As-Sa'diAz‑Zumar · 39:1–10

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

الزمر

Az-Zumar

The Troops · Meccan · 75 ayahs

39:1–3Page 458

تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ ١

The revelation of the Book [i.e., the Qur’ān] is from Allāh, the Exalted in Might, the Wise.

إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ ٢

Indeed, We have sent down to you the Book, [O Muḥammad], in truth. So worship Allāh, [being] sincere to Him in religion.

أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ ٣

Unquestionably, for Allāh is the pure religion.1 And those who take protectors besides Him [say], "We only worship them that they may bring us nearer to Allāh in position." Indeed, Allāh will judge between them concerning that over which they differ. Indeed, Allāh does not guide he who is a liar and [confirmed] disbeliever.

تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ؛ نازل شدن اين کتاب از جانب خداي پيروزمند حکيم است. إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ؛ ما اين کتاب را به ، راستي بر تو نازل کرديم پس خدا را بپرست و دين خود براي او خالص گردان. أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ ؛ آگاه باش که دين خالص از آن خداست و آنان که سواي او ديگري را به خدايي ، گرفتند ، گفتند : اينان را از آن رو مي پرستيم تا وسيله نزديکي ما به خداي يکتا شوند و خدا در آنچه اختلاف مي کنند ميانشان حکم خواهد کرد خدا آن را که دروغگو و ناسپاس باشد هدايت نمي کند.

مکي است و 75 آيه دارد.

(1) خداوند متعال از عظمت قرآن، و از شکوه کسی که از آن سخن گفته و از سوی او نازل شده، خبر داده و می‌فرماید: قرآن از جانب خداوند توانمند و با حکمت نازل شده است؛ کسی که الوهیت و عبادت برای او، جزو صفات ایشان می‌باشد. و این به خاطر عظمت و کمال و توانایی اوست که بر همۀ مخلوقات چیره است، و هر چیزی در برابر او حقیر و ضعیف است. و در آفرینش و فرمانش دارای حکمت و فرزانگی است. پس قرآن از جانب خدایی نازل شده که صفتش چنین است، و سخن گفتن صفت او است؛ و صفت تابع موصوف است. پس همان‌طور که خداوند از هر جهت کامل است و همتایی ندارد، قرآنش نیز چنین است، و برای وصف قرآن همین کافی است، و بر مقام والای آن دلالت می‌نماید. امّا با این وجود، بیشتر کمال آن را روشن کرد آن هم به سب دو چیز: اول: به سبب کسی که قرآن را بر او نازل کرده است، و او محمّد صلی الله علیه وسلم است؛ شریف‌ترین مخلوقات. پس قرآن نیز شریف‌ترین کتاب است. دوم: به سبب چیزی که سبب نزول قرآن است، و آن حق می‌باشد. پس نازل شدن قرآن هم به سبب حقی است که هیچ شکّی در آن نیست ـ تا مردم را از تاریکی‌ها بیرون آورد وبه سوی نور رهنمون شود ـ و هم در اخبار راستینی که داده و در احکام عادلانه‌ای که با خود دارد در بر گیرندۀ حق است. بنابراین تمام مطالب علمی که قرآن بر آن دلالت می‌نماید، بالاترین انواع حق است؛ و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست.

(2) و از آنجا که قرآن از سوی حق نازل شده و مشتمل بر حق است و برای هدایت خلق بر شریف‌ترین مردم نازل شده است، نعمت بسیار بزرگی است و باید شکر آن را به جای آورد؛ و شکر آن، همان خالص گرداندن عبادت و بندگی برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ﴾) پس همۀ دین و عبادت خود را از قبیل: شرائع ظاهری و باطنی، اسلام، ایمان و احسان را برای خدا خالص بگردان؛ یعنی اینها را فقط برای خدا انجام ده، و هدف تو از آن فقط جلب رضایت خدا باشد.

(3) (﴿أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُ﴾) این فراز از آیه تاکیدی بر موضوع اخلاص برای خدا است که پیش‌تر بدان امر نمود. و بیانگر آن است که همان‌گونه که هر کمالی متعلق به خدا است، نیز دین خالصِ پاک از تمامی آلودگی‌ها از آن اوست؛ زیرا دین خالص آن دینی است که او به عنوان دین خویش برگزیده، و آن را برای آفریده‌های برگزیده‌اش را برگزیده است. و آنان را بدان امر نموده است، چرا که متضمن عبادت کردن بندگان برای خداست از حیث محبت وی و ترس از او و امید به او. نیز متضمن آن است که به سوی او برگردند و او را پرستش نمایند و برای به‌دست آوردن نیازهایشان به او پناه ببرند. و این، چنین عبادتی است که دل‌ها را پاکیزه می‌گرداند. امّا شرک ورزیدن در هر عبادتی، قلب را آلوده می‌گرداند؛ و خداوند از داشتن هر شریک و هر نوع شراکتی پاک است. شرک ورزیدن، دل و روح آدمی را در دنیا و آخرت به تباهی می‌کشاند، و مایۀ نهایت شقاوت و بدبختی است، بنابراین وقتی به توحید و اخلاص فرمان داد، از شرک ورزیدن به خدا نهی کرد؛ و کسی را که به او شرک می‌ورزد مذمّت ‌نمود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾) و کسانی که به جای خدا، دوستان و یاورانی برگرفته‌اند که با پرستش آنها و به فریاد خواندنشان با آنها دوستی می‌نمایند و عذر خودرا چنین بیان می‌کنند و می‌گویند: (﴿لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ﴾) ما آنان را پرستش نمی‌کنیم مگر برای آنکه نیازهای ما را به خدا برسانند، و پیش خدا برای ما شفاعت کنند؛ وگرنه ما می‌دانیم که اینها نمی‌آفرینند و روزی نمی‌دهند، و هیچ چیزی در اختیارشان نیست. پس اینها یگانه‌پرستی و اخلاصی را که خداوند به آن دستور داده است ترک نموده و بر انجام بزرگ‌ترین کار حرام که شرک است جرأت کرده‌اند؛ و کسی را که همتا و همانندی ندارد و پادشاه بزرگ است، با پادشاهان دنیا مقایسه کرده و با عقل‌های فاسد خود چنین گمان برده‌اند که ـ همان‌گونه که نمی‌توان به پادشاهان رسید بدون واسطه‌گری و سفارش و خواهش افراد والا مقام و وزرایی که نیاز و خواسته‌های ملّت را به پادشاهان می‌رسانند و نسبت به ایشان ترحمشان برانگیخته و زمینۀ برآورده شدن آن نیاز و خواسته‌ها را فراهم می‌کنند ـ خداوند متعال نیز چنین است. و این قیاس از فاسدترین قیاس‌هاست؛ چراکه متضمن مساوات میان خالق و مخلوق است، با این که از دیدگاه عقل و نقل و فطرت، فرق بزرگی بین خالق و مخلوق وجود دارد. پادشاهان بدان جهت نیاز دارند تا افرادی میان آنها و رعیت‌شان واسطه قرار گیرند چون آنها احوال رعیت را نمی‌دانند. بنابراین به کسی نیاز دارند که آنان را از احوالشان باخبر نماید. و شاید رحمت و مهربانی در دلشان نسبت به کسی که نیازمند است نباشد، بنابراین به کسی احتیاج دارند که آنان را وادار نماید تا بر آنها رحم کنند. و به سفارش کنندگان و وزیران نیاز دارند و از آنها می‌ترسند، بنابراین نیاز کسانی را که وزیران برایشان وساطت می‌کنند برآورده می‌سازند تا این گونه رعایت وزیران را کرده باشند. و نیز پادشاهان، فقیر و مستمند هستند؛ و گاهی به خاطر فقر از برآورده کردن نیاز سر باز می‌زنند. اما پروردگار متعال خدایی است که علم و آگاهی او ظاهر و باطنِ امور را در بر گرفته است، و به کسی نیاز ندارد که او را از احوال رعیّت‌ها و بندگانش باخبر کند. و او تعالی مهربان‌ترین مهربانان است، و بخشنده‌ترین بخشایندگان است، و به هیچ کسی از بندگانش نیاز ندارد تا نسبت به بندگانش مهربانش کنند، بلکه خداوند از خود بندگان و از پدران و مادرانشان برایشان مهربان‌تر است؛ و اوست که آنها را تشویق می‌نماید و آنها را به سوی اسبابی فرا می‌خواند که به وسیلۀ آن، رحمت الهی را به دست آورند. او چیزهایی از منافع و مصالح آنها را می‌خواهد که خودشان هم برای خود نمی‌خواهند. و خداوند دارای توانگری مطلق و کامل است و اگر همۀ مخلوقات از اول تا آخر در یک میدان جمع شوند و از او بخواهند و او به هرکس هر آنچه را که خواسته و آرزو نموده است بدهد؛ هیچ چیزی از توانگری‌اش کم نخواهد شد، و هیچ چیزی را از آنچه او دارد کم نمی‌کنند، مگر به اندازه‌ای که سوزنی در دریا فرو برده شود و اندازه‌ای از آب دریا را با خود بالا آوَرَد. و همۀ شفاعت‌کنندگان از او می‌ترسند، و هیچ کسی از آنها جز با اجازۀ او شفاعت نخواهد کرد. و تمام شفاعت‌ها در دست اوست. پس با این تفاوت‌ها، جهالت مشرکین نسبت به خدا و بی‌خردی بزرگشان و شدّت جرأت آنها بر وی معلوم می‌شود. و نیز حکمت اینکه خداوند شرک را نمی‌بخشد معلوم می‌گردد، چون شرک عیب‌جویی خداوند را در بر دارد. بنابراین میان دو گروه یگانه پرست و مشرک داوری کرده، و در ضمن مشرکان را تهدید نموده و می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) بی‌گمان، خداوند میان ایشان دربارۀ آنچه که در آن اختلاف می‌ورزند داوری خواهد کرد. و دانسته شد که حکم و داوری خداوند این است که مؤمنان مخلص را در باغ‌های بهشت جای دهد؛ و هرکس که برای خدا شریک قایل شود، بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش را آتش دوزخ قرار دهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ﴾) بی‌گمان، خداوند توفیق هدایت شدن به راه راست را به کسی نمی‌دهد که دروغگو و کفر پیشه و ناسپاس است، و مواعظ و آیات نزد او می‌آیند امّا دروغگویی و ناسپاسی از او دور نمی‌شود؛ و خداوند نشانه‌ها را به او نشان می‌دهد، امّا آنها را انکار می‌کند و به آنها کفر می‌ورزد و دروغ می‌گوید. پس چنین کسی چگونه هدایت می‌شود درحالی که دروازۀ هدایت را به روی خود بسته است؟! و به سزای کارهایی که می‌کند، خداوند بر دلش مهر می‌نهد پس او ایمان نخواهد آورد.

39:4Page 458

لَّوۡ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدٗا لَّٱصۡطَفَىٰ مِمَّا يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ سُبۡحَٰنَهُۥۖ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ ٤

If Allāh had intended to take a son, He could have chosen from what He creates whatever He willed. Exalted is He; He is Allāh, the One, the Prevailing.1

لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ؛ اگر خدا مي خواست که براي خود فرزندي بر گيرد ، از ميان مخلوقات خود هر چه را که مي خواست بر مي گزيد منزه است اوست خداي يکتاي قهار.

(4) (﴿لَّوۡ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدٗا﴾) اگر خداوند آن گونه که بی‌خردان گمان می‌برند می‌خواست فرزندی داشته باشد، (﴿لَّٱصۡطَفَىٰ مِمَّا يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ﴾) از میان مخلوقات، کسی را که می‌خواست برمی‌گزید، و آن را به منزلۀ فرزند خویش قرار می‌داد، و نیازی به گرفتن همسر نداشت. (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) پاک و منزّه است خداوند از آنچه کافران دربارۀ او گمان می‌برند، و پاک است از آنچه که ملحدان به او نسبت می‌دهند. (﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ﴾) و او در ذات و اسما و صفات و در کارهایش یگانه است، پس او در این چیزها شبیه و همانندی ندارد. و اگر فرزندی ‌داشت، این اقتضا می‌کرد تا در یگانگی‌اش شبیه او باشد، چون فرزند جزئی از او می‌شد. (﴿ٱلۡقَهَّارُ﴾) و بر همۀ جهان بالا و پایین چیره است.پس اگر فرزندی ‌داشت، فرزندش تحت چیرگی او قرار نمی‌گرفت، و بر پدرش از روی ناز و کرشمه گستاخی می‌کرد. و یگانگی و چیرگی خداوند متلازم هستند. پس یگانه، حتماً چیره است؛ و کسی نمی‌تواند بر همه چیز چیره باشد مگر اینکه یگانه و یکتا باشد، و این امر مشارکتِ با او را از هر جهت نفی می‌کند.

39:5–7Page 458

خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۖ يُكَوِّرُ ٱلَّيۡلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيۡلِۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمًّىۗ أَلَا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ ٥

He created the heavens and earth in truth. He wraps the night over the day and wraps the day over the night and has subjected the sun and the moon, each running [its course] for a specified term. Unquestionably, He is the Exalted in Might, the Perpetual Forgiver.1

خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۚ يَخۡلُقُكُمۡ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ خَلۡقٗا مِّنۢ بَعۡدِ خَلۡقٖ فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ ٦

He created you from one soul. Then He made from it its mate, and He produced for you from the grazing livestock eight mates.1 He creates you in the wombs of your mothers, creation after creation, within three darknesses.2 That is Allāh, your Lord; to Him belongs dominion. There is no deity except Him, so how are you averted?

إِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡۖ وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَۖ وَإِن تَشۡكُرُواْ يَرۡضَهُ لَكُمۡۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٧

If you disbelieve - indeed, Allāh is Free from need of you. And He does not approve for His servants disbelief. And if you are grateful, He approves [i.e., likes] it for you; and no bearer of burdens will bear the burden of another. Then to your Lord is your return, and He will inform you about what you used to do. Indeed, He is Knowing of that within the breasts.

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ؛ آسمانها و زمين را به حق بيافريد شب را بر روز داخل مي کند و روز را بر شب و آفتاب و ماه را رام گردانيد و هر يک تا زماني معين در حرکتند آگاه باش که اوست پيروزمند و آمرزنده. خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ؛ شما را از يک تن بيافريد و از آن يک تن زنش را آفريد و برايتان از، چارپايان هشت جفت بيافريد شما را در شکم مادرتان در چند مرحله در درون تاريکيهاي سه گانه آفرينش بخشيد اين است خداي يکتا پروردگار شما فرمانروايي از آن اوست خدايي جز او نيست پس چگونه رويگردانتان مي سازند ? إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ اگر ناسپاسي کنيد ، خدا از شما بي نياز است و ناسپاسي را براي بندگانش ، نمي پسندد مي پسندد که سپاسگزار باشيد و هيچ کس بار گناه ديگري را بر دوش نمي کشد بازگشت همه شما نزد پروردگارتان است او شما را از کارهايي که مي کرده ايد آگاه مي کند او به آنچه در دلها مي گذرد آگاه است.

(5) خداوند متعال خبر می‌دهد که او (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) آسمان‌ها و زمین را از روی حکمت و مصلحت آفریده است، و تا بندگان را امر و نهی کند، و به آنها پاداش و کیفر بدهد. (﴿يُكَوِّرُ ٱلَّيۡلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيۡلِ﴾) هر یک از شب و روز را بر دیگری داخل می‌کند، و هر یک را به جای دیگری قرار می‌دهد. و شب و روز جمع نمی‌شوند؛ بلکه هر گاه یکی بیاید دیگری می‌رود. (﴿وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمًّى﴾) و خورشید و ماه را به صورت منظّم مسخّر کرده، و آنها حرکتی قانونمند دارند، و هر یک تا مدت زمان معیّنی حرکت خواهد کرد، و آن زمانی است که این دنیا به پایان می‌رسد و نابود می‌شود. پس آنگاه خداوند همۀ مخلوقات و خورشید و ماه را از بین می‌برد، و آفرینش را از نو آغاز می‌کند تا در سرای جاودانگی بهشت یا جهنّم ماندگار شوند. (﴿أَلَا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) بدان که او غالب است و بر هر چیزی چیره می‌باشد، و هیچ چیزی در برابر او توان سرپیچی را ندارد، و او با توانمندی خویش این مخلوقات بزرگ را پدید آورده، و آنها را فرمانبردار نموده است که به فرمان او حرکت می‌کنند. (﴿ٱلۡغَفَّٰرُ﴾) آمرزندۀ گناهان بندگانِ توبه‌کار و با ایمان می‌باشد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِنِّي لَغَفَّارٞ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا ثُمَّ ٱهۡتَدَىٰ﴾ و بی‌گمان من آمرزنده هستم برای کسی که توبه کرده و ایمان آوَرَد و کار شایسته انجام دهد و سپس راهیاب شود. و خداوند کسی را که شرک بورزد بعد از آنکه آیات بزرگ او را دیده است سپس توبه کند و برگردد می‌آمرزد.

(6) از قدرت و توانمندی‌اش این است که (﴿خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾) شما را با اینکه زیاد هستید و در گوشه‌های زمین پراکنده می‌باشید، از یک تن آفرید. (﴿ثُمَّ جَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا﴾) سپس همسرش را از آن پدید آورد تا در آغوش همدیگر آرام بگیرند و نعمتش را بر آنان کامل بگرداند. (﴿وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖ﴾) و از چهارپایان، هشت نوع را با تقدیر و اندازه‌گیری معینی از سوی خود، برای شما آفرید. و این بیانگر رحمت و مهربانی او نسبت به شماست. و آن هشت نوع، همان‌ها هستند که در سورۀ انعام بیان شده‌اند:﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِ﴾ هشت جفت؛ از میش دو تا و از بز دو تا، ﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِ﴾ و از شتر دو تا و از گاو دو تا. و اینها را به طور ویژه بیان کرد با اینکه او برای مصالح بندگانش حیوانات دیگری را هم آفریده است، چون اینها فایده‌شان بیشتر است و منافعشان فراگیر می‌باشد، و همچنین دارای ویژگی‌هایی هستند که دیگر حیوانات ندارند، مانند قربانی و هدی و عقیقه و واجب بودن زکات و دیه در آنها. به همین خاطر اینها را به طور ویژه بیان کرد. وقتی آفرینش پدر و مادرمان «آدم و حوا» را بیان کرد، ابتدای آفرینش ما را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿يَخۡلُقُكُمۡ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ خَلۡقٗا مِّنۢ بَعۡدِ خَلۡقٖ﴾) شما را در شکم‌های مادرانتان از مرحله‌ای به مرحله‌ای دیگر در می‌آورد، درحالی که دست هیچ مخلوقی به شما نمی‌رسید، و هیچ چشمی نیست که شما را زیر نظر داشته باشد. و اوست که شما را در این مکان تنگ پرورش می‌دهد، (﴿فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖ﴾) در میان سه تاریکی؛ تاریکی شکم سپس تاریکی رحم و سپس تاریکی مشیمه و بچه‌دان. (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر نموده و شما را خلق کرده و چهارپایان را برایتان آفریده الله است، که پروردگار و معبود حقیقی شماست و شما را پرورش داده و به تدبیر امورتان پرداخته است. پس همان‌گونه که او در آفرینش و پرورش شما تنها و یگانه است و شریکی ندارد، در الوهیتش نیز یگانه است و شریکی برای وی نیست. بنابراین فرمود: (﴿لَهُ ٱلۡمُلۡكُۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ﴾) فرمانروایی از آن اوست؛ هیچ معبود به حقّی جز او نیست، پس چگونه برگردانده می‌شوید؟ سپس بیان کرد که تنها خداوند سزاوار پرستش است، نه بت‌هایی که هیچ کاری را تدبیر نمی‌کنند و هیچ اختیاری ندارند.

(7) پس فرمود: (﴿إِن تَكۡفُرُواۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡ﴾) اگر کفر بورزید، بدانید که مسلّماً خداوند از شما بی‌نیاز است، و کفر ورزیدن شما به او زیانی نمی‌رساند، همان‌طور که از اطاعت و عبادت شما فایده‌ای به او نمی‌رسد. ولی امر و نهی او به شما فقط ناشی از فضل و لطف او بر شماست. (﴿وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَ﴾) و خداوند به خاطر کمال و احسانش، و از آنجا که می‌داند کفر، بندگانش را بدبخت می‌نماید ـ چنان بدبختی که بعد از آن هرگز سعادت را نخواهند دید؛ چراکه آنها را برای عبادت خود آفریده است، و هدف نهایی از آفرینش مردم عبادت خداست ـ از این رو خداوند کفر را از بندگانش نمی‌پسندد، و راضی نیست آنها چیزی را ترک کنند که برای آن آفریده شده‌اند. (﴿وَإِن تَشۡكُرُواۡ يَرۡضَهُ لَكُمۡ﴾) و اگر با یگانه پرستی و اخلاص دین و عبادت برای او، سپاس او را بگزارید، آن را برایتان می‌پسندد؛ چون نسبت به شما مهربان است و دوست دارد بر شما احسان کند، و چون کاری را کرده‌اید که برای آن آفریده شده‌اید. و همان‌طور که از شرک ورزیدن شما به او زیانی نمی‌رسد، و عمل [خوب و بد] شما و توحید و یکتاپرستی‌تان به او نفعی نمی‌رساند، به همان شیوه هر یک از شما کار خیر و شرش به خود او بر می‌گردد. (﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾) و هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد. (﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس بازگشت شما در روز قیامت به سوی پروردگارتان است، و آنگاه شما را به آنچه می‌کردید خبر می‌دهد؛ خبر دادنی که علم او آن را احاطه کرده و قلمش بر آن رفته است و فرشتگان آن را برایتان ثبت و ضبط کرده‌اند و اعضایتان بر آن گواهی داده ‌است. پس هر یک را به آنچه که سزاوارش است سزا و جزا می‌دهد. (﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) بی‌گمان او به سینه‌ها و حالات نیک و بدی که در آن است آگاه می‌باشد. منظور این است که خداوند با دادگری کامل سزا و جزا می‌دهد.

39:8Page 459

۞ وَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ضُرّٞ دَعَا رَبَّهُۥ مُنِيبًا إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعۡمَةٗ مِّنۡهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدۡعُوٓاْ إِلَيۡهِ مِن قَبۡلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادٗا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِۦۚ قُلۡ تَمَتَّعۡ بِكُفۡرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ ٨

And when adversity touches man, he calls upon his Lord, turning to Him [alone]; then when He bestows on him a favor from Himself, he forgets Him whom he called upon before,1 and he attributes to Allāh equals to mislead [people] from His way. Say, "Enjoy your disbelief for a little; indeed, you are of the companions of the Fire."

وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ؛ چون به آدمي گزندي برسد ، به پروردگارش روي مي آورد و او را مي خواند، آنگاه چون به او نعمتي بخشد ، همه آن دعاها را که پيش از اين کرده بوداز ياد مي برد و براي خدا همتاياني قرار مي دهد تا مردم را از طريق او گمراه کنند بگو : اندکي از کفرت بهره مند شو ، که تو از دوزخيان خواهي بود.

(8) خداوند متعال از احسان خویش نسبت به بنده‌اش و از نیکوکاری خود و از کم سپاسی او خبر می‌دهد که هرگاه زیان و گزندی از قبیل: بیماری یا فقر و یا افتادن در مشقّت دریا و یا غیر آن به او برسد، می‌داند که در این حالت کسی جز خدا او را نجات نمی‌دهد، بنابراین با تضرّع و زاری رو به خدا می‌آورد و او را به فریاد می‌خواند و از او کمک می‌خواهد تا آنچه را که بدان گرفتار شده دور نماید، و در این مورد اصرار می‌ورزد. (﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعۡمَةٗ مِّنۡهُ﴾) سپس هنگامی که خداوند از سوی خود نعمتی به او ببخشد و زیان و رنج و اندوهش را دور سازد، (﴿نَسِيَ مَا كَانَ يَدۡعُوٓاۡ إِلَيۡهِ مِن قَبۡلُ﴾) رنج و اندوهی را که قبلاً خدا را به خاطر آن به فریاد می‌خواند، فراموش می‌کند و چنان می‌شود که گویا به او زیانی نرسیده است، و به شرک ورزیدن خود ادامه می‌دهد. (﴿وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادٗا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) و برای خداوند همتایانی قرار می‌دهد تا خود و دیگران را از راه او گمراه سازد؛ چون گمراه ساختن، بخشی از گمراه شدن است. پس ملزوم را بیان کرد تا بر لازم دلالت نماید. (﴿قُلۡ﴾) به کسی که در مقابل نعمت خدا ناسپاسی را پیشه کرده است بگو: (﴿تَمَتَّعۡ بِكُفۡرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ﴾) اندک زمانی از کفر خود بهره‌مند شو، بی‌گمان تو از دوزخیانی، پس آنچه از آن بهره‌مند می‌شوی چیزی را از تو دور نمی‌کند؛ چرا که سرانجام تو جهنّم است. ﴿أَفَرَءَيۡتَ إِن مَّتَّعۡنَٰهُمۡ سِنِينَ ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُواۡ يُوعَدُونَ مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يُمَتَّعُونَ﴾ آیا اندیشیده‌ای اگر آنها را چند سال بهره‌مند کنیم، سپس آنچه به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید، آنچه از آن بهره‌مند می‌شوند چیزی را از آنها دور نخواهد کرد؟!

39:9Page 459

أَمَّنۡ هُوَ قَٰنِتٌ ءَانَآءَ ٱلَّيۡلِ سَاجِدٗا وَقَآئِمٗا يَحۡذَرُ ٱلۡأٓخِرَةَ وَيَرۡجُواْ رَحۡمَةَ رَبِّهِۦۗ قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَۗ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٩

Is one who is devoutly obedient during periods of the night, prostrating and standing [in prayer], fearing the Hereafter and hoping for the mercy of his Lord, [like one who does not]? Say, "Are those who know equal to those who do not know?" Only they will remember [who are] people of understanding.

أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ؛ آيا آن کس که در همه ساعات شب به عبادت پرداخته ، يا در سجود است يا در قيام ، و از آخرت بيمناک است و به رحمت پروردگارش اميدوار است ، با آن که چنين نيست يکسان است ? بگو : آيا آنهايي که مي دانند با آنهايي که نمي دانند برابرند ? تنها خردمندان پند مي پذيرند.

(9) این مقایسه‌ای است بین کسی که اطاعت و عبادت خدا را انجام می‌دهد و کسی که چنین نیست؛ مقایسۀ عالم و جاهل و اینکه اینها از اموری هستند که از نظر عقل واضح‌اند، و به طور یقین تفاوت آنها مشخص است. پس کسی که از طاعت و عبادت پروردگارش روی می‌گرداند و از هوای نفس خود پیروی می‌کند، مانند کسی نیست که با انجام بهترین عبادت‌ها که نماز است، در بهترین اوقات که اوقات شب است از پروردگارش اطاعت می‌کند. پس او را به کثرت عمل و برترین آن توصیف کرد، سپس او را به ترسیدن از خدا و امیدوار بودن به وی توصیف نمود، و بیان کرد که آنچه او از آن بیم دارد عذاب آخرت است، و به خاطر گناهان گذشته از عذاب آخرت می‌ترسد، و به رحمت خداوند امیدوار است؛ پس او را به انجام عمل ظاهری و باطنی توصیف نمود. (﴿قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بگو: آیا کسانی که پروردگارشان را می‌شناسند و دین شرعی و آیین جزایی و اسرار و حکمت‌های آن را می‌دانند، و کسانی که به چیزی از این امور آگاهی ندارند برابرند؟ این دو گروه برابر نیستند، همان طور که شب و روز، و روشنایی و تاریکی، و آب و آتش یکی نیستند. (﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) تنها خردمندان وقتی پند داده شوند پند می‌پذیرند؛ آنها که دارای خردهای پاک و درست هستند، و برتر را بر آنچه پست و بی‌ارزش است ترجیح می‌دهند. پس ایشان علم را بر جهل، و اطاعت خدا را بر مخالفت با وی ترجیح می‌دهند، چون آنها عقل‌هایی دارند که عواقب و سرانجام کارها را به آنان می‌نمایاند. به خلاف کسی که عقل و خرد ندارد، و از آنجا که عقل و خرد ندارد هوای نفس خود را معبود خویش قرار می‌دهد.

39:10Page 459

قُلۡ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡۚ لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞۗ وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌۗ إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجۡرَهُم بِغَيۡرِ حِسَابٖ ١٠

Say,1 "O My servants who have believed, fear your Lord. For those who do good in this world is good, and the earth of Allāh is spacious. Indeed, the patient will be given their reward without account [i.e., limit]."

ُقلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ ؛ بگو : اي بندگان من که ايمان آورده ايد ، از پروردگارتان بترسيد براي آنان که در حيات اينجهاني نيکي کرده اند ، پاداش نيک است و زمين خدا پهناور است مزد صابران بي حساب و کامل ادا مي شود.

(10) (﴿قُلۡ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای پیامبر! با شرافت‌ترین مردمان را که مؤمنان هستند فرا بخوان، و آنان را به برترین کار که پرهیزگاری است دستور ده، و چیزهایی را برایشان بیان کن که باعث تقوا می‌شود ـ و آن عبارت است از اینکه خداوند متعال آنها را با نعمت‌هایی که به آنها داده پرورش داده و به آنان ایمان عطا کرده است ـ و به آنان بگو: (﴿ٱتَّقُواۡ رَبَّكُمۡ﴾) از پروردگارتان پروا بدارید. این نوعی از تشویق است چنانکه می‌گویند: ای سخاوتمند ببخش، و ای شجاع بجنگ. و پاداشی را که در دنیا آنان را به وجد و نشاط می‌آورد، برایشان ذکر کرد و فرمود: (﴿لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞ﴾) کسانی که با انجام دادن عبادت پروردگارشان در این دنیا نیکی کرده‌اند، پاداش نیک و روزیِ فراخ دارند، و خداوند آرامش قلب و شرح صدر را به آنان ارزانی می‌دارد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ﴾ مرد یا زنی که کار شایسته انجام دهد درحالی که او مؤمن است، به وی زندگی پاکیزه‌ای خواهیم داد. (﴿وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌ﴾) و سرزمین خدا فراخ و وسیع است، پس هرگاه از عبادت خدا در سرزمینی بازداشته شدید، به جایی دیگر هجرت کنید تا در آن پروردگارتان را عبادت کنید، و بتوانید دین خود را برپا دارید. وقتی فرمود: (﴿لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞ﴾) برای کسانی که نیکی کنند در همین جهان به ایشان نیکی می‌شود، شاید برای برخی این پرسش پیش آید که نصّ، عامّ و کلّی است و هر کس در اینجا نیکوکاری کند در همین دنیا به او نیکی می‌شود؛ پس چرا فردی که ایمان آورده، در سرزمینی مورد ستم و توهین قرار می‌گیرد و با او نیکی نمی‌شود؟ به همین خاطر این گمان را دفع کرد و فرمود: (﴿وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌ﴾) و سرزمین خدا فراخ و پهناور است. و اینجا مژده‌ای هست که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:«همواره گروهی از امّت من بر حق خواهند بود؛ هر کس آنان را یاری ننماید و یا با آنان مخالفت ورزد به آنان زیانی نمی‌رساند. و تا زمانی که فرمان خدا می‌آید آنها بر این هستند.» این آیه به این مطلب اشاره می‌کند. خداوند متعال خبر داده است که سرزمین او فراخ و وسیع است پس هرگاه در جایی از عبادت کردن خدا منع شدید، به جایی دیگر هجرت کنید، و این شامل هر زمان و مکانی می‌شود. پس هر مهاجری باید پناهگاهی در میان مسلمان‌ها داشته باشد که به آن پناه ببرد تا بتواند دین خود را برپا دارد. (﴿إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجۡرَهُم بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾) قطعاً به شکیبایان پاداششان به تمام و کمال و بدون حساب داده می‌شود. و این شامل همۀ انواع صبر و شکیبایی می‌شود؛ از جمله صبر و شکیبایی بر تقدیرهای درد آور الهی. پس فرد شکیبا زبان به ناخشنودی نمی‌گشاید، همچنان که خویشتن داری در برابر گناهان را نیز دارد؛ پس فرد شکیبا به‌صورت عمدی مرتکب گناهان نمی‌شود، و صبر نمودن بر طاعت خدا و به جای آوردن آن را نیز شامل می‌شود. و خداوند به شکیبایان وعده داده است که پاداش آنها را بدون هیچ ‌حساب و کتابی خواهد داد. و اینها همه به خاطر فضیلت صبر و شکیبایی و جایگاه آن نزد خداست. و صبر انسان را بر انجام کارها کمک می‌نماید.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском