As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Saba 34:46–54
34:46–50Page 433
۞ قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُواْۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا نَذِيرٞ لَّكُم بَيۡنَ يَدَيۡ عَذَابٖ شَدِيدٖ ٤٦
Say, "I only advise you of one [thing] - that you stand for Allāh, [seeking truth] in pairs and individually, and then give thought." There is not in your companion any madness. He is only a warner to you before a severe punishment.
قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ فَهُوَ لَكُمۡۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ ٤٧
Say, "Whatever payment I might have asked of you - it is yours. My payment is only from Allāh, and He is, over all things, Witness."
قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ ٤٨
Say, "Indeed, my Lord projects the truth, Knower of the unseen."
قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَمَا يُبۡدِئُ ٱلۡبَٰطِلُ وَمَا يُعِيدُ ٤٩
Say, "The truth has come, and falsehood can neither begin [anything] nor repeat [it]."1
قُلۡ إِن ضَلَلۡتُ فَإِنَّمَآ أَضِلُّ عَلَىٰ نَفۡسِيۖ وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ فَبِمَا يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٞ قَرِيبٞ ٥٠
Say, "If I should err, I would only err against myself. But if I am guided, it is by what my Lord reveals to me. Indeed, He is Hearing and near."
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ؛ بگو : شما را به يک چيز اندرز مي دهم : يک يک و دو دو براي خدا قيام کنيد سپس بينديشيد ، تا بدانيد که در يار شما ديوانگيي نيست اوست که شما را از آمدن عذابي شديد مي ترساند. قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ؛ بگو : هر مزدي که از شما طلبيده ام ، از آن خودتان باد مزد من تنها برعهده خداست اوست که بر هر کاري ناظر است. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ؛ بگو : پروردگار من الهامبخش سخن حق است داناي غيبهاست. قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ؛ بگو : حق فراز آمد و باطل نماند و ياراي بازگشتنش نيست. قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ؛ بگو : اگر، من گمراه شوم زيانش بر من است ، و اگر به راه هدايت روم بدان سبب است که پروردگار من به من وحي مي کند او شنوا و نزديک است.
(46) (﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍ﴾) ای پیامبر! به این تکذیب کنندگان که حق را تکذیب و آن را مورد عیب جویی قرار میدهند، و حامل آن را نیز طعنه میزنند، بگو: من شما را فقط به یک خصلت نصیحت میکنم، و شما را به آن راهنمایی مینمایم که آن را در پیش بگیرید؛ و آنچه شما را بدان میخوانم، راهی میانه و دادگرانه است؛ و شما را به این فرا نمیخوانم که از سخن من پیروی کنید. من نمیگویم گفتۀ خودتان را بدون سبب رها کنید، [بلکه از روی فکر و اندیشه از آن دست بردارید]. و آنچه شما را به آن فرا میخوانم این است: (﴿أَن تَقُومُواۡ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ﴾) که با همّت و نشاط و اراده، برای پیروی از حقیقت و درستی و یگانه پرستی به پا خیزید و با همدیگر بنشینید و در این باره به گفتگو بپردازید؛ و به تنهایی در این مورد فکر کنید، و هریک خویشتن را مورد خطاب قرار دهد. و به تنهایی یا دو نفر دو نفر برای خدا برخیزید، و اندیشۀ خود را به کار بندید، و در احوال پیامبرتان فکر کنید که آیا این پیامبر دیوانه است، و در سخن و هیئت و صفت او دیوانگی وجود دارد؟ یا اینکه او پیامبری راستگوست که شما را از آنچه به زیانتان است برحذر میدارد، و شما را از عذاب سختی که پیش رو دارید میترساند؟ پس اگر کافران این موعظه و اندرز را پذیرفتند و آن را به کار گرفتند، برای آنها بیش از دیگران مشخص و روشن خواهد شد که پیامبر دیوانه نیست؛ چون هیئت او مانند هیئت دیوانگان نمیباشد، و مانند دیوانهها حالتهایی چون خفگی و نگاه حیرت زده به او دست نمیدهد، بلکه او دارای بهترین حالتهاست، و حرکاتش بسیار بزرگوارانه میباشد، و او از همۀ مخلوقات از نظر ادب و وقار و فروتنی بالاتر و کاملتر است، و چنین ادب و وقاری جز شایستۀ مردان خردمند نمیباشد؛ و هرگاه آنها در سخنِ شیوا و فصیح او بنگرند، کلماتش را زیبا مییابند که دلها را سرشار از آرامش و ایمان مینماید، و نفسها را تزکیه و دلها را پاک میگرداند؛ سخنانی که آدمی را به اخلاق نیک وا میدارد، و از زشتیها دور میگرداند. و متوجه خواهند شد که سخنش آنچنان متین و شیرین است که از هیبت و بزرگداشت آن چشمها به وی خیره میشوند. پس آیا این چنین سخنانی، با یاوه گویی و هذیان دیوانگان و عربده کشیدن آنها مشابهتی دارد؟! پس هر کس در حالات پیامبر تفکّر کند و هدفش این باشد که بداند آیا او پیامبر خداست یا نه -خواه این فرد به تنهایی یا به همراه کسی دیگر در این مورد بیندیشد- به یقین باور خواهد کرد که او پیامبر برحق و راستگوست، به خصوص افرادی که مخاطب قرآن و همنشین پیامبر هستند، و از همه چیز او آگاه میباشند.
(47) مانعی دیگر که سبب میشود مردم از دعوتگر حق پیروی نکنند آن است که دعوتگر اموال کسانی را بگیرد که دعوتش را میپذیرند، و پاداش و مزد دعوت خویش را از آنها طلب کند. پس خداوند پاک بودن پیامبرش را از چنین چیزی بیان نمود و فرمود: (﴿قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ﴾) بگو: در برابر پیروی نمودنتان از حق، پاداشی از شما نمیخواهم، (﴿فَهُوَ لَكُمۡ﴾) و اگر به فرض، از شما درخواست پاداش نیز کرده باشم، شما را شاهد میگیرم که آن را نمیخواهم و آن برای خودتان؛ چرا که (﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ﴾) پاداش و مزد من بر عهدۀ خداوند است، و او به آنچه که به سوی آن فرا میخوانم کاملاً آگاه است. پس اگر من دروغ گفته باشم، او مرا کیفر خواهد داد. و نیز خداوند بر عمل شما گواه است، و آن را برایتان ثبت و ضبط مینماید، سپس شما را بر آن مجازات خواهد کرد.
(48) وقتی دلایلی را که بر صحت حق و پوچ بودن باطل دلالت میکنند بیان نمود، خبر داد که سنت و عادت الهی بر آن است که (﴿يَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ﴾) حق را به جان باطل اندازد، و به وسیلۀ حق، باطل را در هم شکند. حقی که در اینجا خداوند بیان نموده، و به وسیلۀ آن گفتههای تکذیبکنندگان را رد کرده است، مایۀ عبرتی است برای عبرت آموزان، و نشانهایست برای آنهایی که میاندیشند. و همانطور که میبینی، گفتههای تکذیبکنندگان مضمحل گردید، و دروغ و عنادشان روشن شد، و حق آشکار گردید، و باطل از بین رفت، و این بهخاطر بیان و روشنگری (﴿عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ﴾) خداوندی است که دانای پنهانیهاست، و وسوسهها و شبهاتی را که در دلهاست میداند، و حجتهایی را که به وسیلۀ آن با وسوسهها و شبهات مقابله میشود میداند.
(49) پس بندگانش را به آن آگاه مینماید و برایشان بیان میدارد. (﴿قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ﴾) بگو: حق آشکار و روشن گردیده و چون خورشید نمایان و روشن شده و قدرت آن آشکار شده است، (﴿وَمَا يُبۡدِئُ ٱلۡبَٰطِلُ وَمَا يُعِيدُ﴾) و باطل نابود گشته و از بین رفته، و قدرتش از هم پاشیده است؛ پس نمیتواند چیز جدیدی را آغاز نماید و گذشته را برگرداند.
(50) از آنجا که حق به سبب دعوت پیامبر روشن گردید، و کسانی که آن را تکذیب میکردند حق را به گمراهی متهم نمودند؛ خداوند آنها را از حق خبر داد و برایشان روشن گرداند، و ناتوانی آنها را از رویارویی با حق بیان داشت، و به آنها خبر داد که متهم کردن حق به گمراهی، زیانی به آن نمیرساند، و نمیتواند جلوی آنچه را که پیامبر آورده است بگیرد. و اگر پیامبر گمراه باشد ـ که ایشان بسی از این مسئله پاک و مبرّا هستند، اما بر سبیل تنزل در مجادله و مدارا با خصم ـ به زیان خودش گمراه میشود، و زیان آن فقط به خودش بر میگردد و به دیگران نمیرسد. (﴿وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ﴾) و اگر من راهیاب باشم، به قدرت و توان خودم نیست، بلکه هدایت من بدان سبب است که (﴿يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓ﴾) چیزهایی از پروردگارم به من وحی میگردد. پس جوهرۀ هدایت من، وحی الهی است، همانطور که محور هدایت دیگران نیز میباشد. بیگمان، پروردگارم، (﴿سَمِيعٞ قَرِيبٞ﴾) همۀ گفتهها و صداها را میشنود؛ و هر کس او را بخواند و از او بخواهد و وی را بندگی کند، او به وی نزدیک است.
34:51–54Page 434
وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ فَزِعُواْ فَلَا فَوۡتَ وَأُخِذُواْ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ ٥١
And if you could see1 when they are terrified but there is no escape, and they will be seized from a place nearby.
وَقَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِۦ وَأَنَّىٰ لَهُمُ ٱلتَّنَاوُشُ مِن مَّكَانِۭ بَعِيدٖ ٥٢
And they will [then] say, "We believe in it!" But how for them will be the taking1 [of faith] from a place far away?2
وَقَدۡ كَفَرُواْ بِهِۦ مِن قَبۡلُۖ وَيَقۡذِفُونَ بِٱلۡغَيۡبِ مِن مَّكَانِۭ بَعِيدٖ ٥٣
And they had already disbelieved in it before and would assault1 the unseen from a place far away.2
وَحِيلَ بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ مَا يَشۡتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشۡيَاعِهِم مِّن قَبۡلُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ فِي شَكّٖ مُّرِيبِۭ ٥٤
And prevention will be placed between them and what they desire,1 as was done with their kind before. Indeed, they were in disquieting doubt [i.e., denial].
وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ؛ اگر ببيني ، آنگاه که سخت بترسند و رهاييشان نباشد و از مکاني نزديک گرفتارشان سازند . وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ؛ گويند : اينک به رسول ايمان آورديم اما از آن جاي دور چسان به آن دست يابند ? وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ؛ پيش از اين به او کافر شده بودند و به گمان خويش به او تهمت مي زدند. وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِيبٍ؛ ميان آنها و آن آرزو که دارند جدايي افتاد همچنان که با ديگران که چنين مي انديشيدند و سخت در ترديد بودند ، نيز چنين شد.
(51) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ﴾) ای پیامبر! و ای کسی که در جای ایشان قرار گرفتهای! اگر حالت این تکذیب کنندگان را ببینی ـ (﴿إِذۡ فَزِعُواۡ﴾) آنگاه که عذاب را، و آنچه را که پیامبران از آن خبر داده، و آنچه را که تکذیب کردهاند ببینند، به وحشت میافتند ـ حالتی وحشتناک و منظرهای هولناک را خواهی دید. و این زمانی است که به عذاب گرفتار میشوند. (﴿فَلَا فَوۡتَ﴾) پس آنها راه گریزی ندارند، (﴿وَأُخِذُواۡ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ﴾) و از مکانی نزدیک گرفتار میشوند؛ یعنی گرفتار شدنشان از محل عذاب دور نیست؛ بلکه آنها گرفته شده، سپس در آتش انداخته میشوند.
(52) (﴿وَقَالُوٓاۡ ءَامَنَّا بِهِۦ﴾) و در این حالت خواهند گفت: به خداوند ایمان آورده، و آنچهرا که تکذیب کردهایم تصدیق میکنیم. ولی (﴿وَأَنَّىٰ لَهُمُ ٱلتَّنَاوُشُ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) چگونه دسترسی به ایمان، از راهی دور ممکن است؟! فاصلۀ زیادی میان آنها و ایمان حایل گشته، و رسیدن به ایمان در آن حالت غیر ممکن است؛ و اگر آنها به موقع ایمان میآوردند، ایمانشان پذیرفته میشد. (﴿وَقَدۡ كَفَرُواۡ بِهِۦ مِن قَبۡلُۖ وَيَقۡذِفُونَ﴾) ولی آنها پیش از این به آن کفر ورزیدند.
(53)((بِٱلۡغَيۡبِ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) و از مکانی دور، غیب را با باطل خود هدف قرار میدهند تا حق را نابود کنند؛ اما راهی برای رسیدن به این هدف نیست، همانطور که فردی که از دور تیر اندازی میکند، به هدف نمیزند. پس امکان ندارد که باطل بر حق چیره شود یا آن را دور نماید، بلکه باطل زمانی قدرت خواهد داشت که حق در میان نباشد؛ اما هر گاه حق آشکار گردد و به مقابلۀ با باطل بپردازد، آن را نابود و ریشهکن خواهد کرد.
(54) (﴿وَحِيلَ بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ مَا يَشۡتَهُونَ﴾) و میان آنها و لذتهایی که میخواستند، و فرزندان و اموال و لشکریانشان جدایی افکنده شد؛ و آنها با اعمال خود تنها میمانند، همانطور که تنهایی به دنیا آمدند، و نعمتهایی را که به آنان داده شده بود پشت سر خود میگذارند. (﴿كَمَا فُعِلَ بِأَشۡيَاعِهِم مِّن قَبۡلُ﴾) همانطور که با امّتهای گذشته -بدانگاه که هلاک شدند- چنین عمل گردید؛ و میان آنها و آنچه دوست داشتند، جدایی افکنده شد. (﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ فِي شَكّٖ مُّرِيبِۢ﴾) بدون شک، آنها در شکی بزرگ بودند که همواره در دلهایشان اضطراب و تردید را به وجود میآورد. پس ایمان نیاوردند و بر نگشتند آنگاه که از آنها خواسته شد از بدیها برگردند و توبه نمایند.
پایان تفسیر سوره سبأ. شکر و سپاس و منت و فضل برای خداست؛ اوست یاری رسان؛ بر او باید توکل نمود و به او تکیه و اعتماد داشت.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences