛ و آدمی را از راه‌هایی که او را به شرک می‌رساند، برحذر داشته‌اند؛ و به فاسد بودن دین و عقل کسی که مرتکب شرک می‌شود، حکم نموده‌اند. پس شرک ورزیدن اینها، بدون حجت و دلیل است؛ بلکه شرک ورزی‌شان، بر اثر تبعیّت هوای نفس و تحریکات شیطانی می‌باشد.

30:36–37Page 408

وَإِذَآ أَذَقۡنَا ٱلنَّاسَ رَحۡمَةٗ فَرِحُواْ بِهَاۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ ٣٦

And when We let the people taste mercy, they rejoice therein, but if evil afflicts them for what their hands have put forth, immediately they despair.

أَوَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ٣٧

Do they not see that Allāh extends provision for whom He wills and restricts [it]? Indeed in that are signs for a people who believe.

وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ و هر گاه به مردم رحمتي بچشانيم به آن شادمان مي شوند و اگر رنج و بلايي به خاطر کارهايي که کرده اند به آنان برسد نا گاه آنان مأيوس و نااميد مي گردند. أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ آيا نديده اند که خداوند روزي را براي هر کس که بخواهد گسترده و فراخ، و براي هر کس که بخواهد تنگ و کم مي گرداند؟ بي گمان در اين نشانه هايي است براي کساني که باور مي دارند.

( 36 - 37) خداوند متعال خبر می‌دهد که طبیعت بیشتر مردم، در حالت راحتی و سختی این گونه است که اگر خداوند به آنان مرحمتی عنایت فرماید و به آنها سلامتی و توانگری و پیروزی و امثال آن ببخشد، شادمان و سرمست و مغرور می‌شوند، و شادمانی آنها از روی شکرورزی و افتخار نمودن به نعمت خدا نیست، بلکه از روی غرور و غفلت است. (﴿وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) و اگر به خاطر گناهانی که کرده‌اند، حالتی به آنان دست دهد که آنها را رنجور و ناراحت ‌سازد، (﴿إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ﴾) فوراً به خاطر گرفتار شدن به فقر و بیماری و امثال آن ناامید می‌شوند، و این به خاطر نادانی و عدم شناخت آنهاست. (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) پس چنانچه انسان بداند که خیر و شر از جانب خداست، و اوست که روزی را زیاد و کم می‌گرداند، ناامیدی او بی‌دلیل و بیهوده است. پس ای فرد عاقل! فقط به اسباب نگاه نکن، بلکه نگاهت به سوی کسی باشد که آفریندۀ اسباب است. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) بی‌گمان در این برای اهل ایمان نشانه‌هاست. بنابراین مؤمنان از اینکه خداوند روزیِ بعضی را گسترده و فراوان، و روزی برخی دیگر را کم و اندک می‌گرداند، عبرت و پند می‌آموزند؛ و از این راه به حکمت و رحمت و بخشش خداوند پی می‌برند، و روزی را از او می‌خواهند.

30:38–39Page 408

فَـَٔاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلۡمِسۡكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٣٨

So give the relative his right, as well as the needy and the traveler. That is best for those who desire the face [i.e., approval] of Allāh, and it is they who will be the successful.

وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن رِّبٗا لِّيَرۡبُوَاْ فِيٓ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ فَلَا يَرۡبُواْ عِندَ ٱللَّهِۖ وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ تُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُضۡعِفُونَ ٣٩

And whatever you give for interest [i.e., advantage] to increase within the wealth of people1 will not increase with Allāh. But what you give in zakāh,2 desiring the face [i.e., approval] of Allāh - those are the multipliers.3

فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس حق خويشاوندان و حق مستمندان و در راه ماندگان راه بده، اين براي کساني که خشنودي خدا را مي جويند بهتر است، و آنان رستگارند. وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ و آنچه به عنوان ربا مي دهيد تا ]بهرۀ شما[ در اموال مردم افزونتر گردد نزد خدا فزوني نخواهد يافت، و زکاتي را که در طلب خشنودي خداوند پرداخت مي کنيد اين گونه افراد داراي پاداش مضاعف خواهند بود.

(38) پس به خویشاوندان خود برحسب خویشاوندی و نیازشان، حق آنان را که خداوند بر تو واجب یا [مؤمنان ‌را] بر آن تشویق نموده است، بده؛ که نفقۀ واجب و صدقه و دادن هدیه و نیکویی نمودن و سلام کردن و بخشیدن اشتباه و چشم‌پوشی از لغزش، جزو حقوقی است که خداوند آنها را واجب کرده یا [مؤمنان را] بر آن تشویق نموده است. همچنین به مستمندی که فقر و نیاز، او را از حرکت باز داشته است، آن قدر بده که نیازهای ضروری او را برطرف نماید، و آن عبارت است از خوراک و پوشاک. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و کسی را کمک کن که خارج از شهر و دیار خود در راه مانده، و به شدت نیازمند است، و مالی به همراه ندارد، و درآمدی نیز ندارد که خرج سفر خود نماید. به خلاف کسی که در شهر خودش می‌باشد؛ زیرا چنین فردی، حتی اگر مالی نداشته باشد، غالباً شغل و کاری دارد که نیازش را برآورده نماید. بنابراین خداوند سهمیۀ بینوا و در راه مانده را در زکات مقرّر کرده است. (﴿ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ﴾) کمک کردن به خویشاوند و مستمند و مسافرِ در راه مانده، برای کسانی که منظورشان خشنودی خداوند است، بهتر می‌باشد؛ و آنان پاداش بزرگی دارند، چون از بهترین اعمال صالحی است که به موقع و خالصانه انجام می‌شود، و فایده‌اش به دیگران می‌رسد. اگر فردی که کمک می‌کند، هدفش رضای خدا نباشد، این برای او خیر و برکتی در بر ندارد، گرچه برای فردی که کمک می‌شود، مایۀ خیر و فایده است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ﴾ در بسیاری از رازگویی‌های آنان خیری نیست مگر کسی که به صدقه یا کار خوب یا اصلاح آوردن میان مردم فرمان دهد. مفهوم آیه این است که این کارها خیر هستند؛ چون فایدۀ آن به دیگران می‌رسد؛ اما هر کس این کارها را برای جلب خشنودی خدا بکند، به او پاداش بزرگی خواهیم داد. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و کسانی که این کارها را برای خشنودی خداوند انجام می‌دهند، ایشان رستگارند؛ و به پاداش الهی دست یافته و از کیفر او نجات می‌یابند.

(39) وقتی عملی را بیان نمود که منظور از آن رضای خداست، نیز عملی را بیان کرد که هدف از آن مقصد دنیوی باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن رِّبٗا لِّيَرۡبُوَاۡ فِيٓ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ﴾) و آنچه از اموال مازاد بر نیازتان که به قصد ربا می‌دهید تا اموالتان را افزون‌تر بگرداند؛ به این صورت که آن را می‌دهید تا مردم در عوض بیشتر از آن به شما بدهند، پس پاداش چنین کاری نزد خدا، افزون و مضاعف نخواهد بود؛ چون شرط اخلاص در آن وجود ندارد. همچنین کاری که منظور از آن این باشد که مقام و جایگاه شما را در میان مردم بیشتر بالا ببرد، و هدف از آن ریا باشد، همۀ اینها نزد خداوند افزون نمی‌گردد. (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ تُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُضۡعِفُونَ﴾) و مالی را که به عنوان زکات می‌دهید، و شما را از اخلاق زشت پاکیزه می‌گرداند، و اموالتان را از بخل ورزی دور می‌دارد، و نیاز فردی که به او داده می‌شود برطرف می‌نماید، و منظورتان از آن کسب خشنودی خداست، پاداش مضاعف در بر دارد. و آنچه انفاق می‌کنید، نزد خداوند رشد و فزونی می‌یابد؛ و خداوند آن را برایتان پرورش می‌دهد تا زیاد ‌شود. و فرمودۀ خداوند: (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ﴾) دلیل است بر اینکه آنچه صدقه دهنده می‌دهد ـ‌چنانچه نیازمندانی موجود بودند که به او تعلق داشتند و نیاز آنان را برطرف ننماید، یا قرضی بر عهدۀ او باشد و آن را نپردازدـ به عنوان زکات برای او محسوب نمی‌شود، و خدا پاداش او را نخواهد داد. و از نظر شرع، مقدم داشتن صدقه بر این دو کار مردود است. همچنان‌که خداوند در رابطه با کسی که مدحش می‌کند، می‌فرماید:﴿ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾«آن کس که مالش را به نیت زکات می‌بخشد تا خویشتن را از گناه پاک نماید.» پس صرفِ دادن مال، امری خیر به حساب نمی‌آید مگر اینکه به قصد پاک شدن از گناهان باشد.

30:40Page 408

ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ ثُمَّ رَزَقَكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يُحۡيِيكُمۡۖ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَفۡعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَيۡءٖۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ ٤٠

Allāh is the one who created you, then provided for you, then will cause you to die, and then will give you life. Are there any of your "partners" who does anything of that? Exalted is He and high above what they associate with Him.

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَلِكُم مِّن شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ خداوند ذاتي است که شما را آفريد آنگاه به شما روزي داد. سپس شما را مي ميراند سپس دوباره زنده تان مي کند. آيا در ميان انبازه هايتان کسي هست که چيزي از اين ]کارها[ را انجام دهد؟! خدا پاک و منزّه مي باشد و از آنچه شريک او مي سازيد بسي بالاتر است.

(40) خداوند متعال خبر می‌دهد که تنها اوست شما را می‌آفریند و به شما روزی می‌دهد و شما را می‌میراند و زنده‌تان می‌گرداند و هیچ یک از انبازهایی که مشرکان شریک او می‌سازند در هیچ چیزی از این کارها با خداوند مشارکتی ندارد. پس چگونه آنها کسی را که هیچ دخل و تصرفی در این کارها ندارد، شریک خداوند قرار می‌دهند؛ خدایی که به تنهایی این امور را انجام می‌دهد؟! پاک است و بسی والا و برتر از آنچه که آنها شریک او می‌سازند، و شرک ورزیدن آنها، زیانی به خداوند نمی‌رساند، بلکه وبال و زیان آن به خودشان برمی‌گردد.

30:41Page 408

ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ ٤١

Corruption has appeared throughout the land and sea by [reason of] what the hands of people have earned so He [i.e., Allāh] may let them taste part of [the consequence of] what they have done that perhaps they will return [to righteousness].

ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ فساد و تباهي به خاطر کارهايي که مردم انجام داده اند پديدار گشته است تا ]خداوند[ سزاي برخي از آنچه را که کرده اند به آنان بچشاند، شايد آنان باز گردند.

(41) تباهی و فرود آمدن آفت‌ها در زندگی مردم، و گرفتار شدنشان به بیماری‌ها و غیره، به خاطر کارهای فاسد و گناهانی است که انجام داده‌اند، (﴿لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ﴾) تا بدانند که خداوند به خاطر اعمال و کارهایشان مجازاتشان می‌نماید، از این رو نمونه‌ای از سزای اعمالشان را در دنیا به آنها نشان می‌دهد، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) تا آنان از کارهایشان برگردند، و احوال آنان بهبود یابد، و کارشان سامان بگیرد. پس پاک است خداوندی که آزمایش او نعمتی است، و کیفر او از روی فضل است، و اگر خداوند کیفر همۀ کارهایی را که کرده‌اند در دنیا می‌داد، هیچ موجودی روی زمین باقی نمی‌ماند.

30:42Page 409

قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلُۚ كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّشۡرِكِينَ ٤٢

Say, [O Muḥammad], "Travel through the land and observe how was the end of those before. Most of them were associators [of others with Allāh].

قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ بگو : «در زمين بگرديد، آنگاه بنگريد که سرانجام کار پيشينيان به کجا کشيده است، بيشتر آنان مشرک بوده اند».

(42) منظور از سیر و گردش در زمین، سیاحت و تأمل و اندیشیدن قلبی در مورد سرانجام گذشتگان است. (﴿كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّشۡرِكِينَ﴾) بیشتر آنان مشرک بودند، وشما می‌بینید که سرانجامشان بدترین سرانجام بوده است. چراکه عذابی سخت آنان‌را ریشه کن کرد، وسرانجام آنها مذمت و لعنت خلق خدا و رسواییِ پی در پی و مداوم است. پس بپرهیزید از اینکه کارهای آنان‌را انجام دهید تا با شما نیز آن گونه رفتار نشود؛ زیرا عدالت و حکمت الهی در هر زمان و مکانی قابل تحقق است.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском