As-Sa'diAl‑Ma'idah · 5:5–11

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Al-Ma'idah 5:5–11

5:5Page 107

ٱلۡيَوۡمَ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُۖ وَطَعَامُ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ حِلّٞ لَّكُمۡ وَطَعَامُكُمۡ حِلّٞ لَّهُمۡۖ وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ إِذَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحۡصِنِينَ غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِيٓ أَخۡدَانٖۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ حَبِطَ عَمَلُهُۥ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٥

This day [all] good foods have been made lawful, and the food of those who were given the Scripture is lawful for you and your food is lawful for them. And [lawful in marriage are] chaste women from among the believers and chaste women from among those who were given the Scripture before you, when you have given them their due compensation,1 desiring chastity, not unlawful sexual intercourse or taking [secret] lovers. And whoever denies the faith - his work has become worthless, and he, in the Hereafter, will be among the losers.

الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ؛ امروز چيزهاي پاکيزه بر شما حلال شده است طعام اهل کتاب بر شما حلال است و طعام شما نيز بر آنها حلال است و نيز زنان پارساي مؤمنه و زنان پارساي اهل کتاب ، هر گاه مهرشان را بپردازيد ، به طور زناشويي نه زناکاري و دوست گيري ، بر شما حلالند و هر کس که به اسلام کافر شود عملش ناچيز شود و در آخرت از زيانکاران خواهد بود.

(5) خداوند حلال کردن چیزهای پاکیزه را تکرار نمود تا منّت و لطف خویش را بیان دارد و بندگانش را به سپاسگزاری فراوان و ذکر پروردگار فرا بخواند، و چیزهایی را که بدان نیاز دارند، برایشان حلال نمود، به گونه‌ای که می‌توانند از چیزهای پاکیزه استفاده کنند. (﴿وَطَعَامُ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ حِلّٞ لَّكُمۡ﴾) ای مسلمین! حیواناتی که یهودیان و نصارا سر می‌برند برای شما حلال است، نه حیواناتی که دیگر کافران سر می‌برند؛ زیرا ذبیحۀ آنها برای مسلمین حلال نیست. چون اهل کتاب به پیامبران و کتاب‌های آسمانی منتسب هستند، و همۀ پیامبران بر حرام بودن حیوانی که برای غیرخدا ذبح شده باشد، متفق می‌باشند؛ زیرا ذبح حیوان برای غیرخدا، شرک است. پس یهودیان و نصارا به حرام بودن ذبح حیوان برای غیرخداوند معتقد هستند، بنابراین ذبیحۀ آنان حلال است، اما ذبیحۀ دیگر کفار نه. و منظور از طعام اهل کتاب، حیواناتی است که سر می‌برند؛ زیرا خوراک‌های دیگر از قبیل: دانه‌ها و میوه‌ها -خواه متعلق به اهل کتاب باشد یا نه- حلال می‌باشند. نیز به دلیل اینکه خداوند طعام را به آنها نسبت داده است. پس این دلالت می‌نماید که آن چیز بدان سبب که آنها ذبح کرده‌اند، خوراک قرار داده شده است. و نباید گفت که «اضافۀ طعام» به اهل کتاب به معنی تملیک است؛ یعنی خوراکی که در ملکیت آنهاست؛ زیرا خوراکی که در ملکیت آنان است به دست آوردنش به طریقۀ غصب صحیح نیست، حتی اگر این کار از جانب مسلمانان هم صورت گیرد. (﴿وَطَعَامُكُمۡ﴾) و ذبیحۀ شما مسلمانان (﴿حِلّٞ لَّهُمۡ﴾) برای آنها حلال است، و شما می‌توانید از خوراک خود به آنان بدهید (﴿وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾) و زنان آزادۀ پاکدامنِ مؤمن برای شما حلال‌اند. (﴿وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ﴾) و زنان آزادۀ پاکدامنی که پیش از شما، کتاب [آسمانی] به آنان داده شده است؛ یعنی یهودیان و نصارا. و این، فرموده الهی را که می‌فرماید:﴿وَلَا تَنكِحُواۡ ٱلۡمُشۡرِكَٰتِ حَتَّىٰ يُؤۡمِنَّ﴾ ـ و با زنان مشرک ازدواج نکنید، مگر اینکه ایمان بیاورند ـ تخصیص می‌گرداند. و مفهوم آیه چنین است که ازدواج با زنان بردۀ مؤمن برای مردان آزاده حلال نیست. اما زنان بردۀ اهل کتاب هیچ‌گاه مباح نبوده و به‌طور مطلق نمی‌توان آنان را به عقد مردان آزاده در آورد؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:﴿مِّن فَتَيَٰتِكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾ از کنیزان مؤمن و مسلمان. اما زنان مسلمان اگر برده باشند، ازدواج با آنها برای مردان آزاده جایز نیست، مگر با د‌و شرط: اول، توانایی نداشتن برای ازدواج با آزاده. و دوم، ترس از گرفتار شدن به فساد و گناه. اما ازدواج با زنان فاسق و زناکار جایز نیست -خواه مسلمان باشند یا اهل کتاب- مگر اینکه توبه کنند؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوۡ مُشۡرِكَةٗ﴾ مرد زنا کار جز با زن زنا کار یا زن مشرک ازدواج نکند. (﴿إِذَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾) ازدواج با آنها را برای شما حلال قرار داده‌ایم، هرگاه مهریۀ آنها را بپردازید. پس هرکس تصمیم به ندادن مهریۀ زن بگیرد، برای او حلال نیست. و خداوند متعال به پرداختن مهریۀ زن دستور داد، و آن زمانی است که زن عاقل و رشید، و صلاحیتِ پذیرشِ مهریه را داشته باشد، در غیر این صورت شوهر مهریه را به سرپرست زن می‌دهد. و نسبت دادن مهریه به زنان بر این دلالت می‌نماید که زن مالک تمام مهریه‌اش است و هیچ کس حقی در آن ندارد، مگر آنچه که زن به شوهر ببخشد یا به سرپرست خودش یا به کسی دیگر بدهد. (﴿مُحۡصِنِينَ غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَ﴾) در حالی که شما زنانتان را پاکدامن نگه دارید و شرمگاهتان را از دیگر زنان مصون بدارید. (﴿غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَ﴾) و با هیچ کس زنا نکنید. (﴿وَلَا مُتَّخِذِيٓ أَخۡدَانٖ﴾) و دوست نگیرید. و دوست گرفتن؛ یعنی زنا کردن با معشوقه‌ها؛ زیرا در جاهلیت زنا این‌گونه بود که عده‌ای با هرکس زنا می‌کردند، چنین فردی (مُسَافِح) زناکار نامیده می‌شد. و بعضی فقط با دوست و معشوقۀ خود زنا می‌کردند. خداوند خبر داد که این کار با عفت و پاکدامنی متضاد است، و شرط ازدواج این است که شوهر پاکدامن باشد. (﴿وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ حَبِطَ عَمَلُهُۥ﴾) و هرکس به خدا کفر ورزد و به کتاب‌ها و پیامبرانش که ایمان آوردن بدان‌ها واجب است، یا به چیزی از شرایع و آیین الهی کفر ورزد، بی‌گمان عملش نابود گشته است، و آن زمانی است که بر حالت کفر بمیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَمَن يَرۡتَدِدۡ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتۡ وَهُوَ كَافِرٞ فَأُوۡلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ﴾ و هرکس از شما از دین خود مرتد شود، و در حالی که کافر است، بمیرد، پس ایشان اعمالشان در دنیا و آخرت نابود می‌شود. (﴿وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾) و او در آخرت از زمرۀ کسانی خواهد بود که در مورد خود و اموال و خانواده‌هایشان دچار زیان شده و به شقاوت همیشگی گرفتار آمده‌اند.

5:6Page 108

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِۚ وَإِن كُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ ٦

O you who have believed, when you rise to [perform] prayer, wash your faces and your forearms to the elbows and wipe over your heads and wash your feet to the ankles. And if you are in a state of janābah,1 then purify yourselves. But if you are ill or on a journey or one of you comes from the place of relieving himself or you have contacted women2 and do not find water, then seek clean earth and wipe over your faces and hands with it. Allāh does not intend to make difficulty for you, but He intends to purify you and complete His favor upon you that you may be grateful.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون به نماز برخاستيد ، صورت و دستهايتان ، را تا آرنج بشوييد و سر و پاهايتان را تا قوزک مسح کنيد و اگر جنب بوديد خود را پاک سازيد و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از جاي قضاي حاجت آمده بوديد يا با زنان نزديکي کرده بوديد و آب نيافتيد با خاکي پاک تيمم کنيد و صورت و دستهايتان را با آن مسح کنيد خدا نمي خواهد شما دررنج افتيد ، بلکه مي خواهد که شما را پاکيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام کند ، باشد که سپاس گزاريد.

(6) این آیۀ بزرگی است که مشتمل بر احکام زیادی می‌باشد، و ما آنچه را از این احکام که خداوند برایمان آسان و مقدور نموده است، بیان می‌کنیم: 1- اطاعت کردن از آنچه در این آیه ذکر شده؛ و عمل کردن به آن؛ از لوازم ایمان است، و ایمان جز با آن کامل نمی‌شود، چون خداوند آیه را با (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ﴾) آغاز کرده است؛ یعنی ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به مقتضای ایمانتان، به آنچه برای شما مشروع نموده‌ایم، عمل کنید. 2- امر به بپاخاستن برای نماز؛ زیرا فرموده است: (﴿إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ﴾) یعنی هر وقت برای نماز بپاخاستید. 3- امر به نیت کردن برای نماز؛ زیرا (﴿إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ﴾) یعنی هرگاه به قصد و نیت نماز بپا خاستید. 4- وضو، شرط صحّت نماز است؛ زیرا خداوند به هنگام بلند شدن برای نماز، به وضو دستور داده است، و اصل این است که «امر» برای وجوب است. 5- وضو، با داخل شدن وقت نماز، واجب نمی‌شود، بلکه هنگام اراده کردن برای نماز، واجب می‌گردد. 6- هرآنچه که اسم نماز بر آن اطلاق شود، از قبیل: فرض و نفل، و فرض کفایه و نماز جنازه، برای همه آنها وضو شرط است. حتی بسیاری از علما برای سجدۀ خالی، از قبیل: سجدۀ تلاوت و سجدۀ شکر نیز وضو را لازم می‌دانند. 7- امر به شستن چهره و صورت که طول آن از ابتدای محل روییدن موی سر تا زیر چانه است، و عرض آن از گوش تا گوش است. و مضمضه [آب در دهان کردن] و استنشاق [آب در بینی کردن] با سنّت ثابت شده و در شستن صورت داخل می‌گردد. و موهای چهره بخشی از چهره می‌باشند. اگر این موها کم باشند رسانیدن آب به زیر آنها لازم است، ولی اگر پرپشت و زیاد باشند فقط شستن سطح ظاهری آن کافی است. 8- امر به شستن دست‌ها، و اینکه باید با آرنج شسته شوند. و کلمۀ «الی» آن‌طور که جمهور مفسرین گفته‌اند به معنی «مع» است، مانند این فرمودۀ الهی که می‌فرماید:﴿وَلَا تَأۡكُلُوٓاۡ أَمۡوَٰلَهُمۡ إِلَىٰٓ أَمۡوَٰلِكُمۡ﴾ یعنی اموال یتیمان را همراه با اموال خودتان نخورید. از طرفی نیز شستن دست ـ که واجب است ـ کامل نمی‌شود مگر با شستن تمام آرنج. 9- امر به مسح سر. 10- مسح تمام سر واجب است، زیرا «باء» [در (﴿بِرُءُوسِكُمۡ﴾) برای تبعیض نیست، بلکه برای ملاصقه است و تمام سر باید مسح شود. 11- مسح هرگونه انجام شود کافی است، خواه با هردو دست، یا با یک دست، یا با پارچه‌ای، یا با تکه چوبی و یا امثال آن مسح صورت گیرد؛ زیرا خداوند مسح‌را به طور مطلق بیان نموده و آن را با یک صفت و ویژگی مقید نکرده است، پس به همان صورت بر اطلاق خود دلالت می‌کند. 12- مسح سر واجب است. پس اگر سرش را شست و بر آن دست نکشید کافی نیست چون او کاری را که خداوند بدان دستور داده، انجام نداده است. 13- آنچه در مورد شستن دست‌ها با آرنج گفته ‌شد، در مورد شستن پاها با هر دو قوزک صدق می‌کند. 14- در این آیه به مسح خف «موزه» اشاره شده، و آن زمانی است که (﴿وَأَرۡجُلَكُمۡ﴾) را با قرائت جر بخوانیم. و هرکدام از دو قرائت نصب و جر بر معنی خاصی حمل می‌شود، پس اگر به قرائت نصب خوانده شود، دستور به شستن پاهاست، و آن زمانی است که پاها پوشیده نباشند. و اگر به قرائت جر خوانده شود دستور به مسح پاهاست، اگر با موزه پوشیده شده باشند. 15- رعایت ترتیب در وضو واجب است؛ زیرا خداوند آن را به ترتیب بیان کرده است. نیز خداوند عضوی را که در وضو مسح می‌شود بین دو عضو که باید شسته شوند، ذکر نمود، و این فایده‌ای را جز ترتیب نمی‌رساند. 16- ترتیب، مخصوص اعضای چهارگانه‌ای است که در این آیه نام برده شده‌اند. اما رعایت ترتیب میان مضمضمه و استنشاق و تقدیم این اعمال بر شستن چهره، و اینکه دست راست و پای راست قبل از دست چپ و پای چپ شسته شوند، و اینکه سر قبل از گوش‌ها مسح شود، واجب نیست، بلکه مستحب می‌باشد. 17- تازه کردن وضو برای هر نماز، تا صورتی که به آن دستور داده شده است، تحقّق یابد. 18- امر به غسل جنابت. 19- شستن تمام بدن درصورت جنابت واجب است؛ زیرا خداوند، پاک کردن را به بدن نسبت داده و آن را ویژۀ قسمت‌هایی از بدن قرار نداده است. 20- امر به شستن ظاهر و باطن موها در جنابت. 21- حدث اصغر در حدث اکبر مندرج است، و اگر کسی هم جنب بود، و هم وضو نداشت، کافی است که نیّت رفعِ هر دو را بکند و تمام بدنش را بشوید. چون خداوند جز پاک کردن چیز دیگری را بیان نکرده و نفرموده است که دوباره باید وضو بگیرید. 22- جنابت بر هرکسی صدق پیدا می‌کند که در حالت خواب یا بیداری از او «منی» بیرون بیاید، و یا اینکه آمیزش کند و آبی نیز از او خارج نشود. 23- هرکس به یاد آورد که احتلام شده است اما خیسی و تری ندید، غسل بر او واجب نیست؛ چون او جنب نشده است. 24- خداوند احسان خود را بر بندگانش، با مشروع قرار دادن تیمّم، بیان می‌دارد. 25- یکی از اسباب جایز بودن تیمّم، بیماری است که به‌کاربردن آب برای آن زیان‌آور باشد. پس برای چنین بیماریی، تیمّم جایز است. 26- از جمله اسباب جایز بودن تیمّم، سفر و آمدن از قضای حاجت است، و آن زمانی است که آب وجود نداشته باشد، پس بیماری، مجوِّز تیمّم است هرچند آب نیز وجود داشته باشد؛ زیرا در صورت استفاده از آب، فرد مریض زیان می‌بیند. اما در بقیۀ موارد مذکور، آنچه که سبب تجویز تیمم می‌گردد نبودن آب است، گرچه آدمی در حضر هم باشد. 27- آنچه که از پس یا پیش انسان بیرون بیاید؛ ادرار باشد یا مدفوع، وضو را نقض می‌کند. 28- کسانی به این آیه استدلال کرده‌اند که گفته‌اند:«جز آنچه از راه جلو و عقب خارج می‌شود ـ مانند ادرار، مدفوع و باد ـ ، چیزی وضو را نقض نمی‌کند»، پس وضو با دست زدن به شرمگاه و دیگر چیزها نقض نمی‌شود. 29- مستحب است چیزی که تلفظ به آن زشت است، به صورت کنایه گفته شود، به دلیل اینکه خداوند فرمود: (﴿أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ﴾) 30- دست زدن به زن به قصد لذّت جویی و شهوت، وضو را نقض می‌کند. 31- برای صحت تیمّم، شرط است که آب وجود نداشته باشد. 32- در صورت موجود بودن آب، تیمّم باطل می‌شود، حتی اگر آدمی در نماز باشد؛ زیرا خداوند تیمّم را در صورت نبودن آب جایز قرار داده است. 33- هرگاه وقت نماز فرا رسید و آدمی آب همراه نداشت، بر او لازم است که در میان اسباب و اثاثیۀ خود و همسفرانش به جستجوی آب بپردازد؛ زیرا کسی که چیزی را جستجو نکند، گفته نمی‌شود که آن چیز را نیافته است، [و خداوند می‌فرماید زمانی برایتان جایز است تیمّم کنید که هیچ آبی را نیابید]. 34- کسی که آبی را بیابد که برای وضو کافی نباشد، باید از آن [تا هرجا که رسید] استفاده کند، سپس [برای بقیۀ اعضا] تیمم کند. 35- آبی که به وسیلۀ مخلوط شدن با چیزهای پاک تغییر کرده است، بر تیمّم مقدم است؛ یعنی آن آب، پاک و پاک کننده است و به وسیلۀ آن می‌توان وضو گرفت؛ زیرا آبی که تغییر کرده است، آب به حساب می‌آید و در فرمودۀ خدا (﴿فَلَمۡ تَجِدُواۡ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواۡ صَعِيدٗا طَيِّبٗا﴾) داخل است. 36- برای [صحت] تیمّم، نیت لازم است؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: (﴿فَتَيَمَّمُواۡ﴾) یعنی قصد و آهنگ کنید. 37- تیمم با هر آنچه از خاک و غیره که از سطح زمین سر بر آورده باشد، جایز می‌باشد، بنابراین خداوند که می‌فرماید: (﴿فَٱمۡسَحُواۡ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُ﴾) از آن بر صورت‌ها و دست‌هایتان بکشید، یا از باب تغلیب و اکثریت است؛ چرا که اغلب این‌گونه است که از روی زمین، غبار متصاعد شده و بر دست و صورت کشیده شده و روی دست و صورت می‌ماند، و یا از باب راهنمایی برای استفاده از «بهتر» است، و اینکه استفاده از خاکی که غبار داشته باشد، بهتر است. 38- تیمّم با خاک آلوده صحیح نیست؛ چون خاک آلوده، پاک شمرده نمی‌شود بلکه نجس و آلوده است. 39- در تیمّم، فقط صورت و دست‌ها مسح می‌شوند نه دیگر اعضا. 40- (﴿بِوُجُوهِكُمۡ﴾) تمام چهره را در بر می‌گیرد و باید همۀ آن مسح شود، اما لازم نیست که خاک را به دهان و بینی داخل کند. و لازم نیست که خاک، زیر موها داخل شود، حتی لازم نیست که مقدار کمی خاک وارد زیر موها شود. 41- دست‌ها فقط تا مچ مسح می‌شوند؛ زیرا وقتی که به طور مطلق از دست نام برده شود، تا مچ مورد نظر است. پس اگر مسح تا هر دو ساعد لازم بود، خداوند آن را ذکر می‌نمود، همان‌طور که در وضو ذکر نموده است. 42- این آیه عام است و از آن استنباط می‌شود که تیمّم برای رفع همۀ ناپاکی‌ها، اعم از بی وضویی و جنابت و نجاست بدن، جایز است. چون خداوند آن را به جای طهارت با آب قرار داده و آیه را به طور مطلق ذکر نموده است، پس نمی‌توان آن را به موردی خاص مقید کرد. و ممکن است گفته شود: ناپاکی بدن با تیمّم رفع نمی‌شود، چون عبارت و سیاق آیه در مورد بی‌وضویی و جنابت است، و قول جمهور علما هم همین است. 43- محل تیمّم در ناپاکی کوچک [بی وضویی] و ناپاکی بزرگ [جنابت] یکی است و آن صورت و دست‌ها می‌باشند. 44- کسی که هم جنب بود و هم وضو نداشت و به نیّت هر دو تیمم کرد، با توجه به عام و مطلق بودن آیه جایز و کافی است. 45- مسح کردن به هرطریقی که باشد کفایت می‌کند، خواه با دستش انجام شود یا باچیزی دیگر؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: (﴿فَٱمۡسَحُواۡ﴾) یعنی مسح کنید، و آنچه را که به وسیلۀ آن مسح شود، بیان نکرده است، پس این دلالت می‌نماید که با هر چیزی مسح شود، جایز است. 46- ترتیب در تیمّم شرط است، همان‌طور که ترتیب در وضو شرط است . چون مسح کردن چهره قبل از مسح کردن دست‌ها بیان شده است. 47- هدف خداوند از تشریع احکام، آن نیست که ما را در سختی و دشواری و تنگنا قرار بدهد، بلکه احکام، آثاری از مهربانی و رحمت خدا نسبت به بندگان است، تا آنها را پاک نموده و نعمت خویش را بر آنان کامل بگرداند. 48- پاک کردن ظاهر با آب و خاک، مکمّل پاکی باطن با توحید و توبۀ راستین است. 49- گرچه ظاهراً نظافت و پاکی از تیمّم به‌دست نمی‌آید، اما قطعاً نوعی تحصیل پاکیِ باطنی است که از به‌جا آوردن دستور خدا حاصل می‌گردد. 50- شایسته است که بنده در حکمت و اسرار شرایع و احکام الهی در رابطه با پاکی و وضو و سایر موارد تأمل کند، تا بر معرفت و دانش او افزوده گردد، و سپاسِ خدا را، به خاطر احکامی که مشروع نموده است، بیشتر به جای آوَرَد، و وی را بیشتر دوست بدارد؛ که سپاس و تشکر بنده را به مقام‌های بلند و رفیع می‌رساند.

5:7Page 108

وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَمِيثَٰقَهُ ٱلَّذِي وَاثَقَكُم بِهِۦٓ إِذۡ قُلۡتُمۡ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٧

And remember the favor of Allāh upon you and His covenant with which He bound you when you said, "We hear and we obey"; and fear Allāh. Indeed, Allāh is Knowing of that within the breasts.

وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ نعمتي را که خدا به شما داده است ، و پيماني را که با شما بسته است ، ،بدان هنگام که گفتيد شنيديم و فرمانبرداري کرديم ، ياد آوريد و از خداي بترسيد که خدا به آنچه در دلها مي گذرد آگاه است.

(7) خداوند متعال بندگانش را دستور می‌دهد تا نعمت‌های دینی و دنیوی او را با قلب و زبان به خاطر بیاورند؛ زیرا به یادآوردن نعمت‌های الهی به صورت مستمر، انگیزه‌ای است برای شکر خدا، و محبت ورزیدن به وی، و سرشار گشتن قلب از احسان خداوند. و به یاد آوردن نعمت‌های دینی و دنیوی خدا، خود پسندی و به خود بالیدن را از بین برده، و فضل و احسان الهی را افزون می‌گرداند. (﴿وَمِيثَٰقَهُ﴾) و پیمان خدا را به یاد آورید. (﴿ٱلَّذِي وَاثَقَكُم بِهِۦٓ﴾) پیمانی که از شما گرفت. منظور این نیست که آنها آن پیمان را بر زبان جاری کرده و به آن اقرار نموده‌اند، بلکه منظور این است که آنان با ایمان آوردنشان به خدا و پیامبرش، در حقیقت خود را به اطاعت از خدا و پیامبر پایبند نموده‌اند. بنابراین فرمود: (﴿إِذۡ قُلۡتُمۡ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَا﴾) آنگاه که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم؛ یعنی آنچه از آیات قرآنی و نشانه‌های هستی که ما را به سوی آن فراخواندی، شنیدیم و فهمیدیم و به آن یقین کرده و از آن فرمان بردیم، و از آنچه که ما را به آن فرمان دادی، اطاعت نمودیم و از آنچه که ما را نهی کردی، پرهیز کردیم. و این تمامی شرایع و قوانین ظاهری و باطنی دین را شامل می‌شود. و مؤمنان در این مورد پیمان و عهد خود را با خدا به یاد می‌آورند، و همواره آن را به خاطر دارند و همواره برای انجام آنچه به آن دستور داده شده‌اند، نهایت سعی و تلاش خود را مبذول می‌دارند. (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾) و در همۀ حالات از خدا بترسید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) همانا خداوند به رازها و افکاری که درسینه‌ها وجود دارد و به آنچه در آن خطور می‌کند، آگاه است. پس بپرهیزید از اینکه خداوند به چیزی از دل‌هایتان آگاه شود که آن را نمی‌پسندد. و بپرهیزید از اینکه چیزی از شما سر بزند که آن را نمی‌پسندد. و دل‌هایتان را با شناخت خدا و محبت او و خیرخواهی برای بندگانش آباد کنید؛ زیرا اگر شما این چنین باشید، خداوند گناهانتان را می‌آمرزد و به خاطر صلاح و شایستگی دل‌هایتان نیکی‌های شما را چند برابر می‌نماید.

5:8Page 108

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ قَوَّٰمِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءَ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَـَٔانُ قَوۡمٍ عَلَىٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ٨

O you who have believed, be persistently standing firm for Allāh, witnesses in justice, and do not let the hatred of a people prevent you from being just. Be just; that is nearer to righteousness. And fear Allāh; indeed, Allāh is [fully] Aware of what you do.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، براي خدا ، حق گفتن را بر پاي خيزيد و به عدل گواهي دهيد دشمني با گروهي ديگر وادارتان نکند که عدالت نورزيد عدالت ورزيد که به تقوي نزديک تر است و از خدا بترسيد که او به هر کاري که مي کنيد آگاه است.

(8) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ كُونُواۡ﴾) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! لوازمات ایمانتان را انجام دهید، به‌گونه‌ای که (﴿قَوَّٰمِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءَ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) بر انجام واجبات خدا مواظبت داشته باشید، و به دادگری گواهی دهید؛ یعنی در ظاهر و باطن و با تمام قدرت و نشاط به دادگری قیام کنید. و این کارتان فقط برای رضای خدا باشد نه به خاطر هدفی از اهداف دنیوی. و آهنگ عدالت را داشته باشید، و در کار و گفتارتان راه افراط و تفریط را در پیش نگیرید، و در مورد دور و نزدیک و دوست و دشمن دادگری پیشه کنید. (﴿وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَ‍َٔانُ قَوۡمٍ عَلَىٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواۡ﴾) و دشمنی و نفرت قومی، شما را برآن ندارد که دادگری نکنید، همان‌طور کسی که انصاف و عدالت ندارد چنین می‌کند، بلکه همان‌طور که به نفع دوست و فامیل خود گواهی می‌دهید به ضرر او نیز گواهی دهید، و همان‌طور که به زیان دشمنِ خود گواهی می‌دهید به نفع او نیز گواهی دهید. گرچه کافر یا بدعت گذار هم باشد، واجب است در مورد او عدالت پیشه کنید، و حقی را که می‌گوید، بپذیرید، و نباید به خاطر اینکه او چنین می‌گوید و این سخن از دهان او بیرون آمده است، رد شود؛ زیرا این ستمی محض است، و روا نیست. (﴿ٱعۡدِلُواۡ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰ﴾) و هراندازه برای تحقق دادگری کوشش کنید و برای عمل به آن تلاش نمایید، این به پرهیزگاریِ دل‌هایتان نزدیک‌تر است. پس اگر دادگری و عدالت کامل باشد، تقوا و پرهیزگاری نیز کامل می‌گردد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) بدون شک خداوند به آنچه می‌کنید، آگاه است. پس شما را طبق اعمالتان؛ خیر باشد یا شر، کوچک باشد یا بزرگ، هم در این دنیا و هم در آخرت سزا و جزا می‌دهد.

5:9–10Page 108

وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٞ ٩

Allāh has promised those who believe and do righteous deeds [that] for them there is forgiveness and great reward.

وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ ١٠

But those who disbelieve and deny Our signs - those are the companions of Hellfire.

وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ؛ خدا به کساني که ايمان آورده اند و کارهاي نيکو کرده اند ، وعده آمرزش و مزدي بزرگ داده است. وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ؛ و آنان که کافر شده اند و آيات ما را تکذيب کرده اند اهل جهنمند.

(9) (﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) خداوندی که خلاف وعده نمی‌کند و راستگوترینِ راستگویان است، کسانی را که به او و کتاب‌ها و پیامبرانش و روز قیامت ایمان آورده‌اند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و کارهای شایسته از قبیل: انجام واجبات و مستحبات انجام داده‌اند، به آمرزش گناهان وعده داده است؛ گناهانشان را عفو می‌کند، و آنان را به پاداشی نایل می‌گرداند که جز خدا کسی آن را نمی‌داند:﴿فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾ هیچ‌کس نمی‌داند به [پاس] آنچه انجام می‌دادند، چه چیز از نعمت‌هایی که روشنی بخش دیدگان است، برای آنان پنهان شده است.

(10) (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بِ‍َٔايَٰتِنَآ﴾) و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را که بر حقِ آشکار دلالت نموده و حقایق را آشکار می‌نمایند، تکذیب کردند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾) اینان یاران دوزخ‌اند و مانند دوستی که همواره با رفیق و دوستش می‌باشد، با دوزخ همراه‌اند.

5:11Page 109

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ هَمَّ قَوۡمٌ أَن يَبۡسُطُوٓاْ إِلَيۡكُمۡ أَيۡدِيَهُمۡ فَكَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ١١

O you who have believed, remember the favor of Allāh upon you when a people determined to extend their hands [in aggression] against you, but He withheld their hands from you; and fear Allāh. And upon Allāh let the believers rely.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ؛ اي ، کساني که ايمان آورده ايد ، از نعمتي که خدا به شما ارزاني داشته است ياد کنيد : آنگاه که گروهي قصد آن کردند تا بر شما دست يابند و خدا دست آنان را از شما کوتاه کرد از خدا بترسيد و مؤمنان بر خدا توکل مي کنند.

(11) خداوند بندگان مؤمن خود را به نعمت‌های بزرگش یادآور شده، و آنان را تحریک می‌نماید تا نعمت‌های الهی را با قلب و زبان به یاد آورند، و اینکه آنان ـ همان‌طور که کشتن دشمنان و به غنیمت گرفتن اموال آنها و اسیر کردنشان را نعمتی بزرگ می‌شمارند ـ این را نیز نعمتی بزرگ بدانند که خداوند دست دشمنان را از آنان کوتاه نمود و دسیسه‌هایشان را به خودشان باز گرداند. زیرا دشمنان تصمیم به انجام کاری گرفتند، و گمان بردند توانایی انجام آن را دارند، پس آنان به هدف خود که همانا ضربه زدن به مؤمنان بود، نرسیدند، و این همان یاری خداست برای بندگان مؤمن و شایسته‌اش، و باید سپاس خدا را بر این نعمت بزرگ به جای آورند، و او را پرستش نمایند و همواره او را یاد کنند. واین شامل هر کسی است که در صدد باشد با مؤمنان بدی کند؛ اعم از کافر و منافق و شورشگر، و خداوند شر همۀ آنها را از مسلمین دور کند. سپس خداوند آنها را به‌انجام چیزی دستور داد که از آن برای پیروز شدن بردشمنان خود، و در همۀ کارهایشان کمک گیرند. پس فرمود: (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید به منظور جلب منافع دینی و دنیوی خود بر خدا توکل کنند، و قدرت و حرکت خود را ناچیز دانسته و به آن توجهی ننمایند، و در کسب آنچه دوست دارند، به خدا اعتماد کنند. و توکل بنده، بر حسب ایمانش است. و به اتفاق [همۀ اهل فن] توکل از واجبات قلب است.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском