As-Sa'diAn‑Nisa · 4:94–100

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

An-Nisa 4:94–100

4:94Page 93

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلَا تَقُولُواْ لِمَنۡ أَلۡقَىٰٓ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَٰمَ لَسۡتَ مُؤۡمِنٗا تَبۡتَغُونَ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فَعِندَ ٱللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٞۚ كَذَٰلِكَ كُنتُم مِّن قَبۡلُ فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَتَبَيَّنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا ٩٤

O you who have believed, when you go forth [to fight] in the cause of Allāh, investigate; and do not say to one who gives you [a greeting of] peace, "You are not a believer,"1 aspiring for the goods of worldly life; for with Allāh are many acquisitions. You [yourselves] were like that before; then Allāh conferred His favor [i.e., guidance] upon you, so investigate. Indeed Allāh is ever, of what you do, Aware.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون براي جهاد رهسپر شويد نيک تفحص کنيد، و به آن کس که بر شما سلام گويد ، مگوييد که مؤمن نيستي شما برخورداري از زندگي دنيا را مي جوييد و حال آنکه غنيمتهاي بسيار نزد خداست شما پيش از اين چنان بوديد ولي خدا بر شما منت نهاد پس تفحص کنيد که خدا بر اعمالتان آگاه است.

(94) خداوند متعال بندگان مؤمنش را فرمان می‌دهد که هرگاه برای جهاد و طلب خشنودی او بیرون رفتند، در همۀ کارهای مشتبه خودشان، تحقیق کنند؛ زیرا امور بر دو قسم‌اند: امور روشن و امور مبهم. پس کاری که روشن و واضح است، احتیاج به تحقیق و روشنگری ندارد؛ چون تحقیقِ امر روشن، تحصیل حاصل است. و انسان در امور مشکل و غیر روشن، نیاز به تحقیق و روشنگری دارد که آیا به آن اقدام کند یا نه؟ زیرا تحقیق در این کارها، فواید زیادی دربر دارد و از بسیاری از بدی‌ها باز می‌دارد؛ زیرا تأنی و عجله نکردن، نشانۀ دین و عقل و متانت بنده است. به خلاف کسی که در کارها شتاب می‌ورزد و قبل از اینکه تحقیق نماید، حکم را صادر می‌کند. چنین کاری، عواقب وخیمی را دربر دارد. همان‌طور که خداوند کسانی را در این آیه به خاطر اینکه تحقیق نکردند و کسی را کشتند که به آنها سلام کرد و غنیمت یا مالی را به همراه داشت، سرزنش کرد. و آنها گمان بردند که او بدان خاطر به آنها سلام می‌کند که او را نکشند، و این گمان در حقیقت، گمان اشتباهی بود. بنابراین خداوند آنها را سرزنش کرد وفرمود: (﴿وَلَا تَقُولُواۡ لِمَنۡ أَلۡقَىٰٓ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَٰمَ لَسۡتَ مُؤۡمِنٗا تَبۡتَغُونَ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فَعِندَ ٱللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٞ﴾) و کالای اندک و فانی دنیا، نباید شما را به ارتکاب کارهای ناشایستی وادارد که با ارتکاب آن، پاداش فراوان و جاودانی خدا را از دست می‌دهید. پس آنچه نزد خدا است، بهتر و جاودانه‌تر است. و این بیانگر آن است که شایسته است بنده هرگاه انگیزه‌هایی او را به هوا پرستی فرا خواند ـ‌حال آنکه هوا پرستی برای او زیان آور است‌ـ خود را به یاد چیزهایی بیندازد که خداوند برای کسی آماده کرده است که نفس خود را از تبعیت از هوی و هوس باز می‌دارد، و رضای خدا را بر رضای خویشتن مقدم می‌نماید؛ زیرا این کار، به پیروی کردن از دستور خدا می‌انجامد، گرچه این امر بر انسان دشوار آید. سپس خداوند متعال آنها را به یاد حالت اولیه و دورانی می‌اندازد که هنوز هدایت نشده بودند، و می‌فرماید: (﴿كَذَٰلِكَ كُنتُم مِّن قَبۡلُ فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَتَبَيَّنُوٓاۡ﴾)شما نیز قبلاً چنین بودید، پس خداوند بر شما منت نهاد. یعنی همان‌طور که شما را پس از گمراهی‌تان هدایت کرد، دیگران را نیز هدایت می‌کند؛ و همان‌طور که شما هدایت و روشنایی بصیرت را به تدریج به دست آوردید، برای کسانی دیگر نیز به دست می‌آید. پس چنانچه انسانی که اکنون د‌ر مرحلۀ تکامل به سر می‌برد به مرحلۀ قبلی خود که سرشار از نقصان بوده است نظر بیفکند، و با اقتضائات این حال و وضع با کسانی تعامل کند که حالشان همانند مرحلۀ نقصان وی می‌باشد، چنین نگرشی بزرگ‌ترین عامل است برای سود رساندن به این دسته از انسان‌ها و سود گرفتن از آنان است. به همین خاطر باری دیگر به دقت و امعان نظر دستور داد و فرمود: (﴿فَتَبَيَّنُوٓاۡ﴾) تحقیق کنید. پس هرکس که برای جهاد و پیکار با دشمنان خدا بیرون رفته وبرای حمله بردن به آنها کاملاً آمادگی پیدا کرده است، باید در مورد کسی که به او سلام کرده است تحقیق نماید، هرچند که قرینۀ قوی وجود داشته باشد مبنی بر اینکه به خاطر کشته نشدن و ترس از جان خودش، سلام کرده است. این بدان معنی است که در هرکاری و در همۀ حالت‌ها که احتمال وقوع اشتباه در آن می‌باشد، باید بنده تحقیق نماید تا مسئله برای او روشن شود، و به حقیقت و رأی صواب راه یابد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا﴾) بی‌گمان خداوند به آنچه می‌کنید، آگاه است. پس هریک را طبق نیت و عملی که انجام داده است، سزا و جزا می‌دهد.

4:95–96Page 94

لَّا يَسۡتَوِي ٱلۡقَٰعِدُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ غَيۡرُ أُوْلِي ٱلضَّرَرِ وَٱلۡمُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۚ فَضَّلَ ٱللَّهُ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ عَلَى ٱلۡقَٰعِدِينَ دَرَجَةٗۚ وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَفَضَّلَ ٱللَّهُ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ عَلَى ٱلۡقَٰعِدِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا ٩٥

Not equal are those believers remaining [at home] - other than the disabled - and the mujāhideen, [who strive and fight] in the cause of Allāh with their wealth and their lives. Allāh has preferred the mujāhideen through their wealth and their lives over those who remain [behind], by degrees. And to all [i.e., both] Allāh has promised the best [reward]. But Allāh has preferred the mujāhideen over those who remain [behind] with a great reward -

دَرَجَٰتٖ مِّنۡهُ وَمَغۡفِرَةٗ وَرَحۡمَةٗۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا ٩٦

Degrees [of high position] from Him and forgiveness and mercy. And Allāh is ever Forgiving and Merciful.

لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ مؤمناني که بي هيچ رنج و آسيبي از جنگ سر مي تابند با کساني که به مال و، جان خويش در راه خدا جهاد مي کنند برابر نيستند خدا کساني را که به مال و جان خويش جهاد مي کنند بر آنان که از جنگ سر مي تابند به درجتي برتري داده است و خدا همه را وعده هاي نيکو داده است و جهاد کنندگان را بر آنها که از جهاد سر مي تابند به مزدي بزرگ برتري نهاده است. دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ درجاتي از جانب خدا و آمرزش و رحمتي ، که او آمرزنده و مهربان است.

(95 - 96) مؤمنانی که با جان و مالشان جهاد می‌کنند، با کسانی که برای جهاد بیرون نرفته‌اند و با دشمنان خدا نجنگیده‌اند، برابر نیستند. در این آیه، خداوند مؤمنان را به منظور بیرون رفتن برای جهاد، تحریک و تشویق می‌نماید، و از تنبلی ورزیدن و نشستن و نرفتن به جهاد بدون اینکه عذری درمیان باشد، برحذر می‌دارد. اما آنهایی که معذورند، مانند: مریض و کور و لنگ و کسی که وسیله‌ای برای رفتن به جهاد ندارد، همچون کسانی نیست که بدون عذر نشسته و به جهاد نمی‌روند. و هر فرد معذوری که به نشستن و نرفتن به جهاد خشنود باشد، و نیت و قصد بیرون رفتن برای جهاد را ـ‌در صورت برطرف شدن عذرش نداشته باشد، و خود را برای جهاد آماده ننماید، مانند کسی است که بدون عذر در خانه نشسته و به جهاد نرفته است. و هرکس که برای رفتن به جهاد نیت کند و آرزوی شرکت در جهاد را در دل داشته باشد، او مانند کسی است که در جهاد شرکت کرده است؛ زیرا نیت قطعی اگر بر زبان جاری گردد و به اندازۀ توان در راه آن گام بردارد، دارندۀ نیت را به مقام انجام ‌دهندۀ کار می‌رساند. سپس خداوند متعال برتری مجاهدین را بر کسانی که در خانه نشسته‌اند به صراحت و به طور مجمل بیان داشته است. سپس خداوند به طور مشروح، برتری مرتبۀ آنها را تصریح نمود و به آنها نوید آمرزش و رحمت پروردگار را ‌داد که هر کار خوب و دور شدن از هر کار بدی را دربر می‌گیرد. و پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیثی که در صحیح مسلم و بخاری آمده است درجات را به طور مشروح بیان کرده و می‌فرماید: در بهشت صد درجه وجود دارد که فاصلۀ هر مقامی تا مقام دیگر، به اندازۀ فاصلۀ آسمان و زمین است، وخداوند این مقامات را برای مجاهدان آماده نموده است. و این پاداشی که خداوند برجهاد مترتب نموده است، مانند پاداشی است که در سورۀ صف بیان شده است، آنجا که خداوند فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ تِجَٰرَةٖ تُنجِيكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ يَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ وَيُدۡخِلۡكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات می‌دهد؟ به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید. این برایتان بهتر است، اگر بدانید. [خداوند] گناهانتان را می‌آمرزد، و شما را وارد باغ‌هایی می‌نماید که رودها از زیر آن روان است، و شما را در مسکن‌های پاکیزه‌ای در باغ‌های بهشت جاویدان جای می‌دهد. پیروزی و رستگاری بزرگ همین است. به زیبایی این انتقال بیندیش که از حالتی به حالتی بالاتر صورت گرفته است. ابتدا خداوند برابر بودن مجاهد و غیر مجاهد را نفی کرد، سپس به صراحت برتری مجاهد را بر کسی که نشسته است بیان نمود، سپس برتری او را به سبب اینکه مغفرت خدا و رحمت الهی او را درمی‌یابد و به مقامی رفیع دست می‌یازد، بیان داشت، و این انتقال در صورت تفضیل دادن فرد یا گروهی از حالتی به حالتی بالاتر است، اما به هنگام توهین و تحقیر از حالتی به حالتی پایین‌تر است. و این روش در مدح و ذم، بهتر و بیشتر در انسان اثر می‌گذارد. همچنین وقتی که خداوند متعال چیزی را بر چیزی دیگر برتری می‌دهد، و هریک نیز از فضیلتی برخوردار باشند، برتری هر دو کار یا هر دو چیز را بیان می‌دارد، تا کسی گمان نبرد که یکی از این دو حالت یا دو کار مورد نکوهش قرار گرفته است، همان‌طور که در اینجا فرموده است: (﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و خداوند به هریک ‌وعدۀ نیک داده است. و همان‌طور که در آیه‌های سورۀ صف نیز می‌فرماید:﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ و مؤمنان را مژده بده. در جایی دیگر نیز می‌فرماید:﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ﴾ کسانی که پیش از فتح مکه انفاق نموده و در راه خدا جنگیده‌اند، با کسانی که چنین نکرده‌اند، برابر نیستند. سپس فرمود: (﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و خداوند به هریک وعدۀ نیکو داده است. و همان‌طور که فرموده است:﴿فَفَهَّمۡنَٰهَا سُلَيۡمَٰنَۚ وَكُلًّا ءَاتَيۡنَا حُكۡمٗا وَعِلۡمٗا﴾ آن [مسأله] را به سلیمان تفهیم کردیم و به هریک از آنها علم و داوری بخشیدیم. پس کسی که می‌خواهد برخی از افراد و گروه‌ها و کارها را بر برخی دیگر برتری دهد، شایسته است که این نکته را درک کند. و همچنین اگر در صدد آن است اشخاص و گفتارها را نقد نماید و بعضی از آن اشخاص و گفته‌ها را بر بعـضی دیگر برتری ‌دهد، باید نواقص و کمبودهای آنها را بیان نماید تا گـمان نرود آنچه که ترجیح داده شده است، به حد کمال رسیده است. همان‌طور که وقتی گفته می‌شود: نصارا از آتش‌پرستان بهترند، باید همزمان بگوید: و هریک از اینها کافرند. و مثلاً اگر گفت: قتل از زنا بدتر و زشت‌تر است، باید بگوید: و هر یک از این دو کار، گناه کبیره هستند و خدا و پیامبرش این کارها را حرام قرار داده، و از آن منع کرده‌اند. و مجاهدان را به آمرزش و رحمت که از نام‌های بزرگوارِ ﴿ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾ برمی‌آیند، نوید داد. آیه را با این دو اسم به پایان رساند وفرمود: (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا﴾).

4:97–99Page 94

إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمۡۖ قَالُواْ كُنَّا مُسۡتَضۡعَفِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ قَالُوٓاْ أَلَمۡ تَكُنۡ أَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٗ فَتُهَاجِرُواْ فِيهَاۚ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا ٩٧

Indeed, those whom the angels take [in death] while wronging themselves1 - [the angels] will say, "In what [condition] were you?" They will say, "We were oppressed in the land." They [the angels] will say, "Was not the earth of Allāh spacious [enough] for you to emigrate therein?" For those, their refuge is Hell - and evil it is as a destination.

إِلَّا ٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلۡوِلۡدَٰنِ لَا يَسۡتَطِيعُونَ حِيلَةٗ وَلَا يَهۡتَدُونَ سَبِيلٗا ٩٨

Except for the oppressed among men, women and children who cannot devise a plan nor are they directed to a way1 -

فَأُوْلَٰٓئِكَ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَعۡفُوَ عَنۡهُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَفُوًّا غَفُورٗا ٩٩

For those it is expected that Allāh will pardon them, and Allāh is ever Pardoning1 and Forgiving.

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا ؛ کساني هستند که فرشتگان جانشان را مي ستانند در حالي که بر خويشتن ستم ، کرده بودند از آنها مي پرسند : در چه کاري بوديد ? گويند : ما در روي زمين مردمي بوديم زبون گشته فرشتگان گويند : آيا زمين خدا پهناور نبود که در آن مهاجرت کنيد ? مکان اينان جهنم است و سرانجامشان بد. إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً؛ مگر مردان و زنان و کودکان ناتواني که هيچ چاره اي نيابند و به هيچ جا راه نبرند. فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا ؛ باشد که خداشان عفو کند که خدا عفو کننده و آمرزنده است.

(97) این وعید شدید برای کسانی است که با وجود توانایی و قدرت، هجرت نکنند تا اینکه بمیرند. پس فرشتگانی که روح آنان را قبض می‌کنند، این‌گونه آنان را به شدت توبیخ می‌نمایند، و به آنها می‌گویند: (﴿فِيمَ كُنتُمۡ﴾) در چه حالی بودید؟ و با چه چیزی خودتان را از مشرکان جدا ساختید؟ چراکه شما انبوه و سیاهی مشرکان را افزودید و چه بسا آنان را کمک نمودید تا بر مسلمین چیره گردند، و خیر فراوان و جهاد در رکاب پیامبر و همراه بودن با مسلمانان و یاری کردن آنها بر ضد دشمنانشان را از دست دادید. (﴿قَالُواۡ كُنَّا مُسۡتَضۡعَفِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) گفتند: ما ضعیف و ناتوان و ستمدیده بودیم، و توانایی هجرت را نداشتیم، و آنها در این گفتارشان راست نمی‌گویند، چون خداوند آنها را سرزنش نموده و تهدید کرده است. و خداوند هیچ‌کس را مکلف نمی‌کند، مگر به اندازۀ توانش. و خداوند ناتوانان و مستضعفان واقعی را استثنا نموده است، بنابراین فرشتگان به آنها می‌گویند: (﴿قَالُوٓاۡ أَلَمۡ تَكُنۡ أَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٗ فَتُهَاجِرُواۡ فِيهَا﴾) آیا سرزمین خدا وسیع نبود که در آن هجرت کنید؟ و این استفهام به منظور تقریر و تثبیت است؛ یعنی هرکسی می‌داند و برای هر انسانی ثابت است که زمین خدا وسیع و پهناور است. پس اگر بنده در جایی باشد که نمی‌تواند دینش را اظهار نماید، زمین برای او گسترده و وسیع است و می‌تواند در گوشه‌ای دیگر به عبادت خدا بپردازد. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِنَّ أَرۡضِي وَٰسِعَةٞ فَإِيَّٰيَ فَٱعۡبُدُونِ﴾ ای بندگان مؤمن من! بی‌گمان زمین من وسیع است، پس فقط مرا بپرستید. خداوند در مورد این دسته از اشخاص که عذری ندارند، می‌فرماید: (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا﴾) پس ایشان جایگاهشان جهنم است و بسیار بد سرانجامی است. و همان‌طور که گذشت، این بیانِ سببی است که موجب سزا می‌گردد، که گاهی مقتضای این سبب در صورتِ وجود شرایط و منتفی شدن موانع آن ترتب پیدا می‌کند، و گاهی مانعی از به وجود آمدن مقتضای سبب جلوگیری می‌نماید. و این آیه بیانگر آن است که هجرت از بزرگ‌ترین واجبات است، و هجرت نکردن، از امور حرام و از بزرگ‌ترین گناهان کبیره می‌باشد. نیز این آیه بیانگر آن است که هرکس وفات کند، رزق و روزی و زمان مرگ و عملی را که برای او مقدر شده است، به طور کامل دریافته است، و این از کلمۀ «تَوَفَّی» استنباط می‌شود؛ زیرا کلمه «تَوَفَّی» بر آن دلالت می‌نماید، چون اگر چیزی از روزی یا عمل یا از اجل و زمان مرگش باقی مانده باشد، او متوفی نخواهد بود و نمی‌میرد. و در این آیه به ایمان آوردن به فرشتگان اشاره شده است، و فرشتگان مورد ستایش قرار گرفته‌اند؛ چون خداوند در این آیه و در قالب موافقت با رفتار و عملکرد فرشتگان، خطاب را از زبان آنان نقل می‌کند.

(98 - 99) سپس خداوند متعال ناتوانان حقیقی، و کسانی که به هیچ صورت توانایی هجرت را ندارند، استثنا کرده و فرموده است: (﴿وَلَا يَهۡتَدُونَ سَبِيلٗا﴾) و چاره‌ای ندارند. پس خداوند درمورد ایشان فرموده: (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَعۡفُوَ عَنۡهُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَفُوًّا غَفُورٗا﴾) شاید خداوند اینها را عفو کند، و خداوند عفوکننده و بخشنده است. و هرگاه کلمۀ (﴿عَسَى﴾) و امثال آن به‌کار رود، بدان معنی است که انجام آن کار به مقتضای بزرگواری و بخشش خداوند بر او واجب است. و اینکه در خصوص این دسته از اشخاص گفته است:«امید است این دسته از افراد، پاداش و ثوابی را به‌دست آورند»، بدان جهت است که آنان کارشان را به طور کامل و آن گونه که شایسته است، انجام نمی‌دهند، بلکه در انجام آن کوتاهی می‌ورزند، بنابراین مستحق آن پاداش نمی‌گردند. و خدا داناترین است. و آیۀ شریفه نیز بیانگر آن است که هرکس توان انجام دادن کاری را نداشته باشد که به آن مأمور شده است، از قبیل: واجب و غیره، او معذور است، همان‌طور که خداوند در مورد کسانی که از رفتن به جهاد ناتوان‌اند، فرموده است:﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ﴾ بر کور و لنگ و مریض گناهی نیست. و به صورت عام فرموده است:﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾ به اندازه‌ای که می‌توانید، از خدا بترسید. و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(إذَا أمَرتُکُم بِأمرٍ فَأتُوا مِنهُ مَااستَطَعتُم)«هرگاه شما را به کاری دستور دادم، به اندازه‌ای که می‌توانید آن را انجام دهید.» اما انسان معذور قرار نمی‌گیرد، مگر اینکه تلاش خود را بکند ولی هیچ راه و چاره‌ای را نیابد؛ زیرا خداوند فرموده است: (﴿لَا يَسۡتَطِيعُونَ حِيلَةٗ﴾) مستضعفانی که هیچ راه چاره‌ای ندارند. و در آیه به این مطلب نیز اشاره شده است که وجود راهنما در حج و عمره و مسافرت‌هایی از این قبیل از شروط «استطاعت» و توانایی است.

4:100Page 94

۞ وَمَن يُهَاجِرۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ يَجِدۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُرَٰغَمٗا كَثِيرٗا وَسَعَةٗۚ وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا ١٠٠

And whoever emigrates for the cause of Allāh will find on the earth many [alternative] locations and abundance. And whoever leaves his home as an emigrant to Allāh and His Messenger and then death overtakes him - his reward has already become incumbent upon Allāh. And Allāh is ever Forgiving and Merciful.

وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ آن کس که در راه خدا مهاجرت کند در روي زمين برخورداريهاي بسيار و، گشايشها خواهد يافت و هر کس که از خانه خويش بيرون آيد تا به سوي خدا ورسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دريابد ، مزدش بر عهده خداست ،و خدا آمرزنده و مهربان است.

(100) در این آیه به هجرت در راه خدا تشویق شده‌اند، و منافعی که هجرت دربر دارد، بیان شده است، پس خداوند وعده داده است که هرکس در راه او و برای طلب خشنودی او هجرت کند، در زمین اقامتگاه‌های زیاد و گشایش و فراخی می‌یابد. و این دو، منافع دین و دنیا را شامل می‌شود؛ چون بسیاری از مردم گمان می‌برند که هجرت باعث پراکندگی و دوری می‌گردد، و انسان در دیار خود ثروتمند و عزیز است اما در هجرت فقیر می‌شود و ذلیل می‌گردد و دچار سختی و مشکلات می‌شود. اما در واقع این طور نیست؛ زیرا مؤمن تا زمانی که درمیان مشرکین باشد، دینش در نهایت نقص و کمبودی قرار دارد. نه عبادت‌های فردی، ازقبیل: نماز و غیره را به طور کامل می‌تواند انجام دهد و نه عبادت‌هایی که آثار آن به دیگران نیز سرایت می‌کند، از قبیل: جهاد با زبان و جهاد با عمل و توابع آن. چون او نمی‌تواند این کارها را انجام دهد، و دینش در خطر قرار دارد، به ویژه اگر ضعیف و ناتوان باشد. پس وقتی در راه خدا هجرت کند، می‌تواند دین خدا را برپا دارد و با دشمنان خدا جهاد کند و بینی آنها را به خاک بمالد و شکست بدهد. «مراغمه» اسمی است فراگیر و تمام افعال و اقوالی را دربر می‌گیرد که دشمنان خدا را به خشم و ستوه می‌آورد. همچنین خداوند روزی مهاجر را فراوان می‌نماید، و همان طور که خداوند خبر داد، پیش آمد و این امر در رابطه با مهاجرین صدر اسلام تحقق یافت. اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم را بنگرید، وقتی که در راه خدا هجرت کردند، و خانه‌ها و فرزندان و اموال خود را ترک نمودند، با این عمل ایمانشان کامل گردید، و ایمانِ کامل و جهاد و یاری کردن دین خدا را به دست آوردند، طوری که آنها پیشوا و الگوی کسانی قرار گرفتند که پس از آنها آمدند. همچنین به فتوحات و غنائم زیادی دست یافتند و ثروتمندترین مردم شدند. و تا روز قیامت هرکس کاری را که آنها انجام دادند، انجام دهد چیزی که آنان به دست آوردند، به دست خواهد آورد. سپس فرمود: (﴿وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) و هر کس از خانه‌اش بیرون رود و به سوی خدا و پیامبرش هجرت نماید، و هدفش از هجرت، خدا و خشنودی وی و محبت پیامبر و یاری کردن دین خدا باشد، و هدفی دیگر نداشته باشد، (﴿ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ﴾) سپس کشته شود یا به صورتی دیگر بمیرد. (﴿فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾) به راستی او پاداش مهاجر را به دست آورده و به هدفش دست یافته است؛ زیرا او نیت نموده، و قاطعانه تصمیم گرفته، و کار را شروع کرده است. پس رحمت خدا نسبت به او و امثالش این است که پاداش آنها را به آنان کاملاً می‌دهد گرچه آنها کار و عمل را کامل نکرده باشند، و کوتاهی‌هایی را که در رابطه با هجرت و غیره را که از آنها سر زده است، می‌بخشد. بنابراین آیه را با این دو اسم بزرگوار به پایان رسانید و فرمود: (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا﴾) و خداوند بخشنده است؛ یعنی گناهان مؤمنان را می‌آمرزد، به خصوص گناه کسانی که توبه کرده و به سوی خدا بازگشته‌اند. (﴿رَّحِيمٗا﴾) به همۀ خلق مهربان است، از روی مهربانی آنان را پدید آورده، و سلامتی را به آنها ارزانی داشته، و مال و فرزند و قدرت و دیگر نعمت‌ها را به آنان بخشیده است. و نسبت به مؤمنان مهربان است؛ چرا که به آنان توفیق ایمان و علم و آگاهی داده، و اسباب سعادت و رستگاری و عواملی که به وسیلۀ آن فواید و خیر کثیری را به دست می‌آورند برای آنان آسان گردانده است، و آنها را از رحمت و بخشش خداوند به اندازه‌ای برخوردار می‌سازد که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. از خداوند می‌خواهیم که ما را از خیر و برکتی که نزد او است به خاطر بدی‌هایی ما داریم، محروم نگرداند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском