As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Muhammad 47:19–35
47:19Page 508
فَٱعۡلَمۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مُتَقَلَّبَكُمۡ وَمَثۡوَىٰكُمۡ ١٩
So know, [O Muḥammad], that there is no deity except Allāh and ask forgiveness for your sin1 and for the believing men and believing women. And Allāh knows of your movement and your resting place.
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ؛ پس بدان که هيچ خدايي جز الله نيست از گناه خود و از گناه مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه خدا مي داند که روز به کجا مي رويد و شب به کجامي آراميد.
(19) دانستن باید همراه با اقرار و شناخت قلبی باشد؛ یعنی آنچه که از آدمی خواسته شده آن را بداند، و کمالِ آن این است که به مقتضای دانش خود عمل کند. و این دانشی که خداوند به آن فرمان داده است ـکه شناخت یگانگی خداستـ بر هر انسانی فرض عین است و از هیچ کس ـهرکسی باشدـ ساقط نمیشود، بلکه هر کس باید این را بداند. و امّا راه دانستن اینکه هیچ معبود به حقّی جز الله نیست چند چیز است که عبارتند از: 1- تدبّر و اندیشیدن در نامها و صفات خدا و کارهایش که بر کمال و عظمت و شکوه او دلالت میکنند. این ایجاب میکند تا بنده تمام تلاش خود را برای پرستش و بندگیِ پروردگارش -که شایستۀ هر گونه ستایش و بزرگی و زیبایی و شکوه است- مبذول دارد. و این بزرگترین وسیلهای است برای کسب آگاهی از اینکه «الله» یگانه معبود برحق است. 2- شناخت اینکه خداوند در آفرینش و تدبیر امور یکتا و یگانه است، و چنانچه این شناخت و معرفت تحقق پیدا کند، آنگاه دانسته میشود که خداوند در الوهیت نیز یگانه است. 3- شناخت اینکه او در بخشیدن و عطا کردن نعمتهای ظاهری و باطنی و دینی و دنیوی یکتاست، و هرگاه انسان این را بداند، به خدا دل میبندد، و محبّت او در وجودش جای میگیرد، و تنها او را که شریکی ندارد بندگی مینماید. 4- آنچه ما مشاهده میکنیم و میشنویم مبنی بر اینکه خداوند به دوستان موحّدش پاداشهایی از قبیل پیروزی و نعمتهای دنیوی میدهد، و دشمنان مشرکش را عقوبت میدهد، این امر بیانگر آن است که تنها خداوند سزاوار بندگی و عبادت است. 5- شناخت صفتهای بتها و همتایانی که به همراه خداوند مورد پرستش قرار گرفتهاند و به خدایی گرفته شدهاند، و اینکه آنها از همۀ جهات ناقصاند و محتاج میباشند، و مالک سود و زیان خویشتن و عبادت کنندگان خود نیستند، و چیزی از مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، و نمیتوانند پرستشکنندگان خود را یاری کنند و به اندازۀ ذرّهای به آنها سود بخشند و خیری را برایشان فراهم آورند و شرّی را از آنها دور نمایند، شناخت این امور باعث میشود که انسان بداند هیچ معبود به حقّی جز خداوند وجود ندارد، و الوهیّت غیر خدا باطل میباشد. 6- همۀ کتابها بر یگانگی خدا متفق هستند. 7- برگزیدگان خلق که از نظر اخلاق و خرد و فکر و درست اندیشی و دانش از همۀ مردم کاملتر هستند ـ و آنان پیامبران خدا و علمای ربّانی میباشند ـ به یگانگی خداوند گواهی دادهاند. 8- دلایل آفاقی و و أنفُسی که خداوند آنها را پدید آورده است، بر توحید دلالت میکنند؛ و آفرینش زیبا و حکمت بدیع او، با زبان حال ندای توحید را سر میدهند. اینها راههایی هستند برای دانستن اینکه هیچ معبود به حقّی جز الله وجود ندارد؛ مطلبی که خداوند در جاهای زیادی بندگان را به آن دعوت کرده، و در کتابش آن را بارها تکرار نموده است. هرگاه بنده در یکی از این راهها بیندیشد، به یگانگی خداوند یقین میکند، پس چگونه است اگر در همۀ اینها بیندیشد؟ و [استفاده از] همۀ این راهها برایش ممکن باشد؟ پس در آن وقت، ایمان به الوهیّت خدا و شناخت آن در قلب بنده ریشه میدواند؛ طوری که همانند کوههای محکم هیچ شبهات و خیالاتی آن را متزلزل نمیکنند، و باطل و شبهه چیزی جز رشد و کمال به آن نمیافزاید. علاوه بر اینها اگر به دلیل بزرگ توحید-که اندیشیدن در قرآن و تأمّل در آیات آن است- بنگری، خواهی دید که قرآن بزرگترین راهِ رسیدن به توحید است، و از مفاهیم آن چیزهایی را به دست میآوری که از دیگر راهها به دست نمیآید. (﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ﴾) و از خداوند برای گناهانت آمرزش بخواه، به این صورت که اسباب آمرزش را فراهم کنی، ازقبیل: توبه و استغفار و انجام نیکیها که بدیها را از بین میبرند و ترک کردن گناهان و گذشت از جرائم. (﴿وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾) و همچنین برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه؛ چرا که آنها به خاطر ایمانشان بر هر مرد و زن مسلمانی حقدارند. و از جمله حقوقشان این است که برایشان دعا کند، و برای گناهانشان از خداوند طلب آمرزش نماید. و هرگاه فرمان یافت که برای آنها استغفار نماید؛ استغفاری که متضمّن زدوده شدن گناهان و کیفرها از آنان است، این استغفار مستلزم خیر خواهی و دلسوزی برای آنان است، و باید هر چیز خوبی که برای خود دوست میدارد، برای آنان نیز بپسندد و دوست بدارد؛ و آنچه برای خود نمیپسندد، برای مؤمنان نیز نپسندد؛ و آنها را به آنچه که خیرشان در آن است امر کند، و از آنچه که باعث زیانشان میشود باز دارد، و از بدیها و عیبهایشان درگذرد، و به وحدت و یکپارچگی آنها علاقهمند باشد، و بکوشد اتّحادی را در میان آنان به وجود آورد که به وسیلۀ آن دلهایشان انس و الفت یابد، و کینههایی را که در میانشان است از بین ببرد؛ کینههایی که به دشمنی و چند دستگی میانجامد، و به وسیلۀ آن گناهان و معصیتهایشان افزایش مییابد. (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مُتَقَلَّبَكُمۡ﴾) و خداوند تصرّفات و حرکتهایتان و آمد و رفت شما را میداند، (﴿وَمَثۡوَىٰكُمۡ﴾) و محلّی را که در آن مستقرّ میشوید میداند. پس او حرکات و سکنات شما را میداند، و طبق آن کاملترین سزا و جزا را به شما میدهد.
47:20–23Page 509
وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَوۡلَا نُزِّلَتۡ سُورَةٞۖ فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِۖ فَأَوۡلَىٰ لَهُمۡ ٢٠
Those who believe say, "Why has a sūrah1 not been sent down?" But when a precise sūrah is revealed and battle is mentioned therein, you see those in whose hearts is disease [i.e., hypocrisy] looking at you with a look of one overcome by death. And more appropriate for them2 [would have been]
طَاعَةٞ وَقَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞۚ فَإِذَا عَزَمَ ٱلۡأَمۡرُ فَلَوۡ صَدَقُواْ ٱللَّهَ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ ٢١
Obedience and good words. And when the matter [of fighting] was determined, if they had been true to Allāh, it would have been better for them.
فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ ٢٢
So would you perhaps, if you turned away,1 cause corruption on earth and sever your [ties of] relationship?
أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فَأَصَمَّهُمۡ وَأَعۡمَىٰٓ أَبۡصَٰرَهُمۡ ٢٣
Those [who do so] are the ones that Allāh has cursed, so He deafened them and blinded their vision.
وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ ؛ کساني که ايمان آورده اند مي گويند : چرا از جانب خدا سوره اي نازل ، نمي شود ? چون سوره اي از محکمات نازل شود که در آن سخن از جنگ رفته باشد، آنان را که در دلشان مرضي هست بيني که چون کسي که بيهوشي مرگ بر او چيره شده به تو مي نگرند پس برايشان شايسته تر طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ فرمانبرداري است و سخن نيکو گفتن و چون تصميم به جنگ گرفته شد ، اگربا خدا صداقت ورزند برايشان بهتر است فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ آيا اگر به حکومت رسيديد ، مي خواهيد در زمين فساد کنيد و پيوند، خويشاونديتان را ببريد ? أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ اينانند که خدا لعنتشان کرده است و گوشهايشان را کر و چشمانشان را کورساخته است.
(20) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) مؤمنان برای اینکه به انجام کارهای دشوار مبادرت ورزند و درحالی که شتاب دارند میگویند: (﴿لَوۡلَا نُزِّلَتۡ سُورَةٞ﴾) کاش سورهای نازل میشد که در آن به جنگیدن امر میشد. (﴿فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ﴾) و زمانی که سورهای با معنایی روشن نازل شود؛ سورهای که عمل کردن به آن لازم و ضروری باشد، (﴿وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ﴾) و کارزار و جنگیدن که سختترین چیز برای انسان است در آن ذکر گردد، آنهایی که ایمانشان ضعیف است، بر اطاعت از این فرمانها استوار نمیمانند. بنابراین فرمود: (﴿رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِ﴾) بیماردلان را میبینی همچون کسی به تو نگاه میکنند که به سبب مرگ بیهوش افتاده است. از بس که جنگیدن را دوست ندارند و بر آنها دشوار و سخت است. و این همانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ قِيلَ لَهُمۡ كُفُّوٓاۡ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقِتَالُ إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُمۡ يَخۡشَوۡنَ ٱلنَّاسَ كَخَشۡيَةِ ٱللَّهِ﴾ آیا کسانی را نمیبینی که به آنها گفته شد: دست نگاه دارید و نماز را بر پای دارید و زکات را بپردازید. پس وقتی کارزار بر آنها مقرّر گردید ناگهان گروهی از آنان آنچنان از مردم میترسیدند که از خدا ترسیده میشود.
(20 - 21) سپس خداوند متعال آنان را به چیزی فرا خواند که برایشان سزاوارتر و شایستهتر است. پس فرمود: (﴿فَأَوۡلَىٰ لَهُمۡ طَاعَةٞ وَقَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ﴾) برایشان بهتر است که از فرمان کنونی که بر آنان قطعی است اطاعت کنند، و بر انجام آن عزم را جزم کنند، و به دنبال آن نباشند که چیزی برایشان مقرّر گردد که بر آنها دشوار است، و باید به عافیت و عفو الهی خوشحال باشند. (﴿فَإِذَا عَزَمَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) و هرگاه کار و فرمانی جدّی و قطعی برایشان آمد، (﴿فَلَوۡ صَدَقُواۡ ٱللَّهَ﴾) پس در این حالت اگر با کمک خواستن از خدا و مبذول داشتن تلاش در راه اطاعت از او با خدا به راستی رفتار کنند، (﴿لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾) برایشان از حالت اوّلی از چند جهت بهتر است: 1- بنده از هرجهت ناقص است و قدرتی ندارد مگر اینکه خداوند او را یاری نماید؛ پس اضافه بر آنچه در صدد انجام دادن آن است طلب نکند. 2- هرگاه آدمی به آینده مشغول و دلبسته شود، در انجام وظیفۀ فعلی و وظیفۀ آیندهاش ناتوان خواهد بود. و از آنجا که ارادهاش به کار آینده معطوف است، نمیتواند کار فعلی را انجام دهد، و کار آینده را بدان خاطر نمیتواند انجام دهد که نشاط و فعالیّت را از دست داده است. 3- انسانی که آرزوهای آینده را در سر میپروراند در صورتی که در کار کنونی و فعلیاش تنبلی ورزد، همانند کسی است که ادعا میکند حتماً دارای توانایی و قدرت است و در توانایی خویش یقین دارد و بر اموراتی غیبی قسم میخورد که در آینده برایش پیش خواهد آمد، حال آنکه تنها خدا بر این امور علم و آگاهی دارد، نیز بر خدا حکم میکند که در آینده خدا چنین و چنان خواهد کرد. پس چنین شخصی سزاوار آن است که خدا کمکش نکند و نتواند کاری را انجام دهد که قصد و ارادۀ آن را کرده بود. پس آنچه که باید بنده فکر و اراده و فعالیّت خود را بر آن متمرکز کند، زمان حال است؛ و باید به اندازۀ توانش وظیفۀ خود را ادا کند، سپس با نشاط و همّتی عالی و ارادهای مستحکم به استقبال لحظهها و اوقات برود، و در این راستا از پروردگارش کمک بجوید. و مسلّماً چنین شخصی در همۀ کارهایش بیشتر موفّق میگردد و آن را درست انجام میدهد.
(22) سپس خداوند متعال از حالت کسی خبر میدهد که از اطاعت پروردگارش رویگردان شده است. پس فرمود: چنین شخصی به سوی خیر و خوبی روی نیاورده، بلکه به سوی شر و بدی روی آورده است: (﴿فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاۡ أَرۡحَامَكُمۡ﴾) آیا اگر رویگردان شوید، جز این انتظار میرود که در زمین فساد کنید و پیوند خویشاوندیتان را بگسلید؟ یعنی دو امر در پیش رو دارید: یکی پایبندی به اطاعت خداوند و فرمانبرداری از دستوراتش که این خیر و رشد و رستگاری است؛ و دیگر اینکه رویگردانی از اطاعت خدا که تباهی در زمین است با انجام دادن گناهان و از هم گسستن پیوند خویشاوندی.
(23) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ﴾) کسانی که در زمین فساد و تباهی کرده و پیوند خویشاوندی خود را گسستهاند، خداوند ایشان را لعنت نموده و از رحمت خویش بهدور کرده است، و به ناخشنودی و خشم خداوند نزدیک شدهاند. (﴿فَأَصَمَّهُمۡ وَأَعۡمَىٰٓ أَبۡصَٰرَهُمۡ﴾) و آنان را چنان نموده که آنچه را به آنها فایده میدهد نمیشنوند و آن را نمیبینند. آنها گوشهایی دارند ولی چنان نمیشنوند که پند پذیرند و یقین کنند، بلکه شنیدن آنها فقط این فایده را دارد که بر آنها اتمام حجّت میشود. و آنها چشمهایی دارند، امّا با آن نشانهها را نمیبینند و با چشمهای خود به حجّتها و دلایل نمینگرند.
47:24Page 509
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ أَمۡ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقۡفَالُهَآ ٢٤
Then do they not reflect upon the Qur’ān, or are there locks upon [their] hearts?
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛ آيا در قرآن نمي انديشند يا بر دلهايشان قفلهاست ?
(24) آیا این اعراضکنندگان در کتاب خدا نمیاندیشند، و به گونۀ شایسته در آن تامّل نمیورزند؟! چون اگر در آن تدبّر کنند، قرآن آنها را به همۀ خوبیها راهنمایی میکند، و از هر شرّ و بدی برحذر میدارد، و دلهایشان را از ایمان و یقین سرشار خواهد کرد، و آنها را به مطالب عالی و عطایای گرانبها خواهد رساند، و راهی را که انسان را به خدا و به بهشت او میرساند و مکمّلات این راه و مفسدات آن را برایشان بیان میدارد؛ و نیز راهی را که انسان را به عذاب میرساند، و نیز چگونگی پرهیز از آن راه را بیان مینماید؛ و پروردگارشان را به آنها خواهد شناساند، و اسما و صفاتش و احسان او را به آنها معرّفی خواهد کرد، و آنان را به پاداش فراوان راغب میگرداند و از دچار شدن به کیفر و عذاب خدا برحذر میدارد. (﴿أَمۡ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقۡفَالُهَآ﴾) [آیا] دلهایشان بر حالت رویگردانی و غفلت و اعتراض قفل گردیده است، پس خیر و خوبی هرگز در آن داخل نخواهد شد؟
47:25–28Page 509
إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱرۡتَدُّواْ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِم مِّنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَى ٱلشَّيۡطَٰنُ سَوَّلَ لَهُمۡ وَأَمۡلَىٰ لَهُمۡ ٢٥
Indeed, those who reverted back [to disbelief] after guidance had become clear to them - Satan enticed them and prolonged hope for them.
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لِلَّذِينَ كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ سَنُطِيعُكُمۡ فِي بَعۡضِ ٱلۡأَمۡرِۖ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِسۡرَارَهُمۡ ٢٦
That is because they said to those who disliked what Allāh sent down,1 "We will obey you in part of the matter." And Allāh knows what they conceal.
فَكَيۡفَ إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ ٢٧
Then how [will it be] when the angels take them in death, striking their faces and their backs?
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُواْ مَآ أَسۡخَطَ ٱللَّهَ وَكَرِهُواْ رِضۡوَٰنَهُۥ فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ ٢٨
That is because they followed what angered Allāh and disliked [what earns] His pleasure, so He rendered worthless their deeds.
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ شيطان اعمال کساني را که بعد از آشکار شدن راه هدايت مرتد شدند و بازگشتند ، در نظرشان بياراست و در گمراهي نگاهشان داشت. ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ و اين بدان سبب است که به آن گروه که آيات خدا را ناخوش مي داشتند ،مي ، گفتند : ما در پاره اي از کارها فرمانبردار شما هستيم و خدا از رازشان آگاه است فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ چگونه اند آنگاه که فرشتگان آنها را مي ميرانند و بر صورت و پشتهايشان مي زنند ? ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ اين به کيفر آن است که از آنچه خدا را به خشم مي آورد پيروي مي کرده اند و از آنچه خشنودش مي ساخته کراهت داشته اند خدا نيز اعمالشان را نابود کرد
(25) خداوند از حالت کسانی خبر میدهد که از هدایت و ایمان به کفر و گمراهیِ پیشین خود برگشتند. اینها از روی دلیل و حجّت برنگشتهاند، بلکه شیطان آنها را فریب داده، و کفر و گمراهی را برایشان آراسته، و با آرزوهای طولانی فریفته است. ﴿يَعِدُهُمۡ وَيُمَنِّيهِمۡۖ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾ شیطان به آنها وعده میدهد، و جز فریب و دروغ چیزی به آنها وعده نمیدهد.
(26) (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ﴾) این بدان خاطر است که هدایت برای آنها روشن گردید، امّا علاقهای به آن نشان ندادند و آن را ترک گفتند. (﴿قَالُواۡ لِلَّذِينَ كَرِهُواۡ مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ﴾) و به کسانی که دشمن چیزی هستند که خدا فرو فرستاده و با خدا و پیامبرش ابراز دشمنی میکنند، گفتند: (﴿سَنُطِيعُكُمۡ فِي بَعۡضِ ٱلۡأَمۡرِ﴾) در برخی از امور از شما فرمان خواهیم برد؛ یعنی در چیزی که موافق و مطابق با خواستها و امیالشان میباشد. بنابراین خداوند آنها را به وسیلۀ گمراه ساختن و ماندگار ساختن بر آنچه که آنها را به شقاوت ابدی و عذاب همیشگی میرساند عقوبت کرد. (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِسۡرَارَهُمۡ﴾) و خداوند نهانکاری آنان را میداند، از این رو رسوایشان کرد، و اسرار آنها را برای بندگان مؤمن خود بیان نمود تا فریب آن را نخورند.
(27) (﴿فَكَيۡفَ﴾) پس حال آنان چگونه خواهد بود، و چه حالت زشت و بدی خواهند داشت، (﴿إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) بدان هنگام که فرشتگانِ مأمور قبض ارواح به سراغشان آیند و ارواحشان را قبض کنند، (﴿يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ﴾) و چهرهها و پشتهای ایشان را با گرزهای آهنین بزنند؟!
(28) (﴿ذَٰلِكَ﴾) عذابی که سزاوار آن گشتند و بدان گرفتار شدند، (﴿بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُواۡ مَآ أَسۡخَطَ ٱللَّهَ﴾) به سبب آن است که آنان کفر و گناهانی را که باعث به خشم آمدن خداوند میشود مرتکب شدند. (﴿وَكَرِهُواۡ رِضۡوَٰنَهُۥ﴾) و به دست آوردن خشنودیاش را ناخوش داشتند. پس آنها به چیزی که آنان را به خدا نزدیک مینماید علاقهای نداشتند. (﴿فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و خداوند [نیز] اعمالشان را نابود کرد. به خلاف کسی که از رضایتِ خدا پیروی نموده و ناخشنودی او را ناخوش داشته است؛ پس خداوند بدیها و گناهان او را میزداید و پاداش او را دو چندان مینماید.
47:29–31Page 509
أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخۡرِجَ ٱللَّهُ أَضۡغَٰنَهُمۡ ٢٩
Or do those in whose hearts is disease think that Allāh would never expose their [feelings of] hatred?
وَلَوۡ نَشَآءُ لَأَرَيۡنَٰكَهُمۡ فَلَعَرَفۡتَهُم بِسِيمَٰهُمۡۚ وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ أَعۡمَٰلَكُمۡ ٣٠
And if We willed, We could show them to you, and you would know them by their mark; but you will surely know them by the tone of [their] speech. And Allāh knows your deeds.
وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبۡلُوَاْ أَخۡبَارَكُمۡ ٣١
And We will surely test you until We make evident those who strive among you [for the cause of Allāh] and the patient, and We will test your affairs.
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ؛ آيا آنان که در دلشان مرضي است مي پندارند که خدا کينه اي را که در دل نهفته دارند آشکار نخواهد کرد ? وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ اگر بخواهيم ، آنها را به تو مي نمايانيم و تو آنها را به سيمايشان يا، از شيوه سخنشان خواهي شناخت ، و خدا از اعمالتان آگاه است وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ و شما را مي آزماييم تا مجاهدان و صابرانتان را بشناسيم و حديثتان را آشکار کنيم.
(29) (﴿أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾) خداوند متعال میفرماید: آیا کسانی که در دلهایشان بیماریِ شبهات و شهوات است و دلهایشان دچار نابسامانی گشته است، پنداشتهاند که (﴿أَن لَّن يُخۡرِجَ ٱللَّهُ أَضۡغَٰنَهُمۡ﴾) خداوند عداوتی را که در دل نسبت به اسلام و مسلمین دارند بیرون نمیآورد؟ این گمانی است که سزاوار حکمت خداوندی نیست، چون باید راستگو را از دروغگو مشخّص نماید. و این امر با آزمودن با مشکلات محقّق میشود؛ و هر کس بر این آزمایشات ثابت قدم بماند و ایمانش همچنان پایدار باشد، او مؤمن حقیقی است؛ و هرکس این آزمایشات موجبات آن را فراهم کند که به عقب برگردد؛ یعنی به هنگام ابتلا و آزمایش، داد و فریاد سر دهد و ایمانش ضعیف گردد و کینهای را که در دل دارد اظهار نماید و نفاق او ظاهر گردد، این مقتضای حکمت الهی است. با اینکه خداوند متعال فرموده است: (﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَأَرَيۡنَٰكَهُمۡ فَلَعَرَفۡتَهُم بِسِيمَٰهُمۡ﴾) و اگر ما میخواستیم، قطعاً آنان را به تو نشان میدادیم، آنگاه آنان را از روی قیافه و سیمای ظاهرشان میشناختی
(30) (﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَأَرَيۡنَٰكَهُمۡ فَلَعَرَفۡتَهُم بِسِيمَٰهُمۡ﴾) و اگر ما میخواستیم، قطعاً آنان را به تو نشان میدادیم، آنگاه آنان را از روی قیافه و سیمای ظاهرشان میشناختی، (﴿وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِ﴾) و مسلماً از روی طرز سخن گفتن و نحوۀ گفتار، آنان را میشناسی؛ یعنی حتماً آنچه در دلهایشان است از طریق لغزشهای گفتاری ظاهر میگردد، چون زبان، خوبیها و بدیهایی را که در دلهاست، آشکار مینماید، (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾) پس شما را بر آن مجازات میکند.
(31) سپس بزرگترین امتحانی را که با آن، بندگان آزموده میشوند بیان کرد؛ و آن جهاد کردن در راه خداست. پس فرمود: (﴿وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ﴾) و بیگمان ایمان و شکیباییتان را میآزماییم، (﴿حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبۡلُوَاۡ أَخۡبَارَكُمۡ﴾) تا مجاهدان و شکیبایان شما را معلوم بداریم، و اخبار شما را بیازماییم. پس هرکس از فرمان خدا اطاعت کند و با یاری کردن دین خدا و برای اعلای کلمۀ او در راه خدا جهاد نماید، او مؤمن حقیقی است. و هرکس در این کار تنبلی ورزد، این نقصی در ایمانش خواهد بود.
47:32Page 510
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَشَآقُّواْ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ لَن يَضُرُّواْ ٱللَّهَ شَيۡـٔٗا وَسَيُحۡبِطُ أَعۡمَٰلَهُمۡ ٣٢
Indeed, those who disbelieved and averted [people] from the path of Allāh and opposed the Messenger after guidance had become clear to them - never will they harm Allāh at all, and He will render worthless their deeds.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدَى لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ ؛ کساني که ايمان نياوردند و از راه خدا رويگردان شدند و با آنکه راه هدايت برايشان آشکار شده بود با پيامبر مخالفت ورزيدند ، هيچ زياني به خدانخواهند رسانيد و خدا اعمالشان را نابود خواهد کرد.
(32) این وعید سختی است برای کسی که انواع شر و بدی را در خود جمع نموده است، از قبیل: کفر ورزیدن به خدا، و بازداشتن مردم از راه او؛ راهی که آن را برای بندگانش قرار داده است. (﴿وَشَآقُّواۡ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ﴾) و قصداً و از روی کینه با پیامبر مخالفت ورزیدهاند، بعد از آنکه هدایت برایشان روشن شده است، و مخالفت و دشمنی آنان از روی جهالت نیست. این چنین کسانی (﴿لَن يَضُرُّواۡ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾) هرگز کمترین زیانی به خدا نمیرسانند، و از فرمانروایی او چیزی را نمیکاهند. (﴿وَسَيُحۡبِطُ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و کارها و تلاشهایی را که در راه یاری کردن باطل انجام میدهند، تباه میگرداند؛ به این صورت که نتیجهای جز ناکامی و زیان برای آنان ندارد. و نیز کارهایی که از انجام آن امید پاداش دارند از آنان پذیرفته نمیشود؛ چون شرطِ پذیرفتن در آن وجود ندارد.
47:33Page 510
۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَلَا تُبۡطِلُوٓاْ أَعۡمَٰلَكُمۡ ٣٣
O you who have believed, obey Allāh and obey the Messenger and do not invalidate your deeds.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ، اي مردم ، از خدا اطاعت کنيد و از پيامبر اطاعت کنيد و اعمال خويش را، باطل مسازيد.
(33) خداوند متعال مؤمنان را به چیزی دستور میدهد که سعادت دنیوی و اخروی آنان را تامین میگرداند؛ و آن اطاعت از خدا و اطاعت از پیامبرش در اصول و فروع دین میباشد. و اطاعت؛ یعنی فرمان بردن از دستورات، و پرهیز کردن از آنچه از آن نهی شده است، به صورتی که کاملاً مخلصانه انجام شود، و در انجام آن از پیامبر اطاعت گردد. (﴿وَلَا تُبۡطِلُوٓاۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾) و اعمالتان را باطل مگردانید. کار خیری که انجام میشود، با چیزی از قبیل: منت گذاردن و خود پسندی و شهرت طلبی باطل میگردد. نیز با انجام گناهانی، آن اعمال نابود میگردند و پاداش آن از بین میرود. نیز عمل خیری که انجام میشود، با ادامه ندادن آن، یا آوردن چیزی که آن را فاسد میکند، تباه میگردد. پس مبطلات نماز و روزه و حج و امثال آن همه در این داخل هستند، و از آن نهی شده است. و فقها از این آیه بر حرمت قطع کردن فرض، و کراهت ناتمام گذاشتن نفل ـ بدون اینکه سببی برای آن باشد ـ استدلال کردهاند. وقتی خداوند از باطل کردن اعمال نهی کرد، به اصلاح و کامل گرداندن آن، و انجام دادن آن به صورتی که از نظر علمی و عملی درست باشد فرمان داد.
47:34–35Page 510
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ مَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ ٣٤
Indeed, those who disbelieved and averted [people] from the path of Allāh and then died while they were disbelievers - never will Allāh forgive them.
فَلَا تَهِنُواْ وَتَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلسَّلۡمِ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ وَٱللَّهُ مَعَكُمۡ وَلَن يَتِرَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ ٣٥
So do not weaken and call for peace while you are superior; and Allāh is with you and will never deprive you of [the reward of] your deeds.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ خدا کساني را که کفر ورزيدند و از راه خدا رويگردان شدند و در کفر مردند، هرگز نخواهد آمرزيد فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ سستي نورزيد تا دعوت به مصالحه کنيد شما برتر هستيد و خدا با شماست و از پاداشهايتان نخواهد کاست.
(34) این آیه و آیهای که در سورۀ بقره است: ﴿وَمَن يَرۡتَدِدۡ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتۡ وَهُوَ كَافِرٞ فَأُوۡلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ﴾[ و هرکس از شما از دین خودش باز گردد و بمیرد در حالی که کافر است، ایشان اعمالشان در دنیا و آخرت نابود و بیسود میگردد.] هر نصی را که به صورت مطلق ذکر شده و مبیّن آن باشد که کفر، اعمال را تباه میسازد، مقیّد میگردانند، و آن اینکه زمانی اعمال حبط و نابود میشوند که فرد در حالت کفر بمیرد. پس در اینجا فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَصَدُّواۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) بیگمان کسانی که به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش و روز قیامت کفر ورزیدند و با بیعلاقه کردن آنها به حق و دعوت کردنشان به باطل و زیبا جلوه دادن آن، مردم را از راه خدا باز داشتند، (﴿ثُمَّ مَاتُواۡ وَهُمۡ كُفَّارٞ﴾) سپس در حال کفر مردند و از کفر توبه نکردند، (﴿فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ﴾) خداوند هرگز آنان را نمیبخشد؛ نه به سبب شفاعت کسی آنها را میبخشد و نه با چیز دیگری آنها را میآمرزد؛ چون کیفر و عذاب بر آنها قطعی گردیده است، و پاداش را از دست دادهاند، و بر آنها واجب گردیده که همیشه در آتش جهنم بمانند و هیچگاه دروازۀ رحمت خداوند مهربان و آمرزنده به روی آنها باز نمیشود. و مفهوم آیۀ کریمه این است که اگر آنها پیش از مرگشان از این کار خود توبه نمایند، خداوند آنها را میبخشد و مورد مرحمت قرار میدهد و آنان را به بهشت داخل میگرداند گرچه آنها عمر خود را در کفر و بازداشتن از راه خدا و انجام گناهان سپری کرده باشند. پس پاک و منزّه است خداوندی که درهای رحمت را به روی بندگانش گشوده، و به آنان فرصت داده تا در طول دوران حیاتشان بتوانند توبه نمایند. و پاک است خداوند بردبار که گناهکاران را فوراً کیفر نمیدهد، بلکه از آنها در میگذرد و به آنان روزی میدهد، انگار اصلاً نافرمانیاش را نکردهاند. با اینکه خداوند بر مجازات کردن آنها تواناست.
(35) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿فَلَا تَهِنُواۡ﴾) یعنی از جنگیدن با دشمنانتان سست نشوید و ترس بر شما مستولی نگردد، بلکه شکیبایی ورزید و پایداری کنید، و خود را به جنگیدن و دلیری وادار نمایید، و این کار را برای طلب خشنودی پروردگارتان و برای خیر خواهی اسلام و به خشم آوردن شیطان انجام دهید. (﴿وَتَدۡعُوٓاۡ إِلَى ٱلسَّلۡمِ﴾) و به منظور راحت طلبی به صلح فرا نخوانید، (﴿وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ وَٱللَّهُ مَعَكُمۡ وَلَن يَتِرَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾) درحالی که شما برترید و خداوند با شماست، و اجر اعمالتان را کم نمیگرداند. پس این سه چیز باعث صبر و شکیبایی میشوند، و اینکه خود را پیروز و برتر بدانند، زیرا: اسباب پیروزی برایشان فراهم گشته، و از جانب خداوند وعدۀ راستین به آنها داده شده است. و انسان سست نمیشود مگر اینکه از دیگران خوارتر باشد، و از نظر نیرو و سلاح و قدرت داخلی و خارجی از دشمن ضعیفتر باشد.چون آنها مؤمن هستند، کمک و یاری خداوند با آنان است، و این باعث میگردد تا دلهایشان قوّت بگیرد و علیه دشمن خود بپاخیزند. و خداوند از اجر و پاداش اعمالشان نمیکاهد، بلکه آن را به تمام و کمال خواهد داد و از فضل خویش به آن میافزاید، به خصوص عبادت جهاد؛ پس هزینهای که در راه جهاد صرف شود تا هفتصد برابر و بیشتر از آن پاداشش فزونی مییابد. ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَـُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾ این بدان سبب است که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان دست نمیدهد، و به هیچ جایی که کافران را به خشم آورد پا نمیگذارند، و به دشمن ضربهای نمیزنند مگر اینکه در مقابل هر یک از این کارهایشان برای آنان عملی صالح نوشته میشود. بیگمان، خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند. و آنان هیچ نفقۀ کوچک و بزرگی را انفاق نمیکنند و از هیچ وادی و درّهای نمیگذرند مگر اینکه برایشان ثبت و ضبط میشود، تا خداوند پاداش بهترین کارهایی را که میکردهاند به آنان بدهد. پس هرگاه انسان دانست که خداوند عمل و جهاد او را ضایع نمیگرداند، این باعث نشاط و تلاش او برای انجام آنچه، اجر و پاداش به دنبال دارد میگردد. پس چگونه است اگر هر سه مورد ذکر شده در میان باشند؟ به راستی این امور سهگانه باعث نشاط کامل آدمی میگردند. و خداوند این گونه بندگانش را تشویق نموده، و آنها را به انجام کارهایی که سبب صلاح و رستگاریشان میگردد واداشته است.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences