As-Sa'diAl‑Fath · 48:18–28

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Al-Fath 48:18–28

48:18–21Page 513

۞ لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِيبٗا ١٨

Certainly was Allāh pleased with the believers when they pledged allegiance to you, [O Muḥammad], under the tree, and He knew what was in their hearts, so He sent down tranquility upon them and rewarded them with an imminent conquest1

وَمَغَانِمَ كَثِيرَةٗ يَأۡخُذُونَهَاۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا ١٩

And much war booty which they will take. And ever is Allāh Exalted in Might and Wise.

وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةٗ تَأۡخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمۡ هَٰذِهِۦ وَكَفَّ أَيۡدِيَ ٱلنَّاسِ عَنكُمۡ وَلِتَكُونَ ءَايَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَيَهۡدِيَكُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا ٢٠

Allāh has promised you much booty that you will take [in the future] and has hastened for you this [victory] and withheld the hands of people from you - that it may be a sign for the believers and [that] He may guide you to a straight path.

وَأُخۡرَىٰ لَمۡ تَقۡدِرُواْ عَلَيۡهَا قَدۡ أَحَاطَ ٱللَّهُ بِهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا ٢١

And [He promises] other [victories] that you were [so far] unable to [realize] which Allāh has already encompassed.1 And ever is Allāh, over all things, competent.

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا خدا از مؤمنان آن هنگام که در زير درخت با تو بيعت کردند ، خشنود گشت و دانست که در دلشان چه مي گذرد پس آرامش بر آنها نازل کرد و به فتحي نزديک پاداششان داد ، وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا و به غنيمتهايي بسيار که به دست مي آورند و خدا پيروزمند و حکيم است وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا خدا به شما وعده غنايم بسيار داده است که به چنگ مي آوريد ، و اين ، غنيمت را زودتر ارزاني داشت و شما را از آسيب مردمان امان بخشيد ، تا براي مؤمنان عبرتي باشد و به راه راست هدايتتان کند. وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا و غنايم ديگري که هنوز به آنها دست نيافته ايد هر آينه خدا به آن احاطه دارد و او بر هر کاري تواناست.

(18 - 19) خداوند متعال از فضل و رحمت خویش خبر می‌دهد و اینکه از مؤمنان بدان‌گاه که زیر آن درخت با پیامبر بیعت می‌کردند خشنود گردید؛ بیعتی که آنان را رو سفید نمود، و با آن سعادت هردو جهان را به دست آوردند. این بیعت که به آن «بیعۀ الرضوان[به آن «بیعت رضوان» گفته می‌شود؛ زیرا خداوند در این پیمان از مؤمنان راضی و خشنود گردید.]» و «بیعۀ أهل الشجرۀ» نیز گفته می‌شود بدان خاطر صورت گرفت که وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم در روز حدیبیه با مشرکین سخن گفت که او برای جنگیدن با کسی نیامده، بلکه برای زیارت این خانه [=کعبه] آمده است، عثمان بن عفان را برای این امر به مکّه فرستاد. پس از آن خبری غیر واقعی آمد که مشرکان عثمان را به قتل رسانده‌اند، در این هنگام پیامبر صلی الله علیه وسلم مؤمنان را که همراه او بودند و تعدادشان به هزار و پانصد نفر می‌رسید جمع کرد و زیر درختی با او بیعت کردند که با مشرکان بجنگند و هرگز فرار نکنند. پس خداوند متعال خبر داد که او از مؤمنان در این حالت خشنود گردیده که یکی از بزرگ‌ترین عبادت‌ها و از بزرگ‌ترین چیزهایی بود که به‌وسیلۀ آن انسان به خدا نزدیک می‌شود. (﴿فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) پس خداوند ایمانی را که در دل‌هایشان بود ‌دانست، (﴿فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) در نتیجه به سپاس ایمانی که در دل‌هایشان بود آرامش را بر آنان فرو فرستاد، و بر هدایت آنها افزود. و خداوند از اضطراب و پریشانی‌ای که به خاطر شرایط تحمیل شده به پیامبر از سوی مشرکان در دل‌های خود داشتند آگاه بود، پس آرامشی بر دل‌هایشان فرود آورد که آنها را پایدار و خاطرشان را جمع کرد. (﴿وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِيبٗا﴾) و فتح نزدیکی را پاداششان کرد که فتح خیبر بود و در آن به جز اهل حدیبیه مشارکت نداشتند. پس خیبر و غنیمت‌هایش به عنوان پاداش به آنها داده شد و به پاس فرمانبرداری‌شان از خدا و گام برداشتن در راه خشنودی‌اش به آنان اعطا گردید. (﴿وَمَغَانِمَ كَثِيرَةٗ يَأۡخُذُونَهَاۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا﴾) و غنیمت‌های فراوانی که آن را به دست خواهند آورد. و خداوند عزیز و حکیم است؛ یعنی دارای قوّت و عزّت کامل است و بر همه چیز چیره است. پس اگر بخواهد، از کافران در هر جنگی که میان آنها و مؤمنان اتفاق می‌افتد انتقام خواهد گرفت، امّا او با حکمت است و مؤمنان و کافران را به وسیلۀ یکدیگر می‌آزماید، و مؤمن را به وسیلۀ کافران مورد آزمایش قرار می‌دهد.

(20) (﴿وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةٗ تَأۡخُذُونَهَا﴾) خداوند غنیمت‌های فراوانی را به شما وعده داده است که آنها را به چنگ می‌آورید. این شامل همۀ غنیمت‌هایی می‌شود که تا روز قیامت مسلمان‌ها به دست خواهند آورد. (﴿فَعَجَّلَ لَكُمۡ هَٰذِهِۦ﴾) و این غنیمت خیبر را زودتر برایتان فراهم ساخت؛ یعنی گمان نبرید که فقط همین یک غنیمت بهرۀ شماست، بلکه غنیمت‌های زیادی است که پس از این به شما خواهد رسید. (﴿وَكَفَّ أَيۡدِيَ ٱلنَّاسِ عَنكُمۡ﴾) و خداوند را ستایش کنید که دست تعدّی مردمانی را از شما باز داشت که توانایی جنگیدن با شما را داشتند و به آن علاقه‌مند بودند. پس این نعمتی است که خداوند به شما بخشیده، و تخفیفی است از جانب او که کارتان را سبک‌تر کرده است. (﴿وَلِتَكُونَ ءَايَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و تا این غنیمت نشانه‌ای برای مؤمنان باشد که از آن بر خبر راستین و وعدۀ حق خداوند، و اینکه پاداشی است برای مؤمنان، استدلال کنند، و به یقین دریابند کسی که این غنیمت را مقدّر نموده و فراهم آورده، غنیمت‌های دیگری را هم فراهم خواهد آورد. (﴿وَيَهۡدِيَكُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا﴾) و با اسبابی که برایتان فراهم می‌نماید، شما را به راه راست از قبیل: کسب علم و ایمان و عمل صالح هدایت می‌نماید.

(21) (﴿وَأُخۡرَىٰ﴾) همچنین غنیمت‌های دیگری را به شما وعده داده است، (﴿لَمۡ تَقۡدِرُواۡ عَلَيۡهَا﴾) که به هنگام این خطاب توان دست یافتن به آن را ندارید. (﴿قَدۡ أَحَاطَ ٱللَّهُ بِهَا﴾) خداوند با قدرتش بر آن احاطه دارد و بر آن تواناست و تحت تدبیر و فرمانروایی اوست. و آن غنیمت‌ها را به شما وعده داده است. پس قطعاً آنچه او بدان وعده داده، پیش خواهد آمد؛ زیرا خداوند کاملاً تواناست. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا﴾) و خداوند بر هر چیزی تواناست.

48:22–23Page 513

وَلَوۡ قَٰتَلَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوَلَّوُاْ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا ٢٢

And if those [Makkans] who disbelieve had fought you, they would have turned their backs [in flight]. Then they would not find a protector or a helper.

سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣

[This is] the established way of Allāh which has occurred before. And never will you find in the way of Allāh any change.

وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا و اگر کافران با شما به جنگ برخيزند ، پشت کرده بگريزند و ديگر هيچ دوست و ياريگري نمي يابند سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا اين سنت خداست که از پيش چنين بوده است و تو در سنت خدا دگرگوني نخواهي يافت.

(22) در اینجا خداوند به بندگان مؤمن خود مژده می‌دهد که آنها را بر کافران پیروز خواهد کرد؛ و اگر کافران با آنها روبه‌رو می‌شدند و با آنان می‌جنگیدند، (﴿ لَوَلَّوُاۡ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّٗا﴾) به یقین پشت می‌کردند، آنگاه کارسازی نمی‌یافتند که کارشان را درست کند. (﴿وَلَا نَصِيرٗا﴾) و یاوری نمی‌یافتند که آنها را در جنگیدن با شما یاری نماید، بلکه کافران خوار و مغلوب می‌گشتند.

(23) و این سنّت الهی در میان امّت‌های گذشته است که لشکریان خدا پیروزند (﴿وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا﴾) و برای سنّت خدا تبدیلی نخواهی یافت.

48:24–25Page 514

وَهُوَ ٱلَّذِي كَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ عَنۡهُم بِبَطۡنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعۡدِ أَنۡ أَظۡفَرَكُمۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا ٢٤

And it is He who withheld their hands from you and your hands from them within [the area of] Makkah after He caused you to overcome them. And ever is Allāh, of what you do, Seeing.

هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡهَدۡيَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُۥۚ وَلَوۡلَا رِجَالٞ مُّؤۡمِنُونَ وَنِسَآءٞ مُّؤۡمِنَٰتٞ لَّمۡ تَعۡلَمُوهُمۡ أَن تَطَـُٔوهُمۡ فَتُصِيبَكُم مِّنۡهُم مَّعَرَّةُۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ لِّيُدۡخِلَ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۚ لَوۡ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا ٢٥

They are the ones who disbelieved and obstructed you from al-Masjid al-Ḥarām while the offering1 was prevented from reaching its place of sacrifice. And if not for believing men and believing women whom you did not know - that you might trample [i.e., kill] them and there would befall you because of them dishonor without [your] knowledge - [you would have been permitted to enter Makkah]. [This was so] that Allāh might admit to His mercy whom He willed. If they had been apart [from them], We would have punished those who disbelieved among them with painful punishment

وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا اوست که چون در بطن مکه بر آنها پيروزيتان داد ، دست آنها را از شما، ودست شما را از آنها بازداشت و خدا به کارهايي که مي کرديد آگاه و بينا بود هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاء لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ايشان همانهايند که کفر ورزيدند و شما را از مسجدالحرام بازداشتند و، نگذاشتند که قرباني به قربانگاهش برسد اگر مردان مسلمان و زنان مسلماني که آنها را نمي شناسيد در ميان آنها نبودند و بيم آن نبود که آنها را زيرپاي درنورديد و نادانسته مرتکب گناه شويد ، خدا دست شما را از آنها بازنمي داشت و خدا هر که را بخواهد مشمول رحمت خود گرداند اگر از يکديگر جدا مي بودند ، کافرانشان را به عذابي دردآور عذاب مي کرديم.

(24) خداوند با بیان منّت خویش بر بندگانش و اینکه آنها را از شر کافران و جنگیدن با آنها در امان قرار داد، می‌فرماید: (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي كَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ عَنۡهُم بِبَطۡنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعۡدِ أَنۡ أَظۡفَرَكُمۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) او همان خدایی است که در درون مکّه دست اهل مکّه را از شما و دست شما را از آنان کوتاه کرد، بعد از آنکه شما را بر آنان پیروز گردانید؛ یعنی بعد از آنکه شما بر آنها قدرت یافتید و آنها بدون پیمان و قراردادی در اختیار شما قرار گرفتند و حدود هشتاد نفر بودند- که به سوی مسلمین آمده بودند تا به صورت ناگهانی بر آنان حمله‌ور شوند- پس دیدند که مسلمان‌ها هوشیار و بیدارند و آنها را دستگیر کردند امّا آنها را نکشتند، بلکه رهایشان نمودند؛ و خدا به مؤمنان رحم نمود که آن مشرکان را نکشتند. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا﴾) و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست؛ پس هر عمل کننده‌ای را طبق عملش سزا و جزا می‌دهد، و شما مؤمنان را با تدبیر نیکویش تحت تدبیر خود قرار می‌دهد.

(25) سپس خداوند متعال اموری را بیان کرد که مؤمنان را بر جنگیدن با مشرکان تشویق می‌نماید و آن امور عبارتند از: کفر ورزیدن آنها به خدا و پیامبرش و جلوگیری کردن آنها از ورود پیامبر و همراهانش به مسجدالحرام، درحالی که پیامبر و مؤمنان برای ادای عمره و بزرگداشت کعبه آمده بودند. و نیز آنها کسانی هستند که (﴿وَٱلۡهَدۡيَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُۥ﴾) نگذاشتند قربانی‌هایی که با خود نگاه داشته بودند به قربانگاه و محل قربانی‌شان در مکه برسند، جایی که قربانی‌های عمره ذبح می‌شوند. پس آنها از روی ستمگری و دشمنی از رسیدن قربانی‌ها به محل قربانی جلوگیری کردند، و همۀ این امور سبب می‌شود تا با آنها پیکار کنید. امّا مانعی هست که از جنگیدن با آنها منع می‌کند، و آن وجود مردان و زنان مؤمنی است درمیان مشرکین؛ و آنها در یک محلۀ مشخص زندگی نمی‌کنند که به آنها آزاری نرسد. پس اگر این زنان و مردان مؤمن نبودند که مسلمان‌ها آنها را نمی‌شناختند، و از بیم اینکه مبادا آنها پایمال شوند، (﴿فَتُصِيبَكُم مِّنۡهُم مَّعَرَّةُۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) و آنگاه نادانسته رنج و زیانی به شما می‌رسید؛ یعنی در صورت جنگیدن آنها مورد اذیّت و آزار قرار می‌گرفتند و این امر ناپسندی بود که شما بر آن متأسف و دچار اذیت می‌شدید. و فایدۀ اخروی هم داشت و آن اینکه (﴿لِّيُدۡخِلَ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ﴾) تا هرکه را بخواهد، غرق رحمت خویش سازد. پس با دادن ایمان به آنان بعد از کفر، و هدایت کردنشان پس از گمراهی، بر آنها منّت می‌گذارد. پس بدین خاطر شما را از جنگیدن با آنها بازداشت. (﴿لَوۡ تَزَيَّلُواۡ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا﴾) و اگر مؤمنان از آنها دور گشته و از آنان جدا می‌شدند، به کافران عذاب دردناکی می‌دادیم؛ به این صورت که جنگیدن با آنها را برایتان روا می‌داشتیم، و به شما اجازۀ پیکار با آنان را می‌دادیم، و شما را بر آنان پیروز می‌گرداندیم.

48:26Page 514

إِذۡ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَأَلۡزَمَهُمۡ كَلِمَةَ ٱلتَّقۡوَىٰ وَكَانُوٓاْ أَحَقَّ بِهَا وَأَهۡلَهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا ٢٦

When those who disbelieved had put into their hearts chauvinism - the chauvinism of the time of ignorance. But Allāh sent down His tranquility upon His Messenger and upon the believers and imposed upon them the word of righteousness, and they were more deserving of it and worthy of it. And ever is Allāh, of all things, Knowing.

إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا آنگاه که کافران تصميم گرفتند که دل به تعصب ، تعصب جاهلي سپارند ، خدا نيز آرامش خود را بر دل پيامبرش و مؤمنان فرو فرستاد و به تقوي الزامشان کرد که آنان به تقوي سزاوارتر و شايسته تر بودند و خدا بر هر چيزي داناست.

(26) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿إِذۡ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ﴾) آنگاه که کافران تعصّب و نخوت جاهلیت را در دل‌هایشان جای دادند، و از نوشتن «بسم الله الرحمن الرحیم» در ابتدای عهدنامه ممانعت به عمل آوردند، و از ورود پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم و مؤمنان در آن سال به مکّه جلوگیری کردند و به آنها اجازۀ ورود ندادند تا مردم نگویند:«پیامبر و مؤمنان بر قریش چیره شدند و به زور وارد مکّه گردیدند.» و این نزعه‌های جاهلیت همواره در دل‌هایشان بود و باعث شد تا آنها مرتکب بسیاری از گناهان شوند. (﴿فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و آنگاه خدا آرامش خود را بر پیامبرش و نیز بر مؤمنان نازل کرد، و خشم، آنها را وادار نکرد تا با مشرکان همان برخوردی را بکنند که با مسلمانان کردند، بلکه آنها به خاطر حکم خدا شکیبایی ورزیدند، و به شرایطی پایبند ماندند که در آن حرمات الهی مورد تعظیم قرار می‌گرفت، و به آنچه مردم می‌گفتند و به سرزنش سرزنش کنندگان اعتنایی نکردند.(﴿وَأَلۡزَمَهُمۡ كَلِمَةَ ٱلتَّقۡوَىٰ﴾) و آنها را به اجرای کلمۀ تقوی که «لا إله إلا الله» و لوازمات آن است ملزم نمود، و آنان هم بدان ملتزم شدند، (﴿وَكَانُوٓاۡ أَحَقَّ بِهَا وَأَهۡلَهَا﴾) و آنان از دیگران به آن سزاوارتر و اهل آن بودند؛ و خداوند از آنجا که از خیری که در دل‌هایشان وجود داشت آگاه بود، آنها را سزاوار آن قرار داد. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا﴾) و خداوند بر هر چیزی داناست.

48:27–28Page 514

لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّۖ لَتَدۡخُلُنَّ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمۡ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَۖ فَعَلِمَ مَا لَمۡ تَعۡلَمُواْ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتۡحٗا قَرِيبًا ٢٧

Certainly has Allāh showed to His Messenger the vision [i.e., dream] in truth. You will surely enter al-Masjid al-Ḥarām, if Allāh wills, in safety, with your heads shaved and [hair] shortened,1 not fearing [anyone]. He knew what you did not know and has arranged before that a conquest near [at hand].

هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدٗا ٢٨

It is He who sent His Messenger with guidance and the religion of truth to manifest it over all religion. And sufficient is Allāh as Witness.

لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا خدا رؤياي پيامبرش را به صدق پيوست که گفته بود : اگر خدا بخواهد ،، ايمن ، گروهي سر تراشيده و گروهي موي کوتاه کرده ، بي هيچ بيمي به مسجدالحرام داخل مي شويد او چيزها مي دانست که شما نمي دانستيد و جز آن در همين نزديکي فتحي نصيب شما کرده بود هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا اوست که پيامبرش را به هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان پيروز گرداند و خدا شهادت را کافي است.

(27) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّ﴾) خداوند خواب را راست و درست به پیغمبر خود نشان داد. پیامبر در مدینه خوابی دیده بود که آن را به اطلاع یارانش رساند. او چنین خواب دیده بود که آنها وارد مکّه خواهند شد و کعبه را طواف می‌کنند. پس وقتی آنچه در حدیبیه پیش آمد و آنها بدون اینکه وارد مکّه شوند برگشتند، در این مورد زیاد حرف ‌زدند، حتّی به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفتند: مگر تو به ما خبر ندادی که وارد کعبه خواهیم شد و آن را طواف خواهیم کرد؟ فرمود:«آیا به شما خبر دادم که در همین سال وارد خواهید شد؟» گفتند: «نه.» فرمود: «پس شما وارد آن خواهید شد و آن را طواف خواهید کرد.» خداوند متعال در اینجا فرمود: (﴿لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّ﴾) به درستی که خدا خواب پیامبر را محقّق خواهد گرداند؛ یعنی حتماً باید واقع شود و صداقت و راستی آن محقق گردد، و اینکه وقوع آن به تاخیر بیفتد، تضادی با اصل مسأله ندارد. (﴿لَتَدۡخُلُنَّ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمۡ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ﴾) و به خواست خدا همۀ شما در امن و امان و درحالی که موی سرتان را تراشیده و کوتاه کرده‌اید وارد مسجدالحرام خواهید شد؛ یعنی در این حالت که مقتضی تعظیم بیت‌الحرام است و درحالی که مناسک را ادا کرده‌اید و با تراشیدن موی سر یا کوتاه کردنش آن را تکمیل نموده‌اید، و در حالت امن و امان وارد مسجدالحرام خواهید شد. (﴿فَعَلِمَ مَا لَمۡ تَعۡلَمُواۡ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتۡحٗا قَرِيبًا﴾) پس خداوند از منافع و مصلحت‌هایی آگاه است که شما آن را نمی‌دانید. بنابراین پیش از وارد شدن به مکّه، فتح نزدیکی را مقرّر داشت. و از آنجا که این واقعه باعث تشویش دل‌های برخی از مؤمنان گشته بود و حکمت آن را از آنها پوشیده داشته بود، خداوند حکمت و منفعت آن را بیان کرد. و این گونه همۀ احکام شرعی خدا سراسر هدایت و رحمت هستند.

(28) سپس از یک حکم کلّی و عام خبر داد و فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ﴾) خداوند ذاتی است که پیغمبر خود را با هدایت و دانش مفید که انسان را از گمراهی دور می‌دارد و راه‌های خیر و شر را بیان می‌نماید، فرستاد، (﴿وَدِينِ ٱلۡحَقِّ﴾) همچنین او را با دینی فرستاد که ویژگی آن حق است؛ و حق عبارت است از عدل و احسان و رحمت؛ و دین حق عبارت است از هر عمل شایسته‌ای که دل‌ها را تزکیه نماید و نَفس‌ها را پاک گرداند و اخلاق را پرورش دهد و قدر و منزلت‌ها را رفعت بخشد. (﴿لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ﴾) تا او را به وسیلۀ دین و رسالتش و به وسیلۀ حجّت و برهان قاطع، بر همۀ ادیان پیروز بگرداند، و آنها را با متوسّل شدن به زور و شمشیر به تسلیم شدن و اطاعت کردن وادار کند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском