As-Sa'diYa-Sin · 36:13–40

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Ya-Sin 36:13–40

36:13–32Page 441

وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلًا أَصۡحَٰبَ ٱلۡقَرۡيَةِ إِذۡ جَآءَهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ ١٣

And present to them an example: the people of the city, when the messengers came to it -

إِذۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱثۡنَيۡنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزۡنَا بِثَالِثٖ فَقَالُوٓاْ إِنَّآ إِلَيۡكُم مُّرۡسَلُونَ ١٤

When We sent to them two but they denied them, so We strengthened [them] with a third, and they said, "Indeed, we are messengers to you."

قَالُواْ مَآ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا وَمَآ أَنزَلَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَكۡذِبُونَ ١٥

They said, "You are not but human beings like us, and the Most Merciful has not revealed a thing. You are only telling lies."

قَالُواْ رَبُّنَا يَعۡلَمُ إِنَّآ إِلَيۡكُمۡ لَمُرۡسَلُونَ ١٦

They said, "Our Lord knows that we are messengers to you,

وَمَا عَلَيۡنَآ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ ١٧

And we are not responsible except for clear notification."

قَالُوٓاْ إِنَّا تَطَيَّرۡنَا بِكُمۡۖ لَئِن لَّمۡ تَنتَهُواْ لَنَرۡجُمَنَّكُمۡ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٞ ١٨

They said, "Indeed, we consider you a bad omen. If you do not desist, we will surely stone you, and there will surely touch you, from us, a painful punishment."

قَالُواْ طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمۡ أَئِن ذُكِّرۡتُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ ١٩

They said, "Your omen [i.e., fate] is with yourselves. Is it1 because you were reminded? Rather, you are a transgressing people."

وَجَآءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ رَجُلٞ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُواْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ٢٠

And there came from the farthest end of the city a man, running. He said, "O my people, follow the messengers.

ٱتَّبِعُواْ مَن لَّا يَسۡـَٔلُكُمۡ أَجۡرٗا وَهُم مُّهۡتَدُونَ ٢١

Follow those who do not ask of you [any] payment, and they are [rightly] guided.

وَمَالِيَ لَآ أَعۡبُدُ ٱلَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ ٢٢

And why should I not worship He who created me and to whom you will be returned?

ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدۡنِ ٱلرَّحۡمَٰنُ بِضُرّٖ لَّا تُغۡنِ عَنِّي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡـٔٗا وَلَا يُنقِذُونِ ٢٣

Should I take other than Him [false] deities [while], if the Most Merciful intends for me some adversity, their intercession will not avail me at all, nor can they save me?

إِنِّيٓ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ ٢٤

Indeed, I would then be in manifest error.

إِنِّيٓ ءَامَنتُ بِرَبِّكُمۡ فَٱسۡمَعُونِ ٢٥

Indeed, I have believed in your Lord, so listen to me."

قِيلَ ٱدۡخُلِ ٱلۡجَنَّةَۖ قَالَ يَٰلَيۡتَ قَوۡمِي يَعۡلَمُونَ ٢٦

It was said, "Enter Paradise."1 He said, "I wish my people could know

بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ ٢٧

Of how my Lord has forgiven me and placed me among the honored."

۞ وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنۢ بَعۡدِهِۦ مِن جُندٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ٢٨

And We did not send down upon his people after him any soldiers from the heaven, nor would We have done so.

إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَإِذَا هُمۡ خَٰمِدُونَ ٢٩

It was not but one shout,1 and immediately they were extinguished.

يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚ مَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ ٣٠

How regretful for the servants. There did not come to them any messenger except that they used to ridicule him.

أَلَمۡ يَرَوۡاْ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ أَنَّهُمۡ إِلَيۡهِمۡ لَا يَرۡجِعُونَ ٣١

Have they not considered how many generations We destroyed before them - that they to them1 will not return?

وَإِن كُلّٞ لَّمَّا جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ ٣٢

And indeed, all of them will yet be brought present before Us.

وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ؛ داستان مردم آن قريه را برايشان بياور ، آنگاه که رسولان بدان جا آمدند. إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ؛ نخست دو تن را به نزدشان فرستاديم و تکذيبشان کردند ، پس با سومي نيروشان داديم و گفتند : ما را براي هدايت شما فرستاده اند. قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ؛ داستان مردم آن قريه را برايشان بياور ، آنگاه که رسولان بدان جا آمدند. قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ؛ نخست دو تن را به نزدشان فرستاديم و تکذيبشان کردند ، پس با سومي نيروشان داديم و گفتند : ما را براي هدايت شما فرستاده اند. وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ؛ گفتند : شما انسانهايي همانند ما هستيد و خداي رحمان هيچ چيز نفرستاده است و شما جز دروغ نمي گوييد. قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ گفتند : پروردگار ما مي داند که ما به سوي شما فرستاده شده ايم. قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ؛ و بر عهده ما جز پيام رسانيدن آشکارا هيچ نيست. وَجَاء مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ؛ گفتند : ما شما را به فال بد گرفته ايم اگر بس نکنيد سنگسارتان خواهيم ، کرد و شما را از ما شکنجه اي سخت خواهد رسيد. اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ گفتند : شومي شما ، با خود شماست آيا اگر اندرزتان دهند چنين مي گوييد ? نه ، مردمي گزافکار هستيد. وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ مردي از دوردست شهر دوان دوان آمد و گفت : اي قوم من ، از اين رسولان پيروي کنيد. أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ؛ از کساني که از شما هيچ مزدي نمي طلبند ، و خود مردمي هدايت يافته اند، پيروي کنيد. إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ چرا خدايي را که مرا آفريده و به نزد او بازگردانده مي شويد ، نپرستم إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ؛ آيا سواي او خداياني را اختيار کنم ، که اگر خداي رحمان بخواهد به من زياني برساند ، شفاعتشان مرا هيچ سود نکند و مرا رهايي نبخشند ? قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ؛ و در اين هنگام من در گمراهي آشکار باشم. بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ؛ من به پروردگارتان ايمان آوردم سخن مرا بشنويد. وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاء وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ؛ گفته شد : به بهشت در آي گفت : اي کاش قوم من مي دانستند. إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ؛ که پروردگار من مرا بيامرزيد و در زمره گرامي شدگان در آورد. يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون؛ و از آن پس بر سر قوم او هيچ لشکري از آسمان فرو نفرستاديم و ما، فروفرستنده نبوديم. أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ؛ آيا نديده اند که چه مردمي را پيش از آنها هلاک کرده ايم که ديگر به نزدشان باز نمي گردند. وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ؛ و کس نماند مگر آنکه نزد ما حاضرش آرند.

(13) برای کسانی که رسالت تو را تکذیب می‌کنند و دعوتت را نمی‌پذیرند مثالی بزن که از آن عبرت بگیرند، و برایشان ـ اگر موفق به کسب خیر شوند ـ موعظه و پندی باشد. و این مثال، ساکنان قریه می‌باشد، و آنچه برای آنها به سبب تکذیب پیامبران خدا پیش آمد و به کیفر و عذاب خدا گرفتار شدند. و اگر ذکر نام این آبادی مهم ‌بود و فایده‌ای در بر ‌داشت، خداوند آن را مشخّص می‌کرد؛ پس چنانچه در صدد مشخّص نمودن این آبادی باشیم، خود را به تکلّف انداخته و بدون آگاهی سخن گفته‌ایم. بنابراین هر گاه کسی در این زمینه سخن بگوید، حرف بیهوده زده است. و طریق درست آن است که به حقایق بپردازیم، و از آنچه فایده‌ای ندارد پرهیز کنیم. و به این صورت انسان تزکیه می‌شود، و علمش افزون می‌گردد. و فرد جاهل گمان می‌برد که علم و دانش او، با ذکر اقوالی که دلیلی بر صحّت آن نیست، اضافه می‌گردد. اما اینها علم را اضافه نمی‌کند، و فایده‌ای جز تشویش ذهن و عادت کردن به امور مشکوک در بر ندارد. و شاهد و منظور در این مطلب آن است که خداوند این آبادی را مثالی برای مخاطبان بیان نموده است: (﴿إِذۡ جَآءَهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ﴾) آنگاه که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند، و آنها را به عبادت خدای یکتا و یگانه‌پرستی فرمان دادند، و از شرک و گناهان نهی ‌کردند.

(14) (﴿إِذۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱثۡنَيۡنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزۡنَا بِثَالِثٖ﴾) آنگاه که دو نفر از فرستادگان خود را به سوی آنها فرستادیم، پس آن دو را تکذیب کردند، سپس ما آنها را با فرد سومی تقویت نمودیم، و آنها سه پیامبر شدند؛ و این به خاطر آن بود که خداوند به اهالی آن شهر توجّه خاصّی داشت، و می‌خواست با پی در پی فرستادن پیامبرانش به سوی آنها، بر آنان اقامۀ حجت نماید. (﴿فَقَالُوٓاۡ﴾) پس فرستادگان به آنها گفتند: (﴿إِنَّآ إِلَيۡكُم مُّرۡسَلُونَ﴾) ما به سوی شما فرستاده شده‌ایم.

(15) آنها جوابی به آنان دادند که این پاسخ همواره میان کسانی که دعوت پیامبران را نپذیرفته‌اند مشهور بوده است: (﴿قَالُواۡ مَآ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) در پاسخ به پیامبران گفتند: شما جز انسان‌هایی همچون ما نیستید؛ پس چه چیزی شما را بر ما برتری داده و شما را ویژه گردانیده، و چنین منزلتی را به ما نداده است؟ پیامبران به امّت‌هایشان گفتند:﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ ما جز انسان‌هایی همانند شما نیستیم، ولی خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. (﴿وَمَآ أَنزَلَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مِن شَيۡءٍ﴾) و خداوند مهربان چیزی فرو نفرستاده است؛ یعنی رسالت را به طور کلّی انکار کردند، سپس رسالت کسانی را نیز که آنها را مورد خطاب قرار می‌دادند تکذیب کردند، و گفتند: (﴿إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَكۡذِبُونَ﴾) شما جز دروغ نمی‌گوئید.

(16) پس این سه پیامبر گفتند: (﴿رَبُّنَا يَعۡلَمُ إِنَّآ إِلَيۡكُمۡ لَمُرۡسَلُونَ﴾) پروردگارمان می‌داند که ما به سوی شما فرستاده شده‌ایم؛ و اگر ما دروغگو باشیم، خداوند ما را رسوا می‌سازد و فوراً ما را به عذاب گرفتار خواهد کرد.

(17) (﴿وَمَا عَلَيۡنَآ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) آنچه وظیفۀ ماست، فقط رساندن آشکار است که با آن، امور مطلوب کاملاً واضح می‌گردد؛ و غیر از این، معجزاتی که پیشنهاد می‌شود یا اینکه عذاب زودتر آورده شود، در اختیار ما نیست. تنها وظیفۀ ما رساندن است، و ما آن را انجام داده‌ایم و برایتان بیان کرده‌ایم. پس اگر شما هدایت شوید، این سعادت و توفیق شماست؛ و اگر گمراه گردید، ما اختیاری نداریم.

(18) اهالی آن شهر به پیامبران‏شان گفتند: (﴿إِنَّا تَطَيَّرۡنَا بِكُمۡ﴾) از آمدن شما و ارتباط برقرار کردنتان با ما، چیزی جز شرّ و بدی ندیدیم. و این شگفت‌ترین چیز است که کسی بزرگ‌ترین نعمتی را ـ که خداوند بر بندگان انعام می‌کند و نیاز بندگان به این نعمت از هر نیاز دیگری مقدم‌تر است ـ برای آنان بیاورد، به او بگویند: بدترین شرّ را آورده‌ای، و جز شرّ بر ما نیفزوده‌ای، و او را به شگون و فال بد بگیرند. ولی توفیق نیافتن انسان، کاری می‌کند که دشمنش با او آن کار را نمی‌کند. سپس آن سه پیامبر را تهدید کردند و گفتند: (﴿لَئِن لَّمۡ تَنتَهُواۡ لَنَرۡجُمَنَّكُمۡ﴾) اگر دست برندارید، شما را به بدترین صورت خواهیم کشت؛ یعنی سنسگسارتان خواهیم کرد.(﴿وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و از سوی ما به شما عذابی دردناک خواهد رسید.

(19) پیامبران‏شان به آنها گفتند: (﴿طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمۡ﴾) شومی خودتان، با خودتان همراه است؛ و آن شرک و شرّی بود که بر آن بودند. و این، سبب پیش آمدن عذاب و ناخوشی، و از بین رفتن نعمات و برکات است. (﴿أَئِن ذُكِّرۡتُم﴾) آیا به سبب اینکه ما شما را به چیزی پند می‌دهیم که صلاح شما در آن می‌باشد و موجب سعادتمندی شماست، به ما چنین می‌گویید؟ (﴿بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ﴾) بلکه حقیقت آن است که شما گروهی متجاوزید، و سخن گزاف می‌گویید. پس دعوت کردن پیامبران، چیزی جز گریز و استکبار بر آنها نیفزود.

(20) (﴿وَجَآءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ رَجُلٞ يَسۡعَىٰ﴾) و از دورترین نقطۀ آن شهر، مردی شتابان آمد؛ چون به نصیحت کردن قومش علاقه‌مند بود. او وقتی آنچه را که پیامبران بدان دعوت می‌کردند شنید و به آن ایمان آورد، و از پاسخی که قومش در جواب پیامبران گفته بودند آگاهی ‌یافت؛ به سوی قوم خود آمد و گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُواۡ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾) ای قوم من! از پیامبران پیروی کنید. پس آنها را به پیروی کردن از فرستادگان خدا فرمان داد، و در این باره آنها را نصیحت کرد، و بر صحّت رسالت پیامبران گواهی داد.

(21) سپس در تایید آنچه به آن شهادت داده و به آن فرا خوانده بود، گفت: (﴿ٱتَّبِعُواۡ مَن لَّا يَسۡ‍َٔلُكُمۡ أَجۡرٗا﴾) از کسانی پیروی کنید که شما را نصیحت می‌کنند و فایدۀ آن به شما بر می‌گردد؛ و هدف آنها از نصیحت کردنتان، به چنگ آوردن اموالتان نیست، و مزد دعوت و نصیحت خود را از شما نمی‌خواهند. پس کسی که چنین است، باید از او پیروی کرد. ولی احتمالاً کسی بگوید: او دعوت می‌کند و مزدی هم نمی‌گیرد اما برحق نیست، پس این توهم را دفع کرد و گفت: (﴿وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) و آنها راه یافته‌اند؛ چون آنان تنها به چیزی فرامی‌خوانند که عقل به خوب بودن آن گواهی می‌دهد، و تنها از چیزی نهی می‌کنند که عقل به زشت و قبیح بودن آن گواهی می‌دهد.

(22 - 25) قومش نصیحت او را نپذیرفتند، و او را به خاطر پیروی از پیامبران و یگانه پرستی سرزنش کردند. پس او گفت: (﴿وَمَا لِيَ لَآ أَعۡبُدُ ٱلَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) چه چیزی مرا از پرستش خدایی که سزاوار بندگی است باز می‌دارد، و چرا خدا را پرستش نکنم درحالی که او مرا آفریده و روزی داده است، و همۀ خلق به سوی او باز می‌گردند و آنها را طبق کارهایشان سزا و جزا خواهد داد؟ پس کسی که آفرینش و روزی دادن و حکم نمودن در میان بندگان در دنیا و آخرت به دست او می‌باشد، سزاوار است تا پرستش شود و تمجید و تعریف گردد، نه کسی که هیچ سود و زیانی در اختیار او نیست، و بخشیدن و محروم کردن و مرگ و زندگی در دست او نیست. بنابراین فرمود: (﴿ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدۡنِ ٱلرَّحۡمَٰنُ بِضُرّٖ لَّا تُغۡنِ عَنِّي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡ‍ٔٗا﴾) آیا غیر از الله معبودهایی را پرستش کنم که اگر خداوند مهربان بخواهد به من زیانی برساند، شفاعت و میانجیگری ایشان هیچ چیزی را از من دور نخواهد کرد؛ چون هیچ کس پیش خداوند جز با اجازۀ او نمی‌تواند شفاعت کند. پس شفاعت آنان، هیچ چیزی را از من دور نخواهد کرد. (﴿وَلَا يُنقِذُونِ﴾) و مرا از زیانی که خداوند بخواهد به من برساند، نجات نخواهد داد.  (﴿إِنِّيٓ إِذٗا﴾) اگر چنین معبودانی را پرستش کنم، آنگاه من، (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ إِنِّيٓ ءَامَنتُ بِرَبِّكُمۡ فَٱسۡمَعُونِ﴾) در گمراهی آشکاری خواهم بود. همانا من به پروردگار شما ایمان آورده‌ام، پس بشنوید. در این سخن، هم آنها را نصیحت کرده، و هم به رسالت پیامبران و راه یافتن آنها گواهی داده، و خبر داده است که فقط باید خداوند به تنهایی بندگی و پرستش شود. و دلایل این امر را بیان نموده، و این را ذکر کرده که عبادتِ غیر خداوند باطل است؛ و دلایل آن را نیز ذکر نموده و خبر داده که هرکس غیر از خداوند را پرستش کند، گمراه است. سپس ایمان خود را آشکارا بیان کرد، هر چند که به شدّت از آنها می‌ترسید که او را بکشند. وقتی که این مطلب را بیان نمود، گفت من به پروردگارتان ایمان آورده‌ام؛ و قومش این سخن را شنیدند، او را کشتند.

(26 - 27) (﴿قِيلَ ٱدۡخُلِ ٱلۡجَنَّةَۖ قَالَ يَٰلَيۡتَ قَوۡمِي يَعۡلَمُونَ﴾) فوراً به او گفته شد: وارد بهشت شو. او با خبر دادن از رسیدن به آنچه که در برابر توحید و یگانه پرستی به آن رسیده بود، و با لحنی خیرخواهانه برای قومش بعد از مرگش ـ آنچنان که در دوران زندگی نیز خیرخواه آنها بود ـ گفت: ای کاش قوم من می‌دانستند. (﴿بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي﴾) که چگونه پروردگارم مرا بخشید، و انواع کیفرها را از من دور کرد! (﴿وَجَعَلَنِي مِنَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ﴾) و مرا با بهره‌مند نمودن از انواع پاداش‌ها و شادی‌ها، از زمرۀ گرامیان قرار داد؛ یعنی اگر آنها می‌دانستند، بر شرک خودشان باقی نمی‌ماندند.

(28) خداوند در مورد سزا و کیفر قوم او فرمود: (﴿وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنۢ بَعۡدِهِۦ مِن جُندٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) ما نیازی نداشتیم که در کیفر دادن آنها تکلّف کنیم، و از آسمان برای نابودی آنان لشکری را بفرستیم. (﴿وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ﴾) و ما فرو نفرستادیم، چون به این کار نیازی نبود، و توانایی خداوند بسیار گسترده می‌باشد، و انسان بسیار ضعیف و ناتوان است؛ و اگر کمترین چیزی از عذاب خدا به انسان‌ها برسد، برای نابودی آنان کفایت می‌کند.

(29) (﴿إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) کیفر و عذاب آنها جز یک صدا نبود که یکی از فرشتگان خدا سر داد، (﴿فَإِذَا هُمۡ خَٰمِدُونَ﴾) و ناگهان آنها در اثر این صدا همه خاموش شدند، و دل‌هایشان در درونشان پاره پاره گشت، و این صدا آنان را مضطرب ساخت و خاموش نمود؛ به‌گونه‌ای که نه صدایی داشتند و نه حرکتی. درحالی که پیش‌تر سرکشی و استکباری شدید از خود نشان می‌دادند، و با شریف‌ترین انسان‌ها روبه‌رو شدند و بر آنها طغیان کردند و با آنان مبارزه نمودند.

(30) خداوند با ترحّم بر حال بندگان می‌فرماید: (﴿يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚ مَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) انسان‌ها چقدر بدبخت هستند و چقدر کینه‌توز و چقدر جاهل‌اند که چنین حالتی دارند، و این گونه با پیامبران برخورد می‌کنند که سبب هر نوع بدبختی و هر عذاب و شکنجه‌ای است!

(31 - 32) خداوند متعال می‌فرماید آیا اینها نیندیشیده‌اند؛ و از کسانی که پیش از اینها بوده و پیامبران را تکذیب ‌کرده‌اند، عبرت نگرفته‌اند که خداوند آنها را هلاک کرد و کیفر خویش را بر آنها فرو آورد، و همۀ آنها نابود شدند و به دنیا باز نگشتند و هرگز به دنیا باز نخواهند گشت؟ و خداوند به همه آفرینشی تازه خواهد داد، و آنها را پس از مرگشان زنده خواهد کرد و پیش خداوند حاضر خواهند شد تا با حکم دادگرانۀ خویش میان آنها قضاوت و داوری نماید؛ خداوندی که به اندازۀ ذرّه‌ای ستم نمی‌کند، ﴿وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ و اگر نیکی باشد، خداوند آن را چند برابر می‌نماید و از جانب خویش پاداشی بزرگ می‌دهد.

36:33–36Page 442

وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلۡأَرۡضُ ٱلۡمَيۡتَةُ أَحۡيَيۡنَٰهَا وَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهَا حَبّٗا فَمِنۡهُ يَأۡكُلُونَ ٣٣

And a sign for them is the dead earth. We have brought it to life and brought forth from it grain, and from it they eat.

وَجَعَلۡنَا فِيهَا جَنَّٰتٖ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَٰبٖ وَفَجَّرۡنَا فِيهَا مِنَ ٱلۡعُيُونِ ٣٤

And We placed therein gardens of palm trees and grapevines and caused to burst forth therefrom some springs -

لِيَأۡكُلُواْ مِن ثَمَرِهِۦ وَمَا عَمِلَتۡهُ أَيۡدِيهِمۡۚ أَفَلَا يَشۡكُرُونَ ٣٥

That they may eat of His fruit.1 And their hands have not produced it,2 so will they not be grateful?

سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلۡأَرۡضُ وَمِنۡ أَنفُسِهِمۡ وَمِمَّا لَا يَعۡلَمُونَ ٣٦

Exalted is He who created all pairs1 - from what the earth grows and from themselves and from that which they do not know.

وَآيَةٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ؛ نشانه عبرتي است برايشان ، زمين مرده که زنده اش ساختيم و از آن دانه اي که از آن مي خورند بيرون آورديم. وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنْ الْعُيُونِ؛ و در آن باغهايي از نخلها و تاکها پديد آورديم و چشمه ها روان ساختيم . لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ؛ تا از ثمرات آن و دسترنج خويش بخورند چرا سپاس نمي گويند ? سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ؛ منزه است آن خدايي که همه جفتها را بيافريد ، چه از آنچه زمين مي ، روياند و چه از نفسهايشان و چه آن چيزهايي که نمي شناسند.

(33) (﴿وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلۡأَرۡضُ ٱلۡمَيۡتَةُ أَحۡيَيۡنَٰهَا﴾) و نشانه‌ای برای آنان از قدرت خدا برای اثبات رستاخیز و حضور در نزد خداوند تا بر کارهایی که کرده‌اند جزا و سزا ببینند، زمین مرده است که خداوند بر آن باران فرو می‌فرستد؛ و پس از پژمرده شدنش، آن را زنده و خرّم می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهَا حَبّٗا فَمِنۡهُ يَأۡكُلُونَ﴾) و از آن دانه‌هایی بیرون آوردیم، از همۀ انواع کشتزارها و از همۀ انواع گیاهان که چهارپایانشان از آن می‌خورند

(34) (﴿وَجَعَلۡنَا فِيهَا﴾) و در این زمین مرده، (﴿جَنَّٰتٖ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَٰبٖ﴾) باغ‌هایی قرار دادیم که در آن درختان زیادی است، به خصوص درختان خرما و انگور که بهترین درخت‌ها هستند. (﴿وَفَجَّرۡنَا فِيهَا مِنَ ٱلۡعُيُونِ﴾) و در زمین چشمه‌سارانی روان ساختیم.

(35) در زمین درختان خرما و انگور را قرار داده‌ایم، (﴿لِيَأۡكُلُواۡ مِن ثَمَرِهِۦ﴾) تا از میوۀ آن بخورند، و از آن لذّت ببرند، و از آن برای درست کردن خورش استفاده نمایند، (﴿وَمَا عَمِلَتۡهُ أَيۡدِيهِمۡ﴾) حال آنکه این میوه‌ها را دست‌های آنان درست نکرده است، و آنها برای پدید آمدن آن کاری نکرده‌اند، بلکه خداوند آن را ساخته است؛ خداوندی که دادگرترین داوران است، و بهترین روزی دهنده می‌باشد. و نیز این میوه‌ها را خداوند طوری درست کرده که نیازی به پختن و غیره ندارند، بلکه از درختان چیده ‌شده و خورده می‌شوند. (﴿أَفَلَا يَشۡكُرُونَ﴾) آیا سپاس خدایی را نمی‌گزارند که این نعمت‌ها را به سوی آنان روانه کرده است، و از جود و احسان خویش چیزهای فراوانی به آنها داده است که امور دین و دنیای آنها را بهبود می‌بخشد؟! آیا خدایی که زمین را پس از مردنش زنده گردانیده، و در آن کشتزارها و درختان رویانیده، و از زمین خشک چشمه سارانی روان ساخته است؛ توانایی ندارد که مردگان را زنده نماید؟ آری! او بر هر چیزی تواناست.

(36) (﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا﴾) پاک است خداوندی که همۀ گونه‌ها را آفریده است؛ (﴿مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلۡأَرۡضُ﴾) انواع گونه‌ها که برشمردن آن دشوار است، از قبیل آنچه از زمین می‌روید، (﴿وَمِنۡ أَنفُسِهِمۡ﴾) و از جنس خود انسان‌ها که آنها را به دو صورت نر و ماده آفریده؛ و میان آفرینش و اخلاق هر یک و اوصاف ظاهری وباطنی آنها تفاوت‌ها قرار داده است، (﴿وَمِمَّا لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و از مخلوقاتی که خداوند آفریده، و علم و آگاهی ما به آنها احاطه ندارد؛ و مخلوقاتی که هنوز آفریده نشده‌اند. پس پاک و منزه است خداوند ‌از اینکه شریکی داشته باشد، یا پشتیبان و یاور و وزیر، یا همسر و فرزند و همتایی داشته باشد، یا چیزی او را درمانده و ناتوان سازد.

36:37–40Page 442

وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ ٣٧

And a sign for them is the night. We remove1 from it the [light of] day, so they are [left] in darkness.

وَٱلشَّمۡسُ تَجۡرِي لِمُسۡتَقَرّٖ لَّهَاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ ٣٨

And the sun runs [on course] toward its stopping point. That is the determination of the Exalted in Might, the Knowing.

وَٱلۡقَمَرَ قَدَّرۡنَٰهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَٱلۡعُرۡجُونِ ٱلۡقَدِيمِ ٣٩

And the moon - We have determined for it phases, until it returns [appearing] like the old date stalk.

لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِۚ وَكُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ ٤٠

It is not allowable [i.e., possible] for the sun to reach the moon, nor does the night overtake the day, but each, in an orbit, is swimming.

وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ؛ شب نيز برايشان عبرتي ديگر است که روز را از آن بر مي کشيم و همه در تاريکي فرو مي روند. وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ و آفتاب به سوي قرارگاه خويش روان است اين فرمان خداي پيروزمند و داناست. وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ؛ و براي ماه منزلهايي مقدر کرديم تا همانند شاخه خشک خرما باريک شود. لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ؛ آفتاب را نسزد که به ماه رسد و شب را نسزد که بر روز پيشي گيرد و همه در فلکي شناورند.

(37) (﴿وَءَايَةٞ لَّهُمُ﴾) و نشانه‌ای بر نفوذ و مشیّت خدا، و کمال قدرت او، و نشانه‌ای بر اینکه خداوند مردگان را پس از مرگشان زنده می‌نماید، (﴿ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ﴾) شب است که این روشنایی بزرگ را که تمام زمین را فرا گرفته است از آن دور می‌کنیم، و آن را به تاریکی تبدیل می‌نماییم، و شب را در جای روز قرار می‌دهیم، (﴿فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ﴾) پس ناگهان تاریکی آنها را فرا می‌گیرد. و همچنین ظلمتی را که آنها را فرا گرفته است دور می‌کنیم، و خورشید را بر می‌آوریم که همه جا را روشن می‌کند، و مردم به دنبال زندگی و منافع خویش به هر سو پراکنده می‌شوند.

(38) بنابراین فرمود: (﴿وَٱلشَّمۡسُ تَجۡرِي لِمُسۡتَقَرّٖ لَّهَا﴾) و خورشید همواره در مسیری که قرارگاهش است، و خداوند برایش مقدّر و معیّن نموده است، حرکت می‌کند؛ و از آن فراتر نمی‌رود، و کمتر از آن نیز نمی‌رود، و خودش اختیاری ندارد و نمی‌تواند از قدرت خداوند سرپیچی کند. (﴿ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ﴾) این تقدیر خداوند تواناست که این مخلوقات را با بهترین نظام و کامل‌ترین تدبیر راه اندازی کرده است. (﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾) خدایی دانا است، و خورشید را از روی آگاهی و علم خویش در راستای تامین منافع دینی و دنیوی بندگانش قرار داده است.

(39) (﴿وَٱلۡقَمَرَ قَدَّرۡنَٰهُ مَنَازِلَ﴾) و برای ماه منزلگاه‌هایی تعیین کرده‌ایم که هر شب در یکی از آنها قرار می‌گیرد، (﴿حَتَّىٰ عَادَ كَٱلۡعُرۡجُونِ ٱلۡقَدِيمِ﴾) تا اینکه بسیار کوچک می‌شود و مانند خوشۀ خشکیدۀ خرما، کوچک و قوسی شکل می‌گردد، سپس بر نور آن اضافه می‌شود تا اینکه نورش کامل می‌گردد و روشنایی، آن را فرا می‌گیرد.

(40) (﴿وَكُلّٞ﴾) و هر یک از ماه و خورشید و شب و روز را، خداوند با تقدیر و اندازه‌گیری خود اندازه‌گیری کرده است که از آن فراتر نمی‌روند؛ و هر یک از جدول زمانی خاصی برخوردار است؛ به گونه‌ای که هرگاه یکی آمد، دیگری می‌رود. بنابراین فرمود: (﴿لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ﴾) نه خورشید را سزد که ماه را دریابد و در جدول زمانی آنکه شب است با آن جمع گردد. پس امکان ندارد که خورشید در شب وجود داشته باشد، (﴿وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِ﴾) و نه شب می‌تواند از روز جلو بیفتد، و قبل از تمام شدن جدول زمانی آن وارد قلمرو آن گردد، (﴿وَكُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ﴾) و هر یک از خورشید و ماه و ستارگان در مداری شناورند؛ یعنی همواره در حرکت‌اند. پس همۀ اینها دلیلی آشکار و حجّتی درخشان بر عظمت آفریننده و عظمت اوصاف اوست، به‌خصوص صفت قدرت و حکمت و علم وی که در اینجا به آنها اشاره شده است، و امور مذکور بیشتر از این سه صفت سرچشمه گرفته‌اند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском