As-Sa'diAl‑An'am · 6:136–144

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Al-An'am 6:136–144

6:136–140Page 145

وَجَعَلُواْ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواْ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِۖ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَىٰ شُرَكَآئِهِمۡۗ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ ١٣٦

And they [i.e., the polytheists] assign to Allāh from that which He created of crops and livestock a share and say, "This is for Allāh," by their claim, "and this is for our 'partners' [associated with Him]." But what is for their "partners" does not reach Allāh, while what is for Allāh - this reaches their "partners." Evil is that which they rule.

وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٖ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ قَتۡلَ أَوۡلَٰدِهِمۡ شُرَكَآؤُهُمۡ لِيُرۡدُوهُمۡ وَلِيَلۡبِسُواْ عَلَيۡهِمۡ دِينَهُمۡۖ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا فَعَلُوهُۖ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ ١٣٧

And likewise, to many of the polytheists their partners1 have made [to seem] pleasing the killing of their children in order to bring about their destruction and to cover them with confusion in their religion. And if Allāh had willed, they would not have done so. So leave them and that which they invent.

وَقَالُواْ هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ بِزَعۡمِهِمۡ وَأَنۡعَٰمٌ حُرِّمَتۡ ظُهُورُهَا وَأَنۡعَٰمٞ لَّا يَذۡكُرُونَ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا ٱفۡتِرَآءً عَلَيۡهِۚ سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ ١٣٨

And they say, "These animals1 and crops are forbidden; no one may eat from them except whom we will," by their claim. And there are those [camels] whose backs are forbidden [by them]2 and those upon which the name of Allāh is not mentioned3 - [all of this] an invention of untruth about Him.4 He will punish them for what they were inventing.

وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَاۖ وَإِن يَكُن مَّيۡتَةٗ فَهُمۡ فِيهِ شُرَكَآءُۚ سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٞ ١٣٩

And they say, "What is in the bellies of these animals1 is exclusively for our males and forbidden to our females. But if it is [born] dead, then all of them have shares therein." He will punish them for their description.2 Indeed, He is Wise and Knowing.

قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاْ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِۚ قَدۡ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ ١٤٠

They will have lost who killed their children in foolishness without knowledge and prohibited what Allāh had provided for them, inventing untruth about Allāh. They have gone astray and were not [rightly] guided.

وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي خدا از کشته ها و چارپاياني که آفريده است نصيبي معين کردند و، به خيال خود گفتند که اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمي رسيد ، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مي رسيد به گونه اي بد داوري مي کردند. وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين ، کاهنان ، کشتن فرزند را در نظر بسياري از مشرکان بياراستند تاهلاکشان کنند و در باره دينشان به شک و اشتباهشان افکنند اگر خدا مي خواست چنين نمي کردند پس با دروغي که مي بافند رهايشان ساز. وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي پندار گفتند : اينها چارپايان و کشتزاران ممنوع است هيچ کس جز، آنکه ما بخواهيم ، نبايد از آنها بخورد و اينها چارپاياني است که سوار شدنشان حرام است و اينها چارپاياني است که نام خدا را بر آنها ياد نکنند به خدا افترا مي بندند و به زودي به کيفر افترايي که مي بسته اندجزايشان را خواهد داد. وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه در شکم اين چارپايان است براي مردان ما حلال و براي ، زنانمان حرام است ، و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريکند خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد کرد هر آينه او حکيم و داناست. قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان کردند کساني که به سفاهت بي هيچ حجتي فرزندان خود را کشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزي داده بود حرام کردند اينان گمراه شده اند و راه هدايت را نيافته اند.

(136) خداوند متعال از بی‌خردی و نادانی و سبک مغزی و جهالت عمیق مشرکانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کردند، خبر می‌دهد. و خداوند تبارک و تعالی پاره‌ای از خرافت‌هایشان را بر می‌شمارد تا گمراهی‌شان را یاد آور شود، و مردم از آن بپرهیزند. مخالفت این بی‌خردان با حقی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، نقص و عیبی را متوجّه حقّانیت پیام و رسالت رسول اکرم نمی‌سازد؛ زیرا آنها شایستگی آن را ندارند که در مقابل حق بایستند. پس خداوند از جمله خرافات آنان به این نکته اشاره کرد که آنها (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا﴾) برای خداوند از کشتزار و چهارپایانی که آفریده است، بهره ای قرار دادند، و سهمی از آن برای بت‌هایشان درنظر گرفتند. در حالی که خداوند این چیزها را برای بندگانش آفریده، و آن را روزی آنان قرار داده است. پس آنان دو امر ممنوع را در کنار هم قرار دادند، بلکه سه چیز را که باید از آن پرهیز شود، با هم انجام دادند: یکی اینکه بر خدا منت نهادند که برای او سهمی قرار داده‌اند ، و براین اعتقاد و باور بودند که این کار احسانی است نسبت به خدا. و یکی اینکه بت‌هایشان را که به آنها روزی نداده، و هیچ چیزی را برای آنان به‌وجود نیاورده بودند، در این امر شریک گردانیدند. و موضوع سوم حکم و داوری ستمگرانۀ آنهاست که به آنچه سهم خدا بود، توجه نکرده و به آن اهمیتی نمی‌دادند، اما اگر همان سهم به بت‌ها می‌رسید و برای بت‌ها قرار می‌دادند، به آن توجه می‌کردند و از آن پاسداری می‌نمودند، و چیزی از آن را به خدا نمی‌دادند؛ زیرا هرگاه از کشتزارها و میوه‌ها و حیواناتی که خداوند برای آنان آفریده بود چیزی به دست می‌آوردند، آن را به دو بخش تقسیم کرده و می‌گفتند:«این - به گفته و گمان آنها- از آن خداست» و خداوند جز چیزی که خالصانه برای او باشد، نمی‌پذیرد؛ و عمل کسی را که به او شرک بورزد، قبول نمی‌کند. و بخش دیگر را سهمیۀ شرکا اعم از بت‌ها و شریکان قرار می‌دادند. پس اگر چیزی از آنچه که سهم خدا قرار داده بودند، با آنچه که برای غیر خدا در نظر گرفته بودند، مخلوط می‌شد، به آن توجهی نکرده و می‌گفتند: خداوند از آن بی‌نیاز است، و آن را باز نمی‌گرداندند . و اگر چیزی از آنچه برای خداهایشان قرار داده بودند، با آنچه برای خدا مقرر کرده بودند، مخلوط می‌شد، آن را به سر جایش بر گردانده، و می‌گفتند: بت‌ها فقیرند و باید سهم آنان برگردانده شود. پس آیا حکمی بدتر از این هست؟ و آیا حکمی ستمگرانه‌تر از این هست؟! زیرا از آنچه که برای مخلوق قرار داده بودند، حمایت می‌کردند تا جایی‌که آن گونه از حق خدا محافظت نمی‌کردند. و احتمال دارد که تأویل آیۀ کریمه آن گونه باشد که در حدیث صحیح از پیامبر  صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که از خداوند نقل می‌کند:(أنَا أغنَی الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرکِ ، مَن أشرَکَ مَعِیَ شَیئاً تَرکتُهُ وَشِرْکَهُ)«من از هر نوع مشارکت و غیر آن بی‌نیازم. هرکس که به نیت من و غیر من کاری را انجام دهد؛ یعنی برایم در هر کاری شریک قایل شود، آن را از او نمی‌پذیرم، بلکه آن را به آن غیر واگذار می‌کنم.» معنی آیه این است که آنچه آنها برای بت‌هایشان قرار داده و به‌وسیلۀ آن به بت‌های خود نزدیکی جسته‌اند، تقرب و عبادتی خالصانه برای غیرخداست، و چیزی از آن به خدا تعلق نمی‌گیرد. و آنچه را که به گمان خود برای غیرخدا در نظر گرفته بودند به خدا نمی‌رسد، چون آن شرک است؛ بلکه سهم شرکا و همتایان است، چون خداوند از آن بی‌نیاز است و عملی را که در آن یکی از آفریدگانش شریک قرار داده شود، نمی‌پذیرد.

(137) یکی از موارد بی‌خردی و گمراهی مشرکین، این است که شرکا یعنی سران و شیاطین آنها کشتن فرزندان را برای بسیاری از مشرکین زیبا جلوه می‌دادند. و کشتن فرزندان، به صورت زنده به‌گور کردن بود، و آنان پسران را از ترس فقر و ناداری، و دختران را از ترس آلوده شدن به عار و ننگ زنده به گور می‌کردند. و این فریب و خدعۀ شیاطین بود. شیطان‌هایی که می‌خواستند آنها را هلاک سازند، و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند، پس کارهایی را انجام می‌دادند که در نهایتِ زشتی و قبح قرار داشت. و همواره شرکایشان، کارهایشان را برای آنان زیبا جلوه می‌دادند، تا جایی‌که آن را خوب و عادت پسندیده به حساب می‌آوردند. و اگر خداوند می‌خواست آنها را باز دارد و مانع کشته شدن فرزندانشان شود، چنین نمی‌کردند. اما حکمت او اقتضا نمود تا آنها را با کارهایشان رها کند، و مانعی میان آنان و کارهایشان قرار ندهد، تا بیشتر در گناه فرو روند، و به آنها مهلت بدهد. بنابراین فرمود: (﴿فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ﴾) پس آنها را با دروغ و افترایشان رها کن، و بر آنان اندوهگین مباش؛ زیرا آنها هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانند.

(138) یکی دیگر از مصادیق بی‌خردی آنان این است که چهارپایانی را که خداوند برای آنها حلال نموده و آن را مایۀ روزی و رحمت آنان قرار داده تا از آنها استفاده کنند، از جانب خود حرام گردانده و بدعت‌ها وسخن‌هایی عجیب وغریبی در مورد آنها تراشیده‌اند. پس آنان در مورد برخی از چهارپایان و کشتزارها می‌گویند: (﴿هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ﴾) اینها چهارپایان و کشتزارهای ممنوع و حرامی هستند که، (﴿لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ﴾) جایز نیست کسی از آن بخورد، مگر کسی که ما بخواهیم، و یا کسی که ما او را به صفت خاصی متّصف نموده باشیم. البته همۀ این بحث‌ها را از پیش خود ساخته بودند [و جز زعم و گمان آنها چیز دیگری نبودند]، و جز امیال و خواست و نظر فاسدشان، سند و حجتی بر این مواردِ مزعوم ندارند. و چهارپایانی وجود داشت که از هر جهت حرام قرار داده نشده بودند، بلکه آنان فقط سوار شدن، و بار بردن با آنها را حرام قرار دادند، و پشت آن حیوانات را از سواری و بار حفاظت ‌کردند، و آن را «حام» می‌نامیدند. چهارپایانی بود که هنگام ذبح نام خدا را بر آن نمی‌بردند، بلکه نام بت‌ها و آنچه غیر از خدا می‌پرستیدند، بر آنها می‌بردند، و این کارها را به خدا نسبت می‌دادند، و آنها در این امر، دروغگو و فاسق بودند. (﴿سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) پس به زودی آنها را به سبب دروغی که بر خدا می‌بستند، از قبیل: قرار دادن شریک برای خدا، و حرام کردن خوردنی‌هایی که منافع فراوانی در بر دارند، مجازات خواهد کرد.

(139) و از جمله آرا و نظرات بی‌ارزش آنها این است که آنان جنینِ برخی از چهارپایان را بر زنان ـ نه بر مردان ـ حرام کرده و می‌گفتند: (﴿مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا﴾) آنچه در شکم این چهارپایان است ویژۀ مردان ماست؛ یعنی برای مردان حلال است و زنان با مردان در آن مشارکت ندارند. (﴿وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَا﴾) و بر زنان ما حرام است ، این زمانی بود که جنینِ حیوان، زنده به دنیا بیاید ، واگر جنینِ حیوان به صورت مرده متولد شود، آنها هم در آن شریک هستند؛ یعنی [جنین مرده]، هم برای مردان و هم برای زنان حلال است. (﴿سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡ﴾) پس به زودی خداوند کیفر توصیفشان را خواهد داد؛ زیرا آنچه را خدا حلال کرده است، حرام کردند، و حرام وی را حلال نمودند. پس با شریعت خدا مخالفت ورزیده و حریم آن را شکستند ، و این را به خدا نسبت دادند. (﴿إِنَّهُۥ حَكِيمٌ﴾) خداوند در اینکه به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانایی داده، با حکمت است.(﴿عَلِيمٞ﴾) و به حال آنان آگاه است؛ هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و خداوند به آنان و به دروغی که به او نسبت داده و از جانب خود آن را می‌سازند، آگاه است، با این حال از آنها در می‌گذرد و به آنان روزی می‌دهد.

(140) سپس زیانکاری و بی‌خردی آنها را بیان نموده و می‌فرماید: (﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِعِلۡمٖ﴾) همانا کسانی که فرزندانشان‌را از روی سفاهت و نادانی کشتند، دین و فرزندان و عقل خویش را از دست داده، و در سفاهت و بی‌خردی و سرگشتگی و گمراهی دست و پا می‌زنند. (﴿وَحَرَّمُواۡ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ﴾) و آنچه‌را خدا بدیشان روزی داده است، حرام کردند؛ یعنی آنچه را که خداوند رحمتی برای آنها قرار داده ، و آن را روزی آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند. و به این هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصیف نمودند، در حالی که از حلال ترین حلال‌ها بود. و همۀ اینها، (﴿ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ﴾) دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسی این دروغ‌ها را می‌بافد. (﴿قَدۡ ضَلُّواۡ وَمَا كَانُواۡ مُهۡتَدِينَ﴾) به راستی که بسی گمراه گشتند، و در هیچ کدام از کارهایشان راهیاب نشدند.

6:141Page 146

۞ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ جَنَّٰتٖ مَّعۡرُوشَٰتٖ وَغَيۡرَ مَعۡرُوشَٰتٖ وَٱلنَّخۡلَ وَٱلزَّرۡعَ مُخۡتَلِفًا أُكُلُهُۥ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُتَشَٰبِهٗا وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٖۚ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثۡمَرَ وَءَاتُواْ حَقَّهُۥ يَوۡمَ حَصَادِهِۦۖ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ ١٤١

And He it is who causes gardens to grow, [both] trellised and untrellised, and palm trees and crops of different [kinds of] food and olives and pomegranates, similar and dissimilar. Eat of [each of] its fruit when it yields and give its due [zakāh] on the day of its harvest. And be not excessive.1 Indeed, He does not like those who commit excess.

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ؛ و اوست که باغهايي آفريد نيازمند به داربست و بي نياز از داربست ،، ودرخت خرما و کشتزار ، با طعمهاي گوناگون ، و زيتون و انار ، همانند ، درعين حال ناهمانند چون ثمره آوردند از آنها بخوريد و در روز درو حق آن را نيز بپردازيد و اسراف مکنيد که خدا اسرافکاران را دوست ندارد.

(141) وقتی خداوند تصرف مشرکین را در بسیاری از امور حلال از قبیل: کشتزارها و چهار پایان ذکر نمود، نعمت‌هایی را که به آنها ارزانی داشته بود، برشمرد، و وظیفۀ آنها را در مورد کشتزارها و حیوانات بیان داشت و فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ جَنَّٰتٖ﴾) و او خدایی است که باغ‌هایی را آفریده است که درختان گوناگون و گیاهان مختلفی درآن وجود دارد. (﴿ مَّعۡرُوشَٰتٖ وَغَيۡرَ مَعۡرُوشَٰتٖ ﴾)برای برخی از این باغ‌ها پایه درست شده، و درختانشان بر آن پایه‌ها به هر سو شکوفه داده و پخش می‌شوند، و این پایه‌ها درختان را در بلند شدن از زمین کمک می‌نمایند. و برخی پایه ندارند و بر ساقۀ خود سبز می‌شوند، یا بر روی زمین پهن می‌گردند. و این یادآور فراوانی منافع این باغ‌ها است، و خداوند بندگان را آموخته است که چگونه آن درختان را بالا ببرند و آن را رشد دهند. (﴿وَٱلنَّخۡلَ وَٱلزَّرۡعَ مُخۡتَلِفًا أُكُلُهُۥ﴾) و خداوند متعال درخت خرما و کشتزار را آفریده، که میوه‌های آن مختلف است. همه از یک خاک سر بر آورده، و با یک آب آبیاری می‌شوند؛ اما خداوند متعال برخی را در خوردن، بر برخی دیگر تفضیل داده است. سپس خداوند درخت خرما و کشتزار را با انواع مختلفی که دارد، به طور ویژه بیان کرد؛ زیرا منافع آنها فراوان است، و روزیِ و خوراک بیشتر مردم از این دو نوع تهیه می‌شود. (﴿وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُتَشَٰبِهٗا﴾) و خداوند متعال درخت زیتون و انار را پدید آورده که درختشان با یکدیگر همگون است،(﴿وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٖ﴾) و در میوه و طعم با یکدیگر متفاوت‌اند. در اینجا شاید این سؤال به ذهن برسد که خداوند این باغ‌ها و آنچه را که بر آن عطف شده است، برای چه چیزی آفریده است؟ پس خداوند خبر داد که آن را به خاطر تأمین منافع بندگان پدید آورده است، بنابراین فرمود: (﴿كُلُواۡ مِن ثَمَرِهِۦٓ﴾) از میوه و محصول نخل و کشتزار بخورید، (﴿إِذَآ أَثۡمَرَ﴾) وقتی که محصول داد، (﴿وَءَاتُواۡ حَقَّهُۥ يَوۡمَ حَصَادِهِۦ﴾) و حق کشتزار را که زکات است، و در شریعت دارای نصاب‌های معین است، در روز درو کردن آن بپردازید. خداوند آنها را دستور داد تا زکات آن را روز درو کردن بپردازند و این بدان خاطر است که درو کردن کشتزار، به منزلۀ سپری شدن سال است؛ زیرا در زمان درو، مستمندان بدان چشم می‌دوزند. نیز هنگام درو کردن، دادن زکات برای صاحب کشتزار آسان است، و کسی که در صدد دادن زکات است، در آن هنگام به خوبی می‌داند چکار کند. نیز کسی که از پرداختن آن امتناع می‌کند، برای مردم معلوم و آشکار می‌گردد. (﴿وَلَا تُسۡرِفُوٓاۡ﴾) و اسراف نکنید؛ این نهی، شامل اسراف و زیاده روی در خوردن می‌شود. و اسراف؛ یعنی از حد معمول تجاوز کردن ، و اینکه صاحب کشتزار نباید طوری آن را بخورد که به زکات زیان وارد نماید ، و اسراف و زیاده روی در بیرون کردن زکاتِ کشتزار به این صورت است که بیشتر از اندازه‌ای که بر او واجب است، به عنوان زکات بپردازد، و با پرداخت بیش از حد، به خود و خانواده و طلبکارانش زیان وارد کند. پس همۀ اینها اسراف است و خداوند از آن نهی کرده و آن را نمی‌پسندد، بلکه خداوند از آن متنفر است و آدمی به خاطر آن، مورد نفرت او قرار می‌گیرد. و این آیه دلیلی است بر واجب بودن زکات در حبوبات و میوه‌ها [از قبیل خرما و انگور]، و اینکه لازم نیست یک سال بر آن بگذرد، بلکه سالِ آن، هنگام درو شدن آن در کشتزارها ، و چیدن خرمای نخل است. و اگر چند سال این محصولات پیش بنده بماند، زکات در آن تکرار نمی‌شود، مادامی که برای تجارت نباشد؛ چرا که خداوند جز به هنگام درو کردن و چیدن آن، به بیرون کردن زکات دستور نداده است. و اگر [حبوبات و میوه] قبل از درو شدن یا چیدن به آفتی دچار شود بدون اینکه صاحب کشتزار یا میوه کوتاهی کرده باشد، ضامن آن نمی‌شود. و خوردن از خرما و کشتزار قبل از بیرون کردن زکات آن، جایز است، و این زکات محسوب نمی‌شود، بلکه زکات از مالی بیرون کرده می‌شود که پس از خوردن باقی می‌ماند. و پیامبر صلی الله علیه وسلم محاسب و تخمین زننده‌ای را برای محصولات مردم می‌فرستاد تا مقدار محصولاتشان را تخمین بزند، و او را دستور می‌داد تا یک سوم یا یک چهارم را برای صاحبان آن به‌منظور خوردن و غیره درنظر بگیرد تا خودشان و دیگران از آن بخورند.

6:142–144Page 146

وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ حَمُولَةٗ وَفَرۡشٗاۚ كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ ١٤٢

And of the grazing livestock are carriers [of burdens] and those [too] small. Eat of what Allāh has provided for you and do not follow the footsteps of Satan.1 Indeed, he is to you a clear enemy.

ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِۗ قُلۡ ءَآلذَّكَرَيۡنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۖ نَبِّـُٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ١٤٣

[They are] eight mates - of the sheep, two and of the goats, two. Say, "Is it the two males He has forbidden or the two females or that which the wombs of the two females contain? Inform me with knowledge, if you should be truthful."

وَمِنَ ٱلۡإِبِلِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ ٱثۡنَيۡنِۗ قُلۡ ءَآلذَّكَرَيۡنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۖ أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ وَصَّىٰكُمُ ٱللَّهُ بِهَٰذَاۚ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ١٤٤

And of the camels, two and of the cattle, two. Say, "Is it the two males He has forbidden or the two females or that which the wombs of the two females contain? Or were you witnesses when Allāh charged you with this? Then who is more unjust than one who invents a lie about Allāh to mislead the people by [something] other than knowledge? Indeed, Allāh does not guide the wrongdoing people."

وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ و نيز ، چارپاياني که بار مي برند يا در خور بار برداشتن نيستند از هرچه خدا به شما روزي داده است بخوريد و از شيطان پيروي مکنيد که او دشمن آشکار شماست. ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ هشت لنگه : از گوسفند ، نر و ماده و از بز ، نر و ماده بگو : آيا، آن دو نر را حرام کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را در شکم مادگان است ? اگر راست مي گوييد از روي علم به من خبر دهيد. وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ و از شتر نر و ماده و از گاو نر و ماده ، بگو : آيا آن دو نر را حرام ، کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را که در شکم مادگان است ? آيا آن هنگام که خدا چنين فرمان مي داد شما آنجا بوديد ? پس چه کسي ستمکاتر از آن کسي است که به خدا دروغ مي بندد تا از روي بي خبري مردم را گمراه کند ?هر آينه خدا ستمکاران را هدايت نمي کند.

(142) (﴿وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ حَمُولَةٗ وَفَرۡشٗا﴾) و از چهارپایان، حیواناتی را که باربرند و حیواناتی را که کوچک هستند، پدید آورده است. برخی از حیوانات بار می‌برند و بر آنها سوار می‌شوید، و برخی به سبب اینکه کوچک‌اند، برای سوار شدن و باربری صلاحیت ندارند، مانند بچه شترها و امثال آن، و به این حیوانات فرش گفته می‌شود. پس حیوانات از جهت سواری و باربری به این دو نوع تقسیم می‌شوند ، اما از جهت خوردن، همه خوردنی هستند، و از همه استفاده می‌شود. بنابراین فرمود: (﴿كُلُواۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُواۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) بخورید از روزی‌ای که خدا به شما داده است، و از گام‌های شیطان پیروی نکنید؛ یعنی از راه‌ها و کارهای شیطان پیروی نکنید، که از جملۀ آن این است: برخی از آنچه خدا به شما روزی داده است، حرام کنید. (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) چرا که او برایتان دشمنی آشکار است. پس شما را جز به آنچه که به زیانتان است و باعث شقاوت و بدبختی همیشگی‌تان می‌شود، دستور نمی‌دهد.

(143) حیواناتی را که خدا به بندگانش ارزانی نموده، و آنها را حلال و پاکیزه قرار داده، به صورت مشروح بیان کرده و فرموده است: (﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) هشت جفت‌اند، از گوسفند دو تا نر و ماده، (﴿وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) و از بز دو تا آفریده است، پس شدند چهار تا، و همه در آنچه که خدا حلال کرده است، داخل‌اند و میان آنها فرقی نیست. پس به این سخت‌گیران و کسانی که چیزهایی از آن را حرام قرار داده و چیزهایی را حرام قرار نمی‌دهند، یا برخی از آن را بر زنان حرام می‌کنند و همان قسمت را برای مردان حلال می‌دانند، در قالبی الزام آور به آنان بگو: بین آنچه آنها جایز قرار داده و میان آنچه حرام کرده‌اند، فرقی وجود ندارد. (﴿ءَآلذَّكَرَيۡنِ﴾) [بگو: ] آیا خداوند گوسفندان وبزهای نر را،(﴿حَرَّمَ﴾) حرام کرده است؟ زیرا شما این را به طور عام و فراگیر نمی‌گویید.(﴿أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا گوسفندان و بزهای ماده ‌را؟ این سخن شما نیست، چراکه شما نمی‌گویید از این دو نوع، تنها حیوانات نر یا تنها حیوانات ماده حرام‌اند. آنچه که باقی می‌ماند این است که اگر در شکم ماده‌ها، جنین نر یا جنین ماده باشد، و یا در شکمشان جنین نامعلومی باشد. پس فرمود: (﴿أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا آنچه را میش ماده یا بز ماده در شکم داشته باشد، حرام می‌دانید، و از نظر شما فرقی نمی‌کند که آنچه در شکم دارند، نر باشد یا ماده؟ شما این گفته را نیز نمی‌گویید. پس وقتی که هیچ‌یک از این سه‌گفته، متعلق به شما نیست که تمام حالت‌های حیوانات در این اقسام منحصر است، به چه راهی می‌روید؟! و چه می‌گویید؟! (﴿نَبِّ‍ُٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرا از روی آگاهی و دانش باخبر سازید اگر در گفتار و ادعایتان راست می‌گویید. و مشخص است که آنها نمی‌توانند جز یکی از این سه گفته را بگویند؛ زیرا غیر از این سه مورد، در عقل نمی‌گنجد. و آنها یکی از این سه گفتۀ مذکور را نمی‌گویند، بلکه می‌گویند: برخی از چهارپایان ـ‌که آنها از سوی خود اصطلاحاتی برایشان گذاشته‌اندـ بر زنان حرام می‌باشند، نه بر مردان. یا در برخی از اوقات حرام هستند. و یا گفته‌هایی از این قبیل، که بدون شک مصدر و منبع آن جهل مرکب و عقل‌های منحرف و آرای فاسد می‌باشد، و خداوند بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، و آنان نیز بر راستی‌اش دلیل و حجتی ارائه نکرده‌اند.

(144) سپس مطلب فوق را در مورد شتر و گوسفند نیز تکرار کرد. و پس از آنکه باطل بودن گفتۀ آنان را بیان کرد، طوری با آنها سخن گفت که راهی جز پیروی از شریعت خدا برای آنان باقی نگذاشت: (﴿أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ وَصَّىٰكُمُ ٱللَّهُ بِهَٰذَا﴾) یعنی شما ادعایی بیش ندارید و هیچ دلیلی برای اثبات صدق و صحت آن ندارید، جز اینکه از سرِ هوی و هوس بگویید:«خداوند ما را به این سفارش نموده و به ما وحی کرده است، همان‌طور که بر پیامبرانش وحی فرستاده است. و پیامی که خداوند به ما وحی کرده است، با آنچه پیامبران، مردم را به سوی آن دعوت می‌کنند و کتاب‌ها بر آن نازل شده‌اند، مخالف است.» و این دروغ و افترایی است که همه آن را می‌دانند. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد تا مردم را بدون علم و آگاهی گمراه سازد؟ یعنی هدف وی از دروغ گفتن و نسبت دادن دروغ به خدا، گمراه نمودن بندگان خدا از راه وی است. و برای توجیه عمل خود، دلیل و حجتی از عقل و شرع ندارد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) همانا خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند؛ کسانی که جز ظلم و ستم و دروغ بستن بر خدا بلد نیستند، و چیزی دیگر را نمی‌خواهند.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском