As-Sa'diFussilat · 41:19–35

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Fussilat 41:19–35

41:19–24Page 478

وَيَوۡمَ يُحۡشَرُ أَعۡدَآءُ ٱللَّهِ إِلَى ٱلنَّارِ فَهُمۡ يُوزَعُونَ ١٩

And [mention, O Muḥammad], the Day when the enemies of Allāh will be gathered to the Fire while they are [driven], assembled in rows,

حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَيۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٢٠

Until, when they reach it, their hearing and their eyes and their skins will testify against them of what they used to do.

وَقَالُواْ لِجُلُودِهِمۡ لِمَ شَهِدتُّمۡ عَلَيۡنَاۖ قَالُوٓاْ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنطَقَ كُلَّ شَيۡءٖۚ وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ ٢١

And they will say to their skins, "Why have you testified against us?" They will say, "We were made to speak by Allāh, who has made everything speak; and He created you the first time, and to Him you are returned.

وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَتِرُونَ أَن يَشۡهَدَ عَلَيۡكُمۡ سَمۡعُكُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُكُمۡ وَلَا جُلُودُكُمۡ وَلَٰكِن ظَنَنتُمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعۡلَمُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَعۡمَلُونَ ٢٢

And you were not covering [i.e., protecting] yourselves,1 lest your hearing testify against you or your sight or your skins, but you assumed that Allāh does not know much of what you do.

وَذَٰلِكُمۡ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمۡ أَرۡدَىٰكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٢٣

And that was your assumption which you assumed about your Lord. It has brought you to ruin, and you have become among the losers."

فَإِن يَصۡبِرُواْ فَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡۖ وَإِن يَسۡتَعۡتِبُواْ فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِينَ ٢٤

So [even] if they are patient, the Fire is a residence for them; and if they ask to appease [Allāh], they will not be of those who are allowed to appease.

وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ؛ و روزي که دشمنان خدا را گرد آورند و به صف برانندشان ، حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ چون به کنار آتش آيند ، گوش و چشمها و پوستهاشان به اعمالي که مرتکب شده اند بر ضدشان شهادت دهند. وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ به پوستهاي خود گويند : چرا بر ضد ما شهادت داديد ? گويند : آن خدايي ، که هر چيزي را به سخن مي آورد و شما را نخستين بار بيافريد و به او بازگشت مي يابيد ، ما را به سخن آورده است. وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ ؛ از اينکه گوش و چشمها و پوستهايتان به زيان شما شهادت دهند چيزي نهان نمي داشتيد ، بلکه مي پنداشتيد که خدا بر بسياري از کارهايي که مي کنيد آگاه نيست. وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِينَ؛ و اين بود گماني که به پروردگارتان داشتيد هلاکتان کرد و در شمار، زيان کردگان در آمديد. فَإِن يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِينَ؛ پس اگر شکيبايي ورزند ، جايگاهشان در آتش است ، و اگر هم طالب عفو شوند کسي آنها را عفو نکند.

(19) خداوند از دشمنانش خبر می‌دهد؛ آنهایی که به او و به آیات او کفر ‌ورزیدند، و پیامبران او را تکذیب نمودند و با آنان دشمنی ورزیدند، و حالت زشت آنها را به هنگامی که به سوی جهنم حشر می‌شوند ـ یعنی گرد آورده می‌شوند ـ بیان می‌کند؛ (﴿فَهُمۡ يُوزَعُونَ﴾) و همه به یکدیگر ملحق می‌گردند و با شدّت وخشونت به سوی جهنّم رانده می‌شوند، و نمی‌توانند امتناع ورزند و نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند و نه از سوی کسی دیگر یاری می‌شوند.

(20) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَيۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) تا اینکه بر جهنّم وارد می‌شوند و به آن می‌رسند، و می‌خواهند گناهانی که کرده‌اند انکار نمایند، پس گوش‌ها و چشمان و پوست‌هایشان به آنچه می‌کردند علیه آنان گواهی می‌دهند. لفظ (﴿وَجُلُودُهُم﴾) ذکر عام بعد از خاص است؛ زیرا منظور از آن تمام اعضای بدن است؛ یعنی هر عضوی از اعضایشان گواهی می‌دهد، و هر عضوی می‌گوید من در فلان روز چنین و چنان کردم. و این سه عضو را به طور ویژه بیان کرد؛ چون بیشتر گناهان به وسیلۀ این سه عضو یا به سبب اینها انجام می‌گیرد.

(21) وقتی که تمامی اعضای بدنشان علیه آنها گواهی می‌دهند، آنان اعضایشان را سرزنش می‌کنند: (﴿وَقَالُواۡ لِجُلُودِهِمۡ لِمَ شَهِدتُّمۡ عَلَيۡنَا﴾) و به پوست‌های خود می‌گویند چرا علیه ما و به زیان ما گواهی دادید در حالی که ما از شما دفاع می‌کنیم؟ این دلیلی است بر اینکه هر عضوی همان‌طور که گفتیم گواهی می‌دهد. (﴿قَالُوٓاۡ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنطَقَ كُلَّ شَيۡءٖ﴾) در پاسخ می‌گویند: خداوندی که همه چیز را به سخن آورده است، ما را گویا نموده است. پس ما نمی‌توانیم از شهادت و گواهی دادن امتناع ورزیم؛ زیرا ما را کسی گویا کرده است که هیچ چیزی نمی‌تواند از خواست او سرپیچی نماید. (﴿وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و او شما را نخستین بار آفرید. پس همان‌طور که جسم‌هایتان را آفریده است همچنین صفت‌هایتان را نیز آفریده است، و از آن جمله، دادن گویایی به شماست. (﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) و در آخرت به سوی او بازگردانده می‌شوید، و شما را به آنچه کرده‌اید جزا می‌دهد. و احتمال دارد که منظور از آن (﴿وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) استدلال با آفرینش نخستین بر زنده شدنِ پس از مرگ باشد، همان‌گونه که قرآن برای اثبات زنده شدنِ پس از مرگ، این گونه استدلال می‌نماید.

(22) (﴿وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَتِرُونَ أَن يَشۡهَدَ عَلَيۡكُمۡ سَمۡعُكُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُكُمۡ وَلَا جُلُودُكُمۡ﴾) یعنی شما از شهادت دادن اعضایتان بر ضدّ خود پنهان نمی‌شدید، و از این هراس نداشتید و پرهیز نمی‌کردید.(﴿وَلَٰكِن ظَنَنتُمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعۡلَمُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) بلکه شما با اقدام به انجام گناهان، گمان بردید که خداوند بسیاری از آنچه را که می‌کنید نمی‌داند، بنابراین همه آنچه که خواستید از شما سر زد. و این گمان، سبب هلاکت و بدبختی شما گردید.

(23) به همین خاطر فرمود: (﴿وَذَٰلِكُمۡ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمۡ﴾) گمان بدی که دربارۀ پروردگارتان داشته‌اید؛ گمانی که شایستۀ شکوه او نیست، (﴿أَرۡدَىٰكُمۡ﴾) شما را هلاک کرد. (﴿فَأَصۡبَحۡتُم مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾) در نتیجه از زمرۀ کسانی شدید که خود و خانواده و دینشان‌را به سبب اعمالی از دست دادند که گمان بدِ شما نسبت به پروردگارتان، موجب پیدایش آنها شد. پس فرمان عذاب و شقاوت بر شما محقّق گشت، و همیشه در عذاب می‌مانید و یک لحظه از آن کاسته نمی‌شود.

(24) (﴿فَإِن يَصۡبِرُواۡ فَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡ﴾) پس اگر شکیبایی کنند، آتش دوزخ جایگاهشان است که توان تحمّل آن را ندارند. و می‌توان فرض کرد که آدمی بر هر حالتی بردبار و صبور باشد، امّا بر آتش نمی‌توان شکیبا بود. چگونه می‌توان بر آتشی صبر کرد که به شدّت سوزان است و هفتاد برابر آتش دنیا داغ‌تر می‌باشد، و آب آن به شدت جوش می‌آید، و بوی متعفن چرک‌های برآمده از جسم دوزخیان چند برابر، و سرمای زمهریر آن چندین برابر می‌باشد، و زنجیرها و طوق‌های آن بزرگ است و گرزهایش نیز بزرگ است، و نگهبانان آن درشتخو و خشن‌اند و هیچ رحمی در دل ندارند. و پایان بخش همۀ اینها، ناخشنودی و خشم پروردگار است که وقتی او را صدا می‌زنند می‌فرماید:﴿قَالَ ٱخۡسَ‍ئُواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾ بتمرگید در آن و حرف نزنید! (﴿وَإِن يَسۡتَعۡتِبُواۡ﴾) و اگر بخواهند سرزنش از آنها دور شود و سپس به دنیا باز گردانده شوند؛ تا از نو عمل کنند، (﴿فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِينَ﴾) درخواست آنها پذیرفته نمی‌شود و به دنیا باز گردانده نمی‌شوند، چون وقت آن گذشته است، و عمری را به ‌سر کرده‌اند که در چنان عمری هر کس بخواهد پند می‌گیرد. ضمناً هشدار دهنده‌ای به سراغ آنها آمده بود. و دلیل و حجّتی ندارند، با اینکه درخواست آنها برای اینکه به دنیا باز گردانده شوند تا از نو عمل نیک انجام دهند، دروغ است. زیرا ﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾ اگر به دنیا باز گردانده شوند، دوباره به سوی چیزهایی می‌روند که از آن نهی شده‌اند، و اینان دروغگویانند.

41:25Page 479

۞ وَقَيَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُواْ لَهُم مَّا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ ٢٥

And We appointed for them companions1 who made attractive to them what was before them and what was behind them [of sin], and the word [i.e., decree] has come into effect upon them among nations which had passed on before them of jinn and men. Indeed, they [all] were losers.

وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء فَزَيَّنُوا لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ ؛ و برايشان همدماني مقدر کرديم و آنان حال و آينده را در نظرشان بياراستند و بر آنها نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس ، عذاب مقرر شد زيرا زيانکار بودند.

(25) (﴿وَقَيَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَآءَ﴾) و برای این ستمگران که منکر حق هستند، همنشینانی از شیطان‌ها گماردیم. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّآ أَرۡسَلۡنَا ٱلشَّيَٰطِينَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمۡ أَزّٗا﴾ آیا ندیده‌ای که شیاطین را بر کافران گمارده‌ایم که آنها را به سوی گناهان می‌کشانند و آنها را بر ارتکاب گناه تحریک می‌کنند؟ (﴿فَزَيَّنُواۡ لَهُم مَّا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ﴾) پس دنیا و آخرت را در نظر آنها زیبا جلوه دادند. دنیا را در مقابل چشمان آنها آراسته کردند، و آنان را به استفاده از لذّت‌ها و شهوت‌های حرام دنیا فرا خواندند تا اینکه گول خورده و به فتنه‌ها مبتلا گشتند. بنابراین اقدام به ارتکاب گناه کردند، و راه مبارزۀ با خدا و پیامبر را در پیش گرفتند. امّا در مورد آخرت، شیطان‌ها برای آنان چنان وانمود کردند که آخرت بسیار بعید است، و آنها را از آخرت غافل گرداندند، و شبهات زیادی در دل آنها افکندند که آخرتی نخواهد آمد. پس ترس از آخرت، از دل‌های آنان رخت بربست، و شیاطین آنان را به سوی کفر و بدعت و گناهان پیش بردند. تکذیب کنندگان، از ذکر خدا و آیات الهی روی ‌گرداندند و حق را انکار ‌کردند، در نتیجه خداوند شیاطین را بر آنها مسلّط ‌نمود. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ﴾ و هر کس از ذکر و یاد خداوند مهربان روی بگرداند، شیطانی را بر او می‌گماریم که همنشین او می‌شود، و آنان را از راه راست باز می‌دارند، حال آنکه گمان می‌برند که راه یافته هستند. (﴿وَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾) و فرمان الهی و تقدیر او بر این رفته است که آنها در زمرۀ امّت‌های گمراهی از جن و انس هستند که پیش از ایشان بوده‌اند و عذاب داده می‌شوند. بی‌گمان، آنان دین و آخرت خود را از دست داده، و در دین و آخرت دچار زیان شده‌اند؛ و هر کس زیانمند شود، حتماً باید خوار و بدبخت شود و عذاب ببیند.

41:26–29Page 479

وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَسۡمَعُواْ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاْ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ ٢٦

And those who disbelieve say, "Do not listen to this Qur’ān and speak noisily1 during [the recitation of] it that perhaps you will overcome."

فَلَنُذِيقَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَذَابٗا شَدِيدٗا وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٢٧

But We will surely cause those who disbelieve to taste a severe punishment, and We will surely recompense them for the worst of what they had been doing.

ذَٰلِكَ جَزَآءُ أَعۡدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُۖ لَهُمۡ فِيهَا دَارُ ٱلۡخُلۡدِ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ بِـَٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ ٢٨

That is the recompense of the enemies of Allāh - the Fire. For them therein is the home of eternity as recompense for what they, of Our verses, were rejecting.

وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيۡنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ نَجۡعَلۡهُمَا تَحۡتَ أَقۡدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلۡأَسۡفَلِينَ ٢٩

And those who disbelieved will [then] say, "Our Lord, show us those who misled us of the jinn and men [so] we may put them under our feet1 that they will be among the lowest."

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ؛ کافران گفتند : به اين قرآن گوش مدهيد و سخن بيهوده بدان بياميزيد ،، شايد پيروز گرديد. فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ کافران را عذابي سخت مي چشانيم و بدتر از آنچه مي کرده اند پاداش مي دهيم. ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ؛ اين است کيفر دشمنان خدا : آتش در درون آن خانه اي هميشگي دارند اين کيفر آنهاست ، زيرا آيات ما را انکار مي کردند. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ؛ کافران گويند : اي پروردگار ما ، آن دو تن را از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما بنمايان ، تا پاي بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند.

(26) خداوند متعال از رویگردانی کافران از قرآن، و توصیۀ یکدیگر به روی برتافتن از آن خبر می‌دهد و می‌فرماید: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ﴾) و کافران گفتند: با گوش ندادن به قرآن، از آن روی بگردانید، و از توجّه به آن و گوش دادن به آن و به کسی که آن را آورده به شدّت پرهیز کنید. واگر به ‌طور اتفاقی آن را شنیدید، با آن مخالفت کنید، (﴿وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ﴾) و سخنی بی‌فایده در اثنای شنیدن آن بگویید، بلکه سخن مضر و زیان آور بگویید، و به هیچ کس اجازه ندهید که برای شما قرآن بخواند یا مفاهیم آن را بیان نماید. و این، زبان حالشان بود؛ و نیز با زبان قال، در مورد روی گرداندن از قرآن چنین می‌گفتند. (﴿لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾) شاید اگر چنین کنید، پیروز شوید. و این گواهی و شهادتی است از جانب دشمنان، و واضح‌ترین حق و حقیقت همان است که دشمنان به آن گواهی بدهند. پس دشمنان گواهی دادند که تنها راه پیروزی شما بر کسی که حق را آورده، این است که از او روی برتابید، و یکدیگر را به این سفارش کنید. مفهوم سخنشان این است که اگر آنها در هنگام تلاوت قرآن یاوه‌سرایی نکنند و جاروجنجال به راه نیندازند، بلکه به آن گوش فرا دهند، پیروز نخواهند شد؛ چون حق همواره چیره و پیروز است، و مغلوب واقع نمی‌گردد. این چیزی است که اهل حق و دشمنان حق آن را می‌دانند.

(27) چون این را از روی ستمگری و عناد انجام ‌دادند، امیدی به هدایت آنها نمانده است، و تنها راه حل، عذاب دادن و شکنجه کردنشان است. بنابراین فرمود: (﴿فَلَنُذِيقَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَذَابٗا شَدِيدٗا وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) ما قطعاً به کافران عذاب سختی می‌چشانیم، و آنان را در برابر بدترین کاری که کرده‌اند جزا و سزا خواهیم داد. و بدترین کاری که کرده‌اند، کفر و گناهان می‌باشند؛ چون آنها گناه و غیره انجام می‌دادند، و کیفری که می‌بینند، به سزای شرکی است که انجام می‌دادند. ﴿وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا﴾ و پروردگارت بر هیچ کسی ستم نمی‌کند.

(28) (﴿ذَٰلِكَ جَزَآءُ أَعۡدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُ﴾) این سزای دشمنان خداست؛ کسانی که با خدا و دوستانش به مبارزه برخاستند. سزایشان آتش است به کیفر تکذیب و مجادله و اصرار بر کفر. (﴿لَهُمۡ فِيهَا دَارُ ٱلۡخُلۡدِ﴾) و آنها همیشه در آن باقی می‌مانند، و یک لحظه عذاب از آنها دفع نمی‌شود، و آنها یاری کرده نمی‌شوند. (﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ﴾) این به سزای آن است که آیات ما را انکار می‌کردند. و آیات ما آیاتی روشن، و دلایلی قاطع هستند که باعث یقین می‌گردند. پس بزرگ‌ترین ستم و بزرگ‌ترین عناد، انکار آیات و کفر ورزیدن به آن است.

(29) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و آن دسته از کافران که پیرو سران بودند، از بس که بر کسانی که آنها را گمراه کرده‌اند خشمگین هستند، می‌گویند: (﴿رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيۡنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾) پروردگارا! دو گروهی که از شیاطین انس و جن و دعوتگران به جهنّم بودند، و ما را به سوی گمراهی و عذاب راهنمایی کردند، به ما نشان بده. (﴿نَجۡعَلۡهُمَا تَحۡتَ أَقۡدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلۡأَسۡفَلِينَ﴾) تا آنان را زیر پاهای خود بگذاریم و لگدمالشان کنیم تا پست و پایمال شوند. همان‌طور که ما را گمراه ساختند و به فتنه مبتلایمان کردند و سبب پستی و خواری ما گشتند. در اینجا بیان شده که آنها بر یکدیگر خشمگین هستند، و از یکدیگر بیزاری می‌جویند.

41:30–32Page 480

إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ ٣٠

Indeed, those who have said, "Our Lord is Allāh" and then remained on a right course - the angels will descend upon them, [saying], "Do not fear and do not grieve but receive good tidings of Paradise, which you were promised.

نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ ٣١

We [angels] were your allies in worldly life and [are so] in the Hereafter. And you will have therein whatever your souls desire, and you will have therein whatever you request [or wish]

نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ ٣٢

As accommodation from a [Lord who is] Forgiving and Merciful."

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ؛ بر آنان که گفتند : پروردگار ما الله است و پايداري ورزيدند ،، فرشتگان فرود مي آيند که مترسيد و غمگين مباشيد ، شما را به بهشتي که وعده داده بودند بشارت است. نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ؛ ما در دنيا دوستدار شما بوديم و نيز در آخرت دوستدار شماييم در بهشت هر چه دلتان بخواهد و هر چه طلب کنيد برايتان فراهم است. نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ؛ سفره اي است از جانب خداي آمرزنده مهربان.

(30) خداوند متعال از بندگانش خبر می‌دهد، و در ضمن دیگران را تشویق می‌نماید که به آنها اقتدا کنند. پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ﴾) بی‌گمان، کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس پا برجا و استوارماندند؛ یعنی به ربوبیّت خداوند متعال اعتراف نمود و بدان خشنود بودند و تسلیم فرمان او شدند، سپس بر صراط مستقیم استقامت کردند؛ هم آن را فرا گرفته و هم بدان عمل کردند، پس اینان را در دنیا و آخرت مژده باد. (﴿تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ﴾) که فرشتگان بزرگوار همواره بر آنها فرود می‌آیند، و هنگامی که در حالت جان دادن و مرگ هستند، آنان را مژده می‌دهند که از آینده‌تان نترسید و بر گذشته نیز اندوهگین مباشید. پس ناگواری و ناراحتی گذشته و آینده را از آنها نفی کرد. (﴿وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ﴾) و به بهشتی که وعده داده می‌شدید ‌شادمان باشید. آن بهشت برای شما واجب شده، و وعدۀ الهی انجام شدنی است.

(31) نیز در حالی که به آنها مژده می‌دهند و آنان را استوار می‌دارند، می‌گویند: (﴿نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) ما در زندگی دنیا و آخرت دوستان و یاوران شما هستیم. در دنیا آنها را به انجام دادن کارهای خیر تشویق می‌نمایند و خیر را برایشان می‌آرایند؛ و آنان را از شر برحذر می‌دارند و آن را در دل‌هایشان زشت جلوه می‌دهند؛ و برایشان پیش خدا دعا می‌کنند؛ و به ‌هنگام مصیبت‌ها و اضطراب‌ها آنان را پایدار می‌گردانند؛ به خصوص به هنگام سختی مرگ و در قبر و تاریکی آن و در قیامت و وحشت‌های آن بر پل صراط؛ و در بهشت، بزرگداشت الهی را به آنان تبریک می‌گویند؛ و از هر دری بر آنان وارد می‌شوند و می‌گویند:﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾ سلام بر شما به سبب آنچه بردباری کردید. پس چه خوب است سرانجام سرای بهشت. و نیز به آنها می‌گویند: (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ﴾) و در بهشت هرچه دلتان بخواهد، برایتان آماده و مهیّا شده است. (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ﴾) و هرچه بخواهید از انواع لذّت‌هایی که هیچ چشمی آنها را ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده، برایتان فراهم است.

(32) (﴿نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾) این پاداش فراوان و نعمت پایدار، مهمانی و پذیرایی است از جانب خداوند آمرزگار مهربان؛ چرا که گناهانتان را بخشید و نسبت به شما مهربان است؛ چون به شما توفیق داد تا کارهای نیک انجام دهید، سپس آن را از شما پذیرفت. پس با آمرزیدنتان، هر امر نامطلوب و ناگواری را از شما دور کرد؛ و با مهربانی‌اش، شما را به آنچه مطلوب است رساند.

41:33Page 480

وَمَنۡ أَحۡسَنُ قَوۡلٗا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ ٣٣

And who is better in speech than one who invites to Allāh and does righteousness and says, "Indeed, I am of the Muslims."

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ؛ چه کسي را سخن نيکوتر از سخن آن که به سوي خدا دعوت مي کند و کارهاي ، شايسته مي کند و مي گويد البته که من از مسلمانانم ?

(33) این استفهام، به معنی نفی ثابت است؛ یعنی سخن هیچ کسی بهتر از سخن و راه و حالت کسی نیست (﴿مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ﴾) که با تعلیم جاهلان، و موعظه گفتن برای غافلان و اعراض کنندگان، و با مجادله با باطل‌گرایان با امر کردن به همۀ انواع عبادت خدا و نیکو نشان دادن آن به هر طریقِ ممکن، و بازداشتن از آنچه خدا از آن نهی کرده است، و تقبیح نمودن آن به هر طریقی که باعث ترک آن ‌شود، به سوی خدا دعوت می‌دهد. به ‌خصوص دعوت کردن به اصل دین اسلام، و زیبا نشان دادن آن، و مجادله با دشمنان دین با شیوه‌ای نیکو، و نهی کردن از آنچه که مخالف دین اسلام است ـ از‌قبیل کفر و شرک‌ـ و امر به معروف و نهی از منکر، و محبوب جلوه دادن خدا در دل مردم به وسیلۀ ذکر نعمت‌هایش به صورتی مفصل، و ذکر جود و بخشش‌های فراوان و رحمت بیکرانش، و ذکر صفات کمال و با عظمتش از مصادیق دعوت به سوی خداست. همچنین تشویق به برگرفتن علم و هدایت از کتاب خدا و سنت پیامبر -با هر راهی که انسان را به این هدف می‌رساند- از مصادیق دعوت به سوی خداست. و تشویق مردم به انجام نیکی‌ها، و داشتن اخلاق نیکو با عموم مردم، و نیکی کردن در مقابل کسی که بدی می‌کند، و امر به صلۀ ارحام، و نیکوکاری با پدر و مادر از مصادیق دعوت به سوی خداست. نیز موعظه کردن برای عموم مردم در موسم‌ها و به هنگام پیش آمدها و مصیبت‌ها به شیوه‌ای که مناسب آن وضعیّت است، از جملۀ دعوت کردن به سوی خدا می‌باشد. و غیر از این موارد ـ که همه را نمی‌توان برشمرد ـ و دعوت کردن به هر نوع خیر و خوبی، و برحذر داشتن از هر شر و بدی در این امر داخل است. سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَعَمِلَ صَٰلِحٗا﴾) و همزمان با اینکه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کند، خود نیز به فرمانبرداری از دستورات خدا شتافته، و به انجام کارهای شایسته می‌پردازد که پروردگارش را راضی ‌کند. (﴿وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و می‌گوید: من از زمرۀ مسلمانان هستم؛ کسانی که تسلیم فرمان او هستند و راه او را در پیش گرفته‌اند. و این مقام و مرتبه، مخصوص صدّیقان است؛ آنهایی که برای به‌کمال رساندن خود و دیگران کوشیده‌اند، و در نتیجه تبدیل به وارث کامل پیامبران شده‌اند. بدگفتارترین مردم نیز کسی است که از زمرۀ دعوت‌کنندگان به گمراهی باشد، و راه‌های گمراهی را در پیش بگیرد. و درمیان این دو مقام -که یکی تا حد اعلی علیین بالا رفته، و دیگری تا اسفل سافلین پایین آمده است- مقام‌ها و مراتبی است که جز خدا کسی آن را نمی‌داند، و در این میان مردمان فراوانی قرار دارند:﴿وَلِكُلّٖ دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾ و برای هریک از اینها، مقام‌هایی است از آنچه کرده‌اند؛ و پروردگارت از آنچه می‌کنند غافل نیست.

41:34–35Page 480

وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ ٣٤

And not equal are the good deed and the bad. Repel [evil] by that [deed] which is better; and thereupon, the one whom between you and him is enmity [will become] as though he was a devoted friend.

وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ ٣٥

But none is granted it except those who are patient, and none is granted it except one having a great portion [of good].

وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ؛ خوبي و بدي برابر نيستند همواره به نيکوترين وجهي پاسخ ده ، تا کسي که ميان تو و او دشمني است چون دوست مهربان تو گردد. وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ؛ برخوردار نشوند از اين مگر کساني که شکيبا باشند و کساني که از ايمان بهره اي بزرگ داشته باشند.

(34) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُ﴾) و انجام کارهای نیک و طاعت‌ها برای جلب رضایت خداوند، و انجام کارهای بد و گناه که خدا را ناخشنود می‌کند، برابر و یکسان نیست؛ و نیکی کردن با مردم، و بدی کردن با آنها، یکی نیستند؛ نه این کارها و نه صفت آنها و نه جزای آنها یکی نمی‌باشد. ﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ﴾ آیا پاداش نیکوکاری جز نیکوکاری است؟! سپس به احسان و نیکوکاری مخصوصی که جایگاه بزرگی دارد فرمان داد؛ و آن نیکی کردن با کسی است که با تو بدی کرده است. پس فرمود: (﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) هرگاه کسی از مردم با تو بدی کرد به خصوص کسی که حق بزرگی بر تو دارد همانند خویشاوندان و یاران و امثال آنان، پس اگر با زبان با تو بدی کردند یا کار بدی نسبت به تو روا داشتند، در مقابل با آنها نیکی کن؛ و اگر رابطۀ خویشاوندی را با تو قطع کردند، پیوند خویشاوندی را برقرار بدار؛ و اگر بر تو ستم کردند، آنان را عفو کن؛ و اگر در حضور تو یا پشت سر تو دربارۀ تو سخنی گفتند، در مقابل چنین مکن، بلکه از آنان درگذر و سخنی نرم با آنان بگوی؛ واگر تو را ترک کردند و حرف زدن با تو را ترک گفتند، با آنان به زبان خوش سخن بگوی و به آنها سلام کن. پس هرگاه درمقابل بدیِ آنان نیکی کردی، فایدۀ بزرگی عایدت می‌گردد و آن این است: (﴿فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ﴾) کسی که میان تو و او دشمنی بوده است، به‌ناگاه چنان می‌شود که گویا او خویشاوندی مهربان است.

(35) (﴿وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) و به این مقام پسندیده نمی‌رسد مگر کسانی که خود را بر ناگواری‌ها عادت داده‌اند، و خویشتن را به انجام آنچه خداوند دوست می‌دارد پایبند نموده‌اند. طبیعت انسان این گونه است که می‌خواهد در مقابل کسی که بدی می‌کند، بدی بکند و از او چشم پوشی ننماید، چه رسد به اینکه با او نیکی نماید! پس انسان باید صبر ورزد، و از دستور پروردگارش اطاعت نماید، و از پاداش بزرگ او آگاه شود. و باید بداند که بدی کردن در مقابل کسی که بدی کرده است، نتیجه و فایده‌ای ندارد و دشمنی را شدّت می‌بخشد. و نیکی کردنش با فرد بدکار، جایگاه و ارزش او را پایین نمی‌آورد، بلکه هر کس به‌خاطر خداوند فروتنی و تواضع کند، کار او آسان می‌شود و لذّت این کار را می‌چشد. (﴿وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾) و این خوی و عادت پسندیده را نمی‌پذیرد و بدان نمی‌رسد مگر کسی که دارای بهره‌ای بزرگ باشد؛ چون از عادت انسان‌های برگزیده است، و آدمی به وسیلۀ آن در دنیا و آخرت مقام بلند را به ‌دست می‌آورد؛ چراکه یکی از بزرگ‌ترین فضایل اخلاقی است.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском