As-Sa'di · Tafsir · in Persian
An-Nisa 4:150–166
4:150–152Page 102
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡفُرُونَ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيۡنَ ٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَيَقُولُونَ نُؤۡمِنُ بِبَعۡضٖ وَنَكۡفُرُ بِبَعۡضٖ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيۡنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا ١٥٠
Indeed, those who disbelieve in Allāh and His messengers and wish to discriminate between Allāh and His messengers and say, "We believe in some and disbelieve in others," and wish to adopt a way in between -
أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ حَقّٗاۚ وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا ١٥١
Those are the disbelievers, truly. And We have prepared for the disbelievers a humiliating punishment.
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَلَمۡ يُفَرِّقُواْ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّنۡهُمۡ أُوْلَٰٓئِكَ سَوۡفَ يُؤۡتِيهِمۡ أُجُورَهُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا ١٥٢
But they who believe in Allāh and His messengers and do not discriminate between any of them - to those He is going to give their rewards. And ever is Allāh Forgiving and Merciful.
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً ؛ کساني هستند که به خدا و پيامبرانش کافر مي شوند و مي خواهند ميان خداو، پيامبرانش جدايي افکنند و مي گويند که بعضي را مي پذيريم و بعضي را نمي پذيريم و مي خواهند در اين ميانه راهي برگزينند. أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ؛ اينان در حقيقت کافرانند و ما براي کافران عذابي خوارکننده آماده ساخته ايم. وَالَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَـئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ و کساني که به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند و ميان پيامبرانش جدايي نيفکنده اند پاداششان را خدا خواهد داد ، و خدا آمرزنده و مهربان است.
(150) در اینجا از دو گروه سخن به میان آمده است که برای هرکسی معلوم و شناخته شده هستند؛ گروهی که به خدا و همۀ پیامبران و کتابهایش ایمان دارند، و گروهی که به همۀ این موارد کافرند. و گروه سومی باقی میماند که به برخی از پیامبران ایمان داشته و به برخی ایمان ندارند، و ادعا میکنند این راهی است که آنها را از عذاب خدا نجات میدهد. در حقیقت این خیالاتی بیش نیست. و اینان میخواهند میان خدا و پیامبرانش جدایی بیندازند. زیرا هرکس واقعاً خدا را دوست داشته باشد، تمام پیامبرانش را نیز دوست میدارد؛ چراکه دوست داشتن پیامبران، مکمّل دوست داشتن خداست. و هرکس با یکی از پیامبران خدا دشمنی ورزد، به راستی که با خدا و تمامی پیامبران دشمنی ورزیده است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّلَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَجِبۡرِيلَ وَمِيكَىٰلَ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَدُوّٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾ هرکس که دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل باشد، [بداند که] خداوند قطعاً دشمن کافران است. همچنین هرکس به یکی از پیامبران کفر بورزد، در حقیقت به همۀ پیامبران کفر ورزیده است. حتی او، به پیامبری که گمان میبرد به وی ایمان دارد، نیز کفر ورزیده است.
(151 - 152) بنابراین فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ حَقّٗا﴾) اینان کافران حقیقیاند. تا گمان نرود که آنها در میان ایمان و کفر جایگاهی دارند. و دلیل کافر بودن آنان ـ حتی به پیامبری که ادعا مینمایند که به او ایمان دارند ـ این است که هر دلیلی آنها را به ایمان آوردن به کسی که به او ایمان آوردهاند راهنمایی کند، همان دلیل یا بالاتر از آن، در رابطه با ایمان آوردن به پیامبری وجود دارد که آنان به وی کفر میورزند. و هر شبههای که به گمان آنها با آن، پیامبری را مورد عیبجویی قرار دهند که به وی کفر ورزیدهاند، همان شبهه یا بزرگتر از آن، در رابطه با پیامبری که آنها به او ایمان آوردهاند، وجود دارد. پس آنچه که آنها را به این ورطه کشانده است، چیزی جز پیروی از آرزو و خواستهای نفسانی و ادعای بیدلیل نیست، که هر کس میتواند به مقابلۀ با آن برخیزد. و چون بیان فرمود که حقیقتاً آنها کافر هستند، به بیان عذابی پرداخت که همۀ آنها و هر کافری را فرا میگیرد. پس فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا﴾) و برای کافران عذاب خوارکنندهای فراهم آوردهایم. همان طور که آنها از ایمان آوردن به خدا سر باز زدند و تکبر ورزیدند، خداوند نیز آنها را، با عذاب دردناک و رسواکننده، خوار مینماید. (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ﴾) و کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند. و این متضمّن ایمان آوردن به همۀ مطالبی است که خداوند در مورد خودش گفته است، کما اینکه متضمن ایمان آوردن به تمامی اخبار و احکامی است که پیامبران آوردهاند. (﴿وَلَمۡ يُفَرِّقُواۡ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّنۡهُمۡ﴾) و میان هیچ یک ازآنان فرق و تفاوتی نگذاشته، بلکه به همۀ پیامبران ایمان آوردهاند. پس این است ایمان حقیقی و یقینی که بر دلیل و برهان استوار است. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ سَوۡفَ يُؤۡتِيهِمۡ أُجُورَهُمۡ﴾) خداوند به هریک از آنان پاداش ایمان و کارهای شایسته و سخن نیکو و اخلاق زیبایشان را، که بر ایمان مترتب است برحسب حالت آنان، میدهد. و شاید راز نسبت دادن پاداش به آنها، همین باشد.(﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خداوند همواره آمرزگار و مهربان است؛ گناهان را میآمرزد و نیکیها را می پذیرد.
4:153–161Page 102
يَسۡـَٔلُكَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيۡهِمۡ كِتَٰبٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِۚ فَقَدۡ سَأَلُواْ مُوسَىٰٓ أَكۡبَرَ مِن ذَٰلِكَ فَقَالُوٓاْ أَرِنَا ٱللَّهَ جَهۡرَةٗ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ بِظُلۡمِهِمۡۚ ثُمَّ ٱتَّخَذُواْ ٱلۡعِجۡلَ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ فَعَفَوۡنَا عَن ذَٰلِكَۚ وَءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ سُلۡطَٰنٗا مُّبِينٗا ١٥٣
The People of the Scripture ask you to bring down to them a book from the heaven. But they had asked of Moses [even] greater than that and said, "Show us Allāh outright," so the thunderbolt struck them for their wrongdoing. Then they took the calf [for worship] after clear evidences had come to them, and We pardoned that. And We gave Moses a clear authority.
وَرَفَعۡنَا فَوۡقَهُمُ ٱلطُّورَ بِمِيثَٰقِهِمۡ وَقُلۡنَا لَهُمُ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡبَابَ سُجَّدٗا وَقُلۡنَا لَهُمۡ لَا تَعۡدُواْ فِي ٱلسَّبۡتِ وَأَخَذۡنَا مِنۡهُم مِّيثَٰقًا غَلِيظٗا ١٥٤
And We raised over them the mount for [refusal of] their covenant; and We said to them, "Enter the gate bowing humbly"; and We said to them, "Do not transgress on the sabbath"; and We took from them a solemn covenant.
فَبِمَا نَقۡضِهِم مِّيثَٰقَهُمۡ وَكُفۡرِهِم بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَقَتۡلِهِمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ وَقَوۡلِهِمۡ قُلُوبُنَا غُلۡفُۢۚ بَلۡ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَيۡهَا بِكُفۡرِهِمۡ فَلَا يُؤۡمِنُونَ إِلَّا قَلِيلٗا ١٥٥
And [We cursed them]1 for their breaking of the covenant and their disbelief in the signs of Allāh and their killing of the prophets without right and their saying, "Our hearts are wrapped" [i.e., sealed against reception]. Rather, Allāh has sealed them because of their disbelief, so they believe not, except for a few.2
وَبِكُفۡرِهِمۡ وَقَوۡلِهِمۡ عَلَىٰ مَرۡيَمَ بُهۡتَٰنًا عَظِيمٗا ١٥٦
And [We cursed them] for their disbelief and their saying against Mary a great slander1
وَقَوۡلِهِمۡ إِنَّا قَتَلۡنَا ٱلۡمَسِيحَ عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ رَسُولَ ٱللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمۡۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُۚ مَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍ إِلَّا ٱتِّبَاعَ ٱلظَّنِّۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينَۢا ١٥٧
And [for] their saying, "Indeed, we have killed the Messiah, Jesus the son of Mary, the messenger of Allāh." And they did not kill him, nor did they crucify him; but [another] was made to resemble him to them. And indeed, those who differ over it are in doubt about it. They have no knowledge of it except the following of assumption. And they did not kill him, for certain.1
بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيۡهِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا ١٥٨
Rather, Allāh raised him to Himself. And ever is Allāh Exalted in Might and Wise.
وَإِن مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا لَيُؤۡمِنَنَّ بِهِۦ قَبۡلَ مَوۡتِهِۦۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكُونُ عَلَيۡهِمۡ شَهِيدٗا ١٥٩
And there is none from the People of the Scripture but that he will surely believe in him [i.e., Jesus] before his death.1 And on the Day of Resurrection he will be against them a witness.
فَبِظُلۡمٖ مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ طَيِّبَٰتٍ أُحِلَّتۡ لَهُمۡ وَبِصَدِّهِمۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ كَثِيرٗا ١٦٠
For wrongdoing on the part of the Jews, We made unlawful for them [certain] good foods which had been lawful to them, and for their averting from the way of Allāh many [people],
وَأَخۡذِهِمُ ٱلرِّبَوٰاْ وَقَدۡ نُهُواْ عَنۡهُ وَأَكۡلِهِمۡ أَمۡوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡبَٰطِلِۚ وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا ١٦١
And [for] their taking of usury while they had been forbidden from it, and their consuming of the people's wealth unjustly. And We have prepared for the disbelievers among them a painful punishment.
يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا ؛ اهل کتاب از تو مي خواهند که برايشان کتابي از آسمان نازل کني ، اينان بزرگ تر از اين را از موسي طلب کردند و گفتند : خدا را به آشکار به مابنماي به سبب اين سخن کفر آميزشان صاعقه آنان را فروگرفت و پس ازآنکه معجزه هايي برايشان آمده بود گوساله اي را به خدايي گرفتند و ما آنان را بخشيديم و موسي را حجتي آشکار ارزاني داشتيم. وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لاَ تَعْدُواْ فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا ؛ و به خاطر پيماني که با آنها بسته بوديم کوه طور را بر فراز سرشان بداشتيم و گفتيم : سجده کنان از آن در داخل شويد و در روز شنبه تجاوز مکنيد و از ايشان پيماني سخت گرفتيم. فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ؛ پس به سبب پيمان شکستنشان و کافر شدنشان به آيات خدا و به ناحق ، کشتن پيامبران و اينکه گفتند : دلهاي ما فروبسته است ، خدا بر دلهايشان مهر نهاده است و جز اندکي ايمان نمي آورند. وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا ؛ و نيز به سبب کفرشان و آن تهمت بزرگ که به مريم زدند. وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ؛ و نيز بدان سبب که گفتند : ما مسيح پسر مريم پيامبر خدا را کشتيم و، حال آنکه آنان مسيح را نکشتند و بر دار نکردند بلکه امر بر ايشان مشتبه شد هر آينه آنان که در باره او اختلاف مي کردند خود در ترديد بودند و به آن يقين نداشتند تنها پيرو گمان خود بودند و عيسي را به يقين نکشته بودند. بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا؛ بلکه خداوند او را به نزد خود فرا برد ، که خدا پيروزمند و حکيم است. وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا؛ و هيچ يک از اهل کتاب نيست مگر آنکه پيش از مرگش به او ايمان آوردو عيسي در روز قيامت به ايمانشان گواهي خواهد داد. فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا؛ و به کيفر ستمي که يهودان روا داشتند و انصراف بسيارشان از راه خدا ،، آن چيزهاي پاکيزه را که بر آنان حلال بود ، حرام کرديم. وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا؛ و نيز بدان سبب که ربا مي گرفتند و حال آنکه از آن منع شده بودند ، و اموال مردم را به باطل مي خوردند و ما براي کافرانشان عذابي دردآور مهياکرده ايم.
(153 - 158) این خواستۀ اهل کتاب از پیامبر اکرم، حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بود که از عناد و سرکشی آنها سرچشمه میگرفت. آنان گفتند: اگر به این خواستۀ ما آنگونه که میخواهیم پاسخ داده شود، او را تصدیق میکنند، و گرنه وی را تکذیب خواهند کرد. آنها از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند تا همگی قرآن یکباره بر آنها نازل شود، آن طور که تورات و انجیل یکباره نازل شدند. و این، جهالت و ستم بزرگی بود که آنها مرتکب شدند؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم انسان و بندهای بیش نیست، و امور او در دست خداست و هیچ کاری در دست او نمیباشد، بلکه زمام همۀ کارها در دست خداست، و این خداوند است که هر آنچه را بخواهد بر بندگانش نازل مینماید و برای آنها میفرستد؛ همان طور که خداوند متعال پس از آنکه مشرکین از پیامبر صلی الله علیه وسلم درخواست کردند که معجزاتی را به آنان نشان دهد، به وی فرمود:﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾ بگو: «پاک است پروردگارم! آیا من جز بشری فرستاده شده هستم؟» و اینکه آنان فرود آمدن کتاب را به صورت جملگی و یا به صورت متفرقه، بیانگر حق یا باطل بودن آن میدانستند، تنها یک ادعاست و دلیلی بر صحت آن ندارند، بلکه شبهه هم ایجاد نمیکند؛ زیرا در نبوت کدام پیامبر از شما درخواست شده است که هرگاه پیامبری به سویتان فرستاده شد، مادامی که کتابی را برایتان آورد که متفرق و بخش بخش بود، به او ایمان نیاورید؟! نازل شدن قرآن، در مقاطع مختلف و بهصورت جداجدا و برحسب احوال و اوضاع مختلف بوده، و این بر عظمت قرآن دلالت میکند و بیانگر تَوجه و عنایت خدا به پیامبر است، که قرآن را بر او نازل کرده است. همانطور که پروردگار متعال میفرماید:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ٱلۡقُرۡءَانُ جُمۡلَةٗ وَٰحِدَةٗۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَۖ وَرَتَّلۡنَٰهُ تَرۡتِيلٗا وَلَا يَأۡتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَأَحۡسَنَ تَفۡسِيرًا﴾ و کافران گفتند: «چرا قرآن یکجا براو نازل نشده است؟» این چنین قرآن را نازل میکنیم تا قلبت را به وسیلۀ آن تثبیت کنیم، و آن را به آرامی [بر شما] خواندیم. و برای تو مَثَلی نیاوردند، مگر آنکه [ما] حق را با نیکوترین بیان برای تو آوردیم. پس از آنکه خداوند اعتراض بیاساس و پوچ آنها را بیان نمود، خبر داد که این کار از آنها بعید نیست، بلکه آنان درگذشته کارهای زشت و بزرگتر از این را با یکی از پیامبران انجام دادند، درحالیکه ادعا میکردند به او ایمان دارند. از جمله از وی خواستند که خداوند را به طور آشکار ببینند، و اینکه گوساله را به خدایی گرفتند، و آن را پرستیدند. این درحالی بود که نشانههایی [دالّ بر وجود معبود یکتا] را با چشمهای خود دیدند که دیگران آن را ندیده بودند. و از پذیرش احکام کتابشان [=تورات] امتناع ورزیدند، تا اینکه کوه طور بر بالای سر آنها نگاه داشته شد، و تهدید شدند که اگر ایمان نیاورند، کوه بر آنها انداخته خواهد شد. پس، از روی ناچاری آن را پذیرفتند و به آن ایمان آوردند. همچنین به آنان دستور داده شد که در حالت سجده و استغفار از درهای شهری وارد شوند، که به آنان امر شده بود بدان درآیند. اما آنان هردو حالت قولی [استغفار] و عملی [سجده] را زیر پا نهادند، و آن را عملی نکردند. همچنانکه برخی از آنها در روز شنبه تجاوز کردند، و خداوند آنها را شدیداً مجازات نمود. و نیز از آنان پیمان مؤکّدی گرفت، اما آنها پیمان الهی را پشت سرشان انداختند و به آیات وی کفر ورزیدند و پیامبرانش را به ناحق کشتند. و نیز گفتند:«ما عیسی را کشته و به دار آویختهایم»، حال آنکه آنها او را نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد، پس غیرِ او را کشتند و بر صلیب کشیدند. آنان همچنین ادعا کردند که دلهایمان در پرده و غلاف قرار دارد، و آنچه را که تو میگویی درک نکرده و نمیفهمیم. آنان همچنین مردم را از راه خدا منع کرده و با این کار، آنها را از حق بازداشتند و مردم را به گمراهی و فسادی که خودشان بر آن بودند، فرا خواندند. و مال حرام و ربا میخوردند با اینکه خداوند آنها را از این امر نهی کرده و شدیداً برحذر داشته بود. پس کسانی که این کارها را کردهاند، بعید نیست از پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم بخواهند کتابی را از آسمان برآنها نازل کند. و این شیوه، بهترین شیوۀ مجادله با کسی است که بر باطل قرار دارد. بر این اساس هر گاه فردی که بر باطل قرار دارد، اعتراض بیهوده و پوچی انجام داد و آن را به عنوان شبههای در راستای رد کردن حق بهکار برد، باید نیت پلید و کارهای زشتش که به مراتب از اعتراض او زشتتر است، بیان شود تا همگی بدانند که این اعتراض از چنین نیت و درون پست و فرومایهای سرچشمه میگیرد. همچنین هر اعتراضی که آنان نسبت به نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم داشتند، میتوان همان اعتراض یا قویتر از آن را، در رابطه با نبوّت کسی که آنها ادعا میکنند به او ایمان دارند، مطرح کرد، تا بدین طریق شرّ آنها کوتاه و باطلشان درهم کوبیده شود. و هردلیلی که آنها، برای اثبات کردن نبوّت پیامبری که به وی ایمان آوردهاند، ارائه میدهند، همان دلیل یا دلیلی قویتر از آن بر نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم دلالت نموده و آن را اثبات میکند. و از آنجا که منظور از برشمردن زشتیهای آنان، مقابله با آنها بود، خداوند آن موارد را در اینجا به صورت مشروح بیان نکرد، بلکه فقط اشارهوار بدان پرداخت، و در جاهای دیگر به بسط و توضیح آن میپردازد. و نیز گفتند:«ما عیسی را کشته و به دار آویختهایم»، حال آنکه آنها او را نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد، پس غیرِ او را کشتند و بر صلیب کشیدند. آنان همچنین ادعا کردند که دلهایمان در پرده و غلاف قرار دارد، و آنچه را که تو میگویی درک نکرده و نمیفهمیم. آنان همچنین مردم را از راه خدا منع کرده و با این کار، آنها را از حق بازداشتند و مردم را به گمراهی و فسادی که خودشان بر آن بودند، فرا خواندند. و مال حرام و ربا میخوردند با اینکه خداوند آنها را از این امر نهی کرده و شدیداً برحذر داشته بود. پس کسانی که این کارها را کردهاند، بعید نیست از پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم بخواهند کتابی را از آسمان برآنها نازل کند. و این شیوه، بهترین شیوۀ مجادله با کسی است که بر باطل قرار دارد. بر این اساس هر گاه فردی که بر باطل قرار دارد، اعتراض بیهوده و پوچی انجام داد و آن را به عنوان شبههای در راستای رد کردن حق بهکار برد، باید نیت پلید و کارهای زشتش که به مراتب از اعتراض او زشتتر است، بیان شود تا همگی بدانند که این اعتراض از چنین نیت و درون پست و فرومایهای سرچشمه میگیرد. همچنین هر اعتراضی که آنان نسبت به نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم داشتند، میتوان همان اعتراض یا قویتر از آن را، در رابطه با نبوّت کسی که آنها ادعا میکنند به او ایمان دارند، مطرح کرد، تا بدین طریق شرّ آنها کوتاه و باطلشان درهم کوبیده شود. و هردلیلی که آنها، برای اثبات کردن نبوّت پیامبری که به وی ایمان آوردهاند، ارائه میدهند، همان دلیل یا دلیلی قویتر از آن بر نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم دلالت نموده و آن را اثبات میکند. و از آنجا که منظور از برشمردن زشتیهای آنان، مقابله با آنها بود، خداوند آن موارد را در اینجا به صورت مشروح بیان نکرد، بلکه فقط اشارهوار بدان پرداخت، و در جاهای دیگر به بسط و توضیح آن میپردازد.
(159) (﴿وَإِن مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا لَيُؤۡمِنَنَّ بِهِۦ قَبۡلَ مَوۡتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در (﴿قَبۡلَ مَوۡتِهِۦ﴾) به اهل کتاب بر گردد. در این صورت معنی آن چنین خواهد شد: هر اهلکتابی که مرگش فرا برسد و حقیقت امر را مشاهده کند، به عیسی علیه السلام ایمان میآورد، اما ایمانش سودی به او نمیبخشد؛ زیرا این ایمان آوردن، از سرِ اضطرار و ناچاری است. و ضمناً این یک تهدید و هشدار جدی است و آنان را برحذر میدارد که به این حالت ادامه ندهند؛ زیرا قبل از مرگشان پشیمان میشوند. پس روزی که در نزد خدا گرد آورده شوند و برخیزند، حالشان چگونه خواهد بود؟! و احتمال دارد که ضمیر در (﴿قَبۡلَ مَوۡتِهِۦ﴾) به عیسی علیه السلام برگردد، در این صورت معنی اینگونه میشود: هیچکس از اهلکتاب نیست، مگر اینکه قبل از مردن عیسی مسیح به وی ایمان میآورد، و این زمانی است که قیامت نزدیک میگردد و علامتهای بزرگ آن نمایان میشود. و احادیث زیادی وارد شده است که عیسی در آخر زمان فرود میآید و دجال را میکشد و از کافران جزیه میگیرد و اهلکتاب همراه با مؤمنان به او ایمان میآورند، و در روز قیامت، عیسی گواه آنان میشود و به سبب کارهایی که کردهاند، علیه آنان گواهی میدهد و معلوم میسازد که کارهایشان با شریعت و آیین خدا موافق بوده است یا نه؛ و در این هنگام به باطل بودن همۀ آنچه که آنها بر آن قرار داشتند، از قبیل: مخالفتهایشان با شریعت قرآن، و با آنچه پیامبر صلی الله علیه وسلم آنان را به سوی آن دعوت کرد، گواهی میدهد. و یقیناً عیسی علیه آنها گواهی میدهد؛ زیرا او کاملاً دادگر و عادل و راستگوست، و جز به حق گواهی نمیدهد. و آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است حق، و غیر از آن، گمراهی و باطل است.
(160 - 161) سپس خداوند متعال خبر داد که او بسیاری از روزیهای پاکیزهای را که برای بنیاسرائیل حلال بود؛ بر آنها حرام کرد، و این تحریم، تحریم مجازات بود، یعنی بهخاطر ستم و تجاوز، و بازداشتن مردم از راه خدا و جلوگیری آنان از هدایت یافتن، و گرفتن ربا بود، حال آنکه آنها از رباخواری نهی شده بودند. آنها با نیازمندانی که با آنان خرید و فروش داشتند، با عدالت رفتار نمیکردند، پس خداوند آنها را با چیزی مجازات نمود که از جنس و نوع کارشان بود. بنابراین آنها را از بسیاری از چیزهای پاکیزهای که میخواستند، منع کرد. اما تحریم چیزهایی که خداوند بر امّت اسلام حرام نموده است، تحریم تنزیهی میباشد؛ و حکمتش این است تا از آلودگیهایی که به دین و دنیای آنها زیان میرساند، پاک بمانند.
4:162Page 103
لَّٰكِنِ ٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ مِنۡهُمۡ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ يُؤۡمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلِكَۚ وَٱلۡمُقِيمِينَ ٱلصَّلَوٰةَۚ وَٱلۡمُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ أُوْلَٰٓئِكَ سَنُؤۡتِيهِمۡ أَجۡرًا عَظِيمًا ١٦٢
But those firm in knowledge among them and the believers believe in what has been revealed to you, [O Muḥammad], and what was revealed before you. And the establishers of prayer [especially] and the givers of zakāh and the believers in Allāh and the Last Day - those We will give a great reward.
لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ ولي دانشمندان و آن مؤمناني را که به آنچه بر تو و به آنچه پيش از تو نازل کرده ايم ايمان دارند ، و نمازگزاران و زکات دهندگان و مؤمنان به خدا و روز قيامت را اجر بزرگي خواهيم داد.
(162) پس از آنکه عیبهای اهلکتاب را بیان کرد، کسانی را از اهلکتاب که پسندیده و خوب هستند، استثنا نمود و فرمود: (﴿لَّٰكِنِ ٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ﴾) اما کسانی که علم و دانش در دلهایشان جای گرفته و یقین در قلبهایشان ریشه دوانیده است، علم و یقینی که در دلشان جای گرفته است، ایمان کامل و فراگیری را برایشان به بار آورده است. [چنین کسانی] (﴿يُؤۡمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلِكَ﴾) به آنچه که بر تو نازل شده و به آنچه که پیش از تو نازل گشته است، ایمان دارند. در نتیجه علم و یقینی که در دلهایشان ریشه دوانده اعمال صالح، از قبیل: برپا داشتن نماز و پرداختن زکات را که جزو بهترین کارها هستند، برای آنان به بار آورده است. و به درستی که این دو کار [برپا داشتن نماز و پرداختن زکات] اخلاص برای معبود و نیکی کردن نسبت به بندگان را در بر دارد. و آنها که علم و یقین در قلبهایشان رسوخ پیدا کرده است، به روز قیامت ایمان دارند و از وعید خدا میهراسند و به نوید او امیدوارند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ سَنُؤۡتِيهِمۡ أَجۡرًا عَظِيمًا﴾) به ایشان پاداشی بزرگ خواهیم داد، چون آنان از علم و ایمان و عمل صالح و ایمان به کتابها و پیامبران گذشته و آینده برخوردار هستند.
4:163–165Page 104
۞ إِنَّآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ كَمَآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ نُوحٖ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَٰرُونَ وَسُلَيۡمَٰنَۚ وَءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ زَبُورٗا ١٦٣
Indeed, We have revealed to you, [O Muḥammad], as We revealed to Noah and the prophets after him. And We revealed to Abraham, Ishmael, Isaac, Jacob, the Descendants,1 Jesus, Job, Jonah, Aaron, and Solomon; and to David We gave the book [of Psalms].
وَرُسُلٗا قَدۡ قَصَصۡنَٰهُمۡ عَلَيۡكَ مِن قَبۡلُ وَرُسُلٗا لَّمۡ نَقۡصُصۡهُمۡ عَلَيۡكَۚ وَكَلَّمَ ٱللَّهُ مُوسَىٰ تَكۡلِيمٗا ١٦٤
And [We sent] messengers about whom We have related [their stories] to you before and messengers about whom We have not related to you. And Allāh spoke to Moses with [direct] speech.
رُّسُلٗا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى ٱللَّهِ حُجَّةُۢ بَعۡدَ ٱلرُّسُلِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا ١٦٥
[We sent] messengers as bringers of good tidings and warners so that mankind will have no argument against Allāh after the messengers. And ever is Allāh Exalted in Might and Wise.
إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإْسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ؛ ما به تو وحي کرديم همچنان که به نوح و پيامبران بعد از او وحي کرده ، ايم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبطها و عيسي و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحي کرده ايم و به داود زبور را ارزاني داشتيم. وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا؛ و پيامبراني که پيش از اين داستانهاشان را براي تو گفته ايم و آنان ، که داستانهاشان را براي تو نگفته ايم و خدا با موسي سخن گفت ، چه سخن گفتني بي ميانجي. رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا؛ پيامبراني مژده دهنده و بيم دهنده تا از آن پس مردم را بر خدا حجتي نباشد ، و خدا پيروزمند و حکيم است.
(163) خداوند متعال خبر میدهد که او بر بنده و پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم شریعت بزرگ و اخبار راستینی وحی نمود که بر این پیامبران ـ علیهم الصلاة والسلام ـ وحی کرده بود، و این چند فایده دارد: 1ـ محمد صلی الله علیه وسلم تافتۀ جدا بافتهای نیست، بلکه خداوند قبل از او پیامبران زیادی را فرستاده است، پس ابراز تعجب از رسالت او، جز جهالت و کینه توزی دلیل دیگری ندارد. 2ـ خداوند اصول آیین و عدالت را به محمد وحی نمود، همانطور که آن را به دیگر پیامبران وحی نمود و همه بر آن متفق بودند، و برخی از آنان برخی دیگر را تصدیق میکردند. 3ـ او از جنس دیگر پیامبران است، پس او را با دیگر برادران پیامبرش مقایسه کنید. بنابراین دعوت او همان دعوت آنهاست، و اخلاق همۀ آنان همسان، و رسالت و هدفشان یکی است. پس خداوند او را به افراد ناشناخته تشبیه نکرد و در ردیف دروغگویان و پادشاهان ظالم قرار نداد. 4ـ یاد و خاطرۀ این پیامبران و برشمردن آنها، و ستایش و ذکر خیرشان، و تشریح اوضاع و احوال آنان باعث میشود تا مؤمن بیشتر به آنها ایمان داشته باشد و به آنها محبت بیشتری بورزد و از رهنمودهای آنها پیروی کند و به سنت آنان اُنس بگیرد وحقوقی را که برگردن ما دارند، بشناسد. همانگونه که خداوند متعال میفرماید:﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٖ فِي ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ سلام بر نوح درجهانیان.﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ﴾ سلام برابراهیم. ﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾ سلام بر موسی و هارون.﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ سلام بر اِل یاسین. ما اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم. پس هر نیکوکاری بر حسب نیکوکاریاش، در میان مردم از او به نیکی یاد میشود، و پیامبران ـ بهویژه آنهایی که از آنان نام برده شد ـ در بالاترین مقام نیکوکاری قرار دارند. وقتی بیان داشت که همۀ آنان در دریافت وحی از جانب خدا مشترک هستند، ویژگیهای بعضی از آنان را بیان نمود. پس بیان کرد که او زبور را به داود داده است، و آن کتاب معروفی است که خداوند به خاطر فضیلت و شرافت داود، به وی داد.و بیان کرد که با موسی سخن گفته است؛ یعنی بهطور مستقیم و بدون واسطه با او سخن گفت، تا جایی که موسی با این ویژگی در میان جهانیان مشهور گردید، و به وی گفته میشود: موسی «کلیم الرحمن» است.
(164) و بیان کرد که خداوند، سرگذشت بعضی از پیامبران را برای پیامبرش بیان کرده، و سرگذشت برخی از آنان را بیان نکرده است، و این بر کثرت پیامبران دلالت مینماید. و خداوند آنها را فرستاده است تا کسانی را، که از خدا اطاعت نموده و از آنها پیروی کرده است، به سعادت دنیا و آخرت بشارت دهند، و کسانی را، که از فرمان خدا سرپیچی کرده و با وی مخالفت میورزند، از شقاوت و عذاب دو جهان برحذر دارند
(165) و خداوند آنها را فرستاده است تا کسانی را، که از خدا اطاعت نموده و از آنها پیروی کرده است، به سعادت دنیا و آخرت بشارت دهند، و کسانی را، که از فرمان خدا سرپیچی کرده و با وی مخالفت میورزند، از شقاوت و عذاب دو جهان برحذر دارند، تا مردم پس از بعثت پیامبران حجتی بر خدا نداشته باشند، و نگویند:﴿مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِيرٖ وَلَا نَذِيرٖۖ فَقَدۡ جَآءَكُم بَشِيرٞ وَنَذِيرٞ﴾ هیچ مژده دهنده و بیم دهندهای پیش ما نیامد، [و به آنها گفته شود: ] به راستی که مژده دهنده و ترسانندهای پیش شما آمد. خداوند پیامبران را یکی پس از دیگری فرستاد تا امورات دینی مردم، و راههای کسب خشنودی پروردگار، و مواردی که به خشم الهی منتهی میشود، و راههای بهشت و جهنم را بیان نمایند. بنا براین خداوند بر مردم اتمام حجت کرده و دیگر عذر و بهانهای را از آنان نمیپذیرد. بنابراین هرکس پس از فرستاده شدن پیامبران کفر بورزد، کسی را جز خودش ملامت نکند. و این از کمال قدرت و حکمت خداوندی است که پیامبران را به سوی آنها فرستاد و کتابها را بر آنان نازل نمود. همچنین بیانگر فضل و احسان خدا نسبت به آدمیان است؛ چرا که آنان به شدت نیازمند پیامبران بودند، و خداوند بزرگترین نیاز آنان را برطرف نمود. پس ستایش و سپاس مخصوص اوست و از او میخواهیم همانگونه که با فرستادن پیامبران بر مردم انعام نمود، این نعمت را با توفیق دادنِ ما برای در پیش گرفتن راه آنها کامل بگرداند. همانا او بخشنده و بزرگوار است.
4:166Page 104
لَّٰكِنِ ٱللَّهُ يَشۡهَدُ بِمَآ أَنزَلَ إِلَيۡكَۖ أَنزَلَهُۥ بِعِلۡمِهِۦۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَشۡهَدُونَۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدًا ١٦٦
But Allāh bears witness to that which He has revealed to you. He has sent it down with His knowledge, and the angels bear witness [as well]. And sufficient is Allāh as Witness.
لَّـكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا ؛ ولي خدا به آنچه بر تو نازل کرد شهادت مي دهد که به علم خود نازل کرده است ، و فرشتگان نيز شهادت مي دهند ، و خدا شهادت را بسنده است.
(166) وقتی خداوند بیان نمود که به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم وحی نمود همچنان که به سوی پیامبران برادرش وحی فرستاده است، در اینجا خبر میدهد که بر صحّت رسالت و پیام محمد گواهی میدهد. (﴿أَنزَلَهُۥ بِعِلۡمِهِۦ﴾) شاید منظور این است که خداوند قرآن را که مشتمل بر علم او میباشد، نازل کرده است؛ یعنی در قرآن علوم الهی و احکام شرعی و اخبار غیبی وجود دارد، که خداوند آن را به بندگانش آموخته است. و شاید منظور این است که قرآن از علم خدا سرچشمه گرفته است، و خداوند بر این امر گواهی میدهد. بنابراین معنی آن چنین خواهد بود: خداوند این قرآن را که مشتمل بر اوامر و نواهی او است، نازل فرموده است. و رسول خود را کاملاً میشناسد، و میداند که مردم را به سوی قرآن فرا میخواند. پس هرکس او را اجابت نماید و پیامش را تصدیق کند، دوست خدا [و پیامبر] خواهد بود؛ و هرکس پیامبر را تکذیب کند و با او دشمنی ورزد، دشمن خدا شمرده شده و مال وخونش مباح خواهد بود. وخداوند پیامبر را یاری میکند و نصرت خود را پیدر پی میفرستد، و دعاهای وی را میپذیرد، ودشمنانش را خوار میگرداند، و دوستانش را یاری میکند. پس آیا شهادتی بزرگتر از این یافت میشود؟! و امکان ندارد که این گواهی را مورد رخنه و اعتراض قرار داد، مگر اینکه علم خدا و قدرت و حکمت وی مورد عیبجویی و انتقاد قرار گیرد. و خداوند از گواهی دادن فرشتگان بر صحت آنچه بر پیامبرش نازل نموده است، خبر داد. چون ایمان فرشتگان کامل است، و آنچه بر آن گواهی میدهند از اهمیت و عظمت فراوانی برخوردار است؛ زیرا جز افراد خاص، بر کارهای بزرگ گواه گرفته نمیشوند. همانطور که خداوند متعال در مورد گواهی دادن بر توحید خویش فرموده است:﴿شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَأُوۡلُواۡ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾ خداوند گواهی میدهد که جز او هیچ معبود برحقی نیست، و اینکه او دادگر است، و فرشتگان و اهل دانش [نیز به دادگری و توحید خدا] گواهی میدهند. هیچ معبود به حقی جز او نیست، و او عزیز و حکیم است. و کافی است که خداوند گواه باشد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences