As-Sa'diAl‑Hashr · 59:1–24

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Al-Hashr 59:1–24, continued

(10) و برای کسانی که پس از آنها می‌آیند، همین فضیلت کافی است که در مسیر آنها حرکت کنند و به رهنمود آنان اقتدا نمایند. بنابراین خداوند پیشینیانی را که به آنها اقتدا نموده‌اند بیان کرد و فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾) و کسانی که بعد از مهاجرین و انصار به دنیا می‌آیند، (﴿يَقُولُونَ﴾) در قالب خیرخواهی برای خود و همۀ مؤمنان می‌گویند: (﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ﴾) پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان آوردن از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز. و این دعایی است که همۀ مؤمنان گذشته را از قبیل: اصحاب و کسانی که پیش از آنها و بعد از آنها بوده‌اند شامل می‌شود. و این از فضائل ایمان است که مؤمنان از یکدیگر استفاده می‌برند و برای یکدیگر دعا می‌کنند، چون همه در ایمان مشارکت دارند، و ایمان است که میان مؤمنان پیوند برادری ایجاد می‌کند، و به سبب این پیوند برای یکدیگر دعا می‌کنند و یکدیگر را دوست می‌دارند. بنابراین خداوند در این دعا بیان کرد که کینه‌ای در دل‌هایشان نسبت به همدیگر ندارند، و هرگاه در دل کینه نباشد، ضد آن -که محبّت و دوستی و خیرخواهی برای همدیگر است- جای می‌گیرد. و خداوند کسانی را که پس از اصحاب می‌آیند مؤمن قلمداد نمود، چون وقتی می‌گویند: (﴿سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ﴾) دلیلی است بر اینکه در ایمان آوردن با گذشتگان مشارکت دارند، و در عقاید و ایمان و اصول آن پیرو اصحاب هستند. و این‌ها اهل سنت و جماعت می‌باشند که این وصف کامل فقط بر آنها صدق پیدا می‌کند. خداوند صفت آنها را بیان کرد که به گناهان اقرار می‌نمایند، و از خداوند برای یکدیگر طلب آمرزش می‌کنند، و تلاش می‌نمایند تا در دل‌هایشان نسبت به برادران مؤمن خود کینه‌ای نداشته باشند. آنها که این دعا را می‌کنند، مستلزم آن است یکدیگر را دوست داشته باشند؛ و هرکس چیزی را که برای خود می‌پسندد، برای برادرش نیز بپسندد و در بودن و نبودن برادرش و در زمانی که زنده یا مرده است، خیرخواهش باشد. آیۀ کریمه دلالت می‌نماید که این از جمله حقوق مؤمنان است که بر یکدیگر دارند. سپس دعای مؤمنان را با دو اسم بزرگوار خداوند به پایان برد، دو اسمی که بر کمال رحمت خداوند و شدّت مهربانی‌اش نسبت به بندگان دلالت می‌نمایند. از جمله رحمت و رأفت او این است که به مؤمنان توفیق داده است تا حقوق خدا و بندگانش را به جا بیاورند. پس این گروه‌های سه گانه، گروه‌های این امّت هستند و اینها سزاوار غنیمت می‌باشند و مسلّم است که غنیمت در جایی مصرف می‌شود که مصلحت و منفعت مسلمین در آن باشد.و اینها اهل غنیمت هستند، خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند!

(11) سپس خداوند شگفتی حالت منافقان را بیان می‌کند؛ آنهایی که به برادران اهل کتاب خود قول می‌دهند که شما را یاری می‌کنیم و به اهل کتاب می‌گویند: (﴿لَئِنۡ أُخۡرِجۡتُمۡ لَنَخۡرُجَنَّ مَعَكُمۡ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمۡ أَحَدًا أَبَدٗا﴾) هرگاه شما را بیرون کنند، ما هم با شما بیرون خواهیم آمد، و هرکس ما را سرزنش کند یا بترساند تا شما را یاری نکنیم، از او اطاعت نخواهیم کرد. (﴿وَإِن قُوتِلۡتُمۡ لَنَنصُرَنَّكُمۡ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و اگر با شما جنگ و پیکار شود، قطعاً شما را یاری خواهیم کرد؛ و خداوند گواهی می‌دهد که آنان در این وعده‌ای که با آن برادران اهل کتاب خود را فریب می‌دهند، دروغگو هستند.

(12) و این از آنها بعید نیست، چون دروغ، صفت آنهاست؛ و مکر و فریب و نفاق و بزدلی را همواره به همراه دارند. بنابراین خداوند آنها را تکذیب کرد، و همان‌طور که خداوند خبر داده بود اتفاق افتاد، و فرمود: (﴿لَئِنۡ أُخۡرِجُواۡ﴾) اگر از خانه‌هایشان بیرون رانده شوند و آواره گردند، (﴿لَا يَخۡرُجُونَ مَعَهُمۡ﴾) منافقان به همراه آنها بیرون نخواهند رفت؛ چون وطن خود را دوست دارند و بر جنگیدن و پیکار کردن شکیبا نیستند، و به عهد خود وفادار نمی‌باشند. (﴿وَلَئِن قُوتِلُواۡ لَا يَنصُرُونَهُمۡ﴾) و اگر با آنان کارزار شود به آنان یاری نمی‌رسانند، بلکه ترس و بزدلی بر آنها مستولی می‌گردد و سستی آنها را فرامی‌گیرد و در زمانی که برادرانشان به شدّت به آنها نیاز دارند خوارشان می‌گردانند. (﴿وَلَئِن نَّصَرُوهُمۡ﴾) و به فرض اگر آنها را یاری کنند، (﴿لَيُوَلُّنَّ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ﴾) قطعاً پشت خواهند کرد و می‌گریزند. یعنی نمی‌جنگند و پا به فرار می‌گذارند و خداوند هم آنها را یاری نمی‌کند.

(13) و آنچه آنها را بر این امر واداشت این است که ترس از شما مؤمنان (﴿أَشَدُّ رَهۡبَةٗ فِي صُدُورِهِم مِّنَ ٱللَّهِ﴾) در سینه‌های ایشان بیش از هراس آنان از خداست. پس آنها ترسشان از شما بیشتر از ترسشان از خداست و آنها ترس از مخلوقی که اختیار کوچک‌ترین سود و زیانی را برای خودش ندارد بر ترس از آفریننده‌ای که سود و زیان و دادن و ندادن در دست اوست مقدّم داشته‌اند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ﴾) این بدان خاطر است که آنان قومی هستند که مراتب امور و حقایق آن را نمی‌فهمند و عواقب کارها را تصوّر نمی‌کنند. و فهمیدن کامل و درک واقعی این است که ترس از خداوند و امید و محبّت به او بر محبّت و ترس دیگران مقدّم باشد.

(14) (﴿لَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرٗى مُّحَصَّنَةٍ أَوۡ مِن وَرَآءِ جُدُرِۢ﴾) آنان به صورت دسته‌جمعی جز در پس دژهای محکم و یا از پشت دیوارها نمی‌جنگند؛ یعنی در پیکار با شما ثابت قدم و مصمّم نخواهند بود مگر اینکه در آبادی و قلعه‌ها پناه بگیرند، و یا اینکه پشت دیوارها باشند، در چنین مواقعی ممکن است که آنها با تکیه بر قلعه‌ها و دیوارهایشان مقاومت کنند، نه اینکه بر اثر شجاعت خودشان جنگیده باشند، و این بزرگ‌ترین مذمّت است. (﴿بَأۡسُهُم بَيۡنَهُمۡ شَدِيدٞ﴾) عداوت و جنگشان در میان خودشان سخت است. آنها در جسم و توانایی‌شان آفتی ندارند. بلکه آفتشان این است که ایمانشان ضعیف است و متّحد نیستند. بنابراین فرمود: (﴿تَحۡسَبُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) وقتی آنها را گرد هم می‌بینی، گمان می‌بری که متّحد هستند، (﴿وَقُلُوبُهُمۡ شَتَّىٰ﴾) حال آنکه دل‌هایشان پراکنده است؛ یعنی نسبت به یکدیگر حسد و نفرت دارند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ﴾) آنها چون عقل و خرد ندارند، چنین هستند؛ و اگر عقل ‌داشتند، آنچه را که بهتر است برای خود بر می‌گزیدند و برای خویشتن خوارترین شیوه را نمی‌پسندیدند و متّحد می‌شدند و همدل می‌گشتند و یکدیگر را یاری می‌کردند. و همدیگر را در راستای منافع دینی و دنیوی‌شان کمک می‌نمودند. داستان این خوارشدگان اهل کتاب که خداوند انتقام پیامبرش را از آنها گرفت، و طعم خواری و ذلت را در دنیا به آنها چشاند

(15) و از سوی کسانی که به آنها وعده داده بودند یاری‌شان کنند، یاری نشدند، همچون داستان کسانی است که اندکی پیش از اینان بودند. آنها کفّار قریش بودند که شیطان کارهایشان را برایشان زیبا جلوه داد و گفت:﴿لَا غَالِبَ لَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّي جَارٞ لَّكُمۡۖ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلۡفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكُمۡ إِنِّيٓ أَرَىٰ مَا لَا تَرَوۡنَ﴾ امروز هیچ کس از مردم بر شما چیره نخواهد شد، و من همراه شما هستم. وقتی دو گروه رو در روی هم قرار گرفتند، شیطان به عقب فرار کرد و گفت:«من از شما بیزارم، من چیزی می‌بینم که شما نمی‌بینید.» پس آنان فریب خودشان را خوردند، نیز کسانی دیگر آنها را فریب دادند که به آنان سودی نرساندند و عذاب را از آنان دور نکردند تا اینکه با تکبّر و غرور به محل «بدر» وارد شدند به گمان اینکه آنها به آرزویی که دربارۀ پیامبر و مؤمنان داشتند می‌رسند. امّا خداوند پیامبرش و مؤمنان را بر آنها پیروز گرداند، و بزرگان و سرانشان کشته شدند و تعدادی از آنها به اسارت درآمدند و برخی پا به فرار گذاشتند. از این رو (﴿ذَاقُواۡ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ﴾) طعم کارشان و سرانجام شرک و تجاوز خویش را چشیدند. این عذابشان در دنیا بود، (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و در آخرت عذاب دردناکی دارند.

(16) مثال منافقانی که برادران اهل کتاب خود را فریب دادند، (﴿كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ﴾) مانند مثال شیطان است که به انسان گفت: کافر شو؛ یعنی کفر را برای او زیبا جلوه داد و او را به آن فراخواند. وقتی انسان فریب شیطان را خورد و کافر شد و به بدبختی گرفتار آمد، شیطانی که با او دوست بود و او را به این کارها فرا می‌خواند، به او فایده‌ای نرساند بلکه از او گریزان شد و بیزاری جست و، (﴿قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) گفت: من از تو بیزارم، من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌ترسم؛ یعنی من برای دور کردن عذاب از تو قدرتی ندارم، و به اندازۀ یک ذره نمی‌توانم به تو سود برسانم.

(17) (﴿فَكَانَ عَٰقِبَتَهُمَآ﴾) و سرانجام دعوت‌دهنده که شیطان است و دعوت داده شده که انسان است این شد که (﴿أَنَّهُمَا فِي ٱلنَّارِ خَٰلِدَيۡنِ فِيهَا﴾) هر دوی آنان در آتش دوزخ هستند و در آن جاودانه خواهند بود. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ بی‌گمان، شیطان گروهش را دعوت می‌کند تا از دوزخیان باشند. (﴿وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاۡ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و این سزای ستمکاران است؛ کسانی که در ستمگری و کفر ورزیدن با همدیگر مشارکت دارند، گرچه در شدت عذاب با یکدیگر متفاوت هستند. و این عادت و شیوۀ شیطان با همۀ دوستانش می‌باشد؛ او آنها را فرامی‌خواند و با حیله و فریب، آنها را به سوی آنچه که به زیانشان است می‌کشاند تا اینکه در دام می‌افتند و اسباب هلاکت و نابودی، آنها را فرامی‌گیرد. در این هنگام از آنها بیزاری می‌جوید و از آنها دست می‌کشد. و کسی که از شیطان اطاعت کند، قابل سرزنش است؛ چون خداوند آدمی را از او برحذر داشته و انسان‌ها را از اهداف و منظور شیطان آگاه کرده است. پس کسی که اقدام به اطاعت از او ‌نماید، از روی بینش مرتکب گناه می‌شود و چنین کسی عذری ندارد.

59:18–21Page 548

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ١٨

O you who have believed, fear Allāh. And let every soul look to what it has put forth for tomorrow - and fear Allāh. Indeed, Allāh is Aware of what you do.

وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ١٩

And be not like those who forgot Allāh, so He made them forget themselves. Those are the defiantly disobedient.

لَا يَسۡتَوِيٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۚ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ ٢٠

Not equal are the companions of the Fire and the companions of Paradise. The companions of Paradise - they are the attainers [of success].

لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ ٢١

If We had sent down this Qur’ān upon a mountain, you would have seen it humbled and splitting from fear of Allāh. And these examples We present to the people that perhaps they will give thought.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و هر کس بايد بنگرد که براي فردايش چه فرستاده است از خدا بترسيد که خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ از آن کسان مباشيد که خدا را فراموش کردند و خدا نيز چنان کرد تا خود را فراموش کنند ايشان نافرمانند لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ اهل آتش و اهل بهشت با هم برابر نيستند اهل بهشت خود کاميافتگانند. لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ اگر اين قرآن را بر کوه نازل مي کرديم ، از خوف خدا آن را ترسيده و شکاف خورده مي ديدي و اين مثالهايي است که براي مردم مي آوريم ، شايد به فکر فرو روند.

(18) خداوند متعال بندگان مؤمن خویش را به آنچه که ایمان اقتضا می‌نماید، و آن ترس از خدا در همۀ حالات و در پنهان و پیداست امر می‌نماید، و به آنها فرمان می‌دهد تا آنچه را که خداوند به آن امر نموده و یا از آن نهی به عمل آورده است رعایت کنند، و به آنچه که سود یا زیانشان در آن است بنگرند و در آن بیندیشند، چون آنها وقتی آخرت را نصب‌العین خود قرار دهند، و برای جای گرفتن در بهشت اهمیّت بدهند، بیشتر در انجام دادن کارهایی که انسان را به بهشت می‌رسانند کوشش خواهند نمود، و از آنچه که مانع رسیدن به بهشت می‌شود و یا آنها را از حرکت در مسیر آن باز می‌دارد دوری خواهند کرد. نیز وقتی که بدانند خداوند به آنچه آنها انجام می‌دهند، آگاه است؛ و اعمالشان بر خداوند پوشیده نمی‌ماند و نزد او ضایع نمی‌گردد و خداوند آن را فراموش نمی‌کند، این باعث می‌شود تا بکوشند و تلاش نمایند. این آیۀ کریمه اصل و قاعده‌ایست برای اینکه انسان خودش را محاسبه کند و به خویشتن بپردازد. پس اگر در خود لغزشی یافت، با دست کشیدن از آن، و توبۀ نصوح و رویگردانی از اسبابی که او را به آن لغزش می‌رساند آن را جبران نماید. و اگر دید که در انجام امری از اوامر الهی کوتاهی ‌ورزیده است، تلاش نماید آن را جبران کند و فضایل را در وجود خویش رشد دهد، و برای انجام دادن اوامر الهی از پروردگارش کمک بخواهد. و منّت‌ها و نعمت‌هایی که خداوند به او ارزانی داشته است با تقصیر و کوتاهی‌هایی که از او سر زده است مقایسه کند، و این کار باعث می‌شود تا او قطعاً شرم کند.

(19) محرومیّت حقیقی آن است که بنده از این امر غافل باشد، و همانند قومی باشد که خدا را از یاد برده، و ازذکر او و ادای حقّ او غافل شده، و به امیال و خواسته‌های نفس خود روی آورده باشند. قطعاً چنین کسانی فایده‌ای به خود نرسانده‌اند، بلکه خداوند آنها را از آنچه که به مصلحتشان می‌باشد غافل گردانده است، و در هر دو جهان زیانمند شده‌اند. و چنان کلاهی بر سرشان رفته است که امکان جبران آن نیست، چون آنان بدکارند و از اطاعت پروردگارشان منحرف شده و به نافرمانی‌های خداوند گرفتار آمده‌اند.

(20) پس آیا کسی که تقوای الهی را رعایت کرده، و از آنچه که برای فردای قیامتش از پیش فرستاده فکر کرده، و سزاوار برخورداری از باغ‌های بهشت و زندگی سالم با کسانی که خداوند بر آنها انعام نموده، از قبیل: پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان شده است با کسی یکسان است که از ذکر خدا غافل بوده، و حقوق الهی را فراموش کرده، و در دنیا بدبخت شده، و سزاوار عذاب آخرت گردیده است؟! تردیدی نیست که گروه اوّل رستگاران‌اند، و گروه دوّم زیانکاران می‌باشند.

(21) وقتی خداوند مطالبی را برای بندگانش بیان کرد و آنها را در کتاب بزرگ خویش امر و نهی نمود، این ایجاب می‌کند تا آنها به آنچه خداوند آنان را به سوی آن فراخوانده و بر آن تشویق نموده است بشتابند، هرچند که دل‌هایشان چون کوه سخت باشد. چون این قرآن اگر بر کوهی نازل شود، از ترس خداوند کرنش‌کنان از هم پاشیده خواهد شد. یعنی تأثیر قرآن بر دل‌ها چنان زیاد است که حتّی کوه‌ها هم نمی‌توانند در برابر آن مقاوت کنند؛ زیرا مواعظ و اندرزهای قرآن به‌طور مطلق بزرگ‌ترین مواعظ هستند، و اوامر و نواهی قرآن مشتمل بر حکمت‌ها و مصالحی فراوان می‌باشد، و انجام این اوامر و نواهی برای انسان بسیار آسان است و هیچ تکلّف و تناقض و دشواری در آن نیست، و برای هر زمان و مکانی و برای هر کسی مناسب می‌باشند. سپس خداوند متعال خبر داد که او برای مردمان مثال‌ها می‌زند، و حرام و حلال را برای بندگانش توضیح می‌دهد تا در آیات او بیندیشند و تدبّر نمایند؛ چون اندیشیدن در آیات خداوند، گنجینه‌های علم و دانش را برای انسان می‌گشاید، و راه‌های خیر و شرّ را برای او روشن می‌گرداند، و او را بر انجام فضایل اخلاقی تشویق می‌کند، و او را از زشتی‌های اخلاقی باز می‌دارد. پس هیچ چیزی برای بنده از اندیشیدن در قرآن و تدبّر در معانی آن سودبخش‌تر نیست.

59:22–24Page 548

هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۖ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ ٢٢

He is Allāh, other than whom there is no deity, Knower of the unseen and the witnessed.1 He is the Entirely Merciful, the Especially Merciful.

هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ ٱلۡمُؤۡمِنُ ٱلۡمُهَيۡمِنُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡجَبَّارُ ٱلۡمُتَكَبِّرُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ ٢٣

He is Allāh, other than whom there is no deity, the Sovereign,1 the Pure,2 the Perfection,3 the Grantor of Security,4 the Overseer,5 the Exalted in Might,6 the Compeller,7 the Superior.8 Exalted is Allāh above whatever they associate with Him.

هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٢٤

He is Allāh, the Creator,1 the Producer,2 the Fashioner;3 to Him belong the best names.4 Whatever is in the heavens and earth is exalting Him. And He is the Exalted in Might, the Wise.5

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ اوست خدايي يگانه هيچ خدايي جز او نيست داناي نهان و آشکار و بخشاينده و مهربان است هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ اوست خداي يگانه که هيچ خداي ديگري جز او نيست ، فرمانروا است ، پاک است ، ، عاري از هر عيب است ، ايمني بخش است ، نگهبان است ، پيروزمند است ، با جبروت است و بزرگوار است و از هر چه براي او شريک قرارمي دهند منزه است هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ اوست خدايي که آفريدگار است ، صورت بخش است ، اسمهاي نيکو از آن اوست هر چه در آسمانها و زمين است تسبيحگوي او هستند و او پيروزمند و حکيم است.

(22) این آیات کریمه مشتمل بر بسیاری از نام‌های نیکوی خداوند و صفات والای او هستند. پس خداوند خبر داد که معبود به حقّ و راستین تنها اوست؛ خدایی که هیچ معبود به حقّی جز او نیست. و این به خاطر کمال و احسان فراگیر و تدبیر فراگیرش می‌باشد، و هر معبودی غیر از او باطل و پوچ است و سزاوار ذرّه‌ای از عبادت و پرستش نمی‌باشد؛ چون ناتوان و ناقص است و برای خودش اختیار کوچک‌ترین سود و زیانی را ندارد. سپس خودش را به علم و آگاهی فراگیر توصیف نمود که به آنچه از نگاه مخلوق پنهان است و آنچه که مخلوق مشاهده می‌کنند آگاه و داناست. و خویشتن را به رحمت فراگیرش که همه چیز را دربر گرفته است، و اینکه رحمت او به هر موجود زنده‌ای می‌رسد توصیف نمود.

(23) سپس این را بیان داشت که او معبود همه است، و تنها او معبود به حقّ است، و او صاحب و پادشاه همۀ هستی است. پس جهان بالا و پایین همه مملوک خدا هستند، و همه به او نیازمندند، و تحت تدبیر او قرار دارند. (﴿ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ﴾) خداوند منزّه و سالم از هر عیب و نقص می‌باشد، و خداوند بزرگ و دارای مجد و عظمت است، چون «قدّوس» بر پاک بودن از هر عیب و نقصی و بر عظمت خداوند در صفات و شکوهش دلالت می‌نماید. (﴿ٱلۡمُؤۡمِنُ﴾) خداوندی که پیامبرانش را به وسیلۀ معجزات روشن و دلایل قاطع و حجّت‌های واضح تصدیق می‌نماید. (﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾) توانمند است و هرگز مغلوب نمی‌شود و کسی نمی‌تواند جلوی او را بگیرد، بلکه او بر همه چیز چیره است و همه چیز در برابر او فروتن است. (﴿ٱلۡجَبَّارُ﴾) خداوند جبار و چیره که بر همۀ بندگان چیره است و همۀ آفریده‌ها در برابر او مغلوب و فروتن‌اند. خداوندی که شکست خورده را جبران می‌نماید و فقیر را توانگر می‌کند. (﴿ٱلۡمُتَكَبِّرُ﴾) خداوندی که دارای کبریا و عظمت است و از همۀ عیب‌ها و ستم‌ها پاک است. (﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) پاک است خداوند از آنچه انباز او می‌کنند. و این منزّه قرار دادن خداوند از همۀ چیزهایی است که مشرکان او را بدان وصف کرده‌اند.

(24) (﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُ﴾) اوست خداوند، آفرینندۀ همه مخلوقات و تصویرگر همۀ تصویرها. و این نام‌های نیکو:«خالق» و «بارئ» و «مصور» به صفات «خلق» و «تدبیر» و «تقدیر» تعلق دارند که صفاتی مختص به خداوند می‌باشند و هیچ کس در آنها با خدا شریک نیست. (﴿لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) او نام‌های نیک دارد، نام‌های زیاد و بی‌شماری دارد که کسی جز او [تعداد آنها را] نمی‌داند. با وجود این، همۀ نام‌های او نیک هستند، یعنی دارای صفات کمال می‌باشند، بلکه بر کامل‌ترین و بزرگ‌ترین صفت‌ها دلالت می‌نمایند و به هیچ صورت در آن عیب و نقصی نیست. و از نیک بودنشان این است که خداوند آن نام‌ها را دوست می‌دارد و هر کس آنها را دوست بدارد او را نیز دوست می‌دارد و می‌پسندد، نیز دوست دارد که بندگان، او را با این نام‌ها فرا بخوانند و نیازهایشان را از او بطلبند. و از کمال خداوند و برخورداری او از نام‌های نیک و صفات والای او این است که همۀ آنچه در آسمان‌ها و زمین هستند همواره به او نیازمندند، و او را به پاکی می‌ستایند، و نیازهایشان را از او می‌خواهند. پس، هر آنچه را که رحمت و حکمت او اقتضا ‌نماید، از فضل و لطف خویش به آنان می‌دهد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او توانمندِ با حکمت است؛ هرچه بخواهد می‌شود، و هیچ چیزی جز بر اساس حکمت و مصلحتی انجام نمی‌یابد. پایان تفسیر سوره حشر. فلله الحمد على ذلك، والمنة والإحسان.

* * *

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском