As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Fussilat 41:36–51
41:36–39Page 480
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ ٣٦
And if there comes to you from Satan an evil suggestion, then seek refuge in Allāh. Indeed, He is the Hearing, the Knowing.
وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ ٱلَّيۡلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُۚ لَا تَسۡجُدُواْ لِلشَّمۡسِ وَلَا لِلۡقَمَرِ وَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ ٱلَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ ٣٧
And of His signs are the night and day and the sun and moon. Do not prostrate to the sun or to the moon, but prostrate to Allāh, who created them, if it should be Him that you worship.1
فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسۡـَٔمُونَ۩ ٣٨
But if they are arrogant - then those who are near your Lord [i.e., the angels] exalt Him by night and by day, and they do not become weary.
وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَٰشِعَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡۚ إِنَّ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاهَا لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰٓۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ ٣٩
And of His signs is that you see the earth stilled, but when We send down upon it rain, it quivers and grows. Indeed, He who has given it life is the Giver of Life to the dead. Indeed, He is over all things competent.
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ و اگر از جانب شيطان دستخوش وسوسه اي گردي ، به خدا پناه ببر ، که ، اوشنوا و داناست. وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ؛ و از نشانه هاي قدرت او شب و روز و آفتاب و ماه است به آفتاب و ماه سجده مکنيد به خداي يکتا که آنها را آفريده است سجده کنيد ، اگر اورا مي پرستيد. فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا يَسْأَمُونَ؛ اگر آنان تکبر مي ورزند ، آنها که در نزد پروردگار تو هستند بي آنکه ملول شوند شب و روز تسبيح او مي گويند. وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ و از آيات قدرت او آنکه تو زمين را خشک مي بيني چون آب بر آن بفرستيم ، به جنبش آيد و گياه بروياند آن کس که آن را زنده مي کند زنده کننده مردگان است ، که او بر هر چيزي تواناست.
(36) وقتی خداوند بیان کرد که با دشمنان انسی چگونه باید مقابله نمود، و اینکه در مقابل بدی آنان باید نیکی کرد، نیز آنچه را که به وسیلۀ آن دشمن جنّی دور کرده میشود، بیان کرد. و آن پناه بردن به خدا از شر شیطان است. پس فرمود: (﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ﴾) و هرگاه وسوسههای شیطان را در خود احساس نمودی، و دریافتی که او دارد شرّ را برایت میآراید، و تو را وسوسه میکند تا خیر را انجام ندهی، و تو را بر ارتکاب برخی از گناهان تشویق میکند، و از تو میخواهد تا از برخی از دستوراتش اطاعت کنی، (﴿فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ﴾) پس با نیازمندی از خدا بخواه تا تو را پناه دهد، و از شرّ شیطان مصونت دارد. (﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾) بیگمان، او شنوای داناست. پس او سخن و تضرّع تو را میشنود، و نیازمند بودن تو را میداند.
(37) سپس خداوند متعال بیان کرد که (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ﴾) از نشانههای او که بر کمال قدرت و نفوذ مشیّت و گستردگی فرمانروایی و مهرورزیاش نسبت به بندگان دلالت میکند، و نشانگر این است که او یگانه است و شریکی ندارد، (﴿ٱلَّيۡلُ وَٱلنَّهَارُ﴾) شب و روز است که در روز، مردم از روشنایی بهرهمند میشوند و کار میکنند؛ و در شب از تاریکی استفاده برده و استراحت میکنند. (﴿وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ﴾) و خورشید و ماه که زندگی بندگان و منافع جسمی آنان و حیواناتشان جز با این دو تأمین نمیشود، و منافع بیشمار دیگری را هم دارند. (﴿لَا تَسۡجُدُواۡ لِلشَّمۡسِ وَلَا لِلۡقَمَرِ﴾) برای خورشید و ماه سجده نکنید؛ چون این دو آفریده شدهاند، و مسخّر هستند و تحت تدبیر قرار دارند. (﴿وَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ ٱلَّذِي خَلَقَهُنَّ﴾) و برای خدایی سجده کنید که اینها را آفریده است؛ یعنی تنها او را پرستش کنید، چون او آفرینندۀ بزرگ است؛ و عبادت دیگر مخلوقات را رها کنید، هر چند که این مخلوقات جرم و حجم بزرگی داشته باشند، و مصالح و منافع آنها زیاد باشد؛ چرا که این بزرگی و این منافع را از خود ندارند، بلکه آفرینندهشان اینها را عطا کرده است. (﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾) اگر واقعاً خدا را میپرستید، پس عبادت و طاعت را خاص او کنید و فقط او را عبادت نمایید.
(38) (﴿فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ﴾) پس اگر خود را بزرگتر از آن دیدند که به عبادت پروردگار و پرستش او بپردازند، و تسلیم فرمان او نشدند، [بدان که] آنان کوچکترین زیانی به خداوند نمیرسانند، و خداوند از آنها بینیاز است، و او بندگانی گرامی دارد که از فرمان او هرگز سرپیچی نمیکنند، و هرآنچه فرمان یابند انجام میدهند. بنابراین فرمود: (﴿فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ﴾) آنان که نزد پروردگارت هستند که فرشتگان مقرّباند، (﴿يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسَۡٔمُونَ﴾) شب و روز او را تسبیح میگویند، و از آنجا که قوی و نیرومند هستند و انگیزۀ شدیدی برای عبادت دارند، از پرستش پروردگارشان خسته نمیشوند.
(39) (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَٰشِعَةٗ﴾) و از نشانههای قدرت خداوند که دالّ بر کمال قدرت اوست، و نشانگر آن است که او به تنهایی فرمانروایی میکند، این است که زمین را خشکیده و بیگیاه میبینی، (﴿فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ﴾) امّا هنگامی که باران بر آن فرو فرستیم، با روییدن گیاهان به جنبش درمیآید و گیاهان زیبایی در آن میروید، و بندگان و آبادیها به وسیلۀ آن حیات مییابند. (﴿إِنَّ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاهَا لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰٓ﴾) بیگمان، خدایی که زمین را پس از خشک شدنش زنده و سبز و خرّم میگرداند، همو مردگان را در روز رستاخیز از قبرهایشان بیرون میآورد و زنده میکند. (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و او بر هر چیزی تواناست. پس همانطور که او از زنده کردن زمین پس از پژمرده شدنش ناتوان نیست، همچنین برای زنده کردن مردگان ناتوان نمیباشد.
41:40–42Page 481
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا لَا يَخۡفَوۡنَ عَلَيۡنَآۗ أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ ٤٠
Indeed, those who inject deviation into Our verses1 are not concealed from Us. So, is he who is cast into the Fire better or he who comes secure on the Day of Resurrection? Do whatever you will; indeed, He is Seeing of what you do.
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلذِّكۡرِ لَمَّا جَآءَهُمۡۖ وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِيزٞ ٤١
Indeed, those who disbelieve in the message [i.e., the Qur’ān]1 after it has come to them...2 And indeed, it is a mighty3 Book.
لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ ٤٢
Falsehood cannot approach it from before it or from behind it; [it is] a revelation from a [Lord who is] Wise and Praiseworthy.
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ؛ کساني که در آيات ما راه باطل پيش مي گيرند ، بر ما پوشيده نيستند آيا آنکه به آتش افکنده مي شود بهتر است يا آن که روز قيامت بي هيچ وحشتي مي آيد ? هر چه مي خواهيد بکنيد ، او به کارهايتان بيناست. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ؛ به کيفر خويش رسند آنان که به قرآن که براي هدايتشان آمده است ايمان ، نمي آورند ، حال آنکه کتابي ارجمند است. لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ؛ نه از پيش روي باطل بدو راه يابد و نه از پس نازل شده از جانب خداوندي حکيم و ستودني است.
(40) الحاد در آیات خدا؛ یعنی تحریف کردن آن به هر صورتی که باشد؛ چه با انکار آیات و تکذیب پیامبر این تحریف صورت بگیرد، و چه معانی حقیقی و درست آن تحریف گردد، و معانی و مفاهیمی برای آن آورده شود که خداوند آن را نخواسته است. خداوند کسی را که در آیات او الحاد میورزد، تهدید کرده است که او بر خداوند پوشیده نخواهد بود، بلکه خداوند از ظاهر و باطن او آگاه است، و او را به سبب الحادش و طبق عملی که کرده است مجازات خواهد کرد. بنابراین فرمود: (﴿أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) آیا کسی که همانند ملحدانِ آیات خدا در آتش انداخته میشود بهتر است یا کسی که در روز قیامت از عذاب الهی ایمن است و سزاوار پاداش اوست؟ معلوم است که این یکی بهتر است. وقتی حق از باطل روشن شد، و راهی که از عذاب خدا نجات میدهد از راهی که هلاک کننده است مشخّص گردید، خداوند فرمود: (﴿ٱعۡمَلُواۡ مَا شِئۡتُمۡ﴾) هر چه میخواهید بکنید؛ اگر میخواهید، راه هدایت را که به رضایت پروردگارتان و بهشت او منتهی میشود در پیش بگیرید؛ و اگر میخواهید، راه گمراهی را در پیش بگیرید که پروردگارتان را ناخشنود میکند و انسان را به سرای بدبختی میرساند. (﴿إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ﴾) بیگمان او به آنچه میکنید بیناست، و شما را بر حسب احوال و اعمالتان سزا و جزا خواهد داد. همچنان که خداوند متعال میفرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است؛ هرکس میخواهد ایمان بیاورد، و هرکس میخواهد کفر بورزد.»
(41 - 42) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِٱلذِّكۡرِ﴾) بیگمان، کسانی که قرآن کریم را انکار میکنند که همۀ منافع دینی و دنیوی و اخروی بندگان در آن بیان شده است؛ و هرکس از آن پیروی نماید، ارزش و جایگاهش را بالا میبرد، (﴿لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾) به هنگامی که به ایشان میرسد؛ یعنی هنگامی که این نعمت بزرگ از سوی پروردگارشان و توسط بهترین و کاملترین انسان بدیشان میرسد، (﴿وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِيزٞ﴾) در حالی که این قرآن کتابی گرانقدر است، و همۀ صفتهای کمال را در بر دارد. اگر کسی بخواهد آن را تحریف کند یا به آن قصد سوء نماید، هرگز نخواهد توانست چنین کند بنا براین فرمود: (﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦ﴾) باطل از هیچ سمت و سویی به آن راه نمییابد؛ یعنی هیچ شیطانی از شیطانهای انسی و جنّی نمیتواند به آن نزدیک گردد، و نمیتواند از آن چیزی بدزدد یا چیزی به آن اضافه کند که از آن نیست. قرآن محفوظ است؛ کلمات و معانی آن محفوظ هستند، وکسی که آن را نازل کرده حفاظت آن را به عهده گرفته است. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ﴾ همانا ما قرآن را فرو فرستادهایم، و بیگمان ما حافظ آن میباشیم. (﴿تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾) از جانب خداوندی نازل شده است که در آفرینش و اوامرش حکیم است، و هر چیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد؛ و ستوده است، چون دارای صفات کمال میباشد و دارای عدل و فضل است. پس این قرآن از جانب او فرو فرستاده شده است، بنابراین مشتمل بر کمال حکمت است؛ و آدمی با چنگ زدن به آن، هر منافعی را به دست آورده و هر مفاسدی را از خود دور میکند، و او بر این امر ستایش میگردد.
41:43Page 481
مَّا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدۡ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبۡلِكَۚ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٖ ٤٣
Nothing is said to you, [O Muḥammad], except what was already said to the messengers before you. Indeed, your Lord is a possessor of forgiveness and a possessor of painful penalty.
مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ؛ هر چه در باره تو مي گويند در باره پيامبران پيش از تو نيز گفته اند هر آينه پروردگار تو هم آمرزنده است و هم صاحب عقوبتي است دردآور.
(43) (﴿مَّا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدۡ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبۡلِكَ﴾) ای پیامبر! سخنانی که تکذیب کنندگان و مخالفانت به تو میگویند، از نوع همان سخنانی است که به پیامبران پیش از تو گفته شده است، بلکه گاهی مخالفان همه یک سخن را میگویند. برای نمونه همۀ امّتهای تکذیب کننده، از اینکه پیامبران به یگانهپرستی فرا میخواندند تعجّب میکردند و این را با هر راهی که میتوانستند رد میکردند. و اینکه میگفتند:﴿ مَآ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾ شما جز انسانهایی همانند ما نیستید. و اینکه به پیامبران معجزاتی را پیشنهاد میکردند که آوردن و ارائه نمودن آن معجزات بر پیامبران لازم نیست، و امثال این. پس، از آنجا که دلهایشان در کفر ورزیدن تشابه پیدا کرد، گفتههایشان نیز همگون شد. پیامبران در برابر اذیّت و آزار و تکذیبشان صبر کردند، پس تو هم شکیبایی کن؛ همانطور که پیامبرانی که پیش از تو بودند شکیبایی ورزیدند. سپس آنها را به توبه کردن و فراهم آوردن اسباب آمرزش فرا خواند، و آنان را از ادامه دادن گمراهی برحذر داشت و فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ﴾) بیگمان پروردگارت دارای آمرزش بزرگی است، و همۀ گناهان کسی ر ا که دست کشیده و بازگشته است، میآمرزد.(﴿وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٖ﴾) و دارای عذابی دردناک است برای کسی که بر گناه اصرار ورزد، و در برابر برگشتن به سوی خدا استکبار ورزد.
41:44Page 481
وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَانًا أَعۡجَمِيّٗا لَّقَالُواْ لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥٓۖ ءَا۬عۡجَمِيّٞ وَعَرَبِيّٞۗ قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدٗى وَشِفَآءٞۚ وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٞ وَهُوَ عَلَيۡهِمۡ عَمًىۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۭ بَعِيدٖ ٤٤
And if We had made it a foreign [i.e., non-Arabic] Qur’ān, they would have said, "Why are its verses not explained in detail [in our language]? Is it a foreign [recitation] and an Arab [messenger]?" Say, "It is, for those who believe, a guidance and cure." And those who do not believe - in their ears is deafness, and it is upon them blindness. Those are being called from a distant place.1
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ؛ اگر قرآن را به زبان عجم مي فرستاديم ، مي گفتند : چرا آياتش به ، روشني بيان نشده است ? کتابي به زبان عجم و پيامبري عرب ? بگو : اين کتاب براي آنها که ايمان آورده اند هدايت و شفاست و آنها که ايمان نياورده اندگوشهاشان سنگين است ، و چشمانشان کور است ، چنانند که گويي آنها را ازجايي دور ندا مي دهند.
(44) خداوند متعال از فضل وکرم خویش خبر میدهد که کتابی به زبان عربی بر پیامبر عربی و به زبان قومش نازل کرده است تا پیامبر برایشان بیان کند. و این باعث میشود تا آنها بیشتر به آن توجّه نمایند و آن را فراگیرند و تسلیم آن شوند. و اگر قرآن به زبان غیر عربی نازل میشد، تکذیب کنندگان اعتراض میکردند و میگفتند: (﴿لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥٓ﴾) چرا آیات آن تبیین نشده و توضیح داده نشده است؟ (﴿ءَا۬عۡجَمِيّٞ وَعَرَبِيّٞ﴾) چگونه محمّد عرب است و کتاب [او] به زبان غیر عربی است؟ این [با عقل] جور در نمیآید. پس خداوند هر چیزی را که در آن کوچکترین شبههای برای اهل باطل دربارۀ کتابش ایجاد کند، دور نموده و نفی کرده؛ و قرآن را به همۀ آن صفاتی متصف نموده است که ایجاب میکند آنها تسلیم فرمان آن شوند. ولی مؤمنان توفیق یافتند و از قرآن بهرهمند شدند و مقامشان بالا رفت. اما دیگران وضعیتی متفاوت دارند. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ هُدٗى وَشِفَآءٞ﴾) بگو: قرآن برای مؤمنان مایۀ هدایت و بهبودی است، و آنها را به راه درست و صراط مستقیم راهنمایی میکند. به آنها دانشهای مفیدی میآموزد که به وسیلۀ آن، هدایت کامل به دست میآید. نیز بیماریهای جسمی و قلبی را شفا میدهد؛ چون قرآن از کردارها و رفتارهای زشت نهی میکند، و آدمی را به توبۀ واقعی که گناهان را میزداید و دلها را شفا میدهد تشویق مینماید. (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٞ﴾) و کسانی که به قرآن ایمان نمیآورند، در گوشهایشان سنگینی و کری است، به گونهای که آن را نمیشنوند و از آن روی میگردانند. (﴿وَهُوَ عَلَيۡهِمۡ عَمًى﴾) و مایۀ کوری چشمان آنان است؛ یعنی به وسیلۀ آن، راه هدایت را نمیبینند و با آن راهیاب نمیگردند، و چیزی جز گمراهی به آنها نمیافزاید؛ چون آنها حق را نپذیرفتند، پس کوری بر کوریشان و گمراهی بر گمراهیشان افزوده گردید. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) اینان به سوی ایمان فرا خوانده میشوند امّا اجابت نمیکنند؛ همانند کسی که از دور صدا زده میشود، ولی صدای ندا دهنده را نمیشنود و پاسخ صدا زننده را نمیدهد. منظور این است کسانی که به قرآن ایمان نمیآورند، از هدایت و رهنمود آن بهرهمند نمیشوند، و به وسیلۀ نور آن چیزی را نمیبینند و هیچ خیری را از آن به دست نمیآورند؛ چون آنان درهای هدایت را به سبب رویگردانی و کفرورزیشان به روی خود بستهاند.
41:45–46Page 481
وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ فَٱخۡتُلِفَ فِيهِۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ ٤٥
And We had already given Moses the Scripture, but it came under disagreement.1 And if not for a word [i.e., decree]2 that preceded from your Lord, it would have been concluded between them. And indeed they are, concerning it [i.e., the Qur’ān], in disquieting doubt.
مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ ٤٦
Whoever does righteousness - it is for his [own] soul; and whoever does evil [does so] against it. And your Lord is not ever unjust to [His] servants.
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ؛ موسي را کتاب داديم ، اما در آن اختلاف کردند و اگر نبود آن سخني که پروردگارت از پيش گفته بود ، ميانشان کار به پايان مي آمد و البته هنوز به سختي در ترديدند. مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ؛ هر کس که کاري شايسته کند ، به سود خود اوست و هر که بد کند به زيان اوست و پروردگار تو به بندگان ستم روا نمي دارد.
(45) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به راستی به موسی کتاب آسمانی دادیم همانطور که به تو کتاب آسمانی دادهایم؛ و مردم آنچه را با تو کردند، با او نیز کردند؛ در کتاب اختلاف کردند، برخی به آن ایمان آورده و هدایت یافتند و از آن بهرهمند شدند، و برخی نیز آن را تکذیب کردند و از آن استفاده نبردند. و اگر بردباری خدا نبود؛ و حکم او از پیش بر این نرفته بود که عذاب را تا مدّتی معین به تاخیر اندازد؛ و از آن مدّت پس و پیش نشود، (﴿لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾) به محض اینکه میان مؤمنان و کافران جدایی انداخته شود، میان آنان داوری میکرد مبنی بر هلاک شدن فوری کافران، چون سبب هلاکت بر آنها، واجب و قطعی گردیده بود. (﴿وَإِنَّهُمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ﴾) و شک و تردید، آنها را به شدت پریشان و مضطرب کرده بود، بنابراین آن را تکذیب کرده و انکار نمودند.
(46) (﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦ﴾) هر کس کار شایستهای بکند، به سود خود اوست، و پاداش و فایدۀ کار نیک در دنیا وآخرت به خود او میرسد. کار شایسته هرآن کاری است که خدا وپیامبرش به انجام آن فرمان دادهاند. (﴿وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾) و هرکس کار بدی بکند، به زیان خود اوست، و زیان و کیفر آن کار در دنیا و آخرت به او میرسد. در اینجا آدمی به انجام کار خیر و ترک نمودن کار بد تشویق شده است، و بیان شده که عاملان و انجام دهندگان از کارهای نیک خود بهره میبرند؛ و هرکس که کار بد انجام دهد زیانمند میشود؛ و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیگیرد. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾) و پروردگارت هیچ ستمی به بندگان نمیکند به گونهای که گناهان بیشتری را بر دوش آنان بگذارد.
41:47–48Page 482
۞ إِلَيۡهِ يُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِۚ وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَٰتٖ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ أَيۡنَ شُرَكَآءِي قَالُوٓاْ ءَاذَنَّٰكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٖ ٤٧
To Him [alone] is attributed knowledge of the Hour. And fruits emerge not from their coverings nor does a female conceive or give birth except with His knowledge. And the Day He will call to them, "Where are My 'partners'?" they will say, "We announce to You that there is [no longer] among us any witness [to that]."
وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَدۡعُونَ مِن قَبۡلُۖ وَظَنُّواْ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ ٤٨
And lost from them will be those they were invoking before, and they will be certain that they have no place of escape.
إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ؛ علم به روز قيامت نزد اوست و هيچ ثمره اي از غلاف خويش بيرون نمي آيد ،، و هيچ ماده اي آبستن نمي شود و نمي زايد مگر آنکه او بدان آگاه است و آن روز که ايشان را ندا دهد که شريکان من کجايند ? گويند : آگاهت کرديم که کسي از ما به شرک گواهي نمي دهد. وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍ؛ و آنچه را پيش از اين به خدايي مي خواندند از دست دادند و دانستند که راه گريزي ندارند.
(47 - 48) در اینجا از گستردگی علم و آگاهی خداوند، و مختص بودن علم قیامت به او خبر داده شده است، و اینکه کسی از آن آگاه نیست. پس فرمود: (﴿إِلَيۡهِ يُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ﴾) تمامی مخلوقات، آگاهی از وقوع زمان قیامت را به خدا باز میگردانند، و همه به ناتوانی و عدم آگاهی خویش از آن اعتراف مینمایند؛ پیامبران و فرشتگان و دیگران. (﴿وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَٰتٖ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا﴾) و هیچ میوهای از غلاف خود بیرون نمیآید، و این میوۀ همۀ درختانی را که در شهرها و بیابانها هستند شامل میشود. پس میوۀ هیچ درختی از غلافش بیرون نمیآید مگر اینکه خداوند آن را کاملاً و به طور مشروح میداند. (﴿وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ﴾) و هیچ مادهای از انسان و دیگر حیوانات باردار نمیگردد، (﴿وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦ﴾) و وضع حمل نمیکند مگر با علم واطلاع او. پس چگونه مشرکان چیزهایی را با خداوند برابر نمودهاند که هیچ علم وآگاهی و شنوایی و بینایی ندارند؟! (﴿وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ أَيۡنَ شُرَكَآءِي﴾) و در روز قیامت خداوند کسانی را که انبازهایی شریک او ساختهاند سرزنش و توبیخ نموده، و برای اینکه دروغشان آشکار گردد، آنان را صدا میزند [و میفرماید: ] کجایند شریکانی که شما گمان بردید شریکان من هستند و آنها را پرستش نمودید و بر این امر مجادله ورزیدید و به خاطر آنها با پیامبران دشمنی نمودید؟! (﴿قَالُوٓاۡ ءَاذَنَّٰكَ مَامِنَّا مِن شَهِيدٖ﴾) و درحالی که به باطل بودن آنها و بطلان مشارکتشان با خدا اقرار مینمایند، میگویند: پروردگارا! ما تو را خبر دادیم، و گواه باش که هیچ کس از ما به صحت و درستی معبود بودن و شریک بودن آنها گواهی نمیدهد. پس همۀ ما اکنون به باطل بودن عبادت آنها اذعان کرده و از آنها بیزاری جستهایم. بنابراین فرمود: (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَدۡعُونَ مِن قَبۡلُ﴾) و آنچه را که به جای خداوند به فریاد میخواندند و میپرستیدند، از دیدشان ناپدید میشود؛ یعنی عقاید و اعمالشان که عمری را در پرستش غیر خداوند گذرانده، و گمان بردند به آنها فایده میرساند و عذاب را از آنها دور مینماید و برایشان نزد خدا شفاعت میکند؛ از دست میدهند و اثری از آن نمیبینند. پس تلاش آنها ناکام گردد و گمانشان پوچ شود و شریکانی که برای خدا مقرّر میکردند برایشان کاری نمیکنند. (﴿وَظَنُّواۡ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ﴾) و در این حالت یقین پیدا میکنند که آنها هیچ راه نجات و هیچ فریادرس و پناهگاهی ندارند. پس این، عاقبت و سرانجام کسی است که غیر خدا را شریک خداوند نموده است، و خداوند سرانجام آنها را برای بندگانش بیان نموده تا از شرک بپرهیزند.
41:49–51Page 482
لَّا يَسۡـَٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَيَـُٔوسٞ قَنُوطٞ ٤٩
Man is not weary of supplication for good [things], but if evil touches him, he is hopeless and despairing.
وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنَّا مِنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ هَٰذَا لِي وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِمَا عَمِلُواْ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٖ ٥٠
And if We let him taste mercy from Us after an adversity which has touched him, he will surely say, "This is [due] to me,1 and I do not think the Hour will occur; and [even] if I should be returned to my Lord, indeed, for me there will be with Him the best." But We will surely inform those who disbelieved about what they did, and We will surely make them taste a massive punishment.
وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَـَٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ ٥١
And when We bestow favor upon man, he turns away and distances himself; but when evil touches him, then he is full of extensive supplication.
لَا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ؛ آدمي هر چه طلب خير کند خسته نمي شود ، اما چون بدي به او برسد بدانديش ، و نوميد مي گردد. وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّي إِنَّ لِي عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ؛ اگر پس از رنجي که به او رسيده رحمتي به او بچشانيم مي گويد : اين حق من است و نپندارم که قيامتي برپا شود ، و اگر هم مرا نزد پروردگارم برگردانند البته که نزد او حالتي خوشتر باشد پس کافران را به اعمالي که کرده اند آگاه مي کنيم و به آنها عذابي سخت مي چشانيم. وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ؛ چون به آدمي نعمتي ارزاني داريم ، رويگردان مي شود و به تکبر گردن مي ، افرازد و اگر به او شري برسد ، بسيار فرياد و فغان مي کند.
(49) در اینجا از طبیعت انسان خبر میدهد که نه بر خیر صبر دارد و نه بر شر، مگر کسی که خداوند او را از این حالت بیرون برده و به حالت کمال رسانده باشد. پس فرمود: (﴿لَّا يَسَۡٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ﴾) انسان از دعا کردن به درگاه خداوند و خواستن موفقیّت و دارایی و فرزند و دیگر خواستههای دنیا خسته نمیشود، و همواره از خدا میطلبد، به گونهای که نه به کم قانع میشود و نه به زیاد؛ و اگر دنیا را نیز به دست آوَرَد، همواره بیشتر میطلبد. (﴿وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَئَُوسٞ قَنُوطٞ﴾) و اگر امر ناخوشایندی چون بیماری و فقر و انواع مصیبتها به او برسد، از رحمت خداوند ناامید میگردد، و گمان میبرد که این بلا او را هلاک و نابود خواهد کرد. و به خاطر اینکه کارها برخلاف آنچه که دوست دارد پیش میروند، مضطرب و نگران میشود. مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، که اینان هر گاه به ایشان خیر و نعمت و امر دوست داشتنی برسد، شکر خداوند را به جای میآورند، و میترسند که مبادا نعمتهایی که خداوند به آنها داده، استدراج و مهلت دادن باشد. و اگر مصیبت و گزندی به جان و مال و فرزندانشان برسد، صبر میکنند و از فضل پروردگارشان مأیوس نمیشوند.
(50) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنَّا﴾) و انسانی که از طلب خیر خسته نمیشود، اگر گزند و بلایی به او برسد، ناامید میگردد؛ و اگر بعد از آن گزند و بلا رحمتی به او بچشانیم -به این صورت که خداوند بیماریاش را شفا بدهد، یا فقر او را برطرف کند و توانگرش نماید- شکر خدا را به جای نمیآورد، بلکه تعدّی و سرکشی میکند و میگوید: (﴿هَٰذَا لِي﴾) این نعمت که به من رسیده، بدان خاطر است که من سزاوار آن هستم. (﴿وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ﴾) و گمان نمیبرم قیامت بر پا شود. و او با این سخنان، رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را انکار میکند، و نعمت و رحمت خدا را که خداوند به او داده است سپاس نمیگزارد. (﴿وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰ﴾) و به فرض اینکه قیامت بیاید و من به نزد پروردگارم باز گردم همانا نزد او جایگاه خوبی خواهم داشت. پس همانطور که در دنیا از نعمت بهرهمند بودهام، در آخرت نیز از نعمت بهرهمند خواهم بود. و این از بزرگترین جسارت در حق خدا، و نسبت دادن چیزهایی به اوست که هیچ آگاهی نسبت به آن ندارد. بنابراین خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِمَا عَمِلُواۡ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾) بیگمان، کافران را به آنچه کردهاند خبر خواهیم داد، و حتماً عذاب سخت و زیادی را به ایشان میچشانیم.
(51) (﴿وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنََٔابِجَانِبِهِۦ﴾) و هنگامی که ما به انسان نعمت دهیم، از قبیل: سلامتی یا روزی و غیره از پروردگارش و شکرگزاری برای او رویگردان میشود، و با خودپسندی و تکبّر شانهها را بالا میزند. (﴿وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ﴾) و هرگاه رنج و بلایی به او برسد و بیماری یا فقر یا بلایی به او دست دهد، بهخاطر بیصبریاش بسیار دعا میکند. پس نه در سختیها، صبر و شکیبایی دارد؛ و نه در راحتی و آسایش، شکر میگزارد. به جز کسی که خداوند او را هدایت کرده و بر او منّت نهاده است.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences