As-Sa'diAz‑Zumar · 39:45–63

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Az-Zumar 39:45–63

39:45–46Page 463

وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ ٤٥

And when Allāh is mentioned alone, the hearts of those who do not believe in the Hereafter shrink with aversion, but when those [worshipped] other than Him are mentioned, immediately they rejoice.

قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ عَٰلِمَ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ أَنتَ تَحۡكُمُ بَيۡنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ ٤٦

Say, "O Allāh, Creator of the heavens and the earth, Knower of the unseen and the witnessed, You will judge between your servants concerning that over which they used to differ."

وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ؛ چون تنها خدا را ياد کنند دلهاي آن کسان که به قيامت ايمان نياورده ، اندنفرت گيرد ، و چون نام ديگري جز او برده شود شادمان شوند. قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ؛ بگو : بار خدايا ، تويي آفريننده آسمانها و زمين ، داناي نهان و آشکار ،تو ميان بندگانت در هر چه در آن اختلاف مي کرده اند داوري خواهي کرد.

(45 - 46) خداوند حالت مشرکین و آنچه را که شرکشان اقتضاء می‌نماید، بیان می‌دارد و می‌فرماید: (﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ﴾) هرگاه خداوند به تنهایی یاد شود، و یگانگی او بیان گردد، و اینکه باید عبادت و طاعت فقط برای او انجام پذیرد، و معبودهایی که به‌جز خدا ‌پرستش می‌گردند رها شوند، مشرکین دلگیر و متنفّر گشته، و این را به شدّت ناپسند می‌دانند. (﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ﴾) و هرگاه بت‌ها و انبازها یاد شوند، و مردمان به پرستش و ستایش آنها فرا خوانده شوند، (﴿إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) به‌ناگاه مشرکان از اینکه معبودهایشان یاد شده‌اند، و به دلیل اینکه شرک با امیال و خواسته‌هایشان موافق است، شاد و خوشحال می‌گردند؛ و این بدترین و زشت‌ترین حالت است، اما وعدۀ آنها روز قیامت است. در آن روز، حساب پس خواهند داد و مشاهده خواهند کرد که آیا معبودهایشان- که آنان را به جای خدا، به فریاد می‌خواندند- به آنها سودی می‌رسانند یا نه؟ بنابراین فرمود: (﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: خداوندا! ای پدید آورنده و مدبّر آسمان‌ها و زمین! (﴿عَٰلِمَ ٱلۡغَيۡبِ﴾) ای آن که از عالم غیب و آنچه که از چشم و دانش ما پنهان است آگاهی! (﴿وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾) و ای کسی که به آنچه آشکار است و ما مشاهده‌اش می‌کنیم، به آن نیز آگاهی! (﴿أَنتَ تَحۡكُمُ بَيۡنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) تو میان بندگانت در آنچه در آن اختلاف می‌کردند، داوری می‌کنی. و یکی از بزرگ‌ترین اختلاف‌ها، اختلاف موحّدان مخلص است؛ کسانی که می‌گویند: آنچه بر آن هستند حق است، و در آخرت پاداش نیک دارند، و برای دیگران چنین پاداشی وجود ندارد. مشرکین به شدّت اختلاف دارند که به جای تو همتایان و بت‌هایی را به خدایی گرفته‌اند، و چیزهایی را با تو برابر قرار داده‌اند که هیچ ارزشی ندارند، و بی‌نهایت از تو عیب جویی می‌کنند، و به هنگام ذکر معبودهایشان شاد شده، و به هنگام یاد و ذکر تو متنفّر و دلگیر می‌گردند؛ با وجود این ادعا می‌کنند که آنها بر حق هستند و دیگران بر باطل، و اینها پاداش نیک دارند. خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَٱلَّذِينَ هَادُواۡ وَٱلصَّٰبِ‍ِٔينَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلۡمَجُوسَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاۡ إِنَّ ٱللَّهَ يَفۡصِلُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾ بی‌گمان، خداوند میان مؤمنان و یهودیان و صابئان و نصاری و مجوس و مشرکان در روز قیامت داوری می‌کند؛ بی‌گمان، خداوند بر هر چیزی حاضر و گواه است. سپس از داوری میان آنها نیز خبر داده و فرموده است:﴿هَٰذَانِ خَصۡمَانِ ٱخۡتَصَمُواۡ فِي رَبِّهِمۡۖ فَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ قُطِّعَتۡ لَهُمۡ ثِيَابٞ مِّن نَّارٖ يُصَبُّ مِن فَوۡقِ رُءُوسِهِمُ ٱلۡحَمِيمُ يُصۡهَرُ بِهِۦ مَا فِي بُطُونِهِمۡ وَٱلۡجُلُودُ وَلَهُم مَّقَٰمِعُ مِنۡ حَدِيدٖ﴾ این دو طرف، دربارۀ پروردگارشان به منازعه پرداخته‌اند. پس کسانی که کفر ورزیده‌اند، لباس‌هایی از آتش دارند و آب داغ از بالای سرهایشان بر آنان ریخته می‌شود که روده‌ها و آنچه در شکمشان است و پوست‌هایشان را ذوب می‌کند، و آنان گرزهایی آهنین دارند. تا اینکه می‌فرماید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدۡخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَلُؤۡلُؤٗاۖ وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ﴾ بی‌گمان، خداوند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وارد باغ‌هایی از بهشت می‌نماید که از زیر کاخ‌های آن رودها روان است. و آنها در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می‌شوند، و لباس‌هایشان در آنجا ابریشم است. و می‌فرماید:﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾ کسانی که ایمان آورده و ایمانشان را با هیچ ستمی [=شرکی] نیالوده‌اند، ایشان در امنیّت و آسایش خواهند بود و اینانند راه‌یافتگان.﴿إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُ﴾ بی‌گمان هر کس برای خدا شریک قایل شود، خداوند بهشت را بر او حرام نموده، و جایگاهش آتش جهنّم است. پس در این آیه، عموم آفرینش خدا و دانش و حکم و داوری کلّی و فراگیرش در میان بندگانش بیان شده است. پس قدرت او که همۀ مخلوقات از آن پدید آمده است، و علم فراگیرش که همه چیز را در احاطه دارد، بر این دلالت می‌نماید که او میان بندگانش داوری خواهد کرد، و آنان را پس از مرگشان زنده می‌کند، و از اعمال نیک و بد، و مقدار کیفر و پاداش آن آگاهی دارد. و آفرینش او نشانگر علم و آگاهی‌اش می‌باشد. ﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ﴾ آیا خدای آفریننده، اوضاع و احوال بندگانش را نمی‌داند؟

39:47–48Page 463

وَلَوۡ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا وَمِثۡلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفۡتَدَوۡاْ بِهِۦ مِن سُوٓءِ ٱلۡعَذَابِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمۡ يَكُونُواْ يَحۡتَسِبُونَ ٤٧

And if those who did wrong had all that is in the earth entirely and the like of it with it, they would [attempt to] ransom themselves thereby from the worst of the punishment on the Day of Resurrection. And there will appear to them from Allāh that which they had not taken into account.1

وَبَدَا لَهُمۡ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ ٤٨

And there will appear to them the evils they had earned, and they will be enveloped by what they used to ridicule.

وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ؛ اگر هر چه در روي زمين است و همانند آن ، از آن ستمکاران باشد ، خود رابدان از عذاب روز قيامت باز خرند و از خدا برايشان چيزهايي آشکار شود که هرگز حسابش را نمي کردند. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون؛ پاداش بد اعمالي که مي کردند برايشان آشکار شد و آنچه مسخره اش مي کردند گرداگردشان را بگرفت.

(47) وقتی خداوند بیان کرد که او میان بندگانش داوری می‌کند، و نیز سخن مشرکین و زشتی آن را بیان داشت، انگار مردم علاقه‌مند شدند که بدانند خداوند در روز قیامت با مشرکان چه کار خواهد کرد؟ پس خبر داد که آنان (﴿سُوٓءِ ٱلۡعَذَابِ﴾) سخت‌ترین و فجیع‌ترین عذاب را خواهند داشت، همان‌طور که در دنیا سخت‌ترین و زشت‌ترین سخنان کفر آمیز را بر زبان آوردند. و اگر همۀ آنچه از طلا و نقره و مروارید و حیوانات و درختان و کشتزارهایی که در زمین است و همۀ ظروف آن و مانند آن را در اختیار داشته باشند، سپس در روز قیامت آن را بدهند تا از عذاب خدا رهایی یابند، از آنها پذیرفته نمی‌شود؛ و هیچ چیزی عذاب خدا را از آنها دور نمی‌سازد. ﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ﴾ روزی که هیچ مال و فرزندی فایده نمی‌دهد، مگر کسی که با دلی سالم به نزد خدا بیاید. (﴿وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمۡ يَكُونُواۡ يَحۡتَسِبُونَ﴾) و از جانب خدا چنان خشم و عذاب بزرگی برای آنها آشکار می‌شود که گمانش را نمی‌بردند؛ زیرا آنها در مورد خود قضاوت دیگری می‌کردند.

(48) (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا كَسَبُواۡ﴾) و چیزهایی برایشان آشکار می‌شود که آنها را ناراحت می‌کند، و این به خاطر کارهای بدشان است که انجام داده‌اند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و وعید و عذابی که آن را به مسخره می‌گرفتند، آنها را فرا می‌گیرد.

39:49–52Page 464

فَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ضُرّٞ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۭۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ ٤٩

And when adversity touches man, he calls upon Us; then when We bestow on him a favor from Us, he says, "I have only been given it because of [my] knowledge." Rather, it is a trial, but most of them do not know.

قَدۡ قَالَهَا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ ٥٠

Those before them had already said it, but they were not availed by what they used to earn.

فَأَصَابَهُمۡ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُواْۚ وَٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمۡ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُواْ وَمَا هُم بِمُعۡجِزِينَ ٥١

And the evil consequences of what they earned struck them. And those who have wronged of these [people] will be struck [i.e., afflicted] by the evil consequences of what they earned; and they will not cause failure.1

أَوَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ٥٢

Do they not know that Allāh extends provision for whom He wills and restricts [it]? Indeed in that are signs for a people who believe.

فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ؛ چون آدمي را گزندي رسد ما را مي خواند ، و چون از جانب خويش نعمتي ارزانيش داريم گويد : به سبب داناييم اين نعمت را به من داده اند اين آزمايشي باشد ولي بيشترينشان نمي دانند. قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ؛ اين سخني بود که پيشينيانشان هم مي گفتند ، ولي هر چه گردآورده بودند به حالشان سود نکرد. فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ؛ عقوبت اعمالشان دامنگيرشان شد و از اين ميان به آنهايي که راه کفر پيش ، گرفته اند عقوبت اعمالشان خواهد رسيد و نمي توانند از ما بگريزند. أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ آيا هنوز ندانسته اند که خداست که روزي هر کس را که بخواهد افزون مي سازد يا تنگ روزي اش مي کند ? و در اين خود عبرتهاست براي مردمي که ايمان مي آورند.

(49) خداوند متعال از حالت انسان و طبیعت او خبر می‌دهد که هرگاه گزندی از قبیل: بیماری یا سختی و یا اندوه به وی برسد، (﴿دَعَانَا﴾) با اصرار ما را به فریاد می‌خواند تا آنچه را که به او رسیده است دور سازیم، (﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا﴾) سپس وقتی که از سوی خود نعمتی به او عطا کنیم، و زیان را از وی دور سازیم، و سختی‌اش را برطرف نماییم، آنگاه به پروردگارش کفر می‌ورزد و ناسپاسی می‌کند. (﴿قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢ﴾) می‌گوید: خداوند این نعمت را، بر این اساس که شایسته و سزاوار آن هستم به من داده است؛ چون من پیش خدا ارزشمندم. یا اینکه می‌گوید: این نعمت را بنا بر دانشی که خودم داشته‌ام، و راه‌های به ‌دست آوردن آن را می‌دانسته‌ام به دست آورده‌ام. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ﴾) بلکه این نعمت، آزمایشی است که خداوند به وسیلۀ آن، بندگانش را می‌آزماید تا بنگرد که چه کسی سپاس او را می‌گزارد و چه کسی ناسپاسی‌اش می‌کند؟! (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمی‌دانند، بنابراین آزمایش را هدیه و بخششی می‌شمارند، و خیر محض را با آنچه که ممکن است سبب خیر یا شر شود اشتباه می‌گیرند.

(50) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿قَدۡ قَالَهَا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) قطعاً کسانی که پیش از ایشان بودند، سخن ایشان را بر زبان آورده‌اند، (﴿إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢ﴾) و گفته‌اند که این نعمت از روی دانشی که داشته‌ایم به ما عطا شده است. پس همواره تکذیب‌کنندگان، اعتراف نکردن به نعمت پروردگارشان را از یکدیگر به ارث می‌برند، و گمان می‌برند که خداوند حقّی بر آنها ندارد. و این کار همواره شیوۀ آنها بوده تا اینکه هلاک می‌شوند. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) امّا وقتی عذاب به سراغ آنها آمد، آنچه به دست آورده بودند عذاب را از آنها دفع نکرد و به آنها سودی نبخشید.

(51) (﴿فَأَصَابَهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا كَسَبُواۡ﴾) پس آنان کیفر کارهایی را که کرده بودند، دیدند. (﴿وَٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ مِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا كَسَبُواۡ﴾) و کسانی از اینان هم که ستم کرده‌اند، کیفر کردار ناپاکشان گریبانگیرشان خواهد گردید. پس آنها از اینان بهتر نیستند، و برائت آنان در هیچ کتابی آسمانی ثبت و ضبط نشده است.

(52) وقتی بیان داشت که آنها فریب مال و دارایی را خورده‌اند، و به سبب جهالت خود گمان برده‌اند که داشتن مال، نشانۀ خوب بودن حالت صاحب دارایی و مال است، به آنها خبر داد که برخورداری از رزق و روزی خداوند بر این چیز دلالت نمی‌کند و (﴿أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) خداوند روزی را برای هرکس از بندگانش ـ چه صالح باشد چه ناصالح ـ گسترده و فراوان می‌نماید، و برای هرکس از بندگانش ـ خواه صالح باشد خواه ناصالح ـ روزی را کم می‌گرداند. پس روزیِ خداوند، میان همۀ مخلوقات مشترک است. ولی ایمان و عمل صالح، فقط مخصوص بهترین مردمان می‌باشد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) بی‌گمان در فراوان نمودن روزی، و کم کردن آن، برای گروهی که ایمان می‌آورند نشانه‌های مهمّی است؛ چون آنها می‌دانند که این امر به حکمت و رحمت خدا برمی‌گردد، و او حالت بندگانش را بهتر می‌داند. پس گاهی روزیِ آنان را کم می‌نماید، و این کار را از روی لطف و رحمتی که نسبت به آنها دارد انجام می‌دهد؛ چون اگر روزی آنان را گسترده و فراوان کند، در زمین فساد و تباهی می‌ورزند؛ پس خداوند در این امر، صلاح دینی بندگان را-که اساس سعادت و رستگاری‌شان است- رعایت می‌کند.

39:53–59Page 464

۞ قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ٥٣

Say, "O My servants who have transgressed against themselves [by sinning], do not despair of the mercy of Allāh. Indeed, Allāh forgives all sins.1 Indeed, it is He who is the Forgiving, the Merciful."

وَأَنِيبُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُۥ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ٥٤

And return [in repentance] to your Lord and submit to Him before the punishment comes upon you; then you will not be helped.

وَٱتَّبِعُوٓاْ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ بَغۡتَةٗ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ ٥٥

And follow the best of what was revealed to you from your Lord [i.e., the Qur’ān] before the punishment comes upon you suddenly while you do not perceive,

أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ ٥٦

Lest a soul should say,1 "Oh, [how great is] my regret over what I neglected in regard to Allāh and that I was among the mockers."

أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ ٥٧

Or [lest] it say, "If only Allāh had guided me, I would have been among the righteous."

أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٥٨

Or [lest] it say when it sees the punishment, "If only I had another turn1 so I could be among the doers of good."

بَلَىٰ قَدۡ جَآءَتۡكَ ءَايَٰتِي فَكَذَّبۡتَ بِهَا وَٱسۡتَكۡبَرۡتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ ٥٩

But yes, there had come to you My verses, but you denied them and were arrogant, and you were among the disbelievers.

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛ بگو : اي بندگان من که بر زيان خويش اسراف کرده ايد ، از رحمت خدا مايوس ، مشويد زيرا خدا همه گناهان را مي آمرزد اوست آمرزنده و مهربان. وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ؛ پيش از آنکه عذاب فرا رسد و کسي به ياريتان برنخيزد ، به پروردگارتان روي آوريد و به او تسليم شويد. وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ العَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ؛ و پيش از آنکه به ناگاه و بي خبر عذاب بر شما فرود آيد ، از بهترين چيزي که از جانب پروردگارتان نازل شده است پيروي کنيد. أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ؛ تا کسي نگويد : اي حسرتا بر آنچه در کار خدا کوتاهي کردم ، و از مسخره کنندگان بودم. أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ يا بگويد : اگر خدا مرا هدايت کرده بود ، من از پرهيزگاران مي بودم. أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ؛ ، يا چون عذاب را ببيند ، بگويد : اگر بار ديگر به دنيا باز مي گرديدم ،از نيکوکاران مي شدم. بَلَى قَدْ جَاءتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ؛ آري ، آيات من بر تو نازل شد و تو گردنکشي کردي و از کافران بودي.

(53) خداوند به آن دسته از بندگانش که گناهان زیادی را مرتکب شده‌اند خبر می‌دهد که فضل و بخشش او گسترده است، و آنها را تشویق می‌کند تا به سوی او بازگردند، قبل از آنکه این کار را نتوانند انجام بدهند. پس فرمود: (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! و ای کسی که به جای پیامبر به دین خدا دعوت می‌کنی! از جانب پروردگار به بندگان خبر بده و بگو: (﴿يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) ای بندگان من که با ارتکاب گناهان، و تلاش و حرکت در مسیر ناخشنودی خداوند، بر خود اسراف کرده‌اید! (﴿لَا تَقۡنَطُواۡ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِ﴾) از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ و با ناامیدی، خود را به هلاکت اندازید؛ و نگویید که گناهان ما زیاد گشته، و عیب‌های ما روی هم انباشته شده است، و راهی برای نجات ما وجود ندارد، و گناهان ما زدوده نخواهند شد، و به سبب این فکر، همچنان بر گناهان اصرار ورزید، و توشه‌ای از آنچه پروردگار مهربان را خشمگین می‌نماید جمع‌آوری نکنید. بلکه پروردگار خود را با نام‌هایی که بر کرم و لطف و بخشش او دلالت می‌کنند بشناسید. و بدانید که (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا﴾) خداوند همۀ گناهان از قبیل: شرک و قتل و زنا و ربا و ظلم و دیگر گناهان کبیره و صغیره را می‌آمرزد. (﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) بی‌گمان او بسیار آمرزگار و بس مهربان است؛ یعنی آمرزش و رحمت صفت او است، دو صفتی که لازم او هستند و از ذات او جدا نمی‌شوند، و همواره آثار این دو صفت در فرایند هستی جریان دارد، و هر موجودی را فرا می‌گیرد. در همۀ اوقات، خیرات را سرازیر می‌نماید؛ و نعمت‌ها و بخشش‌ها را پی در پی در پنهان و آشکار بر بندگان سرازیر می‌دارد، و بخشیدن را از ندادن بیشتر دوست دارد، و رحمت او بر خشم وی پیشی گرفته است. اما رحمت و مغفرت او اسبابی دارند که با آنها به دست می‌آیند، و اگر بنده این اسباب را فراهم نکند، دروازۀ رحمت و آمرزش را به روی خود بسته است. و بزرگ‌ترین سبب به ‌دست آوردن رحمت و آمرزش -بلکه تنها سببی که موجب این دو چیز است- بازگشت به سوی خدا به وسیلۀ توبۀ واقعی، و با دعا و زاری و عبادت و بندگی می‌باشد. پس بشتابید به سوی این سبب بزرگ و راه نجات!

(54) بنابراین خداوند متعال به بازگشت و شتافتن به سوی خود دستور داد و فرمود: (﴿وَأَنِيبُوٓاۡ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواۡ لَهُۥ﴾) و با دل‌هایتان به سوی پروردگار خود باز گردید، و با اعضا و جوارح خود تسلیم او شوید. هرگاه انابت به تنهایی ذکر شود، اعمال جوارح هم در آن داخل است؛ و هرگاه انابت و تسلیم با هم بیان شوند، معنی همین گونه است که بیان کردیم. (﴿إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواۡ لَهُۥ﴾) این بیانگر اهمیّت اخلاص است، و اینکه اعمال ظاهری و باطنی بدون اخلاص سودمند نیستند. (﴿مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید و نتوان آن را دفع کرد. (﴿ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ﴾) و دیگر کمک و یاری نشوید. انگار در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که انابت و تسلیم شدن چیست؟ و جزئیات و کارهای آنان چه می‌باشد؟.

(55) پس خداوند متعال پاسخ داد و فرمود: (﴿وَٱتَّبِعُوٓاۡ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم﴾) از بهترین چیزی که از سوی پروردگارتان برای شما فرو فرستاده شده است، پیروی کنید، از قبیل: اعمال باطنی که شما را به آن امر نموده است مانند محبّت خدا، و ترس از خدا، و امیدوار بودن به او، و خیرخواهی برای بندگان، و ترک نمودن آنچه با این موارد مخالف است. و اعمال ظاهری مانند نماز و زکات و حج و صدقه و انواع نیکوکاری‌ها و امثال آن چیزی است که خداوند به آن فرمان داده، و آن بهترین چیزی است که از سوی پروردگار برای ما فرو فرستاده شده است. پس کسی که در این کارها از دستورات پروردگارش اطاعت می‌کند، به سوی او بازگشته و تسلیم شده است. (﴿مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ بَغۡتَةٗ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ﴾) پیش از آنکه ناگهان عذاب به سراغ شما بیاید، و شما ناآگاه باشید. و همۀ اینها، تشویق به شتاب ورزیدن در انجام امور خیر و غنیمت شمردن فرصت است.

(56) سپس خداوند بندگان را برحذر داشت، و آنها را اندرز گفت و فرمود: (﴿أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ﴾) به غفلت خود ادامه ندهند، مبادا روزی برسد که در آن روز پشیمان ‌شوند و پشیمانی دیگر سودی ندارد. و تا اینکه کسی نگوید: وای بر من به خاطر کوتاهی‌ای که در حق خدا کردم، (﴿وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ﴾) و افسوس که در دنیا قیامت را به مسخره می‌گرفتم تا اینکه آن را به صورت آشکار مشاهده کردم.

(57) (﴿أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) «لو» در اینجا به معنی آرزو کردن است؛ یعنی کاش خداوند ‌مرا هدایت می‌کرد، و از پرهیزگاران می‌شدم؛ و از عقاب در امان می‌ماندم، و سزاوار پاداش می‌گشتم. و به معنی شرط نیست؛ چون اگر شرطیه باشد، به معنی این است آنها با قضا و قدر بر گمراهی خود احتجاج می‌کردند، و این دلیل باطلی است، و در روز قیامت هر دلیل باطلی پوچ و نابود می‌گردد.

(58) (﴿أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) یا وقتی عذاب را ببیند و به وارد شدن آن یقین نماید، بگوید:«ای کاش بازگشتی به دنیا برایم میسّر ‌بود تا از نیکوکاران باشم.» خداوند متعال می‌فرماید این چیز ممکن و سودمند نیست، بلکه اینها آرزوهای باطلی است که حقیقت ندارد. چون اگر بنده به دنیا باز گردانده شود، برای او روشنگری فراتر از روشنگر اول وجود نخواهد داشت.

(59) (﴿بَلَىٰ قَدۡ جَآءَتۡكَ ءَايَٰتِي فَكَذَّبۡتَ بِهَا وَٱسۡتَكۡبَرۡتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) آری! نشانه‌ها و آیات من -که بر حق دلالت می‌کنند و در آن تردیدی نیست- نزد تو آمدند؛ ولی آنها را دروغ انگاشتی، و از پیروی کردن از آن متکبّرانه سر باز زدی، و از کافران گشتی. پس طلب بازگشت به دنیا بیهوده است. ﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾ و چنانچه آنها به دنیا باز گردانده شوند، باز به سوی چیزهایی می‌روند که از آن نهی شده‌اند، و ایشان دروغگویانند.

39:60–61Page 465

وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسۡوَدَّةٌۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡمُتَكَبِّرِينَ ٦٠

And on the Day of Resurrection you will see those who lied about Allāh [with] their faces blackened. Is there not in Hell a residence for the arrogant?

وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ بِمَفَازَتِهِمۡ لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ ٦١

And Allāh will save those who feared Him by their attainment;1 no evil will touch them, nor will they grieve.

وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْمُتَكَبِّرِينَ؛ در روز قيامت ، کساني را که به خدا دروغ بسته اند مي بيني که رويشان ، سياه شده است آيا متکبران را در جهنم جايگاهي نيست ? وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوا بِمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ خدا پرهيزکاران را به سبب راه رستگاري که در پيش گرفته بودند مي رهاند به آنها هيچ بدي نرسد و از اندوه بدور باشند.

(60) خداوند از رسوایی و خواری کسانی خبر می‌دهد که بر او دروغ بسته‌اند و می‌فرماید: چهره‌هایشان در روز قیامت سیاه می‌شود، انگار شب‌های تاریک‌اند، و حاضرین در محشر آنها را از روی چهره‌های سیاهشان می‌شناسند. پس حق روشن و درخشان می‌باشد، انگار صبح است. و همان‌طور که آنها چهرۀ حق را با دروغ سیاه کردند، خداوند نیز چهره‌هایشان را سیاه می‌نماید، و کیفر از نوع عملشان می‌باشد. پس آنان چهره‌هایشان سیاه است، و در جهنّم عذاب سختی دارند. بنابراین فرمود: (﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) آیا برای آنان که از پذیرفتن حق متکبرانه سر باز زده؛ و از روی خود بزرگ بینی از عبادت پروردگار روی برتافته و بر خدا دروغ بسته‌اند، در جهنّم جایگاهی نیست؟ آری! هست. سوگند به خدا در جهنّم کیفر و رسوایی و عذابی هست که سراپای متکبّران را فرا می‌گیرد، و حق از آنها ستانده می‌شود. دروغ گفتن بر خداوند، شامل دروغ بستن بر او در شریک قرار دادن برای اوست؛ و فرزند و همسر قایل شدن برای او؛ و خبر دادن از او به آنچه که شایسته‌اش نیست، می‌شود. و نیز ادّعای دروغین نبوّت، و گفتن سخنی دروغین در شریعت خدا و ادّعا کردن که، این سخن را پیامبر خدا گفته است، را شامل می‌گردد.

(61) وقتی حالت متکبّران را بیان کرد، حالت پرهیزگاران را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ بِمَفَازَتِهِمۡ﴾) و خداوند پرهیزگاران را به سبب نجاتشان رهایی می‌بخشد، چون آنها وسیلۀ نجات را -که تقوای الهی است- به همراه دارند. تقوا، وسیلۀ رهایی از سختی‌ها و مشکلات است. (﴿لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ﴾) عذابی به آنها نمی‌رسد که رنجورشان سازد، (﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و غمگین و اندوهگین نمی‌گردند. پس دچار شدن به عذاب، و ترس و هراس آن را از آنها نفی کرد، و این بیانگر آن است که آنها در امنیت کامل به سر می‌برند. و این امنیت ادامه خواهد یافت تا اینکه آنان را به سرای ایمن بهشت می‌رساند، و در آنجا از هر رنج و امر ناپسندی ایمن خواهند بود، و از نعمت‌های تر و تازه برخوردار خواهند شد، و می‌گویند:﴿وَقَالُواۡ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ﴾ ستایش خداوندی را سزاست که اندوه را از ما دور کرد؛ بی‌گمان، پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است.

39:62–63Page 465

ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ ٦٢

Allāh is the Creator of all things, and He is, over all things, Disposer of affairs.

لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ٦٣

To Him belong the keys of the heavens and the earth. And they who disbelieve in the verses of Allāh - it is those who are the losers.

اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ خداست که آفريدگار هر چيزي است و او نگهبان هر چيزي. لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ کليدهاي آسمانها و زمين نزد اوست و آنها که به آيات خدا کافر شده اندزيان ديدگان هستند.

(62) خداوند از عظمت و کمال خود خبر می‌دهد که موجب ضرر و خسارت کسی می‌شود که به او کفر ورزیده است. پس می‌فرماید: (﴿ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) خداوند آفرینندۀ همه چیز است. این عبارت و امثال آن که در قرآن بسیار آمده است، بر این دلالت می‌نماید که هر چیزی ـ به ‌جز ذات خداوند و نام‌ها و صفاتش ـ مخلوق هستند. پس در این آیه سخن کسانی که می‌گویند:«بعضی از مخلوقات قدیم هستند» رد شده است. فلاسفه می‌گویند: زمین و آسمان‌ها قدیم‌اند. کسان دیگری هم یافت می‌شوند که می‌گویند:«ارواح قدیم هستند.» و امثال این گفته‌های باطل که متضمن بی‌اثر نمودن صفتِ آفرینندگی خداوند در آفریده‌هایش است. و کلام خدا مخلوق نیست؛ چون کلام، صفت متکلم است، و خداوند با نام‌ها و صفاتش اوّل و ازلی است، و قبل از او چیزی نبوده است. استدلال معتزله به این آیه و امثال آن -مبنی بر اینکه کلام خدا مخلوق است- از بزرگ‌ترین جهالت‌هاست. چون خداوند همیشه و همواره با نام‌ها و صفاتش بوده است، و هیچ صفتی از صفاتش حادث نیست که بعداً پدید آمده باشد، و هیچ‌گاه صفت او تعطیل نمی‌شود. به دلیل اینکه خداوند از ذات بزرگوارش خبر داده که او همۀ جهان بالا و پایین را آفریده، و بر هر چیزی نگهبان است، و این مستلزم آن است که خداوند باید کاملاً مراقب و آگاه باشد، و بر آنچه که مراقب آن است، قدرت کامل داشته باشد تا بتواند در آن تصرّف نماید و آن را حفظ کند. نیز باید حکمت و شناخت داشته باشد و انواع تصرّفات را بداند تا در آن تصرّف و تدبیر نماید، و همان کاری را در آن انجام دهد که شایسته‌تر است. پس نگهبان بودن و مراقبت، جز با داشتن این اوصاف کامل نمی‌گردد؛ و اگر در یکی از این موارد نقصی مشاهده شود، نقص در نگهبانی به حساب می‌آید. و معلوم است که خداوند بر همه چیز نگهبان است، و این بیانگر آن است که علم و آگاهی او همه چیز را احاطه نموده است، و از قدرت و تدبیر و فرزانگی کامل و غیر قابل تصوّری برخوردار است، و هر چیزی را در جای مناسب آن قرار می‌دهد.

(63) (﴿لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) کلیدهای علم و آگاهی و تدبیر آسمان‌ها و زمین از آن اوست. پس ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾ هر رحمتی که خداوند برای مردم بگشاید، هیچ باز دارنده‌ای ندارد؛ و هر آنچه که نگاه دارد، هیچ فرستنده‌ای برای آن نیست؛ و او توانای با حکمت است. وقتی عظمت خود را بیان کرد که اقتضا می‌نماید دل‌ها از توقیر او لبریز گردند، نیز حالت کسی را بیان کرد که قضیه را بر عکس نموده و قدر خداوند را نمی‌شناسد، پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) و کسانی که آیات و نشانه‌های خدا را که بر حق و یقین و صراط مستقیم دلالت می‌نمایند؛ باور نداشته و به آن کفر ورزیده‌اند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) ایشان زیانکاران‌اند؛ زیرا بندگی و عبودیت و اخلاص و ذکر و طاعت خدا را که موجب اصلاح دل و زبان و سایر اعضای آدمی است، از دست داده‌اند؛ و در عوض اینها هر آن چیزی را که دل‌ها و جسم‌ها را فاسد می‌کند، به میان آورده؛ و باغ‌های بهشت را از دست داده، و در عوض آن عذاب دردناک را به دست آورده‌اند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском