As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Ma'idah 5:72–88
5:72–75Page 120
لَقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَۖ وَقَالَ ٱلۡمَسِيحُ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡۖ إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ ٧٢
They have certainly disbelieved who say, "Allāh is the Messiah, the son of Mary" while the Messiah has said, "O Children of Israel, worship Allāh, my Lord and your Lord." Indeed, he who associates others with Allāh - Allāh has forbidden him Paradise, and his refuge is the Fire. And there are not for the wrongdoers any helpers.
لَّقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ ثَالِثُ ثَلَٰثَةٖۘ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّآ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۚ وَإِن لَّمۡ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ ٧٣
They have certainly disbelieved who say, "Allāh is the third of three."1 And there is no god except one God. And if they do not desist from what they are saying, there will surely afflict the disbelievers among them a painful punishment.
أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى ٱللَّهِ وَيَسۡتَغۡفِرُونَهُۥۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٧٤
So will they not repent to Allāh and seek His forgiveness? And Allāh is Forgiving and Merciful.
مَّا ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٞۖ كَانَا يَأۡكُلَانِ ٱلطَّعَامَۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ ثُمَّ ٱنظُرۡ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ ٧٥
The Messiah, son of Mary, was not but a messenger; [other] messengers have passed on before him. And his mother was a supporter of truth. They both used to eat food.1 Look how We make clear to them the signs; then look how they are deluded.
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ؛ به تحقيق آنان که گفتند که خدا همان مسيح پسر مريم است ، کافر شدند، مسيح گفت : اي بني اسرائيل ، الله پروردگار من و پروردگار خود را بپرستيد زيرا هر کس که براي خداوند شريکي قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام کند ، و جايگاه او آتش است و ستمکاران را ياوري نيست. لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ آنان که گفتند : الله سومين سه خداست ، کافر شدند در حالي که هيچ خدايي جز الله نيست اگر از آنچه مي گويند باز نايستند به کافران عذابي دردآور خواهد رسيد. أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ آيا به درگاه خدا توبه نمي کنند و از او آمرزش نمي خواهند ? خدا آمرزنده و مهربان است. مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ؛ مسيح پسر مريم جز پيامبري نبود ، که پيامبراني پيش از او بوده اند ،، ومادرش زني راستگوي بود که هر دو غذا مي خوردند بنگر که چگونه آيات رابرايشان بيان مي کنيم سپس بنگر که چگونه از حق روي مي گردانند.
(72) خداوند متعال از کفر نصارا خبر میدهد که گفتند: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ﴾) همانا خدا، مسیح -پسر مریم- است. این اعتقادِ غلط، به خاطر شبههای بود که او بدون پدر و مادر و بر خلاف آفرینش معمولی پدید آمده است. حال آنکه او ـ علیه الصلاة والسلام ـ آنها را در این ادعا تکذیب کرد و به آنان گفت: (﴿يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡ﴾) ای بنی اسرائیل! خدا را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست. پس او بندگی کامل خود را ثابت نمود، و برای پروردگارش، ربوبیت فراگیری که همۀ آفریدگان را دربر میگیرد، ثابت کرد و گفت: (﴿إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ﴾) هرکس یکی از مخلوقات ـ عیسی یا کسی دیگر ـ را با خدا شریک بگیرد، (﴿فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُ﴾) به درستی که خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش جهنم است. و این بدان خاطر است که او آفریده را با آفریننده برابر قرار داده، و عبادت خالصانهای را که خداوند به خود اختصاص داده، برای کسی دیگر که شایستۀ عبادت نیست، انجام داده است. بنابراین مستحق آن است که برای همیشه در جهنم بماند. (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران یاوری ندارند که آنها را از عذاب خدا نجات دهد، و یا بخشی از عذابی که بر آنان فرود آمده است، دور نماید.
(73) (﴿لَّقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاۡ إِنَّ ٱللَّهَ ثَالِثُ ثَلَٰثَةٖۘ﴾) بیگمان کسانی که گفتند: «خدا سومین شخص از سه شخص است»، کفر ورزیدند. این از گفتههای نصارا است، و آنان گمان میبردند که خداوند سومینِ سه تاست: خدا، عیسی و مریم. خداوند از این اتهام پاک و مبرّا است. و این بزرگترین دلیل بر کمبود عقل نصارا است؛ چراکه این گفتار و عقیده زشت را پذیرفتهاند!! چگونه آفریننده و آفریده بر آنها متشبه شده است؟! و چگونه پروردگار جهانیان از آنان پنهان شده است؟! خداوند متعال در رد آنها و امثالشان میفرماید: (﴿وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّآ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) و هیچ معبود به حقی جز خدای یگانه وجود ندارد، او به تمام صفات کمال متصف است و از هر نقص و عیبی پاک است و در آفرینش و تدبیر یگانه است. مردم از هیچ نعمتی برخوردار نیستند، مگر اینکه از جانب اوست، پس چگونه با او خدایی دیگر شریک گرفته میشود؟! خداوند از آنچه ستمکاران می گویند به مراتب بلندتر است. سپس خداوند آنها را تهدید کرد و فرمود: (﴿وَإِن لَّمۡ يَنتَهُواۡ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و اگر از آنچه می گویند، باز نیایند، به کافرانِ آنان عذابی دردناک خواهد رسید.
(74) سپس خداوند آنها را به توبه کردن از آنچه از آنها سرزده، فراخواند و بیان نمود که او توبه را از بندگانش میپذیرد. (﴿أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى ٱللَّهِ﴾) آیا به سوی آنچه خدا دوست دارد و میپسندد، از قبیل: اقرار به توحید و اعتراف به یگانگی خدا، و به اینکه عیسی بندۀ خدا و پیامبر او است، بر نمیگردند؟ (﴿وَيَسۡتَغۡفِرُونَهُۥ﴾)و از آنچه از آنها سرزده، آمرزش نمیطلبند؟ (﴿وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و خداوند آمرزنده و مهربان است. و همۀ گناهان کسانی را که توبه میکنند، میبخشد هرچند که آن گناهان، به اوج آسمان هم برسند، و خداوند با پذیرفتن توبۀ آنان و تبدیل کردن بدیهایشان به نیکی، بر آنها رحم مینماید. خداوند در نهایت مهربانی و نرمی، آنها را به سوی توبه فراخوانده و میفرماید: (﴿أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى ٱللَّهِ﴾) آیا به سوی خدا باز نمیگردند؟!
(75) سپس حقیقت مسیح و مادرش را که حق آشکار بود، بیان کرد و فرمود: (﴿مَّا ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ﴾) بلندترین مرتبهای که عیسی در آن قرار دارد، این است که او بنده و پیامبر خداست؛ هیچ اختیاری ندارد، و نمیتواند از جانب خود قانونگذاری کند، مگر آنچه را که خدا همراه با او فرستاده است. و عیسی از نوع پیامبران پیشین است، و برتری خاصی بر آنها ندارد که او را از دایرۀ انسان بودن فراتر ببرد و به مقام ربوبیت و خدایی برساند. (﴿وَأُمُّهُۥ﴾) و مادرش مریم (﴿صِدِّيقَةٞ﴾) زنی بسیار راستگو بود. تنها چیزی که در رابطه با او میتوان گفت، این است که او از راستگویان و صدیقین بود، که بعد از پیامبران از همۀ مردم بالاتر، و رتبه و مقام رفیعتری دارند. و صدیق بودن؛ یعنی داشتن علم مفید و مثمرِ یقین و عمل صالح. و این بیانگر آن است که مریم پیامبر نبوده است، بلکه صدیق و راستکار بوده است، و همین برتری و شرافت برای او کافی است. و در میان زنان دیگر نیز، پیامبری مبعوث نشده است، چون خداوند نبوت را درمیان کاملترین نوع انسانها که همان مردان هستند، قرار داده است، همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ إِلَّا رِجَالٗا نُّوحِيٓ إِلَيۡهِم﴾ و پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی نمودیم، نفرستادهایم. بنابراین عیسی ـ علیه السلام ـ از نوع پیامبران پیشین است و مادرش نیز راستکار و صدیقه است. پس به خاطر چه چیزی نصارا آنها را همراه با خدا ، به خدایی گرفتهاند؟ (﴿كَانَا يَأۡكُلَانِ ٱلطَّعَامَ﴾) آنها غذا میخوردند. این دلیل روشنی است بر اینکه آنها دو بندۀ نیازمند بودند، و همان طور که انسانها به خوراک و آشامیدنی نیاز دارند، آنها نیز به آن نیازمند بودند. پس اگر آنها خدا بودند، از خوراک و نوشیدنی بی نیاز میشدند و به چیزی احتیاج نمیداشتند؛ زیرا خدا بینیاز و ستوده است.خداوند برای اثبات این حقیقت، دلیل ارائه کرد و فرمود: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بنگر که چگونه آیاتی را که حق را روشن مینمایند و یقین میآورند برایشان بیان میکنیم. اما فایدهای ندارد، بلکه آنان همواره بر دروغ و تهمت خود قرار دارند. و این ناشی از ستم و کینه توزی آنهاست.
5:76Page 120
قُلۡ أَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗاۚ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ ٧٦
Say, "Do you worship besides Allāh that which holds for you no [power of] harm or benefit while it is Allāh who is the Hearing, the Knowing?"
قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ بگو : آيا جز الله خداي ديگري را که براي شما مالک هيچ سود و زياني نيست مي پرستيد و حال آنکه الله شنوا و داناست ?
(76) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! به آنها بگو: (﴿أَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) آیا جز خدا، مخلوقات نیازمند و محتاج را میپرستید؟ (﴿مَا لَا يَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا﴾) که مالک هیچ زیان و سودی برای شما نیستند، و کسی را رها میکنید که زیان، سود، بخشیدن و محروم کردن فقط دردست اوست؟ (﴿وَٱللَّهُ هُوَ ٱلسَّمِيعُ﴾) و خداوند علی رغم اختلاف زبانها و تنوع نیازمندیها صداها را میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) و به درون و بیرون و پنهان و آشکار و امور گذشته و آینده آگاه است. پس خداوندِ کاملی که از این صفات برخوردار میباشد، سزاوار است تا همۀ عبادتها تنها برای او انجام گردید و دین برای او خالص گردانده شود.
5:77–81Page 121
قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوٓاْ أَهۡوَآءَ قَوۡمٖ قَدۡ ضَلُّواْ مِن قَبۡلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرٗا وَضَلُّواْ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ ٧٧
Say, "O People of the Scripture, do not exceed limits in your religion beyond the truth and do not follow the inclinations of a people who had gone astray before and misled many and have strayed from the soundness of the way."
لُعِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُۥدَ وَعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ ٧٨
Cursed were those who disbelieved among the Children of Israel by the tongue of David and of Jesus, the son of Mary. That was because they disobeyed and [habitually] transgressed.
كَانُواْ لَا يَتَنَاهَوۡنَ عَن مُّنكَرٖ فَعَلُوهُۚ لَبِئۡسَ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ ٧٩
They used not to prevent one another from wrongdoing that they did. How wretched was that which they were doing.
تَرَىٰ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ يَتَوَلَّوۡنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ لَبِئۡسَ مَا قَدَّمَتۡ لَهُمۡ أَنفُسُهُمۡ أَن سَخِطَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَفِي ٱلۡعَذَابِ هُمۡ خَٰلِدُونَ ٨٠
You see many of them becoming allies of those who disbelieved [i.e., the polytheists]. How wretched is that which they have put forth for themselves in that Allāh has become angry with them, and in the punishment they will abide eternally.
وَلَوۡ كَانُواْ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلنَّبِيِّ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَا ٱتَّخَذُوهُمۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَٰكِنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ ٨١
And if they had believed in Allāh and the Prophet and in what was revealed to him, they would not have taken them as allies; but many of them are defiantly disobedient.
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ بگو : اي اهل کتاب ، به ناحق در دين خويش غلو مکنيد ، و از خواهشهاي آن ، مردمي که از پيش گمراه شده بودند و بسياري را گمراه کردند و خود از راه راست منحرف شدند پيروي مکنيد. لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ؛ از بني اسرائيل آنان که کافر شدند به زبان داود و عيسي بن مريم لعنت شدند ، و اين لعنت پاداش عصيان و تجاوزشان بود. كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ؛ از کار زشتي که مي کردند باز نمي ايستادند و هر آينه بدکاري مي کردند. تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ؛ بسياري از ايشان را مي بيني که با کافران دوستي مي ورزند نفسهايشان بدکاري را فرا رويشان داشته است خشم خدا بر آنهاست و در عذاب جاودانه اند. وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَـكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ؛ اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده ايمان آورده بودند کافران ، رابه دوستي نمي گرفتند ، ولي بيشترشان فاسقانند.
(77) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواۡ فِي دِينِكُمۡ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ﴾) بگو: ای اهلکتاب! در دینتان از حق فراتر نروید و به باطل نگرایید، مانند سخنانی که در مورد مسیح گفتند که حکایتِ آن سخن گذشت. و مانند مبالغه و زیادهروی آنها در مورد برخی مشایخ، به پیروی کردن از (﴿أَهۡوَآءَ قَوۡمٖ قَدۡ ضَلُّواۡ مِن قَبۡلُ﴾) خواست و امیال قومی که پیش از این گمراه شدند. (﴿وَأَضَلُّواۡ كَثِيرٗا﴾) و با دعوت مردم به سوی دین خود، بسیاری از آنان را گمراه کردند، (﴿وَضَلُّواۡ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ﴾) و خود نیز از راه راست منحرف شدند. پس هم خودشان گمراه شدند، و هم دیگران را گمراه کردند. ایشان پیشوایان گمراهی هستند که خداوند، مردمان را از پیروی کردن از خواستهای فرومایه و نظرهای گمراه کنندۀ آنان برحذر داشته است.
(78) سپس خداوند فرمود: (﴿لُعِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) کافران بنیاسرائیل از رحمت خدا طرد و دور شدند، (﴿عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُۥدَ وَعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ﴾) به سبب شهادت دادن داود و عیسی -پسر مریم- و اقرار نمودن آنان بر اینکه حجت بر بنیاسرائیل اقامه گشته است. اما آنها با آن حجت، مخالفت ورزیدند. (﴿ذَٰلِكَ﴾) آن کفر و نفرین،(﴿بِمَا عَصَواۡ وَّكَانُواۡ يَعۡتَدُونَ﴾) به سبب سرکشی و نافرمانی آنها از خدا، و ستمشان نسبت به بندگانخدا بود. پس کفر ورزیدند و از رحمت خدا دور شدند؛ زیرا ارتکاب گناهان و در پیش گرفتن راه ستمگری، مجازاتهای شدیدی دربر دارد.
(79) و ازجمله گناهانی که آنان را به عذاب گرفتار کرد این است که (﴿كَانُواۡ لَا يَتَنَاهَوۡنَ عَن مُّنكَرٖ فَعَلُوهُ﴾) آنان منکر را انجام میدادند و یکدیگر را از آن منع نمیکردند. بنابراین فردی که مستقیماً گناه را انجام میداد، با کسی که گناه را انجام نداده بود و میتوانست از آن نهی کند اما نهی نمیکرد، شریک میشود. و این بیانگر آن است که آنان دستورات خدا را دستِ کم میگیرند و معصیت و نافرمانی او را سبک میانگارند. و چنانچه با دیدۀ تعظیم و بزرگداشت به پروردگارشان نگاه میکردند، به هنگامیکه حریم الهی زیر پا نهاده میشد، خشمگین شده و غیرت آنان به جوش میآمد. و دلیل اینکه سکوت در برابر منکر ـ در صورتی که آدمی قدرت نهی از آن را داشته باشد ـ عقوبت و مجازات خدا را در پی دارد، این است که مفاسد بسیار زیادی از این امر نشأت میگیرد که به آنها اشاره میکنیم: 1ـ سکوت، گناه محسوب میشود، هرچند که سکوت کننده خود مرتکب گناهی نشده باشد. و همچنانکه باید از گناه دوری جست، باید گناهکاران را نیز نصیحت نمود و از ارتکاب گناه بازداشت. 2ـ همچنانکه قبلاً نیز اشاره شد، سکوت در برابر گناه، به منزلۀ سبک شمردن آن است. 3ـ سکوتِ آحاد جامعه، سبب میشود که اهل معصیت و بزهکاران بر ارتکاب گناهان و نابهنجاریها جرأت و جسارت پیدا کنند. و چنانچه از این اعمال نهی نشود، فتنه و فساد ازدیاد یافته و مصایب دینی و دنیوی فراوانی بهبار میآید، و افراد گناهکار شکوه و عظمت پیدا کرده و بیشتر از گذشته خود را نشان میدهند، و به گناه و عصیان مبادرت میورزند. و اهلخیر نیز از مقابلۀ با آنان بازمانده و نمیتوانند جلوی انحرافات آنان را بگیرند، و روز به روز بر ضعف و ناتوانی آنان افزوده میشود. 4ـ چنانچه انسانها در مقابل تبهکاران سکوت کنند، به تدریج چراغ علم و اندیشه به خاموشی گراییده، و جهالت و نادانی مستولی میشود؛ چرا که گناه و معصیت اگر تکرار شود، و بسیاری از مردم به آن بگرایند، و اهل علم و دین به مقابلۀ با آن نپردازند، گمان میرود که گناه محسوب نمیشود، و چه بسا جاهل تصور کند که این گناه، عبادتی نیکو است. و چه مفسدهای بزرگتر از آن است که آدمی حرام را حلال بداند؟! و چه فسادی خطرناکتر از آن است که انسان، باطل را حق بداند؟! 5ـ سکوت در برابر گناه، بسیاری اوقات موجب میشود که گناه در نظر گناهکاران آراسته گردد و دیگران نیز به آنان اقتدا نمایند؛ چرا که آدمی دوست دارد به همنوعان خود تأسی کند. البته سکوت در برابر گناه، مفاسد بسیار زیاد دیگری را نیز در بردارد که به همین مقدار اکتفا میشود.پس چون سکوت، این پیامدها را در پی دارد، خداوند به صراحت اعلام نمود که کافرانِ بنیاسرائیل، به سبب گناهانی که مرتکب شدند، مورد لعن و نفرین پروردگار قرار گرفتند، به ویژه به سبب گناهِ بزرگ «سکوت در مقابل ارتکاب گناه.» [ (﴿لَبِئۡسَ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) چه عمل بدی را انجام دادند!]
(80) (﴿ تَرَىٰ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ يَتَوَلَّوۡنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) بسیاری از آنان را مییابی که کافران را به دوستی میگیرند، و محبت آنان را در دل دارند، و به یاری و نصرت آنان میشتابند، و ولایت و رهبری آنان را میپذیرند. (﴿لَبِئۡسَ مَا قَدَّمَتۡ لَهُمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) این کالای بیرواج و این معاملۀ خسارت دیده، بد چیزی است که از پیش فرستادند؛ چرا که خشم و غضب خدا را درپی دارد، و موجب میشود برای همیشه در آتشِ جهنم باقی بمانند. آنان خودشان بر خویشتن ستم کردند، و این مهمانی نامبارک و شوم را برای خود تدارک دیدند، و خویشتن را از نعمت پایدار و همیشگی محروم نمودند.
(81) (﴿وَلَوۡ كَانُواۡ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلنَّبِيِّ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَا ٱتَّخَذُوهُمۡ أَوۡلِيَآءَ﴾) و اگر به خدا و پیامبر و آنچه بر او نازل شده است، ایمان میآوردند، آنان را به دوستی نمیگرفتند؛ زیرا ایمان به خدا و پیامبر و به آنچه براو نازل شده است، بر بنده واجب میگرداند تا پروردگار و دوستان پروردگارش را دوست بدارد، و با کسی که به خدا کفر ورزیده و با وی دشمنی کرده و در ارتکاب گناه و نافرمانیِ خدا شتاب میکند، دشمنی ورزد. پس شرط ولایت خدا و ایمانِ به او، آن است که دشمنان خدا به دوستی گرفته نشوند. و اینها فاقد این شرط بودند، پس مشروط نیز منتفی است. (﴿وَلَٰكِنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) اما بسیاری ازآنان فاسق هستند؛ یعنی از اطاعت پروردگار و ایمان به خدا و پیامبر، بیرون رفتهاند. و از جملۀ فسق آنها این است که، با دشمنان خدا دوستی میکنند.
5:82–86Page 121
۞ لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّا نَصَٰرَىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ ٨٢
You will surely find the most intense of the people in animosity toward the believers [to be] the Jews and those who associate others with Allāh; and you will find the nearest of them in affection to the believers those who say, "We are Christians." That is because among them are priests and monks and because they are not arrogant.
وَإِذَا سَمِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَى ٱلرَّسُولِ تَرَىٰٓ أَعۡيُنَهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ ٱلۡحَقِّۖ يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ ٨٣
And when they hear what has been revealed to the Messenger, you see their eyes overflowing with tears because of what they have recognized of the truth. They say, "Our Lord, we have believed, so register us among the witnesses.
وَمَا لَنَا لَا نُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلۡحَقِّ وَنَطۡمَعُ أَن يُدۡخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلصَّٰلِحِينَ ٨٤
And why should we not believe in Allāh and what has come to us of the truth? And we aspire that our Lord will admit us [to Paradise] with the righteous people."
فَأَثَٰبَهُمُ ٱللَّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٨٥
So Allāh rewarded them for what they said1 with gardens [in Paradise] beneath which rivers flow, wherein they abide eternally. And that is the reward of doers of good.
وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ ٨٦
But those who disbelieved and denied Our signs - they are the companions of Hellfire.
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ؛ دشمن ترين مردم نسبت به کساني که ايمان آورده اند يهود و مشرکان را مي يابي ، و مهربان ترين کسان نسبت به آنان که ايمان آورده اند کساني را مي يابي که مي گويند : ما نصراني هستيم زيرا بعضي از ايشان کشيشان و راهبان هستند و آنها سروري نمي جويند. وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ ؛ چون آنچه را که بر پيامبر نازل کرده ايم بشنوند ، و حقيقت را دريابند، ،چشمانشان پر از اشک مي شود مي گويند : اي پروردگار ما ، ايمان آورديم ، ما را نيز در زمره شهادت دهندگان بنويس. وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ؛ چرا به خدا و اين آيين حق که بر ما نازل شده است ايمان نياوريم و طمع نورزيم در اينکه پروردگار ما ما را در شمار صالحان آورد ? فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ؛ به پاداش اين سخن که گفتند ، خدا آنان را به بهشتهايي که در آن نهرها، روان است پاداش داد در آن جاودانند و اين است پاداش نيکوکاران. وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ؛ و آنان که انکار ورزيدند و آيات ما را تکذيب کردند اهل جهنمند.
(82) .خداوند متعال در بیان نزدیکترین گروه به مسلمین و نزدیکترین آنها در دوستی و محبت با مؤمنان، و دورترین آنها میفرماید: (﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ﴾) مسلّماً سرسختترین دشمن مؤمنان را، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. پس این دو گروه بهطور مطلق بزرگترین دشمنان اسلام ومسلمیناند، و بیش از همۀ مردم برای ضرر رساندن به مسلمانان، تلاش میکنند. واین به خاطر شدّت تنفر و دشمنی آنها نسبت به مسلمانان و حسد و کینه و کفر آنها است.(﴿وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاۡ إِنَّا نَصَٰرَىٰ﴾) و مسلّماً مهربانترین افراد را نسبت به مؤمنان، کسانی خواهی یافت که گفتند:«ما نصارا هستیم.» خداوند برای این امر چند سبب را بیان کرده است: 1-(﴿مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا﴾) در میان آنها دانشمندانی است که از دنیا بریدهاند. و دیرنشینانی وجود دارند، که در صومعهها مشغول عبادت هستند. و علم همراه با زهد و عبادت، دل را مهربان و نرم میکند و خشونت و سختی را، از آن دور مینماید. بنابراین سرسختی و خشونتی که در یهودیان و مشرکان وجود دارد، در آنان یافت نمیشود. 2- (﴿وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنان تکبر نمیورزند؛ یعنی در آنها تکبر و سرکشی در برابر حق، وجود ندارد، و این باعث میشود که آنها به مسلمانان نزدیکتر شوند، و بیشتر با آنها دوستی کنند؛ زیرا فرد فروتن، از فردِ خودخواه و متکبر، به خیر و خوبی نزدیکتر است.
(83) (﴿وَإِذَا سَمِعُواۡ مَآ أُنزِلَ إِلَى ٱلرَّسُولِ﴾) هرگاه آنچه را که بر پیامبر صلی الله علیه وسلم نازل میشود، بشنوند، در دلهایشان تأثیر میگذارد، و در مقابلِ آن فروتنی میکنند، و به خاطر حقّی که شنیده و به آن یقین کردهاند، چشمهایشان پر از اشک میگردد. بنابراین ایمان آورده و به آن اعتراف نموده و میگویند: (﴿رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ﴾) پروردگارا! ایمان آوردهایم، پس ما را در زمرۀ گواهان؛ یعنی امّت محمد صلی الله علیه وسلم قرار بده، چرا که آنها بر یگانگی خدا گواهی داده، و بر رسالت پیامبران و صحت آنچه که آوردهاند، شهادت میدهند، و بر امتهای پیشین گواهی میدهند که برخی را تصدیق و گروهی را تکذیب نمودند. و آنان عادل و دادگرند، و شهادت آنها پذیرفته میشود، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ و این چنین شما را امتی میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید، و پیامبر [نیز] بر شما گواه باشد.
(84) پس انگار آنان به خاطر ایمان آوردن و شتافتن به سوی ایمان، سرزنش شدهاند. بنابراین گفتند: چه چیزی ما را از ایمان آوردن به خدا باز میدارد، حال آنکه از جانب پروردگارمان، حق پیش ما آمده است؛ حقی که هیچ شک و تردیدی را نمیپذیرد. و ما با ایمان آوردن و پیروی کردنمان از حق، امید آن را داریم که خداوند ما را همراه با قوم شایسته و صالح وارد بهشت نماید. پس چه مانعی ما را از این کار باز میدارد؟ آیا این، موجب شتافتن به سوی ایمان و تسلیم شدن در مقابل آن نیست؟!
(85) خداوند متعال میفرماید: (﴿فَأَثَٰبَهُمُ ٱللَّهُ بِمَا قَالُواۡ﴾) به سبب ایمانی که آوردند و اعترافی که به حق کردند، (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) خداوند باغهایی را به عنوان پاداش به آنان داد، که از زیر درختان آن، رودها روان است و آنان برای همیشه در آن میمانند و این پاداش نیکوکاران است. این آیات، در مورد نصارایی نازل شده است که به حضرت محمد صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند، مانند نجاشی و نصارای دیگری که ایمان آوردند. و هنوز در میان نصارا، کسانی یافت میشوند که دین اسلام را انتخاب میکنند و باطل بودن دینی که بر آن بودهاند، برایشان روشن است، و آنها از یهودیان و مشرکین به دین اسلام نزدیکترند.
(86) وقتی که پاداش نیکوکاران را بیان کرد، سزا و عذاب بدکاران را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَآ أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾) و کسانی که کفر ورزیدند، و آیات ما را تکذیب کردند، ایشان اهل دوزخاند؛ چون آنها به خدا کفر ورزیده، و آیات او را که مبین حق است، تکذیب کردهاند.
5:87–88Page 122
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحَرِّمُواْ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ ٨٧
O you who have believed, do not prohibit the good things which Allāh has made lawful to you and do not transgress. Indeed, Allāh does not like transgressors.
وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗاۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ ٨٨
And eat of what Allāh has provided for you [which is] lawful and good. And fear Allāh, in whom you are believers.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چيزهاي پاکيزه اي را که خدا بر شما حلال کرده است حرام مکنيد و از حد در مگذريد که خدا تجاوز کنندگان از حد را دوست ندارد. وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ؛ از چيزهاي حلال و پاکيزه اي که خدا به شما روزي داده است بخوريد و از خدايي که به او ايمان آورده ايد بترسيد.
(87) خداوند متعال میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تُحَرِّمُواۡ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ﴾) ای کسانی که ایمان آوردهاید! خوردنیها و نوشیدنیهای پاکیزهای که خدا برایتان حلال نموده است، حرام نکنید؛ زیرا اینها، نعمتهایی هستند که خداوند به شما ارزانی داشته است. پس خدا را ستایش کنید که آن نعمتها را برایتان حلال نموده، و شکر او را به جای آورید، و نعمت اورا با ناسپاسی و تحریم نمودن آن، برنگردانید. که آنگاه هم بر خدا دروغ بسته، و هم کفران نعمت کرده، و روزی حلال و پاکیزه را حرام و ناپاک دانستهاید، و این، یک نوع تجاوزگری است. و خداوند از تجاوزگری نهی کرده و میفرماید: (﴿وَلَا تَعۡتَدُوٓاۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾) و تجاوز نکنید، که خداوند متجاوزان را دوست ندارد، بلکه از آنان متنفّر است و آنها را به خاطر تجاوزشان، مجازات خواهد کرد.
(88) سپس خداوند به ضد آنچه که مشرکان برآن قرار دارند ـ همانهایی که آنچه خدا حلال نموده است، تحریم میکنند ـ دستور داد و فرمود: (﴿وَكُلُواۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا﴾) و از روزی و رزق حلالی بخورید که خدا برایتان فراهم نموده، و اسباب به دست آوردن آن را برایتان آسان نموده است؛ رزق حلالی که از راه دزدی وغصب و دیگر راههای نامشروع، بهدست نیامده باشد. و نیز باید پاکیزه باشد، و آن رزقی است که آلودگی در آن نیست. پس با این قید، حیوانات نجس، از قبیل: درندگان، و پلیدیها خارج میشوند. (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾) و در اطاعت از دستورات خدا و پرهیز از آنچه او نهی کرده است، از خدا بترسید. (﴿ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ﴾) خداوندی که شما به او ایمان دارید؛ زیرا ایمان داشتن به خدا، ترس از خدا و رعایت حقوق الهی را بر شما واجب میگرداند؛ زیرا ایمان، جز با پرهیزگاری و رعایت حق خدا، تکمیل نمیگردد. آیۀ کریمه دلالت مینماید که هرکس حلالی را از قبیل: خوراک یا نوشیدنی و کنیز و امثال آن بر خود حرام کند، با حرام کردن او، حرام نمیشود. اما اگر او آن کار را کرد، بر او کفارۀ قسم لازم میآید همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ﴾ ای پیامبر! چرا چیزی را حرام می کنی که خدا برایت حلال کرده است؟ اما در حرام کردن زن، کفارۀ ظهار لازم میآید. و از این آیه استنباط میشود که برای انسان شایسته نیست از پاکیها پرهیز کند و آن را بر خود حرام بگرداند، بلکه از آن استفاده نماید، و برای عبادت پروردگارش از آن کمک بگیرد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences