As-Sa'diAl‑An'am · 6:68–83

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Al-An'am 6:68–83

6:68–69Page 135

وَإِذَا رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ يَخُوضُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦۚ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ ٦٨

And when you see those who engage in [offensive] discourse1 concerning Our verses, then turn away from them until they enter into another conversation. And if Satan should cause you to forget, then do not remain after the reminder with the wrongdoing people.

وَمَا عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَلَٰكِن ذِكۡرَىٰ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ ٦٩

And those who fear Allāh are not held accountable for them [i.e., the disbelievers] at all, but [only for] a reminder - that perhaps they will fear Him.

وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ؛ و چون ببيني که در آيات ما از روي عناد گفت و گو مي کنند از آنها رويگردان شو تا به سخني جز آن پردازند و اگر شيطان تو را به فراموشي افکند، چون به يادت آمد با آن مردم ستمکاره منشين. وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَـكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ کساني که پرهيزگاري پيشه کرده اند به گناه کافران بازخواست نخواهند شد،، ولي بايد آنان را پند دهند باشد که پرهيزگار شوند.

(68) منظور از فرو رفتن در آیات خدا، سخنی است که با حق مخالف باشد، از قبیل: تحسین گفتارهای باطل و فرا خواندن به سوی آن، و ستایش اهل آن، و روی گردانی از حق، و طعنه زدن به آن، و عیب جویی ازاهل حق. و خداوند در اصل پیامبر را دستور داده و به دنبال او امتش را نیز دستور داده است که هرگاه کسی را دیدند به طریق مذکور به طعنه زدن به آیات خدا می‌پردازد، باید از چنین کسانی رویگردانی کنند، و در مجالس کسانی ننشینند که به عیب‌جویی از آیات خدا می‌پردازند، و در باطل فرو می‌روند، و این کار را ادامه می‌دهند، تا اینکه بحث عوض شود و به سخنی دیگر بپردازند. پس هرگاه به مسائل دیگری پرداختند، نهی مذکور از بین می‌رود. بنابراین اگر مصلحتی در کار باشد، حضور در چنین مجالسی جایز است؛ و اگر مصلحتی در کار نباشد، حضور در آن مفید نبوده و به نشستن درآن دستور داده نشده است. و مذمت و نکوهشِ فرورفتن در باطل و پرداختن به آن، در واقع به معنی مدح و تمجید پژوهش و بحث و مناظره است. سپس فرمود: (﴿وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾) و اگر شیطان تو را به فراموشی در انداخت، و از روی فراموشی و غفلت با آنها نشستی، (﴿فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بعد ‌از به یادآوردن، [دیگر] با قوم ستمکار منشین. قوم ستمکار، قومی هستند که از روی باطل به آیات می‌پردازند، و یا سخن حرامی را بر زبان می‌آورند، و یا کار حرامی را انجام می‌دهند. پس نشستن و حضور در مکان و مجلسی که در آن منکری انجام می‌شود و انسان نمی‌تواند آن را از بین ببرد، حرام است. این نهی و تحریم، متوجّه کسی است که با آنها بنشیند و پرهیزگاری نداشته باشد، به این صورت که در سخن یا کار حرام با آنها مشارکت نماید، و یا سکوت اختیار کرده و اعتراض و انکار نکند. پس اگر پرهیزگاری و ترس از خدا را پیشه سازد- به این صورت که آنها را به خیر دستور دهد و از شر و سخنی که از آنان سر می‌زند، باز دارد، و به دنبال آن منکر از بین رود یا کمتر شود- برچنین فردی گناهی نیست، و اشکالی ندارد که با آنان بنشیند.

(69) این نهی و تحریم، متوجّه کسی است که با آنها بنشیند و پرهیزگاری نداشته باشد، به این صورت که در سخن یا کار حرام با آنها مشارکت نماید، و یا سکوت اختیار کرده و اعتراض و انکار نکند. پس اگر پرهیزگاری و ترس از خدا را پیشه سازد- به این صورت که آنها را به خیر دستور دهد و از شر و سخنی که از آنان سر می‌زند، باز دارد، و به دنبال آن منکر از بین رود یا کمتر شود- برچنین فردی گناهی نیست، و اشکالی ندارد که با آنان بنشیند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَلَٰكِن ذِكۡرَىٰ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) و بر کسانی که پرهیزگاری می‌کنند، از حساب آنان چیزی بر آنها نیست. اما باید آنان را تذکر و پند دهند، تا شاید بپرهیزند. این آیه بیانگر آن است که پند دهنده باید سخنی را به کار گیرد که به حاصل شدن تقوا بینجامد. و هرگاه پند و اندرز، به شر و بدیِ بیشتر منجر شود، ترک آن واجب است؛ زیرا هرگاه پند و اندرز با مقصود و هدف متعارض باشد، ترک آن مقصود است.

6:70Page 136

وَذَرِ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَهُمۡ لَعِبٗا وَلَهۡوٗا وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ وَذَكِّرۡ بِهِۦٓ أَن تُبۡسَلَ نَفۡسُۢ بِمَا كَسَبَتۡ لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ وَإِن تَعۡدِلۡ كُلَّ عَدۡلٖ لَّا يُؤۡخَذۡ مِنۡهَآۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أُبۡسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْۖ لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡفُرُونَ ٧٠

And leave those who take their religion as amusement and diversion and whom the worldly life has deluded. But remind with it [i.e., the Qur’ān], lest a soul be given up to destruction for what it earned; it will have other than Allāh no protector and no intercessor. And if it should offer every compensation, it would not be taken from it [i.e., that soul]. Those are the ones who are given to destruction for what they have earned. For them will be a drink of scalding water and a painful punishment because they used to disbelieve.

وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ؛ و واگذار آن کساني را که دين خويش بازيچه و لهو گرفته اند و زندگاني ، دنيا فريبشان داد و به قرآن به يادشان بياور که بر کيفر اعمال خويش در جهنم محبوس خواهند ماند جز خدا دادرس و شفيعي ندارند و اگر براي رهايي خويش هر گونه فديه دهند پذيرفته نخواهد شد اينان به عقوبت اعمال خود در جهنم محبوسند و به کيفر آنکه کافر شده اند برايشان شرابي از آب جوشان و عذابي دردآور مهيا شده است.

(70) آنچه از بندگان خواسته شده، این است که دین را خالصانه برای خدا انجام دهند؛ به این صورت که تنها او را بپرستند، و تمام توان خود را برای جلب خشنودی و رضایت او مبذول دارند. و این کار مستلزم آن است که قلب را متوجه خدا نمود، و به‌طور جدی در این مسیر گام برداشت، و مخلصانه برای رضای خدا به پیش رفت، و ریا و شهرت طلبی را کنار گذاشت. این است دین حقیقی. اما هرکس ادعا کند که او بر حق است و از دین و پرهیزگاری برخوردار است، درحالی که دینش را به بازیچه و سرگرمی گرفته است؛ به گونه‌ای که، قلب او از محبت خدا و شناخت او غافل شده، و به هر آنچه که به وی زیان می‌رساند، روی آورده، و در باطل خویش فرو رفته است، و با جسم و بدن خود در آن به سرگرمی می‌پردازد؛ زیرا هرگاه کار و تلاشش برای غیر خدا انجام ‌گیرد، بازیچه و سرگرمی است. خداوند دستور داده است که چنین فردی را ترک کنیم و از او بپرهیزیم، و فریب وی را نخوریم، و مراقب کارهایش باشیم، و نباید موانع و مشکلات او، ما را از آنچه که آدمی را به خدا نزدیک می‌گرداند، باز دارد.(﴿وَذَكِّرۡ بِهِۦٓ﴾) و به وسیلۀ این قرآن، آنچه را که به بندگان فایده می‌رساند، اندرز بده. آنان را به خواندن قرآن و تبعیّتِ از آن دستور بده، و به صورت مشروح برایشان بیان کن، و آن را برایشان نیکو جلوه بده، و اوصاف و ویژگی‌های زیبای آن را برایشان بیان کن، و از آنچه که به ضرر بندگان است، نهی کن، و آن را به صورت مبسوط برایشان بیان نما، و صفت‌های زشتِ منهیات را برای آنان بیان کن به گونه‌ای که انسان به ترک آن رغبت پیدا کند. و همۀ این مطالب، بدان خاطر است تا کسی به سبب آنچه انجام داده است، هلاک نشود؛ یعنی قبل از اینکه بنده مرتکب گناه شود، و بر خداوندی که خفایا را می داند، جرأت کند و به این کار نادرست و زشت ادامه دهد، وی را پند و اندرز بده، تا باز آید و از کارش دست بکشد. (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ﴾) قبل از اینکه گناهانش، او را احاطه نماید، آنگاه هیچ کس به او سودی نمی‌رساند، و هیچ خویشاوند و دوستی جز خدا، او را یاری و سرپرستی نکرده و هیچ شفاعت کننده‌ای برای او شفاعت نمی‌کند.(﴿وَإِن تَعۡدِلۡ كُلَّ عَدۡلٖ﴾) و اگر هرگونه فدیه‌ای بپردازد ـ گرچه پُرِ زمین طلا باشد ـ (﴿لَّا يُؤۡخَذۡ مِنۡهَآ﴾) ازاو پذیرفته نمی‌شود و فایده‌ای برای وی نخواهد داشت. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) ایشان که دارای صفات مذکورند، (﴿ٱلَّذِينَ أُبۡسِلُواۡ﴾) کسانی‌اند که هلاک شده و از خیر نا اُمید گشته‌اند، و این (﴿بِمَا كَسَبُواۡۖ لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ﴾) به سبب کارهایی است که انجام داده‌اند. برای آنان، شرابی است که بی‌نهایت داغ و گرم است و چهره‌هایشان را می‌سوزاند و روده‌هایشان را تکّه تکّه می‌کند. (﴿وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواۡ يَكۡفُرُونَ﴾) و به سبب کفری که می ورزیدند، برای آنان عذابی دردناک است.

6:71–73Page 136

قُلۡ أَنَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى ٱئۡتِنَاۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۖ وَأُمِرۡنَا لِنُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٧١

Say, "Shall we invoke1 instead of Allāh that which neither benefits us nor harms us and be turned back on our heels after Allāh has guided us? [We would then be] like one whom the devils enticed [to wander] upon the earth confused, [while] he has companions inviting him to guidance, [calling], 'Come to us.'"2 Say, "Indeed, the guidance of Allāh is the [only] guidance; and we have been commanded to submit to the Lord of the worlds.

وَأَنۡ أَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّقُوهُۚ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ ٧٢

And to establish prayer and fear Him." And it is He to whom you will be gathered.

وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۖ وَيَوۡمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُۚ قَوۡلُهُ ٱلۡحَقُّۚ وَلَهُ ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِۚ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ ٧٣

And it is He who created the heavens and earth in truth. And the day [i.e., whenever] He says, "Be," and it is, His word is the truth.1 And His is the dominion [on] the Day the Horn is blown. [He is] Knower of the unseen2 and the witnessed;3 and He is the Wise, the Aware.

قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ بگو : آيا سواي الله کسي را بخوانيم که نه ما را سود مي دهد و نه زيان ، مي رساند ? و آيا پس از آنکه خدا ما را هدايت کرده است ، همانند آن کس که شيطان گمراهش ساخته و حيران بر روي زمين رهايش کرده ، از دين بازگرديم ? او را ياراني است که به هدايت ندايش مي دهند که نزد ما بازگردد بگو : هدايتي که از سوي خدا باشد ، هدايت واقعي است و به ما فرمان رسيده که در برابر پروردگار جهانيان تسليم شويم. وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و نماز بخوانيد و از او بترسيد اوست آنکه همگان نزدش محشور مي شويد. وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ؛ و اوست آنکه آسمانها و زمين را بيافريد و روزي که بگويد : موجود شو ،پس موجود مي شود گفتار او حق است و در آن روز که در صور بدمند فرمانروايي از آن اوست نهان و آشکار را مي داند و او حکيم و آگاه است.

(71) (﴿قُلۡ﴾) [ای پیامبر!] به کسانی که به خدا شرک می‌ورزند و غیرِ او را به فریاد می‌خوانند، و شما را به دینشان دعوت می‌کنند، و اوصاف معبودانشان را برای تو بیان می‌کنند ـ اوصافی که عاقل با آگاهی یافتن از آن باز می‌آید؛ زیرا هرگاه انسان خردمند به طور سطحی در مذهب مشرکان نظر اندازد، به باطل بودن آن یقین حاصل می‌نماید، و برای بطلان آن نیازی به اقامۀ دلیل آن ندارد ـ ، پس به چنین کسانی بگو: (﴿أَنَدۡعُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا﴾) آیا غیر از خدا کسی را بخوانیم که سود و زیانی به ما نمی‌رساند؟ این صفت شامل تمامی کسانی است که غیرخدا را می‌پرستند، چون آنچه جز خدا پرستش می‌شود، سود و زیانی نمی‌رساند، و کاری در دست او نیست، بلکه همۀ کارها در دست خداست. (﴿وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ﴾) و آیا بعد از اینکه خداوند ما را هدایت کرد، به گمراهی بازگردیم؟ و از هدایت و رشد به انحراف برگردیم؟ و از راهی که انسان را به باغ‌های بهشت می‌رساند، به راهی برگردیم که آدمی را به عذاب دردناک جهنم می‌رساند؟! پس این حالتی است که انسانِ خردمند آن را نمی‌پسندد. و کسی که دارای این حالت است، (﴿كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بسان کسی است که شیاطین او را گمراه نموده، و از راه و برنامه و هدفش منحرف کرده است. (﴿حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) سرگشته و حیران است؛ دوستانی دارد که او را به سوی هدایت فرا می‌خوانند، اما شیطان‌ها او را به زشتی و انحراف دعوت می‌کنند، و او میان این دو دعوتگر حیران مانده است. و همۀ مردم چنین حالتی را دارند، جز کسانی که خداوند آنها را در امان قرار داده است. به درستی که آنان کشش‌ها و انگیزه‌هایی متعارض در خود می‌یابند [کشش و جاذبه‌های شیطانی، و انگیزه و محرک‌های رحمانی]. انگیزه‌های خیری که در وجود چنین کسانی یافت می‌شود عبارتند: از انگیزه‌ی رسالت، عقل صحیح و فطرت سالم. (﴿يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) او را به سوی هدایت و صعود به بالاترین مقام فرا می‌خوانند. از طرفی نیز انگیزه‌های شیطانی در درون آدمی وجود دارد، و هرکس شیوۀ شیطان را درپیش گیرد و از نفس سرکش پیروی کند، گمراه شده و به پایین ترین جایگاه و «اسفل السافلین» سقوط می‌کند. برخی از مردم در همه یا اغلب کارهایشان از انگیزه‌های رحمانی بهره برده و راه هدایت را در پیش می‌گیرند؛ و برخی از مردم بر عکس این هستند؛ و برخی هستند که هر دو نوع انگیزه در آنها وجود دارد، و این دو انگیزه در وجود آنان با یکدیگر متعارض و مخالف‌اند. و در اینجا اهل سعادت از اهل شقاوت باز شناخته می‌شوند. (﴿قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰ﴾) بگو: هدایت خدا، هدایت واقعی است. هدایت؛ همان است که خداوند بر زبان پیامبرش بیان نموده، ودیگر راه‌ها به گمراهی و نابودی و هلاکت می‌انجامند. (﴿وَأُمِرۡنَا لِنُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و فرمان داده شده‌ایم تا از پروردگار جهانیان فرمان بریم؛ تسلیم یگانگی و اوامر و نواهی او باشیم، و به بندگی وی در آییم. همانا این، برترین نعمتی است که خداوند به بندگان ارزانی نموده است، و کامل‌ترین تربیتی است که خداوند آنها را ازآن بهره‌مند کرده است.

(72) (﴿وَأَنۡ أَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّقُوهُ﴾) و دستور داده شده‌ایم که نماز را همراه با ارکان و شرایط و سنت‌هایش و آنچه آن را تکمیل می‌نماید، بر پا داریم. (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و با انجام آنچه خداوند بدان دستور داده، و با پرهیز از منهیّاتش، از او بترسید. (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و او خدایی است که به سویش محشور خواهید شد، و در روز قیامت در پیشگاه او جمع می‌شوید، و شما را طبق اعمال خوب و بدتان پاداش می‌دهد.

(73) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و او خدایی است که آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان را فرمان دهد، و آنان را نهی کند، و به آنان پاداش و کیفر بدهد. (﴿وَيَوۡمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوۡلُهُ ٱلۡحَقُّ﴾) و روزی که می‌فرماید: «باش» پس می‌شود، سخن او حق است، و هیچ شک و تردیدی درآن نیست، و او چیزِ بیهوده‌ای را نمی‌گوید، (﴿وَلَهُ ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ﴾) و روزی که در صور دمیده می‌شود، پادشاهی از آن اوست؛ یعنی در روز قیامت. به طور ویژه فرمود: پادشاهی قیامت ازآن او ست با اینکه او صاحب و فرمانروای هرچیزی است؛ زیرا در روز قیامت همه مالکیت‌ها لغو شده و از بین می‌رود، پس پادشاهی و ملوکیت، جز برای خداوند قهار و یکتا باقی نخواهد ماند. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) آگاه و عالم به پنهان و آشکار می‌باشد، و او با حکمت و آگاه است؛ ذاتی که دارای رحمت کامل و نعمت فراوان و احسان بزرگ است، و علم و آگاهی او، تمام خفایا و اسرار را در بر گرفته است، و هیچ خدا و پروردگاری جز او نیست.

6:74–83Page 137

۞ وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ ٧٤

And [mention, O Muḥammad], when Abraham said to his father Āzar, "Do you take idols as deities? Indeed, I see you and your people to be in manifest error."

وَكَذَٰلِكَ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ ٧٥

And thus did We show Abraham the realm of the heavens and the earth that he would be among the certain [in faith].

فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ رَءَا كَوۡكَبٗاۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّيۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ ٧٦

So when the night covered him [with darkness], he saw a star. He said, "This is my lord."1 But when it set, he said, "I like not those that set [i.e., disappear]."

فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا قَالَ هَٰذَا رَبِّيۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ ٧٧

And when he saw the moon rising, he said, "This is my lord." But when it set, he said, "Unless my Lord guides me, I will surely be among the people gone astray."

فَلَمَّا رَءَا ٱلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُۖ فَلَمَّآ أَفَلَتۡ قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ ٧٨

And when he saw the sun rising, he said, "This is my lord; this is greater." But when it set, he said, "O my people, indeed I am free from what you associate with Allāh.

إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ حَنِيفٗاۖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٧٩

Indeed, I have turned my face [i.e., self] toward He who created the heavens and the earth, inclining toward truth, and I am not of those who associate others with Allāh."

وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِۚ وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡـٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ٨٠

And his people argued with him. He said, "Do you argue with me concerning Allāh while He has guided me? And I fear not what you associate with Him [and will not be harmed] unless my Lord should will something. My Lord encompasses all things in knowledge; then will you not remember?

وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗاۚ فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ٨١

And how should I fear what you associate while you do not fear that you have associated with Allāh that for which He has not sent down to you any authority? So which of the two parties has more right to security, if you should know?"

ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ ٨٢

They who believe and do not mix their belief with injustice1 - those will have security, and they are [rightly] guided.

وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦۚ نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ ٨٣

And that was Our [conclusive] argument which We gave Abraham against his people. We raise by degrees whom We will. Indeed, your Lord is Wise and Knowing.

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.

(74) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بت‌هایی را عبادت می‌کنی، که فایده‌ای نمی‌رسانند و زیانی نمی‌دهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری می‌بینم؛ زیرا کسانی را عبادت می‌کنید که سزاوار کوچک‌ترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کرده‌اید.

(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمان‌ها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمان‌ها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقین‌کنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده می‌کند، یقین و علم کامل برای او به دست می‌آید.

(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستاره‌ای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستاره‌های روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت می‌نماید که از دیگر ستاره‌ها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفته‌اند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آن‌که مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بی‌خردی محض و یک امر باطل نیست؟

(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتی‌که ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشنایی‌اش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق می‌کند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتی‌که ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کننده‌ای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.

(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگ‌تر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار می‌دهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.

(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گردانده‌ام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که می‌گوید: ابراهیم در کودکی‌اش چنین می‌پنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.

(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله می‌کنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایده‌ای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت می‌کند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا می‌سازید، نمی‌ترسم؛ زیرا آنها نمی‌توانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡ‍ٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمی‌شوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.

(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا می‌سازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمی‌تواند فایده‌ای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمی‌دهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواست‌های خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدام‌یک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر می‌دانید؟

(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا می‌سازد، می‌فرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست می‌یابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در می‌یابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست می‌دهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.

(83) وقتی‌که خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند می‌کنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند به‌وسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری می‌دهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار می‌دهد؛ مردم به کارهایش چشم می‌دوزند و از او پیروی می‌کنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب می‌نمایند. خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا می‌برد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمی‌دهد، و او به این محل آگاه‌تر است.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском