As-Sa'diAn‑Najm · 53:1–32

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

النجم

An-Najm

The Star · Meccan · 62 ayahs

53:1–18Page 526

وَٱلنَّجۡمِ إِذَا هَوَىٰ ١

By the star when it descends,

مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمۡ وَمَا غَوَىٰ ٢

Your companion [i.e., Muḥammad] has not strayed, nor has he erred,

وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ ٣

Nor does he speak from [his own] inclination.

إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ ٤

It is not but a revelation revealed,

عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ ٥

Taught to him by one intense in strength [i.e., Gabriel] -

ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ ٦

One of soundness.1 And he rose to [his] true form2

وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ ٧

While he was in the higher [part of the] horizon.1

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ٨

Then he approached and descended

فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ ٩

And was at a distance of two bow lengths or nearer.

فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ ١٠

And he revealed to His Servant1 what he revealed [i.e., conveyed].

مَا كَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ ١١

The heart1 did not lie [about] what it saw.

أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ ١٢

So will you dispute with him over what he saw?

وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ ١٣

And he certainly saw him in another descent1

عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ ١٤

At the Lote Tree of the Utmost Boundary -

عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ ١٥

Near it is the Garden of Refuge [i.e., Paradise] -

إِذۡ يَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا يَغۡشَىٰ ١٦

When there covered the Lote Tree that which covered [it].1

مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ١٧

The sight [of the Prophet (ﷺ)] did not swerve, nor did it transgress [its limit].

لَقَدۡ رَأَىٰ مِنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ ١٨

He certainly saw of the greatest signs of his Lord.

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى قسم به آن ستاره چون پنهان شد ، مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى که ، يار شما نه گمراه شده و نه به راه کج رفته است. وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى و سخن از روي هوي نمي گويد. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى نيست اين سخن جز آنچه بدو وحي مي شود. عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى او را آن فرشته بس نيرومند تعليم داده است : ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى صاحب نيرويي که استيلا يافت. وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى و او به کناره بلند آسمان بود. ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى سپس نزديک شد و بسيار نزديک شد ، فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى تا به قدر دو کمان ، يا نزديک تر فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى و خدا به بنده خود هر چه بايد وحي کند وحي کرد مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى دل آنچه را که ديد دروغ نشمرد أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى آيا در آنچه مي بينيد با او جدال مي ، کنيد ? وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى او را ديگر بار هم بديد ، عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى نزد سدره المنتهي ، عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى که آرامگاه بهشت نزد آن درخت است. إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى وقتي که سدره را چيزي در خود مي پوشيد ، مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى چشم خطا نکرد و از حد در نگذشت لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى هر آينه پاره اي از آيات بزرگ پروردگارش را بديد.

مکي و 62 آيه دارد.

بسم الله الرحمن الرحيم

(1) خداوند متعال به ستاره سوگند خورده است، بدانگاه که در آخر شب در افق پنهان می‌شود و غروب می‌کند و شب پایان می‌یابد و روز می‌آید. چون در این نشانه‌های بزرگی است که ایجاب می‌کند خداوند به آن قسم بخورد. و صحیح آن است که «نجم» اسم جنس است، و شامل همۀ ستارگان می‌باشد. خداوند به ستارگان قسم می‌خورد که شک و تردیدی در صحت وحی الهی نیست؛ چون در این، مناسبت عجیبی است و آن اینکه خداوند ستارگان را زینت‌بخش آسمان قرار داده است، همچنان‌که وحی و پیامدهای آن زینت‌بخش زمین هستند و اگر نبود دانشی که از پیامبران برجای مانده است، مردم به چنان تاریکی در می‌افتادند که بسی شدیدتر از تاریکی شب ظلمانی است.

(2) و سوگند یاد نمود که پیامبر از اینکه در دانش و هدف خود گمراه باشد منزّه است. و این مستلزم آن است که پیامبر در علم خود راه یافته، و هادی و دارای هدفی نیکو و خیرخواه خلق باشد. برعکس آنچه اهل گمراهی بر آن هستند که دانش آنها فاسد و قصد و هدفشان باطل است. و فرمود: (﴿صَاحِبُكُمۡ﴾) یار شما. تا آنها را یادآور شود که آنها راستگویی و راه‌یابی پیامبر را می‌دانند و کار و بارش بر آنها پوشیده نیست.

(3 - 4) (﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ﴾) و سخنان او از روی هوی و هوس و امیال نفسانی‌اش نمی‌باشد. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ﴾) پیامبر جز آنچه از هدایت و پرهیزگاری که بر او وحی می‌شود پیروی نمی‌کند، و این دلالت می‌نماید که سنّت و حدیث از جانب خدا بر پیامبرش وحی می‌شود. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾ و خداوند کتاب و حکمت [=سنت] را بر تو نازل فرموده است. و بر این دلالت می‌نماید که پیامبر در آنچه از خداوند خبر می‌دهد و در تبیین شریعت الهی معصوم است؛ چون کلام او از روی هوی و هوس صادر نمی‌گردد، بلکه از وحی بر می‌آید که بر او وحی می‌شود.

(5) سپس از معلّم پیامبر سخن به میان آورد. معلّمش جبرئیل علیه السلام نیرومندترین و کامل‌ترین و فاضل‌ترین فرشتگان است. پس فرمود: (﴿عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ﴾) جبرئیل -علیه السلام- که در ظاهر و باطن بسیار نیرومند است، وحی را بر پیامبر فرود آورده است. او بر اجرای آنچه خداوند دستور داده است قوی می‌باشد. و بر رساندن وحی به پیامبر و جلوگیری شیاطین از ربودن آن تواناست. نیز بر این تواناست که نگذارد شیطان چیزی را به وحی داخل کند که از آن نیست. و این شیوه‌ای است برای حفظ و حراست وحی از جانب خداوند بزرگ؛ و آن اینکه وحی را توسط این فرستادۀ قوی و امین فرستاده است.

(6) (﴿ذُو مِرَّةٖ﴾) دارای توانمندی و اخلاق نیکو، و زیبایی ظاهری و باطنی است. (﴿فَٱسۡتَوَىٰ﴾) پس جبرئیل علیه السلام راست و درست ایستاد.

(7) (﴿وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) درحالی که او در جهت بلند و افق آسمان که از زمین بلندتر و برتر است، قرار داشت. پس روحی از ارواح علوی است که شیاطین نمی‌توانند به آن برسند.

(8) (﴿ثُمَّ دَنَا﴾) سپس جبرئیل برای رساندن وحی به پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک شد. (﴿فَتَدَلَّىٰ﴾) و از افق اعلی و آسمان بلند بر او فرود آمد.

(9) (﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ﴾) و به اندازۀ دو کمان یا کمتر از آن به او نزدیک شد. و این بر کمال نزدیک شدن او به پیامبر دلالت می‌نماید، و نشانگر آن است که میان او و جبرئیل واسطه‌ای نبوده است.

(10) (﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ﴾) پس خداوند به وسیلۀ جبرئیل ـ علیه السلام ـ آنچه را از شریعت بزرگ و خبر درست و راست را که باید به بندۀ خدا می‌رساند، وحی نمود.

(11 - 12) (﴿مَا كَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ﴾) دل پیامبر و دیده‌اش وحیی را که خداوند به او وحی نمود انکار نکرد، و چشم و گوش و قلبش با آن متفق بود. و این دلیلی است بر کمال وحیی که خداوند بر او وحی نموده است. و پیامبر آن را طوری از جبرئیل فرا گرفته که هیچ شک و تردیدی در آن نیست. دلش آنچه را که چشمانش دیده بود تکذیب نکرد و در آن شکّی نکرد. و احتمال دارد منظور نشانه‌های بزرگی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم در شب معراج دید، و او با قلب و چشم به آن یقین نمود، و همین در تاویل آیۀ کریمۀ مذکور درست است. و گفته شده که منظور از آن دیدن پروردگار از سوی پیامبر در شب معراج و سخن گفتن با اوست. و این را بسیاری از علما برگزیده‌اند و ثابت کرده‌اند که پیامبر پروردگارش را در دنیا دیده است. امّا قول اوّل درست است و منظور جبرئیل علیه السلام است. همان‌طور که سیاق آیه بر آن دلالت می‌نماید؛ یعنی محمّد، جبرئیل را به صورت اصلی دوبار دیده است؛ یک بار در افق اعلی زیر آسمان دنیا، همان‌طور که گذشت. و بار دوّم بالای آسمان هفتم در شب معراج؛ شبی که پیامبر جبه آسمان‌های بالا برده شد.

(13 - 14) بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ﴾) و همانا محمّد، جبرئیل را باری دیگر درحالی که به سوی او فرود می‌آمد دید. (﴿عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) نزد «سدرۀ المنتهی”؛و آن درخت بسیار بزرگی است بر بالای آسمان هفتم، و این درخت «سدرۀ المنتهی» نامیده می‌شود، چون هرچه از زمین به سوی بالا می‌رود به آن منتهی می‌گردد، و آنچه از وحی و غیره که از سوی خداوند نازل می‌گردد از آن فرود می‌آید. و یا به خاطر این «سدرۀ المنتهی» نامیده می‌شود که علم مخلوقات بدان منتهی می‌شود؛ یعنی چون آن بالای آسمان‌ها و زمین قرار دارد، پس آن در اوج بلندی است، و یا به خاطر مسایلی دیگر. والله اعلم. پس محمّد صلی الله علیه وسلم جبرئیل را در آنجا دید؛ جایی که محل ارواح علوی و پاک شدۀ زیباست که هیچ شیطانی و هیچ روح پلیدی نمی‌تواند به آن نزدیک شود.

(15) (﴿عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ﴾) جنّت نزد آن درخت است که همۀ انواع نعمت‌ها در آن فراهم است، طوری که همۀ آرزوها در آن تحقّق می‌یابد، و دل‌ها به آن علاقه‌مند می‌شوند، و این دلیلی است بر آنکه بهشت در بالاترین جا و بالای آسمان هفتم است.

(16) (﴿إِذۡ يَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا يَغۡشَىٰ﴾) آنگاه که امری بزرگ از سوی خدا آن را می‌پوشاند که وصف و حالت آن را جز خداوند عزوجل نمی‌داند.

(17) (﴿مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ﴾) چشم پیامبر به راست و چپ از مقصود و هدف منحرف نشد و به خطا نرفت. و این کمال ادب پیامبر صلی الله علیه وسلم است که در جایی قرار گرفت که خداوند وی را در آنجا قرار داد و در انجام آن کوتاهی نورزید و از آن تجاوز نکرد. و این کامل‌ترین نوع ادب است که در آن از گذشتگان و آیندگان پیشی گرفته است و کوتاهی ورزیدن به روش‌های زیر صورت می‌گیرد: اینکه بنده به آنچه خداوند او را بدان دستور داده به آن عمل نکند و آن را انجام ندهد یا آن را به صورتی انجام دهد که در آن کوتاهی بورزد، یا در انجام آن افراط نماید، و یا به صورتی انجام دهد که به چپ و راست منحرف شود. و همۀ این چیزها از او صلی الله علیه وسلم منتفی و دور است.

(18)((لَقَدۡ رَأَىٰ مِنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ﴾) او در شب إسرا بخشی از نشانه‌های بزرگ پروردگارش از قبیل: بهشت و جهنّم و دیگر نشانه‌ها را مشاهده کرد.

53:19–25Page 526

أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ ١٩

So have you considered al-Lāt and al-ʿUzzā?

وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ ٢٠

And Manāt, the third - the other one?1

أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلۡأُنثَىٰ ٢١

Is the male for you and for Him the female?

تِلۡكَ إِذٗا قِسۡمَةٞ ضِيزَىٰٓ ٢٢

That, then, is an unjust division.1

إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ ٢٣

They are not but [mere] names you have named them - you and your forefathers - for which Allāh has sent down no authority. They follow not except assumption and what [their] souls desire, and there has already come to them from their Lord guidance.

أَمۡ لِلۡإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ ٢٤

Or is there for man whatever he wishes?

فَلِلَّهِ ٱلۡأٓخِرَةُ وَٱلۡأُولَىٰ ٢٥

Rather, to Allāh belongs the Hereafter and the first [life].

أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى آيا لات و عزا را ديده ايد ? وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى و منات آن بت سومي ديگر را ? أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى آيا شما را پسر باشد و او را دختر ? تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى اين تقسيمي است خلاف عدالت إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى اينها چيزي نيستند جز نامهايي که خود و، پدرانتان به آنها داده ايد و خداوند هيچ دليلي بر آنها نفرستاده است تنها از پي گمان و هواي نفس خويش مي روند و حال آنکه از جانب خدا راهنماييشان کرده اند. أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى آيا هر چه آدمي آرزو کند برايش حاصل است ? فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى هم آخرت و هم دنيا از آن خداست.

(19 - 20) وقتی خداوند آنچه را از هدایت و دین راستین و فرمان دادن به پرستش پروردگار و یگانه دانستن او -که محمّد صلی الله علیه وسلم آورده است- بیان کرد، بطلان آنچه را که مشرکان برآن هستند نیز بیان نمود. از جمله پرستش چیزهایی که هیچ چیزی از صفات کمال را دارا نیستند و سود و زیانی نمی‌رسانند، بلکه نام‌های بی‌معنی هستند که مشرکان و پدران گمراه و نادانشان نامگذاری نموده، و نام‌های باطلی برای آنها ایجاد کرده‌اند که سزاوار آن نیستند. پس آنها خود و دیگر گمراهان را با آن فریفتند. پس معبودهایی که چنین هستند به اندازۀ ذرّه‌ای سزاوار پرستش نمی‌باشند، و انبازهایی که آنان نامگذاری کرده‌اند به ناحق چنین پنداشته‌اند از اوصافی که معبودها بدان متصف می‌باشند مشتق‌اند. آنها «اللات» را از «اله» که به معنی سزاوار پرستش است گرفته، و بر بت خود نهاده‌اند. و «العزی» را از عزیز و «مناۀ» را از منّان گرفته‌اند. این‌گونه نام‌های الهی را منحرف کرده و راه الحاد را در پیش گرفته و به خود جرأت داده‌اند که با او شرک ورزند. و این نام‌ها معنی ندارند. پس هرکس که کمترین بهره از عقل و خرد داشته باشد، باطل بودن این اوصاف را می‌داند.

(21) (﴿أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلۡأُنثَىٰ﴾) آیا به گمان و پندار باطل خویش دختران را به خدا نسبت می‌دهید و پسران ازآن شما هستند؟

(22) (﴿تِلۡكَ إِذٗا قِسۡمَةٞ ضِيزَىٰٓ﴾) این تقسیم ستمگرانه‌ای است، و چه ستمی بالاتر از تقسیمی است که بندۀ مخلوق بر خداوند خالق برتری داده شود؟! بسی والا و پاک و منزّه است خداوند از آنچه می‌گویید.

(23) (﴿إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍ﴾) اینها فقط نام‌هایی است که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کرده‌اید، و خداوند هیچ حجّت و دلیلی بر صحّت باور و مذهبتان نازل نکرده است، و هر آنچه که خداوند دربارۀ صحّت آن دلیلی نازل نکرده باشد باطل و فاسد است و به عنوان دین و آیین برگرفته نمی‌شود. همچنین آنها پیش خودشان از دلیلی پیروی نمی‌کنند تا به راهی که در پیش گرفته‌اند یقین داشته باشند؛ بلکه آنچه که آنها را بر این سخنشان یاری کرده است، گمان فاسد و پوچ، و جهالت بی‌ارزش و شرک و بدعت‌هایی است که امیال نفسانی‌شان آنها را به سوی آن می‌کشاند. آنان جز پیروی از گمان، انگیزه‌ای برای کارشان ندارند چرا که فاقد دانش و هدایت‌اند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) حال آنکه از سوی پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است؛ یعنی چیزی آمده که آنها را به سوی توحید و نبوّت و همۀ مطالبی که بندگان بدان نیاز دارند راهنمایی می‌نماید. و همۀ این موارد را خداوند به کامل‌ترین و روشن‌ترین صورت بیان کرده و چنان بیان نموده است که بیش از هر چیزی انسان را به سوی هدف راهنمایی می‌کند. و دلایل و حجّت‌هایی بر آن اقامه نموده که باعث می‌شود تا آنها و دیگران از آن پیروی نمایند. پس بعد از بیان روشنگر و ارائۀ دلیل، برای هیچ کسی حجّت و عذری باقی نمانده است. و از آنجا که آنچه آنها بر آن هستند پیروی از گمان است، و سرانجام آن شقاوت و عذاب همیشگی است، باقی ماندن بر این حالت کمال بی‌خردی و نهایت ستمگری است، با وجود این آنها خیالات و آرزوهایی در سر می‌پرورانند و فریب می‌خورند.

(24 - 25) بنابراین خداوند بر کسی که ادعا می‌کند هر آنچه آرزو کند بدان می‌رسد اعتراض نمود، و بیان داشت که چنین فردی دروغ می‌گوید. پس فرمود: (﴿أَمۡ لِلۡإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ﴾) آیا انسان هر آنچه را که آرزو کند بدان می‌رسد؟ ((فَلِلَّهِ ٱلۡأٓخِرَةُ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) آری! آخرت و دنیا ازآن خداست؛ پس به هرکس بخواهد می‌دهد، و به هرکس که بخواهد نمی‌دهد، و این امر پیرو آرزوهای آنان نیست و طبق میل آنها انجام نمی‌شود.

53:26Page 526

۞ وَكَم مِّن مَّلَكٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغۡنِي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن يَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرۡضَىٰٓ ٢٦

And how many angels there are in the heavens whose intercession will not avail at all except [only] after Allāh has permitted [it] to whom He wills and approves.

وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى؛ و چه بسيار فرشتگان در آسمانند که شفاعتشان هيچ سود ندهد ، مگر از آن پس که خدا براي هر که خواهد رخصت دهد و خشنود باشد.

(26) خداوند با اعتراض بر کسی که فرشتگان و غیر از الله را پرستش می‌کند و گمان می‌برد که به او سود می‌بخشد و روز قیامت نزد خداوند برایش شفاعت می‌کند، می‌فرماید: (﴿وَكَم مِّن مَّلَكٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) چه بسیار فرشتگان مقرّب و بزرگواری در آسمان‌ها هستند که (﴿لَا تُغۡنِي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡ‍ًٔا﴾) که برای کسی که آنها را به فریاد خوانده و دست به دامانشان شده و به آنها امید بسته سودی نمی‌بخشند و فایده‌ای نمی‌رسانند. (﴿إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن يَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرۡضَىٰٓ﴾) مگر بعد از آنکه خداوند برای هرکسی که بخواهد و بپسندد اجازه دهد؛ یعنی حتماً باید دو شرط وجود داشته باشد: یکی اینکه خداوند متعال اجازۀ شفاعت بدهد، و از کسی که برای او شفاعت می‌شود راضی و خشنود باشد. و معلوم است که فقط عملی پذیرفته می‌شود که خالصانه برای خدا انجام بگیرد، و کسی که آن را انجام می‌دهد آن را مطابق شریعت انجام دهد. پس مشرکان هیچ بهره‌ای از شفاعتِ شفاعت کنندگان ندارند چراکه آنها درِِ رحمت مهربان‌ترین مهربانان را به روی خود بسته‌اند.

53:27–30Page 527

إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ تَسۡمِيَةَ ٱلۡأُنثَىٰ ٢٧

Indeed, those who do not believe in the Hereafter name the angels female names,

وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡـٔٗا ٢٨

And they have thereof no knowledge. They follow not except assumption, and indeed, assumption avails not against the truth at all.

فَأَعۡرِضۡ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكۡرِنَا وَلَمۡ يُرِدۡ إِلَّا ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا ٢٩

So turn away from whoever turns his back on Our message and desires not except the worldly life.

ذَٰلِكَ مَبۡلَغُهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱهۡتَدَىٰ ٣٠

That is their sum of knowledge. Indeed, your Lord is most knowing of who strays from His way, and He is most knowing of who is guided.

إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى آنان که به آخرت ايمان ندارند فرشتگان را به نامهاي زنان مي نامند. وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا، اينان را بدانچه مي گويند هيچ دانشي نيست تنها از پندار خود پيروي مي کنند و پندار براي شناخت حقيقت کافي نيست. فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا پس تو نيز از کسي که از سخن ما رويگردان مي شود و جز زندگي دنيوي را نمي جويد اعراض کن. ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى منتهاي دانششان همين است پروردگار تو به آن که از طريق او گمراه مي شود يا به راه هدايت مي افتد داناتر است.

(27) کسانی که برای خدا شریک قرار می‌دهند و پیامبرانش را تکذیب می‌نمایند و به آخرت ایمان نمی‌آورند، به سبب آنکه به خدا ایمان نیاورده‌اند گفته‌ها و کارهایی از آنها سر می‌زند که مخالف با شریعت خدا و پیامبرش می‌باشد. از جمله می‌گویند:«فرشتگان دختران خدایند.» پس آنها پروردگارشان را از داشتن فرزند منزّه ندانسته، و فرشتگان را گرامی نداشته، و آنها را زن نامیده‌اند.

(28) حال آنکه آنها بدان علم و آگاهی ندارند؛ نه از سوی خدا در این باره به آنها دانشی رسیده و نه از سوی پیامبرش، و نه سرشت‌ها و خِرَدها بر این دلالت می‌کنند. و خداوند از داشتن فرزند و همسر منزّه و پاک است؛ چرا که او یگانۀ یکتاست و تنهای بی‌نیاز می‌باشد. خدایی است که نه از کسی زاده شده و نه کسی از او زاده می‌شود و هیچ همتایی ندارد. و فرشتگان بزرگوار، مقرّب بارگاه خداوند هستند و کمر به خدمت او بسته‌اند. ﴿لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾ از آنچه خداوند به آنها فرمان ‌دهد سرپیچی نمی‌کنند؛ و هرآنچه را فرمان ‌یابند انجام می‌دهند. و مشرکان در این باره از سخن زشتی پیروی می‌کنند و آن گمان است که انسان‌را از حق و حقیقت بی‌نیاز نمی‌کند، و به جای یقین نمی‌نشیند؛ چون حق باید در آن یقین باشد؛ یقینی که برآمده از دلایل و حجّت‌های روشن است.

(29) و از آنجا که شیوۀ کسانی که ذکر شدند چنین است، و هدف آنها پیروی کردن از حق نیست، و هدفشان پیروی از خواسته‌ها و امیال و هوی و هوس می‌باشد، خداوند به پیامبرش فرمان داد تا از کسانی که از ذکر و پند الهی -که قرآن بزرگ است- روی گردانده‌اند روی بگرداند؛ زیرا کسی که به قرآن پشت کرده، از علوم مفید و سودمند روی گردانده و جز زندگی دنیوی چیزی نخواسته است و نهایت هدف او همین است. و معلوم است که بنده فقط برای چیزی تلاش می‌کند که آن را می‌خواهد

(30) پس تلاش اینها منحصر به دنیا و لذّت‌هایش می‌باشد ، و از هر راه و به هر صورتی که به دست بیاید آن را به دست می‌آورند. (﴿ذَٰلِكَ مَبۡلَغُهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾) این مُنتهای دانش آنان است. امّا کسانی که به آخرت ایمان دارند و آن را تصدیق می‌کنند دارای عقل و خرد هستند، پس هدف آنها سرای آخرت است، و علوم آنها برترین و بزرگ‌ترین دانش‌هاست و علوم آنها از کتاب خدا و سنّت پیامبرش صلی الله علیه وسلم برگرفته شده است؛ و خداوند کسی را که سزاوار هدایت است، بهتر می‌شناسد و او را هدایت می‌نماید؛ و همچنین کسی را که شایستۀ هدایت نیست، بهتر می‌شناسد و به احوال او آگاه‌تر است و او را به حال خودش واگذار می‌کند و خوارش می‌گرداند، در نتیجه آن فرد از راه خدا گمراه می‌شود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱهۡتَدَىٰ﴾) بی‌گمان، پروردگارت به کسی که از راه او گمراه شده داناتر است، و به کسی که هدایت یافته داناتر است. پس خداوند فضل و لطف خویش را در جای مناسب و شایسته قرار می‌دهد.

53:31–32Page 527

وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ بِمَا عَمِلُواْ وَيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ بِٱلۡحُسۡنَى ٣١

And to Allāh belongs whatever is in the heavens and whatever is in the earth - that He may recompense those who do evil with [the penalty of] what they have done and recompense those who do good with the best [reward] -

ٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِۚ هُوَ أَعۡلَمُ بِكُمۡ إِذۡ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَإِذۡ أَنتُمۡ أَجِنَّةٞ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡۖ فَلَا تُزَكُّوٓاْ أَنفُسَكُمۡۖ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ ٣٢

Those who avoid the major sins and immoralities, only [committing] slight ones. Indeed, your Lord is vast in forgiveness. He was most knowing of you when He produced you from the earth and when you were fetuses in the wombs of your mothers. So do not claim yourselves to be pure; He is most knowing of who fears Him.

وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى از آن خداست هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است تا بدکاران را در، برابر اعمالشان کيفر دهد و نيکوکاران را به کردار نيکشان پاداش الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى کساني که از گناهان بزرگ و زشتيها اجتناب مي کنند جز آنکه گناهي کوچک از آنها سر زند بدانند که آمرزش پروردگار تو وسيع است و او به شما ، آنگاه که از زمين بيافريدتان و آنگاه که در شکم مادرتان پنهان بوديد ، آگاه تر است خويشتن را بي گناه مدانيد اوست که پرهيزگار را بهتر مي شناسد.

(31) خداوند متعال خبر می‌دهد که او فرمانروای هستی است، و در فرمانروایی و پادشاهی دنیا و آخرت تنها و یگانه است و همۀ آنچه که در آسمان‌ها و زمین است ملک خدا و از آن او است. و او چون پادشاهی بزرگ در بندگانش تصرّف می‌کند، و تقدیر او در آنها نافذ است، و شریعت او بر آنها جاری می‌شود، و آنها را امر و نهی می‌کند، و در برابر آنچه آنها را بدان امر می‌نماید و یا نهی می‌کند آنان را جزا می‌دهد، به فرمانبردار پاداش می‌دهد و گناهکار را کیفر می‌دهد. (﴿لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواۡ بِمَا عَمِلُواۡ﴾) تا کسانی را که بد کرده‌اند به کیفر کارهای بدی ازقبیل: کفر و دیگر گناهانی که انجام داده‌اند کیفر سخت بدهد. (﴿وَيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ بِٱلۡحُسۡنَى﴾) و به کسانی که عبادت خداوند را به نیکویی انجام داده، و با خلق خدا به نیکی رفتار کرده‌اند، پاداش نیک بدهد؛ یعنی حالت آنها را در دنیا و آخرت نیک گرداند و بالاتر و بزرگ‌تر از این، خشنودی پروردگارشان و دست‌یابی به بهشت و نعمت‌های آن می‌باشد.

(32) سپس حالتشان را بیان کرد و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ﴾) کسانی که از گناهان کبیره و زشتی‌ها جز گناهان صغیره دوری می‌گزینند؛ یعنی واجباتی را انجام می‌دهند که خداوند به انجام آن فرمان داده، و ترک کردن آن از گناهان کبیره است. و گناهان کبیره از قبیل: زنا، نوشیدن شراب، رباخواری، قتل و امثال آن از گناهان بزرگ را ترک می‌نمایند و از آن دوری می‌گزینند. (﴿إِلَّا ٱللَّمَمَ﴾) به‌جز گناهان کوچک که انجام دهندۀ آن بر آن اصرار نمی‌ورزد، و یا گناهانی که هر از چند گاهی بنده آن را انجام می‌دهد و بسیار کم و به ندرت مرتکب آنها می‌شود. این گناه طوری نیست که به محض اینکه بنده آن را انجام داد از زمرۀ نیکوکاران خارج شود، چنین گناهانی اگر انجام داده شود و در ضمن آن واجبات به‌جای آورده شود و محرّمات ترک شوند، تحت آمرزش خداوند قرار می‌گیرند؛ آمرزشی که هر چیزی را فرا گرفته است. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) بی‌گمان، پروردگارت دارای آمرزش گسترده است؛ و اگر آمرزش او نبود، آبادی‌ها و مردم هلاک می‌شدند. و اگر گذشت و بردباری‌اش نبود، آسمان روی زمین فرو می‌افتاد و خداوند هیچ جانوری را روی زمین باقی نمی‌گذاشت. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«نمازهای پنج‌گانه و هرجمعه تا جمعۀ دیگر و هر رمضان تا رمضان دیگر، کفّارۀ گناهانی هستند که میان آن دو اتّفاق می‌افتند به شرطی که از گناهان کبیره پرهیز شود.» (﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِكُمۡ إِذۡ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَإِذۡ أَنتُمۡ أَجِنَّةٞ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ﴾) خداوند متعال به حالات شما و به ضعفی که شما را بر آن سرشته است و اینکه در انجام بسیاری از فرمان‌های او سستی می‌ورزید و انگیزه‌های فراوانی که برای انجام کارهای حرام در وجود شما است، و گناهان و جاذبه‌های زیادی که دارند و موانع قوی دربرابر آن ندارید آگاه‌تر است. و ضعف در شما مشاهده می‌شود، از زمانی که خداوند شما را از زمین پدید آورد، و آنگاه که در شکم مادرانتان بودید همواره ضعیف و ناتوان هستید، گرچه خداوند نیرویی در شما به وجود آورده که شما را بر انجام آنچه بدان دستور داده است کمک می‌نماید، ولی همواره ضعیف و ناتوان هستید. پس، از آنجا که خداوند به این حالات شما آگاه است، حکمت الهی و کَرَمِ ربّانی اقتضا نموده تا شما را غرق رحمت و آمرزش و عفو خویش گرداند و با احسان خود شما را بپوشاند و گناهان را از شما دور کند. به‌خصوص اگر بنده در همۀ اوقات به دنبال خشنودی پروردگارش باشد، و در اکثر اوقات بکوشد تا کارهایی انجام دهد که او را به پروردگارش نزدیک نماید و از گناهان بگریزد؛ گناهانی که پروردگارش را از او ناخشنود می‌گرداند. امّا گاهی گناهانی از آدمی سر می‌زنند، پس خداوند بخشنده ترین بخشندگان است، و نسبت به بندگانش از مادر به فرزندش مهربان‌تر است. پس قطعاً چنین فردی همواره به آمرزش پروردگارش نزدیک است، و خداوند همواره او را اجابت می‌کند. بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تُزَكُّوٓاۡ أَنفُسَكُمۡ﴾) پس، از پاک بودن خود سخن مگویید؛ یعنی با ستودن خویش نزد مردم، از پاکیزگی خود سخن مگویید. (﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ﴾) خداوند به پرهیزگاران داناتر است؛ چون تقوی و پرهیزگاری در قلب جای دارد، و خداوند از قلب آگاه و مطّلع است، و انسان را طبق نیکی و پرهیزگاری که در دل دارد جزا می‌دهد. و مردم هیچ چیزی از عذاب خدا را از شما دور نمی‌کنند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском