As-Sa'di · Tafsir · in Persian
الشورى
Ash-Shuraa
The Consultation · Meccan · 53 ayahs
42:1–9Page 483
حمٓ ١
Ḥā, Meem.
عٓسٓقٓ ٢
ʿAyn, Seen, Qāf.1
كَذَٰلِكَ يُوحِيٓ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٣
Thus has He revealed to you, [O Muḥammad], and to those before you - Allāh, the Exalted in Might, the Wise.
لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ ٤
To Him belongs whatever is in the heavens and whatever is in the earth, and He is the Most High, the Most Great.1
تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّۚ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ٥
The heavens almost break from above them,1 and the angels exalt [Allāh] with praise of their Lord and ask forgiveness for those on earth. Unquestionably, it is Allāh who is the Forgiving, the Merciful.
وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيۡهِمۡ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٖ ٦
And those who take as allies other than Him - Allāh is [yet] Guardian over them; and you, [O Muḥammad], are not over them a manager -
وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَا وَتُنذِرَ يَوۡمَ ٱلۡجَمۡعِ لَا رَيۡبَ فِيهِۚ فَرِيقٞ فِي ٱلۡجَنَّةِ وَفَرِيقٞ فِي ٱلسَّعِيرِ ٧
And thus We have revealed to you an Arabic Qur’ān that you may warn the Mother of Cities [i.e., Makkah] and those around it1 and warn of the Day of Assembly, about which there is no doubt. A party will be in Paradise and a party in the Blaze.
وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن يُدۡخِلُ مَن يَشَآءُ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ وَٱلظَّٰلِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ ٨
And if Allāh willed, He could have made them [of] one religion, but He admits whom He wills1 into His mercy. And the wrongdoers have not any protector or helper.
أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَۖ فَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡوَلِيُّ وَهُوَ يُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ٩
Or have they taken protectors [or allies] besides Him? But Allāh - He is the Protector, and He gives life to the dead, and He is over all things competent.
حم؛ حا ، ميم عسق؛ عين ، سين ، قاف كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ ، خداوند پيروزمند حکيم ، به تو و کساني که پيش از تو بودند اينچنين وحي مي فرستد : لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ؛ از آن اوست هر چه در آسمانها و زمين است و اوست آن بلند مرتبه بزرگوار تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛ نزديک است که آسمانها بر فراز يکديگر درهم شکنند و فرشتگان به ، ستايش پروردگارشان تسبيح مي گويند و براي ساکنان زمين آمرزش مي طلبند آگاه باشيد که خدا آمرزنده و مهربان است. وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ خدا مراقب اعمال کساني است که جز او را به دوستي گرفتند ، و تو وکيل آنها نيستي. وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ؛ و نيز اين قرآن را به زبان عربي بر تو وحي کرديم تا ام القري و ساکنان ، اطرافش را بيم دهي همچنين آنان را از روز قيامت - که در آن ترديدي نيست - بترساني که گروهي در بهشتند و گروهي در آتش سوزان وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ؛ اگر خدا مي خواست همه را يک امت کرده بودولي او هر که را که بخواهدبه رحمت خويش در آورد ، و ستمکاران را هيچ دوست و ياوري نيست. أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ آيا جز خدا را به دوستي گرفتند ? دوست حقيقي خداست و اوست که مردگان را زنده مي کند ، و اوست که بر هر کاري تواناست.
مکي و 53 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) قول مناسبتر در رابطه با حروف مقطعهای که در اوایل برخی سورههای قرآن آمده، این است که بدون مستند شرعی از ذکر معنی برای آنها خودداری کنیم و در عین حال یقین داشته باشیم که خداوند اینها را بیهوده نازل نکرده است، بلکه در پس آن حکمتی است که ما از آن بی خبریم. خداوند متعال خبر میدهد که این قرآن بزرگ را به پیامبر بزرگوار وحی کرده، همانطور که به پیامبران پیش از او نیز وحی نموده است. در اینجا خداوند فضل و لطف خویش را بیان نموده که او کتابها را نازل کرده، و پیامبران را فرستاده است، و محمّد صلی الله علیه وسلم پیامبر جدیدی نیست که قبل از او هیچ پیامبری نیامده باشد. و باید دانست که راه او، همان راه پیامبران پیش از اوست؛ و حالت او با حالات آنها مشابهت و تناسب دارد. و آنچه آورده است، با آنچه آنها آوردهاند مشابه میباشد، چون همه حق و راست هستند. و این قرآن را ذاتی نازل کرده که خداوند و معبود است، و دارای قدرت بزرگ و حکمت فراوان میباشد. و همۀ جهان بالا و پایین تحت فرمانروایی و تدبیرِ تقدیری و تشریعی او میباشند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ﴾) ذات و قدر و جایگاه و چیرگی خداوند والا است، و او بزرگوار میباشد. از عظمت او این است که: (﴿تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّ﴾) نزدیک است آسمانها با وجود بزرگیشان و اینکه جماد هستند، از بالا در هم بشکافند، (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾) و فرشتگان بزرگوار و مقرّب در برابر عظمت او فروتن هستند، و به ربوبیّت او اذعان دارند، و در برابر قدرت او خاضعاند. و پروردگارشان را ستایش و تسبیح میگویند، و او را تعظیم مینمایند، و او را از هر نقص و عیبی منزّه میدانند، و به هر صفت کمالی توصیف میکنند. (﴿وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و به خاطر آنچه که از ساکنان زمین سر میزند و شایستۀ عظمت و بزرگی پروردگارشان نیست، برای آنان آمرزش میطلبند. با اینکه خداوند متعال (﴿هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) آمرزنده و مهربان است. و اگر آمرزش و رحمت او نبود، فوراً خلق را با کیفر خود ریشهکن و نابود میکرد. توصیف خداوند به این صفات ـ بعد از آنکه بیان کرد به همۀ پیامبران و به محمّد «صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین» به طور ویژه وحی کرده است ـ اشاره به این است که در این قرآن، دلایل و آیات و حجّتهایی وجود دارد که بر کمال خداوند آفریننده دلالت مینماید، و بر این مطلب دلالت دارد که خداوند به این نامهای بزرگ متصف است؛ نامهایی که باعث میشوند دلها از معرفت و محبّت و تعظیم و بزرگداشت خداوند لبریز و سرشار گردند، و تمام عبودیت و بندگیِ ظاهری و باطنی برای او صورت گیرد. نیز این براهین و آیات دلالت میکنند بر اینکه یکی از بزرگترین ستمها و زشتترین گفتهها، بر گرفتن معبودها و انبازهایی جز خداست؛ معبودهایی که هیچ سود و زیانی در دست آنها نیست، بلکه آنها خودشان مخلوق هستند و در همۀ حالات خود به خدا نیازمندند.
(6) (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾) و کسانی که جز خدا، برای خود دوستان و یاورانی برگرفتهاند؛ و با پرستش و طاعت، به آنها دوستی و ابراز محبّت مینمایند، آنگونه که خدا را عبادت میکنند؛ اینها باطل را برگرفتهاند، و در حقیقت آنان یاوران و دوستان ایشان نیستند. (﴿ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيۡهِمۡ﴾) بلکه خداوند مراقب ایشان است، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهای خوب و بدشان آنان را مجازات خواهد کرد. (﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٖ﴾) و تو مسئول آنها نیستی، و از تو دربارۀ اعمال آنها پرسیده نمیشود؛ بلکه تو فقط رساننده هستی و وظیفهات را انجام دادهای.
(7) سپس خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبر و بر مردم بیان کرد که (﴿قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا﴾) قرآنی عربی را که الفاظ و معانی آن روشن هستند نازل فرموده، (﴿لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَا﴾) تا مردم مکه و کسانی از ساکنان آبادیهای پیرامون مکّه را بترسانی. سپس این بیم دادن را به سایر مردم جهان برساند. (﴿وَتُنذِرَ يَوۡمَ ٱلۡجَمۡعِ﴾) و مردم را از روز گردهمایی؛ یعنی قیامت، که خداوند همۀ مردمان را از اوّل تا آخر در آن جمع میکند، بترسانی. و به آنها خبر دهی که (﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ﴾) شکی در آمدن قیامت نیست. و مردم در آن روز به دو گروه تقسیم میشوند: (﴿فَرِيقٞ فِي ٱلۡجَنَّةِ﴾) گروهی در بهشت خواهند بود؛ و آنها کسانی هستند که به خدا ایمان آورده و پیامبران را تصدیق کردهاند. (﴿وَفَرِيقٞ فِي ٱلسَّعِيرِ﴾) و گروهی در دوزخ خواهند بود؛ و آنان انواع کافران تکذیب کننده میباشند.
(8) (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) با وجود این اگر خداوند میخواست، همۀ مردم را یک امّتِ بر هدایت قرار میداد؛ چون او تواناست و هیچ چیزی از ارادۀ وی سرپیچی نمیکند. ولی خداوند خواست، هرکس را از بندگان برگزیدهاش که بخواهد، به رحمت خویش داخل گرداند. امّا ستمگران صلاحیّت برخورداری از خیر و خوبی را ندارند، و آنها از رحمت خدا محروم هستند. (﴿مَا لَهُم مِّن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ﴾) پس غیر از خداوند دیگر دوست و یاوری ندارند که آنها را سرپرستی نماید تا به آنچه که خوب و دوست داشتنی است دست یابند، و از آنچه که ناخوشایند است در امان بمانند.
(9) کسانی که (﴿أَمِ ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾) جز خدا چیزهایی را به دوستی گرفته؛ و با پرستش آنها، آنان را یاور و سرپرست خود قرار دادهاند؛ مرتکب زشتترین اشتباه شدهاند؛ زیرا تنها خداوند کارساز است، و بندگانش باید با پرستش و طاعتش، و نزدیکی جستن به او -با انواع تقرّبات ممکن- او را به یاوری و دوستی بگیرند؛ چراکه فقط او به تدبیر بندگانش میپردازد، و به طور ویژه بندگان مؤمن خود را از تاریکیها به سوی نور هدایت میکند، و به لطف خود آنان را کمک نموده، و در همۀ کارهایشان آنان را سرپرستی مینماید. (﴿وَهُوَ يُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) و او مردگان را زنده میگرداند و او بر همه چیز تواناست؛ یعنی زنده کردن و میراندن در دست اوست، و مشیّت و قدرت او نافذ میباشد. پس او سزاوار آن است که به تنهایی پرستش شود؛ چرا که شریکی ندارد.
42:10–12Page 483
وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِيهِ مِن شَيۡءٖ فَحُكۡمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبِّي عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ ١٠
And in anything over which you disagree - its ruling is [to be referred] to Allāh. [Say], "That is Allāh, my Lord; upon Him I have relied, and to Him I turn back."1
فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِۚ لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ ١١
[He is] Creator of the heavens and the earth. He has made for you from yourselves, mates, and among the cattle, mates; He multiplies you thereby. There is nothing like unto Him,1 and He is the Hearing, the Seeing.2
لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ١٢
To Him belong the keys of the heavens and the earth. He extends provision for whom He wills and restricts [it]. Indeed He is, of all things, Knowing.
وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ؛ در هر چه اختلاف مي کنيد حکمش با خداست اين خداي يکتا پروردگار من است بر او توکل کردم و به او روي مي آورم. فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ؛ آفريدگار آسمانها و زمين است براي شما ، هم از شما ، همسراني بيافريد، و نيز براي چارپايان جفتهايي پديد آورد با آفرينش همسران بر شمارتان مي افزايد هيچ چيز همانند او نيست و اوست که شنوا و بيناست. لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ کليدهاي آسمانها و زمين از آن اوست در روزي هر که بخواهد گشايش مي دهد يا تنگ مي گيرد ، و او به هر چيزي داناست.
(10) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِيهِ مِن شَيۡءٖ فَحُكۡمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾) و در هر چیزی از اصول وفروع دینتان که اختلاف کنید، داوری آن به کتاب خدا و سنّت پیامبرش واگذار میگردد. پس هر چه کتاب و سنّت حکم کردند، حق همان است؛ و هرچه با کتاب و سنت مخالف باشد، باطل است. (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبِّي﴾) این است خداوند، پروردگار من؛ یعنی همانطور که او پروردگار و آفریننده و روزی دهنده و مدبّر است، او تعالی نیز به وسیلۀ شریعت خود، در همۀ امور بندگانش میان آنان داوری مینماید. مفهوم آیۀ کریمه این است که اتّفاق امّت، حجّتی قاطع است؛ چون خداوند متعال به ما دستور داده که فقط چیزهایی را به او بازگردانیم که در آن اختلاف کردهایم؛ پس آنچه که ما بر آن اتّفاق نمودهایم، کافی است که امّت بر آن اتفاق کرده باشد؛ زیرا امّت از خطا مصون میباشد. و حتماً اتّفاق امّت، با آنچه که در کتاب خدا و سنّت پیامبرش آمده است موافق است. (﴿عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) بر او توکل نمودهام، و در به دست آوردن منافع و دور کردن زیانها دل به او سپردهام، و به خداوند اعتماد دارم که مرا بر این امر کمک مینماید. (﴿وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ﴾) و با قلب و جسمم به سوی او روی میآورم، و به طاعت وعبادت او میپردازم. و این دو اصل را خداوند در بسیاری از آیات کتابش بیان میدارد؛ چون با مجموع این دو چیز، بنده کمال را به دست میآورد؛ و اگر این دو چیز نباشند یا یکی نباشد، کمال مطلوب را از دست میدهد. همانطور که فرموده است:﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ فقط تو را میپرستیم، و تنها از تو یاری میجوییم. و فرموده است:﴿فَٱعۡبُدۡهُ وَتَوَكَّلۡ عَلَيۡهِ﴾ او را بپرست، و بر او توکّل کن.
(11) (﴿فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) با قدرت و مشیّت وحکمت خود، آسمانها و زمین را آفریده است، (﴿جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا﴾) و از جنس خودتان برای شما همسرانی آفرید تا در کنار آنها آرام بگیرید، و نسل و فرزندانتان گسترش یابند، و منافع و فوایدی عایدتان گردد. (﴿وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا﴾) و از همۀ اقسام حیوانات، نر و مادّه آفریده است تا باقی بمانند و افزایش پیدا کنند، تا منافع زیادی به شما برسد. به همین جهت آن را به وسیلۀ حرف «لام» متعدی کرد و فرمود: (﴿لَكُم﴾) که بر تعلیل دلالت میکند؛ یعنی آن را به خاطر شما، و به خاطر نازل کردن نعمت بر شما خلق نمود. بنابراین فرمود: (﴿يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِ﴾) یعنی در زمین ـ بدان سبب که از خودتان، به خاطر منافع شما همسرانی قرار داد؛ و به خاطر منافع شما، در میان چهارپایان نر و ماده را قرار داده است ـ شما را منتشر میکند و هم شما را و هم چهارپایانتان را تکثیر مینماید. (﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞ﴾) هیچ چیزی همانند خدا نیست، و هیچ چیزی از مخلوقات با او مشابهتی ندارد؛ نه در ذات او و نه در اسما و صفات، و نه در کارهایش چیزی شبیه او نیست، چون نامهای او همه نیکو هستند، و صفات او صفتهای کمال و عظمت میباشند، و خداوند مخلوقات بزرگ را بدون اینکه شریک و همراهی داشته باشد پدید آورده است. پس هیچ چیزی همانند او نیست؛ زیرا فقط او از هر جهت یگانه و یکتاست و کامل است. (﴿وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ﴾) و او همۀ صداها را علیرغم اختلاف زبانها و گوناگون بودن نیازها میشنود. (﴿ٱلۡبَصِيرُ﴾) بیناست، و حتی خزیدن مورچۀ سیاه را در شب تاریک بر روی صخرۀ صاف میبیند. و او فرایند جذب و تبدیل غذا را در اعضای حیوانات بسیار کوچک مشاهده میکند، و حرکت و جریان آب را در شاخههای باریک [درختان و گیاه] میبیند. این آیه و امثال آن دلیلی است بر صحّت مذهب اهل سنّت و جماعت که صفات را برای خدا اثبات نموده، و همگونی و مشابهت را از او نفی میکنند. فرمودۀ خدا (﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞ﴾) ردّی است بر اعتقاد گروه «مُشَبِّهَهْ”؛آنهایی که صفات خدا را به صفات مخلوق تشبیه میکنند. و فرمودۀ (﴿وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ﴾) ردّی است برای «معطِّله”؛آنهایی که صفات را تعطیل نموده و آنها را انکار میکنند.
(12) (﴿لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، و کلیدهای رحمت و روزی و نعمتهای ظاهری و باطنی در دست اوست. پس همۀ خلق در بهدست آوردن منافعشان و دور کردن زیانهاشان، و در همۀ حالتها به خدا نیازمندند، و هیچ کس از آنها اختیاری ندارد. و خداوند بخشنده و منع کننده است، و زیان دهنده و نفع دهنده میباشد؛ هر نعمتی که بندگان دارند از جانب اوست، و شرّ و بدی را جز او کسی دفع نمیکند. ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ﴾ هر درِ رحمتی را که خداوند برای مردم بگشاید، هیچ باز دارندهای برای آن نیست؛ و آنچه را که نگاه دارد، هیچ رها کنندهای برای آن وجود ندارد. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ﴾) اوست که روزی را برای هر کس بخواهد، فراخ میدارد و فراوان مینماید و از انواع روزیها به او هر آنچه بخواهد میدهد. (﴿وَيَقۡدِرُ﴾) و برای هرکس که بخواهد، آن را تنگ میدارد. تا به اندازۀ نیازش باشد و از نیازش بیشتر نباشد. و همۀ اینها تابع علم و حکمت اوست. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) بیگمان او به هرچیزی داناست. پس او احوال بندگانش را میداند، و به هریک حسب حکمت او و مشیّت خود میبخشد.
42:13Page 484
۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحٗا وَٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ وَمَا وَصَّيۡنَا بِهِۦٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓۖ أَنۡ أَقِيمُواْ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُواْ فِيهِۚ كَبُرَ عَلَى ٱلۡمُشۡرِكِينَ مَا تَدۡعُوهُمۡ إِلَيۡهِۚ ٱللَّهُ يَجۡتَبِيٓ إِلَيۡهِ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَن يُنِيبُ ١٣
He has ordained for you of religion what He enjoined upon Noah and that which We have revealed to you, [O Muḥammad], and what We enjoined upon Abraham and Moses and Jesus - to establish the religion and not be divided therein. Difficult for those who associate others with Allāh is that to which you invite them. Allāh chooses for Himself whom He wills and guides to Himself whoever turns back [to Him].
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ؛ براي شما آييني مقرر کرد ، از همان گونه که به نوح وصيت کرده بود و، ازآنچه بر تو وحي کرده ايم و به ابراهيم و موسي و عيسي وصيت کرده ايم که دين را بر پاي نگه داريد و در آن فرقه فرقه مشويد تحمل آنچه بدان دعوت مي کنيد بر مشرکان دشوار است خدا هر که را خواهد براي رسالت خود بر مي گزيند و هر که را بدو بازگردد به خود راه مي نمايد.
(13) این بزرگترین نعمت خدا بر بندگانش میباشد که بهترین و برترین و پاکیزهترین دین را -که دین اسلام است- برایشان مقرّر داشته است؛ دینی که خداوند برای بندگان برگزیدهاش مقرّر نموده است. خداوند این دین را برای منتخبان و برگزیدگان- که پیامبران اولوالعزم هستند و در این آیه ذکر شدهاند، و از هر جهت والا مقامترین و کاملترین انسانها هستند- مقرّر داشته است. پس دینی که خداوند برای آنها مقرّر داشته است، مناسب حال آنان میباشد و موافق با کمال آنهاست، بلکه خداوند آنها را کامل گردانده و برگزیده است؛ چون به این دین بپا خاستهاند. و اگر دین اسلام نبود، هیچ احدی مقامش بالا نمیرفت. پس این دین، روح سعادت و قطب و محور کمال است؛ و آن چیزی است که این کتاب ارزشمند در بر گیرندۀ آن میباشد و به سوی آن فرا میخواند، از قبیل: توحید و اعمال شایسته و اخلاق و آداب. (﴿أَنۡ أَقِيمُواۡ ٱلدِّينَ﴾) شما را فرمان داده که همۀ شرایع و قوانین دین و اصول و فروعش را برپای دارید، خودتان آن را برپای دارید، و بکوشید تا آنرا در زندگی دیگران نیز پیاده کنید وهمدیگررا بر نیکویی وپرهیزگاری یاری نمایید و از گناه و دشمنی کردن باز دارید. (﴿وَلَا تَتَفَرَّقُواۡ فِيهِ﴾) و در آن اختلاف نورزید، بلکه بر اصول و فروع دین متّفق بمانید، و بکوشید که اختلاف در مسائل، شما را متفرّق ننماید و به گروهها و احزابی تبدیل نشوید که با همدیگر دشمنی میورزید درحالی که در اصل دین متفق هستید. و از مصادیق اجتماع و اتفاق بر دین، میتوان به اجتماعات عمومی اشاره کرد که شریعت به آن فرمان داده است مانند حج و اعیاد و جمعهها و نمازهای پنجگانه و جهاد و دیگر عبادتهایی که جز با گردهم آمدن کامل نمیگردند. (﴿كَبُرَ عَلَى ٱلۡمُشۡرِكِينَ مَا تَدۡعُوهُمۡ إِلَيۡهِ﴾) وقتی آنها را به یگانه پرستی و اخلاص در طاعت و عبادت برای خدا امر نمودی، این امر به شدّت بر آنها دشوار آمد، همانطور که خداوند در مورد آنها فرموده است:﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾ و هرگاه خدا به تنهایی یاد شود، دلهای کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند متنفّر میگردد؛ و هرگاه کسانی غیر از او یاد شوند، بهناگاه شادمان میگردند. و قول آنان را نقل میکند و میفرماید:﴿أَجَعَلَ ٱلۡأٓلِهَةَ إِلَٰهٗا وَٰحِدًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عُجَابٞ﴾ چگونه معبودان [متعدد] را به معبود واحد تبدیل میگرداند؟! به درستی که چیزی که او آورده و به سویش دعوت میکند، بسیار عجیب است. (﴿ٱللَّهُ يَجۡتَبِيٓ إِلَيۡهِ مَن يَشَآءُ﴾) خداوند از میان بندگانش، هرکس را که شایسته برگزیده شدن برای رسالت و ولایت باشد برمیگزیند. بر این اساس او این امّت را برگزیده، و بر سایر امّتها فضیلت داده، و بهترین ادیان را برای آن انتخاب کرده است. (﴿وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَن يُنِيبُ﴾) و هرکس را که رو به سوی او نهد، به سوی خویش هدایت میکند. فراهم شدن این سبب از جانب بنده، او را به هدایت الهی میرساند، و این سبب، روی آوردن بنده به پروردگارش میباشد و متوجّه شدن انگیزههای قلبیاش به خدا و اینکه هدفش جلب رضایت خدا باشد. پس خوب و نیک بودن ارادۀ بنده به همراه تلاش او در طلب هدایت، از اسبابی است که هدایت را برای او آسان میگرداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَهۡدِي بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ﴾ خداوند به وسیلۀ آن هرکس را که از خشنودی پروردگارش پیروی نماید، به راههای سلامتی هدایت میکند. و آیۀ ﴿وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَن يُنِيبُ﴾ و ﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾ و حقایقی در مورد اصحاب ـ رضی الله عنهم أجمعین ـ که مبین بازگشت واقعی آنها به سوی خداست، دلیلاند بر اینکه قول اصحاب حجت است، به ویژه قول و گفتۀ خلفای راشدین ـ رضی الله عنهم اجمعین ـ .
42:14–15Page 484
وَمَا تَفَرَّقُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى لَّقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ ١٤
And they did not become divided until after knowledge had come to them - out of jealous animosity between themselves. And if not for a word1 that preceded from your Lord [postponing the penalty] until a specified time, it would have been concluded between them. And indeed, those who were granted inheritance of the Scripture after them are, concerning it, in disquieting doubt.
فَلِذَٰلِكَ فَٱدۡعُۖ وَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَۖ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡۖ وَقُلۡ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٖۖ وَأُمِرۡتُ لِأَعۡدِلَ بَيۡنَكُمُۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمۡۖ لَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡۖ لَا حُجَّةَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُۖ ٱللَّهُ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَاۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ ١٥
So to that [religion of Allāh] invite, [O Muḥammad],1 and remain on a right course as you are commanded and do not follow their inclinations but say, "I have believed in what Allāh has revealed of scripture [i.e., the Qur’ān], and I have been commanded to do justice among you. Allāh is our Lord and your Lord. For us are our deeds, and for you your deeds.2 There is no [need for] argument between us and you.3 Allāh will bring us together, and to Him is the [final] destination."
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ؛ از روي حسد و عداوت فرقه فرقه نشدند ، مگر از آن پس که به دانش ، دست يافتند و اگر پروردگار تو از پيش مقرر نکرده بود که آنها را تا زماني معين مهلت است ، بر آنها حکم عذاب مي رفت و کساني که بعد از ايشان وارث کتاب خدا شده اند در باره آن سخت به ترديد افتاده اند. فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ؛ براي آن دعوت کن و چنان که فرمان يافته اي پايداري ورز و از پي خواهشهايشان مرو و بگو : به کتابي که خدا نازل کرده است ايمان دارم و به من فرمان داده اند که در ميان شما به عدالت رفتار کنم خداي يکتا پروردگار ماو پروردگار شماست اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما ميان ماو شما هيچ محاجه اي نيست خدا ما را در يک جا گرد مي آورد و سرانجام به سوي اوست.
(14) وقتی خداوند به اتّفاق مسلمین و اجتماع آنان بر دینشان فرمان داد و آنها را از تفرقه نهی کرد، به آنان خبر داد که شایسته نیست به آنچه از کتاب که بر آنها نازل کرده است مغرور شوند؛ چون اهل کتاب متفرّق و پراکنده نشدند مگر بعد از آنکه خداوند کتاب را بر آنها نازل کرد؛ کتابی که موجب اجتماع و وحدت است. پس آنها کاری بر خلاف آنچه کتابشان به آنها دستور داده بود انجام دادند، و این بهخاطر دشمنی و تجاوزشان بود. آنها نسبت به یکدیگر بغض و حسد ورزیدند، و میان آنها اختلاف و دشمنی ایجاد شد. پس ای مسلمانها! بپرهیزید از اینکه مانند آنها باشید. (﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) و اگر سخن پروردگارت بر این نرفته بود که تا مدّت معینی عذاب داده نشوند، و در کیفر دادن آنها تاخیر شود، (﴿لَّقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾) در میان آنان داوری میشد، ولی حکمت و بردباری او اقتضا میکرد که عذاب، فوراً آنها را فرا نگیرد، (﴿وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾) و بیگمان، کسانی که کتاب را از گذشتگان به ارث بردهاند و به آنان عالم گفته میشود، (﴿لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ﴾) در اشتباه فاحشی هستند، و همین امر میان آنان اختلاف ایجاد میکند. گذشتگانِ آنها از روی حسد و تجاوز اختلاف ورزیدند، و جانشینانشان از روی شک و تردید اختلاف نمودند، و همه در اختلافِ مذموم مشترک هستند.
(15) (﴿فَلِذَٰلِكَ فَٱدۡعُ﴾) پس به سوی دین استوار و راه راستی که خداوند کتابهایش را بر آن نازل فرموده و پیامبرانش را بر آن فرستاده است فرا بخوان؛ و امّت خویش را به سوی آن دعوت کن و آنها را به آن تشویق کن؛ و با هرکس که آن را نمیپذیرد جهاد کن. (﴿وَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ﴾) و همانگونه که فرمان یافتهای ایستادگی کن؛ یعنی استقامتی کن که موافق با دستور خدا باشد؛ نه افراطی در آن باشد و نه تفریط، بلکه در آن از دستورات الهی فرمانبرداری کن و از آنچه نهی کرده پرهیز نما، به صورتی که همواره این کار ادامه داشته باشد. پس پیامبر را دستور داد که با درپیش گرفتن استقامت، خود را تکمیل گرداند و دیگران را نیز با دعوت کردن به استقامت، به سوی کمال هدایت کند. و معلوم است که هرآنچه به پیامبر دستور داده شود، به امّت او نیز دستور داده میشود، البته به شرطی که دستور مخصوص پیامبر نباشد. (﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و از خواستهها و امیال کافران یا منافقانی که از دین منحرف هستند پیروی مکن؛ زیرا پیروی از آنها، به معنی پیروی کردنِ بخشی از دینشان، یا ترک کردن دعوتِ به سوی خدا یا ترک استقامت است. پس اگر تو از خواسته و امیال آنها پیروی نمایی -پس از آنکه علم و دانش به نزد تو آمده است- آنگاه از ستمکاران خواهی بود. نفرمود از دینشان پیروی مکن؛ چون حقیقتِ دین آنها که خداوند برایشان مقرّر کرده است، دین همۀ پیامبران است، امّا آنها از حقیقتِ دین خود پیروی نکردهاند، بلکه از خواستها و امیالشان پیروی نموده و دینشان را به بازیچه گرفتهاند. (﴿وَقُلۡ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٖ﴾) و به هنگام مجادله و مناظره با آنها بگو: من به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده است ایمان آوردهام؛ یعنی مناظره و مجادلۀ تو با آنها باید بر این اصل بزرگ استوار باشد؛ اصلی که بر شرافت و شکوه اسلام و چیره بودن آن بر همۀ ادیان دلالت مینماید، و دینی که اهل کتاب گمان میبرند بر آن هستند بخشی از اسلام است. در اینجا بیان شده که اگر اهل کتاب بر این محور مناظره کنند که به بعضی از کتابها یا پیامبران، ایمان دارند و به بعضی ایمان ندارند از آنها پذیرفته نمیشود؛ چون کتابی که به سوی آن دعوت میکنند و پیامبری که خود را به او نسبت میدهند، باید این قرآن و کسی که آن را آورده است را تصدیق کنند. پس کتاب ما و پیامبرمان ما را فرمان دادهاند که به موسی و عیسی و تورات و انجیل ایمان داشته باشیم و آن را تصدیق کنیم، و خبر دادهاند که این کتابها صحّت قرآن را تصدیق و به آن اقرار کردهاند. امّا کتاب و پیامبرمان ما را به ایمان آوردن به تورات و انجیل و موسی و عیسایی که برای ما توصيف نشدهاند و مطابق با کتاب ما نیستند فرمان نداده است. (﴿وَأُمِرۡتُ لِأَعۡدِلَ بَيۡنَكُمُ﴾) و فرمان یافتهام که در داوری میان شما و آنچه در آن اختلاف کردهاید، دادگری کنم. پس ای اهل کتاب، دشمنی شما و کینهورزیتان با من، مرا از دادگری میان شما باز نمیدارد؛ و مرا از اینکه از میان گفتههای مختلف اهل کتاب و دیگران سخن حق را بپذیرم و باطل را رد کنم و به عدالت حکم کنم، منع نمیکند. (﴿ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمۡ﴾) الله، پروردگار ما و پروردگار شماست؛ یعنی او پروردگار همه است، و شما به اینکه پروردگارتان باشد از ما سزاوارتر نیستید. (﴿لَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡ﴾) اعمال خوب و بد ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست، (﴿لَا حُجَّةَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ﴾) یعنی بعد از آنکه حقایق روشن گشت، و حق از باطل و هدایت از گمراهی مشخّص گردید، جایی برای جدال و ستیز و کشمکش باقی نمانده است. چون منظور از مجادله و گفتگو این است که حق از باطل روشن گردد تا فردی که راهیافته است، هدایت شود؛ و حجّت بر فرد گمراه اقامه گردد. منظور این است که با اهل کتاب مجادله نشود؛ چرا که خداوند میفرماید: و با اهل کتاب مجادله نکنید مگر به شیوهای که بهتر است. منظور همان چیزی است که ما بیان کردیم. (﴿ٱللَّهُ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَاۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾) خداوند در روز قیامت همۀ ما را گرد میآورد، و هر یک را طبق عملش مجازات میکند، و در این وقت دروغگو و راستگو مشخّص میشوند.
42:16Page 485
وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِي ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا ٱسۡتُجِيبَ لَهُۥ حُجَّتُهُمۡ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ وَلَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٌ ١٦
And those who argue concerning Allāh after He has been responded to1 - their argument is invalid with their Lord, and upon them is [His] wrath, and for them is a severe punishment.
وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ؛ و کساني که در باره خدا جدال مي کنند ، پس از آنکه دعوت او را، اجابت کرده اند نزد پروردگارشان حجتشان ناچيز است بر آنهاست خشم خدا و بر آنهاست عذابي سخت.
(16) این آیه (﴿وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِي ٱللَّهِ ...﴾) تاکید ﴿لَا حُجَّةَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ﴾[میان ما و شما هیچ مجادلهای نیست] میباشد. (﴿وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِي ٱللَّهِ﴾) و کسانی که دربارۀ خدا به وسیلۀ حجّتهای باطل و شبهات متناقض مجادله و مخاصمه میورزند، (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا ٱسۡتُجِيبَ لَهُۥ﴾) بعد از آنکه خردمندان و عاقلان به سبب آیات و نشانههای قاطع و دلایل روشن فرمان او را پذیرفتهاند، پس اینان که با حق به مجادله میپردازند، پس از آنکه حق برایشان روشن شده است، (﴿حُجَّتُهُمۡ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) مجادلۀ آنها نزد پروردگارشان باطل است و پذیرفتنی نیست. چون مجادلۀ آنها مشتمل بر ردّ حق است، و هرآنچه که با حق مخالف باشد باطل است. (﴿وَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ﴾) و بهخاطر نافرمانی و رویگردانیشان از حجّتهای خدا و دروغ انگاشتن آن، خشم خدا بر آنهاست. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٌ﴾) و عذابی دردناک دارند که آن عذاب نتیجۀ خشم خداوند بر آنهاست. پس این کیفرِ هر آن کسی است که به وسیلۀ باطل با حق به مجادله میپردازد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences