As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Adh-Dhariyat 51:38–60
51:38–40Page 522
وَفِي مُوسَىٰٓ إِذۡ أَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ ٣٨
And in Moses [was a sign], when We sent him to Pharaoh with clear authority.1
فَتَوَلَّىٰ بِرُكۡنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٞ ٣٩
But he turned away with his supporters and said, "A magician or a madman."
فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٞ ٤٠
So We took him and his soldiers and cast them into the sea, and he was blameworthy.
وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ و عبرتي است در موسي آنگاه که او را با برهاني آشکار نزد فرعون ، فرستاديم. فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ و او با همه نيرويش اعراض کرد و گفت : جادوگري است يا ديوانه اي. فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ او و لشکرهايش را فروگرفتيم و به دريا افکنديم و او مستوجب ملامت بود.
(38) (﴿وَفِي مُوسَىٰٓ﴾) و در داستان موسی و اینکه خداوند او را با نشانهها و معجزات روشن به سوی فرعون و اشراف قومش فرستاد، نشانهای است برای کسانی که از عذاب دردناک میترسند. پس وقتی که موسی با این دلیل آشکار آمد
(39) (﴿فَتَوَلَّىٰ بِرُكۡنِهِۦ﴾) فرعون از حقّ روی برتافت و به آن توجّه نکرد و بزرگترین عیب و طعنه را به او زد و گفت: (﴿سَٰحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٞ﴾) موسی از دو حال خالی نیست؛ یا آنچه آورده جادو و شعبده بازی است و حقّ نیست، و یا اینکه دیوانه است و عقل ندارد و هر کاری که از او سر میزند نباید مؤاخذه شود. این در صورتی بود که آنها به خصوص فرعون میدانست که موسی راستگوست. همان طور که خداوند متعال فرموده است ﴿وَجَحَدُواۡ بِهَا وَٱسۡتَيۡقَنَتۡهَآ أَنفُسُهُمۡ ظُلۡمٗا وَعُلُوّٗا﴾ و آنان از روی ستمگری و برتریجویی آن را انکار کردند و در دل به حقّانیت آن یقین داشتند. و موسی به فرعون گفت:﴿لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَآ أَنزَلَ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ بَصَآئِرَ﴾ تو میدانی که خداوندِ آسمانها و زمین اینها را جز به عنوان رهنمودهایی نازل نکرده است.
(40) (﴿فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٞ﴾) پس او و لشکریانش را گرفتار کردیم و آنها را در دریا انداختیم، و او سرکش و گناهکار بود. پس خداوند او را با تمام قدرت به عذاب گرفتار کرد.
51:41–42Page 522
وَفِي عَادٍ إِذۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلۡعَقِيمَ ٤١
And in ʿAad [was a sign], when We sent against them the barren wind.1
مَا تَذَرُ مِن شَيۡءٍ أَتَتۡ عَلَيۡهِ إِلَّا جَعَلَتۡهُ كَٱلرَّمِيمِ ٤٢
It left nothing of what it came upon but that it made it like disintegrated ruins.
وَفِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ و نيز عبرتي است در قوم عاد آنگاه که باد عقيم را بر آنها فرستاديم. مَا تَذَرُ مِن شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ بر هيچ چيز نوزيد مگر آنکه چون استخواني پوسيده اش بر جاي نهاد.
(41) و برای آنها نشانه و مایۀ عبرتی است، (﴿وَفِي عَادٍ﴾) در قبیلۀ معروف عاد. (﴿إِذۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلۡعَقِيمَ﴾) آنگاه که تندباد بیخیر و برکتی بر آنان فرستادیم که هیچ خیری در آن نبود. و این عذاب وقتی آمد که آنها پیامبرشان هود علیه السلام را تکذیب کردند.
(42) (﴿مَا تَذَرُ مِن شَيۡءٍ أَتَتۡ عَلَيۡهِ إِلَّا جَعَلَتۡهُ كَٱلرَّمِيمِ﴾) بر هر چیزی که میوزید آن را مانند استخوانهای خشک و پودر شده میگرداند. خداوند آنها را با وجود قدرت و توانمندیشان هلاک کرد. این دلیلی است بر کمال توانایی و قدرتمندی خداوند که هیچ چیزی او را درمانده نمیکند، و او از کسانی که از فرمانش سرپیچی کنند انتقام خواهد گرفت.
51:43–45Page 522
وَفِي ثَمُودَ إِذۡ قِيلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواْ حَتَّىٰ حِينٖ ٤٣
And in Thamūd, when it was said to them, "Enjoy yourselves for a time."
فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمۡ يَنظُرُونَ ٤٤
But they were insolent toward the command of their Lord, so the thunderbolt seized them while they were looking on.
فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مِن قِيَامٖ وَمَا كَانُواْ مُنتَصِرِينَ ٤٥
And they were unable to arise, nor could they defend themselves.
وَفِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ و نيز عبرتي است در قوم ثمود آنگاه که به آنها گفته شد : تا زماني چندبرخوردار شويد. فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُونَ آنان از فرمان پروردگارشان سرباز زدند و همچنان که مي نگريستند صاعقه فروگرفتشان. فَمَا اسْتَطَاعُوا مِن قِيَامٍ وَمَا كَانُوا مُنتَصِرِينَ ايستادن نتوانستند و ياراي انتقام نداشتند.
(43) (﴿وَفِي ثَمُودَ﴾) و در قوم ثمود نشانۀ بزرگی است، آنگاه که خداوند صالح -علیه السلام- را به سوی آنان فرستاد و او را تکذیب کردند و با او مخالفت ورزیدند، و خداوند شتر را به عنوان نشانهای راهنما و روشنگر برایش پدید آورد، امّا این نشانه جز سرکشی و گریز چیزی به آنان نیفزود. (﴿إِذۡ قِيلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواۡ حَتَّىٰ حِينٖ﴾) آنگاه که به آنان گفته شد: تا مدّتی بهرهمند شوید.
(44)((فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمۡ يَنظُرُونَ﴾) آنگاه که به آنان گفته شد: تا مدّتی بهرهمند شوید. پس آنان از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند، آنگاه صدای بزرگ و مرگبار صاعقه آنها را فرا گرفت و با چشمان خود به عذابشان نگاه میکردند.
(45) (﴿فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواۡ مِن قِيَامٖ﴾) آنها نتوانستند برخیزند و خود را از عذاب نجات بدهند. (﴿وَمَا كَانُواۡ مُنتَصِرِينَ﴾) و نتوانستند خود را یاری نمایند.
51:46Page 522
وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ ٤٦
And [We destroyed] the people of Noah before; indeed, they were a people defiantly disobedient.
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ و از پيش قوم نوح را فرو، گرفتيم ، که قومي نافرمان بودند.
(46) همچنین وقتی که قوم نوح، نوح علیه السلام را تکذیب کردند و از فرمان خدا سرپیچی نمودند، خداوند آنان را هلاک کرد و از آسمان آب فراوانی بر آنها فرو فرستاد و همۀ آنان را هلاک ساخت، و از کافران کسی را برجای نگذاشت. و این عادت و سنّت خدا دربارۀ کسانی است که از فرمان او سرپیچی میکنند.
51:47–51Page 522
وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ٤٧
And the heaven We constructed with strength,1 and indeed, We are [its] expander.
وَٱلۡأَرۡضَ فَرَشۡنَٰهَا فَنِعۡمَ ٱلۡمَٰهِدُونَ ٤٨
And the earth We have spread out, and excellent is the preparer.
وَمِن كُلِّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَا زَوۡجَيۡنِ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ ٤٩
And of all things We created two mates [i.e., counterparts]; perhaps you will remember.
فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ ٥٠
So flee to Allāh.1 Indeed, I am to you from Him a clear warner.
وَلَا تَجۡعَلُواْ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۖ إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ ٥١
And do not make [as equal] with Allāh another deity. Indeed, I am to you from Him a clear warner.
وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ؛ و آسمان را به نيرو برافراشتيم و حقا که ما تواناييم. وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ و زمين را گسترديم ، و چه نيکو گسترندگانيم. وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ و از هر چيز جفتي بيافريده ايم ، باشد که عبرت گيريد. فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ؛ پس به سوي خداوند بگريزيد من شما را از جانب او بيم دهنده اي آشکارم. وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ و با خداي يکتا خداي ديگري را مپرستيد من شما را از جانب او بيم مي دهم.
(47) خداوند با بیان قدرت بزرگش میفرماید: (﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيۡدٖ﴾) و آسمان را با توانمندی بنا نموده و آن را محکم کرده، و آن را سقفی برای زمین و آنچه روی زمین است قرار دادهایم. (﴿وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ﴾) و ما همواره گوشه و کرانههای آن را وسعت میبخشیم. و روزی را برای بندگان خود گشاده و فراوان میداریم، که هیچ جنبنده ای در دل صحراها و قعر دریاها و گوشههای جهان نیست مگر اینکه به اندازۀ کافی به آن روزی میرسد. و خداوند از احسان خویش آن قدر به او میدهد که او را بینیاز سازد. پس پاک است خداوندی که بخشش او همۀ مخلوقات را فرا گرفته است. و خجسته است خداوندی که رحمت او همۀ آفریدهها را فرا گرفته است.
(48) (﴿وَٱلۡأَرۡضَ فَرَشۡنَٰهَا﴾) و زمین را بستری برای خلق قرار دادهایم که میتوانند در آن خانه بسازند و درخت بکارند و کشاورزی کنند و بنشینند. و راههایی در آن قرار دادهایم که میتوانند به وسیلۀ آن به مقاصد خود برسند، و منافعشان را در زمین تامین نمایند. و از آنجا که بستر و فرش ممکن است از جهتی قابل استفاده و مناسب باشد، و از جهتی نامناسب؛ خداوند خبر داد که آن را به بهترین صورت گسترده است، و خود را براین چیز ستود و فرمود: (﴿فَنِعۡمَ ٱلۡمَٰهِدُونَ﴾) و چه نیک گسترانندهایم، خدایی که آنچه حکمت و رحمتش اقتضا نموده برای بندگانش گسترانده است!
(49) (﴿وَمِن كُلِّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَا زَوۡجَيۡنِ﴾) و از هر حیوانی دو نوع نر و ماده آفریدیم، (﴿لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) تا نعمتهای خداوند را که به شما ارزانی داشته یاد آورید. و چنین مقدّر نموده هر حیوانی دارای نر و ماده باشد. و حکمت الهی را به یاد آورید که نر و ماده بودن را سبب بقای همۀ حیوانات گردانده است تا به پرورش دادن و تربیت آن بپردازید، و در نتیجه منافع فراوانی برایتان بهدست آید.
(50) وقتی بندگان را به اندیشیدن در نشانههایش فرا خواند که موجب ترس از خدا و روی آوردن به او میشوند، به چیزی فرمان داد که از تامل و اندیشه کردن در آیات خدا همان چیز حاصل میشود، و آن فرار به سوی خداست؛ یعنی فرار از آنچه خدا در ظاهر و باطن دوست ندارد، و روی آوردن به آنچه در ظاهر و باطن دوست دارد؛ گریز از جهالت به سوی علم و از کفر به سوی ایمان و از معصیت به سوی طاعت و از غفلت به سوی یادآوری. پس هر کس این چیزها را کامل نماید، به راستی که تمام دین را کامل نموده، و هر امر نامطلوبی از او دور شده و به مقصود و مراد خود رسیده است. و خداوند بازگشت به سوی خویش را فرار نامیده است؛ چون بازگشت به سوی غیر او دارای انواع هراسها و ناگواریهاست، و در بازگشتن به سوی او انواع امور دوست داشتنی و امنیّت و شادی و سعادت و رستگاری است. پس بنده از قضا و تقدیر الهی به سوی قضا و تقدیر او میگریزد، و از هر آنچه که بترسد از آن به سوی خدا میگریزد. پس به هر اندازه که انسان از چیزی بترسد، به همان اندازه از آن به سوی خدا فرار میکند. (﴿إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾) همانا من برای شما از جانب او بیم دهندۀ آشکاری هستم؛ یعنی شما را از عذاب خدا میترسانم، و بیم دهنده و ترسانندۀ آشکاری هستم.
(51) (﴿وَلَا تَجۡعَلُواۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) و با خداوند معبود دیگری را انباز مسازید. این از جمله فرار کردن به سوی خداست، بلکه این اصل فرار و گریز به سوی خداست، و انسان باید از برگرفتن معبودی دیگر غیر از خدا از قبیل: بتها و همتایان و قبرها و دیگر چیزهایی که به جای خدا پرستش میشوند فرار کند، و ترس و عبادت را خاص خداوند نماید و تنها به او امید داشته باشد و او را بخواند و فقط به سوی او روی آورد.
51:52–53Page 523
كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُواْ سَاحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٌ ٥٢
Similarly, there came not to those before them any messenger except that they said, "A magician or a madman."
أَتَوَاصَوۡاْ بِهِۦۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ ٥٣
Did they suggest it to them?1 Rather, they [themselves] are a transgressing people.
كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ بدين سان بر آنهايي که از اين پيش بودند پيامبري مبعوث نشد جز آنکه ، گفتند : جادوگري است ، يا ديوانه اي است. أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ؛ آيا بدين کار يکديگر را وصيت کرده بودند ? نه ، خود مردمي طاغي بودند.
(52) خداوند پیامبرش را دلجویی میدهد که اگر این مشرکان کسانی را برای خدا شریک قرار میدهند و پیامبر را تکذیب میکنند و دربارۀ او سخنان زشتی میگویند ـ که او از ان سخنان پاک و بهدور است ـ این گفتهها همواره شیوۀ مجرمان و تکذیبکنندگان پیامبران بوده است. پس خداوند هیچ پیامبری را نفرستاده مگر اینکه قومش او را به جادوگری و یا دیوانگی متّهم کردهاند.
(53) خداوند متعال میفرماید: آیا گفتههایی که از اینها و از پیشینیانشان سر زده است یکدیگر را به آن توصیه نموده و آن را به یکدیگر تلقین کردهاند؟ پس اگر چنین است، اتّفاقشان بر این سخنان عجیب نیست، (﴿بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ﴾) این چنین نیست، بلکه اینها قومی سرکشاند که دلها و اعمالشان در کفر ورزیدن و طغیان همانند یکدیگر است، در نتیجه گفتههایشان که از طغیان و سرکشی آنها برآمده، همگون و شبیه هم است. و حقیقت همین است. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ لَوۡلَا يُكَلِّمُنَا ٱللَّهُ أَوۡ تَأۡتِينَآ ءَايَةٞۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّثۡلَ قَوۡلِهِمۡۘ تَشَٰبَهَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾ و کافران گفتند: «چرا خداوند با ما سخن نمیگوید، یا معجزهای برای ما نمیآید؟ کسانی که پیش از ایشان بودهاند سخنی همانند سخن اینها گفتند: دلهایشان همگون است.» همچنین مؤمنان که دلهایشان در یقین داشتن به حقّ و طلب نمودن آن و تلاش در راه آن شبیه یکدیگر است، شتابان به پیامبرانشان ایمان آوردند و آنها را تعظیم نموده و گرامی داشتند، و با سخنانی آنها را خطاب نمودند که شایستۀ آنهاست.
51:54–55Page 523
فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٖ ٥٤
So leave them, [O Muḥammad], for you are not to be blamed.
وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٥٥
And remind, for indeed, the reminder benefits the believers.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنتَ بِمَلُومٍ پس ، از آنها رويگردان شو ، کس تو را ملامت نخواهد کرد. وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ اندرز بده که اندرز ، مؤمنان را سودمند افتد .
(54) خداوند متعال به پیامبرش فرمان میدهد تا از کسانی که از حقّ روی گردانده و پیامبر را تکذیب کردهاند روی بگرداند: (﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ﴾) به آنها توجّه نکن و آنها را مؤاخذه ننما و به کار خودت مشغول باش. (﴿فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٖ﴾) تو به خاطر گناه آنها مورد سرزنش قرار نمیگیری، بلکه وظیفۀ تو فقط رساندن است، و تو وظیفهات را انجام دادهای و پیام خدا را که به همراه آن فرستاده شدهای رساندهای.
(55) (﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و یادآوری کن که به راستی یادآوری، مؤمنان را سودمند خواهد کرد. یادآوری دو نوع است: 1- یادآوری آنچه که به طور مشروح و مفصّل تعریف نشده و مردم آن را نمیدانند و عقل و سرشت فقط به صورت خلاصه و مجمل آن را میشناسند، خداوند عقلها را بر این سرشته است که خیر را دوست دارند و آن را ترجیح میدهند و از شرّ و بدی متنفر هستند، و شریعت خداوند با این امور فطری و عقلی مطابق است. و هر امر و نهی شریعت از مصادیق پند دادن و یادآوری میباشد. و کمال پند دادن و یادآوری آن است که خیر و خوبی و منافعی که در چیزی نهفته و بدان امر شده است، تذکر داده شود؛ و زیانهایی که از آن نهی شده یادآوری گردد. 2- آنچه برای مؤمنان مشخّص و معلوم است امّا غفلت و فراموشی بر آن سایه افکنده است به آنان یادآوری گردد، و برایشان تکرار شود تا در اذهانشان ریشه بدواند، و بیدار شوند و به آن عمل کنند و برایشان نشاط و همّت پدید آید؛ همّتی که سبب میشود تا آنها استفاده ببرند و مقامشان بالا برود. و خداوند متعال خبر داده است که یادآوری و پند دادن به مؤمنان فایده میدهد؛ چون ایمان و ترس از خدا و روی آوردن به او و پیروی کردن از خشنودی وی باعث میشود تا یاد آوری و پند دادن به آنها سودمند باشد، و موعظه در وجودشان اثر بگذارد. خداوند متعال میفرماید:﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ سَيَذَّكَّرُ مَن يَخۡشَىٰ وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى﴾ هرگاه پند و اندرز سودمند واقع شود پند و اندرز بده؛ زیرا کسی که از خدا میترسد، پند و اندرز خواهد گرفت. و بدبختترین فرد از آن روی میگرداند. امّا کسی که فاقد ایمان باشد و برای پذیرش پند و اندرز آمادگی نداشته باشد، پند دادن و یادآوری برای چنین کسی سودمند نخواهد بود. همانند زمین شورهزاری که باران هیچ فایدهای برای آن ندارد. این گروه اگر نشانه و معجزهای برایشان بیاید، به آن ایمان نمیآورند مگر آنکه عذاب دردناک را ببینند.
51:56–58Page 523
وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ ٥٦
And I did not create the jinn and mankind except to worship Me.
مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ ٥٧
I do not want from them any provision, nor do I want them to feed Me.
إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلۡقُوَّةِ ٱلۡمَتِينُ ٥٨
Indeed, it is Allāh who is the [continual] Provider,1 the firm possessor of strength.
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده ام. مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ از آنها رزقي نمي خواهم و نمي خواهم که مرا اطعام کنند. إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ خداست روزي دهنده و اوست صاحب نيرويي سخت استوار.
(56) این هدفی است که خداوند جنها و انسانها را برای آن آفریده و همۀ پیامبران را مبعوث کرده است تا به سوی آن دعوت کنند. و این هدف پرستش و بندگی خداوند است که باید همراه با شناخت و محبّت او و روی آوردن به وی و روی برگرداندن از غیر او باشد. و این متوقّف بر معرفت خداوند متعال است. و کمال عبادت بستگی به شناخت خداوند دارد، بلکه هر اندازه بنده شناخت بیشتری نسبت به پروردگارش داشته باشد، عبادت او کاملتر خواهد بود. و عبادت چیزی است که خداوند بندگان را به خاطر آن آفریده است. پس آنها را برای این نیافریده که به آنان نیازی داشته باشد.
(57) (﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ﴾) از آنان هیچ روزیای نمیخواهم، و نمیخواهم که مرا خوراک بدهند! پاک و بسی برتر است خداوندِ توانگر بینیاز از اینکه نیازمند کسی باشد، بلکه همه در همه نیازها و خواستههای ضروری و غیر ضروری خویش نیازمند او هستند.
(58) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ﴾) بیگمان، خداوند روزی فراوان دارد و هیچ جنبندهای در آسمانها و زمین نیست مگر اینکه روزیاش بر عهدۀ خداوند است، و قرارگاه و آرامگاه آن را میداند. (﴿ذُو ٱلۡقُوَّةِ ٱلۡمَتِينُ﴾) و خداوند دارای قدرت و توانمندی کامل است، و اجرام بزرگ بالا و پایین را آفریده است، و با قدرت کامل خویش در ظاهر و باطن تصرف مینماید، و مشیّت و خواست او در همۀ آفریدهها نافذ است. پس هر آنچه خدا بخواهد میشود، و هرچه نخواهد نمیشود؛ و هیچ فرار کنندهای از دست او در نمیرود؛ و در برابر فرمانروایی او هیچ کس نمیتواند سرِ نافرمانی بلند کند. و از قدرت و توانایی او این است که رزق خود را به تمام جهان رسانده است؛ و از قدرت و توانمندی اوست که مردگان را پس از آنکه استخوانهایشان از هم پاشیده شد و بادهای تند آنها را با خود به جاهای دور برد یا پرندگان و درندگان آنها را فرو بلعید و در بیابانهای خشک و صحراها پراکنده گشتند و یا در اعماق امواج دریا ناپدید شدند، زنده میگرداند و هیچ یک از اینها از او گم نمیشوند و میداند که زمین چه اندازه از اجسادشان را میکاهد. پس پاک است خداوند قوی و نیرومند.
51:59–60Page 523
فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذَنُوبٗا مِّثۡلَ ذَنُوبِ أَصۡحَٰبِهِمۡ فَلَا يَسۡتَعۡجِلُونِ ٥٩
And indeed, for those who have wronged is a portion [of punishment] like the portion of their companions [i.e., predecessors], so let them not impatiently urge Me.
فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن يَوۡمِهِمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ ٦٠
And woe to those who have disbelieved from their Day which they are promised.
فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ اين ستمکاران را، از عذاب بهره اي است همانند بهره اي که يارانشان داشتند پس به شتاب چيزي از من نخواهند فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ واي بر کافران ، از آن روز که آنها را وعده داده اند.
(59) (﴿فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) همانا کسانی که با تکذیب محمّد صلی الله علیه وسلم ستم کردهاند (﴿ذَنُوبٗا﴾) بهره و سهمی از عذاب و شکنجه دارند همچنانکه یاران ستمگر و تکذیبکنندهشان چنین بهرهای داشتهاند. (﴿فَلَا يَسۡتَعۡجِلُونِ﴾) پس نباید به شتاب، وقوع عذاب را از من بخواهند. چون سنّت خداوند دربارۀ امّتها یکی است. پس هر تکذیبکنندهای که به تکذیب خود ادامه دهد بدون آنکه توبه نماید و به سوی خدا برگردد، قطعاً عذاب بر او واقع خواهد شد گرچه مدّتی دیر شود. بنابراین خداوند آنها را از روز قیامت برحذر داشت
(60) و فرمود: (﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِن يَوۡمِهِمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ﴾) پس وای به حال آنان که کفر ورزیدهاند از روزی که به آن وعده داده شدهاند! و آن روز قیامت است که در آن روز به انواع عذاب و شکنجهها گرفتار میشوند، و به زنجیرها بسته خواهند شد. پس هیچ فریادرسی ندارند و هیچ کسی نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد، از این عذاب به خداوند پناه میجوئیم.
* * *
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences