As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Ahzab 33:28–37
33:28–29Page 421
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا ٢٨
O Prophet, say to your wives, "If you should desire the worldly life and its adornment, then come, I will provide for you and give you a gracious release.
وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا ٢٩
But if you should desire Allāh and His Messenger and the home of the Hereafter - then indeed, Allāh has prepared for the doers of good among you a great reward."
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ؛ اي پيامبر ، به زنانت بگو : اگر خواهان زندگي دنيا و زينتهاي آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره مند سازم و به وجهي نيکو رهايتان کنم . وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا؛ و اگر خواهان خدا و پيامبر او و سراي آخرت هستيد ، خدا به نيکوکارانتان پاداشي بزرگ خواهد داد.
(28) هنگامی که زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم به او رشک بردند، و همگی با هم متحد شدند و از ایشان نفقه و لباس درخواست کردند، درخواستِ آنان طوری بود که برای پیامبر صلی الله علیه وسلم ممکن نبود که در هر وقت و شرایطی بتواند خواستۀ آنان را برآورده سازد، و آنان نیز یکپارچه و به صورت دسته جمعی بر خواستۀ خود مصرّ بودند. این بر پیامبر دشوار آمد، تا جایی که سوگند خورد یک ماه نزد آنها نرود. پس خداوند خواست تا کار را بر پیامبرش آسان بگرداند، و مقام همسرانش را بالا ببرد، و هر چیزی را که پاداش آنها را کم نماید از آنها دور سازد. پس به پیامبرش فرمان داد تا به زنان خود اختیار دهد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا﴾) اگر شما فقط دنیا و زرق و برق آن را میخواهید و به آن خوشنود میشوید، و به خاطر فقدانش خشمگین میگردید؛ پس اگر شما چنین حالتی دارید، من به شما نیازی ندارم. (﴿فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ﴾) و بیایید شما را ازآنچه نزد خود دارم، از متاع دنیا بهرهمند سازم، (﴿وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا﴾) و بدون ناراحتی و خشم بر یکدیگر و ناسزاگویی، بلکه با سعۀ صدر قبل از آنکه وضعیت به جای نامناسبی برسد از شما جدا شوم.
(29) (﴿وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) و اگر خدا و پیامبر و سرای آخرت را میخواهید، اگر این چیزها مراد و مقصود شماست، و هرگاه خدا و پیامبر و بهشت را به دست آورید؛ به راحتی و سختی زندگانی دنیا توجه نخواهید کرد، و به آنچه پیامبر دارد قانع میشوید، و آنچه را که تهیهاش دشوار است از او طلب نمیکنید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) بیگمان، خداوند برای نیکوکارانتان پاداش بزرگی آماده ساخته است. و پاداش و مزد در صورتی است که نیکوکار باشید؛ چون نیکوکاری پاداش آخرت را به دنبال دارد. و آنها فقط به خاطر اینکه همسران پیامبر هستند، مستحق پاداش نخواهند بود؛ زیرا این بدون نیکوکاری کافی نیست. پس پیامبر به آنها اختیار داد، و همۀ آنان خدا و پیامبر و سرای آخرت را انتخاب کردند، و هیچ یک از آنها گزینهای دیگر را انتخاب نکرد. خداوند از همۀ آنها خشنود و راضی باد. و این مخیر کردن چند فایده دارد: 1- عنایت و توجه خداوند به پیامبرش، و اینکه راضی نبود در وضعیتی قرار بگیرد که مطالبات و خواستههای همسرانش، موجبات فشار بر وی و اذیت و آزار او را فراهم کند. 2- پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی به آنها حق انتخاب داد، از تبعات حقوق همسران معاف شد، به گونهای که اختیار داشت و هرگاه میخواست به آنها میداد؛ و اگر میخواست نمیداد. ﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥ﴾ بر پیامبر هیچ گناهی نیست در آنچه خداوند برای او مقرّر داشته است. 3- منزّه داشتن پیامبر از زنانی که دنیا را بر خدا و پیامبر و جهان آخرت ترجیح میدهند. 4- سالم ماندن همسرانش از گناه، و از دست زدن به آنچه خدا و پیامبرش را ناخشنود مینماید؛ زیرا با دادن اختیار به آنان، خداوند متعال عدم رضایت آنان را از پیامبر منتفی ساخت؛ عدم رضایتی که موجب عدم رضایت پیامبر ـاز آنانـ میشد؛ و خشم و عدم رضایت پیامبر، موجب میشد خداوند پروردگار ناراضی گردد؛ و عدم رضایت پروردگار از کسی یا کسانی، موجب سزای آنان میشود. 5- تصریح به والا بودن مقامشان، و بیان همت بلند آنها که خدا و پیامبر و جهان آخرت را مراد و مقصود دانسته، و آن را بر دنیا و کالای آن برگزیدند. 6- این انتخاب موجب شد تا آنان به بهترین مقامهای بهشت برسند، و در دنیا و آخرت همسران پیامبر باشند. 7- زنان او متناسب با شأن او صلی الله علیه وسلم هستند؛ زیرا او کاملترین انسان است، و خداوند خواست که زنانش نیز کامل و پاکیزه باشند:﴿وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِ﴾ زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه هستند، و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه. 8- این انتخاب، نشانۀ قناعت میباشد؛ و قناعت موجب آرامش خاطر. و آزمندی از زنان پیامبر دور شد؛ و ناخشنودی را که باعث پریشانی و ناراحتی میشود، از آنها دور ساخت. 9- همسریِ پیامبر، سبب چندین برابر شدن پاداش آنها گشت؛ و آنان در مقامی قرار گرفتند که هیچ زنی به آن مقام نمیرسد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ ...﴾).
33:30–31Page 421
يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ مَن يَأۡتِ مِنكُنَّ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ يُضَٰعَفۡ لَهَا ٱلۡعَذَابُ ضِعۡفَيۡنِۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا ٣٠
O wives of the Prophet, whoever of you should commit a clear immorality - for her the punishment would be doubled two fold, and ever is that, for Allāh, easy.
۞ وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا ٣١
And whoever of you devoutly obeys Allāh and His Messenger and does righteousness - We will give her her reward twice; and We have prepared for her a noble provision.
يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ؛ اي زنان پيامبر ، هر کس از شما مرتکب کار زشت در خور عقوبت شود ، خدا عذاب او را دو برابر مي کند و اين بر خدا آسان است. وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا؛ و هر کس از شما که به فرمانبرداري خدا و پيامبرش مداومت ورزد و، کاري شايسته کند ، دوبار به او پاداش دهيم و براي او رزقي کرامند آماده کرده ايم.
(30) وقتی زنان پیامبر، خدا و پیامبرش و سرای آخرت را انتخاب کردند، بیان فرمود که پاداش آنها دو برابر خواهد بود. نیز فرمود: اگر مرتکب گناهی شوند، کیفر و گناه آنها دو برابر است تا بیشتر از گناه بپرهیزند، و بیشتر سپاس خدا را به جای آورند؛ بنابراین کیفر هر کس از آنها را اگر مرتکب گناهی شود، دو برابر قرار داد.
(31) (﴿وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا﴾) و هر کس از شما که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، و کار شایسته انجام دهد، چه کم باشد چه زیاد، (﴿نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ﴾) پاداش او را دو برابر پاداش دیگران میدهیم، (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا﴾) و برای او روزی و نعمت ارزشمندی که همانا بهشت است فراهم میسازیم. و زنان پیامبر از خدا و پیامبرش اطاعت کردند؛ و کار شایسته انجام دادند، از این رو معلوم است که مستحق پاداش بیکران خدا میباشند.
33:32–34Page 422
يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّۚ فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا ٣٢
O wives of the Prophet, you are not like anyone among women. If you fear Allāh, then do not be soft in speech [to men],1 lest he in whose heart is disease should covet, but speak with appropriate speech.
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣
And abide in your houses and do not display yourselves as [was] the display of the former times of ignorance. And establish prayer and give zakāh and obey Allāh and His Messenger. Allāh intends only to remove from you the impurity [of sin], O people of the [Prophet's] household, and to purify you with [extensive] purification.
وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ٣٤
And remember what is recited in your houses of the verses of Allāh and wisdom.1 Indeed, Allāh is ever Subtle2 and Aware.
يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ؛ اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي که در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد. وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ؛ و در خانه هاي خود بمانيد و چنان که در زمان پيشين جاهليت مي کردند، ،زينتهاي خود را آشکار مکنيد و نماز بگزاريد و زکات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت کنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دورکند و شما را چنان که بايد پاک دارد. وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا؛ آنچه را در خانه هايتان از آيات خدا و حکمت تلاوت مي شود ، ياد کنيد ،که خدا باريک بين و آگاه است.
(32) (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّ﴾) ای زنان پیامبر! شما مثل هیچ یک از زنان عادی نیستید اگر از خدا بترسید؛ زیرا با تقوای الهی مقامتان از زنان دیگر بالاتر میرود، و هیچ زنی به مقام شما نمیرسد. پس تقوا را با رعایت ارکان آن کامل گردانید. بنابراین آنها را راهنمایی کرد تا وسیلههایی را که سبب کار حرام میشوند از میان بردارند، و فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و به هنگام سخن گفتن با مردان، صدای خود را نرم و نازک نکنید، (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) که آنگاه کسی که در دل او بیماری شهوت زنا است، به طمع میافتد؛ چون او آماده و منتظر کوچکترین چیزی است که وی را تحریک کند، چرا که دل او سالم نیست؛ زیرا دلی که سالم باشد، به آنچه خدا حرام نموده است علاقهمند نیست، و کمتر اسباب و وسایلی او را تحریک میکند؛ چراکه دل او پاک و سالم است. به خلاف کسی که دلش بیمار است؛ چنین کسی مانند فردی که دلش سالم است تحمل ندارد، و کوچکترین سببی او را به کار حرام وا میدارد و دعوتش را اجابت میکند و از خواستهاش سرپیچی نمینماید. این دلیلی است بر اینکه وسیلهها، حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمی گفتار و صدا، در اصل کار جایزی است؛ اما وقتی که وسیلهای برای کار حرام باشد، از آن منع شده است؛ بنابراین برای زن شایسته است به هنگام سخن گفتن با مردان، صدایش را نرم و نازک نکند. وقتی آنها را از نرمی گفتار نهی کرد شاید کسی گمان بَرَد که باید به درشتی و تندی سخن بگویند، پس این توهّم را دفع نمود و فرمود: (﴿وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا﴾) و سخنی شایسته بگویند؛ یعنی سخنی که درشت و تند نباشد. فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و نگفت: «فَلَا تَلِنَّ بِالقَولِ» چون آنچه از آن نهی شده، سخن نرمی است که همراه با فروتنی و انقیاد زن برای مرد باشد؛ و چنین حالت و سخنی، مرد را وادار میکند تا به او چشم طمع بدوزد. به خلاف کسی که سخنی نرم بگوید که در آن فروتنی نباشد؛ بلکه این سخن با اینکه نرم است، نشانگر عزت گوینده است و طرف را مغلوب مینماید و در او طمع نمیورزد. بنابراین خداوند پیامبرش را بهخاطر مهربانی و ملایمتی که داشت ستوده است. پس فرمود:﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ به سبب رحمتی از جانب خدا، برای آنها نرم و مهربان شدی. و به موسی و هارون فرمود:﴿ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ بروید نزد فرعون؛ چرا که او سرکشی کرده است. پس با او به نرمی سخن بگویید شاید پند پذیرد یا بترسد. و [این بخش از آیه: ] (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) ضمن اینکه دستوری است مبنی بر اینکه انسان باید پاکدامن باشد، و زنان و مردان پاکدامن مورد ستایش قرار گرفته، و از نزدیک شدن به زنا نهی شدهاند؛ نیز بر این دلالت مینماید که برای بنده، شایسته است هرگاه این حالت را در خودش یافت که با دیدن یا شنیدن سخن کسی که مورد پسندش میباشد بر انجام کار حرام تحریک میشود، و احساس کرد که انگیزههای طمع ورزی او را به سوی حرام سوق میدهد، باید بداند که این احساس یک بیماری است؛ از این رو باید برای تضعیف و از بین بردن و قطع کردن خاطرههای زشت بکوشد، و با نفس خود مبارزه نماید تا آن را از این بیماری خطرناک نجات بخشد، و از خداوند بخواهد که او را محافظت نماید و به او توفیق دهد. و این از زمرۀ پاکدامنی است که به آن امر شده است.
(33) (﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) و در خانههایتان بمانید، این برایتان بهتر است. و مانند اهل جاهلیت پیشین که دانش و دینی نداشتند، آرایش نکنید و زیاد از خانه بیرون نروید؛ و همۀ اینها برای دور کردن شر و اسباب آن است. وقتی آنها را به طور کلی به پرهیزگاری فرمان داد، به جزئیاتی از آن نیز پرداخت؛ چون زنان به آن نیاز دارند، و نیز آنها را به فرمانبرداری دستور داد به ویژه به برپای داشتن نماز و پرداختن زکات؛ دو عبادتی که هرکس به ناچار به آنها نیاز دارد، و بزرگترین عبادت محسوب میشوند؛ که در نماز اخلاص برای خداوند انجام میگیرد، و با پرداختن زکات به بندگان نیکی میشود. سپس آنها را به طور کلی به اطاعت فرمان داد و فرمود: (﴿وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ﴾) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. هر امر و فرمانی که خدا و پیامبر دادهاند -خواه فرمان واجب باشد یا فرمان مستحب- در اطاعت از خدا و پیامبرش داخل است. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾) جز این نیست که خداوند وقتی شما را به این چیزها فرمان میدهد، و از چیزهایی نهی میکند؛ برای آن است تا پلیدی و بدی را از شما اهل بیت دور کند، و شما را کاملاً پاک گرداند. یعنی حمد و سپاس خداوند را به خاطر این اوامر و نواهی به جای آورید که شما را از مصلحت و فایدۀ آن آگاه کرده است. و این اوامر و نواهی برای شما فایده و مصلحت محض هستند، و خداوند با این دستورات نخواسته است بر شما تنگی و مشقّتی بیاورد، بلکه برای آن است تا پاکیزه گردید و اخلاق و رفتارتان پاک شود و اعمالتان درست و خوب گردد؛ و به سبب آن، پاداشتان بیشتر و بزرگتر شود.
(34) و هنگامی که آنان را به انجام کارها، و ترک کارهایی امر نمود؛ به آنان دستور داد که به علماندوزی بپردازند، و راه آن را نیز برایشان بیان نمود. پس فرمود: (﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾) منظور از آیات خدا، قرآن است؛ و حکمت، اسرار قرآن و یا سنّت پیامبر میباشد. و زنان را فرمان داد تا آن را یاد کنند، و این شامل ذکر و یاد کردن کلمات قرآن میشود که با تلاوت آن انجام میگیرد؛ نیز معانی آن را شامل میشود که با تدبر و تفکر در آن، و استنباط احکام و حکمتهای آن انجام میگیرد. نیز شامل ذکرِ عمل کردنِ به آن هم میگردد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا﴾) همانا خداوند باریک بین آگاه است، و سرایر و پنهانیهای امور را میبیند، و آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است و کارهایی را که آشکار یا پنهان هستند، میداند. باریک بین و مطلع بودن خداوند این را میطلبد که آنها کارها را خالصانه برای خدا به انجام برسانند، و اعمال را به صورت پنهانی انجام دهند. نیز از آنجا که خداوند باریک بینِ آگاه است، جزا و سزای اعمال را میدهد. و یکی از معانی «لطیف» این است که خداوند بندهاش را به طرق مخفی و غیر محسوس به سوی خیر و خوبی پیش میبرد، و از شر و بدی محافظت مینماید، و رزق و روزی را از جایی به او میرساند که خودش نمیداند، و اسبابی را به او نشان میدهد که نفس آدمی از آنها نفرت دارد، اما راه رسیدن به بالاترین مقامها را برای او هموار میسازد.
33:35Page 422
إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا ٣٥
Indeed, the Muslim men and Muslim women, the believing men and believing women, the obedient men and obedient women, the truthful men and truthful women, the patient men and patient women, the humble men and humble women, the charitable men and charitable women, the fasting men and fasting women, the men who guard their private parts and the women who do so, and the men who remember Allāh often and the women who do so - for them Allāh has prepared forgiveness and a great reward.
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ ؛ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ؛ خدا براي مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و، مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت و مردان راستگوي و زنان راستگوي و مردان شکيبا و زنان شکيبا و مردان خداي ترس و زنان خداي ترس و مردان صدقه دهنده وزنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار و مرداني که شرمگاه خود را حفظ مي کنند و زناني که شرمگاه خود حفظ مي کنند و مرداني که خدا رافراوان ياد مي کنند و زناني که خدا را فراوان ياد مي کنند ، آمرزش و مزدي بزرگ آماده کرده است.
(35) وقتی خداوند پاداش زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم را بیان کرد، و کیفر آنها را چنانچه از فرمان خدا سرپیچی کنند نیز ذکر نمود، و فرمود آنها مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستند، از دیگر زنان نیز سخن به میان آورد. و از آنجا که حکم آنها و حکم مردان یکی است، فرمود: (﴿إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ﴾) زنان و مردان مسلمان که شرایع ظاهری را به جای آورند، (﴿وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾) و زنان با ایمان و مردان با ایمان. در اینجا منظور امور باطنی از قبیل: عقاید قلبی و اعمال آن است. (﴿وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ﴾) و زنان و مردان فرمانبرداری که فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت میکنند. (﴿وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که در گفتار و کردارشان راستگو هستند. (﴿وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که در برابر سختیها و مصیبتها بردباری میورزند، (﴿وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که در همۀ حالات فروتن هستند، به ویژه در عبادتهایشان و به خصوص در نمازهایشان، (﴿وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که صدقههای فرض و نفل را میدهند، (﴿وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که روزههای فرض و نفل را میگیرند، (﴿وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که شرمگاههای خود را از زنا و مقدّمات آن حفظ میکنند، (﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که خدا را زیاد یاد مینمایند، و در بیشتر اوقات خدا را یاد میکنند، به خصوص اوقات اذکار مانند اذکار صبح و شام و اذکارِ پس از نمازهای فرض. (﴿أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم﴾) خداوند برای کسانی که دارای چنین صفات زیبایی هستند؛ صفاتی که برخی، اعتقادات و اعمال قلب هستند؛ و برخی، اعمال اعضا و جوارح؛ و گفتههایی هستند که از زبان بیرون آمده، و فایدهشان به خود و دیگران میرسد، [کسانی که این اعمال را انجام میدهند و به] انجام کارهای خیر میپردازند و از کارهای بد دوری میکنند، تمام دین را انجام دادهاند؛ چرا که داشتن این صفات، چکیدۀ اسلام و ایمان و احسان است. (﴿مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) خداوند به پاداش کارشان گناهانشان را میآمرزد؛ چون نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و به آنها پاداش بزرگی میدهد که اندازۀ آن را هیچ کس جز ذات خدا نمیداند؛ پاداشی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی [اخبار حقیقی] آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. از خداوند میخواهیم که ما را از چنین کسانی بگرداند.
33:36Page 423
وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡۗ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلٗا مُّبِينٗا ٣٦
It is not for a believing man or a believing woman, when Allāh and His Messenger have decided a matter, that they should [thereafter] have any choice about their affair. And whoever disobeys Allāh and His Messenger has certainly strayed into clear error.
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا ؛ هيچ مرد مؤمن و زن مؤمني را نرسد که چون خدا و پيامبرش در کاري حکمي ، کردند آنها را در آن کارشان اختياري باشد هر که از خدا و پيامبرش نافرماني کند سخت در گمراهي افتاده است.
(36) (﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ﴾) شایسته و سزاوار فرد مؤمن نیست جز اینکه به سوی خشنودی خدا و پیامبرش بشتابد، و از ناخشنودی خدا و پیامبرش بپرهیزد، و باید دستورات خدا و رسول را اطاعت نماید، و از آنچه خدا و پیامبرش نهی کردهاند بپرهیزد. بنابراین شایسته و سزاوار هیچ مرد و زن مؤمنی نیست، (﴿إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا﴾) که هرگاه خدا و پیامبرش در کاری حکم نمودند و دستور صادر کردند، (﴿أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡ﴾) برای خودشان در آن کار اختیاری قایل شوند که آن را انجام دهند یا نه؟ بلکه مردان و زنان مؤمن میدانند که پیامبر برای آنان از خودشان مهر و عطوفت بیشتری دارد، پس مؤمن امیال خود را مانعی بین خود و دستور خدا و پیامبرش قرار نمیدهد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلٗا مُّبِينٗا﴾) و کسی که از دستورات خدا و پیامبرش سرپیچی کند، به گمراهی کاملاً آشکاری گرفتار میگردد؛ چون او راه راست را که انسان را به سرای بهشت میرساند، رها کرده؛ و به راهی روی آورده است که انسان را به عذاب دردناک میرساند. پس نخست این را بیان نمود که آنچه باعث میشود تا انسان با فرمان خدا و پیامبرش مخالفت نورزد، ایمان است. سپس به بیان چیزی پرداخت که انسان را از نافرمانی باز میدارد، و آن برحذر بودن از گرفتار شدن به گمراهی است که گمراه شدن، نشانۀ گرفتار آمدن به عذاب و کیفر است.
33:37Page 423
وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ وَٱتَّقِ ٱللَّهَ وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا زَوَّجۡنَٰكَهَا لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ إِذَا قَضَوۡاْ مِنۡهُنَّ وَطَرٗاۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا ٣٧
And [remember, O Muḥammad], when you said to the one on whom Allāh bestowed favor and you bestowed favor,1 "Keep your wife and fear Allāh," while you concealed within yourself that which Allāh is to disclose.2 And you feared the people,3 while Allāh has more right that you fear Him.4 So when Zayd had no longer any need for her, We married her to you in order that there not be upon the believers any discomfort [i.e., guilt] concerning the wives of their claimed [i.e., adopted] sons when they no longer have need of them. And ever is the command [i.e., decree] of Allāh accomplished.
وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ؛ و تو ، به آن مرد که خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودي ،، گفتي : زنت را براي خود نگه دار و از خداي بترس در حالي که در دل خودآنچه را خدا آشکار ساخت مخفي داشته بودي و از مردم مي ترسيدي ، حال آنکه خدا از هر کس ديگر سزاوارتر بود که از او بترسي پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد ، به همسري تواش در آورديم تا مؤمنان را در زناشويي بازنان فرزند خواندگان خود ، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند ، منعي نباشد و حکم خداوند شدني است.
(37) سبب نزول این آیه آن بود که خداوند خواست یک قانون کلی را برای مؤمنان تشریع نماید، و آن اینکه پسر خواندگان در حکم فرزندان حقیقی نیستند؛ و هر کس فردی را پسرخواندۀ خود قرار دهد، اگر پسر خوانده همسرش را طلاق داد، پدر خواندهاش میتواند با همسرش ازدواج کند. ازدواج نکردن با همسران پسر خواندهها، از اموری بود که مردم بدان عادت کرده بودند، و این سنت جز با یک رخداد بزرگ از میان نمیرفت؛ بنابراین خداوند خواست تا پیامبر این دستور را با زبان تبلیغ کند، و عملاً نیز چنین کاری را انجام دهد. و هرگاه خداوند بخواهد کاری را انجام دهد، برای آن سببی قرار میدهد. «زید بن حارثه» زید بن محمّد خوانده میشد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم او را پسر خواندهاش قرار داده بود، بنابراین او را به پیامبر نسبت میدادند تا اینکه این آیه نازل شد:﴿ٱدۡعُوهُمۡ لِأٓبَآئِهِمۡ﴾ آنها را به پدرانشان نسبت دهید. از آن وقت به او گفته میشد «زید بن حارثه». زید با زینب بنت جحش دختر عمّۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم ازدواج کرد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم دلش میخواست اگر زید زینب را طلاق بدهد با او ازدواج نماید، و خداوند چنین مقدر نمود که زید و زینب از همدیگر جدا شوند، پس زید به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و از او اجازه خواست که از زینب جدا شود. خداوند میفرماید: (﴿وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ﴾) و آنگاه کسی که خدا با دادن نعمت اسلام به او انعام کرده بود، و تو نیز با آزاد کردن و تعلیم دادنش به او لطف کرده بودی، به نزد تو آمد و با تو دربارۀ جدا شدن از همسرش مشورت کرد؛ پس تو با خیرخواهی به او گفتی چنین کاری نکند، و فرمودی که صلاح تو در این نیست، و مصلحت او را بر علاقه و میل خود ترجیح دادی با اینکه دلت میخواست با زینب ازدواج نمایی. پس به او گفتی: (﴿أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ﴾) همسرت را برای خود نگاه دار؛ یعنی از او جدا نشو، و در برابر رفتارش شکیبا باش، (﴿وَٱتَّقِ ٱللَّهَ﴾) و در همۀ کارهایت و به خصوص در قضیۀ همسرت، از خدا بترس؛ چون تقوای الهی، انسان را به صبر و بردباری وا میدارد، و بدان فرمان میدهد. (﴿وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ﴾) و در دل خود چیزی را پنهان میداشتی که خداوند آن را آشکار میسازد. و آنچه که پیامبر صلی الله علیه وسلم در دل خود پنهان کرده بود این بود که اگر زید او را طلاق دهد، با وی ازدواج خواهد کرد. (﴿وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُ﴾) و به خاطر ترس از [زبان] مردم، آنچه را که در دل داشتی آشکار نمیکردی، درحالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی؛ زیرا ترس از خداوند، هر خیری را فراهم میآورد و آدمی را از هر شری باز میدارد. (﴿فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا﴾) پس وقتی زید به او بیعلاقه شد، و از وی جدا گردید و طلاقش داد، (﴿زَوَّجۡنَٰكَهَا﴾) زینب را به ازدواج تو در آوردیم، واین کار را برای امر مهمّی انجام دادیم (﴿لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ﴾) تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخواندگانشان نباشد. چون آنها تو را میبینند که با همسر زید بن حارثه -که قبلاً به تو نسبت داده میشد- ازدواج نمودی. از آنجا که این فرموده: (﴿لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ﴾) شامل همۀ حالات میگردد، و بعضی از حالتها وجود دارد که ازدواج کردن با همسر پسر خوانده جایز نیست ـ و آن عبارت است از قبل از طلاق دادن و انقضای زمان عدۀ زن ـ لذا آن را مقید به این کرد که (﴿إِذَا قَضَوۡاۡ مِنۡهُنَّ وَطَرٗا﴾) زمانی مؤمنان میتوانند با همسران پسرخواندگان خود ازدواج نمایند که پسرخواندگان، همسران خود را طلاق دهند و عدۀ آنان تمام گردد؛ و قبل از طلاق و انقضای عدّه، چنین کاری جایز نیست. (﴿وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا﴾) و فرمان خدا باید انجام گیرد، و هیچ مانعی نمیتواند مانع انجام آن شود. در این داستان فواید و آموختنیهایی است که به برخی از آنها اشاره میکنیم: 1- ستایش زید بن حارثه از دو جهت؛ یکی اینکه خداوند در قرآن نام او را ذکر کرده است، و جز او اسم هیچ صحابهای در قرآن نیامده است. و اینکه خداوند خبر داده که به او نعمت داده است؛ یعنی با بخشیدن نعمت اسلام و ایمان بر او انعام نموده است. و این شهادتی از جانب خداست مبنی بر اینکه زید در ظاهر و باطن مسلمان و مؤمن است، به این دلیل که خداوند این نعمت را به طور خاص برای وی ذکر میگرداند، و منظور از آن نعمت ویژه، نعمت اسلام و ایمان است، وگرنه ذکر این نعمت به طور خاص، هیچ لزومی نداشت. 2- بردۀ آزاد شده که از نعمت آزادی برخوردار است؛ این نعمت، از سوی کسی به او داده شده است که وی را آزاد نموده است. 3- جایز بودن ازدواج با همسر پسرخوانده، همان طور که در این آیه به صراحت بیان گردید. 4- تعلیم و یاد دادن عملی، از تعلیم قولی مؤثرتر است؛ به خصوص اگر تعلیم عملی، همراه با تعلیم زبانی باشد که در این صورت «نور علی نور» است. 5- اگر آدمی زنی دیگر غیر از همسر و کنیز و محارمش را در دل خود دوست بدارد، چنانچه مرتکب کار نامشروعی نشود، گناهی در آن نیست؛ حتی اگر این آرزو را داشته باشد که اگر همسرش او را طلاق بدهد، با وی ازدواج میکند، به شرط اینکه برای جدایی آنها تلاش نکند؛ چون خداوند خبر داده که پیامبر این را در دل خود پنهان داشت. 6- پیامبر صلی الله علیه وسلم به صورت آشکار و روشن پیام خدا را به مردم رسانده، و همۀ آنچه را که به او وحی شده به مردم ابلاغ کرده است، حتی این قضیه که در آن سرزنش شده است؛ و این دلالت مینماید که او پیامبر خداست، و جز آنچه به سوی او وحی شده است نمیگوید، و نمیخواهد خودش را بزرگ نماید. 7- فردی که با او مشورت میشود، امین به حساب آمده؛ و بر او لازم است که هرگاه در کاری با وی مشورت کردند، باید آن گونه که برای طرف بهتر و مفیدتر است نظر بدهد. و چنانچه خود نیز در دلش خواستهای داشته باشد، باید مصلحت کسی را که از او مشورت خواسته است مقدم بدارد. 8- هرگاه کسی از دیگری در مورد جدایی از همسرش مشورت خواست، بهتر آن است که بگوید:«تا جایی که امکان دارد همسرت را نگاه دار، چون ادامۀ زندگی از جدایی بهتر است.» 9- باید ترس از خدا را بر ترس از مردم مقدّم داشت، و ترس از خداوند اولی و سزاوارتر است. 10- فضیلت ام المؤمنین زینب رضی الله عنها که خداوند او را به نکاح پیامبر صلی الله علیه وسلم درآورد، بدون اینکه خطبهای خوانده شود و شاهدی در کار باشد. بنابراین زینب بر دیگر همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم افتخار میکرد و میگفت:«شما را خانوادههایتان به ازدواج پیامبر درآوردند، و مرا خداوند از بالای هفت آسمان به ازدواج پیامبر درآورد.» 11- زنی که شوهر دارد، ازدواج با او جایز نیست و نباید برای ازدواج با وی تلاش کرد مگر اینکه شوهرش او را طلاق بدهد و عدّهاش تمام شود؛ چون قبل از تمام شدن عدّه، زن وابسته به شوهر است.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences