As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Ahzab 33:38–51
33:38–39Page 423
مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥۖ سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا ٣٨
There is not to be upon the Prophet any discomfort concerning that which Allāh has imposed upon him.1 [This is] the established way of Allāh with those [prophets] who have passed on before. And ever is the command of Allāh a destiny decreed.
ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ وَيَخۡشَوۡنَهُۥ وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَۗ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا ٣٩
[Allāh praises] those who convey the messages of Allāh1 and fear Him and do not fear anyone but Allāh. And sufficient is Allāh as Accountant.
مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا؛ بر پيامبر در انجام دادن آنچه خدا بر او حلال کرده است حرجي نيست ، همچنان که خدا براي پيامبران پيشين نيز چنين سنتي نهاده بود و فرمان خدا فرماني است بي هيچ زياده و نقصان. الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا؛ کساني که پيامهاي خدا را مي رسانند و از او مي ترسند و از هيچ کس جز، اونمي ترسند ، خدا براي حساب کردن اعمالشان کافي است.
(38) این پاسخ طعنۀ کسانی است که به پیامبر صلی الله علیه وسلم طعنه میزنند [و میگویند] زنان زیادی گرفته است. و این طعنهای است بیجا. پس خداوند فرمود: (﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥ﴾) بر پیامبر در انجام آنچه خداوند برای او مقدر نموده است هیچ گناه و تقصیری نیست؛ یعنی ازدواج با این زنان را خداوند برای او جایز نموده است، همان گونه که برای پیامبران گذشته این کار را مباح کرده بود. بنابراین فرمود: (﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلُۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا﴾) این سنت الهی در مورد پیامبران گذشته نیز جاری بوده است، و فرمان خداوند همواره روی حساب و برنامۀ دقیقی است و باید انجام شود.
(39) (﴿ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ﴾) کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند؛ پس آنان آیات خدا و حجتها و دلایل او را بر بندگان میخوانند، و آنان را به سوی خدا دعوت میکنند، (﴿وَيَخۡشَوۡنَهُۥ﴾) و فقط از او که شریکی ندارد میترسند، (﴿وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَ﴾) و از هیچ کس جز خداوند نمیترسند. پس، از آنجا که ازدواج در میان پیامبران معصوم یک سنت بوده است ـ پیامبرانی که وظیفۀ خود را به بهترین و کاملترین صورت انجام دادهاند؛ و آن عبارت از دعوت دادن مردم به سوی خدا و ترس از اوست، و این مقتضیِ این است که انسان هر آنچه را که بدان دستور داده شده است، انجام دهد؛ و از هر امر ناجایزی پرهیز و دوری نماید ـ پس چنین امری بیانگر آن است که به هیچ وجه در این قضیه نقص و اشکالی وجود ندارد. (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا﴾) و خداوند به عنوان حسابرس بندگانش و مراقب اعمالشان کافی است. و از این دانسته شد که نکاح و ازدواج از سنتهای پیامبران است.
33:40Page 423
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّـۧنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا ٤٠
Muḥammad is not the father of [any] one of your men, but [he is] the Messenger of Allāh and seal [i.e., last] of the prophets. And ever is Allāh, of all things, Knowing.
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا؛ محمد پدر هيچ يک از مردان شما نيست او رسول خدا و خاتم پيامبران است و خدا به هر چيزي داناست.
(40) (﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ﴾) ای امّت پیامبر! محمّد صلی الله علیه وسلم پدر هیچ کس از مردان شما نیست. پس قطع ارتباط نَسَبیِ زید بن حارثه از این باب است. از آنجا که این ـ به شرطی که معنی بر ظاهر لفظ حمل گردد ـ نفی شامل همۀ حالات میگردد؛ یعنی نه پدر حقیقی است، و نه پدرخواندۀ کسی است؛ و در گذشته بیان گردید که پیامبر پدر همۀ مؤمنان است، و همسرانش مادران مؤمناناند؛ پس برای اینکه این مطلب در عموم این نهی داخل نشود، فرمود: (﴿وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّۧنَ﴾) بلکه او فرستادۀ خدا و خاتم پیامبران است؛ یعنی مقام او مقامی است که باید از او اطاعت و پیروی شود، و هدایت از طریق او حاصل گردد و بدان باور شود. و محبّت و دوستی او، باید بر محبت و دوستی هر کسی مقدم باشد؛ زیرا پیامبر خیرخواه مؤمنان میباشد، و چنان نسبت به آنان خیرخواه است که گویا پدرشان میباشد. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا﴾) و خداوند بر هر چیزی آگاه است؛ یعنی علم و آگاهی او هر چیزی را احاطه کرده است، و او میداند که رسالت خود را در کجا قرار دهد، و چه کسانی را فرستادۀ خویش بگرداند، و میداند که چه کسانی صلاحیّت برخورداری از فضل و لطف او را دارند.
33:41–44Page 423
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا ٤١
O you who have believed, remember Allāh with much remembrance
وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا ٤٢
And exalt Him morning and afternoon.
هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا ٤٣
It is He who confers blessing upon you,1 and His angels [ask Him to do so] that He may bring you out from darknesses into the light. And ever is He, to the believers, Merciful.
تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا ٤٤
Their greeting the Day they meet Him will be, "Peace." And He has prepared for them a noble reward.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، خدا را فراوان ياد کنيد. وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد. هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا؛ اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مي فرستند تا شما را از تاريکي به روشني برند ، زيرا خداوند با مؤمنان مهربان است. تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا؛ روزي که با او ديدار کنند درودشان اين است : سلام و خدا برايشان ، پاداشي کرامند آماده کرده است.
(41) خداوند والامقام مؤمنان را فرمان میدهد تا بسیار او را ذکر نمایند، از قبیل گفتن: لا إله إلا الله، الحمد لله، سبحان الله، الله اکبر، و هر گفتاری که سبب نزدیک شدنِ به خداوند متعال گردد. و حداقل این است که انسان به اذکار صبح و شام و اذکاری که بعد از نمازهای پنجگانه و اذکاری که به هنگام رخدادها و در مناسبتهای مختلف گفته میشوند، پایبند باشد. و آدمی باید همیشه و در همۀ اوقات و در همۀ حالات به ذکر خدا پایبند باشد؛ چون این عبادتی است که انجام دهندهاش را پیش میبرد، و روح و روان او را آرام میکند، و سبب محبت و معرفت خدا میگردد، و انسان را بر انجام کار خیر یاری میکند تا زبانش را از گفتن سخن زشت باز دارد.
(42) (﴿وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾) یعنی در اول روز و در آخر روز به تقدیس او بپردازید، و پاکی او را بیان دارید؛ چون این دو وقت دارای فضیلت و شرافت میباشند، و در این دو وقت انجام دادن کار راحت است.
(43) (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا﴾) یکی از مصادیق لطف و رحمت خدا نسبت به مؤمنان، این است که آنها را میستاید و بر آنان رحمت میفرستد. و نیز فرشتگان برای مؤمنان دعا میکنند که به سبب آن، خداوند آنها را از تاریکیهای گناهان و جهالت بیرون میآورد، و به نور ایمان و به مرحلۀ علم و عمل میرساند. پس این بزرگترین نعمتی است که خداوند به بندگان فرمانبردار بخشیده است؛ امری که مستدعی آن است که شکر این نعمت را به جای آورند، و ذکر خداوند را به کثرت انجام دهند؛ خداوندی که به آنها لطف نموده، و فرشتگانی را ـکه عرش او را حمل میکنند، و بهترین فرشتگان هستند، نیز فرشتگانی که پیرامون عرش را فرا گرفتهاندـ مسخر کرده است تا پروردگارشان را به پاکی یاد کنند و برای مؤمنان طلب آمرزش نمایند. پس میگویند:﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواۡ وَٱتَّبَعُواۡ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾ پروردگارا! رحمت و علم و آگاهی تو، هر چیزی را به صورت گسترده فرا گرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و از راه تو پیروی نمودهاند، بیامرز؛ و آنان را از عذاب جهنّم نجات بده. پروردگارا! آنها و کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح بودهاند، به باغهای بهشتی وارد کن که به آنان وعده دادهای. بیگمان، تو توانا و باحکمت هستی. و آنان را از بدیها دور بدار، و هرکس را در این روز از بدیها و شرها دور بداری، به راستی که بر او رحم نمودهای، و این رستگاری بزرگ است. پس این رحمت و نعمتی است که خداوند در دنیا به آنها داده است.
(44) و امّا رحمت خداوند بر آنها در آخرت، بزرگترین رحمت و برترین پاداش است؛ و آن این است که به خشنودی پروردگار و سلام گفتنش بر آنان و شنیدن سخن بزرگ او و دیدن چهرۀ زیبایش و به دست آوردن پاداش بزرگش دست مییازند؛ پاداشی که ماهیّت و مقدار آن را -جز خداوندی که آن را به آنها بخشیده است- کسی نمیداند. بنابراین فرمود: (﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا﴾) درودشان- در روزی که او را ملاقات میکنند- سلام است. و برای آنان پاداشی ارزشمند فراهم دیده است.
33:45–48Page 424
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا ٤٥
O Prophet, indeed We have sent you as a witness and a bringer of good tidings and a warner
وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ بِإِذۡنِهِۦ وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا ٤٦
And one who invites to Allāh, by His permission, and an illuminating lamp.
وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا ٤٧
And give good tidings to the believers that they will have from Allāh great bounty.
وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا ٤٨
And do not obey the disbelievers and the hypocrites and disregard their annoyance, and rely upon Allāh. And sufficient is Allāh as Disposer of affairs.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اي پيامبر ، ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده دهنده و بيم دهنده باشي. وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا؛ و مردم را به فرمان خدا به سوي او بخواني ، و چراغي تابناک باشي. وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا؛ و مؤمنان را بشارت ده که از سوي خدا برايشان فضيلتي بزرگ آمده است. وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا؛ از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن ،که خدا کارسازي را بسنده است.
(45) چیزهایی که خداوند پیامبرش را به آن توصیف کرده است، مقصود و چکیده و اصول رسالت او میباشند که به ایشان اختصاص داده شدهاند، و آن پنج چیز میباشند: یکی اینکه (﴿شَٰهِدٗا﴾) پیامبر بر کارهای خیر و شری که امّت انجام میدهد، گواه است، همان گونه که خداوند متعال فرموده است:﴿لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ تا شما بر مردم گواه باشید، و پیامبر [نیز] بر شما گواه باشد. ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾ پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم، و تو را بر اینها به عنوان گواه بیاوریم. پس ایشان صلی الله علیه وسلم گواهی مقبول و عادل میباشند. دوّم و سوّم (﴿وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا﴾) پیامبر مژده دهنده و بیم دهنده میباشد، و این مستلزم آن است که پیامبر آنچه مردم را به آن مژده میدهد، و یا مردم را از آن میترساند؛ و اعمالی که سبب مژده یا ترس میشوند، بیان کند. پس کسانی که مژده داده شدهاند، مؤمنان پرهیزگاری هستند که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و گناهان را ترک نمودهاند. پس ایشان را مژده باد که هر نوع پاداش دنیوی و دینی که نتیجۀ ایمان و تقواست، در زندگی دنیا به آنها میرسد. و نیز ایشان را مژده باد که در آخرت از نعمت جاودان و پایدار بهشت برخوردار خواهند شد. و همۀ اینها مستلزم آن است که اعمال، ویژگیهای تقوا و انواع پاداش به صورت مشروح و مفصل ذکر شوند. و بیم داده شدگان همان گناه پیشگان و مجرمان ستمگرند؛ کسانی که اهل ستمگری و جاهلیتاند، و آنها باید در دنیا از کیفرهای دنیوی و دینی که نتیجۀ جهل و ستمگری است بترسند، و از گرفتار شدن به کیفر هلاک کننده و عذاب طولانی آخرت در هراس باشند که به طور مشروح ـ این تهدید و بشارت ـ در قرآن و سنّت بیان شده است.
(46) چهارم (﴿وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ﴾) پیامبر به سوی خدا دعوت میکند؛ یعنی خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی پروردگارشان فراخواند، و آنها را به نعمتهای او که برای نیکان فراهم نموده است تشویق نماید، و مردم را به عبادت و پرستش خدا که هدف از آفرینش انسانها است دستور دهد. و این مستلزم آن است که ایشان صلی الله علیه وسلم بر آنچه مردم را به آن فرا میخواند، استقامت داشته باشد؛ و آنچه را که به سوی آن دعوت میکند، به صورت مفصّل و مشروح بیان دارد؛ و خداوند را با صفات پاکش به مردم بشناساند، و او را از آنچه که سزاوار شکوهش نیست منزّه و پاک بدارد. و انواع عبودیت و بندگیها را برای مردم بیان کند؛ و از نزدیکترین راهی که انسان را به خدا میرساند دعوت کند؛ و به هر صاحب حقی، حقش را بدهد؛ و خالصانه برای خدا دعوت نماید، نه برای اینکه برای خودش جایگاهی بزرگ فراهم سازد. آنگونه که بسیاری از مردم دچار این مشکل میشوند، و در راه دعوت به سوی خود و تعظیم خویش دعوت میکنند. و همۀ اینها (﴿بِإِذۡنِهِۦ﴾) به فرمان خدای تعالی و امر و خواست و ارادۀ او انجام میگیرد. پنجم (﴿وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾) و اینکه او صلی الله علیه وسلم چراغی تابان و روشن است. و این بیانگر آن است که مردم در ظلمت و تاریکی بزرگی قرار داشتند، و هیچ نور و روشنایی وجود نداشت که به وسیلۀ آن در تاریکی راهیاب شوند، و هیچ دانشی نبود که با آن تاریکیها زدوده شود. تا اینکه خداوند پیامبر بزرگ را فرستاد، پس به وسیلۀ او این تاریکیها را روشن ساخت، و جاهلیتها را از بین برد، و علم و دانش جایگزین آن شد. و خداوند به وسیلۀ این پیامبر بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کرد. پس راه برای اهل استقامت روشن گردید، و آنها به دنبال این پیشوا حرکت کردند، و به وسیلۀ او خیر و شر را شناختند، و اهل سعادت را از اهل شقاوت تشخیص دادند، و در پرتو نور نبوت او، معبود حقیقی خود را با اوصاف پسندیده و کارهای درست و فرمانهای بجایش شناختند.
(47) (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا﴾) در اینجا بشارت داده شدگان را ذکر نمود، و آنها مؤمنان هستند. و هرگاه ایمان به تنهایی ذکر شود، اعمال صالح را نیز در بر دارد. و آنچه را که به آن مژده داده شدهاند نیز بیان کرد، و آن فضل بزرگ است، از قبیل: یاری شدن در دنیا و هدایت کردن قلبها و آمرزش گناهان و دور کردن مشکلات و فراوانی روزیهایی که به سوی آنان سرازیر شده است، و به دست آمدن نعمتهایی که شادی آور میباشند، و به دست آوردن رضایت پروردگارشان و پاداش او، و نجات از خشم و عذابش. و این چیزی است که موجب نشاطِ تلاش کنندگان میشود؛ زیرا وقتی پاداشی که خداوند برای کارهایشان قرار داده است بیان شود، با نشاطی بیشتر کار شایسته انجام میدهند، و از این برای درپیش گرفتن راه راست کمک میجویند. و این از جمله حکمتهای خداوند قانونگذار است. همانطور که در جایی که مردم را برحذر میدارد، کیفرهایی را که در نتیجۀ انجام کارهای ممنوع گریبانگیر آدمی میشود بیان مینماید تا اینگونه مردم را بر پرهیز از آنچه خدا حرام کرده است، یاری کند.
(48) و از آنجا که گروهی از مردم مانع دعوتگران راه خدا از قبیل: پیامبران و پیروانشان میباشند، و آنان عبارتند از منافقانی که به ظاهر ایمان آوردهاند اما در باطن کافرند، نیز کافران فاجری که در ظاهر و باطن کافرند، به همین جهت خداوند پیامبرش را از اطاعت و فرمانبرداری از این دو گروه، نهی و برحذر داشت، و فرمود: (﴿وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾) در هر فرمانی که تو را از راه خدا باز میدارد، از کافران و منافقان اطاعت مکن. اما این اقتضا نمیکند که مورد اذیّت و آزار قرار بگیرند، بلکه فقط از آنها پیروی مکن، (﴿وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ﴾) و از اذیت و آزارشان در گذر؛ چون وقتی آنها را آزار ندهی، این عمل آنان را جذب مینماید، و سبب میشود تا اسلام را بپذیرند، و از بسیاری از آزارهایی که به پیامبر و خانوادهاش میرسانند دست بکشند. (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ ﴾) و در راستای کامل نمودن کار خودت و خوار نمودن دشمنانت بر خداوند توکل کن، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا﴾) و خداوند به عنوان کارساز بس است، و کارهای مهم را به او بسپار که آنها را انجام میدهد و برای بندهاش آسان میگرداند.
33:49Page 424
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمۡ عَلَيۡهِنَّ مِنۡ عِدَّةٖ تَعۡتَدُّونَهَاۖ فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا ٤٩
O you who have believed, when you marry believing women and then divorce them before you have touched them [i.e., consummated the marriage], then there is not for you any waiting period to count concerning them. So provide for them and give them a gracious release.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون زنان مؤمن را نکاح کرديد و پيش از، آنکه با آنها نزديکي کنيد طلاقشان گفتيد ، شما را بر آنها عده اي نيست که به سر آرند پس آنان را برخوردار کنيد و به نيکوترين وجه رهايشان کنيد.
(49) خداوند متعال مؤمنان را خبر میدهد که هر گاه با زنان مؤمن ازدواج کردند، سپس پیش از آنکه با آنها همبستر شوند، طلاقشان دادند، عدّهای ندارند که شوهرانشان بر آنها بشمارند. و دستور داد که در این صورت به آنها کالایی بدهند تا موجب تسکین خاطرشان شود، و از آنان به گونهای محترمانه و زیبا جدا شوند، بدون اینکه با همدیگر جدال نمایند و یکدیگر را ناسزا بگویند. و از این آیه بر میآید که طلاق بعد از ازدواج است، پس اگر کسی زنی را قبل از ازدواج طلاق داد، یا طلاقش را معلق به ازدواجش کرد، چنین طلاقی واقع نمیشود؛ چون خداوند متعال فرموده است: (﴿إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ﴾) هنگامی که با زنان مؤمن ازدواج کردید، سپس ایشان را طلاق دادید. پس خداوند طلاق را بعد از ازدواج قرار داده است؛ بنابراین قبل از ازدواج، محلّی برای طلاق وجود ندارد. و چون طلاق که جدایی و تحریم کامل است قبل از ازدواج واقع نمیگردد، تحریم ناقص که به سبب ظهار یا ایلاء و امثال آن پیش میآید، به طریق اولی قبل از ازدواج اعتبار ندارد و واقع نمیشود. و صحیحترین قول علما نیز همین است. و این نیز به جایز بودن طلاق اشاره میکند؛ چون خداوند از آن به عنوان کاری که مؤمنان انجام میدهند یاد کرده، و آنها را به خاطر این کارشان ملامت و نکوهش نکرده است. و نیز آیه آنها را به نام مؤمنان خطاب نموده است. هم چنین این آیه بر جایز بودن طلاق قبل از آمیزش دلالت مینماید. همانطور که در آیهای دیگر میفرماید:﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ مَا لَمۡ تَمَسُّوهُنَّ﴾ گناهی بر شما نیست اگر زنان را قبل از آنکه با آنها همبستر شوید، طلاق دهید. نیز آیه بر این دلالت میکند اگر زنی قبل از اینکه شوهرش با او همبستر گردد، طلاق داده شود، عدهای ندارد؛ بلکه به محض اینکه طلاق داده شود، میتواند ازدواج نماید، چون مانعی وجود ندارد. نیز آیه بر این دلالت میکند زنی که شوهرش با او همبستر شده است، اگر او را طلاق دهد، باید عدهاش سپری شود. و آیا منظور از «دخول» و «مس» آمیزش است آنطور که همۀ علما براین اجماع دارند؟ یا خلوت را نیز در بر میگیرد، گرچه شوهر با زنش همبستر نشود، آنگونه که خلفای راشدین به این فتوا دادهاند؟ البته نظر درست همین است. و هرگاه زن و شوهر به خلوت نشستند، چه شوهر همبستر شود یا نه، در صورت طلاق، گذراندن عده بر زن واجب است. و آیه بر این دلالت مینماید زنی که قبل از آنکه شوهرش با او آمیزش کند، اگر طلاق داده شود، باید چیزی به عنوان متعه به او داده شود، و این بستگی به توان شوهر دارد، که فرد ثروتمند به اندازۀ تواناییاش، و فرد فقیر به اندازۀ استطاعتش باید هدیۀ مناسبی به زن بدهد. اما این وقتی است که برای زن مهریه مقرر نشده باشد. و اگر مهریۀ مقرری داشته باشد و قبل از همبستر شدن او را طلاق دهد، باید نصف مهریه را بدهد، و همین بهجای متعه کفایت میکند. و آیه این مطلب را نیز بیان میدارد که هر کس قبل از آمیزش یا بعد از آن همسرش را طلاق دهد، باید این جدایی به صورت زیبا و نیکو باشد؛ و هریک دیگری را بستاید، و نباید این جدایی به صورت زشت صورت بگیرد؛ چون اگر جدایی به صورت زشت انجام شود، هریک دیگری را به شدّت مورد انتقاد و توهین قرار میدهد. همچنین آیه بر این مطلب دلالت مینماید که عدّه حق شوهر است، چون میفرماید: (﴿فَمَا لَكُمۡ عَلَيۡهِنَّ مِنۡ عِدَّةٖ﴾) شما بر آنها عدهای ندارید. مفهوم این دلالت مینماید که اگر بعد از همبستر شدن زنش را طلاق داد، شوهر بر زن عدهای دارد. و نیز آیه بر این نکته دلالت میکند که غیر زنانی که شوهرانشان با آنها همبستر نشدهاند ـاز قبیل زنانی که به علّت مرگ شوهرانشان از آنان جدا شدهاند، و یا زنانی که در قید حیات شوهرانشان [در قالب شرع] محکوم به جدایی از هم شدهاندـ باید عدّه را سپری کنند.
33:50Page 424
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ أَزۡوَٰجَكَ ٱلَّٰتِيٓ ءَاتَيۡتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّٰتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ ٱلَّٰتِي هَاجَرۡنَ مَعَكَ وَٱمۡرَأَةٗ مُّؤۡمِنَةً إِن وَهَبَتۡ نَفۡسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنۡ أَرَادَ ٱلنَّبِيُّ أَن يَسۡتَنكِحَهَا خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۗ قَدۡ عَلِمۡنَا مَا فَرَضۡنَا عَلَيۡهِمۡ فِيٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ لِكَيۡلَا يَكُونَ عَلَيۡكَ حَرَجٞۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا ٥٠
O Prophet, indeed We have made lawful to you your wives to whom you have given their due compensation1 and those your right hand possesses from what Allāh has returned to you [of captives] and the daughters of your paternal uncles and the daughters of your paternal aunts and the daughters of your maternal uncles and the daughters of your maternal aunts who emigrated with you and a believing woman if she gives herself to the Prophet [and] if the Prophet wishes to marry her; [this is] only for you, excluding the [other] believers. We certainly know what We have made obligatory upon them concerning their wives and those their right hands possess, [but this is for you] in order that there will be upon you no discomfort [i.e., difficulty]. And ever is Allāh Forgiving and Merciful.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ اي پيامبر ، ما زناني را که مهرشان را داده اي و آنان را که به عنوان ، غنايم جنگي که خدا به تو ارزاني داشته است مالک شده اي و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داييها و دختر خاله هاي تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کرديم ، و نيز زن مؤمني را که خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زني گيرد اين حکم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما مي دانيم در باره زنانشان و کنيزانشان چه حکمي کرده ايم ، تابراي تو مشکلي پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است.
(50) خداوند بر پیامبر منّت مینهد که آنچه را برای دیگران حلال نموده، برای او هم حلال کرده است؛ پس مؤمنان در چیزهایی با او مشترکاند، و برخی ویژۀ او هستند. پس فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ أَزۡوَٰجَكَ ٱلَّٰتِيٓ ءَاتَيۡتَ أُجُورَهُنَّ﴾) ای پیامبر! ما برای تو همسرانت را حلال کردهایم، آنان که مهریهشان را پرداختهای. و این چیزی است که بین او و مؤمنان مشترک است؛ و مؤمنان نیز زنانی که مهریهشان را دادهاند، برایشان حلالاند. (﴿وَمَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ﴾) همچنین برایت حلال گردانیدهایم کنیزانی را که خدا در جنگ بهرۀ تو ساخته، و در ملک یمین تو قرار دارند؛ و بردگان و افراد آزادی که از کافران به غنیمت گرفتهای -پس آنهایی که شوهر دارند و آنهایی نیز که شوهر ندارند- برایت حلالاند. این حکم نیز بین پیامبر و مؤمنان مشترک است. و از جملۀ احکام مشترک این است که (﴿وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّٰتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ﴾) ازدواج با دختر عمو و دختر عمّه و دختر دایی و دختر خاله برای شما جایز است که شامل دختران عمو و دایی و خاله و عمّۀ دور و نزدیک میشود. و زنان حلال فقط اینها هستند. و از مفهوم آن چنین استنباط میشود که علاوه بر اینها دیگر زنان خویشاوند حلال نیستند آن طور که در سورۀ «نساء» گذشت، و از میان زنانی که با انسان نسبت نزدیک دارند، ازدواج فقط با همین چهار مورد و فرزندانشان جایز و حلال است، و به غیر از زنان خویشاوندی که از آنها نام برده شد، هر زن خویشاوند دیگری [که با آدمی ارتباط نَسَبی داشته باشد] حرام است، و آن عبارت است از زنان فروع به طور مطلق؛ یعنی دختر و دختر فرزندان هر اندازه که دور شود، نیز زنان اصول به طور مطلق؛ یعنی مادر و مادر بزرگ پدری و مادری هر اندازه که بالا روند. نیز زنان فروع پدر و مادر؛ یعنی خواهر و دخترِ برادر و خواهر هرچند که دور شوند. نیز فروع کسانی که از حیث نَسَبی بالاتر از کسانی است که از آنها نام بردیم؛ از قبیل پدر بزرگها و مادر بزرگها، و فروع آنها از قبیل خالهها و عمّهها. بنابراین خالهها و عمّهها نیز به طور مطلق حرام میباشند. (﴿ٱلَّٰتِي هَاجَرۡنَ مَعَكَ﴾) آنهایی که با تو هجرت کردهاند. این آیه به دو صورت تفسیر شده است؛ تفسیر صحیح از آن دو این است که میگوید: هجرت کردن این زنان قیدی بوده است که ازدواج پیامبر صلی الله علیه وسلم با آنانرا صحیح گردانده است، اما معلوم است که برای غیر پیامبر، هجرت، قید صحت ازدواج نمیباشد. (﴿وَٱمۡرَأَةٗ مُّؤۡمِنَةً إِن وَهَبَتۡ نَفۡسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنۡ أَرَادَ ٱلنَّبِيُّ أَن يَسۡتَنكِحَهَا﴾) و برای تو حلال نمودهایم زن مؤمنیرا که خودرا به پیامبر ببخشد. پس به محض اینکه خودرا به پیامبر بخشید، برای او حلال است که او را به همسری بپذیرد؛ یعنی به خواست و علاقۀ پیامبر بستگی دارد. (﴿خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِين﴾) جایز بودن ازدواج با زنی که خودش را به پیامبر میبخشد، ویژۀ پیامبر است، و برای مؤمنان چنین چیزی جایز نیست. و اگر زنی خود را به مؤمنی بخشید، برایش حلال نمیشود. (﴿قَدۡ عَلِمۡنَا مَا فَرَضۡنَا عَلَيۡهِمۡ فِيٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ﴾) به درستی که دانستهایم چه زنان و کنیزانی در قالب زناشویی برای اهل ایمان حلال هستند، و چه زنان و کنیزانی برای آنان حلال نمیباشند؛ نیز میدانیم در این باره چه چیزی بر اهل ایمان واجب است، و آنان را بر این موضوع آگاه ساختهایم، و آنچه را که پایبندیِ به آن واجب است بیان نمودهایم. پس ای محمد! چیزی که در این آیه مخالف دستوراتی است که برای اهل ایمان مقرر داشتهایم، ویژۀ شماست؛ چون خداوند در این آیه فقط پیامبر را مورد خطاب قرار داده است. چرا که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ﴾)، و فرموده است: (﴿خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِين﴾) ای پیامبر! چیزهایی را برای تو حلال و جایز نمودهایم که برای مؤمنان حلال و جایز نیست. و به آن اندازه که قضیه را برای تو راحت و آسان قرار دادهایم، دست دیگران را تا آن اندازه باز نگذاشتهایم، (﴿لِكَيۡلَا يَكُونَ عَلَيۡكَ حَرَجٞ﴾) تا حرجی برتو نباشد، و این توجه بیشتر خداوند به پیامبرش صلی الله علیه وسلم است. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خداوند آمرزندۀ مهربان است؛ یعنی همواره آمرزنده و مهربان است. و به اقتضای حکمت خویش و به اندازهای که بندگان اسباب آمرزش و رحمت او را فراهم آورند، خداوند از مغفرت و احسان خویش بر آنان فرو میفرستد.
33:51Page 425
۞ تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ وَتُـٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُۖ وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكَۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡيُنُهُنَّ وَلَا يَحۡزَنَّ وَيَرۡضَيۡنَ بِمَآ ءَاتَيۡتَهُنَّ كُلُّهُنَّۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمٗا ٥١
You, [O Muḥammad], may put aside whom you will of them1 or take to yourself whom you will. And any that you desire of those [wives] from whom you had [temporarily] separated - there is no blame upon you [in returning her]. That is more suitable that they should be content and not grieve and that they should be satisfied with what you have given them - all of them. And Allāh knows what is in your hearts. And ever is Allāh Knowing and Forbearing.
تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا ؛ از زنان خود هر که را خواهي به نوبت مؤخردار و هر که را خواهي با خود، نگه دار و اگر از آنها که دور داشته اي يکي را بطلبي بر تو گناهي نيست در اين گزينش و اختيار بايد که شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزاني مي داري بايد که خشنود گردند و خدا مي داند که در دلهاي شما چيست و خداست که دانا و بردبار است.
(51) این نیز از جملۀ رحمت خداوند بر پیامبرش میباشد که تقسیم اوقات بین زنانش را بر او واجب نگرداند، بلکه اگر این کار را بکند احسانی است از جانب او. و با وجود اینکه خداوند این کار را بر او واجب نکرده بود، اما او تلاش میکرد که در همۀ موارد، رفتاری برابر با زنانش داشته باشد، و میگفت:«بار خدایا! این تقسیم در رابطه با چیزهایی است که در توان و اختیارم میباشد؛ پس در مورد آنچه که در اختیار من نیست، مرا ملامت مکن.» پس خداوند در اینجا فرمود: (﴿تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ﴾) هر یک از زنانت را که بخواهی، میتوانی موعد همخوابگیاش را به تأخیر بیندازی و شب را نزد او نباشی. (﴿وَتُٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُ﴾) و میتوانی هر کدام را که بخواهی، نزد خود جای بدهی و شب را پیش او بگذرانی. (﴿وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكَ﴾) و اختیار در دست تو میباشد، و اگر زنی را که از وی کناره گرفتهای باز نزد خود آوری، گناهی بر تو نیست. بسیاری از مفسّرین گفتهاند: این حکم ویژۀ زنانی است که خود را به پیامبر بخشیدهاند که پیامبر اختیار دارد از آنها کسی را نزد خود جای بدهد و بپذیرد، و هرکس را که نخواهد نپذیرد. سپس حکمت این امر را بیان نمود و فرمود: (﴿ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡيُنُهُنَّ وَلَا يَحۡزَنَّ وَيَرۡضَيۡنَ بِمَآ ءَاتَيۡتَهُنَّ كُلُّهُنَّ﴾) لحاظ نمودن اختیار برای تو، و تبرع و احسانی که از جانب تو به آنان میرسد، موجب میشود دیدگانشان روشن گردد و اندوه نخورند، و همۀ آنان به قسمتی که برای آنها قرار دادهای راضی و خشنود باشند؛ چون آنها میدانند که تو امر واجبی را ترک نکرده، و در ادا کردن حقی که بر تو لازم باشد کوتاهی نورزیدهای. (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمۡ﴾) و خداوند میداند آنچه را که در دلهای شماست؛ یعنی آنچه را که به هنگام ادای حقوق واجب و مستحب به دلهای شما وارد میشود، و آنچه به هنگام ادای حقوق به دلهایتان خطور میکند، میداند. بنابراین خداوند حکم را برای تو آسان نمود تا دلهای همسرانت آرام گیرد. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمٗا﴾) و خداوند دانای بردبار است؛ یعنی دانایی و آگاهی او گسترده میباشد، و بردباریاش فراوان است. و از جمله دانایی و آگاهیاش این است که چیزهایی را برایتان مشروع نموده است که به صلاح امورتان میباشد، و پاداش شما را بیشتر میگرداند. و از جمله بردباریاش این است که شما را به سبب آنچه که از شما سرزده است، مؤاخذه نمیکند؛ و شما را بهخاطر شری که دلهایتان بر آن اصرار میورزد، مؤاخذه نمینماید.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences