As-Sa'diAsh‑Shuraa · 42:17–29

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Ash-Shuraa 42:17–29

42:17–18Page 485

ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ وَٱلۡمِيزَانَۗ وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٞ ١٧

It is Allāh who has sent down the Book in truth and [also] the balance [i.e., justice]. And what will make you perceive? Perhaps the Hour is near.

يَسۡتَعۡجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهَاۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مُشۡفِقُونَ مِنۡهَا وَيَعۡلَمُونَ أَنَّهَا ٱلۡحَقُّۗ أَلَآ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِي ٱلسَّاعَةِ لَفِي ضَلَٰلِۭ بَعِيدٍ ١٨

Those who do not believe in it are impatient for it,1 but those who believe are fearful of it and know that it is the truth. Unquestionably, those who dispute concerning the Hour are in extreme error.

اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ؛ خداست که اين کتاب بر حق و ترازو را نازل کرده است و تو چه مي داني ? شايد قيامت نزديک باشد. يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ؛ آنان که باورش ندارند آن را به شتاب مي طلبند ، و آنان که ايمان ، آورده اند از آن بيمناکند و مي دانند که حق است آگاه باش ، کساني که در باره قيامت جدال مي کنند سخت در گمراهي هستند.

(17) وقتی خداوند متعال بیان کرد که حجّت‌ها و دلایل او واضح و روشن هستند، طوری که هر کس در وی امید خیری باشد آن را می‌پذیرد، اصل و اساس حجّت‌ها را نیز بیان کرد، اساسی که همۀ دلایل و حجّت‌هایی که به بندگان رسیده‌اند به این دلیل برمی‌گردند. پس فرمود: (﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ وَٱلۡمِيزَانَ﴾) خداوند ذاتی است که کتاب و ابزار سنجش را به حق نازل کرده است. کتاب، این قرآن بزرگ است که به حق نازل شده، و مشتمل بر حق و راستی و یقین است، و سراسر آن نشانه‌های روشن و دلایل واضح است که بر همۀ مطالب الهی و عقاید دینی دلالت می‌کند. پس قرآن بهترین مسائل و روشن‌ترین دلایل را ارائه داده است. امّا معیار و میزان عدالت و سنجش و مقایسۀ درست و عقل صحیح می‌باشد. بنابراین همۀ دلایل عقلی از قبیل: نشانه‌های الهی در کرانه‌های جهان و نشانه‌هایی که در وجود انسان است، و اعتبارات و معیارهای شرعی، و مناسبت‌ها و علّت‌ها و احکام و حکمت‌ها همه در میزان و معیاری داخل هستند که خداوند آن را در میان بندگانش گذاشته است تا اموری را که اثبات نموده و اموری را که نفی کرده است بسنجید، و به وسیلۀ آن به راست بودن پیام خداوند و پیامبرانش یقین حاصل کنید. و آنچه از دایرۀ کتاب و میزان بیرون است و آنچه گفته می‌شود حجّت و دلیل است باطل و متناقض می‌باشد، اصل آن فاسد است و مبانی و فروع آن نیز فاسد می‌باشد. و هرکس که قدرت تشخیص را داشته باشد و ادله راجح و مرجوح را از یکدیگر تشخیص دهد و حجّت‌ها و شبهات را از هم بازشناسد، به این موضوع واقف است. ولی هرکس فریب عبارت‌های آراسته و کلمات فریبنده را بخورد و بصیرت او معنی مورد نظر را درنیابد، او اهل این کار نیست و از سوارکاران این میدان نمی‌باشد. پس موافقت و مخالفت او برابر است. سپس خداوند متعال با ترساندن کسانی که در آمدن قیامت شتاب دارند و منکر آن هستند فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٞ﴾) و تو چه می‌دانی شاید قیامت نزدیک باشد. پس زمان و فاصلۀ آن معلوم نیست، و مشخص نیست که چه زمانی برپا می‌شود، بنابراین در هر وقتی اتفاق افتادن آن انتظار می‌رود.

(18) (﴿يَسۡتَعۡجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهَا﴾) کسانی که از روی عناد و تکذیب و ناتوان قرار دادن پروردگارشان به آن ایمان ندارند، در فرا رسیدن آن شتاب می‌ورزند، (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مُشۡفِقُونَ مِنۡهَا﴾) امّا کسانی که ایمان آورده‌اند از قیامت در هراس اند؛ یعنی از آن می‌ترسند، چون به آن ایمان دارند و می‌دانند که در قیامت جزای اعمال داده می‌شود؛ و از آنجا که پروردگارشان را می‌شناسند، می‌ترسند که مبادا اعمالشان نجات دهنده نباشد و آنان را به سعادت نرساند. بنابراین فرمود: (﴿وَيَعۡلَمُونَ أَنَّهَا ٱلۡحَقُّ﴾) و می‌دانند که آن حق است و هیچ شک و تردیدی در وقوع آن ندارند. (﴿أَلَآ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِي ٱلسَّاعَةِ﴾) بدانید کسانی که در وقوع قیامت شک دارند و دربارۀ آن به ستیز و مجادله می‌پردازند؛ یعنی بعد از آنکه دچار شک و تردید شدند، با پیامبران و پیروان آنان دربارۀ وقوع قیامت به مجادله پرداختند، (﴿لَفِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٍ﴾) در گمراهیِ بی‌نهایت دوری قرار دارند. و چه گمراهی و ضلالتی بدتر است از دوری و ضلالت کسی که سرای آخرت را تکذیب کرده است؛ سرایی که سرای حقیقی است و برای جاودانگی آفریده شده است؟! سرای سزا و جزایی که خداوند در آن عدالت و فضل خویش را اظهار می‌کند، و این جهان نسبت به آن، مانند سفر مسافری است که در زیر سایۀ درختی می‌خوابد سپس آن را ترک می‌کند و از آنجا کوچ می‌نماید. این دنیا، سرای عبور و گذر است نه محل استقرار و ماندن. پس کافران، فنا شدن و از بین رفتن دنیا را تصدیق می‌کنند؛ چون آن را مشاهده کرده‌اند، امّا سرای آخرت را تکذیب می‌نمایند، سرایی که کتاب‌های الهی و پیامبران بزرگوار و پیروانشان که از همۀ مردم؛ عقلی کامل‌تر و دانشی بیشتر دارند و فهمیده‌تر و هوشیارترند، از آن خبر داده‌اند.

42:19–20Page 485

ٱللَّهُ لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ ١٩

Allāh is Subtle1 with His servants; He gives provision to whom He wills. And He is the Powerful, the Exalted in Might.

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلۡأٓخِرَةِ نَزِدۡ لَهُۥ فِي حَرۡثِهِۦۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ ٢٠

Whoever desires the harvest of the Hereafter - We increase for him in his harvest [i.e., reward]. And whoever desires the harvest [i.e., benefits] of this world - We give him thereof, but there is not for him in the Hereafter any share.

اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ؛ خدا با بندگانش مهربان است هر که را بخواهد روزي مي دهد و او توانا و پيروزمند است. مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ؛ هر کس کشت آخرت را بخواهد به کشته اش مي افزاييم و هر کس کشت دنيارا بخواهد به او عطا مي کنيم ، ولي ديگر در کشت آخرتش نصيبي نيست.

(19) خداوند متعال خبر می‌دهد که او (﴿لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ﴾) نسبت به بندگانش لطیف و مهربان است تا بندگان او را بشناسند و او را دوست بدارند و خود را در معرض لطف و کرم او قرار دهند. لطف از صفت‌های خداوند متعال است که به این معنی است او رازها و پنهانی‌ها را می‌داند، و بندگانش ـ به خصوص مؤمنان ـ را به آنچه که مایۀ خیر و صلاح آنهاست، هدایت می‌کند، و خیر و برکت را از راهی به آنها می‌رساند که خودشان نمی‌دانند و گمانش را نمی‌برند. از جمله لطف خداوند نسبت به بندۀ مؤمنش این است که او را ـ با فراهم کردن اسباب هدایت ـ به سوی خیر هدایت می‌کند، هدایتی که به فکر انسان نمی‌آید. اسبابی که خداوند برای هدایت بندۀ مؤمنش فراهم می‌کند، عبارت است از اینکه محبّتِ حق و تسلیم شدن در برابر آن را، در وجودش به ودیعه می‌نهد، و خداوند به فرشتگان گرامی‌اش الهام می‌کند تا او را استوار گردانند؛ و او را بر انجام خیر و نیکی تشویق، و حق را در دلش آراسته نمایند که سبب پیروی از حق می‌شود. و از مظاهر لطف خداوند این است که مؤمنان را به عبادت‌های دسته جمعی فرمان داده که این عبادت‌ها، اراده‌هایشان را قوی می‌گرداند، و همّت‌هایشان را بر می‌انگیزد، به گونه‌ای که آنها در راه خیر با یکدیگر رقابت می‌ورزند، و به آن علاقه‌مند می‌شوند و به یکدیگر اقتدا می‌کنند. و از مظاهر لطف خداوند نسبت به بندگانش این است که اسبابی را برای بنده ایجاد می‌کند که میان او و گناهان مانع می‌گردند. مثلاً چنانچه دنیا و ثروت و ریاست و امثال آن که اهل دنیا در آن با همدیگر به رقابت می‌پردازند بنده را از طاعت و عبادت خدا دور کند یا سبب ‌شود تا از خدا غافل گردد یا به گناهی روی آورد، خداوند ثروت و دارایی و ریاست را از او دور می‌دارد و رزقش را به اندازه‌اش می‌دهد. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ﴾) هرکس را که بخواهد، به اقتضای حکمت و لطفش روزی می‌دهد. (﴿وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او نیرومند و چیره است، و قدرت و توان همه از آن اوست. پس هیچ یک از مخلوقات توان کاری را ندارد مگر به کمک او که همه چیز در برابر او سر تسلیم فرود آورده است.

(20) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿مَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلۡأٓخِرَةِ ﴾) هرکس اجر و پاداش آخرت را بخواهد؛ یعنی به قیامت باور داشته باشد و آن را تصدیق نماید و برایش تلاش کند، (﴿نَزِدۡ لَهُۥ فِي حَرۡثِهِۦ﴾) در کشت او می‌افزاییم؛ یعنی عمل او را چند برابر می‌نماییم، و پاداش آن را چند برابر می‌گردانیم. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوۡلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا﴾ و هرکس آخرت را بخواهد و برای آن تلاش کند درحالی که مؤمن است، تلاش ایشان قابل تقدیر و تشکّر است، با وجود این بهره‌اش در دنیا حتماً به او می‌رسد. (﴿وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلدُّنۡيَا ﴾) و هرکس کشت دنیا را بخواهد، به این صورت که دنیا آخرین هدف او باشد و برای آخرت خود چیزی پیش نفرستد و به پاداش آن امید نداشته باشد و از عذاب آن نترسد، (﴿نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا﴾) بهره‌اش را که برایش مقرّر گشته است به او می‌دهیم. (﴿وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ﴾) امّا در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد، و از بهشت و نعمت‌های آن محروم می‌گردد، و سزاوار آتش دوزخ می‌شود. و این آیه شبیه فرمودۀ الهی است که می‌فرماید:﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ فِيهَا وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ﴾ هرکس زندگانی دنیا و زینت آن را بخواهد، اعمالشان را در آنجا کاملاً به ایشان می‌دهیم، و آنها در آنجا کم داده نمی‌شوند.

42:21–23Page 485

أَمۡ لَهُمۡ شُرَكَٰٓؤُاْ شَرَعُواْ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمۡ يَأۡذَنۢ بِهِ ٱللَّهُۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةُ ٱلۡفَصۡلِ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ ٢١

Or have they partners [i.e., other deities] who have ordained for them a religion to which Allāh has not consented? But if not for the decisive word,1 it would have been concluded between them. And indeed, the wrongdoers will have a painful punishment.

تَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا كَسَبُواْ وَهُوَ وَاقِعُۢ بِهِمۡۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فِي رَوۡضَاتِ ٱلۡجَنَّاتِۖ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ ٢٢

You will see the wrongdoers fearful of what they have earned, and it will [certainly] befall them. And those who have believed and done righteous deeds will be in lush regions of the gardens [in Paradise] having whatever they will in the presence of their Lord. That is what is the great bounty.

ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۗ قُل لَّآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰۗ وَمَن يَقۡتَرِفۡ حَسَنَةٗ نَّزِدۡ لَهُۥ فِيهَا حُسۡنًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ شَكُورٌ ٢٣

It is that of which Allāh gives good tidings to His servants who believe and do righteous deeds. Say, [O Muḥammad], "I do not ask you for it [i.e., this message] any payment [but] only good will through [i.e., due to] kinship." And whoever commits a good deed - We will increase for him good therein. Indeed, Allāh is Forgiving and Appreciative.1

أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ آيا مشرکان را بتاني است که آييني برايشان آورده اند که خدا رخصت آن را، نداده است ? و اگر قصد تاخير عذابشان نبود ، کارشان به پايان آمده بودو ستمکاران را عذابي است دردآور. تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ ؛ ستمکاران را بيني که از حاصل اعمالشان بيمناکند و البته به کيفر خود خواهند رسيد ولي آنها که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، درباغهاي بهشتند هر چه بخواهند نزد پروردگارشان هست و اين فضل و بخشايش بزرگي است. ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ ؛ اين است آن چيزي که خدا آن گروه از بندگانش را که ايمان آورده اند و، کارهاي شايسته کرده اند ، بدان مژده مي دهد بگو : بر اين رسالت مزدي ازشما ، جز دوست داشتن خويشاوندان ، نمي خواهم و هر که کار نيکي کند به نيکويي اش مي افزاييم ، زيرا خدا آمرزنده و شکر پذير است.

(21) خداوند متعال خبر می‌دهد که مشرکین انبازهایی را به یاوری و سرپرستی برگرفته‌اند، و هر دو گروه در اعمال کفر آمیز مشترک هستند، و اینها از شیطان‌های انسی می‌باشند که به کفر دعوت می‌کنند. (﴿شَرَعُواۡ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمۡ يَأۡذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ﴾) و شرک و بدعت‌ها را برای ایشان به عنوان دین پدید آورده‌اند، و حلال خدا را حرام کرده، و حرام او را حلال نموده، و آنچه را که دلشان بخواهد برای آنان دین قرار داده‌اند. با اینکه دین همان چیزی است که خداوند متعال آن را مشروع نموده تا بندگان بر آن اساس وی را عبادت کنند، و به وسیلۀ آن خود را به خدا نزدیک نمایند. بنابراین هیچ کس حق ندارد چیزی را که از طرف خدا و پیامبرش نیامده باشد، به عنوان دین مقرّر بدارد؛ پس چگونه این فاسقان [این کار را می‌کنند] که هم آنان و هم پدرانشان در کفر مشترک هستند؟! (﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةُ ٱلۡفَصۡلِ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾) و اگر خداوند مدّت معینی را مقرّر نکرده بود که در آن به گروه‌های مختلف مهلت دهد، فوراً به خوشبختی اهل حق و نابود شدن اهل باطل حکم و داوری می‌کرد؛ چون آنچه نابودی آنها را اقتضاء می‌نماید موجود است. امّا اینها بدانند که در آخرت عذاب دردناکی در پیش دارند که اینها و هر ستمگری بدان گرفتار می‌شوند.

(22) (﴿تَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) در این روز کسانی را که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان بر خود ستم کرده‌اند خواهی دید که، (﴿مُشۡفِقِينَ مِمَّا كَسَبُواۡ﴾) از کارهایی که کرده‌اند سخت بیمناک‌اند؛ زیرا بر آن کیفر داده می‌شوند. و از آنجا که بیمناک، چیزی که از آن می‌ترسد احتمال دارد به آن دچار شود و [نیز] احتمال دارد بدان دچار نشود، خبر داد عذابی که این ستمکاران از آن می‌ترسند، (﴿وَاقِعُۢ بِهِمۡ﴾) به آنان خواهد رسید، چون آنها اسباب کیفر را فراهم آورده‌اند بدون اینکه معارضی از قبیل: توبه و غیره را داشته باشند، اکنون فرصت را از دست داده‌اند. (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و کسانی که با دل‌هایشان به خدا و کتاب‌ها و پیامبرانش ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند. هر نوع عمل صالحی از اعمال قلوب و اعمال جوارح از قبیل: واجبات و مستحبات در کارهای شایسته داخل هستند. پس چنین کسانی (﴿فِي رَوۡضَاتِ ٱلۡجَنَّاتِ﴾) در باغ‌های بهشت هستند؛ یعنی در باغ‌هایی هستند که به بهشت اضافه شده‌اند، و معلوم است که حالت مضاف که در اینجا «باغ‌ها» است، بر حسب حالت مضاف الیه است که «بهشت» می‌باشد. پس این باغ‌ها بسیار زیبا و شکوفا بوده، و در آن نهرها و چشمه‌های پُرآب و منظره‌های زیبا و صداهای دل‌انگیز است، و درختان پر میوه و پرندگان آواز خوان به وفور یافت می‌شوند، و اهل ایمان در کنار هم به سر می‌برند. و در آنجا کامل‌ترین بهره از همزیستی و همدم شدن با دوستان عاید آدمی می‌شود. باغ‌هایی که با گذشت زمان، زیبایی‌شان افزوده می‌گردد، و روز به روز اهالی آنها به لذّت‌هایشان اشتیاق بیشتری پیدا می‌کنند. (﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ﴾) آنها هرچه در آن باغ‌ها بخواهند دارند. (﴿عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) نزد پروردگارشان، پس هرچه بخواهند برایشان فراهم است؛ چیزهایی که هیچ چشمی آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ﴾) این است فضل بزرگ. و آیا فضلی بزرگ‌تر از دستیابی به رضایت خداوند متعال، و بهره‌مند شدن از لقای او در سرای بهشت وجود دارد؟

(23) (﴿ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) خداوند بخشنده و مهربان این مژدۀ بزرگ را -که به طور مطلق بزرگ‌ترین نوید است- به وسیلۀ برترین انسان به کسانی نوید می‌دهد که ایمان آورده‌اند و کار شایسته کرده‌اند. پس برخورداری از این نوید، بزرگ‌ترین هدف است؛ و وسیله‌ای که انسان را به آن می‌رساند، بهترین وسیله است. (﴿قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) بگو: در برابر رساندن این قرآن به شما و فراخواندتان به سوی احکام آن، از شما مزدی نمی‌خواهم. پس منظور من این نیست که اموالتان را از دستتان بگیرم، و نمی‌خواهم که بر شما ریاست و حکومت کنم و هدفی مادّی ندارم. (﴿إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) احتمال دارد که معنی آیه این باشد که فقط یک چیز از شما می‌خواهم که فایدۀ آن به خود شما برمی‌گردد، و آن اینکه به‌خاطر خویشاوندی مرا دوست بدارید. و این دوست داشتن، اضافه بر دوست داشتنِ بر اساس ایمان است؛ زیرا دوست داشتن پیامبر صلی الله علیه وسلم ـ از روی ایمان ـ و مقدم داشتن محبت ایشان بر همۀ محبّت‌ها بعد از محبّت خدا، بر هر مسلمانی فرض است. و از کسانی که در این آیه به آنان اشاره شده است، درخواست شده است اضافه بر این محبت ایمانی، محبتی دیگر را نیز نسبت به پیامبر داشته باشند، و آن عبارت است از محبت خویشاوندی، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک‌ترین مردم و خویشاوندان خود را دعوت می‌کرد تا جایی که می‌گویند هیچ کس در تیره‌های قریش نبود مگر اینکه پیامبر با او نسبتی داشت، و به نوعی خویشاوند او بود. و احتمال دارد که منظور این باشد که از شما هیچ مزدی نمی‌خواهم مگر اینکه صادقانه خدا را دوست بدارید، و این با نزدیکی جستن به خدا، و متوسّل شدن به او به وسیلۀ طاعت و عبادتش که بر محبّت صادقانه و درستِ خدا دلالت می‌نماید، همراه است. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) مگر محبت به خاطر نزدیکی جستن و تقرّبِ به خدا. طبق هر دو گفته، این استثنا دلیلی است بر اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در برابر دعوت از آنان هیچ پاداشی نمی‌طلبد مگر چیزی که فایده‌اش به خودشان برمی‌گردد، و این مزد نیست، بلکه مزد و پاداش همان است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به آنها ‌داد. همانند اینکه خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَمَا نَقَمُواۡ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾ و از آنان عیب و ایرادی جز این نگرفتند که به خداوند پیروزمند و ستوده ایمان آورده‌اند. و مانند اینکه می‌گویند:«فلانی گناهی نکرده جز اینکه با تو نیکی می‌کند.» (﴿وَمَن يَقۡتَرِفۡ حَسَنَةٗ نَّزِدۡ لَهُۥ فِيهَا حُسۡنًا﴾) و هرکس کار نیکی انجام دهد، از قبیل: نماز، روزه، حج یا نیکی کردن با مردم، بر نیکی عمل او می‌افزائیم، به این صورت که خداوند به او توفیق می‌دهد تا کارهای دیگری انجام دهد، و با آن اجر و پاداش مؤمن اضافه می‌شود، و نزد خدا و خلق جایگاهش بالا می‌رود، و پاداش دنیا و آخرت را به دست می‌آورد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ شَكُورٌ﴾) بی‌گمان، خداوند آمرزنده و شکرگزار است؛ گناهان بزرگ را هر چند که بزرگ باشند به هنگام توبه کردن و دست کشیدن از آن می‌آمرزد؛ و در مقابل عمل اندک، پاداش فراوان می‌دهد. پس او با مغفرت خویش، گناهان را می‌آمرزد و عیب‌ها را می‌پوشاند؛ و با پذیرفتن نیکی‌ها، آن را شکر می‌گزارد و نیکی‌ها را چندین برابر می‌نماید.

42:24Page 486

أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗاۖ فَإِن يَشَإِ ٱللَّهُ يَخۡتِمۡ عَلَىٰ قَلۡبِكَۗ وَيَمۡحُ ٱللَّهُ ٱلۡبَٰطِلَ وَيُحِقُّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٢٤

Or do they say, "He has invented about Allāh a lie"? But if Allāh willed, He could seal over your heart.1 And Allāh eliminates falsehood and establishes the truth by His words. Indeed, He is Knowing of that within the breasts.

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ يا مي گويند که بر خدا دروغ مي بندد اگر خدا بخواهد بر دل تو مهر مي نهد و خدا به کلمات خود باطل را محو مي کند و حق را ثابت مي گرداند او به هر چه در دلها مي گذرد داناست.

(24) آیا کسانی که پیامبر را تکذیب می‌کنند، با جسارت و دروغ می‌گویند: (﴿ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا﴾) پیامبر بر خدا دروغ بسته است؟ آنها تو را به زشت‌ترین چیز متّهم می‌کنند، و می‌گویند: به خدا دروغ می‌بندی و ادّعای نبوّت می‌کنی، و چیزی را به خداوند نسبت می‌دهی که خداوند از آن پاک است، در حالی که راستگویی و امانتداری تو را می‌دانند. پس چگونه به خود جرأت می‌دهند که چنین دروغ صریحی را بگویند؟ بلکه با این کار بر خدا جرأت کرده‌اند؛ چون این عیب گرفتن از خداست که به تو قدرت داده تا چنین دعوت بزرگی را که به گمان آنها بزرگ‌ترین فساد در زمین است به ‌راه بیندازی؛ زیرا خداوند به پیامبر توانایی داده بود تا دعوت را بی‌پرده اعلام دارد، و آن را به خداوند نسبت دهد، و برای تایید آن معجزات آشکار و دلایل روشنی ارائه دهد، و پیروزی آشکار پیامبر و چیره شدن او بر مخالفان نیز از این جمله بود. در حالی که خداوند متعال می‌توانست این دعوت را در اصل خفه کند، و بر دل پیامبر صلی الله علیه وسلم مهر زند و خیری به دلش وارد نشود. و وقتی بر دل او مهر می‌زد، همه چیز تمام می‌شد. پس این دلیل قاطعی است بر صحّت و درستی آنچه پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، و قوی‌ترین شهادت از جانب خدا برای تایید گفته‌های اوست، و هیچ شهادتی بالاتر از این یافت نمی‌شود. بنابراین از حکمت و رحمت الهی و از سنّت‌های جاری اوست که باطل را نابود می‌کند، گرچه گاهی اوقات باطل دارای قدرت می‌گردد امّا سرانجام آن نابودی است. (﴿وَيُحِقُّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦٓ﴾) و با سخنان تکوینی‌اش ـ که تغییر نمی‌یابد ـ و با وعدۀ راستین‌اش حق را پابرجا می‌دارد که خود آن را تشریع نموده است، و آن را در دل‌ها ثابت می‌گرداند و خردمندان را بینش می‌دهد. آری! خداوند بزرگ به روش‌های گوناگون حق را پا برجا می‌دارد؛ یکی از این روش‌ها این است که باطل را برمی‌انگیزد تا با حق مقابله کند، پس وقتی که باطل به مقابله با حق پرداخت، حق با دلایل و حجّت‌هایش بر آن حمله‌ور می‌شود. آنجاست که نور و هدایت حق آشکار می‌گردد، و به وسیلۀ آن باطل نابود و ریشه‌کن می‌شود، و بطلان آن برای هرکسی روشن می‌گردد، و حق برای هرکسی کاملاً آشکار می‌شود. (﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) بی‌گمان، خداوند به آنچه در سینه‌هاست، و به نیک و بدی که در دل‌هاست، و آنچه پنهان داشته و آنچه آشکار نکرده‌اند آگاه است.

42:25–28Page 486

وَهُوَ ٱلَّذِي يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَعۡفُواْ عَنِ ٱلسَّيِّـَٔاتِ وَيَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ ٢٥

And it is He who accepts repentance from His servants and pardons misdeeds, and He knows what you do.

وَيَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضۡلِهِۦۚ وَٱلۡكَٰفِرُونَ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞ ٢٦

And He answers [the supplication of] those who have believed and done righteous deeds and increases [for] them from His bounty. But the disbelievers will have a severe punishment.

۞ وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ ٢٧

And if Allāh had extended [excessively] provision for His servants, they would have committed tyranny throughout the earth. But He sends [it] down in an amount which He wills. Indeed He is, of His servants, Aware and Seeing.

وَهُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ مِنۢ بَعۡدِ مَا قَنَطُواْ وَيَنشُرُ رَحۡمَتَهُۥۚ وَهُوَ ٱلۡوَلِيُّ ٱلۡحَمِيدُ ٢٨

And it is He who sends down the rain after they had despaired and spreads His mercy. And He is the Protector, the Praiseworthy.

وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ؛ و اوست که توبه بندگانش را مي پذيرد و از گناهان عفوشان مي کند و هر چه ، مي کنيد مي داند. وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ؛ و دعاي کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند اجابت مي کند ، و از فضل خويش آنان را افزون مي دهد و کافران را به عذابي سخت گرفتار مي سازد. وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ؛ اگر خدا روزي بندگانش را افزون کند در زمين فساد مي کنند ، ولي به اندازه اي که بخواهد روزي مي فرستد زيرا بر بندگان خود آگاه و بيناست. وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ؛ و اوست آن خدايي که بعد از نوميديشان باران مي فرستد و رحمت خود را، به همه جا منتشر مي کند و اوست کارساز و ستودني.

(25) این بیان کرم و لطف خداوند و گستردگی بخشایندگی و کمال لطف اوست که (﴿يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ﴾) توبۀ بندگانش را می‌پذیرد وقتی که از گناهانشان دست می‌کشند و بر آن پیمان می‌بندند و تصمیم می‌گیرند که دوباره آن گناهان را انجام ندهند. پس اگر هدفشان پروردگار باشد، خداوند توبه‌شان را می‌پذیرد، این در حالی است که قبلاً سبب نابودی و گرفتار شدن به کیفرهای دنیوی و اخروی‌شان فراهم شده بود. (﴿وَيَعۡفُواۡ عَنِ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ﴾) و گناهان و بدی‌ها را محو می‌کند، و عیب‌هایی که در اثر آن گناهان به وجود می‌آیند و کیفرهایی که نتیجۀ ارتکاب گناهان است از آنها دور می‌کند. و توبه کننده نزد او ارزشمند می‌گردد، به گونه‌ای که انگار کار بدی نکرده است. و خداوند او را دوست می‌دارد و به او توفیق انجام کارهایی می‌دهد که او را به خدا نزدیک می‌نمایند. و از آنجا که توبه از کارهای بزرگی است که گاهی به سبب کمال اخلاص و صداقت، کامل می‌شود؛ و گاهی به علّت ناقص بودن اخلاص و صداقت، ناقص خواهد شد و چه بسا فاسد و خراب ‌شود، اگر هدف از آن اهدافی دنیوی باشد ـ و این چیزها جایگاهشان دل است و فقط خدا آن را می‌داند ـ آیه را با این جمله به پایان برد: (﴿وَيَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ﴾) و می‌داند آنچه را که انجام می‌دهید. خداوند همۀ بندگان را به بازگشت و روی آوردن به سوی او، و توبه کردن از کوتاهی‌ها فرا خوانده است. پس بندگان بر حسب اجابت و پذیرش، به دو گروه تقسیم شده‌اند: آنهایی که اجابت کرده‌اند و خداوند آنها را چنین توصیف نموده است: (﴿وَيَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾)

(26) و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند پروردگارشان را اجابت می‌کنند و از او اطاعت می‌نمایند و به دعوت او لبّیک می‌گویند؛ چون ایمان و عمل صالحی که دارند، آنها را به این امر وادار می‌نماید. پس وقتی او را اجابت کردند، خداوند کارشان را سپاس می‌گزارد و او آمرزنده و شکرگزار است؛ (﴿وَيَزِيدُهُم مِّن فَضۡلِهِۦ﴾) و به آنان از فضل خود بیشتر می‌دهد؛ یعنی از فضل خویش به آنان توفیق عمل می‌دهد، و پاداش آنها را چند برابر بیش از آنچه که اعمال آنها مستحق آن است، می‌دهد. و امّا کسانی که دعوت خداوند را اجابت نمی‌نمایند؛ و آنها کسانی هستند که عناد می‌ورزند، (﴿وَٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) و به خدا و پیامبرش کفر می‌ورزند، (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞ﴾) اینان عذاب سخت و شدیدی در دنیا و آخرت دارند. سپس بیان کرد که از لطف خداوند نسبت به بندگانش این است که او دنیا و روزی را برایشان چنان فراوان نمی‌کند که به دین آنها زیان برساند. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و اگر خداوند روزی را برای بندگانش فراوان نماید و گسترش دهد، در زمین سرکشی می‌کنند

(27) یعنی از طاعت خدا غافل شده، و به شهوات و لذّت‌های دنیا روی می‌آورند، و به آنچه که هوی و هوس آنها می‌خواهد مشغول می‌شوند گرچه آن چیز گناه و ستم باشد. (﴿وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُ﴾) ولی به اندازه‌ای که لطف و حکمت او اقتضا می‌نماید فرو می‌فرستد. (﴿إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ﴾) چرا که او بندگانش را می‌بیند و از اوضاع و احوال آنها کاملاً آگاه است. همچنان که در بعضی روایت‌ها آمده است که خداوند متعال می‌فرماید:«برخی از بندگانم هستند که جز ثروت، ایمانشان را سامان نمی‌بخشد؛ و اگر او را فقیر گردانم، فقیری او را به فساد می‌کشاند. و برخی از بندگانم هستند که جز فقر و تنگدستی، ایمانشان را سامان نمی‌بخشد؛ و اگر او را ثروتمند گردانم، ثروتمندی ایمانش را فاسد می‌گرداند. و برخی از بندگانم هستند که ایمانشان جز با تندرستی سامان نمی‌یابد؛ و اگر او را بیمار گردانم، بیماری، ایمان او‌ را فاسد می‌نماید. و برخی از بندگانم هستند که ایمانشان فقط با مریضی سامان می‌یابد؛ و اگر او را تندرست کنم، این امر ایمان او را فاسد می‌نماید. همانا من کار بندگانم را طبق آگاهی خویش از آنچه که در دل‌هایشان است تدبیر می‌نمایم و من آگاه و بینا هستم.»

(28) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ﴾) و اوست خدایی که باران را نازل می‌کند، و با آن به داد آبادی‌ها و مردم می‌رسد. (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا قَنَطُواۡ﴾) بعد از آنکه ناامید شدند، و مدت زمانی باران نیامده و گمان بردند که باران نمی‌آید و ناامید گشتند و برای قحطسالی کارهایی کردند. امّا در این هنگام خداوند باران می‌فرستد. (﴿وَيَنشُرُ رَحۡمَتَهُۥ﴾) و با آن، رحمت خویش را می‌گستراند، و روزی‌هایی برای انسان‌ها و چهارپایانشان می‌رویاند، و این برایشان بسیار دارای اهمیّت است و از این شادمان می‌گردند. (﴿وَهُوَ ٱلۡوَلِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾) و اوست کارساز ستوده، که بندگانش را با انواع تدبیر سرپرستی می‌نماید، و منافع دینی و دنیوی‌شان را تامین می‌کند، و او در کارسازی و تدبیرش ستوده است، و به‌خاطر نعمت‌ها و انواع لطف‌هایی که بندگان را از آن بهره‌مند می‌سازد قابل ستایش است.

42:29Page 486

وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٖۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمۡعِهِمۡ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٞ ٢٩

And of His signs is the creation of the heavens and earth and what He has dispersed throughout them of creatures. And He, for gathering them when He wills, is competent.

وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاء قَدِيرٌ؛ و از نشانه هاي قدرت او آفرينش آسمانها و زمين و پراکندن جنبندگان درآن دوست و هر گاه بخواهد ، بر گردآوردنشان تواناست.

(29) (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و از نشانه‌های قدرت بزرگ او، و از دلایل زنده گرداندن مردگان از سوی او، آفرینش آسمان‌ها و زمین با این بزرگی و عظمتشان است، که بر قدرت و گستردگی فرمانروایی او دلالت می‌نماید؛ و استواری و آفرینش زیبا و محکم آسمان‌ها و زمین، بر حکمت و فرزانگی خداوند دلالت می‌کند؛ و منافع و مصالحی که در آسمان‌ها و زمین نهاده شده است، بر رحمت خدا دلالت می‌کند، و اینکه تنها او سزاوار انواع عبادت می‌باشد، و الوهیّتِ غیر او باطل است. (﴿وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٖ﴾) و جانوران و جنبندگانی که خداوند در آسمان‌ها و زمین برای منفعت بندگانش پدید آورده و پراکنده کرده است از نشانه‌های قدرت اوست. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ جَمۡعِهِمۡ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٞ﴾) و او بر گردآوردن مردم بعد از مرگشان در میدان قیامت -هر زمان که بخواهد- تواناست. پس خداوند قدرت و توانایی این کار را دارد. و تحقق قیامت باید مبتنی بر خبری راستین باشد، و معلوم است که اخبار پیامبران و کتاب‌هایشان به صورت متواتر تحقق قیامت را بیان کرده‌اند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском