As-Sa'diQaf · 50:1–29

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

ق

Qaf

The Letter "Qaf" · Meccan · 45 ayahs

50:1–4Page 518

قٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ٱلۡمَجِيدِ ١

Qāf.1 By the honored Qur’ān...2

بَلۡ عَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ فَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا شَيۡءٌ عَجِيبٌ ٢

But they wonder that there has come to them a warner from among themselves, and the disbelievers say, "This is an amazing thing.

أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗاۖ ذَٰلِكَ رَجۡعُۢ بَعِيدٞ ٣

When we have died and have become dust, [we will return to life]? That is a distant [i.e., unlikely] return."

قَدۡ عَلِمۡنَا مَا تَنقُصُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۡهُمۡۖ وَعِندَنَا كِتَٰبٌ حَفِيظُۢ ٤

We know what the earth diminishes [i.e., consumes] of them, and with Us is a retaining record.

ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ قاف قسم به اين قرآن ارجمند بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ که در، شگفت شدند از اينکه از ميان خودشان بيم دهنده اي سويشان آمد و کافران گفتند : اين چيزي عجيب است ، أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ آيا زماني که مرديم و خاک شديم ديگر بار زنده مي شويم ? اين بازگشتي محال است قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ ما مي دانيم که خاک چگونه از آنها خواهد کاست و کتابي که همه چيز درآن ، نگهداري شده ، نزد ماست.

مکي و 45 آيه دارد.

بسم الله الرحمن الرحيم

(1) خداوند متعال به قرآن مجید سوگند می‌خورد، قرآن مجید؛ یعنی قرآنی که معانی آن گسترده و والا است، و ابعاد زیاد و برکت‌های فراوانی دارد، و نیکویی‌ها و افتخارات آن فراوان است. «مجد» یعنی بزرگی و گستردگی اوصاف. و سزاوارترین سخنی که به این صفت‌ها متّصف است، قرآن است که مشتمل بر دانش‌های گذشتگان و آیندگان است، و دارای کامل‌ترین فصاحت و بزرگ‌ترین کلمات است و دارای فراگیرترین و بهترین معانی است. و این باعث می‌شود تا کاملاً از آن پیروی شود و فوراً تسلیم آن شد، و شکر خداوند را به خاطر اینکه آن را ارزانی داشته به جا آورد.

(2) ولی بیشتر مردم قدر نعمت‌های خداوند را نمی‌دانند، بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ عَجِبُوٓاۡ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ﴾) تکذیب‌کنندگان پیامبر صلی الله علیه وسلم از اینکه بیم دهنده‌ای از خودشان به سویشان آمد به شگفت آمدند، بیم دهنده‌ای که آنها را از آنچه به آنان زیان می‌رساند بیم می‌داد، و آنها را به چیزی فرمان می‌داد که به سودشان بود. این پیامبر از جنس خودشان بود و آنها می‌توانستند از او یاد بگیرند و حالات و صداقت او را بشناسند. پس آنها از چیزی تعجّب کردند که نباید از آن تعجب کرد، بلکه آنچه مایۀ شگفتی است عقل کسی است که از چنین چیزی تعجب می‌کند. (﴿فَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا شَيۡءٌ عَجِيبٌ﴾) پس آنچه کافران را وادار به این کرد، کفر و تکذیبشان بود نه اینکه نقصی در هوشیاری و خردهایشان داشته باشند. آنها گفتند: این چیزی شگفت‌آور است. آنها در این شگفت‌زدگی یکی از دو حالت را داشتند: یا در تعجّب خود راستگو بودند و این بر نهایت جهالت و نادانی و ضعف عقل‌هایشان دلالت می‌کند. مانند دیوانه‌ای که از سخن عاقل تعجّب می‌کند. و همانند این است که بخیل و تنگ‌چشم از سخاوتمندی سخاوتمندان تعجّب ‌کند. و یا اینکه شخص ترسو از رویارویی سوارکاران جنگجو به تعجّب و شگفت بیفتد. پس چنین کسی اگر تعجّب کند، تعجب کردن او چه زیانی دارد؟! و آیا تعجب او جز اینکه دلیلی بر جهالت و ستمگری زیاد او باشد چیزی دیگر است؟ و یا آنها تعجب می‌کردند، و در همان حال اشتباه خود را می‌دانستند. پس این بزرگ‌ترین و زشت‌ترین ستمگری است.

(3 - 4) (﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗاۖ ذَٰلِكَ رَجۡعُۢ بَعِيدٞ﴾) آیا هنگامی که مردیم و خاک شدیم باز زنده می‌شویم؟ چنین بازگشتی بعید و دور از عقل است. آنها توانایی و قدرت کسی را که بر همه چیز تواناست و از هر جهت کامل است با توانایی بندۀ نیازمند و ناتوان مقایسه کردند، و جاهل و نادانی را که هیچ نمی‌داند، با کسی مقایسه کردند که همه چیز را می‌داند. (﴿قَدۡ عَلِمۡنَا مَا تَنقُصُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۡهُمۡ﴾) به درستی که ما آنچه را زمین در دوران زندگی‌شان در برزخ از جسدهایشان می‌خورد و می‌کاهد می‌دانیم، و در کتاب خدا ثبت و ضبط گردیده است. (﴿وَعِندَنَا كِتَٰبٌ حَفِيظُۢ﴾) و نزد ما کتابی وجود دارد که از تغییر و تبدیل محفوظ می‌باشد، و همۀ آنچه را که در زندگی و مرگشان بر سر آنان می‌آید ثبت و ضبط کرده است. این استدلال حاکی از گستردگی دانش و آگاهی خداوند ـ ‌که جز او کسی بر آن احاطه ندارد ـ می‌باشد، و اینکه او بر زنده کردن مردگان تواناست.

50:5Page 518

بَلۡ كَذَّبُواْ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ فَهُمۡ فِيٓ أَمۡرٖ مَّرِيجٍ ٥

But they denied the truth when it came to them, so they are in a confused condition.

بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ آري ايشان سخن راستي را که بر آنها آمده بود دروغ شمردند پس کارشان شوريده و پريشان شد.

(5) (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلۡحَقِّ﴾) بلکه سخنی که از آنها سرزده عناد و تکذیب است، و آنها حق را که بالاترین انواع صدق است تکذیب کردند (﴿لَمَّا جَآءَهُمۡ فَهُمۡ فِيٓ أَمۡرٖ مَّرِيجٍ﴾) هنگامی که برایشان آمد، پس آنان دارای حالی پریشان و کار نابسامانی هستند و بر یک چیز استوار نمی‌مانند. گاهی می‌گویند تو جادوگری، و گاهی می‌گویند دیوانه‌ای، و گاهی می‌گویند شاعر هستی. و همچنین هر یک دربارۀ قرآن طبق نظر فاسد خود اظهار نظر می‌کنند. و این‌گونه است کسی که حق را تکذیب کند. پس او در امر و حالتی به هم ریخته و نابسامان است؛ جهت و ثبات او مشخص نیست و کارهایشان را می‌بینی که متناقض و به هم بافته‌ایست. امّا کسی که از حق پیروی کند و آن را تصدیق نماید، کار و راه و سخن و کردارش راست و درست می‌شود.

50:6–11Page 518

أَفَلَمۡ يَنظُرُوٓاْ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ كَيۡفَ بَنَيۡنَٰهَا وَزَيَّنَّٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٖ ٦

Have they not looked at the heaven above them - how We structured it and adorned it and [how] it has no rifts?

وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا وَأَلۡقَيۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۭ بَهِيجٖ ٧

And the earth - We spread it out and cast therein firmly set mountains and made grow therein [something] of every beautiful kind,

تَبۡصِرَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ ٨

Giving insight and a reminder for every servant who turns [to Allāh].

وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ مُّبَٰرَكٗا فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ جَنَّٰتٖ وَحَبَّ ٱلۡحَصِيدِ ٩

And We have sent down blessed rain from the sky and made grow thereby gardens and grain from the harvest

وَٱلنَّخۡلَ بَاسِقَٰتٖ لَّهَا طَلۡعٞ نَّضِيدٞ ١٠

And lofty palm trees having fruit arranged in layers -

رِّزۡقٗا لِّلۡعِبَادِۖ وَأَحۡيَيۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ ٱلۡخُرُوجُ ١١

As provision for the servants, and We have given life thereby to a dead land. Thus is the emergence [i.e., resurrection].

أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ آيا به اين آسمان برفراز سرشان نظر نمي کنند که چگونه آن را بنا کرده ايم و آراسته ايم و هيچ شکافي در آن نيست ? وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ و زمين را گسترديم و در آن کوههايي بلند افکنديم و از هر گونه نباتات خوش منظر در آن رويانيديم تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ بينشي و پندي است براي هر بنده اي که به خدا بازگردد وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ و از آسمان ، آبي پربرکت فرستاديم و بدان باغها و دانه هاي درو شدني ، رويانيديم ، وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ و نخلهاي بلند با خوشه هاي بر هم چيده رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ تا رزق بندگان باشد و بدان آب ، سرزمين مرده را زنده کرديم بر آمدن از گور نيز چنين است.

(6) وقتی خداوند حالت تکذیب‌کنندگان و مذمّت آنها را بیان کرد، آنان را فرا خواند تا به آیات و نشانه‌های آفاقی بنگرند و عبرت بگیرند و از آن بر چیزهایی استدلال نمایند که نشانه‌هایی بر آن امر قرار داده شده‌اند. پس فرمود: (﴿أَفَلَمۡ يَنظُرُوٓاۡ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ﴾) آیا به آسمان که بر بالای سرشان است ننگریسته‌اند؟ یعنی این نگاه کردن، نیازی به تحمّل سختی، و سفر ندارد، بلکه در نهایت آسانی است. پس آنها بنگرند که (﴿كَيۡفَ بَنَيۡنَٰهَا﴾) چگونه آسمان را به صورت گنبدی که همۀ زوایای آن برابر است ساخته‌ایم، و با ستاره‌ها و سیاره‌هایی که حرکت می‌کنند و از نگاه پنهان می‌شوند آراسته‌ایم. آسمانی که از این کرانه تا آن کرانه‌اش در نهایت زیبایی قرار دارد، و هیچ عیب و شکاف و خللی در آن مشاهده نمی‌شود. خداوند این آسمان را سقفی برای اهل زمین قرار داده، و بسیاری از منافع ضروری انسان‌ها را در آن به ودیعه نهاده است.

(7) (﴿وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا﴾) و آیا به زمین ننگریسته‌اند که چگونه آن را گسترده‌ایم، به گونه‌ای که هر حیوانی می‌تواند در آن مستقر شود، و زمین برای استحصال هر نوع منافعی آماده است. و این زمین را به وسیلۀ کوه‌ها محکم و پابرجا نموده‌ایم تا تکان نخورد و پا برجا باشد. (﴿وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ﴾) و در آن از هر نوع گیاه مسرّت بخشی که بینندگان را شگفت زده می‌نماید و موجب شادی‌شان می‌شود رویانده‌ایم، تا انسان‌ها و چهارپایانشان از آن بخورند، و این گیاهان را برای منافعشان آفریده‌ایم. و از میان این منافع، باغ‌هایی را که مشتمل بر میوه‌های خوشمزه و لذیذ است، از قبیل: انگور و انار و لیمو و سیب و دیگر انواع میوه‌ها به طور ویژه بیان کرد. همچنین درختان بلند خرما که فایدۀ آن تا مدّت طولانی ادامه دارد و تنۀ آن به سوی آسمان بالا می‌رود که بسیاری از درخت‌ها نمی‌توانند به اندازۀ آن قامت بکشند. پس خرمای روی هم انباشته از خوشه‌های آن بیرون می‌آید، و روزی بندگان می‌گردد و از آن می‌خورند و ذخیره‌اش می‌کنند، و چهارپایانشان نیز از آن استفاده می‌کنند. همچنین خداوند به وسیلۀ باران و به وسیلۀ جویبارهایی که در اثر نزول باران در روی زمین روان‌اند، دانه‌های کشتزارهایی را می‌رویاند که درو می‌گردد، از قبیل: گندم و و جو و ذرّت و برنج و ارزن و غیره.

(8 - 11) پس نگاه کردن به این چیزها [= آسمان و زمین و آنچه که در آنهاست] (﴿تَبۡصِرَةٗ﴾) راهنمایی و بینشی است که آدمی را از نابینایی جهالت بیرون می‌آورد. (﴿وَذِكۡرَىٰ﴾) و پندی است که به سبب آن آدمی متذکر می‌شود، و چیزهایی را به یاد می‌آورد که در دین و دنیا به وی سود می‌رساند، و نیز ـ به سبب آن ـ آنچه را که خداوند و پیامبرانش از آن خبر داده‌اند به یاد می‌آورد، و این برای هرکسی نیست، بلکه (﴿لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ﴾) برای آن بنده‌ایست که با ترس و امید و پذیرفتن حق، و اجابت دعوتگر الهی به سوی خدا روی آورده ‌است. امّا نشانه‌ها و هشدارها برای شخص رویگردان و یا تکذیب کننده سودی ندارند، چون این چیزها برای قومی که ایمان نمی‌آورند سودبخش نیستند. (11) حاصل امر اینکه این آفرینش مبهوت کننده و شدّت و قوّتی که در آسمان و زمین وجود دارد، دلیلی بر قدرت و کمال خداوند متعال است. و صنعت شگفت انگیز و آفرینش زیبا و استواری که در آنها وجود دارد، دلیلی است بر اینکه خداوند عادل‌ترین داوران است و او به هر چیزی داناست. و منافع و مصلحت‌هایی که در آن برای بندگان قرار دارد، دلیلی است بر اینکه رحمت خداوند همه چیز را فرا گرفته است. و عظمت آفرینش و نظام زیبای آن، دلیلی است بر اینکه خداوند متعال یکتای یگانه و والا مقام است و همه برای رفع نیازهایشان به او روی می‌آورند. و خدایی است که همسر و فرزند و همتایی ندارد و عبادت و کرنش و محبّت جز او سزاوار کسی نیست. و زنده گرداندن زمین پس از پژمردنش، دلیلی است بر اینکه خداوند متعال مردگان را زنده می‌نماید تا آنها را طبق اعمالشان مجازات کند. بنابراین فرمود: (﴿وَأَحۡيَيۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ ٱلۡخُرُوجُ﴾) و با آن سرزمین پژمرده را زنده کرده‌ایم، رستاخیز نیز بدینسان است. وقتی آنها را با این نشانه‌های آسمانی و زمینی تذکّر داد و آنان را از گرفتار شدن به عذاب بیم داد، و هشدار داد که به تکذیب خود ادامه ندهند؛ زیرا به آنچه تکذیب‌کنندگان بدان گرفتار شدند، گرفتار خواهند شد، فرمود:

50:12–15Page 518

كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَأَصۡحَٰبُ ٱلرَّسِّ وَثَمُودُ ١٢

The people of Noah denied before them,1 and the companions of the well2 and Thamūd

وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ وَإِخۡوَٰنُ لُوطٖ ١٣

And ʿAad and Pharaoh and the brothers [i.e., people] of Lot

وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡأَيۡكَةِ وَقَوۡمُ تُبَّعٖۚ كُلّٞ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ١٤

And the companions of the thicket and the people of Tubbaʿ. All denied the messengers, so My threat was justly fulfilled.

أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ ١٥

Did We fail in the first creation? But they are in confusion over a new creation.

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ پيش از آنها قوم نوح و اصحاب رس و ثمود تکذيب کرده بودند ، وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ و قوم عاد و فرعون و قوم لوط ، وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ و اصحاب ايکه و قوم تبع ، همه پيامبران را دروغ شمردند و مستحق وعده عذاب من شدند. أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ آيا از آفرينش نخستين عاجز شده بوديم ? نه ، آنها را از آفرينش تازه در شکند.

(12 - 14) پیش از ایشان، امّت‌ها پیامبران بزرگوارشان را تکذیب کردند مانند نوح که قومش او را تکذیب کردند، و قوم ثمود صالح را و قوم عاد هود را، و قوم لوط، لوط را تکذیب کردند. و اصحاب ایکه شعیب را، و قوم تبّع ـ ‌تبّع به هر پادشاهی گفته می‌شود که قبل از اسلام بر یمن حکم کرده ‌است ـ پیامبران را که خداوند به سوی آنها فرستاده بود تکذیب کردند. خداوند به ما خبر نداده که آن پیامبر چه کسی بوده است، و قوم کدام تبّع از تبّع‌ها پیامبر‌شان را تکذیب کرده‌اند، چون ـ والله اعلم ـ این ماجرا در آن زمان نزد عرب معروف بود؛ زیرا این قوم جزو آن دسته از عرب‌های اصیل بودند که داستان و سرگذشت آنان ـ به ویژه این واقعۀ مهم و بزرگ ـ بر سایر عرب‌ها پوشیده نیست. پس اینها همۀ پیامبرانشان را که خداوند به سوی آنها فرستاده بود تکذیب کردند، آنگاه وعدۀ عذاب الهی بر آنان تحقّق یافت. و شما ای کسانی که محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کنید! از آنها بهتر نیستید، و پیامبران آنها نیز نزد خداوند از پیامبر شما گرامی‌تر نبوده‌اند! پس، از جنایتی که آنان مرتکب ‌شدند بپرهیزید تا به عذابی گرفتار نشوید که آنها بدان گرفتار شدند.

(15) سپس خداوند متعال از آفرینش نخستین بر آفرینش مجدّد و زنده شدن در آخرت استدلال کرد و فرمود: همان‌طور که آنها را از نیستی پدید آورده است، نیز بعد از مرگشان آنان را دوباره زنده می‌نماید، بعد از آنکه مردند و به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل شدند. (﴿أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِ﴾) آیا ما در آفرینش نخستین درمانده و ناتوان بوده‌ایم؟ نه چنین نیست، ما ناتوان و درمانده نبوده‌ایم و در این شکّی نیست، (﴿بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾) بلکه آنان دربارۀ آفرینش مجدّد تردید دارند. این چیزی است که آنها در آن تردید دارند با اینکه تردیدی در آن نیست، چون باز گرداندن از آغاز کردن آسان‌تر است، همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾ و اوست خدایی که آفرینش را می‌آغازد، سپس آن را باز می‌گرداند، و آن برایش آسان‌تر است.

50:16–18Page 519

وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ ١٦

And We have already created man and know what his soul whispers to him, and We are closer1 to him than [his] jugular vein.

إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ ١٧

When the two receivers [i.e., recording angels] receive,1 seated on the right and on the left.

مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ ١٨

He [i.e., man] utters no word except that with him is an observer prepared [to record].

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ما آدمي را آفريده ايم و از وسوسه هاي نفس او آگاه هستيم ، زيرا از، رگ گردنش به او نزديک تريم. إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ هنگامي که آن دو فرشته فرا گيرنده در جانب راست و جانب چپ او نشسته اند هر چيز را فرا مي گيرند. مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ هيچ کلامي نمي گويد مگر آنکه در کنار او مراقبي حاضر است.

(16) خداوند متعال خبر می‌دهد که او جنس انسان اعم از زنان و مردان را به تنهایی آفریده است، و او حالات انسان و آنچه او را شاد می‌کند و به خاطرش می‌گذرد می‌داند، و می‌فرماید: (﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾) ما به او از شاهرگ گردنش ـ که از هر چیزی به انسان نزدیک‌تر است ـ نزدیک‌تریم و این چیزی است که انسان را متذکر می‌شود که همواره خداوند را در نظر داشته باشد؛ خداوندی که بر قلب او آگاه است و به او نزدیک می‌باشد. پس باید شرم کند از اینکه خداوند او را در جایی ببیند که او را نهی کرده است، و یا او را در جایی نیابد که به او دستور داده است. همچنین انسان باید فرشتگان گرامی را که اعمال او را می‌نویسند در نظر داشته باشد، و آنها را گرامی بدارد و بپرهیزد از اینکه سخن یا کاری از وی صادر شود و آنان آن را بنویسند که پروردگار جهانیان از آن خشنود نباشد.

(17) بنابراین فرمود: (﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ﴾) یعنی همۀ اعمال انسان را دریافت می‌دارند، یکی در سمت راست نشسته و نیکی‌ها را می‌نویسد و دیگری در سمت چپ بدی‌ها را می‌نویسد، و هر یک از این دو برای انجام دادن کارش آماده است و پیوسته آن را انجام می‌دهد.

(18) (﴿مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ﴾) انسان هیچ سخن خوب و بدی را به زبان نمی‌آورد، (﴿إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ﴾) مگر آنکه نزدش نگهبانی آماده حضور دارد. همان طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَكِرَامٗا كَٰتِبِينَ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ﴾ و بی‌گمان بر شما نگهبانانی مقرّر است، فرشتگان بزرگواری که می‌نویسند، و آنچه را می‌کنید می‌دانند.

50:19–22Page 519

وَجَآءَتۡ سَكۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنۡهُ تَحِيدُ ١٩

And the intoxication of death will bring the truth; that is what you were trying to avoid.

وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِۚ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡوَعِيدِ ٢٠

And the Horn will be blown. That is the Day of [carrying out] the threat.

وَجَآءَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّعَهَا سَآئِقٞ وَشَهِيدٞ ٢١

And every soul will come, with it a driver and a witness.1

لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ ٢٢

[It will be said], "You were certainly in unmindfulness of this, and We have removed from you your cover,1 so your sight, this Day, is sharp."

وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ؛ به راستي که بيهوشي مرگ فرا مي رسد اين است آنچه از آن مي گريختي. وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ و در صور دميده مي شود اين است روز وعده هاي عذاب وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ هر کسي مي آيد و با او کسي است که مي راندش و کسي است که برايش شهادت مي دهد. لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ تو از اين غافل بودي ما پرده از برابرت برداشتيم و امروز چشمانت ، تيزبين شده است.

(19) (﴿وَجَآءَتۡ سَكۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّ﴾) و سکرات مرگ به‌طور حقیقی به نزد این غافل و تکذیب کنندۀ آیات خدا آمد که بازگشتی ندارد و گریزی از آن نیست. (﴿ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنۡهُ تَحِيدُ﴾) این همان چیزی است که از آن می‌گریختی.

(20) (﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِۚ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡوَعِيدِ﴾) و در صور دمیده می‌شود، و آن روزی است که خداوند عقابی را که به ستمکاران وعده داده بود، به آنان می‌رساند، و ثوابی را که به مؤمنان وعده داده بود.

(21) (﴿وَجَآءَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّعَهَا سَآئِقٞ وَشَهِيدٞ﴾) و هر کسی درحالی می‌آید که سوق دهنده‌ای او را به سوی جایگاه قیامت پیش می‌برد، و او نمی‌تواند به سوی جایگاه قیامت نرود، نیز گواهی که بر اعمال خیر و شر او گواهی می‌دهد با خود دارد. و این دالّ بر این است که خداوند متعال بندگان را مورد توجّه قرار می‌دهد، و اعمالشان را ثبت و ضبط می‌نماید، و عادلانه آنها را جزا و سزا می‌دهد. پس این چیزی است که بنده باید همواره آن را مدّ نظر قرار دهد. ولی بیشتر مردم از این غافل هستند،

(22) بنابراین فرمود: (﴿لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا﴾) در روز قیامت به اعراض‌کننده و تکذیب کننده به صورت سرزنش گفته می‌شود که تو این روز را تکذیب ‌کردی و برای آن عمل انجام ندادی، (﴿فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ﴾) پس اکنون پرده‌ای‌ را که قلبت را پوشانده بود، و خوابت را فزون کرده بود، و به سبب آن رویگردانی‌ات ادامه یافته بود کنار زده‌ایم. (﴿فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ﴾) پس امروز چشمانت کاملاً تیزبین هستند، و انواع شکنجه و عذاب‌های وحشتناک را به خوبی می‌بینند. یا اینکه خداوند با این کلام، بنده را مورد خطاب قرار می‌دهد؛ زیرا بنده در دنیا از هدفی که برای آن آفریده شده غافل مانده بود. امّا در روز قیامت بیدار می‌شود و خواب غفلت از او دور می‌گردد، زمانی که جبران آنچه که از دست رفته برایش ممکن نیست. و این گونه خداوند بندگان را می‌ترساند، و با بیان آنچه که در آن روز بزرگ بر سر تکذیب کنندگان می‌آید، بندگان را هشدار می‌دهد.

50:23–29Page 519

وَقَالَ قَرِينُهُۥ هَٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ٢٣

And his companion, [the angel], will say, "This [record] is what is with me, prepared."

أَلۡقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٖ ٢٤

[Allāh will say], "Throw into Hell every obstinate disbeliever,

مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٖ مُّرِيبٍ ٢٥

Preventer of good, aggressor, and doubter,

ٱلَّذِي جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَأَلۡقِيَاهُ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ ٢٦

Who made [as equal] with Allāh another deity; then throw him into the severe punishment."

۞ قَالَ قَرِينُهُۥ رَبَّنَا مَآ أَطۡغَيۡتُهُۥ وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَٰلِۭ بَعِيدٖ ٢٧

His [devil] companion will say, "Our Lord, I did not make him transgress, but he [himself] was in extreme error."

قَالَ لَا تَخۡتَصِمُواْ لَدَيَّ وَقَدۡ قَدَّمۡتُ إِلَيۡكُم بِٱلۡوَعِيدِ ٢٨

[Allāh] will say, "Do not dispute before Me, while I had already presented to you the threat [i.e., warning].

مَا يُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَيَّ وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ ٢٩

The word [i.e., decree] will not be changed with Me, and never will I be unjust to the servants."

وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ موکل او گويد : اين است آنچه من آماده کرده ام. أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ؛ هر ناسپاس کينه توزي را به جهنم بيندازيد ، مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ آن که از بخشش امساک ورزيد و تجاوزکار بود و شک مي آورد ، الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ آن که با خداي يکتا خداي ديگري قرار داد پس به عذاب سختش بيفکنيد. قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ همنشين او گويد : اي پروردگار ما ، من او را به سرکشي وادار نکردم ، بلکه او خود سخت در گمراهي بود. قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ مي گويد : نزد من مجادله مکنيد من پيش از اين با شما سخن از عذاب گفته ، بودم. مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ وعده من ديگرگون نمي شود و من به بندگان ستم نمي کنم.

(23) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَقَالَ قَرِينُهُۥ﴾) فرشته‌ای که خداوند همدم و همراه این تکذیب کنندۀ رویگردان قرار داده است که ـ‌یکی از فرشتگانی است که خداوند آنها را مأمور نموده تا آن انسان را حفظ نمایند و اعمالش را بنویسندـ آن تکذیب کننده و اعمالش را در روز قیامت حاضر می‌گرداند و می‌گوید: (﴿هَٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ﴾) آنچه را که مقرّر شده بود بر او و اعمالش نگهبانی دهم و آن را ثبت و ضبط نمایم آماده کرده‌ام. پس آنگاه انسان طبق عملش مجازات می‌گردد.

(24) و به کسانی که سزاوار جهنّم هستند گفته می‌شود: (﴿أَلۡقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٖ﴾) هر کافر سرکشی که مخالف آیات خداست، و گناهان زیادی را انجام داده است در دوزخ بیندازید.

(25) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) یعنی خیری را که پیش روی اوست که بزرگ‌ترین آن ایمان آوردن به خدا و پیامبر و فرشتگان و کتاب‌هایش می‌باشد از خود و دیگران منع می‌کند. و از منافع مالی و جانی‌اش جلوگیری می‌نماید. (﴿مُعۡتَدٖ﴾) و از حدود الهی تجاوز می‌کند و بر بندگان الهی تعدی می‌نماید. (﴿مُّرِيبٍ﴾) و در وعده و وعید الهی شک دارد، پس نه ایمان دارد و نه نیکی می‌کند، بلکه کفر و تجاوزگری و شک و بخل تبدیل به صفات او گشته‌اند، نیز به جای خدا معبودان دیگری را برگزیده است،

(26) بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِي جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسی که به همراه خدا معبود دیگری را به پرستش گرفته است، معبودی که برای خویش اختیار هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی را ندارد. (﴿فَأَلۡقِيَاهُ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ﴾) پس ای دو فرشته‌ای که همراه او هستید! او را در عذابی بیندازید که سخت‌ترین و بزرگ‌ترین عذاب است.

(27) (﴿قَالَ قَرِينُهُۥ﴾) شیطانی که همدم و همنشین اوست با اظهار بیزاری از او و درحالی که گناهش را به گردن وی می‌اندازد، می‌گوید: (﴿رَبَّنَا مَآ أَطۡغَيۡتُهُۥ﴾) پروردگارا! من او را گمراه نساختم، چون من بر او تسلّط و حجّت و دلیلی نداشتم، (﴿وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ﴾) بلکه او خود در گمراهی دور و درازی بود. پس او خودش گمراه و از حق دور گشت، همان‌طور که در آیۀ دیگری می‌فرماید:﴿وَقَالَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَمَّا قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُمۡ مِنۡ سُلۡطَانٍ إِلَّا أَنۡ دَعَوۡتُكُمۡ فَاسۡتَجَبۡتُمۡ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنۡفُسَكُمۡ﴾«وقتی کار پایان می‌یابد شیطان می‌گوید: «خداوند به شما وعدۀ راستین و حقیقت داد، و من به شما وعده دادم و خلاف آن‌را کردم و من هيچ سلطه‏ای بر شما نداشتم جز اينکه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوتم را پذيرفتيد. پس مرا سرزنش مکنيد و خودتان را سرزنش نماييد.»

(28) خداوند در پاسخ به ستیز و مجادله‌شان می‌فرماید: (﴿لَا تَخۡتَصِمُواۡ لَدَيَّ﴾) در پیشگاه من ستیزه مکنید؛ یعنی مجادله و ستیز شما نزد من فایده‌ای ندارد، (﴿وَقَدۡ قَدَّمۡتُ إِلَيۡكُم بِٱلۡوَعِيدِ﴾) حال آنکه من پیش از این برایتان هشدار فرستاده بودم؛ یعنی پیامبرانم با نشانه‌های روشن و حجّت‌های واضح و دلایل روشن نزد شما آمدند، پس حجّت من بر شما اقامه گردید و شما با کارهایی که در گذشته کرده‌اید و جزای آن قطعی گردیده، نزد من آمده‌اید.

(29) (﴿مَا يُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَيَّ﴾) امکان ندارد که آنچه خدا گفته و بدان خبر داده خلافی در آن واقع شود، چون هیچ گفته و سخنی از گفتۀ خداوند راست‌تر نیست. (﴿وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾) و من نسبت به بندگان ستمگر نیستم بلکه آنها را بر اساس خیر و شرّی که انجام داده‌اند جزا و سزا خواهم داد؛ پس به بدی‌هایشان افزوده نمی‌شود، و از نیکی‌هایشان کاسته نمی‌گردد.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском