As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Hadid 57:20–29
57:20–21Page 540
ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِۖ كَمَثَلِ غَيۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمٗاۖ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞۚ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ ٢٠
Know that the life of this world is but amusement and diversion and adornment and boasting to one another and competition in increase of wealth and children - like the example of a rain whose [resulting] plant growth pleases the tillers; then it dries and you see it turned yellow; then it becomes [scattered] debris. And in the Hereafter is severe punishment and forgiveness from Allāh and approval. And what is the worldly life except the enjoyment of delusion.
سَابِقُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ ٢١
Race [i.e., compete] toward forgiveness from your Lord and a Garden whose width is like the width of the heavens and earth, prepared for those who believed in Allāh and His messengers. That is the bounty of Allāh which He gives to whom He wills, and Allāh is the possessor of great bounty.
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ بدانيد که زندگي اينجهاني بازيچه است و بيهودگي و آرايش و فخر فروشي ، وافزون جويي در اموال و اولاد همانند باراني به وقت است که روييدنيهايش کافران را به شگفت افکند سپس پژمرده مي شود و بيني که زرد گشته است و خاک شده است و در آخرت نصيب گروهي عذاب سخت است و نصيب گروهي آمرزش خدا و خشنودي او و زندگي دنيا جز متاعي فريبنده نيست سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتي که پهناي آن همسان پهناي آسمانها و زمين است ، بر يکديگر پيشي گيريد اين بهشت براي کساني که به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند ، مهيا شده است اين بخشايشي است از جانب خدا که به هر که مي خواهد ارزانيش مي دارد ، که خدا صاحب بخشايشي بزرگ است ،
(20) خداوند متعال از حقیقت دنیا خبر میدهد و هدف نهایی دنیا و اهل دنیا را بیان میدارد که دنیا بازیچه و سرگرمی است؛ جسمها در آن بازی میکنند، و دلها با آن سرگرم میشوند. مصداق این واقعیت در میان دنیا پرستان دیده میشود. آنها را میبینی که عمر خود را با سرگرمی و غفلت از یاد خدا سپری میکنند؛ و از وعده و وعیدهایی که پیش روی دارند غافل هستند. آنها را میبینی که دین خود را به بازیچه و سرگرمی گرفتهاند. به خلاف کسانی که بیدار هستند و برای آخرت فعالیت مینمایند. دلهای چنین کسانی با ذکر خدا و معرفت و محبّت الهی آباد است، و آنها اوقات خود را با کارهایی سپری میکنند که برای آنان و دیگران نفع و سود دارد؛ کارهایی که آنان را به خدا نزدیک مینماید. (﴿وَزِينَةٞ﴾) و آرایش در لباس و خوراک و نوشیدنی و سواریها و خانهها و قصرها و مقام و غیره است. (﴿وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ﴾) و هر یک میخواهد به خود ببالد و بر دیگران فخرفروشی نماید، و تلاش میکند که در امور دنیا از دیگران برتر و بر آنها چیره باشد، و از شهرت بیشتری برخوردار گردد. (﴿وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) هر یک میخواهد دارایی و فرزند بیشتری از دیگری داشته باشد. دوستدارندگان دنیا و کسانی که به آن دل بستهاند، مصداق این آیه هستند. به خلاف کسی که دنیا و حقیقت آن را شناخته، و آن را گذرگاهی قرار داده، و آن را محل پایداری و ماندن تصور نمیکند. چنین کسی در کارهایی با دیگران به رقابت میپردازد که او را به خدا نزدیک میکنند، و وسیلههایی را برگرفته که او را به سرای بهشت میرسانند، و هرگاه ببیند که کسی میکوشد تا از او اموال و فرزندان بیشتری داشته باشد، تلاش میکند با انجام اعمال صالح با او به رقابت بپردازد. پس خداوند برای دنیا مثالی زد، و آن را به بارانی تشبیه کرد که بر زمین میبارد، و گیاهانی که مردم و حیوانات میخورند به سبب آن میرویند و زمین آراسته میگردد، و گیاهانِ آن، کشاورزان را به شگفت میآورد؛ کسانی که نظر و همّت آنها بر دنیا متمرکز است. آنگاه خداوند این گیاهان را خشک میکند و از بین میبرد، و زمین به حالت اوّل برمیگردد، انگار که اصلاً در آن سبزی و گیاهی نروئیده و هیچگاه منظرهای زیبا و دیدنی نداشته است. نیز دنیا برای آدمی زیبا و شکوفاست، و هرگاه او بخواهد از آن استفاده مینماید، و هرگاه به امری از امور آن روی بیاورد درهایش را به روی خود گشوده مییابد. امّا همین دنیا هرگاه تقدیر الهی چنین باشد که از بین برود، صاحبش آن را از دست میدهد و تسلّط را از آن برطرف مینماید و با دست خالی با یک کفن از دنیا و ثروت خویش جدا میشود. پس هلاک باد کسی که چنین دنیایی را هدف نهایی خود قرار داده، و برای آن تلاش و فعالیت میکند. و امّا آنچه که فایده میرساند، فعّالیّت و تلاش برای جهان آخرت است، و چنین عملی برای صاحبش ذخیره میشود و برای همیشه با او همراه خواهد بود. بنابراین خداوند متعال میفرماید: (﴿وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞ﴾) و در آخرت هم عذابی سخت، و هم آمرزش و خشنودی از سوی خدا خواهد بود؛ یعنی وضعیّت آخرت از این دو حالت خارج نیست: یا عذاب سخت در آتش جهنّم و قرار گرفتن در میان زنجیرها و طوقها و خطرهای آن میباشد، و این برای کسی است که دنیا هدف نهاییاش بوده، و بر ارتکاب گناه جرأت نموده، و آیات خدا را تکذیب کرده، و نعمتهای الهی را کفران و ناسپاسی کرده است. و یا اینکه خداوند بدیها را میآمرزد، و کیفرها را دور مینماید، و خشنود میگردد. و این برای کسی است که در بهشت جای گرفته، و حقیقت دنیا را شناخته، و تلاش خود را برای جهان آخرت انجام داده است. پس این امور، انسان را فرا میخوانند تا برده و بندۀ دنیا نگردد و به آخرت متمایل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ﴾) و زندگانی دنیا جز مایۀ فریب نیست؛ یعنی کالایی است که از آن استفاده میشود، و به وسیلۀ آن نیازها برطرف میگردد. پس نباید فریب آن را خورد و به آن دل بست. و فقط کسانی که عقل و خردشان ضعیف است، فریب دنیا را میخورند و از خداوند غافل میگردند.
(21) سپس به پیشی گرفتن از یکدیگر برای رسیدن به آمرزش خداوند و رضایت او و بهشت فرمان داد، و این با انجام و فراهم آوردن عوامل آمرزش از قبیل: توبۀ نصوح، و آمرزش خواستن مفید، و دوری جستن از گناهان و از جایی که ظن گناه میرود امکان پذیر است. همچنین باید با عمل صالح، و تلاش برای جلب رضایت خداوند، و انجام عبادتها به نحو احسن و نیکی کردن با مردم برای رسیدن به خشنودی خداوند از همدیگر پیشی گرفت. بنابراین خداوند کارهایی را که منجر به این میشوند بیان کرد، و فرمود: (﴿وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ﴾) و [بشتابید به سوی] بهشتی که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی آماده شده است که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردهاند. اصول و فروع دین در ایمان آوردن به خدا و پیامبرانش داخل هستند. (﴿ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآء﴾) آنچه که برای شما بیان کردیم ـ و در آن راههایی برایتان بیان کردیم که انسان را به بهشت میرساند، و نیز راههایی که وی را به جهنّم میرساند، نیز برایتان بیان کردیم که فضل خدا عبارت از آن است که پاداش بزرگ الهی به دست آید ـ یکی از بزرگترین منّت و فضل خداوند بر بندگانش میباشد. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای فضل بزرگ است، و هیچ کس نمیتواند او را آن گونه که سزاوار است بستاید، بلکه او همانطور است که خود را ستوده، و بالاتر از ستایشی است که بندگانش او را میستایند.
57:22–24Page 540
مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ أَن نَّبۡرَأَهَآۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ ٢٢
No disaster strikes upon the earth or among yourselves except that it is in a register1 before We bring it into being - indeed that, for Allāh, is easy -
لِّكَيۡلَا تَأۡسَوۡاْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا تَفۡرَحُواْ بِمَآ ءَاتَىٰكُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ ٢٣
In order that you not despair over what has eluded you and not exult [in pride] over what He has given you. And Allāh does not like everyone self-deluded and boastful -
ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِۗ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ ٢٤
[Those] who are stingy and enjoin upon people stinginess. And whoever turns away1 - then indeed, Allāh is the Free of need, the Praiseworthy.
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ هيچ مصيبتي به مال يا به جانتان نرسد مگر پيش از آنکه بيافرينيمش ،، درکتابي نوشته شده است و اين بر خدا آسان است ، لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ تا بر آنچه از دستتان مي رود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مي آيدشادماني نکنيد و خدا هيچ متکبر خود ستاينده اي را دوست ندارد : الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و هر که رويگردان مي شود ، بداند که خدا بي نياز و ستودني است.
(22) خداوند از فراگیر بودن قضا و تقدیر خویش خبر میدهد و میفرماید: (﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ ...﴾) هیچ رخداد و بلایی در زمین به وقوع نمیپیوندد و به شما دست نمیدهد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی نوشته شده است. و این همۀ مصیبتهایی را شامل میشود که به انسانها دست میدهد، از قبیل: خیر و شر. و همۀ آنها اعم از کوچک و بزرگ در لوح محفوظ ثبت گردیده است. و این امر بزرگی است که در عقلها نمیگنجد، بلکه خردمندان را حیران میگرداند، امّا این کار برای خداوند آسان است. خداوند بندگان را از این آگاه کرد تا این قاعده نزد آنها جای بگیرد، و خیر و شرّی را که برایشان پیش میآید در چارچوب این قاعده بسنجند و ارزیابی کنند.
(23) پس برای آنچه از دست دادهاند، اندوهگین و ناراحت نشوند؛ چیزی که به آن علاقهمند بوده و به آن چشم دوخته بودند، چون میدانند که این در لوح محفوظ نوشته شده است و باید انجام پذیرد. پس راهی برای دور کردن آن نیست. و به آنچه خداوند به آنها داده، از روی خودستایی و تکبّر شاد نشوند؛ چون میدانند که آنها با قدرت و فعّالیّت خود آن را به دست نیاوردهاند، بلکه در پرتو فضل و منّت خدا آن را کسب کردهاند. بلکه باید به شکرگزاریِ کسی مشغول شوند که نعمتها را ارزانی نموده و رنجهارا دور کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ﴾) خدا هیچ خودپسند خودستایی را -که به نعمتهای الهی فخر میکند، و آن را به خود نسبت میدهد، و نعمتها او را سرکش و غافل میگردانند-دوست ندارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ﴾ و هرگاه طعم رحمتی به او بچشانیم میگوید: این را از روی دانشی که داشتهام به من داده شده است، [خیر چنین نیست] بلکه این آزمایشی است.
(24) (﴿ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ﴾) کسانی که دو کار زشت را با هم انجام میدهند که انجام دادن یکی از این دو کار برای بدنامی و بدی انسان کافی است: یکی بخل ورزیدن و ندادن حقوقی است که بر آدمی واجب است؛ و دیگر اینکه آدمی به بخل ورزیدن خود بسنده نکند، بلکه مردم را هم به آن امر نماید، و با گفتار و کردار خویش مردم را به این رفتار و خوی زشت تشویق کند، و این به خاطر آن است که او از اطاعت پروردگارش روی برتافته است. امّا بداند که (﴿وَمَن يَتَوَلَّ﴾) هرکس از اطاعت خدا روی بگرداند، به کسی جز خودش زیانی نمیرساند، و کوچکترین زیانی به خداوند نخواهد رساند. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾) چرا که خداوند بینیاز و ستوده است؛ و بینیازیاش از لوازم ذات اوست، و پادشاهی و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، اوست که بندگانش را بینیاز گردانده است؛ او ستوده است، و دارای هر اسمی نیکو و هر صفتی کامل و هر کاری زیبا میباشد، و بر این چیزها سزاوار ستایش است و باید مورد ستایش و بزرگداشت و تمجید قرار بگیرد.
57:25–27Page 541
لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ ٢٥
We have already sent Our messengers with clear evidences and sent down with them the Scripture and the balance that the people may maintain [their affairs] in justice. And We sent down iron, wherein is great military might and benefits for the people, and so that Allāh may make evident those who support Him and His messengers unseen. Indeed, Allāh is Powerful and Exalted in Might.
وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَۖ فَمِنۡهُم مُّهۡتَدٖۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ ٢٦
And We have already sent Noah and Abraham and placed in their descendants prophethood and scripture; and among them is he who is guided, but many of them are defiantly disobedient.
ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَۖ وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗۚ وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا مَا كَتَبۡنَٰهَا عَلَيۡهِمۡ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ رِضۡوَٰنِ ٱللَّهِ فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَاۖ فَـَٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ ٢٧
Then We sent following their footsteps [i.e., traditions] Our messengers and followed [them] with Jesus, the son of Mary, and gave him the Gospel. And We placed in the hearts of those who followed him compassion and mercy and monasticism, which they innovated; We did not prescribe it for them except [that they did so] seeking the approval of Allāh. But they did not observe it with due observance. So We gave the ones who believed among them their reward, but many of them are defiantly disobedient.
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ما پيامبرانمان را با دليلهاي روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو، رانيز نازل کرديم تا مردم به عدالت عمل کنند و آهن را که در آن نيرويي سخت و منافعي براي مردم است فرو فرستاديم ، تا خدا بداند چه کسي به ناديده ، او و پيامبرانش را ياري مي کند زيرا خدا توانا و پيروزمند است. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و، کتاب نهاديم بعضيشان هدايت يافتگان بودند ولي بيشترينشان نافرمانان ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ سپس پيامبرانمان را پس از ايشان فرستاديم و عيسي بن مريم را از پي ، آنها روانه کرديم و به او انجيل را داديم ، و در دل پيروانش رافت و رحمت نهاديم و رهبانيتي که به بدعت آورده اند ما بر آنها مقرر نکرده ايم ، اما در آن خشنودي خدا مي جستند ، ولي حق آن را بسزا نگزاردند ما از آن ميان به کساني که ايمان آورده بودند ، پاداش داديم ولي بيشترينشان نافرمان بودند.
(25) خداوند متعال میفرماید: (﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) به راستی که ما پیغمبران خود را با دلایل روشن فرستادیم؛ و آن دلایل و نشانههایی است که بر راست و حقّ بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکنند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و همراه آنان کتاب را فرستادیم. کتاب اسم جنس است و شامل همۀ کتابهایی میشود که خداوند برای ارشاد و هدایت مردم و کسب منافع دینی و دنیویشان نازل کرده است. (﴿وَٱلۡمِيزَانَ﴾) و میزان را فروفرستادیم. میزان به معنی عدالت در گفتارها و کردارهاست. دینی که پیامبران با خود آوردهاند، سراسر عدالت است؛ و اوامر و نواهی آن در معاملات با مردم و در امور جزایی و قصاص و حدود و قانون ارث و غیره دادگرانه است. (﴿لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) تا مردم به داد رفتار کنند؛ یعنی تا مردم به خاطر اجرای آئین الهی و تحصیل منافع بیشمار خود، عدالت را اجرا کنند. این دلیلی است بر اینکه پیامبران در اصل و اساس شریعت که اجرای عدالت است متّفق هستند، گرچه اجرای عدالت با توجّه به زمانها و احوال گوناگون، صورتهای مختلفی دارد. (﴿وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ﴾) و آهن را پدیدار نمودهایم که در آن نیروی فراوانی است، و آلات جنگی همانند سلاح و زره و غیره از آن ساخته میشود. (﴿وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ﴾) و سودهایی برای مردم دارد. مانند انواع صنعتها و حرفهها و ظروف و آلات کشاورزی که همه از آهن هستند تا جایی که کمترین چیزی وجود دارد که به آهن نیاز نداشته باشد. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِ﴾) و تا خداوند بازار امتحان و آزمایش را با کتابهایی که نازل فرموده، و با آهن که آن را آفریده است، برپا دارد و کسی را که او و پیامبرش را در نهان ـ یعنی قبل از مشاهدۀ حقایق ـ یاری مینماید مشخّص گرداند؛ زیرا ایمان در حالت غیب-قبل از اینکه انسان آن را با چشم خود مشاهده کند- فایده میدهد. امّا ایمانی که بعد از مشاهده حقایق و دنیای غیب باشد، فایدهای نخواهد داشت؛ چون در آن وقت ایمان آوردن یک امر ضروری و اضطراری خواهد بود، و به ناچار همه باور خواهند کرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ﴾) بیگمان، خداوند تواناست، و هیچ چیزی او را ناتوان نمیکند، و هیچ فرارکنندهای از دست او در نمیرود. و از جمله توانمندی او این است که آهن را پدید آورده است که ابزارهای قوی از آن ساخته میشوند. و از نشانههای قدرت و توانمندی خداوند این است که بر انتقام گرفتن از دشمنان خود تواناست، ولی او دوستان خود را به وسیلۀ دشمنانش میآزماید، تا کسی را که در نهان او را یاری میکند مشخّص گرداند. خداوند در اینجا کتاب و آهن را در کنار هم ذکر کرده است، چون با این دو، دین خود را یاری مینماید و کلمۀ خویش را برتر قرار میدهد: کتاب که در آن حجّت و دلیل بیان شده، و با شمشیر که به اذن خداوند پیروزی را به بار میآورد، و هر دو را خداوند برای اجرای عدالت پدید آورده است که از این امر به حکمت و کمال الهی و کمال شریعت و آئین او که توسّط پیامبرانش آن را بیان داشته است پی برده میشود.
(26) وقتی نبوّت پیامبران را به طور عموم بیان کرد، از پیامبران برگزیده، نوح و ابراهیم نام برد که در دودمان آنها نبوت و کتاب را قرار داده است. پس فرمود: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به راستی نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان، نبوّت و کتاب قرار دادیم؛ یعنی پیامبران پیشین و پسین همه از فرزندان نوح و ابراهیم ـعلیهما السلامـ بودهاند. همچنین همۀ کتابها بر فرزندان این دو پیامبر بزرگوار نازل شدهاند. (﴿فَمِنۡهُم مُّهۡتَدٖ﴾) پس برخی از کسانی که پیامبران را به سوی آنها فرستادهایم، به وسیلۀ دعوت پیامبران راهیاب گشته و فرمانبردار آنها شدند و از رهنمودشان اطاعت کردند. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان از اطاعت خداوند و پیامبرانش منحرف و خارج شدند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوۡ حَرَصۡتَ بِمُؤۡمِنِينَ﴾ و بیشتر مردم ایمان نخواهند آورد، گرچه تو بر ایمان آوردن آنها حریص باشی.
(27) (﴿ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ﴾) و به دنبال آنان پیامبران خود را فرستادیم، و عیسی پسر مریم را در پی آنان آوردیم. خداوند عیسی ـ علیه السلام ـ را به طور ویژه بیان کرد چون بحث در مورد نصاری است؛ کسانی که ادّعای پیروی از عیسی را دارند. (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ﴾) و انجیل را که یکی از کتابهای برتر الهی است بدو عطا کردیم. (﴿وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗ﴾) و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند مهربانی و بخشایش قرار دادیم. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاۡ إِنَّا نَصَٰرَىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ بدون شک خواهی دید که دشمنترین مردم برای مؤمنان یهودیان و مشرکان هستند. و نزدیکترین مردم به مؤمنان از نظر مهربانی کسانی هستند که گفتند:«ما نصاری هستیم.» چون آنها دارای دانشمندان و دیرنشینهایی هستند و تکبّر نمیورزند. بنابراین نصاری دلهای نرمتر و مهربانتری از دیگران داشتند، امّا این زمانی بود که بر شریعت عیسی ـ علیه السلام ـ بودند. (﴿وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا﴾) و رهبانیّت و عبادتی که خود آن را به وجود آوردند و آن را بر خود واجب کردند و خود را بدان ملزم نمودند، خداوند آن را بر آنها فرض نکرده بود، بلکه آنها خودشان خویشتن را به آن ملزم کرده بودند و هدفشان از این کار به دست آوردن رضایت خداوند بود. با وجود این (﴿فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا﴾) آن را انجام ندادند، و حقِّ آن را به جای نیاوردند. پس آنها از دو جهت کوتاهی کردند: یکی اینکه از پیش خود چنین عبادتی را به وجود آوردند؛ و دوم اینکه آنچه را که بر خود لازم و واجب کرده بودند انجام ندادند. پس غالباً حالت آنها چنین است. و برخی از آنها مطیع فرمان خدا میباشند، بنابراین فرمود: (﴿فََٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡ﴾) پس کسانی که به محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند ـ و به عیسی هم ایمان داشتند ـ خداوند به هریک برحسب ایمانشان پاداش میدهد. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان بدکارند؛ یعنی محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنند، و از اطاعت و صراط مستقیم خارج هستند.
57:28–29Page 541
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَءَامِنُواْ بِرَسُولِهِۦ يُؤۡتِكُمۡ كِفۡلَيۡنِ مِن رَّحۡمَتِهِۦ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ نُورٗا تَمۡشُونَ بِهِۦ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٢٨
O you who have believed, fear Allāh and believe in His Messenger; He will [then] give you a double portion of His mercy and make for you a light by which you will walk and forgive you; and Allāh is Forgiving and Merciful.
لِّئَلَّا يَعۡلَمَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَلَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ ٢٩
[This is] so that the People of the Scripture may know that they are not able [to obtain] anything from the bounty of Allāh1 and that [all] bounty is in the hand2 of Allāh; He gives it to whom He wills. And Allāh is the possessor of great bounty.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و به پيامبرش ايمان بياوريد تا شما را از رحمت خويش دوبار مزد بدهد و شما را نوري عطا کند که در روشنايي آن راه بجوييد و بيامرزدتان که خدا آمرزنده مهربان است. لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ تا اهل کتاب بدانند که به بخشايش خداوند هيچ دسترس ندارند و اين بخشايش به دست اوست که به هر که خواهد ارزاني مي دارد ، و خدا را بخشايشي عظيم است.
(28) احتمال دارد که در اینجا اهل کتاب مورد خطاب باشند؛ کسانی که به موسی و عیسی ـ علیهما السلام ـ ایمان آوردهاند. خداوند در اینجا به آنها امر میکند تا به مقتضای ایمانشان عمل نمایند و از خدا بترسند، و از گناهان بپرهیزند، و به پیامبر خدا محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان بیاورند. خداوند میفرماید اگر آنها این کار را بکنند، به آنها از رحمت خویش (﴿كِفۡلَيۡنِ﴾) دو پاداش میدهد: یکی پاداش ایمان به محمّد، و یکی پاداش ایمان به پیغمبر خودشان؛ و احتمال دارد که فرمان عامّی باشد که اهل کتاب و دیگران همه در آن داخل هستند، و ظاهراً همینطور است. و خداوند آنان را دستور میدهد تا ایمان بیاورند و تقوا را رعایت کنند. تقوا چیزی است که همۀ دین، ظاهر و باطن آن و اصول و فروعش در آن داخل هستند. و اگر آنها از این فرمان بزرگ اطاعت کنند، خداوند (﴿كِفۡلَيۡنِ مِن رَّحۡمَتِهِۦ﴾) دو بهره و دو پاداش از رحمت خویش را به آنها میبخشد که اندازه و حالت این پاداش را کسی جز خداوند نمیداند. یکی پاداش ایمان، و دیگری پاداش در برابر تقوا و پرهیزگاری، و یا پاداشی به خاطر پیروی از اوامر، و دیگری به خاطر پرهیز و دوری گزیدن از آنچه خداوند از آن نهی کرده است؛ و یا اینکه منظور از دو پاداش این است که خداوند پاداش آنها را هر بار میدهد. (﴿وَيَجۡعَل لَّكُمۡ نُورٗا تَمۡشُونَ بِهِۦ﴾) و برایتان نوری قرار میدهد که در پرتو آن حرکت میکنید؛ یعنی به شما علم و هدایت میدهد، و نوری به شما عطا میکند که در تاریکیهای جهالت به وسیلۀ آن حرکت میکنید، و گناهانتان را میآمرزد. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای فضل و بخشش فراوان است. پس چنین پاداش فراوانی در برابر کسی که فضل فراوان دارد زیاد نیست؛ خداوندی که فضل و لطف او آسمانها و زمین را فراگرفته است. پس هیچ مخلوقی، به اندازۀ یک چشم به هم زدن و یا کمتر از آن نمیتواند از فضل الهی بی بهره باشد.
(29) (﴿لِّئَلَّا يَعۡلَمَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَلَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّن فَضۡلِ ٱللَّهِ﴾) ما برایتان بیان کردیم که هر کس ایمان بیاورد و از خدا بترسد و به پیامبرش ایمان بیاورد، از فضل و احسان خدا برخوردار خواهد شد تا اهل کتاب بدانند که هیچ چیزی از فضل خدا را در اختیار ندارند؛ یعنی طبق عقلها و خواستهای فاسد خودشان نمیتوانند جلوی فضل و لطف الهی را بگیرند. آنها میگویند:﴿لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ﴾ هرگز وارد بهشت نخواهد شد مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. و گمانها و خیالات فاسدی دربارۀ فضل الهی در سر میپرورانند. پس خداوند متعال خبر داد کسانی که به محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان آورده و تقوای الهی را پیشه کردهاند، دو پاداش از رحمت الهی دارند، و به آنها نوری داده خواهد شد، و آمرزش الهی نصیب آنها میگردد. و تا اهل کتاب بدانند که (﴿وَأَنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ﴾) فضل در دست خداوند است؛ و آن را به هر کس که بخواهد میدهد؛ هر کس که حکمت الهی اقتضا نماید تا به او از فضل خویش عطا کند. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای آنچنان فضل بزرگی است که اندازه و مقدار آن را نمیتوان تعیین کرد.
* * *
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences