As-Sa'diAl‑Qamar · 54:1–32

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

القمر

Al-Qamar

The Moon · Meccan · 55 ayahs

54:1–5Page 528

ٱقۡتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلۡقَمَرُ ١

The Hour has come near, and the moon has split [in two].1

وَإِن يَرَوۡاْ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواْ وَيَقُولُواْ سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ ٢

And if they see a sign [i.e., miracle], they turn away and say, "Passing magic."1

وَكَذَّبُواْ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ ٣

And they denied and followed their inclinations. But for every matter is a [time of] settlement.

وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ ٤

And there has already come to them of information that in which there is deterrence.

حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞۖ فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ ٥

Extensive wisdom - but warning does not avail [them].

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ قيامت نزديک شد و ماه دو پاره گرديد. وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ و اگر معجزه اي ببينند ، روي ، بگردانند و گويند : جادويي بزرگ است. وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ و تکذيب مي کنند و از پي هواهاي خويش مي روند و هر کاري را هدفي است. وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ و برايشان خبرهايي آمده است که از گناهشان باز مي دارد. حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ حکمتي است تمام ولي بيم دهندگان سودشان ندهند.

مکي و 55 آيه است.

(1) خداوند متعال خبر می‌دهد که قیامت نزدیک شده و زمان آن فرا رسیده است، امّا با وجود این، تکذیب کنندگان همواره قیامت را دروغ می‌انگارند و برای فرا رسیدن آن خود را آماده نمی‌کنند. و خداوند به آنها نشانه‌های بزرگی نشان می‌دهد که بر آمدن قیامت دلالت می‌کنند، و انسان با دیدن چنین نشانه‌هایی ایمان می‌آورد. پس، یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌هایی که بر صحّت پیام محمّد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم دلالت می‌نماید این است که وقتی تکذیب کنندگان از او خواستند به آنها چیزهایی از امور خارق العاده نشان دهد که بر صحّت و درستی پیام و راستگویی او دلالت کنند، ایشان  صلی الله علیه وسلم با انگشت به سوی ماه اشاره کرد و آنگاه ماه به فرمان خداوند شکاف برداشت و به دو نیمه تقسیم شد. تکّه‌ای از آن بر کوه ابی قبیس، و تکه‌ای از آن بر کوه قعیقعان قرار گرفت. و مشرکان و دیگران این معجزه و نشانۀ بزرگ را مشاهده کردند. معجزه و نشانه‌ای که انسان [معمولی] نمی‌تواند چنین کاری را بکند و مردم را فریب دهد و با چشم بندی چنین کاری را انجام دهد.

(2) آنان چیزی را مشاهده کردند که همانند آن را ندیده بودند، بلکه نشنیده بودند که برای یکی از پیامبران پیش از محمّد صلی الله علیه وسلم معجزه‌ای همانند این معجزه رخ داده باشد. پس، از این معجزه حیران و شگفت زده شدند و ایمان به دل‌هایشان راه نیافت و خداوند نخواست که خیری بهرۀ آنان شود. بنابراین حیرت زده شدند و گفتند: محمّد ما را جادو کرده است. ولی شما از کسانی بپرسید که از سفر برگشته و نزد شما آمده‌اند؛ چراکه اگر محمّد بتواند شما را جادو کند، نمی‌تواند کسانی را که حضور نداشته‌اند جادو نماید. بنابراین از کسانی که از سفر برگشته بودند سؤال کردند، و آنها به آنان خبر دادند که چنین چیزی را مشاهده کرده‌اند، آنگاه گفتند: (﴿سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾) محمّد، هم ما را جادو کرده و هم دیگران ‌را. شگفتی و حیرتی که آنها اظهار می‌داشتند جز نادان‌ترین و گمراه‌ترین مردم از راه هدایت و عقل فریب آن را نمی‌خورد، و آنها فقط این نشانه و معجزه را انکار نکردند، بلکه هر نشانه‌ای که نزدشان بیاید آمادگی آن را دارند که آن را دروغ انگاشته و به طریقه‌ای باطل با آن مقابله کنند و آن را رد نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) و ضمیر را به «موضوع انشقاق ماه» برنگردانده و نفرموده است: «وإن یروها»، بلکه فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) پس هدف آنها پیروی کردن از حق و هدایت نیست، بلکه منظورشان تبعیّت از هوای نفس است.

(3) از این رو فرمود: (﴿وَكَذَّبُواۡ وَٱتَّبَعُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و تکذیب کردند و از هوای نفس خود پیروی نمودند. همانند اینکه می‌فرماید:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾ پس اگر سخن تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از خواسته‌های نفسانی خود پیروی می‌کنند. چون اگر هدفشان پیروی از حق ‌بود قطعاً ایمان می‌آوردند و از محمّد اطاعت می‌کردند؛ چراکه خداوند توسّط محمّد صلی الله علیه وسلم نشانه‌ها و معجزاتی به آنها نمایانده است که بر همۀ مطالب الهی و مقاصد شرعی دلالت می‌کنند. (﴿وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و هر کاری هم ثابت و ماندگار می‌ماند؛ یعنی تاکنون کار به نهایت و آخرت نرسیده است، بلکه از این به بعد کار به سرانجام خواهد رسید، آنگاه کسی که تصدیق کرده است در باغ‌های بهشت قرار می‌گیرد و از آمرزش و خشنودی خداوند بهره‌مند می‌شود. و کسی که تکذیب کرده است در ناخشنودی و عذاب خدا برای همیشه می‌ماند.

(4) خداوند متعال ـ ‌با بیان اینکه آنها هدف درستی ندارند و نمی‌خواهند از هدایت پیروی کنند ـ می‌فرماید: (﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ﴾) از اخبار بازدارنده آنچه که آنها را از سرکشی در گمراهی‌شان باز می‌دارد نزد آنان آمده است

(5) و آن (﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞ﴾) حکمتی رسا از جانب خداوند است؛ یعنی تا حجّت بر جهانیان اقامه شود و بعد از آمدن پیامبران هیچ کس بر خداوند دلیلی نداشته باشد. (﴿فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ﴾) پس هشدار سودی نمی‌بخشد. چون خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾ و اگر هر نشانه‌ای نزدشان بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.

54:6–8Page 528

فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ ٦

So leave them, [O Muḥammad]. The Day the Caller1 calls to something forbidding,

خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ ٧

Their eyes humbled, they will emerge from the graves as if they were locusts spreading,

مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِۖ يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ ٨

Racing ahead toward the Caller. The disbelievers will say, "This is a difficult Day."

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ پس در آن روز که آن دعوت کننده ، آنان را به چيزي ناخوش فرا مي خواند، از ايشان رويگردان شو. خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ نشان ذلت در چشمانشان آشکار است چون ملخهاي پراکنده از قبرها بيرون مي ، آيند. مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ سرها را بالا گرفته به سوي آن دعوت کننده مي شتابند کافران مي گويند :اين روز دشواري است.

(6) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: معلوم است که چاره‌ای برای هدایت تکذیب کنندگان نیست و چیزی جز روی گرداندن از آنها باقی نمی‌ماند. پس فرمود: (﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ﴾) از آنان روی بگردان و منتظر باش تا روزی بزرگ و وحشتناک آنها را فرا گیرد، و آن (﴿يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ﴾) روزی است که فرا خواننده که اسرافیل -علیه السلام- است مردم را به چیز ناخوشایندی فرا می‌خواند، و انسان‌ها هرگز منظره‌ای ناخوشایندتر و دردناک‌تر از آن را ندیده‌اند. پس اسرافیل در صور می‌دمد، و با صدای آن مردگان از گورهایشان برمی‌خیزند، و در محل قیامت گرد می‌آیند.

(7) (﴿خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ﴾) از ترس و وحشتی که دل‌هایشان را فرا گرفته است، چشمانشان فروهشته است. (﴿يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ﴾) از گورها بیرون می‌آیند، (﴿كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ﴾) و از بس که زیادند و به یکدیگر برخورد می‌کنند گویی آنها ملخ‌هایی هستند که در زمین پراکنده شده‌اند و بسیار زیادند.

(8) (﴿مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ﴾) شتابان ندای فرا خواننده را اجابت می‌کنند. و این دلالت می‌نماید که فرا خواننده آنها را دعوت می‌کند و به آنها فرمان می‌دهد تا در محل قیامت حاضر شوند. پس آنها دعوتش را لبیک می‌گویند و شتابان آن را پاسخ می‌دهند. (﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾) کافرانی که عذابشان آماده است می‌گویند: این روز سختی است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾ بر کافران آسان نیست؛ یعنی برای مؤمنان سهل و آسان است.

54:9–17Page 529

۞ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ فَكَذَّبُواْ عَبۡدَنَا وَقَالُواْ مَجۡنُونٞ وَٱزۡدُجِرَ ٩

The people of Noah denied before them, and they denied Our servant and said, "A madman," and he was repelled.

فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَغۡلُوبٞ فَٱنتَصِرۡ ١٠

So he invoked his Lord, "Indeed, I am overpowered, so help."

فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ ١١

Then We opened the gates of the heaven with rain pouring down

وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ ١٢

And caused the earth to burst with springs, and the waters met for a matter already predestined.

وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ ١٣

And We carried him on a [construction of] planks and nails,

تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ ١٤

Sailing under Our observation as reward for he who had been denied.

وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ ١٥

And We left it as a sign, so is there any who will remember?

فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ١٦

And how [severe] were My punishment and warning.1

وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ ١٧

And We have certainly made the Qur’ān easy for remembrance, so is there any who will remember?

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ?

(9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند.

(10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار.

(11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم.

(12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند.

(13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم.

(14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است.

(15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند.

(16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟

(17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

54:18–22Page 529

كَذَّبَتۡ عَادٞ فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ١٨

ʿAad denied; and how [severe] were My punishment and warning.

إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ ١٩

Indeed, We sent upon them a screaming wind on a day of continuous misfortune,

تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ ٢٠

Extracting the people1 as if they were trunks of palm trees uprooted.

فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ٢١

And how [severe] were My punishment and warning.

وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ ٢٢

And We have certainly made the Qur’ān easy for remembrance, so is there any who will remember?

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ قوم عاد تکذيب کردند پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ما بر آنها در روزي نحس و طولاني بادي سخت فرستاديم ، تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ که مردمان را از زمين ، همانند ريشه هاي از جاي کنده نخل ، بر مي کند، فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ?

(18 - 19) عاد قبیلۀ معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود علیه السلام را به عنوان پیامبر به سوی آنها فرستاد و آنان را به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود، امّا او را تکذیب کردند آنگاه خداوند (﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾) باد بسیار تند و شدیدی را (﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾) در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد، و هفت شب و هشت روز ادامه یافت.

(20) (﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾) از بس که شدید و تند بود، مردم را از زمین بر می‌کند و به هوا می‌برد سپس آنها را به زمین می‌زد و نابود می‌کرد و آنها طوری می‌شدند که (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾) اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنه‌های درختان خرمایی هستند که باد آنها را از بیخ کنده و به زمین انداخته است. به‌راستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند، بسیار برای او بی‌ارزش می‌شوند!

(21) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ باید گفت که سوگند به خدا عذابی بس دردناک است، و هشداری است که برای هیچ کس عذر و دلیلی باقی نمی‌گذارد.

(22) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به راستی قرآن را به منظور پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟ خداوند متعال از آنجا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توجّه دارد و آنهارا به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی می‌بخشد فرا می‌خواند، این مطلب را تکرار می‌نماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.

54:23–32Page 529

كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ ٢٣

Thamūd denied the warning.

فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ ٢٤

And said, "Is it one human being1 among us that we should follow? Indeed, we would then be in error and madness.

أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ ٢٥

Has the message been sent down upon him from among us? Rather, he is an insolent liar."

سَيَعۡلَمُونَ غَدٗا مَّنِ ٱلۡكَذَّابُ ٱلۡأَشِرُ ٢٦

They will know tomorrow who is the insolent liar.

إِنَّا مُرۡسِلُواْ ٱلنَّاقَةِ فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ ٢٧

Indeed, We are sending the she-camel as trial for them, so watch them and be patient.1

وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡۖ كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ ٢٨

And inform them that the water is shared between them,1 each [day of] drink attended [by turn].

فَنَادَوۡاْ صَاحِبَهُمۡ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ ٢٩

But they called their companion,1 and he dared2 and hamstrung [her].

فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ٣٠

And how [severe] were My punishment and warning.

إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَكَانُواْ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ ٣١

Indeed, We sent upon them one shriek [i.e., blast from the sky], and they became like the dry twig fragments of an [animal] pen.

وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ ٣٢

And We have certainly made the Qur’ān easy for remembrance, so is there any who will remember?

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ?

(23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند.

(24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند.

(25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد.

(27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟

(28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید.

(29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد.

(30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском