As-Sa'di · Tafsir · in Persian
An-Nisa 4:36–46
4:36–38Page 84
۞ وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡـٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡجَارِ ٱلۡجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلۡجَنۢبِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخۡتَالٗا فَخُورًا ٣٦
Worship Allāh and associate nothing with Him, and to parents do good, and to relatives, orphans, the needy, the near neighbor, the neighbor farther away, the companion at your side,1 the traveler, and those whom your right hands possess. Indeed, Allāh does not like those who are self-deluding and boastful,
ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ وَيَكۡتُمُونَ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا ٣٧
Who are stingy and enjoin upon [other] people stinginess and conceal what Allāh has given them of His bounty - and We have prepared for the disbelievers a humiliating punishment -
وَٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۗ وَمَن يَكُنِ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَهُۥ قَرِينٗا فَسَآءَ قَرِينٗا ٣٨
And [also] those who spend of their wealth to be seen by the people and believe not in Allāh nor in the Last Day. And he to whom Satan is a companion - then evil is he as a companion.
وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ؛ خداي را بپرستيد و هيچ چيز شريک او مسازيد و با پدر و مادر و، خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب ومسافر رهگذر و بندگان خود نيکي کنيد هر آينه خدا متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد. الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ؛ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و مالي را که خدا به آنها داده است پنهان مي کنند و ما براي کافران عذابي خوارکننده مهيا ساخته ايم. وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا ؛ و نيز کساني را که اموال خويش براي خودنمايي انفاق مي کنند و به خدا، وروز قيامت ايمان نمي آورند و هر که شيطان قرين او باشد ، قريني بد دارد.
(36 - 37) خداوند بندگانش را دستور میدهد تا تنها او را که خدای یگانه است، و شریکی ندارد، عبادت کنند. عبادت؛ یعنی بندگی خدا، و گردن نهادن به اوامر الهی و نواهی او، و اینکه از روی محبت و فروتنی همۀ عبادتهای ظاهری و باطنی خالص برای او انجام شود. و خداوند نهی کرده است که برای او شریک قرار داده شود. پروردگار نه شرک اصغر و نه شرک اکبر را نمیپذیرد، و نباید ملائکه و پیامبر، و کسی دیگر از آفریدگان را که نمیتوانند برای خود سود و زیانی بیاورند، و مالک مرگ و زندگی و حشر نیستند، با او شریک قرار داد، بلکه باید عبادتِ خالصانه برای کسی انجام گیرد که از هر جهت دارای کمال مطلق است، و تدبیر کامل در دست اوست، خداوندی که هیچ کس با او شریک نیست و هیچ کس او را در تدبیر امور کمک نمیکند. بعد از اینکه خداوند بندگانش را به عبادت خویش و ادای حقوق الهی فرمان داد، آنان را دستور داد تا حقوق بندگان را به جا آورند، و هر آن کس که نزدیکتر است، مهمتر است و در اولویت قرار دارد. پس فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا﴾) با سخن خوب و خطاب مهربانانه، و کار زیبا و فرمان بردن از دستورات آنها، و پرهیز از آنچه نهی میکنند، و با انفاق بر آنها، و احترام گذاشتن به کسی که خویشاوند آنان است، با آنها نیکی کنید. احسان و نیکی با پدر و مادر دو امر متضاد را دربر دارد: یکی بدی کردن، و دیگری نیکی نکردن، و از هر دو نهی شده است. (﴿وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و با خویشاوندان نیکی کنید، که تمام خویشاوندان نزدیک و دور را شامل میشود، و باید با آنها در قول و عمل نیکی شود، و نباید پیوند خویشاوندی را در قول و عمل قطع نمود. (﴿وَٱلۡيَتَٰمَىٰ﴾) و کسانی که کوچک هستند و پدرانشان را از دست دادهاند، آنها خواه خویشاوند باشند یا نه، بر مسلمین حق دارند، و باید آنها را تحت کفالت خود قرار داده و با آنها نیکی کنند و خاطر آنها را تسکین دهند، و به بهترین صورت، آنها را در رسیدن به مصالح دینی و دنیویشان، یاری نمایند. (﴿وَٱلۡمَسَٰكِينِ﴾) و درماندگان؛ یعنی کسانی که فقر و نیازمندی، آنها را درمانده کرده است و نمیتوانند از عهدۀ مخارج خود و کسانی که باید آذوقه زندگیشان را فراهم کنند، برآیند. خداوند دستور داده نیازهایشان برآورده شود، و به اندازۀ توان، به این کار اقدام شود. (﴿وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و همسایۀ خویشاوند که دو حق دارد، حق همسایگی و حق خویشاوندی. پس او بر همسایهاش طبق عرف و عادت، حق و دَینی دارد. (﴿وَٱلۡجَارِ ٱلۡجُنُبِ﴾) و همسایهای که خویشاوند نیست، و هر اندازه همسایه، نزدیکتر باشد، حقش مؤکدتر و بیشتر است. پس باید با دادن هدیه و صدقه، و دعوت کردن، و نرمی در سخن، و کردار، و اذیت نکردن، در سخن و کردار رفتار خوبی را با همسایه درپیش گرفت. (﴿وَٱلصَّاحِبِ بِٱلۡجَنۢبِ﴾) برخی گفتهاند یعنی همراه سفر. وگفته شده به معنی همسر است. و گفته شده که منظور هر همراهی است به طور مطلق، و شاید این مفهوم بهتر است؛ زیرا شامل همراه در سفر و همراه در اقامت و شامل زن نیز میگردد. پس همراه، اضافه بر حق مسلمان بودن، حقی دیگر بر همراهش دارد، و باید او را در امور دین و دنیایش یاری کند، و خیرخواهش بوده، و در توانگری و مستمندی و خوشی و ناخوشی نسبت به او وفادار باشد، و آنچه را برای خود دوست دارد برای همراهش نیز دوست بدارد، و آنچه را برای خود نمیپسندد برای او نیز نپسندد. وهر اندازه مدت همراهی بیشتر باشد، حق نیز مؤکدتر و بیشتر میشود. (﴿وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ﴾) و آن ناآشنایی است که در سرزمین غربت، نیازمند کمک میباشد یا نیازی به کمک نداشته باشد. پس بر مسلمین حق دارد؛ چرا که او از وطن خود دور شده، و به شدت نیازمند آن است که به مقصدش رسانده شود، و مسلمین باید او را احترام کنند، و به او محبت ورزند. (﴿وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ﴾) و انسانها و حیوانهایی که در مالکیت شما هستند، بر شما حق دارند و باید نیازهایشان را برآورده سازید، و باری بر دوش آنها نگذارید که توان تحمل آن را ندارند. و باید آنها را در کاری که بر دوششان گذارده شده است، کمک کنید، و به صورتی مطلوب تربیت کنید. پس هرکس این دستورات الهی را انجام دهد، دربرابر پروردگارش فروتن بوده، و در برابر بندگان خدا متواضع گشته و از دستور خدا و آیین الهی فرمان برده است، و سزاوار پاداش زیاد و ستایش زیبا است. و هرکس این کارها را انجام ندهد، از پروردگارش رویگردان گشته و از فرمان وی اطاعت نکرده است، و در برابر بندگان خدا فروتن نبوده، بلکه تکبر ورزیده و راه خودخواهی و خودپسندی را درپیش گرفته است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخۡتَالٗا فَخُورًا﴾) بیشک خداوند کسی را دوست ندارد که خودپسند باشد، و در برابر مردم تکبر ورزد. (﴿فَخُورًا﴾) یعنی کسی که از روی تکبر بر بندگان خدا، به خود میبالد، و خویشتن را ستایش و تمجید میکند. پس خودستایی و تکبر، آنها را از انجام حقوق باز میدارد. بنابراین خداوند، آنها را مذمت کرده و میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ﴾) کسانی که حقوقی را که بر آنها است، ادا نمیکنند، (﴿وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ﴾) و مردم را با گفتار و کردارشان به بخل فرمان میدهند. (﴿وَيَكۡتُمُونَ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) و علمی را که به وسیلۀ آن، گمراهان هدایت میشوند و نادانان راهنمایی میگردند، پنهان میکنند، و باطل را برای آنها آشکار میسازند، و از روی آوردن آنان به حق جلوگیری مینمایند. پس اینها هم در مالهایشان بخل میورزند، و هم در علم خود. و برای زیان رساندن به خود و هم برای زیان رساندن به دیگران تلاش میکنند. و این صفات، صفات کافران است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا﴾) و همانطور که بر بندگان خدا تکبر ورزیدند و حقوق را ادا نکردند، و سبب بخل ورزیدن دیگران و هدایت نیافتن آنها شدند، خداوند نیز آنها را با عذاب دردناک و رسوایی همیشگی خوار میگرداند. بار خدایا از هر کار بدی به تو پناه میبریم!
(38) سپس از نفقهای که از روی ریا و شهرتطلبی و ایمان نداشتن به خدا انجام میگیرد، خبر داد و فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ﴾) و کسانی که مالهایشان را برای اینکه مردم آنها را ببینند، و تمجید وستایش کنند، و آنها را تعظیم نمایند، انفاق میکنند، (﴿وَلَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾) و انفاق و بخشش آنها، از اخلاص و ایمان به خدا و امید به پاداش او سرچشمه نگرفته است. پس این، گام شیطان و کار اوست، که گروه خود را به سوی آن فرا میخواند، تا از اهل جهنم شوند، و انفاق ریاکارانه آنها، به سبب همدمی شیطان و کشاندن آنها به سوی آتش میباشد. بنابراین فرمود: (﴿وَمَن يَكُنِ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَهُۥ قَرِينٗا فَسَآءَ قَرِينٗا﴾) و هرکس که شیطان، همدم او باشد، بسیار همراه و همدم بدی است؛ چراکه میخواهد وی را هلاک کند، و برای هلاکت همراهش به شدت تلاش میکند. پس هرکس در آنچه خداوند به او داده است، بخل بورزد و آن را که خداوند به او ارزانی داشته است، پنهان نماید، نافرمان و گناهکار است، و با پروردگارش مخالفت ورزیده است. همچنین کسی که مال خود را ببخشد، و عبادت را برای غیر خدا انجام دهد، او گناهکار شده و از دستور پروردگارش سرپیچی کرده است، و سزاوار عقوبت و سزا است؛ زیرا خداوند دستور داده است تا مخلصانه از او فرمانبرداری شود. همانطور که فرموده است:﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾ و فرمان داده نشدهاند، مگر اینکه دین و عبادت را مخلصانه برای خدا انجام دهند. پس عمل مخلصانه، عملی است که مورد پذیرش خدا باشد، و انجام دهنده آن سزاوار تمجید و ستایش است. بنابراین خداوند بندگانرا بر انجام چنین عملی، تشویق نموده و فرموده است:
4:39Page 85
وَمَاذَا عَلَيۡهِمۡ لَوۡ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِهِمۡ عَلِيمًا ٣٩
And what [harm would come] upon them if they believed in Allāh and the Last Day and spent out of what Allāh provided for them? And Allāh is ever, about them, Knowing.
وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَكَانَ اللّهُ بِهِم عَلِيمًا ؛ چه زيان داردشان اگر به خدا و روز قيامت ايمان آورند و از آنچه خدا به آنها روزي داده است انفاق کنند ? خدا به کارشان داناست.
(39) (﴿وَمَاذَا عَلَيۡهِمۡ لَوۡ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾) چه چیزی آنها را دچار سختی و دشواری میگرداند، اگر به خدا ایمان بیاورند؛ ایمانی که عین اخلاص است، و از مالهایی که خدا به آنها بخشیده است، ببخشایند، پس هم ایمان و هم اخلاص داشته باشند؟ و از آنجا که اخلاص، رازی است میان بنده و پروردگارش و جز خدا، کسی به آن آگاهی ندارد. خداوند خبر داد که او همۀ حالتها را میداند. پس فرمود: (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِهِمۡ عَلِيمًا﴾) و خداوند به [تمامی حالات] آنان آگاه است.
4:40–42Page 85
إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖۖ وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا ٤٠
Indeed, Allāh does not do injustice, [even] as much as an atom's weight; while if there is a good deed, He multiplies it and gives from Himself a great reward.
فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۭ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا ٤١
So how [will it be] when We bring from every nation a witness and We bring you, [O Muḥammad], against these [people] as a witness?
يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ ٱلرَّسُولَ لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا ٤٢
That Day, those who disbelieved and disobeyed the Messenger will wish they could be covered by the earth. And they will not conceal from Allāh a [single] statement.
إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ خدا ذره اي هم ستم نمي کند اگر نيکيي باشد آن را دو برابر مي کند و، ازجانب خدا مزدي کرامند مي دهد. فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِيدًا ؛ چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتي گواهي بياوريم و تو را بر اين امت به گواهي فرا خوانيم ? يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا ؛ در آن روز کافران و آنان که بر رسول عصيان ورزيده اند آرزو کنند که با خاک زمين يکسان مي بودند و هيچ سخني را از خدا پنهان نتوانند کرد.
(40) خداوند از کمال عدل و فضل خویش، و مبرا بودنش از ستم کم و فراوانی که با عدل و فضل او منافات دارد، خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ﴾) خداوند به اندازۀ ذرهای، ستم روا نمیدارد و از نیکیهای بندهاش، کم نمیکند و بدیهایش را، نمیافزاید. همانطور که فرموده است:﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾ هرکس ذرهای کار خوب انجام دهد، پاداش آن را میبیند، و هر کس ذرهای کار بد انجام دهد، پاداش آن را میبیند. (﴿وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا﴾) و اگر کار نیکی انجام شود، خداوند بر حسب حالت انجام دهنده و اخلاص و محبت او، پاداش آن را ده برابر و یا بیشتر مینماید. (﴿وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و خداوند از جانب خود، اضافه بر پاداش کار نیکش، او را پاداش میدهد. از قبیل اینکه او را به انجام کارهای نیک دیگری توفیق میدهد، و نیکی فراوان و خیر زیاد به او میبخشد.
(41) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾) یعنی چگونه خواهد بود اگر خداوند که علم و عدالت و حکمتش کامل است، بر اساس گواهی دادن پاکیزهترین انسانها که پیامبراناند بر امتهایشان حکم نماید؟! این در حالی است فردی که بر او حکم میشود، به گناه خویش اعتراف میکند. پس سوگند به خدا این فراگیرترین و منصفانهترین و بزرگترین حکم است. و در اینجا کسانی که بر آنها حکم شده، به کمال فضل، عدل و ستایش اعتراف میکنند و گروههایی با بهدست آوردن موفقیت و رستگاری و عزت و کامیابی خوشبخت گشته و گروههایی نیز به رسوایی و عذاب آشکار گرفتار میآیند.
(42) بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَعَصَوُاۡ ٱلرَّسُولَ﴾) در آن روز، آنان که به خدا و پیامبرش کفر ورزیده و از پیامبرش سرپیچی کردهاند، دوست دارند، (﴿لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ﴾) [و آرزو میکنند] که کاش زمین آنها را فرو میبرد و تبدیل به خاک میگشتند و نابود میشدند. همان طور که خداوند متعال فرموده است: (﴿وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا﴾) و کافر میگوید: «کاش که خاک بودم.» (﴿وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا﴾) و هیچ سخنی را از خدا پنهان نمیدارند، بلکه به همۀ کارهایی که کردهاند نزد خدا اعتراف میکنند، و زبان و دست و پاهایشان به کارهایی که کردهاند، گواهی میدهند. خداوند در این روز، پاداش و سزای آنها را کامل میدهد، و میدانند که خداوند، حق و روشنگر است. اما آنچه در احادیث آمده است مبنی براینکه کافران کفر و انکار خود را کتمان میکنند، مربوط به بعضی جاهای قیامت است، زمانی که آنها گمان میبرند انکارشان به آنها سودی میبخشد و از عذاب الهی نجات میدهد. پس، وقتی که حقائق را دریافتند، واعضای بدنشان بر آنها گواهی داد، در این هنگام مسئله روشن میشود و جایی برای پنهان کردن باقی نمیماند؛ زیرا پنهان کردن، فایده و سودی ندارد.
4:43Page 85
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡرَبُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمۡ سُكَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَعۡلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغۡتَسِلُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ٤٣
O you who have believed, do not approach prayer while you are intoxicated until you know what you are saying1 or in a state of janābah,2 except those passing through [a place of prayer], until you have washed [your whole body]. And if you are ill or on a journey or one of you comes from the place of relieving himself or you have contacted women [i.e., had sexual intercourse] and find no water, then seek clean earth and wipe over your faces and your hands [with it]. Indeed, Allāh is ever Pardoning3 and Forgiving.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، آنگاه که مست هستيد گرد نماز مگرديد، تابدانيد که چه مي گوييد و نيز در حال جنابت ، تا غسل کنيد ، مگر آنکه راهگذر باشيد و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از مکان قضاي حاجت بازگشته ايد يا با زنان جماع کرده ايد و آب نيافتيد با خاک پاک تيمم کنيد و روي و دستهايتان را با آن خاک مسح کنيد هر آينه خدا عفو کننده و آمرزنده است.
(43) خداوند، بندگان مؤمنش را نهی میکند از اینکه به نماز بایستند درحالی که مست هستند، تا بدانند که چه میگویند. و این نهی، نزدیک شدن به جایگاههای نماز مانند مسجد را نیز در بر میگیرد. پس فرد مست نمیتواند وارد مسجد شود. و نیز نماز را دربر میگیرد؛ زیرا برای فردی که مست میباشد، انجام دادن هیچ نماز و عبادتی جایز نیست، چون عقل او آشفته است و نمیداند چه میگوید. بنابراین خداوند مقرر نمود که نباید به نماز و مسجد نزدیک شد تا زمانی که فرد میداند چه میگوید. و این آیۀ شریفه، به وسیلۀ آیهای که شراب را به طور مطلق حرام مینماید، منسوخ است؛ زیرا شراب، ابتدا حرام نبود اما بعداً خداوند بندگانش را به طور ضمنی بر تحریم آن تشویق کرد و فرمود:﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ قُلۡ فِيهِمَآ إِثۡمٞ كَبِيرٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثۡمُهُمَآ أَكۡبَرُ مِن نَّفۡعِهِمَا﴾ از تو در مورد شراب و قمار میپرسند، بگو:«در شراب و قمار، گناه بزرگی است و فایدههایی [نیز] برای مردم دارند، اما گناهشان از فایدهشان بزرگتر است.» سپس خداوند متعال بندگان مؤمنش را از نوشیدن شراب به هنگام ایستادن به نماز نهی کرد، همانطور که در این آیه آمده است. سپس خداوند آن را به طور مطلق در همۀ وقتها حرام نمود و فرمود:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! شراب و قمار و بتها و [استفاده از] تیرها [ی مخصوصی که به قصد بخت آزمایی و فال بینی به کار میبرید] پلید و از کار شیطان هستند، پس از آن بپرهیزید. و حرمت شراب در هنگام نماز شدیدتر است، چون این فساد بزرگ را در بر دارد. گذشته از این، روح و مغز نماز، فروتنی و حضور قلب است، و شراب، دل را مست میکند و از یاد الهی و از نماز باز میدارد. و از مفهوم این آیه استنباط میشود، درحالت چرت زدن که فردِ خوابآلود نمیداند چه میگوید و چه میکند، نباید به نماز ایستاد، و آیه به صورت تلویحی به این موضوع اشاره میکند که مناسب است هرکس میخواهد نماز بخواند، خود را از هرچیزی که فکرش را به خود مشغول میدارد، دوری کند. مانند اینکه اگر نیاز به قضای حاجت دارد، باید برود قضای حاجت کند، سپس به نماز مشغول میشود. و نیز اگر خیلی گرسنه است، ابتدا غذا بخورد، و پس از آن به نماز بپردازد تا در نماز، گرسنگی فکرش را به خود مشغول ندارد. در این زمینه، حدیث صحیح نیز وارد شده است. سپس فرمود: (﴿وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ﴾) یعنی در حالت جُنُب به نماز نزدیک نشوید، مگر در این حالت و آن عبارت است از اینکه در داخل مسجد عبور کنید و توقف ننمایید. (﴿حَتَّىٰ تَغۡتَسِلُواۡ﴾) جنب تا زمانی که غسل نکرده است، نمیتواند به نماز بایستد، و هرگاه غسل کرد، میتواند نماز بخواند. و برای جنب، فقط گذشتن از مسجد جایز است. (﴿وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواۡ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواۡ﴾) پس تیمم را برای مریض به طور مطلق ـ خواه آب وجود داشته باشد یا نه ـ جایز قرار داد. علت جایز بودن تیمم برای مریض، بیماریی است که استفاده از آب، آن بیماری را تشدید میکند. نیز تیمم را در سفر جایز قرار داده است، چرا که گمان آن میرود در سفر آب یافت نشود. پس اگر مسافر آب نداشت و فقط به اندازۀ نیاز خودش از قبیل: نوشیدن و غیره آب همراه داشت، تیمم کردن برای او جایز است. و همچنین هر گاه انسان به سبب ادرار یا قضای حاجت یا آمیزش با زنان، ناپاک شد، اگر آب را نیافت برایش جایز است تیمم کند -خواه در سفر باشد یا نه- همانطور که عموم آیه بر این مطلب دلالت میکند. خلاصۀ مطلب این است که خداوند، تیمم را در دو حالت جایز قرار داده است: یکی در صورت عدم وجود آب -خواه در سفر باشد یا نه- و یکی در صورت مشقت و سختی ناشی از بیماری و غیره که اگر آب استفاده کند، دچار مشقت بیشتر میشود. و مفسرین در رابطه با معنی (﴿أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ﴾) اختلاف کرده و عدهای میگویند: منظور از آن، آمیزش است. پس اگر چنین باشد، آیه به صراحت جایز بودن تیمم را برای جنب بیان میدارد. همان طور که احادیث صحیح زیادی در این مورد وارد شده است. و عدهای معتقدند که منظور از آن، دست زدن به زن است، مشروط به اینکه گمان بیرون آمدن مذی باشد، و آن دستزدنی است که به خاطر شهوت انجام میشود. پس آیه، به شکستن وضو به علت دست زدن دلالت میکند. و فقها از آیۀ (﴿فَلَمۡ تَجِدُواۡ مَآءٗ﴾) استنباط کردهاند هنگامی که وقت نماز فرا رسید باید به جستجوی آب پرداخت. کسی که آب را جستجو نکند، گفته نمیشود آن را نیافته است، بلکه یافتن یا نیافتن پس از جستجو کردن معلوم میشود. نیز از این استنباط شده است وضو گرفتن با آبی که به علت مخلوط شدن با چیز پاکی تغییر کرده است نه تنها جایز است بلکه واجب نیز میباشد؛ زیرا چنین آبی در فرمودۀ الهی (﴿فَلَمۡ تَجِدُواۡ مَآءٗ﴾) داخل است؛ زیرا آبی که به سبب مخلوط شدن با چیز پاکی تغییر کرده است، آب محسوب میشود. اما در این مورد که آن آب، آبی است غیرمطلق، اختلاف وجود دارد. و در این آیه، حکم بزرگی تشریع شده و خداوند از این طریق بر این امت منت نهاده است و آن، مشروعیت تیمم است. و تمامی علما ـالحمد للهـ بر این مطلب اجماع و اتفاق دارند. و تیمم با هرآنچه که از سطح زمین ارتفاع پیدا کند ـ غبار داشته باشد یا نه ـ خواه خاک باشد یا شن، یا درخت یا سنگ و یا گیاه، به شرطی که پاک باشد، انجام میشود. البته اگر گفته شود «صعید» یعنی آنچه که با آن تیمم صورت میگیرد باید غبار داشته باشد، محتمل بهنظر میرسد؛ زیرا خداوند متعال در آیۀ(6) سورۀ مائده فرمودهاست: (﴿فَٱمۡسَحُواۡ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُمۡ﴾) از آن به چهرهها و دستهایتان بمالید و مسح کنید، و آنچه که غبار ندارد، مسح کرده نمیشود. (﴿فَٱمۡسَحُواۡ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُمۡ﴾) یعنی از آن به چهرهها ودستهایتان مسح کنید، و محل مسح کردن در تیمم تمام چهره و هر دو دست تا مچ میباشند. همان طور که احادیث صحیح بر این دلالت مینمایند. و مستحب است با یک ضربه چهره و دستها تا مچ مسح شوند، همان طور که حدیث عمار بر این مطلب دلالت مینماید. و نیز در این حدیث اشاره شده است که تیمم جنب، مانند تیمم دیگران است و فقط چهره و دستها را مسح میکند. فایده: ابن القیم میفرماید: «بدان که قواعد طب و بهداشت در سه مطلب خلاصه میشود: 1- حفظ سلامت و تندرستی. 2- دفع بیماریهایی که به بدن زیان میرساند. 3- واکسینه کردن بدن در مقابل تمام بیماریها. و به درستی که خداوند متعال ما را بر این [سه مطلب] در کتاب عزیز خود آگاه ساخته است. در رابطه با حفظ سلامت و تندرستی بدن، و واکسینه کردن آن، خداوند به خوردن و نوشیدن و اسراف نکردن دستور داده است، و برای مسافر و مریض تجویز کرده که روزه نگیرند تا صحت و سلامتی آنها به وسیلۀ آنچه که برای بدن مفید است حفظ شود، و از مریض در مقابل چیزهایی که به او ضرر میرساند، حمایت بهعمل آید. و اما در مورد دفع بیماریها، خداوند برای مردی که در حال احرام است و در سرش بیماری دارد، اجازه داده است سرش را بتراشد تا میکروبهای آن از بین بروند. پس این بیانگر آن است آنچه که ماندنش در بدن زیانآورتر است، به طریق اولی باید دفع گردد مانند ادرار، مدفوع، استفراغ، منی، خون و غیره. و در این آیه اشاره شده است که باید تمام چهره و دستها مسح شود. و نیز اشاره شده است که تیمم جایز است گرچه وقت تنگ نباشد، و از وی خواسته نمیشود که آب را بجوید، مگر بعد از اینکه سبب وجوب موجود باشد. والله تعالی اعلم. سپس آیه را اینگونه ختم کرد: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا﴾) عفو و آمرزش الهی برای بندگان مؤمنش زیاد است، و فرامینش را بسیار آسان نموده است، طوری که بنده با انجام آن دچار مشقت نمیگردد. از جمله بخشش و آمرزش الهی این است که بر این امت رحم نموده و طهارت با خاک را به جای آب ـ در صورت مشکل بودن استفاده از آب ـ برای آنان مشروع کرده، و دروازۀ توبه و بازگشت را برای گناهکاران باز نموده، وآنها را به سوی خود فرا خوانده، و به آنها وعده داده است که گناهانشان را میآمرزد. و از جمله عفو و آمرزش الهی این است که اگر مؤمن تمامِ زمین را از گناه مملو سازد، اما چیزی را شریک پروردگارش قرار ندهد، خداوند به اندازۀ زمین با آمرزش پیش او میآید.
4:44–46Page 85
أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ يَشۡتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ ٱلسَّبِيلَ ٤٤
Have you not seen those who were given a portion of the Scripture, purchasing error [in exchange for it] and wishing you would lose the way?
وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِأَعۡدَآئِكُمۡۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيّٗا وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرٗا ٤٥
And Allāh is most knowing of your enemies; and sufficient is Allāh as an ally, and sufficient is Allāh as a helper.
مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ وَيَقُولُونَ سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا وَٱسۡمَعۡ غَيۡرَ مُسۡمَعٖ وَرَٰعِنَا لَيَّۢا بِأَلۡسِنَتِهِمۡ وَطَعۡنٗا فِي ٱلدِّينِۚ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ قَالُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَا وَٱسۡمَعۡ وَٱنظُرۡنَا لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ وَأَقۡوَمَ وَلَٰكِن لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِكُفۡرِهِمۡ فَلَا يُؤۡمِنُونَ إِلَّا قَلِيلٗا ٤٦
Among the Jews are those who distort words from their [proper] places [i.e., usages] and say, "We hear and disobey" and "Hear but be not heard" and "Rāʿinā,"1 twisting their tongues and defaming the religion. And if they had said [instead], "We hear and obey" and "Wait for us [to understand]," it would have been better for them and more suitable. But Allāh has cursed them for their disbelief, so they believe not, except for a few.2
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ ؛ آيا آن کساني را که از کتاب بهره اي داده شده اند ، نديده اي که گمراهي مي خرند و مي خواهند که شما نيز گمراه شويد ? وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا ؛ خدا دشمنان شما را بهتر مي شناسد و دوستي او شما را کفايت خواهد کرد و، ياري او شما را بسنده است. مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ؛ بعضي از جهودان کلمات خدا را به معني دگرگون مي کنند و مي گويند :، شنيديم و عصيان مي ورزيم ، و بشنو و کاش ناشنوا گردي و راعنا به لغت خويش زبان مي گردانند و به دين اسلام طعنه مي زنند اگر مي گفتند که شنيديم و اطاعت کرديم و انظرنا ، برايشان بهتر و به صواب تر بود خداآنان را به سبب کفرشان لعنت کرده و جز اندکي ايمان نياوردند.
(44) این بیان مذمت و نکوهش کسانی است که (﴿أُوتُواۡ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) بهرهای از کتاب داده شدهاند. ضمناً بندگانش را از تبعیت از آنها وافتادن در دامهایشان بر حذر داشته است. پس خبر داده که آنها (﴿يَشۡتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ﴾) گمراهی را میخرند؛ یعنی آن را خیلی دوست دارند، و برای بهدست آوردنش از هر چیزی میگذرند، مانند کسی که در طلب آنچه که دوست دارد، مال فراوانی را خرج میکند. پس آنها گمراهی را بر هدایت، و کفر را بر ایمان، و شقاوت را بر سعادت، ترجیح میدهند. با این وجود (﴿وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) میخواهند شما را گمراه کنند. پس آنها بینهایت به گمراه کردن شما، علاقهمندند و تلاش خود را در این راه مبذول میدارند. و از آنجا که خداوند سرپرست و یاور بندگان مؤمنش است، گمراهی و گمراه کردن آن دسته از یهودیان را بیان کرد.
(45) و فرمود: (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيّٗا﴾) و کافی است که خدا سرپرست باشد؛ یعنی بندگانش را سرپرستی نماید و نسبت به آنها مهربانی ورزد و در همۀ کارهایشان یاور آنان باشد و آنچه را که سبب خوشبختی و رستگاری آنان است، برایشان آسان گرداند. (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرٗا﴾) و کافی است که خدا یاور باشد و آنها را علیه دشمنانشان یاری نماید و برای آنها چیزهایی را بیان دارد که از آن بر حذر باشند، و آنها را علیه دشمنانشان کمک کند. پس سرپرستی الهی، باعث بهدست آوردن خیر و نیکی، و دور شدن از هر شر و بدی است.
(46) سپس خداوند کیفیت گمراهی و عناد و ترجیح دادن باطل از سوی آنان را بیان نمود و فرمود: (﴿مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواۡ﴾) دستهای از یهودیان که علمای گمراهشان بودند، (﴿يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ﴾) سخنان را از جای خود تحریف میکنند؛ به گونهای که کلمه یا معنی آن را تغییر میدهند، یا هردو را تحریف میکنند. ازجمله تحریفشان این است در رابطه با صفتهایی که در کتابهایشان بیان شده و جز بر محمد صلی الله علیه وسلم صدق نمیکند، میگویند: منظور از این صفتها، محمد نیست بلکه منظور، کسی دیگر است، و این حقیقت را پنهان میدارند. پس علم و آگاهی آنان بدترین علم و آگاهی است؛ چراکه حقایق را وارونه نموده و باطل را به جای آن قرار داده و حق را انکار میکنند. و اما در میدان عمل و فرمانبرداری میگویند: (﴿سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا﴾) شنیدیم و نافرمانی کردیم؛ یعنی ما سخن تو را شنیدیم و از فرمانت سرپیچی کردیم و این نهایت کفر و عناد و بیرون رفتن از دایرۀ فرمانبری است. همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم را به بدترین صورت و دورترین روش از ادب و نزاکت خطاب کرده، و میگویند: (﴿وَٱسۡمَعۡ غَيۡرَ مُسۡمَعٖ﴾) بشنو از ما، امید که سخنی را از ما بشنوی که آن را دوست داشته باشی، بلکه سخنی را از ما بشنوی که آنرا دوست نمیداری. (﴿وَرَٰعِنَا﴾) منظورشان از آن، متصف نمودن حضرت به کم خردی و عیب و زشتی بود و گمان میبردند با استعمال کلمات دو پهلو، خدا و پیامبر فریب میخورند. آنها با استعمال اینگونه کلمات، و پیچ دادن زبانشان، به عیبجویی از دین و پیامبر میپرداختند و در میان خود، این مطلب را به صراحت بیان میکردند. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿لَيَّۢا بِأَلۡسِنَتِهِمۡ وَطَعۡنٗا فِي ٱلدِّينِ﴾) سپس خداوند آنها را به انجام آنچه که برایشان بهتر است، راهنمایی نمود و فرمود: (﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ قَالُواۡ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَا وَٱسۡمَعۡ وَٱنظُرۡنَا لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ وَأَقۡوَمَ﴾) و اگر آنان میگفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم، و بشنو و به ما نظر کن»، قطعاً برایشان بهتر بود؛ زیرا این سخن، متضمِّن خطاب نیک و رعایت ادب شایسته در تعامل با پیامبر است و این عمل، به مثابۀ فرمان بردن از دستور خدا و منقاد شدن در برابر اوامر اوست. این آیه همچنین مشتمل بر آن است که در سؤال کردن، باید ادب و نزاکت و متانت را رعایت کرد، و اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم به سؤالات اصحاب گوش فرا دهد و از حال و اوضاع آنان اطلاع پیدا کند. پس شایسته بود که آنها این رفتار را در پیش بگیرند. ولی از آنجا که سرشتشان ناپاک بود از این شیوه روی گرداندند و خداوند آنها را به سبب کینهورزی و کفرشان، از رحمت خویش دور کرد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَٰكِن لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِكُفۡرِهِمۡ فَلَا يُؤۡمِنُونَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) اما خداوند به سبب کفرشان، آنان را نفرین کرد. پس، به جز عدۀ کمی، ایمان نمیآورند.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences