As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Fatir 35:15–35
35:15–18Page 436
۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ ١٥
O mankind, you are those in need of Allāh, while Allāh is the Free of need, the Praiseworthy.
إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ ١٦
If He wills, He can do away with you and bring forth a new creation.
وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ ١٧
And that is for Allāh not difficult.
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ وَإِن تَدۡعُ مُثۡقَلَةٌ إِلَىٰ حِمۡلِهَا لَا يُحۡمَلۡ مِنۡهُ شَيۡءٞ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰٓۗ إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَۚ وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفۡسِهِۦۚ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ ١٨
And no bearer of burdens will bear the burden of another. And if a heavily laden soul calls [another] to [carry some of] its load, nothing of it will be carried, even if he should be a close relative. You can only warn those who fear their Lord unseen and have established prayer. And whoever purifies himself only purifies himself for [the benefit of] his soul. And to Allāh is the [final] destination.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ اي مردم ، همه شما به خدا نيازمنديد اوست بي نياز و ستودني. إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ؛ اگر، بخواهد ، شما را از ميان مي برد و مردمي تازه مي آورد. وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ؛ و اين کار بر خدا دشوار نيست. وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ؛ هيچ کس بار گناه ديگري را بر دوش نکشد و اگر گرانباري کسي را به حمل کردن بار خود فرا خواند ، هر چند خويشاوند او باشد ، از حمل آن سر باز زند تو فقطکساني را مي ترساني که از پروردگارشان ، ناديده ، بيمناکند ونماز مي گزارند و هر که پاک شود براي خود پاک شده و سرانجام همه به سوي خداست.
(15) خداوند همۀ مردم را مورد خطاب قرار داده است، و حالت و وضعیّت آنها را برایشان بیان میدارد و میفرماید: همۀ شما از هر جهت به خدا نیازمند هستید. انسانها در به وجود آمدنشان به خدا نیاز دارند که اگر خداوند آنها را به وجود نمیآورد، به وجود نمیآمدند. و در مسلح شدن به قدرت و اعضا و جوارح، به او نیاز دارند که اگر خداوند آنها را آماده نمیساخت، آمادگی انجام هیچ کاری را نداشتند. و در بهدست آوردن روزیها و نعمتهای ظاهری و باطنی به او نیازمندند. پس اگر فضل و احسان خدا نبود و کارها را آسان نمیکرد، این روزی و نعمتها را بهدست نمیآوردند. و در دور شدن مصیبتها و بدیها از خویشتن، و دور شدن سختیها و رنجها به خداوند نیاز دارند. پس اگر خداوند سختیها را از آنها دور نمیکرد و مشکلاتشان را حل نمینمود، همواره به ناگواریها و سختیها گرفتار میآمدند. و در پرورش یافتن و تدبیر امورشان، به او نیاز دارند. در عبادت کردن خدا و دوست داشتن او و تعبّد و اخلاص بندگی برای خدا نیز به او نیاز دارند؛ چرا که اگر خداوند این توفیق را به آنها نمیداد، هلاک میگشتند، و ارواح و دلها و احوالشان فاسد میگشت. و در آموختن آنچه نمیدانند، و عمل کردن به آنچه که به صلاح و نفع آنهاست، به خدا نیازمندند، که اگر خداوند به آنها یاد نمیداد، نمیآموختند. و اگر توفیق او نبود، کار و اموراتشان سامان نمییافت. پس آنها از هر جهت به او نیاز دارند؛ خواه گوشهای از انواع این نیازمندیها را درک کنند یا درک نکنند. ولی کسی موفق است که همواره و در همۀ حالات دینی و دنیوی خویش، نیازمندیاش را ابراز نماید؛ و در برابر خداوند فروتنی و زاری کند؛ و از او بخواهد که وی را به اندازۀ یک چشم به هم زدن نیز به خودش نسپارد؛ و او را در همۀ کارهایش یاری کند. و این مفهوم را همواره به خاطر داشته باشد. پس چنین کسی، سزاوار است که از جانب پروردگار و معبودش که از مادر مهربانتر است یاری شود. (﴿وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾) و خداوند بینیاز و ستوده است، و از هر جهت دارای غنا و بینیازیِ کامل است. پس او به آنچه بندگانش محتاج و نیازمندند نیازی ندارد؛ چون صفات او کاملاند، و همۀ صفات او صفات کمال هستند. و از جمله توانگری و بینیازی خداوند این است که مردم را در دنیا و آخرت بینیاز میگرداند؛ و در ذات و نامهایش ستوده است؛ چون نامهای او «حسنی» در اوج زیبایی و جمال میباشد، و در صفاتش نیز ستوده است، چون صفات او «علیا» در اوج والایی میباشد، و در کارهایش نیز ستوده است؛ زیرا کارهای او سرشار از فضل و نیکی و عدالت و حکمت و رحمت است؛ همچنین در اوامر و نواهیاش ستوده است، پس او به خاطر صفات پسندیدهای که دارد، و به خاطر افعال و اوامر و نواهیای که از ایشان صادر میشود، ستوده است، و در توانگری و بینیازیاش و در ستایش و حمد خویش نیز ستوده میباشد.
(16) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که ای مردم! اگر خداوند بخواهد، شما را از میان برمیدارد و مردمانی دیگر را جایگزین شما میسازد که از شما بیشتر از خداوند اطاعت و فرمانبرداری میکنند. در اینجا خداوند انسانها را به هلاک ساختن و نابود کردن تهدید کرده است، و اینکه مشیّت و خواست خداوند بر این امر تواناست. و احتمال دارد که منظور از این، اثبات رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ باشد، و اینکه مشیّت الهی در هر چیزی نافذ است و شما را پس از مردنتان دوباره زنده میگرداند و آفرینش تازه به شما میدهد؛ اما برای آن وقت، زمانی است که خداوند مقدّر کرده است؛ و آن مدّت مقرر، پس و پیش نخواهد شد.
(17) (﴿وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ﴾) و این کار بر خداوند دشوار نیست؛ یعنی ناممکن نیست، و این کار فراتر از توان او نمیباشد.
(18) و آنچه را که بعد از آن بیان نمود، بر معنی اخیر دلالت مینماید: (﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾) و در روز قیامت هرکس طبق عمل خودش مورد سزا و جزا قرار میگیرد، و هیچ کس بار گناه کسی دیگر را به دوش نمیکشد. (﴿وَإِن تَدۡعُ مُثۡقَلَةٌ إِلَىٰ حِمۡلِهَا﴾) و اگر انسانی که بار گناهانش سنگین است، از کسی دیگر کمک بخواهد تا برخی از گناهانش را بردارد، (﴿لَا يُحۡمَلۡ مِنۡهُ شَيۡءٞ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰٓ﴾) چیزی از بار گناهانش برداشته نمیشود، اگرچه خویشاوند باشد. پس هیچ خویشاوندی بار خویشاوندی دیگر را برنمیدارد. بنابراین آخرت همانند دنیا نیست که دوست، دوست خود را یاری کند، بلکه در روز قیامت انسان آرزو میکند که ای کاش بر کسی حقی داشت گرچه این حق بر پدر ومادر و خویشاوندانش باشد. (﴿إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) تو تنها کسانی را میترسانی که از پروردگارشان در نهان میترسند، و نماز را بر پای میدارند؛ یعنی اینها هستند که بیم دادن را میپذیرند و از آن بهرهمند میشوند. اینها کسانی هستند که در نهان و آشکار از خداوند میترسند. اینها کسانی هستند که نماز را با حدود و شرایط و ارکان و واجباتش و با خشوع میخوانند؛ چون ترس از خدا مقتضی آن است که بنده آنچه را که در صورت ضایع کردنش ترس آن میرود دچار عقاب گردد، ضایع نکند؛ نیز مقتضی آن است تا از کاری دوری ورزد که با مرتکب شدن آن، ترس آن میرود دچار عذاب گردد. و نماز آدمی را به خیر و خوبی فرا میخواند، و از زشتی و منکر باز میدارد. (﴿وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفۡسِهِۦ﴾) و هر کس با پاک داشتن خود از عیبها از قبیل: ریا و تکبر و دروغ و فریبکاری و مکر و نفاق و امثال آن خود را از کارهای زشت پاک بگرداند؛ و خود را با اخلاق زیبا ازقبیل: راستگویی و اخلاص و تواضع و نرمی و خیرخواهی برای مردم و سالم بودن دل از کینه و حسد و دیگر زشتیهای اخلاقی آراسته بگرداند، سود این تزکیه و پاک داشتن به خود او برمیگردد، و از عمل او هیچ چیزی ضایع نخواهد شد، (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و بازگشت [همۀ مخلوقات] به سوی خداست، و او مردم را بهخاطر کارهای گذشتهشان سزا و جزا خواهد داد، و آنها را به خاطر کارهایی که کردهاند محاسبه مینماید، و هیچ کار کوچک و بزرگی را نگذاشته مگر آنکه آن را برشمرده است.
35:19–24Page 437
وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ ١٩
Not equal are the blind and the seeing,
وَلَا ٱلظُّلُمَٰتُ وَلَا ٱلنُّورُ ٢٠
Nor are the darknesses and the light,
وَلَا ٱلظِّلُّ وَلَا ٱلۡحَرُورُ ٢١
Nor are the shade and the heat,1
وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَحۡيَآءُ وَلَا ٱلۡأَمۡوَٰتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُسۡمِعُ مَن يَشَآءُۖ وَمَآ أَنتَ بِمُسۡمِعٖ مَّن فِي ٱلۡقُبُورِ ٢٢
And not equal are the living and the dead. Indeed, Allāh causes to hear whom He wills, but you cannot make hear those in the graves.1
إِنۡ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ ٢٣
You, [O Muḥammad], are not but a warner.
إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗاۚ وَإِن مِّنۡ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٞ ٢٤
Indeed, We have sent you with the truth as a bringer of good tidings and a warner. And there was no nation but that there had passed within it a warner.
وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ؛ نابينا و بينا برابر نيستند ، وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ؛ و نه تاريکي و روشني ، وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ؛ و نه ، سايه و حرارت آفتاب. وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاء وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ؛ و زندگان و مردگان برابر نيستند خدا هر که را خواهد مي شنواند و تونمي تواني سخن خود را به مردگاني که در گور خفته اند بشنواني. إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ؛ تو جز بيم دهنده اي نيستي. إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ؛ ما تو را به حق به رسالت فرستاديم تا مژده دهي و بيم دهي و هيچ ملتي نيست مگر آنکه به ميانشان بيم دهنده اي بوده است.
(19 - 23) خداوند متعال خبر میدهد که اضداد و چیزهای مخالف در حکمت الهی یکی نیستند، و نیز سرشت و فطرت بندگان نیز آنها را یکی نمیدانند، (وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ) شخص کور (وَٱلۡبَصِيرُ) با شخص بینا یکی نیست. ((وَلَا ٱلظُّلُمَٰتُ وَلَا ٱلنُّورُ وَلَا ٱلظِّلُّ وَلَا ٱلۡحَرُورُ وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَحۡيَآءُ وَلَا ٱلۡأَمۡوَٰتُۚ﴾) پس همانطور که برای شما ثابت و روشن است و هیچ تردیدی ندارید که این امور مذکور برابر نیستند؛ باید بدانید امور معنوی نیز که با همدیگر مخالفاند، به طریق اولی یکی نیستند. پس مؤمن و کافر و هدایت یافته و گمراه و عالم و جاهل و اهل بهشت و اهل جهنّم و آنهایی که دلهایشان زنده است و آنهایی که دلهایشان مرده است یکی نمیباشند. و این امور چنان تفاوت و فرقی دارند که جز خدا کسی تفاوت و فرق آنها را نمیداند. پس هرگاه این مراتب شناخته شد و میان آنها تمییز و جدایی حاصل گشت، و بیان شد آنچه که باید در آن به رقابت پرداخت، فرد عاقل باید چیزی را انتخاب کند که اولی و به ترجیح دادن سزاوارتر است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُسۡمِعُ مَن يَشَآءُ﴾) بیگمان خداوند هرکس را که بخواهد میشنواند؛ یعنی چنین کسی میفهمد و میپذیرد، چون خداوند متعال هدایت کننده و توفیق دهنده است. (﴿وَمَآ أَنتَ بِمُسۡمِعٖ مَّن فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) و تو نمیتوانی کسانی را که در قبرها هستند بشنوانی؛ یعنی کسانی را که دلهایشان مرده است، نمیتوانی بشنوانی. یا همان گونه که اگر مردگان را صدا بزنی نمیشنوند، همچنین دعوت فرد مخالف نیز فایدهای ندارد، ولی وظیفۀ تو این است که بیم بدهی و آنچه را که با آن فرستاده شدهای به مردم برسانی؛ چه قبول کنند و چه قبول نکنند.
(24) بنابراین فرمود: (﴿إِنۡ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ﴾) یعنی ما تو را به حق فرستادهایم، چون خداوند تو را زمانی فرستاد که مدّتی بود پیامبری را نفرستاده بود، و راههای هدایت کور شده، و علم و دانش ازبین رفته بود، وضرورت و نیاز بزرگی به بعثت تو وجود داشت؛ پس خداوند تو را به عنوان رحمتی برای جهانیان مبعوث کرد. و همچنین دین استوار و راه راستی که تو را به همراه آن فرستادهایم، حق است و باطل نیست. و همچنین قرآنی که همراه تو فرستادهایم و پند و اندرزهای ارزندهای را که در بر دارد، حق و راست است. (﴿بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا﴾) تو را برای کسانی که از دین فرمان میبرند، به عنوان مژده دهنده فرستادهایم تا آنها را به پاداش خداوند در دنیا و آخرت مژده دهی؛ و کسانی را که از تو سرپیچی میکنند، از عذاب دنیوی و اخروی خداوند بترسانی. و تو اوّلین پیامبر نیستی. (﴿وَإِن مِّنۡ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٞ﴾) چون هیچ امّتی از امّتهای گذشته نبوده مگر آنکه در آن بیم دهندهای مبعوث شده است تا حجت خداوند را بر آنها اقامه نماید. ﴿ لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖۗ﴾ تا هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل هلاک شود؛ و هرکس که زنده میماند، از روی دلیل زنده بماند.
35:25–26Page 437
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَبِٱلزُّبُرِ وَبِٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ ٢٥
And if they deny you - then already have those before them denied. Their messengers came to them with clear proofs and written ordinances and with the enlightening Scripture.
ثُمَّ أَخَذۡتُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ ٢٦
Then I seized the ones who disbelieved, and how [terrible] was My reproach.
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالزُّبُرِ وَبِالْكِتَابِ الْمُنِيرِ؛ اگر تو را تکذيب مي کنند ، کساني هم که پيش از اينان بوده اند، پيامبرانشان را که با معجزات و با نوشته ها و کتابي روشنايي بخش به ميانشان آمده بودند ، تکذيب کرده اند. ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ؛ سپس آنهايي را که کفر مي ورزيدند فرو گرفتم عقوبت من چگونه بود ?
(25) ای پیامبر! اگر این مشرکین تو را تکذیب میکنند، بدان که اولّین پیامبری نیستی که تکذیب شده است، (﴿فَقَدۡ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) زیرا کسانی که پیش از اینها بودهاند نیز پیامبرانشان را تکذیب کردهاند؛ پیامبرانشان با نشانههای روشنی که بر حق و راستگویی آنان دلالت میکردند به نزدشان آمدند، (﴿وَبِٱلزُّبُرِ﴾) و با نامههای نوشته شده که در آن بسیاری از احکام و دستورات نگاشته شده بود، نزد آنها آمدند، (﴿وَبِٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ﴾) و با کتاب روشن نزد آنها آمدند که اخبار راست و دستورات عادلانۀ آن روشن بود. پس تکذیب کردن آنها، ناشی از عدم تشخیص و اشتباه و خطای آنان ، یا تقصیر و کوتاهی پیامبران در آنچه برایشان آورده بودند، نبود؛ بلکه به علّت ستمگری و عناد تکذیب کنندگان بود.
(26) (﴿ثُمَّ أَخَذۡتُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا﴾) سپس کافران را با انواع کیفرها گرفتم، (﴿فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ﴾) پس بنگر که کیفر من چگونه بود؟ کیفر و عذابی بسیار سخت بود. بنابراین از تکذیب کردن این پیامبر بزرگوار بپرهیزید؛ زیرا به همان عذاب دردناکی گرفتار میشوید که آنها بدان گرفتار شدند.
خداوند متعال بیان میدارد که او چیزهایی را آفریده است که با وجود اینکه اصلشان یکی است، اما چنان با هم فرق میکنند که همه این تفاوت را مشاهده مینمایند، تا خداوند با این امر بندگان را بر کمال قدرت خویش و حکمت شگفتانگیزش راهنمایی کند.
35:27–28Page 437
أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٖ مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهَاۚ وَمِنَ ٱلۡجِبَالِ جُدَدُۢ بِيضٞ وَحُمۡرٞ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٞ ٢٧
Do you not see that Allāh sends down rain from the sky, and We produce thereby fruits of varying colors? And in the mountains are tracts, white and red of varying shades and [some] extremely black.
وَمِنَ ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مُخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَۗ إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ ٢٨
And among people and moving creatures and grazing livestock are various colors similarly. Only those fear Allāh, from among His servants, who have knowledge. Indeed, Allāh is Exalted in Might and Forgiving.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ ؛ آيا نديده اي که خدا از آسمان باران فرستاد و بدان ميوه هاي گوناگون رويانيديم ? و از کوهها راهها پديد آورديم : سفيد و سرخ و رنگارنگ و به غايت سياه. وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ؛ همچنين از مردم و جنبندگان و چهارپايان گوناگون هر آينه از ميان ، بندگان خدا تنها دانشمندان از او مي ترسند و خدا پيروزمند و آمرزنده است.
(27) از آن جمله یکی این است که خداوند از آسمان، آبی میفرستد؛ و به وسیلۀ آن میوههای مختلف و گیاهان گوناگونی را میرویاند که ناظران آن را مشاهده میکنند، حال آنکه آب یکی است و زمین یکی. نیز خداوند کوههایی را که آفریده است همچون میخ بر زمین زده است. در میان کوهها، رشته کوههایی درآمیخته را بلکه یک کوه را میبینی که رنگهای مختلف و گوناگونی دارد، و راههای سفید و زرد و قرمز و راههایی که به شدّت سیاه هستند در آن دیده میشود.
(28) و همچنین مردم و جنبندگان و چهارپایان را میبینی که رنگها و صفتها و صداها و شکلهای گوناگونی دارند، و مردم تفاوت آنها را با چشم مشاهده میکنند، حال آنکه همه از یک اصل و ماده هستند. پس تفاوت این چیزها، دلیلی عقلی بر مشیّت و خواست الهی است که به هر یک رنگ و صفت ویژهای داده است؛ و دلیلی است بر قدرت خداوند که این موجودات را این گونه پدید آورده است؛ و این تفاوت، نشانگر حکمت و رحمت الهی است. و در این تفاوت، منافعی است؛ و از این طریق، راهها شناخته میشوند و مردم یکدیگر را میشناسند؛ و نیز دلیلی است بر گستردگی آگاهی و علم خداوند متعال، و اینکه او کسانی را که در قبرها هستند زنده مینماید. امّا فرد غافل، به این چیزها و دیگر مسایل از روی غفلت نگاه میکند؛ و دیدن این چیزها، حس پند پذیری را در او بر نمیانگیزد. و فقط کسی از اینها بهرهمند میشود که از خداوند میترسد؛ و با فکر و اندیشۀ درست خود، حکمت این تفاوت را درمییابد. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاۡ﴾) تنها دانشمندان از خداوند میترسند. پس هرکس که بیشتر خدا را بشناسد، بیشتر از او میترسد. و ترس الهی باعث میشود تا از گناهان دوری کند؛ و برای ملاقات با خدا خویشتن را آماده نماید. و این دلیلی است بر فضیلت علم؛ چون علم و دانش سبب ترس از خداوند میشود. و کسانی که از خداوند میترسند، مورد بزرگداشت او قرار میگیرند. همان طور که فرموده است:﴿رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُۚ ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾ خداوند از آنها خشنود است، و آنان از خدا راضیاند؛ این برای کسی است که از پروردگارش بهراسد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ﴾) بیگمان، خداوند کاملاً تواناست؛ و از توانایی او، آفرینش این مخلوقات مختلف و گوناگون میباشد؛ و آمرزگار است و گناهان توبه کنندگان را میآمرزد.
35:29–30Page 437
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ يَرۡجُونَ تِجَٰرَةٗ لَّن تَبُورَ ٢٩
Indeed, those who recite the Book of Allāh and establish prayer and spend [in His cause] out of what We have provided them, secretly and publicly, [can] expect a transaction [i.e., profit] that will never perish -
لِيُوَفِّيَهُمۡ أُجُورَهُمۡ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ غَفُورٞ شَكُورٞ ٣٠
That He may give them in full their rewards and increase for them of His bounty. Indeed, He is Forgiving and Appreciative.1
إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ؛ آنان که کتاب خدا را مي خوانند و نماز مي گزارند و از آنچه به آنها داده ايم پنهاني و آشکارا انفاق مي کنند ، اميدوار به تجارتي هستند که هرگززيان نمي کند. لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ؛ زيرا خدا پاداششان را به تمامي مي دهد و از فضل خود چيزي بر آن مي افزايد زيرا آمرزنده و پذيراي سپاس است.
(29) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ﴾) بیگمان، کسانی که از دستورات کتاب خدا پیروی میکنند و از آنچه که خدا از آن نهی کرده دوری میورزند، و اخبار آن را تصدیق مینمایند، و گفتههای مخالف با کتاب خدا را بر آن مقدم نمیدارند، و نیز کلمات آن را تلاوت میکنند، و معانی و مفاهیم آن را مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند. سپس بعد از تلاوت قرآن، نماز را ذکر کرد که ستون دین و نور مسلمانها و میزان ایمان و علامت اسلامِ راستین است. و دادن زکات و کفّارهها و نذرها و صدقات را به خویشاوندان و بینوایان و یتیمان بیان کرد، (﴿سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) یعنی در همۀ اوقات انفاق میکنند، (﴿يَرۡجُونَ تِجَٰرَةٗ لَّن تَبُورَ﴾) آنها با این کار به تجارتی چشم دوختهاند که هرگز کساد نمیشود و ازمیان نمیرود، بلکه تجارتی است که بزرگترین و بالاترین و برترین تجارت است؛ و آن خشنود شدن پروردگارشان از آنها، و رسیدن به پاداش فراوان الهی، و نجات یافتن از عذاب و کیفر اوست؛ یعنی آنها اعمال خود را خالصانه برای خدا انجام میدهند، و از انجام دادن آن، اهداف بد و نیّت فاسدی ندارند.
(30) و بیان کرد آنچه را به آن امید دارند به دست میآورند. پس فرمود: (﴿لِيُوَفِّيَهُمۡ أُجُورَهُمۡ﴾) تا پاداش کارهایشان را بر حسب کمی و زیادی آن و خوب و بد بودنش به آنها بدهد، (﴿وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦٓ﴾) و از فضل خود، افزون بر پاداششان به آنها بدهد، (﴿إِنَّهُۥ غَفُورٞ شَكُورٞ﴾) بیگمان، خداوند آمرزنده و سپاسگزار است؛ گناهانشان را میآمرزد و نیکی اندک را از آنها میپذیرد.
35:31–35Page 438
وَٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ هُوَ ٱلۡحَقُّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦ لَخَبِيرُۢ بَصِيرٞ ٣١
And that which We have revealed to you, [O Muḥammad], of the Book is the truth, confirming what was before it. Indeed Allāh, of His servants, is Aware and Seeing.
ثُمَّ أَوۡرَثۡنَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَيۡنَا مِنۡ عِبَادِنَاۖ فَمِنۡهُمۡ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ وَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ وَمِنۡهُمۡ سَابِقُۢ بِٱلۡخَيۡرَٰتِ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ ٣٢
Then We caused to inherit the Book those We have chosen of Our servants;1 and among them is he who wrongs himself [i.e., sins], and among them is he who is moderate, and among them is he who is foremost in good deeds by permission of Allāh. That [inheritance] is what is the great bounty.
جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَلُؤۡلُؤٗاۖ وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ ٣٣
[For them are] gardens of perpetual residence which they will enter. They will be adorned therein with bracelets of gold and pearls, and their garments therein will be silk.
وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ ٣٤
And they will say, "Praise to Allāh, who has removed from us [all] sorrow. Indeed, our Lord is Forgiving and Appreciative -
ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ مِن فَضۡلِهِۦ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٞ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٞ ٣٥
He who has settled us in the home of duration [i.e., Paradise] out of His bounty. There touches us not in it any fatigue, and there touches us not in it weariness [of mind]."
وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ؛ هر چه از اين کتاب به تو وحي کرده ايم حق است ، که کتابهاي پيش از خود، را تصديق مي کند و خدا بر بندگانش آگاه و بيناست. ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ؛ سپس کتاب را به کساني از بندگانمان که برگزيده بوديم به ميراث داديم بعضي بر خود ستم کردند و بعضي راه ميانه را برگزيدند و بعضي به فرمان خدا در کارهاي نيک پيشي گرفتند و اين است بخشايش بزرگ. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ؛ به بهشتهايي که جايگاه جاودانه آنهاست داخل مي شوند در آنجا به ، دستنبدهاي زر و مرواريدشان مي آرايند و در آنجا جامه هاشان از حرير است. وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ؛ و مي گويند : سپاس خدايي را که اندوه از ما دور کرد ، زيرا پروردگار ماآمرزنده و شکر پذير است. الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ ؛ آن خدايي که ما را از فضل خويش بدين سراي جاويدان در آورد ، که در آنجانه رنجي به ما مي رسد و نه خستگي.
(31) خداوند متعال بیان میدارد کتابی که به پیامبرش وحی نموده (﴿هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾) حق است، و از آنجا که بسیار مطالب حق را دربر دارد، و اصول آن را احاطه کرده است، انگار حق فقط در آن یافت میشود. پس نباید در دلهایتان شک و تردیدی نسبت به آن باشد، و آن را کم ندانید. پس وقتی که این کتاب حق است، لزوماً همۀ مسائل الهی و غیبی و دیگری که در آن یافت میشود، مطابق با واقعیت است. بنابراین جایز نیست چیزی از آن استنباط گردد که با ظاهرش و با مدلول واقعیاش مخالف باشد. (﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) تصدیق کنندۀ کتابها و پیامبرانی است که پیش از آن بودهاند، چون کتابها و پیامبرانِ گذشته به آمدن این کتاب خبر دادهاند. پس وقتی این کتاب پدید آمد و آشکار گشت، راست بودن کتابهای گذشته روشن گردید. بنابراین کتابهای گذشته این مژده را دادهاند، و این قرآن تصدیق کنندۀ کتابهای آسمانی پیشین است. بنابراین هیچ کس نمیتواند به کتابهای گذشته ایمان داشته باشد، درحالی که به قرآن کفر ورزد؛ چون اگر قرآن را قبول نکند، ایمان او به کتابهای گذشته که از آمدن قرآن خبر دادهاند ملغی و باطل محسوب میشود؛ زیرا همۀ کتابهای پیش از قرآن، از آمدن آن خبر دادهاند، و اخبار کتابهای گذشته مطابق با اخبار قرآن است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦ لَخَبِيرُۢ بَصِيرٞ﴾) بیگمان، خداوند از حال بندگانش آگاه، و به سرانجام آنان بیناست. پس به هر امت و هر فردی چیزی میدهد كه شایستۀ حال اوست. از این رو شریعتهای گذشته فقط شایسته و مناسب آن زمان بودهاند. بنابراین خداوند اینچنین پیامبران را یكی پس از دیگری فرستاد تا اینكه با فرستادن محمّد صلی الله علیه وسلم ، نبوت را به پایان رساند؛ و محمّد صلی الله علیه وسلم شریعتی را آورد كه تا روز قیامت مصالح و منافع و سعادت آنان را تأمین مینماید.
(32) بنابراین از آنجا كه این امّت از همۀ امّتهای گذشته، عقلی كاملتر و اندیشهای بهتر داشتند؛ و دلهایشان نرمتر و پاكیزهتر بود، خداوند آنها را برگزید و دین اسلام را برای آنان برگزید، و كتابی را كه از همۀ كتابها برتر بود به آنان داد. از این رو میفرماید: (﴿ثُمَّ أَوۡرَثۡنَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَيۡنَا مِنۡ عِبَادِنَا﴾) سپس كتاب را به بندگان برگزیدۀ خود عطا كردیم، (﴿فَمِنۡهُمۡ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ﴾) اما برخی با انجام گناهانی پایینتر از كفر، بر خود ستم میكنند، (﴿وَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ﴾) و برخی میانه رو هستند، و فقط به انجام آنچه بر آنها واجب است اكتفا مینمایند، و از حرام دوری میجویند. (﴿وَمِنۡهُمۡ سَابِقُۢ بِٱلۡخَيۡرَٰتِ﴾) و برخی در راه انجام نیكیها پیشتازند؛ یعنی در انجام آن میشتابند و از دیگران پیشی میگیرند. و چنین كسانی، فرایض را ادا میكنند و نوافل زیادی را انجام میدهند، و حرام و مكروه را ترك مینمایند. خداوند اینها را برای به ارث بردن این كتاب برگزیده است، گرچه مراتب آنها فرق میكند و حالاتشان متفاوت است. پس هر یك از اینها سهمی از كتاب را به ارث میبرند. حتی كسی كه بر خود ستم میكند، آنچه از اصل ایمان و علوم ایمان و اعمال ایمان كه با خود دارد از وراثت كتاب است؛ چون منظور از وراثت و به ارث بردن كتاب، به ارث بردن دانش و عمل كتاب و خواندن كلمات آن و بیرون آوردن معانی و مفاهیم آن است. (﴿بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) به «سابق بالخیرات» بر میگردد. یعنی پیشتازی او به سوی نیكیها به حكم خداست؛ تا او به عمل خودش مغرور نشود، بلكه بداند كه به سوی نیكیها نشتافته است مگر به سبب توفیق و یاری خداوند. پس شایسته است كه خداوند را بهخاطر نعمتهایی كه به او داده است، شکرگزار باشد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ﴾) این است فضل بزرگ؛ یعنی به ارث بردن كتاب بزرگوار از سوی بندگان برگزیدۀ خدا، فضل بزرگی است كه همۀ نعمتها در مقایسه با آن، از ارزش چندانی برخوردار نیستند. پس بهطور مطلق بزرگترین نعمت و بزرگترین فضل، به ارث بردن این كتاب است.
(33) سپس پاداش كسانی را بیان كرد كه آنها را وارث كتاب گردانده است و فرمود: (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا﴾) باغهایی كه مشتمل بر درختان و سایه و باغچههای زیبا و نهرهای جوشان و كاخهای بلند و منزلهای آراسته و جاودانگی و زندگی آنچنانی است كه پایان نمییابد. و «العدن» یعنی اقامت، پس (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) یعنی باغهای اقامتی، و «جنات» را به «اقامه» اضافه نمود، چون آن باغها مخصوص اقامت، و همیشگی هستند؛ و كسانی كه وارد آن میشوند، برای همیشه در آن میمانند. (﴿يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ ﴾) در آنجا با دستبندهای طلا آراسته میگردند؛ دستبندهایی كه آن را دوست میدارند، و بر هر چیز دیگری ترجیح میدهند. و مردان و زنان در زیورات بهشت برابرند. (﴿وَلُؤۡلُؤٗا﴾) و با مرواریدهایی كه در لباسها و بدنشان رشته میگردد، آراسته میشوند. (﴿وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ﴾) و لباسشان در آنجا ابریشم نازك و ضخیم سبز رنگ است.
(34) (﴿وَقَالُواۡ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَ﴾) وقتی نعمت و لذّتشان تكمیل گردید، میگویند: ستایش خداوندی راست كه اندوه را از ما زدود. و این شامل هر غم و اندوهی میشود. پس بهخاطر پدید آمدن نقص و كمبود در زیبایی و غذا و نوشیدنیشان غمی به آنها دست نمیدهد، و نه در بدنها و لذّتهایشان كمبودی پدید میآید تا به سبب آن غمگین شوند، و نه به خاطر این اندوهگین میشوند كه آیا همیشه در اینجا میمانند یا نه. پس آنها برای همیشه در ناز و نعمت بهسر میبرند، و همواره بر نعمتهایشان افزوده میشود. (﴿إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ﴾) بیگمان، پروردگار ما آمرزندۀ سپاسگزار است؛ لغزشها و اشتباهات ما را بخشید، و قدرشناس است كه نیكیهای ما را پذیرفت و آن را چند برابر نمود، و از فضل خویش به ما بخشید كه اعمال و آرزوهای ما به این درجه از فضل نمیرسید. پس به سبب آمرزش خداوند، آنها از هر ناگواری نجات یافتند؛ و در سایۀ قدر شناسی و فضل خداوند، هر چیز مرغوب و دوست داشتنی را بهدست آوردند.
(35) (﴿ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ﴾) خداوندی كه ما را در جایگاهی جای داد كه اقامت در آن همیشگی است، و سرایی است كه ماندن در آن بهخاطر خوبیهای فراوانش و شادیهای پی در پیاش و از بین رفتن رنجها، هركسی به آن گرایش دارد. و استقرار در این سرای همیشگی (﴿مِن فَضۡلِهِۦ﴾) از فضل و لطف خداوند است نه از اعمال ما. پس اگر فضل او نبود، ما به آنچه كه رسیدهایم نمیرسیدیم. (﴿لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٞ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٞ﴾) و در آنجا هیچ گونه رنج و مشقت جسمانی، و هیچ گونه ناتوانی و رنج قلبی به ما دست نمیدهد؛ و از كثرت لذت بردن رنجیده نمیشویم. و این دلالت مینماید كه خداوند بدنهای آنها را رشد و پرورش میدهد، و اسباب دایمی راحت و آسایش را برای آنها فراهم مینماید، به گونهای كه هیچ مشقت جسمی و روحی به آنها دست نمیدهد. و هیچ غم و اندوهی آنان را فرا نمیگیرد. و این بیانگر آن است كه آنها در بهشت نمیخوابند؛ چون فایدۀ خواب، رفع خستگی و راحت شدن است. اما اهل جنت خسته نمیشوند. نیز بدان سبب که خواب، مرگ كوچک است و اهل بهشت نمیمیرند. خداوند ما را به لطف و كرم خویش از بهشتیان بگرداند.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences